متعاقب مذاکره دکتر امینی با دادستان عمومی در دسامبر، پرونده وی در حال حاضر به نخست وزیر
ارجاع شده است تا نسبت به تنظیم و اقدامات بعدی آن تصمیم گیری شود.
امینی، علی 28
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط برای استفاده داخلی
از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS) به: رئیس بخش سیاسی
تاریخ: 31 دسامبر 1963 10/10/42
موضوع: اظهارات امینی در مورد رسیدگی وزارت دادگستری و تصرف اسناد
این گزارش برای اطلاع شما است. اگر مایلید از این اطلاعات در هر گزارشی استفاده ای به عمل
آورید، لطفا CASهماهنگ نمایید. منبع یک افسر اطلاعاتی ایران است (C). این گزارش در 24 نوامبر
1963 به جامعه اطلاعاتی ایران رسیده است. هر چند تاریخ اطلاعات گذاشته است، ولی به علت این که
اخیرا ترجمه شده، ممکن است هنوز قابل توجه باشد.
1 دکتر وکیل زاده، قاضی دادگاه وزارت دادگستری، در 24 نوامبر گفت که پرونده علی امینی و
نورالدین الموتی فاقد اسناد یا شواهد قابل اهمیت است. او گفت پس از این که آنها با وی در دفترش
ملاقات کنند و به چند سؤال پاسخ دهند، آزاد خواهند شد.
2 دکتر امینی به دوستانش گفت که وقتی برای ارائه کیفر خواست در مورد دستگیری غیرقانونی سه
نفر از افسران ارتش (سرلشکر علوی مقدم، سرلشکر کیا و سپهبد ضرغام) به دفتر وکیل زاده احضار شود،
او (امینی) حقیقت را به وی خواهد گفت. امینی گفت در صورتی که در این مورد به دادگاه کشانده شود، من
مطالب لازم را مطرح خواهم نمود و اسنادی را که در وزارت دادگستری وجود داشته و هم اکنون نیز نزد
الموتی هستند، به دادگاه ارائه خواهم کرد. امینی گفت اگر لازم باشد این اسناد را فتوکپی خواهد کرد و بین
مردم توزیع خواهد نمود.
امینی، علی 29
تاریخ: 9 ژانویه 1964 19/10/42 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط استفاده داخلی
از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS) به: رئیس بخش سیاسی
موضوع : ارتباط دکتر امینی با مقامات ایالات متحده
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که شما مایل باشید در محدوده امنیتی تعیین شده از
آن به عمل آورید، می باشد. هرگونه گزارشی از سوی شما در مورد این اطلاعات باید با رعایت قید
«غیرقابل رؤیت برای خارجیان» همراه باشد، ولی نیازی به ذکر CAS به عنوان منبع نیست. گزارش از یکی
از مقامات ایرانی دریافت شده و تاریخ آن 21 دسامبر 1963 است.
یکی از دوستان دکتر علی امینی گفته است که امینی اخیرا یک نامه تبریک برای رئیس جمهور،
جانسون فرستاده و پاسخ آن به صورت خیلی سرّی به دست وی رسیده است. همان دوست گفته است که
سفارت ایالات متحده در تهران کاملاً از این موضوع مطلع است و زمانی که جانسون به ریاست جمهوری
رسیده است، سفارت روابط صمیمانه با دکتر امینی برقرار کرده است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
می باشد. پدرش یکی از بزرگترین ملاکان ایران و مادرش دختر یکی از پادشاهان سلسله قاجار بود. او در
سال 1925 جهت تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه گرنوبل (Grenoble) فرانسه رفت و بعدها دکترای
حقوق و علوم اقتصادی خود را از دانشگاه پاریس اخذ نمود. در سال 1931 به ایران بازگشت و در چندین
پست قضایی مشغول کار شد. وی بتدریج سمت هایی با مسئولیت های بالا در اداره گمرکات و مالی به
دست آورد و در سال 1947 به عنوان نماینده مجلس انتخاب گردید. او در سال 1950 به اولین انتخاب
کابینه ای خود در کابینه علی رزم آرا رسید. قبل از تشکیل کابینه خود، عضو چهار کابینه بود. امینی
همچنین از سال 1950 تا 1951 وزیر اقتصادی، از سال 1953 تا 1955 وزیر دارائی و در سال 1955
وزیر دادگستری بود. در دسامبر 1955 به عنوان سفیر ایران در واشنگتن منصوب شد. وی هر چند مورد
احترام مقامات آمریکایی بود و در بحث های اقتصادی میان دو کشور شرکت می جست، با این حال در
سال 1958 به دلیل اظهارنظر غیرسیاسی در مورد سیاست های نفتی خاورمیانه طی یک کنفرانس
مطبوعاتی به ایران فراخوانده شد.
وقتی امینی در 5 می 1961 نخست وزیر شد، ایران درگیر بحران های حاد سیاسی بود که از سال
1953 آغاز شده بود. انتخابات مجلس که در تابستان سال 1960 با درستکاری و تقلب برگزار شده بود،
لغو گردید، دولت جدید روی کار آمد و انتخابات انجام شد. مجلس جدید بسیار غیرمردمی بود و اغتشاش
همچنان ادامه داشت. امینی با روی کار آمدنش، مجلس را منحل نمود، برنامه پاکسازی را اعلام و بسیاری
از مقامات نظامی و دولتی را به جرم فساد دستگیر کرد. روی کار آمدن او، اصلاحات زیادی را در پی
داشت.
به هر حال او مرتکب دو اشتباه عمده در محاسبات خود گردید. مسئولان کارآمد و علاقمند را سرکار
نگذاشت، و سعی در نادیده گرفتن مخارج بیش از حد پیشنهاد شده نسبت به درآمدها را داشت. وقتی
استعفا داد، ابتدا آمریکا را به علت عدم مساعدت کافی مقصر قلمداد نمود، لیکن پس از 24 ساعت از
حمله اش به آمریکا عذرخواهی کرد. با این وجود، وی کماکان احساس می کرد که محلی برای به دست
آوردن پول باید وجود داشته باشد.
امینی دارای قد و اندامی متوسط است. موی سرش نرم و خاکستری و دارای بینی برجسته، چشمانی
درشت و لبخندی شیطنت آمیز است. وی شوخ طبع و در صحبت کردن زیرک و نکته سنج می باشد. او عضو
یکی از خانواده های ملاک کشورش است و با یکی از خانواده های برجسته ایران پیوند سببی دارد.
علیرغم حمله های اخیرش به امریکا فرد صادقی است، لیکن همسرش در چند معامله پنهانی و فساد مالی
دست داشته است.
امینی و همسرش بتول، در ویلایی در تهران زندگی می کنند. آنها دارای یک فرزند به نام فریدون، متولد
1936، می باشند که در یک شرکت نفتی کار می کند. در ژوئن 1961، یک کودک سرراهی را به فرزندی
پذیرفتند که نامش را خداداد گذاشتند. امینی علاوه بر فارسی، فرانسه را عالی و انگلیسی را خوب صحبت
می کند. 4 می1964 14/2/43
امینی، علی 32
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط استفاده داخلی
از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS) به: رئیس بخش سیاسی
تاریخ: 5 می 1964 15/2/43
موضوع: نقشه های دکتر امینی
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که شما مایلید از آن در محدوده امنیتی تعیین شده به
عمل آورید، می باشد. هرگونه گزارشی از این اطلاعات باید قید «غیرقابل رؤیت برای بیگانگان» را داشته
باشد، اما نیاز به ذکر CAS به عنوان منبع نیست.
منبع معمولاً قابل اعتماد است.
1 شرفیابی نخست وزیر اسبق، دکتر علی امینی، نزد شاه بنا به درخواست امینی به منظور جلب
رضایت شاه جهت ترک ایران صورت گرفت. شاه موافقت خود را با این درخواست اعلام نمود. دکتر امینی
اکنون قصد دارد تهران را در تاریخ 8 می با هواپیما به مقصد ژنو ترک نماید و به همسرش که قبلاً به آنجا
رفته است، ملحق شود. امینی در آینده نزدیک قصد بازگشت به ایران را ندارد.
2 احتمال دارد نخست وزیر منصور که از اقوام سببی دکتر امینی است، اولاً به منظور ترتیب ملاقات
امینی و شاه و ثانیا جهت توصیه به شاه برای موافقت با درخواست امینی جهت ترک ایران، از طرف امینی با
شاه صحبت کرده باشد (همسر امینی خاله (یا عمه) همسر منصور است.)
3 (اظهارنظر: حدود 12 روز پیش به طور شفاهی به شما گزارش کردیم که امینی درخواست ملاقات
با شاه را جهت کسب اجازه ترک ایران نموده بود. منظور امینی از ترک ایران در ایام محرم این بود که انتظار
می رفت. در این ماه اغتشاشاتی به وجود آید و او نمی خواست خود را درگیر آن مشکلات کند. امینی قصد
نداشت هدف اصلی خود را از ترک ایران، به شاه بگوید.)
امینی، علی 33
تاریخ: 6 می 1964 16/2/43 خیلی محرمانه
از: بخش سیاسی آقای دانیل او. نیوبری به: بخش سیاسی جی پی لورنس
موضوع: مذاکره با دکتر اعتبار در مورد خروج دکتر امینی
دیروز عصر من با دکتر عبدالحسین اعتبار در منزلش ملاقات کردم تا در مورد دلائلی که در پس
پیشنهاد خروج دکتر امینی از ایران وجود دارد، مذاکره کنم. به طور اتفاقی، بعدازظهر روز قبل، دکتر اعتبار
با غلامعلی فریور همکار نزدیک دکتر امینی ملاقات نموده و همه ماجرا را از وی شنیده بود. جزئیات
آن گونه که دکتر اعتبار به من گفت به شرح زیر هستند: دکتر امینی برای مدتی سعی داشته است شاه را برای
این که قانعش کند به امینی اجازه تشکیل یک دولت جدید را بدهد، ببیند، براساس گفته فریور، امینی معتقد
است که مجموعه فعلی تحریکات مذهبی و تبلیغات عربی، تهدید جدی برای رژیم به وجود آورده اند و
بنابراین شاه می تواند برای انتصاب وی به نخست وزیری تحت فشار باشد. بهر حال، تنها بهانه ای که امینی
برای درخواست ملاقات با شاه داشت، این بود که می خواهد اجازه خروج از کشور را بگیرد. (در پاسخ
سؤال من، دکتر اعتبار گفت که امینی به علت فعالیت های سیاسی قبلی، بدون تردید قبل از کسب مجوز
خروج از کشور، به چنین اجازه ای نیاز داشت.) به هر صورت به دکتر امینی وقت ملاقات داده شد و به
راحتی اجازه خروج را از شاه گرفت، ولی هیچ موفقیتی در جهت هدف اصلی خود کسب ننمود. دکتر
اعتبار اظهار داشت که علاقه و هدف امینی هر چه بوده است، به نظر می رسد احتمالاً پس از چند ماه اگر به
وی اجازه داده شود، به ایران باز خواهد گشت.
این برای من واضح بود که دکتر اعتبار تمایلی نداشت نام وی به خروج دکتر امینی ربط داده شود. او
توضیح داد با وجود این که دکتر امینی را به طور اتفاقی در منزل یکی از دوستانش دیده است، آنها از نظر
سیاسی به یکدیگر نزدیک نیستند. تنها توافق سیاسی که بین آنها بوجود آمده است مربوط می شود به
روزهای آخر دولت علم، که با یکدیگر قرار گذاشتند اگر از هرکدام خواسته شود دولتی تشکیل دهند،
برای دیگری شغلی در کابینه در نظر بگیرند.
دکتر اعتبار موضوعات دیگری را نیز در طول مذاکره پیش کشید. از آن جمله خطر افزایش حضور
فرانسه؛ بازگشت تهدیدآمیز انجمن آفریقا آسیایی برای فعال کردن سیاستها؛ حمله به تبلیغات ضد ایرانی
ناصر از طریق انتشار مقالاتی در روزنامه های فارسی، فرانسه و انگلیسی زبان ؛ کاهش حوادث
ضدآمریکایی شدید در دوران حکومت امینی و اگر منصور همچنان نشان دهد که با آمریکائیان همدست
است، احتمال می رود که این احساسات مجددا بروز نماید؛ محبوبیت فعلی یک کتاب در ایران به نام
اقتصاد سیاسی در سیاست خارجی آمریکا که توسط انتشارات ویلسون در سال 1955 چاپ شده است و
با دقت قابل ملاحظه ای وضعیت سیاسی فعلی در ایران را پیش بینی کرده است.منبع حفظ شود
امینی، علی 34
تاریخ: 8 می 1964 18/2/43خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا، تهران، 1012به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
علی امینی نخست وزیر اسبق ایران، امروز ایران را به مقصد ایتالیا و سوئیس ترک نمود که ظاهرا یک
دوره تبعید موقت است.
منصور، نخست وزیر ایران، به من گفت که تصمیم گرفته شد امینی به علت نادیده گرفتن دستور عدم
تماس با اعتبار (دکتر) و احتمالاً آرامش و همچنین برقرار کردن تماسهای مسئله دار با ملاها، «برای
معالجه پزشکی» به خارج فرستاده شود. (امینی در واقع بشدت در حال برقراری ارتباط با ناراضیان
سیاسی مختلف بوده است.)
امینی اکنون دارد پوششی کاملاً متفاوت برای سفرش درست می کند. او به دوستانش می گوید که
عقایدش را مورد اوضاع کشور برای شاه روشن ساخته بود (او در 30 آوریل با شاه ملاقاتی داشت) و این
که او درخواست قبلی اش مبنی بر اجازه رفتن به خارج را اکنون پیش کشیده بود تا تقصیر هرگونه
حادثه ای که در محرم پیش آید، به گردن او نیفتد.
ما نمی دانیم شاه هفته پیش به امینی چه گفت اما می دانیم ساواک در چند ماه گذشته دستور گرفته بود
امینی را وادار کند که داوطلبانه به خارج رود. یقینا شاه بایستی خوشحال باشد که امینی ابتکار عمل
رسمی را به دست گرفته است، گرچه درخواست امینی به طور غیر رسمی به او ابلاغ شده بود.
حقیقت هر چه باشد، واضح است که شاه می خواهد امینی آبرومندانه ایران را ترک کند. مطبوعات
به طور خلاصه در 6 و 7 مهر سفر امینی را جهت معالجه پزشکی نقل کردند و جشن خداحافظی در 6 مهر،
400 میهمان را به خود جذب نمود، گرچه هیچ یک از اعضای دولت فعلی در آن حضور نداشتند.
امینی به واسطه استعدادش، حالت وفاداری نسبت به شاه را به طور صحیحی حفظ می کند، و در عین
حال به دوستانش اعلام می دارد که معتقد است می تواند دولت را بهتر از منصور اداره کند.
در مجموع عزیمت امینی بدون خشونت و تندی صورت گرفته و شاه ممکن است بعد از مدتی که
اوضاع آرام شود به او اجازه بازگشت دهد.هلمز
امینی، علی 35
تاریخ: 9 می 1964 19/2/43 خیلی محرمانه
از: ویلیام او. مولر به: آقای دانیل او. نیوبری
موضوع: عزیمت امینی
بعدازظهر، پنج شنبه، 7 می، خداداد فرمانفرمائیان و سیروس غنی با امینی دیدار داشتند. سیروس غنی
مرا به شرح زیر در جریان خلاصه آن دیدار قرار داد:
1 دلایل عزیمت
سیروس غنی گفت که او و خداداد از امینی پرسیدند چرا در این زمان می خواهد ایران را ترک کند. طبق
اظهارات غنی، نکات اصلی در پاسخ او به قرار زیر هستند:
الف) او تبعید نشده است. او شنیده بود که چند تن از جمله نخست وزیر منصور گفته اند که شاه او را
مجبور به ترک کشور کرده است. امینی قویا این مسئله را تکذیب نمود.
ب) امینی گفت او فکر می کند به نفع اوست که در ایام محرم ایران را ترک کند، زیرا او خیلی درگیر
می شد. امینی گفت مادرش مسجد فخرالدوله (یکی از بزرگترین مساجد ایران) را ساخته بود و حالا او که
پسر ارشد خانواده است، در رابطه با مسجد مسئول است. در طی ماه محرم مرسوم است شبها روضه خوانی
برگزار گردد. به دلیل موقعیت او، تمام روحانیون بزرگ به آن مسجد می آیند و در عوض انتظار می رود او
نیز با تمام آنها دیدار داشته باشد. امینی گفت این مسئله او را بیش از حد با ملاها درگیر می کند.
ج) تعدادی از روحانیون نزد او آمده بودند و از وی خواسته بودند از خمینی حمایت کند و برای
مخالفت با رژیم به حزبی بپیوندد. امینی مایل به انجام این کار نیست و به شاه هم این مطلب را گفته است. او
همچنین به شاه گفته است که هر چند روابط نزدیکی با روحانیون دارد، ولی در مواضعشان نسبت به برنامه
اصلاحات دولت با آنها شریک نیست.
د) امینی گفت او موقعیت تشکیل یک ائتلاف را هنگام مشکلات ایجاد شده در طول محرم ارزیابی
کرده و این نتیجه رسیده است که آشوبها به آن حد نمی رسد که چنین فرصتی دست دهد. امینی گفت
نیروهای امنیتی دولت آماده اند و توانایی کنترل هر آشوبی را دارند.
ه) امینی فکر می کند با ترک ایران در این زمان در میان مردم محبوبیت کسب خواهد کرد و پس از
محرم مجددا مراجعت خواهد نمود و در ملاء عام ظاهر خواهد شد.
2 موضوع اصلی ملاقات امینی با شاه
طبق اظهارات غنی، امینی گفته که شاه ملاقات را با این سؤال آغاز کرده است که چرا وی از برنامه
اصلاحات حمایت نمی کند؟ امینی جواب داد که وی همیشه از اصلاحات شاه حمایت کرده است و در
حقیقت طبق خواسته شاه، حمایت از آنها را شروع نموده بود. بعد امینی علت مخالفت شاه با
نخست وزیری اش را سؤال کرد. شاه گفت: به علت سیاست های اقتصادی وی. امینی گفت: سیاستش این
است که اقتصاد را سامان بخشد، دولت را کارآمدتر کند و جلوی سوءاستفاده را بگیرد و نیز
سرمایه گذاریهای بخش خصوصی را تقویت نماید. امینی گفت مطمئنا شاه با این طرح ها مخالفتی ندارد.
شاه در جواب گفت نه، منظورم افزایش حقوق معلمان به دنبال اعتصابات آنها می باشد. امینی گفت از نظر
سیاسی این امری اجتناب ناپذیر بود. بعد شاه مسئله روابط امینی با روحانیون را پیش کشید. امینی گفت با
واژهایی به شاه جواب داد که برای او تعهدی ایجاد نکند. شاه در مورد حزب دمکراتیک اسلامی که به
امینی نسبت داده شده بود، پرسید و امینی گفت دخالتی در آن نداشته است. بعد شاه و امینی در مورد مسائل
امنیتی صحبت کردند. براساس اظهارات امینی، شاه اطمینان داده بود که نیروهای امنیتی اش نسبت به هر
زمان دیگر، کارآمدتر و بهتر تحت فرمان او هستند. بعد صحبت به زمانی کشیده شد که امینی روی کارآمد.
در پایان دوره تصدی شریف امامی، تیمسار تیمور بختیار دانشجویان و خوش باورها را تحریک نمود و به
اعتصابات کشانید و بختیار کنترل مؤثر پلیس و ژاندارمری را در دست داشت. به نظر می رسید بختیار
پیروز شود، شاه نمی توانست در آن شرایط برای مقابله تجهیز قوا کند. سفارت آمریکا و انگلیس از شاه
خواستند که در آخرین لحظات امینی را سرکار آورد. بالاخره شاه در این قسمت از مذاکرات گفت که دیگر
هیچ گاه نبایستی این قضایا تکرار شود.
بعد شاه از امینی پرسید آیا امینی از موفقیت برنامه سپاه دانش و تأثیر زیادی که این برنامه روی سایر
ملل «حتی ملل اروپایی» گذارده بود، آگاه است. این ایده آنچنان که شاه ابراز می داشت، ایران را در آستانه
جدیدی قرار می داد و در حال به ثمر رسیدن بود.
شاه نظر امینی را در مورد دولت منصور پرسید. امینی جواب داد که فکر می کند افراد جوان و کارآمدی
نیز وجود دارند. شاه با گفتن این که علاقمند به برخی از ایده های جدید که ارزش پیگیری دارند، می باشد،
اظهار موافقت کرد. صحبت با بحث پیرامون زیباییهای «مانتیکاتینی» و آبهای آن به پایان رسید. امینی به
غنی و فرمانفرمائیان گفت که هرگز شاه را با این اعتماد به نفس و اطمینان ندیده بودم، شاه با اظهار این
مطلب که برنامه های اصلاحاتی تأثیر به سزایی داشته و موفقت آمیز بوده است، خود را فریب می داد.
امینی، علی 36
تاریخ: 20 می 1964 30/2/43 خیلی محرمانه
از: بخش سیاسی جی. پی. لورنس به: بخش سیاسی آقای مارتین اف. هرتز
مراجع: الف 147 سفارت مورخ 3 سپتامبر 1963، الف 209 سفارت مورخ 1 اکتبر 1963
موضوع: برداشتهائی پیرامون عزیمت امینی
هرچند که عزیمت امینی به قصد اروپا، هیچ گونه عواقب چشمگیر سیاسی ندارد، با این حال روشنگر
سیاست های ایرانی و برخورد شاه با کسانی که قدرت سیاسی دارند، می باشد. حقیقت روشن است: امینی
با اراده خودش ایران را ترک کرد (هرچند اگر کمترین دلجویی از وی شده بود، در ایران می ماند) و شاه از
رفتنش خوشحال بود. در این وضعیت نخست وزیر گفت در شهر اعلام کنید که امینی را اخراج کردند. در
عین حال عزیمت امینی به خودی خود اتفاق کوچکی بود، در پشت پرده این واقعه، جاه طلبی ها و
حسادت های شخصی و مانورهای پیچیده سیاسی نهفته بود.
تاکتیکهای شاه
دکتر امینی در ژانویه 1963 به هنگام انتخابات و رفراندوم ملی به ایران مراجعت نمود. نتیجه گیری
واضح او این بود که اوضاع دارد از کنترل خارج می شود و تنها اوست که می تواند به این وضع، به شیوه ای که
به سختی ممکن است شاه را خسته سازد، سروسامان دهد. وی همچنین وضعیت را بسیار بد تعبیر می کرد.
پس از مراجعتش، شاه طی ملاقاتی اوضاع را برایش تشریح نمود. طبق اظهارات امینی به یکی از
دوستانش، شاه ابتدا به نرمی گفت که دقیقا نمی داند چرا امینی مجددا به ایران بازگشته است. پس از آنکه
بحث را عوض کرد، گفت به نظر می رسد خانم امینی سوءاستفاده های زیادی کرده است و از امینی پرسید
آیا در قضیه ذیربط است. گرچه تهدید کاملاً آشکار بود، ولی امینی ایران را ترک نکرد. اتهام رشوه خواری و
سوءاستفاده خانم امینی، حمله امینی به دولت به خاطر انتخابات مجلس و اقدامات تلافی جویانه دولت با
شروع محاکمه الموتی، وزیر اسبق دادگستری، همگی در تلگرامهای قبلی به طور مشروح آمده اند.
بدون تردید شاه دریافته است که امینی پایگاهی ندارد و لذا راهی جز همکاری با نظام ندارد. تاکتیک
شاه در برخورد با این گونه سیاستمداران، عدم برخورد صریح می باشد و همیشه ابتکار عمل را در دست
خودش نگاه می دارد. به عنوان نمونه، امینی چند بار درخواست ملاقات با شاه را کرده بود، ولی شاه تا شش
ماه درخواست او را به تأخیر می انداخت. یک بار وقتی شاه با علم جهت تعطیلات به ساحل دریای خزر
رفته بودند، به علم گفت امینی می تواند او را ملاقات کند، امینی از قبول ملاقات خودداری نمود، زیرا
مسافرت به شمال برای صحبت با شاه ممکن بود به استقلال ظاهری که او با دقت پرورانده بود، لطمه بزند.
سرانجام ملاقات در زمانی که اهداف شاه اقتضاء می کرد و زمانی که شاه دریافت اخراج امینی از کشور به
راحتی عملی می باشد، صورت گرفت.
شاه همین تاکتیک را در قبال سایر سیاستمداران جاه طلب که فعالیت هایشان اندکی خارج از
چهارچوبه پذیرفته شده است، به کار برده است. حدود یک سال است که عبدالحسین ابتکار، رهبر انجمن
آفریقا آسیا سعی داشته است با شاه ملاقات نماید؛ درست مثل امینی، در طول این مدت ساواک به خوبی
او را تحت تعقیب قرار داده است. محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ، نیز از جمله کسانی بود که شاه
می خواست با ملاطفت از کشور خارج شود و به او پیشنهاد یک سمت آسوده در سفارتخانه شد. به هر
حال، مورد امینی فرق می کرد، زیرا شاه خیلی از او خوشش نمی آمد. شاه به کرات در مذاکراتش با
ایرانی ها و خارجی ها، عملکرد امینی در مدت صدارتش را بی ارزش قلمداد کرده است. مثلاً در صحبت با
مدیر آمریکایی خدمات منطقه ای، ادوارد رایان، شاه با لحن شدیدی در واکنش به اشاره تمجیدآمیز رایان
از برنامه های امینی گفته بود که «آن برنامه های من بودند.» به نظر می رسد حسادت و سوءظن شاه نسبت
به امینی طی دو سال گذشته افزایش یافته و شانس روی کارآمدن امینی حتی از ماه می سال 1961 هم
کمتر شده است.