بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 301

طریق ازدواج با امینی فامیل شده است و همسر وی دختر دوم وثوق الدوله است. او سابقه خدمت زیادی

در برنامه های بهداشتی ایران داشته و به عنوان یک مدیر قابل و شرافتمند شناخته شده است. نظریات

سیاسی وی برای سفارت شناخته شده نیستند.

در سال 1911 در خراسان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مشهد گذراند و سپس در کالج ثروت در

تهران ادامه تحصیل داد. وی به مدت 7 سال در رشته پزشکی در دانشگاه بیرمنگام تحصیل کرد و عضو

انجمن سلطنتی جراحان شد و در سال 1937 به تهران بازگشت. برای خدمت سربازی به مدت 4 سال به

عنوان پزشک با AIOC کار کرد. در سال 1942 خدمت سربازی وی به اتمام رسید و به عنوان متخصص

جراح در راه آهن سراسری ایران شروع به کار نمود. در سال 1949 به سمت رئیس قسمت جراحی راه آهن

منصوب شد. از ژوئیه 1945 تا فوریه 1952، طبا نماینده نائین در مجلس پانزدهم و شانزدهم بود. در این

مدت او موقعیت خود را در راه آهن سراسری حفظ نمود. در ژوئن 1952 به سرپرستی هیئت اعزامی

ایرانی در کنفرانس بهداشت جهانی در نیویورک منصوب شد. طبا در ژوئیه 1952 به عنوان معاون مدیر

دفتر منطقه ای سازمان بهداشت جهانی در الکساندریا مشغول به کار شد و این سمت را تا اکتبر 1957 حفظ

نمود و در آن تاریخ مدیر آن قسمت گردید.

وزیر راه:

جمال گنجی، یکی از کاندیداهای ناموفق مجلس بیستم از نیشابور، مشهور است که فردی توانا،

شریف و خدمتگزار مردم است. به استثنای عضویت در حزب مردم، وی شهرت زیادی به واسطه دخالت

در فعالیت های سیاسی ندارد. گفته می شود که او مرد آرام و مؤدبی است.

گنجی از یک خانواده مشهور و خوشنام خراسان است. در سال 1911 در نیشابور به دنیا آمد. او

مدرسه ابتدایی و متوسطه را در ایران گذراند و تحصیلات خود را در بروکسل ادامه داد. در پایان آن به

دانشگاه ژنو رفت و در رشته مهندسی ساختمان فارغ التحصیل شد. پس از بازگشت به تهران به استخدام

وزارت راه درآمد و به سمت معاون دائمی رسید و فقط در زمان وزارت ولی انصاری استعفا داد. او در سال

1957 به حزب مردم پیوست، در سال 1960 گنجی به عنوان رئیس دفتر مرکزی حزب مردم انتخاب شد.

او به زبانهای فرانسه و انگلیسی صحبت می کند.

وزیر فرهنگ:

محمد درخشش، رهبری و سازماندهی اعتصابات معلمان را در سراسر کشور به عهده داشت و موجب

به قدرت رسیدن امینی شد. واضح بود که او انتخاب شده تا به معلمان ثابت کند و نشان دهد که دولت فعلی

دولت کار است. او در انتخاب این شغل خیلی کُند بود. احتمالاً او عقیده داشت که همکاری وی با دولت

امینی می تواند مقدار زیادی از پشتیبانی جناح چپ را در بین معلمان کاهش دهد و یا شاید منتظر بود تا

پول لازم برای افزایش حقوق معلمان تأمین شود (که شد.) به هر حال گزارش شده که درخشش به امینی

گفته است این شغل را فقط با این شرط می پذیرد که پس از سه ماه استعفای وی پذیرفته شود.

درخشش سابقه تاریخی در فعالیت های سوسیالیستی ایرانیان دارد و در حقیقت تنها عضو کابینه امینی

است که در بین طبقه متوسط تحصیل کرده ایران مشهور به مخالفت با رژیم است. در اوایل دهه 40 او با


صفحه 302

کریم سنجابی در تشکیل هسته اولیه حزب ایران همکاری داشت که بعدها نیروهایش را به توده ملحق

کرد. با همکاری کمونیست ها، درخشش سپس جمعیت معلمان فارغ التحصیل دانشگاه را تشکیل داد که

اعضای اصلی آن کمونیست بودند. فشار توده در سال 1952 موجب گردید که این جمعیت به دو جناح

راست و چپ تقسیم شود. طبق گزارشات موثق، درخشش از این زمان حزب را ترک نمود. در سال

1954، کاندید مجلس پانزدهم شد و یک دوره طولانی همکاری بین درخشش و کریم ملکی از نیروی

سوم آغاز گردید. هر دو نفر آنها با مخالفت حزب توده مواجه بودند. درخشش پس از اینکه برای منوچهر

اقبال قسم خورد که قبلاً توده ای بود ولی دیگر کمونیست نیست، در مجلس شانزدهم انتخاب شد. او گفت

به دستور کمیته مرکزی حزب توده با اخراج معلمان توسط اقبال مخالفت کرده است. اقبال این اطلاعات را

به شاه منعکس نمود، شاه به او گفت می دانسته درخشش در ارتباط با کمونیست ها بوده است، و همچنین

می داند که متعاقبا از آنها جدا شده است و برای اطلاعات ارتش ایران کار می کند. در سال 1957 به منظور

کوشش برای انتخاب شدن در مجلس نوزدهم، درخشش به محمدجعفر بهبهانی پیوست که گروه مستقل را

تشکیل داده بود و از نزدیک با امینی ارتباط داشت. او به هر حال انتخاب نشد.

به عنوان معاون رئیس کمیته آموزش مجلس هیجدهم، با پافشاری زیاد برای حقوق معلمان جنگید و

شهرتی در رهبری موارد آکادمیک به دست آورد که هنوز آن را حفظ کرده است. او به طور رسمی و عملی

رئیس باشگاه مهرگان است که تنها باشگاه و سازمان معلمان مدارس ابتدایی و متوسطه در ایران است. او

معلم تاریخ و جغرافی در مدارس تهران و مدتی نیز مدیر اداره دانشجویان ایرانی خارج از کشور در وزارت

فرهنگ بوده است. در بوروکراسی حاکم بر وزارتخانه به نظر می رسد که او تجربه کافی ندارد و از قابلیت

مدیریت کمی برخوردار است. همان گونه که انتظار می رفت، قدیمی ترها از جمله معاون وزیر کریم فاطمی

و ولی اللّه نفیسی از هم اکنون استعفا داده اند. درخشش که 46 سال دارد در تهران متولد شده و تحصیلات

مقدماتی خود را در مدرسه فارابی به پایان رسانده و دوره دبیرستان را در مدرسه علمیه گذرانده است. او

از دانشکده تربیت معلم در سال 1938 فارغ التحصیل شد. درخشش ازدواج کرده است ولی فرزند ندارد.

همسر وی که برای صدای آمریکا و کنسول انگلیس کار کرده است، به خوبی به زبان انگلیسی صحبت

می کند، ولی خودش فقط فارسی حرف می زند.

مشاغل فروعی کابینه:

امینی حداقل در حال حاضر تغییری در مسئولین دفاتر و ادارات نخست وزیری نداده است. سه محل

مهم عبارتند از: معاون نخست وزیر در امور امنیت و اطلاعات، معاون نخست وزیر در امور جرائد و وسائل

ارتباط جمعی و رئیس دفتر نخست وزیر که هنوز به ترتیب توسط سرلشکر حسن پاکروان، قدرت اللّه

معینیان و مسعود فروغی اداره می شوند.

دکتر صفی اصفیا، مدیر سازمان طرح و برنامه، مستقیما در مقابل نخست وزیر مسئول است، ولی عنوان

وزیر را ندارد. در مورد اصفیا در گذشته به وزارتخانه گزارش ارسال نموده ایم و به زودی گزارش جدیدی

خواهیم فرستاد. وزارت گمرکات و انحصارات زیر نظر وزیر دارایی تغییر محل داده است. گزارش شده

است که مسئولیت های آنها بعدا به وزارتخانه های کشاورزی و دارایی ارجاع خواهد شد.

از طرف سفیر رایزن امور سیاسی هنری اچ. شوارتز


صفحه 303

امینی، علی 12

10 ژوئن 1961 19/4/40خیلی محرمانه

سابقه روی کارآمدن دولت امینی

وضعیت سیاسی ایران، از انتخابات مجلس در تابستان سال 1960 و سپس انتخابات جدید در ژانویه

و فوریه 1961 پیوسته و به سرعت رو به وخامت می رفت. کوهی از انتقادات نسبت به دخالت آشکار

دولت و دستکاری در انتخابات وجود داشت. در سراسر ایران، به طور محسوس، نظریات عمومی مردم بر

این بود که مجلس دست چین شده و انتخاباتی تقلبی به مردم تحمیل شده است.

مجلس بیستم در اوایل مارس تشکیل شد. همزمان با آن کابینه جعفر شریف امامی، نخست وزیر، ترمیم

گردید. عدم رضایت سیاسی در انجام انتخابات، رشد نگرانی نسبت به افزایش قیمت ها و وضعیت

اقتصادی به طور کلی غیرقابل قبول و پیدایش یک گروه مخالف باهوش در دوره انتخابات زمستان (جبهه

ملی) موجب گردید که بی ثباتی سیاسی کشور مورد توجه واقع شود. برکناری چندین تیمسار که در اذهان

عمومی آلوده به فساد بودند غافلگیرانه و خوش آیند بود، ولی این به سختی می توانست جوابگوی

اصلاحات مهم مورد نیاز در سیستم سیاسی باشد.

در مجلس به طور غیر عادی موجی از انتقادات و نارضایتی ها (با محتوایی مملو از نفرت از بیگانه)

وجود داشت که در اصول بیشتر متوجه سازمان برنامه و شرکت ملی نفت ایران و وزارت دارایی بود. بعضی

از این انتقادات مسلما انعکاس عدم رضایت عمومی از فساد و نارسایی هایی در عملکرد دولت بود. برخی

از این موارد، احتمالاً و باتوجه به کنترل موجود بر نمایندگان مجلس، به وضوح به نظر می رسید انعکاس

تمایل بعضی از نمایندگان فرصت طلب مجلس برای ذکر نامشان در روزنامه ها باشد. این تمایل به طور

طبیعی با انعطاف پذیری عمومی دولت در سانسور مطبوعات تشویق گردید.

حدود نارضایتی ها در اوایل ماه می با اعتصاب معلمان به اوج خود رسید. تظاهرات در ارتباط با

اعتصاب معلمان در 2 می منجر به کشته شدن یک آموزگار توسط پلیس گردید. در مدت سه روز بعد از آن

تظاهرات سازماندهی شده بود (نظیر آن از زمان مصدق به بعد در تهران دیده نشده بود)، دولت

شریف امامی عدم قابلیت خود را در مواجهه با وضعیت ناامنی و یا ارائه هرگونه رهبریت سیاسی مردم

نشان داد. این درهم پاشیدگی غیرمنتظره، وضعیتی به وجود آورد که شاه را عمیقا وحشت زده ساخت و او

را به این فکر انداخت که دکتر علی امینی شاید تنها سیاستمدار محافظه کار غیرنظامی باشد که به اندازه

کافی توانا و باهوش است و می تواند در محدوده چهارچوبه فعلی سلطنتی، مسئولیت نخست وزیری را با

موفقیت به عهده گیرد.

وضعیت سیاسی ایران در زمان روی کارآمدن دولت امینی را می توان بشرح زیر توصیف نمود: در

هشت سال بعد از دولت مصدق، شاه به طور فزاینده ای در جهت دهی سیاسی کشور فعال شد. او این کار را

از طریق روش سیاسی سؤال ناپذیر خود و به کمک طبیعت کج اندیشش در به بازی گرفتن یک سیاستمدار

برعلیه دیگران یا در مقابل هم قرار دادن همه آنها انجام داد به نحوی که از همه آنها استفاده نماید و در عین

حال هیچ گاه یک شخصیت سیاسی توانا و منفرد نتواند رشد کند و ظاهر شود. این سیاست موجب گردید

که شاه و سلطنت به طور روزافزونی با سوءاستفاده، فساد و عدم کارآیی عمومی دولت همراه شناخته

شوند. ایرانیان در ماههای اخیر بیشتر تمایل پیدا کرده اند که شخص شاه را مقصر هر چیز غلطی بدانند و


صفحه 304

سرزنش کنند. وضعیت به نقطه ای رسیده بود که می توان گفت هیچ شخص آگاه و مسئولی وجود نداشت که

کوچکترین اعتمادی به قابلیت و مرکزیت دولت ایران داشته باشد. این عدم اعتماد الزاما بدین معنی نیست

که انقلابی به همراه دارد و این امر (عدم وقوع انقلاب) بخشی ناشی از عدم سازماندهی مخالفین و بخشی

به علت مهارت شاه در انجام اقدامات نیمه کاره اصلاحی است. ولی سرخوردگی نسبت به امور کشور و

دولت به اندازه کافی ریشه دوانده بود که کشور را برای تغییر برانگیزد. اعتصاب معلمان و مرگ یک

آموزگار آغازگر این تغییرات بود.

شخصیت و پیشینه امینی، نخست وزیر

دکتر علی امینی، نوه مظفرالدین شاه، از سلسله قاجاریه است که از 1896 تا 1906 در ایران سلطنت

کرد. خانواده او در مرتبه یکم خانواده های مشهور به هزار فامیل است. او شخصا ثروت بی حدی دارد، و

پیشینه وی و ارتباطات خانوادگیش موجب گردیده است که به عنوان فردی از خانواده های ثروتمند حاکم

تلقی شود که از دیدگاه مردم آلوده به فساد و موجب ویرانی و از بین رفتن کشور هستند.

دکتر امینی، دکترای حقوق را از دانشگاه پاریس در سال 1932 گرفت. از آن زمان و در آغاز با ورود به

وزارتخانه های دارایی و دادگستری، او خود را تقریبا وقف خدمات دولتی نموده است. او به عنوان وزیر

اقتصاد ملی در یکی از کابینه های اولیه مصدق خدمت نمود، ولی خیلی زودتر از سقوط نهایی مصدق،

همکاری خود را با وی قطع نمود. در کابینه زاهدی که بعد از مصدق تشکیل شد، امینی وزیر دارایی بود و

ریاست مذاکرات ایران با کنسرسیوم را در تقریر قراردادهای نفتی به عهده داشت. او در کابینه حسین علا

که در سال 1955 تشکیل گردید نیز همچنان وزیر دارایی بود و سپس وزیر دادگستری شد. در دسامبر

1955 سفیر ایران در واشنگتن گردید و در این شغل تا مارس 1958 باقی ماند.

در مدت سالهای خدمت در دولت، دکتر امینی به هوش و ذکاوت، انرژی و شم خوب سیاسی و

اقتصادی، مشهور گردید. شهرت وی به شرافت و درستکاری گاهی زیر سؤال رفته است، ولی عموما

این گونه قلمداد می شود که او بیشتر از آن ثروتمند است که نیازی به دزدی و بی شرافتی داشته باشد. در

مذاکرات نفتی، به عنوان یک طرفه معامله سرسخت شناخته شده است. انتقادات چندی به دلیل نقش وی

در قرارداد نفت بر وی وارد بوده و هست. این گونه انتقادات معمولاً از جانب کسانی وارد می شود که به طور

غریزی احساس می کنند هرگونه توافق با یک خارجی، الزاما زیانی به دنبال دارد. در موازنه نهایی، به هر

حال قرارداد نفتی موجب بیشتر شدن حسن شهرت قبلی وی گردید.

دلیل برکناری وی از سفارت واشنگتن در 1958 از دیدگاه عمومی ناشی از ارتباط وی با فعالیت های

قره نی بوده است. این مورد یک قیام ضد شاه بود که توسط سرلشگر قره نی و تعدادی چهره های غیرنظامی

و نظامی دیگر سازماندهی شده بود. نام امینی به عنوان نخست وزیر دولت سایه توسط کودتاچیان مطرح

بود. میزان دخالت وی، اگر دخالتی داشت، هرگز به طور قطعی و دقیق مشخص نشد. دلیل رسمی

فراخواندن وی از واشنگتن اظهارات وی در مورد سیاست نفتی بود که بدون اجازه دولت بیان داشته بود.

در سالهای 1958 تا 1960 که دکتر امینی هیچ گونه فعالیت سیاسی خصوصی با عمومی نداشت، هرگز

اشتیاق خود را به نخست وزیر شدن پنهان نکرد. در انتخابات تابستان 1960، و در زمان نخست وزیر

اقبال، او یک گروه کاندیداهای مستقل از تهران تشکیل داد و دست به تبلیغات شدید و تندی در میان مردم


صفحه 305

زد. امینی انتخاب نشد. او ادعا نمود که انتخاب نشدن وی خود دلیل عدم آزادی در انتخابات است. در این

دوران، امینی شدیدا تلاش کرد و با مقداری موفقیت تصوری عمومی از خود به عنوان قهرمان آزادی و

مخالف واقعی وضع موجود ارائه داد.

در انتخابات ژانویه فوریه 1961، دکتر امینی از هر فعالیتی سرباز زد و می گفت دلیلی ندارد که حسن

شهرت خود را در یک دزدی همگانی خراب کند.

به طور عمومی عقیده براین است که شاه به امینی اعتماد ندارد و او را شخصی می داند که می خواهد

نخست وزیری مستقل باشد و حاضر است دست به هر کاری بزند تا قدرت شاه را تقلیل دهد. امینی اظهار

داشته است که او شاه را راضی کرده در جایگاه سلطنت باقی بماند، ولی نقش بیشتری براساس قانون

اساسی به عهده بگیرد و کار دولت را، حداقل در انظار عمومی به نخست وزیر و هیئت دولتی محول نماید که

در مقابل یک مجلس که با انتخابات آزاد روی کار می آید، مسئول باشد.

امینی فردی باهوش و صمیمی با ذهنی فعال است و مسائل اقتصادی و سیاسی را به خوبی درک

می کند. در مذاکره وی فردی معقول و منطقی است و مانند اغلب سیاستمداران ایرانی که معمولاً ریای

مؤدبانه ای نشان می دهند، نیست.

او فرانسه را عالی و انگلیسی را در سطحی بالاتر از حد متوسط صحبت می کند.

درجه اهمیت و برنامه دولت امینی:

در دولت امینی، فقط شخص دکتر امینی است که می توان گفت وجهه ای سیاسی ملی دارد، هر چند فاقد

حزب، تشکیلات یا طرفداران سیاسی بسیار زیاد می باشد. در کابینه او چهار وزیر از کابینه قبلی وجود

دارند: وزیر امورخارجه، وزیر کشور، وزیر جنگ و وزیر بدون عنوان امور اقتصادی. ادامه کار وزرای

جنگ و کشور منعکس کننده پافشاری شاه در کنترل دستگاههای ارتش و نیروهای انتظامی است. علاوه

براین هر دو نفر آنها از حسن شهرت برخوردارند و غیر محتمل است که امینی از وجود آنها ناخرسند باشد.

دو نفر دیگری که باقی مانده اند مسئله چندانی ندارند. سایر وزرای کابینه همگی منتخب شخص امینی

هستند و تغییر قابل ملاحظه ای نسبت به وزرای کابینه قبلی که همگی توسط شاه انتخاب شده بودند و در

مقابل شخص وی نیز مسئول بودند، دارند. تعدادی از این منتخبین را می توان متخصص توصیف نمود.

انتخاب سه نفر دیگر آنها می توان دلایل سیاسی داشته باشد. محمد درخشش، وزیر فرهنگ، رهبر

اعتصابات معلمان بود که موجب سقوط دولت شریف امامی شد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی،

سخنگوی دولت است و ثابت نموده که قابلیت بخصوصی در سخنرانی های عمومی در زمینه اصلاحات

ارضی دارد. نورالدین الموتی، وزیر دادگستری، فردی شرافتمند ولی به گونه ای فاقد کارآیی است. الموتی

نیز مانند ارسنجانی روابط تنگاتنگ سیاسی با امینی دارد. هر سه نفر درخشش ارسنجانی و الموتی،

سوابق سیاسی چپی دارند. درخشش و الموتی زمانی عضو حزب توده بوده اند.

دولت امینی برنامه پانزده ماده ای را ارائه نموده که نکات اصلی آن بشرح زیر است:

1 اقدامات فوری به منظور حصول به وضعیت مالی سالم.

2 مبارزه عمیق و عملی با فساد و علنی کردن خوب این موارد.

3 اصلاحات ارضی


صفحه 306

4 اقدامات لازم برای بهبود شرایط در دهات و در بین طبقات کارگری شهری از طریق بهبود وضع

آموزشی و تسهیلات بهداشت عمومی، اجرای قانون کار، غیر متمرکز کردن دولت و واگذاری اختیارات

بیشتر به مناطق در اجرای کارهایشان، و غیره.

این تعجب آور نیست که کابینه امینی تأکید زیادی بر بهبود آموزش دارد، زیرا اعتصابات معلمان انگیزه

و عامل روی کار آمدن این کابینه بود. صحبت ها در مورد توسعه اقتصادی و سازمان برنامه باتوجه به این

که در برنامه وجود ندارند، چشمگیر هستند.

مسائل سیاسی اصلی دولت امینی:

سیاست امینی بیش از هر چیز به یک پایگاه گسترده پشتیبانی مردمی نیاز دارد. طی یک ماهی که

شروع به کار نموده، علاقمندی زیادی در مردم ایجاد کرده است، ولی به علت نداشتن حزب سیاسی یا

تشکیلات یا پیروان زیاد او هنوز هیچ کاری در گسترش این پشتیبانی عمیق انجام نداده است.

گروههای بسیار قوی یا پر قدرتی که امینی باید با آنها درگیر شود شاه، ارتش، جبهه ملی (شامل بسیاری

افراد غیر عضو ولی هوادار آن در طبقات متوسط) و زمین داران و تجار سنتی هستند.

به طور عمومی این گونه برداشت شده که رسیدن امینی به قدرت همراه با دادن امتیازات مهم و جدی از

سوی شاه به وی بوده است. امینی از مدتها قبل اصرار می کرد که برای نخست وزیر شدن، نیاز به استقلال

عمل دارد. در اوایل ماه می وضعیت به قدری حاد بود که شاه مجبور شد اختیارات بیشتری از هر

نخست وزیر دیگر، از زمان مصدق به بعد، به وی بدهد.

این گونه تصور می شد که پس از مرتفع شدن ترس اولیه شاه، او به نحوه عمل معمولی خود یعنی

تحریک، تفرقه و حکومت بازخواهد گشت تا حداکثر اختیارات خود را اعمال نماید. هیچ نشانه ای در

دست نیست که شاه اختیارات خود را به امینی تفویض کرده باشد (او به طور اخص کنترل نیروهای مسلح

را در دست خواهد داشت)، ولی سفارت اشاراتی از شاه و نخست وزیر مشاهده کرده که نوعی همزیستی

مسالمت آمیز بین شاه و امینی به وجود آمده و به امینی قدرتی گسترده ولی نه نامحدود داده شده است. در

حال حاضر به نظر می رسد مناسبات قدرت بین شاه و نخست وزیر به نحوی رضایت بخش حل شده و

برای امینی فضای تنفسی ایجاد گردیده است تا اهداف اعلام شده خود را به پایان برساند.

فعلاً، امینی پشتیبانی محکمی برای خود در ارتش ایجاد نکرده است. از سوی دیگر، واکنش قوی نیز

برعلیه وی دیده نشده است. بازداشت پنج نفر ژنرال های ارشد ارتش در اواسط ماه می و شایعات

بازنشستگی 300 نفر دیگر از افسران عالیرتبه، نوعی ناراحتی در داخل ارتش به وجود آورده و اندیشه

یک کودتای دست راستی را در ارتش زنده کرده است. مناسبات نخست وزیر با ارتش احتمالاً در نهایت

بستگی به حمایتی خواهد داشت که شاه از وی به عمل خواهد آورد، زیرا هنوز وفاداری شخصی

گسترده ای نسبت به شاه در میان افسران رده بالای نیروها وجود دارد.

مبارزه امینی با فساد و بی لیاقتی و تلاش چشمگیر وی در محدود کردن شاه در نقشی مطابق قانون

اساسی، در حد زیادی نظریات جبهه ملی را برآورده کرده است. مهمترین مورد اختلاف بین وی و جبهه

ملی مسئله انتخابات مجلس خواهد بود که برابر قانون اساسی باید در 9 ژوئن انجام شود. جبهه ملی برای

اثبات غیرقانونی بودن و عدم توانایی دولت، سرمایه سیاسی زیادی صرف کرده است. واضح است که


صفحه 307

جبهه ملی اصولاً مایل است خودش به قدرت برسد و با خوشحالی به مسئله انتخابات ضربه زده است. در

8 ژوئن طی تلاشی واضح در پاسخ به اعتراضات جبهه ملی، دولت امینی اعلام نمود که به منظور انجام

انتخابات جدید از مقام سلطنت درخواست صدور مجوز شده است. این اظهارات به طور موقت دولت

امینی را از فشار جبهه ملی نجات داد، ولی پیش بینی می شود که جبهه ملی به دولت فشار بیاورد تا اجازه

انتخابات را صادر نماید.

برای یک دوره طولانی به نظر می رسد احتمالی کمی وجود داشته باشد که جبهه ملی و امینی به

دیدگاههای مشترک برسند. هر وسیله ای برای جبهه ملی در جهت تخریب مورد استفاده قرار خواهد

گرفت. امینی از طرف خودش شانس زیادی دارد که پشتیبانی بسیاری از عوامل ناخشنود و ناراضی طبقه

متوسط که فقط برای مخالفت با وضعیت موجود، هوادار جبهه ملی بودند را به دست آورد.

به عنوان یک اصلاح گر محافظه کار، امینی به طور بالقوه جاذبه زیادی برای طبقات محافظه کار، هم مالکین

و هم تجار، دارد. البته ناخشنودی از اجرای برنامه اصلاحات ارضی، در برخورد مالکین سنت گرا مؤثر

خواهد بود، ولی در میان این طبقه به طور کاملاً گسترده ای این تشخیص وجود دارد که باید اقدامی در

جهت پاکسازی دولت انجام شود.

خطری که برای امینی در این گروه طرفدار طبیعی وی وجود دارد، تمایل «صبر و انتظار» ایرانیان است.

این احتمال وجود دارد که گروه زیادی از این طبقه تا زمانی که اطمینان داشته باشند امینی موفق می شود،

از وی پیروی کند. به منظور سازماندهی پشتیبانی این گروه امینی نیاز به عمل بیشتر از حرف دارد.

سر لوحه مسائل سیاسی، بحران اقتصادی است که در جای دیگر راجع به آن بحث شده است. در جبهه

(مبارزه با) فساد، امینی 13 نفر مسئولین نظامی و غیرنظامی را زندانی کرده است. بازپرسی ها در مورد

فساد و دزدی ادامه دارد و در این رابطه، طبق گزارشات، تعداد بسیار زیادی از مسئولین رده های پایین تر

از کار برکنار یا منتقل شده اند. طبقه متوسط بحران زده ایران برای خون فریاد می زند (خون می خواهد م)

و دیدگاه عمومی نسبت به اعدام بعضی از مقامات فاسد و دزد چندان منفی نیست. پافشاری آشکار امینی

بر بررسی قانونی این موارد، موجب گردیده است که پشتیبانی مردمی را به علت عدم مشخص بودن نتیجه

امر، از دست بدهد.

به هر حال به طور کلی جنگ ضد فساد و انحلال مجلس بیستم، که تقریبا در تمام جهان به عنوان

(مجلسی) فاسد شناخته بود، به اندازه کافی علاقه و امیدواری نسبت به دولت امینی ایجاد کرده است.

موضوع اصلاحات ارضی یک مورد بسیار بسیار پیچیده است، و انتظار می رود اجرای برنامه ارائه

شده اصلاحات ارضی بیش از حد پر خرج باشد و ممکن است همچنین افت زیادی در تولیدات کشاورزی

ایجاد نماید. هر چند شکی نیست که دهقانان بدون زمین، آرزومندند وضعیت زندگی نه چندان خوب آنها

در غیاب مالک بهبود یابد، به نظر می رسد برنامه اصلاحات ارضی اولین عمل سمبلیک اصلاحی برای

خشنودی روشنفکران شهرنشینی باشد که اصلاحات ارضی را شرط اساسی پیشرفت می دانند. وزیر

کشاورزی مطالعات لازم برای چگونگی اجرای عملیات مربوط به اصلاحات ارضی را انجام می دهد،

ولی نکته سوال برانگیز این است که آیا این برنامه افراطی خوش آیند و ممکن خواهد بود.


صفحه 308

چشم انداز آینده:

تصور این که دولت امینی از هر دیدگاهی در آینده موفقیت آسانی خواهد داشت، احمقانه است. مسائل

ارتباط سیاسی امینی با شاه، ارتش و مردم به قدری پیچیده اند که حتی یک لحظه آرامش هم برای وی باقی

نخواهند گذاشت. علاوه بر این، در مدت بحران های مالی لازم است پشتیبانی های سیاسی در حد قابل

توجه و پر مفهومی توسعه یابند. به علت هوشیاری و اعتماد به نفس و به علت تمایلات گسترده در سراسر

کشور برای اصلاحات سیاسی، امینی اگر بتواند به گونه ای، برخلاف گفته های مخالفین توازن کارهای خود

را تا زمانی که اصلاحات مثبت به طور مؤثری جامه عمل بپوشند، تنظیم نماید، شانس های موفقیتی نیز

دارد.

مسلما هیچ کس دیگری در افق دید وجود ندارد که بتوان امیدوار بود در چهارچوب سیستم دست

راستی سلطنتی، موفق به انجام کاری باشد. آلترناتیو قابل ارائه برای اصلاحات تکاملی نوع دکتر امینی

می تواند یا یک دولت دیکتاتوری دست راستی نظامی باشد یا دولتی ملی گرا. از یک دیکتاتوری نظامی

دست راستی می توان انتظار حفظ امنیت یا شاید کمی پاکسازی را داشت، ولی عقبگردی شدید در پیشرفت

اندکی که در جهت توسعه قانونگذاری سیاسی در ایران شده است را به همراه خود خواهد داشت. می توان

انتظار داشت که مخالفین طبقه متوسط خود را سازماندهی کنند تا بر چنین دولتی عملاً فائق آیند. از سوی

دیگر چشم انداز یک دولت میل گرا نیز مأیوس کننده است. رهبریت فعلی جبهه ملی در داخل خود بر یک

اساس شخصی تجزیه شده است و در حدی نیست که به عنوان یک دولت بتوان روی آنها حساب نمود.

چنین دولتی احتمالاً موجب آشفتگی، نیوترالیسم (بی جهتی و خنثی بودن م) و در نهایت تهدید قطعی

غلبه کمونیزم خواهد بود. در حالی که امینی و دولت وی بسیار از کمال و اصلاح دور هستند و خیلی از

شانس موفقیت کامل فاصله دارند، در حال حاضر بهترین امید برای پیشرفتی امن و مؤثر در جهت ثبات

سیاسی در ایران به نظر می رسند.

امینی، علی 13

تاریخ: 13 دسامبر 1961 22/9/40 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران مرسله شماره 286 به: کلیه کنسولگریهای آمریکا در ایران

گفتگو با نخست وزیر امینی: به پیوست صورت مذاکرات بین نخست وزیر علی امینی و کارمند سفارت

می آید. علاوه بر انعکاس اعتماد مداوم امینی به موقعیتش به عنوان نخست وزیر، این مذاکره بررسی مفیدی

از مسائل مهم و حل نشده به دست می دهد. در مورد فعالیت مخالفین دست راستی دولت، نظیر رشیدیانها و

محمدجعفر بهبهانی (به بندهای 2 و 9 صورت مذاکره مراجعه شود) این نکته قابل توجه است که باتوجه به

شخصیت شاه، محتمل نیست که شاه هرگز به صورت کاملاً واضح به این افراد بگوید که بایستی تحرکات

سیاسی خود را متوقف سازند. چنین کاری شاه را در موضعی قرار خواهد داد که نمی تواند تاکتیک های

مورد علاقه سیاسی خود مانند در دست گرفتن و بازی کردن با عناصر متفاوتی که صحنه ایران را

می سازند، را به کار برد.

از سوی سفیر هاری اچ. شوارتز رایزن امور سیاسی سفارت