اظهارات متفرقه :
درباره نخست وزیر آموزگار (یکی از دوستان خوب امیرپرویز) او در امور اقتصادی و بین المللی فرد
کاملاً قابلی است اما مدتها است که هرگونه مسئولیت یا علاقه واقعی به امور داخلی ایران را کنار گذاشته
است، با این تصور که شاه هم اکنون در این امور به حد کافی مشاور دارد. بنا به قول استاندار، این طرز فکر
آموزگار نهایتا او را به دردسر خواهد انداخت.
درباره تیمسار اسکندر آزموده (استاندار پیشین آذربایجان شرقی) در درجه اول او هیچ گاه
نمی بایست یک استاندار می شد و حتی قبل از شورش های تبریز بسیاری از مقامات دولتی را وادار به ترک
نمود. معاشرت با وی مشکل بود و حتی به زبان فارسی درک منظور او آسان نبود. (این جمله ضمن بیان
یک داستان طولانی درباره آزموده در یک ملاقات در تهران گفته شد).
درباره دلیل عدم رضایت شهربانو از تبریز (تذکر: علیرغم نسب تبریزی خانواده دیبا، عموما تصور
می شود که او (شهربانو) از شهر و ساکنان آن بدش می آید و ظاهرا استاندار تبریزی الاصل نیز همین طور
فکر می کند) در سال 1909 طی قیام تبریز به طرفداری از قانون اساسی، پدر بزرگ شهربانو به نام
نظام العلماء یک ملا و زمیندار شهر بود. در آن زمان تنها منبع ارتباطی و مرکز دائمی مورد توجه عوام در
تبریز اداره تلگراف بود که با تهران و دولت مرکزی ارتباط داشت. یک روز پیامی رسید که در آن اعلام شده
بود که رژیم قاجار فقط «نظامنامه» (یعنی «قوانین فرعی» به جای خود قانون اساسی) را تأیید کرده و
متصدی تلگراف این خبر ناگوار را برای حاضران در اتاق شلوغ و پر سروصدا بلند خواند، مردم اشتباها
حرف او را این طور فهمیدند که شاه قاجار نظام العلماء را تأیید می کند. در سروصدا و شلوغی احساسات
جمعیت که از پیش تحریک شده بود، زیادتر شده و به صورت یک دسته خشمگین در آمدند و به منزل این
شخص حمله نموده آن را آتش زدند و پدر بزرگ شهربانو را واداشتند که با خانواده خود از شهر فرار کرده
و به تهران برود.
درباره تیمسار جعفر شفقت، استاندار جدید آذربایجان شرقی او مردم خوب و شایسته ای است که با
یک گروه مذهبی مهم تبریز پیوندهای عالی دارد. امیرپرویز خبر یافته بود که خود او قرار است به عنوان
استاندار به تبریز فرستاده شود، اما بعد شاه با این فکر که یک فرد نظامی ضروری تر خواهد بود، تغییر نظر
داد. درباره طرح ریزی شهری و «خواست مردم» اکثریت تقاضاهایی که افراد در استان کرمانشاه به
استاندار تسلیم می کنند (او به طور هفتگی ملاقاتهای آزادی دارد که ضمن آن به تمام تقاضاها از هر نوع که
باشند گوش فرا می دهد) به گرفتن زمین محل سکونت یک مشکل عظیم است و دارای استعداد
دردسرتراشی برای آینده نیز می باشد. وی ضمن یک تلاش برای تسریع توسعه شهر، بنگاه مشاور عمرانی
که قبلاً در کرمانشاه کار می کرد و مرکزش در تهران بود را تعطیل کرد و می گفت که این شرکت صرفا مانع
پیشرفت بوده و بر سر راه مردم مانع می تراشیده، علاوه برآن که قبل از اتخاذ تصمیمات کند و ملال آور
خود، تقاضای رشوه های بالا می نموده است.
نتیجه گیری:
استاندار امیرپرویز یک ناظر باهوش در خصوص وقایع ایران است و از پیوندهای اداری خوبی در
تهران و ارتباطهای نزدیکی با همشهریانش در تبریز برخوردار است. اظهارات بی پرده او درباره احساس
بیگانگی که بخش بزرگی از مردم ایران نسبت به دولت مرکزی و حزب رستاخیز دارند، همراه با
نتیجه گیری های بدبینانه او درباره ادامه مشکل ناشی از دلایل مذهبی که بدفعات در سایر مکالماتی که با
وی در مورد شورش های تبریز داشته ام، تکرار شده اند، مرا به یک پیش بینی تأسفبار، می رساند که با در
نظر داشتن ساخت طبقه زیر متوسط و محافظه کارانه پلیس محلی، ژاندارمری و جمع کثیری مشمولان
خدمت وظیفه ارتش، تا چه حدی از موفقیت می توان از این گروهها در تلاش های آینده جهت سرکوب
شورشیان استفاده کرد؟
اگر استاندار درست گفته باشد و مردم واقعا احساس کنند که رژیم «به اسلام پشت پا زده است»، منطقی
به نظر می رسد که همان احساس را همان گروههای پلیس و ارتش که وجودشان برای سرکوب اغتشاشات
لازم است، داشته باشند. با داشتن نیروی پلیس و نظامیان ضد شورش سرکوب یک تظاهرات دانشجویی
نسبتا ساده است، لیکن در این که واکنش آتی سربازان وظیفه و پلیس زمانی که رودروی گروهی قرار
گیرند که ممکن است خود را از آن بدانند، چه خواهد بود، تردید وجود دارد.
ام. جی. مترینکو 15 مارس 1978 24/12/56
امیرپرویز، امیرحسین 2
تاریخ: 5 سپتامبر 1978 14/6/57خیلی محرمانه
از: سفارت امریکا، تهران 8418
اطلاعات بیوگرافیک در مورد وزرای جدید عبارتند از:
2 امیرحسین امیرپرویز، وزیر کشاورزی
امیرپرویز، متولد 1922، یک فرد با تجربه در امور کشاورزی است. وی در رشته مطالعات کشاورزی
از دانشگاه کرج فارغ التحصیل شد و در رشته اقتصاد کشاورزی مدرک بالاتری از مینه سوتا دریافت کرد و
در پوردو (Purdue) نیز تحصیل نمود. وی در سال 1946 به وزارت کشاورزی پیوست و تا ارتقاء به سمت
معاونت وزیر در سال 1967، سمت های مختلفی را به عهده داشت. وی در سمت استاندار لرستان و همدان
در سالهای 75 1974 کار کرد و از دسامبر 1975 استاندار کرمانشاهان شد. امیرپرویز پیشرو و باهوش
است و ثابت شده که برای کنسولگری امریکا در تبریز فرد بسیار مفیدی بوده است. وی متأهل بوده(1)و دو
فرزند دارد. یک دختر که هم اکنون در OF WIGHT ISLEدرس می خواند و یک پسر که در دبیرستانی در
تهران است. وی به زبان انگلیسی و فرانسه صحبت می کند.
امیرپرویز، امیرحسین 3
خیلی محرمانه
امیرحسین امیرپرویز وزیر کشاورزی و توسعه روستایی (از اوت 1978)
عنوان خطاب: آقای وزیر
امیرحسین امیرپرویز، وزیر کشاورزی و توسعه روستایی در کابینه جعفر شریف امامی بود، و همین
پست را در کابینه ارتشبد غلامرضا ازهاری که در نوامبر 1978 تشکیل شد، حفظ کرد. وی فردی که
1- در این قسمت نوشته شده که ”او با یک آشپز عالی ازدواج نمود“ که این جمله با قلم خط خورده است. م
باهوش، پر حرارت و مصمم است، شهرتی را به عنوان یک متخصص در اصلاحات ارضی کسب کرده
است. روحیه امیرپرویز نه خشن است و نه گستاخ، اما او کاملاً قادر است که قاطعانه عمل کند و از به
کارگیری مسئولیت و قدرت کامل خود امتناع نخواهد ورزید، او حامی پروپاقرص شاه است. امیرپرویز
علاقه بسیاری به ایالات متحده دارد و امریکائیها را به عنوان مردم امریکا (به سبب امریکایی بودنشان) و
به عنوان همکار دوست دارد. وی در تماسهایش با مقامات امریکایی صمیمی و دوستانه بوده است.
امیرپرویز لیسانس خود را در رشته کشاورزی از دانشکده کرج گرفت و در رشته اقتصاد کشاورزی در
دانشگاه مینه سوتا در سال 1956، تحصیلات بعدی خود را به انجام رسانید. در 1946 وارد دستگاه دولتی
شد و در پست های رئیس سازمان تعاونی کشاورزی، مدیرعامل اداره گسترش ماشین آلات کشاورزی و
معاون اجرایی وزارت کشاورزی خدمت کرد. او در سالهای 73 1967 معاون وزیر کشاورزی بود. در
سال 1973 به سمت استاندار استان لرستان، در 1974 استاندار همدان و در 1975 به سمت استاندار
کرمانشاهان منصوب شد.
آقای وزیر 54 ساله است، به اعتدال می نوشد و به خارج سفر می کند. مسافرتهایی به ایالات متحده و
اروپا کرده است. امیرپرویز انگلیسی را خوب و فرانسوی و ترکی را نسبتا خوب صحبت می کند. او ازدواج
کرده است و یک دختر و یک پسر دارد. همسرش یا در امریکا یا در انگلیس تحصیل کرده و انگلیسی را
عالی تکلم می کند. 28 نوامبر 1978 7/9/57
محمدرضا امین
امین، محمدرضا 1
محمدرضا امین، رئیس دانشگاه صنعتی آریامهر خیلی محرمانه
محمدرضا امین، رئیس دانشگاه صنعتی آریامهر، به عنوان آموزش دیده ترین و فعالترین رئیس
دانشگاه در ایران توصیف شده است. وی در سال 1927 در اصفهان در یک خانواده ثروتمند و برجسته
متولد شد. وی در رشته فیزیک اتمی در دانشگاه برکلی موفق به اخذ درجه دکترا گردید و جهت تدریس در
دانشگاه تهران در سال 1954 به ایران بازگشت. پس از انزجار از صحنه آکادمیک به اصفهان رفت و به کار
در شرکت های خانوادگی، بخصوص کارخانه سیمان اصفهان پرداخت.
در سال 1960 امین به بانک توسعه صنایع و معادن ایران پیوست. کمی بعد مدیرعامل آنجا شد.
در سال 1968 شاه از وی خواست که ریاست دانشگاه آریامهر را که تنها حامی آن فقط شاه است، بپذیرد.
امین از جریانهای پاکسازی رؤسای دانشگاهها جان سالم به در برده و آریامهر را به صورت دانشگاهی
برگزیده و حرفه ای در آورده است.
امین زبان انگلیسی را بدون عیب صحبت می کند و یا یک امریکایی ازدواج کرده است. وی دارای دو
فرزند است.می 1972 اردیبهشت 1351
امین، محمدرضا 2
محمدرضا امین وزیر صنایع و معادن (از اوت 1977) خیلی محرمانه
محمدرضا امین که یک تکنوکرات بسیار شایسته و ذیصلاح است، یکی از محدود وزرایی است که در
کابینه موقت نخست وزیر، غلامرضا ازهاری، که در 6 نوامبر 1978 تشکیل شد، ابقا گردید.
امین سرمایه گذاری بخش خصوصی را در صنعت ترغیب نموده و به دنبال دستیابی به سرمایه گذاری
خارجی در ایران، بخصوص در رشته های نیازمند به تکنولوژی بوده است. در عین حال که فردی
عملگراست، او یک روشنفکر غیرعادی ایرانی است و از شهرت و شخصیت بسیار خوبی نیز برخوردار
می باشد. مهمترین ضعف امین، بی صبری وی در رابطه با سیاست است آن هم وقتی که به نظر برسد سیاست
مانع از پیشرفت اقتصادی می باشد.
همین بی صبری، پذیرش روند بده و بستان سیاسی در صحنه اقتصاد را برای او بسیار سخت و دشوار
می سازد. امین از خانواده ای ثروتمند و متنفذ است. وی در سالهای 1945 تا 1954 در دانشگاه
کالیفرنیای برکلی تحصیل نموده و در رشته فیزیک به اخذ درجه دکترا نائل آمده است.
بین سالهای 1954 تا 1960 اوقات خود را بین کار در کارخانه خانوادگی سیمان و فعالیت به عنوان
معاون اداره فنی بانک توسعه صنایع و معادن تقسیم کرد. از سال 1960 تا 1964 وی مدیریت عامل
کارخانه خانوادگی سیمان را برعهده گرفت و ظرف چهار سال بعد به عنوان قائم مقام بانک توسعه صنایع و
معادن فعالیت نمود. در سال 1968 به ریاست دانشگاه فنی آریامهر برگزیده شد و در همان جا ثابت کرد که
فعال ترین و پرتحرک ترین رئیس دانشگاه ایران می باشد. او مدیرعامل صنایع ملی فولاد ایران از سال
1973 بود تا این که در سال 1977 وارد کابینه شد.
وزیر که حدودا 52 ساله است، همسری امریکایی و دو فرزند دارد. وی به زبان انگلیسی به روانی تکلم
می کند.8 نوامبر 1978 17/8/57
علی امینی
امینی، علی 1
3 دسامبر 1951 12/9/30خیلی محرمانه
دکتر علی امینی
اطلاعات بیوگرافیک تکمیلی در تکمیل اطلاعات بیوگرافیک سفارت مورخ آوریل 1950
سوابق شغلی
اول دسامبر 1951: به سمت وزیر اقتصاد ملی منصوب شد.
ملاحظات:
پست (وزارت م) اقتصاد ملی برای مدتها خالی بوده است، ولی زمانی که زیرک زاده، معاون
وزارتخانه و کفیل وزیر، برای شرکت در انتخابات مجلس استعفا داد، یک انتصاب جدید ضرورت یافت.
دکتر امینی که طی چند ماه گذشته در اداره دخانیات شاغل بوده، متناوبا در وزارتخانه های اقتصاد ملی و
دارایی خدمت کرده است و یکی از افراد با کفایت در این سمت جدید محسوب می شود. علاوه بر این وی
یکی از خویشاوندان (سببی) و از معتمدان دکتر مصدق بوده و وی احتمالاً احساس می کند که می تواند بر
روی وفاداری و خدمات مؤثر امینی حساب کند.پریش
امینی، علی 2
ملاحظات:
دکتر علی امینی عضو یکی از ثروتمندترین خانواده های ایرانی است. او فرزند فخرالدوله، یکی از
برجسته ترین زنان ایران است و با ازدواج خود با خانواده های متنفذ نفیسی و قوام فامیل شده است. علی
امینی مورد اعتماد نخست وزیر، احمد قوام بود ولی مانند بسیاری از سیاستمداران ایرانی پس از برکناری
قوام جایگاه سیاسی خود را به سمت دربار تغییر داد. دکتر امینی در ذکاوت، شایستگی و توانایی و قابلیت
مسئولیت پذیری معروف است. او از موقعیت های رسمی خود برای افزایش ثروت خانواده اش استفاده
کرده است. نمونه ای از این موارد لغو دستور وزیر اقتصاد ملی قبل از وی مبنی بر این که هیچ اتومبیل
لوکسی در واردات امسال نباید وجود داشته باشد، و افزایش 50 درصد در واردات اتومبیل نسبت به سال
قبل بود. این دستور کمک بزرگی به برادر وی، محمد امینی، بود که یکی از مدیرعاملان بزرگترین شرکت
اتومبیل در ایران می باشد. امینی کوتاه قد، سیه چرده با چهره مشخص و دندان و بینی برجسته می باشد. او
دوست داشتنی، خوش برخورد و خوش صحبت است.
امینی، علی 3
تاریخ: 22 ژانویه 1955 2/11/33سرّی
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: جی. تی. فیرنلی، دبیراول سفارت انگلیس نورمن بی. هاناه، دبیر دوم
سفارت
موضوعات: 1 افزایش شایعاتی مبنی بر نامزدی دکتر علی امینی برای نخست وزیری 2 اشاعه
شایعات مبنی بر مخالفت انگلیس با امینی، انتظام و ابتهاج 3 ادعاهای زاهدی در مورد حمایت آمریکا
از موضوعات مبهم و بی اساس 4 قدرت مخالفت در مجلس 5 تبلیغات کردهای کمونیست
6 کنسولگری انگلیس در خرمشهر
1 افزایش شایعات مبنی بر نامزدی دکتر علی امینی برای نخست وزیری:
آقای فیرنلی بیان داشت که در دو هفته اخیر او و (یا) دستیار ایرانی اش حداقل در چهار مورد به گفتگو
با دوستان دکتر علی امینی، وزیر دارایی کشانیده شده اند. در یک مورد این اشخاص از محسنات و کار مهم
دکتر امینی صحبت کرده و نام او را به عنوان یک جانشین مطلوب برای ارتشبد زاهدی مطرح کردند.
اعتقاد آقای فیرنلی براین بود که این افراد با اطلاع و تصویب دکتر امینی اقدام می کردند. او معتقد است که
امینی در دولت فعلی کم کم احساس ناراحتی می کند. در حالی که امینی با امانتداری به شغل خود مشغول
است، فیرنلی معتقد است که او حمایت سیاسی کاملی از رژیم زاهدی به عمل نمی آورد.
اظهارنظر: من از دو منبع دیگر شنیده ام که امینی یا دوستانش نامزدی او را با ادعای حمایت آمریکا تقویت
می کنند. طبق گزارش، موضع امینی این است که برای حل مناقشه نفت اعتباری کسب کند و بر همین
اساس آمریکائیها دریابند که اگر به خاطر او نبود، دولت مدتها پیش سقوط کرده بود.
2 اشاعه شایعاتی مبنی بر مخالفت انگلیس با امینی، انتظام و ابتهاج، مدیر سازمان برنامه:
آقای فیرنلی بیان داشت که در گوشه و کنار تهران داستانی در حال شکل گیری است که بریتانیا از
دولت حمایت می کند، اما مخالف وزیر دارایی ؛ انتظام، وزیر امورخارجه؛ و ابوالحسن ابتهاج، مدیر هفت
ساله سازمان برنامه است. او گفت مطمئن است که این شایعه عمدا از جانب کسی پخش شده است که در
جهت منافع انگلیس عمل نمی کند، اما نسبت به هویت و انگیزه های احتمالی این شایعه افکن اطمینان
نداشت. او با این گمان که شاید کسی با این اعمال درصدد بی اعتبار کردن انگلیس برای بهبود اوضاع ایران
باشد، اعلام خطر نمود. از آنجا که امینی، انتظام و ابتهاج به طور گسترده ای به عنوان «بهترین عناصر» دولت
حاضر مدنظر هستند، آقای فیرنلی معتقد است که این شایعه می خواهد چهره بریتانیا را به عنوان حامی
همه جانبه دولت زاهدی و حلقه همکاران سیاسی اش در دولت مخدوش نماید.
وقتی آقای فیرنلی از من خواست در صورتی که این داستان را شنیده ام، از پخش آن جلوگیری کنم، من
گفتم هنوز این داستان را نشنیده ام و توضیح دادم که اگر بشنوم سعی خواهم کرد تا سابقه و گذشته آن را
بدانم. او ادامه داد که اگر بعضی از ایرانیها این داستان را به من تذکر دهند، او خوشحال می شود اگر من در
جواب بگویم که دوستی در سفارت انگلیس به من گفته است که از وجود چنین شایعه ای با خبر است و
بالاخص اظهار داشته که دروغ است.
3 ادعاهای زاهدی در مورد حمایت آمریکا از مسائل مبهم و بی اساس :
گویا آقای فیرنلی پیشاپیش برای تلافی این خدمتی که انجام داده ام، داوطلب شد تا قضیه ای را در
رابطه با سفارت آمریکا گزارش دهد. او احساس کرد که این داستان مسئله ای را روشن می کند که احتمالاً
ما می خواهیم با دقت زیاد آن را مد نظر قرار دهیم.
او گفت: اخیرا از یکی از مقامات برجسته شنیده است که وقتی از زاهدی خواسته شد تا برای حمایت
از انتخاب منوچهر ایرانی در مجلس به عنوان نماینده لار توضیح دهد، نخست وزیر شانه هایش را بالا
انداخت و جواب داد که «آمریکائیها او را می خواهند». فیرنلی بلافاصله افزود که او برای یک لحظه باور
نکرد که سفارت آمریکا کوچکترین علاقه ای به انتخاب یک نمونه مشکوکی همچون ایرانی داشته باشد.
معهذا او اعتراف کرد که متقاعد شده که زاهدی این مطلب را اظهار داشته است. او سپس به توضیح این
مسئله پرداخت و گفت این اولین باری نیست که زاهدی بعضی از اقدامات خود را به برآوردن تمایلات و
خواسته های آمریکائیها نسبت داده است. او ادعا کرد که نخست وزیر زمانی که احساس می کند در دفاع از
اقدامات خود در تنگنا گیر کرده است، معمولاً به این وسیله متوسل می شود. آقای فیرنلی به ما پیشنهاد
انجام هیچ اقدامی را نداد، اما معتقد بود که این مسئله به حدی جدی است که ایجاب می نماید مورد ملاحظه
و توجه قرار گیرد.
او اشاره کرد که سفیر انگلیس قبلاً این مورد خاص را به کاردار آمریکا تذکر داده است. اما ادعا می کرد
با مسئولیت خودش این موضوع را مجددا با من مطرح کرده است تا مسئله را به طور عمومی تری به عنوان
یک عادت نخست وزیر به این که اشتباهات خودش را به حساب ایالات متحده می گذارد، مطرح گردد.
من قول دادم که نظرات آقای فیرنلی را به گوش آقای رونتری برسانم، اما گفتم که من خصوصا از این
مطلب ناراحت نیستم، زیرا از آنجایی که ما دولت ایران حمایت زیادی کرده ایم و کمک مالی فراوانی در
اختیار آن قرار داده ایم، احتمالاً به طور مسلم در ذهن مردم، ایالات متحده با دولت ایران یکی دانسته
خواهد شد.
اظهارنظر: در شگفتم که چرا آقای فیرنلی مناسب می دید که تا این گزارش را این قدر مهم جلوه دهد.
البته ممکن است که او صرفا تلاش می کند تا با مطلع کردن ما از قضایایی که مربوط به ما می شود، کار
مناسب و خوبی انجام دهد. اما از آنجایی که سفیر انگلیس قبلاً این موضوع را به اطلاع آقای رونتری
رسانده است، من نمی توانم این احتمال را رد کنم که عمل فیرنلی در تکرار این موضوع و بعد بزرگتر کردن
آن، با اطلاع و تصویب خود سفیر انجام شده است. می توان تصور کرد که این اقدام تلاشی در جهت تحت
تأثیر قرار دادن موقعیت ما نسبت به دولت ایران است یا شاید فیرنلی فکر می کند که ما قضایایی را که
مربوط به انگلیس است شنیده ایم یا خواهیم شنید، و این تلاش در جهت حذف نتیجه این قضایا است.
این واقعه در قالب طرحی است که من حتی قبل از آن که مذاکراتم را با فیرنلی شروع کنم، شاهد گسترش
آن بوده ام. او در هر ملاقات شایعاتی را نقل می کرد که در رابطه با ادعای مداخله آمریکا یا انگلیس در امور
ایران بود (نگاه کنید به موضوع 2 بالا). به این منظور او معمولاً در فرصت هایی این موضوع را مطرح
می کند که برای جلوگیری ایرانیان از تلاش در جهت بهره برداری از اختلافات دروغین میان انگلیس و
ایالات متحده نیاز به همکاری نزدیکتر میان ما و مشارکت اطلاعاتی است. او بر نمونه هایی تأکید کرده
است که بنا بر ادعای خودش جلوی شایعات مربوط به ایالات متحده را گرفته است. او از تلاش های خود
در این مورد که به ایرانیان تأکید می کند میان سفارت های آمریکا و انگلیس نزدیکترین همکاری وجود
دارد و هیچ اختلافی در دیدگاهها نیست، صحبت می کند. ممکن است تمام این (مسئله) به سادگی صرفا
بخشی از تلاش انگلیس برای حفظ وحدت آمریکا انگلیس باشد. به عبارت دیگر آقای فیرنلی بیش از
اندازه روی تمایلش به همکاری اصرار می کند تا آن را نزد من کاملاً موجه و حق به جانب جلوه دهد.
4 اوج گیری مخالفت در مجلس:
ما بروز مخالفت هایی را در مجلس تذکر دادیم و موافق هستیم تا زمانی که این (مخالفت) هنوز به
مرحله خطرناکی نرسیده است، مورد توجه و مراقبت باشد. ما با این موافقیم که در آینده نزدیک بحث جزء
به جزء در مورد محدوده های احتمالی که ممکن است در این قضیه بروز کند، داشته باشیم.
5 تبلیغات کردهای کمونیست :
قبلاً من به آقای فیرنلی ترجمه شماره های اخیر روزنامه کردستان را که روزنامه مخفی کمونیستی به
زبان کردی است، قرض داده بودم. من گفته بودم که شماره سپتامبر 1954، یادداشت متفاوت و احتمالاً
مهمی را چاپ کرده که در آن برخلاف شماره های قبلی، تقریبا به طور کامل به تبلیغات فتنه انگیزی برای
اتحاد و استقلال بخش هایی از کردستان در ایران، ترکیه و عراق اختصاص یافته بود. شماره های قبلی (این
روزنامه) هیچ مطلبی در این مورد نداشت و تنها خط استاندارد کمونیسم را از حزب توده در تهران دنبال
می کرد. آقای فیرنلی با این که چنین مطلب اختلاف مهمی است، موافق بود و فکر می کرد که مراقبتی را
می طلبد، اما بیان داشت موضعی که توسط این شماره خاص گرفته شده ممکن است گویای این واقعیت
باشد که این (شماره) یک شماره یادبود به پاس نیل به استقلال کردستان در 1946 بوده است. احساس وی
این بود که بعد از دیدن چند شماره اخیر نمی توان نتیجه گیری کرد که تغییر مشخصی در موضع (روزنامه)
روی داده است.
6 کنسولگری انگلیس در خرمشهر:
آقای فیرنلی گفت امید می رود که کنسولگری جدید انگلیس در خرمشهر در ماه آینده گشایش یابد. او
گفت که وزارت خارجه، کنسول جدید را معرفی کرده، اما او به این علت که وزارت خارجه هنوز انتصاب او
را اعلام نکرده است، از افشای نام او خودداری کرد. او تصور می کرد که به مجرد افتتاح دفتر خرمشهر، آنها
برای بازگشایی کنسولگری در تبریز اقدام خواهند نمود.
امینی، علی 4
تاریخ: 1 مارس 1955 10/12/33 محرمانه
از: رئیس USOM، ایران به: آقای دبلیو. ام. رونتری، وزیرمختار
موضوع: حملات علیه دکتر امینی، وزیر دارایی
سومین حمله به دکتر علی امینی، وزیر دارایی را دریافت نموده ام که برای شما ارسال می نمایم.
ویلیام وارنر