بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 365

امینی، علی 59

تاریخ: 4 اکتبر 1978 12/7/57 خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

از: دفتر وابسته سیاسی جک اچ. شلنبرگریادداشت جهت: بایگانی

موضوع: نخست وزیر اسبق، علی امینی

در روزهای اخیر نام دکتر علی امینی، نخست وزیر اسبق در مقالات و مباحث مختلف بر سر زبان

افتاده است. دکتر رضا امینی، مشاور دفتر وابسته سیاسی ما، به من گفت که که هفته پیش امینی (نسبتی با

رضا ندارد) خواست که صحبتی با او در منزل رضا داشته باشد. اینها دوستان قدیمی هستند. طبق اظهارات

رضا، امینی به دنبال آن است که از طریق یک کانال با نفوذ در سفارت آمریکا انتقادات و نظریات خود را از

اوضاع امروز ایران عنوان کند. امینی هیچ وابستگی ندارد، نه به دولت ایران تعهدی دارد و نه رابطه خاصی

با گروههای مخالف دارد. به هر حال بنا به گفته رضا او از اعتماد چهره های سیاسی و مذهبی مخالف شاه

برخوردار است. امینی ادعا می کند که سعی کرده است این اعتقادش را به شاه منتقل کند که باید بلافاصله به

نفع یک شورای نیابت سلطنت به ریاست فرح که شامل یک فرمانده از نیروهای مسلح می شود، کنار رود.

(ارتشبد جم، سفیر فعلی ایران در اسپانیا، به علت شهرتش به عنوان یک سرباز واقعی و امتناعش از

تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان در چند سال قبل، احتمالاً فرد مورد نظر خواهد بود.) شورای نیابت

سلطنت، قانون اساسی ایران را اعمال خواهد کرد و اداره امور روزمره و جاری به نخست وزیر و کابینه وی

محول خواهد شد. یک فرستاده بلندپایه بایستی نزد خمینی فرستاده شود و در مورد بازگشت او به ایران

مشروط بر آن که روند نوگرایانه کشور را به عقب نکشد، مذاکره کند. در همین زمان دولت شریف امامی

باید منحل شود و دولت جدیدی متشکل از افراد قابل قبول برای اکثریت مجلس شورا یا سنا تشکیل گردد.

چند روز بعد من و رضا با دکتر شاهپور زندنیا، نویسنده اقتصادی روزنامه رستاخیز و مشاور

مخصوص وزیر اطلاعات (و جهانگردی) جدید، ملاقات داشتیم. همین طور که او و رضا در مورد فتح با

بهای احتمالی با خمینی با یکدیگر بحث می کردند، نظر زندنیا این بود که فقط علی امینی می تواند هم در

اینجا و هم نزد آیت اللّه از اعتبار لازم جهت انجام چنین مأموریتی برخوردار باشد. آنها اتفاق نظر داشتند که

باتوجه به نفرت دیرینه شاه نسبت به امینی (او از خانواده سلطنتی قاجار است)، صحه گذاردن بر چنین

طرحی از سوی شاه کاملاً غیر محتمل خواهد بود، هرچند آن از نظر تاکتیکی به نفع شاه باشد. اگر خمینی،

امینی را نپذیرد، احترام خمینی افت می کند، و اگر او شرایط امینی را بپذیرد و ناآرامی ادامه پیدا کند، امینی

خواهد بود که شکست می خورد، نه شاه.

در صحبت اولیه اش با رضا، امینی گفت از این حقیقت که هیچ خبرنگار آمریکایی تلاش نکرده بود با

وی در مورد اوضاع جاری مصاحبه کند، سخت در شگفت بود، هر چند خبرنگاران اروپای غربی مشتاق

ملاقات با او بودند. او حدس می زند آنها او را به چشم یک مأمور «سیا» می بینند.

عبداللّه انتظام


صفحه 366

انتظام، عبداللّه 1

اطلاعات بیوگرافیک تکمیلی عبداللّه انتظامخیلی محرمانه

6 آوریل 1951 17/1/1330

در تکمیل اطلاعات بیوگرافیک جاری سفارت به تاریخ 21 مارس 1931، گزارش 1929 مورخ 2

ژوئیه 1938 سفارت و گزارش اطلاعات بیوگرافیک تکمیلی 14 مارس 1951 سفارت.

سمت: 5 آوریل 1951، وزیر امورخارجه در کابینه علا........

ملاحظات: عبداللّه انتظام که تمام عمر خود را در وزارت امورخارجه گذرانیده، برادر نصراللّه انتظام است که

در سازمان ملل می باشد. خانواده اش یکی از مورد احترام ترین خانواده ها در ایران هستند، به طور کلی

عالی ترین فرد برای احراز سمت وزیر خارجه تلقی می گردد. اگرچه غیبت طولانی وی از صحنه داخلی

کشور به خاطر فعالیت در پست های خارجی باعث شده است که نسبت به مشکلات داخلی برداشت

صحیحی نداشته باشد، ولی تحصیلات عالی و روش و شخصیت محترمانه وی و احترامی که تقریبا همه

برای وی قائلند، او را به مناسب ترین فرد جهت هدایت امر روابط بین المللی تبدیل ساخته است.

اتخاذ مواضعی در هواداری از آمریکا، از طرف دکتر انتظام دور از انتظار نیست، چرا که در خود

آمریکا همراه علا به عنوان سفیر، فعالیت نموده و علاوه براین همسرش (که او را طلاق داده) نیز آمریکایی

است.

در یکی از مراجعات اتفاقی به ایران، انتظام رئیس بخش مربوط به امور امریکا در وزارت خارجه بود.

مناسبات بین او و سفارت امریکا در تهران همیشه دوستانه بوده است.پریش

انتظام، عبداللّه 2

22 سپتامبر 1953 31/6/32خیلی محرمانه

وزارت امورخارجه دفتر کتابخانه ها و گردآوری اطلاعات بخش اطلاعات بیوگرافیک

خلاصه بیوگرافیک شماره 193 محدود اطلاعات امنیتی

عبداللّه انتظام به وزارت امورخارجه ایران منصوب شد

عبداللّه انتظام در کابینه سپهبد زاهدی در 20 سپتامبر 1953 به سمت وزیر امورخارجه منصوب

گردید. او که از دیرباز در وزارت امورخارجه اشتغال داشته، در اروپا و آمریکا نیز در سمت های

دیپلماتیک خدمت کرده و در جامعه ملل نماینده کشورش بوده و گاهی نیز در ادارات مختلف وزارت

خارجه در تهران به کار پرداخته است.

مهم ترین جنبه منفی انتظام به عنوان وزیرخارجه عبارت است از فقدان تجربه وسیع وی در رابطه با

کشورش، حقیقتی که مشکلات داخلی و روند فکری موجود در ایران را برای وی قابل درک و فهم

نمی سازد. مضافا اینکه وی فاقد پایگاه مردمی و سیاسی است، البته به استثنای حسین علا، که انتظام برای

سالها تحت الحمایه وی بوده است. از طرف دیگر تماس وی با فرهنگ های مختلف و جوهای سیاسی

گوناگون او را از چنان دیدگاه وسیعی برخوردار ساخته است که در برخورد با امور و مسائل بین المللی

واقع گرا باشد. به عبارت دیگر در عین حال که از اصل ملی شدن نفت هواداری می کرد، در سال 1951

اعلام داشت که وزارت امورخارجه باید بر مبنای واقعیات با بریتانیا به تفاهم دست یابد. او تمایل و گرایش


صفحه 367

ایرانی ها به ملی گرایی را اساس اندیشه و اقدام سیاسی تلقی کرده و معتقد است که برخلاف سالهای اخیر،

باید با آگاهی بیشتر به افکار عمومی جهت بخشید. در همین خصوص وی اظهار داشته است که جلب

اعتماد و احترام مردم نسبت به دولت، از طریق برقراری مناسبات حسنه با مطبوعات، شرط اصلی

بازآموزی عمومی در راستای ریشه کن ساختن ترس و نفرت از بیگانگان و حل و فصل مسئله نفت

می باشد. ادامه فعالیت یا سقوط وی احتمالاً بستگی به موفقیت و یا عدم موفقیت همین سیاست خواهد

داشت.

انتظام در عین حال که از امریکا به خاطر مسائل کم اهمیت انتقاد می کند، ولی چون حدود پنج سال در

این کشور زندگی کرده است، اصولاً نسبت به آمریکا در ایران اظهار همدردی می نماید. او از توسعه طلبی

شوروی منزجر است و به مقاصد آن کشور به دیده سوءظن و تردید می نگرد. انتظام، نخست وزیر رزم آرا را

مورد انتقاد قرارداد و معتقد بود که در مقابل شوروی از سیاست مسالمت آمیز استفاده می کند و در سال

1951 مصدق را «عوامفریبی خطرناک» خواند. انتظام همیشه به دربار نزدیک بوده است و از دوستان

نزدیک شاهزاده اشرف به حساب می آید.

انتظام در سال 1897 در تهران متولد شد. برادرش نصراللّه انتظام، سالهاست که به عنوان رئیس هیئت

نمایندگی ایران در سازمان ملل و به عنوان سفیر کنونی ایران در آمریکا سرشناس می باشد. عبداللّه در سال

1924 با یک امریکایی ازدواج نمود، ولی بعدها از او جدا شد. دخترش که یک شهروند امریکایی است با

یکی از افسران ارتش امریکا ازدواج کرده است. انتظام اصولاً فردی است خود تحصیلکرده و فقط از

دبیرستان ایرانی فارغ التحصیل شده است. علاوه بر زبان فارسی، او فرانسه و انگلیسی را عالی و آلمانی را

خوب تکلم می کند.

پس از ورود به وزارت امورخارجه در سال 1918، انتظام عهده دار پست های دیپلماتیک در لاهه،

ورشو، برن، پراگ، ژنو و واشنگتن گردید، که آخرین سمت وی ریاست هیئت نمایندگی ایرانی اعزامی به

آلمان غربی بود. در سال 1932، دبیرکل هیئت ایرانی در جامعه ملل شد. در سال 1934 دولت ایران به او

مأموریت داد تا آژانس های خبری مختلف دنیا از قبیل رویتر لندن و DNB برلین را مطالعه نماید، که بعد از

کار کردن با دفتر اطلاعات و اخبار جامعه ملل در پاریس به تهران بازگشت و آژانس خبری دولتی را

تأسیس نمود. حسین علا در سال 1951، او را به سمت وزیرخارجه منصوب کرد، ولی قبل از شروع به کار

در آن سمت کابینه علا سقوط نمود. اخیرا نیز به عنوان مشاور وزیر خارجه فعالیت داشته است.

انتظام مردی دوست داشتنی است، ولی به هیچ کس نزدیک نمی شود. او فردی تودار است،

گوشه نشینی را بر ورود در اجتماعات ترجیح می دهد و از افکار و اندیشه های فلسفی لذت می برد. در

مذاکرات، او صراحت لهجه و برخوردهای مستقیم را تأیید می نماید و نسبت به مصالحه های واقعگرایانه با

حسن ظن برخورد می کند.

انتظام، عبداللّه 3

خیلی محرمانه 29 سپتامبر 1953 7/7/32

اطلاعات بیوگرافیک تکمیلی عبداللّه انتظام

در تکمیل اطلاعات بیوگرافیک مورخ 21 مارس 1931، گزارش 1929 مورخ 2 ژوئیه 1938 و


صفحه 368

گزارش های تکمیلی سفارت به تاریخ های 14 مارس و 6 آوریل 1951.

مشاغل:

28 آوریل 1951 سقوط کابینه علا، انتظام هنوز به مقام خاصی نرسیده بود. در دوران رژیم مصدق،

وی مشاور وزیر امورخارجه بود، ولی فاطمی یعنی وزیرخارجه وقت هیچ گاه با وی مشورتی نمی کرد.

21 سپتامبر 1953 نخست وزیر زاهدی، او را به سمت وزیر امورخارجه منصوب می نماید.

اظهارات :

انتظام، سلطنت طلب و هوادار امریکا، توسط نخست وزیر زاهدی، پس از یک دوره طولانی توأم با

تردید و دو دلی در مورد انتخابات فردی مناسب برای تصدی امور وزارت خارجه، به این سمت منصوب

گردید. یک گزارش موثق حاکی از آن است که نصراللّه، برادر عبداللّه، نخستین فردی بود که احراز این پست

به وی شدیدا توصیه شده بود، ولی او برای این که بتواند به عنوان سفیر ایران به آمریکا برود و سرپرستی

هیئت ایرانی در سازمان ملل را برعهده گیرد، از پذیرش پست وزارت خارجه امتناع ورزید. سپس شاه از

زاهدی خواست که عبداللّه را برگزیند، در حالی که بسیاری از دوستان نخست وزیر نیز او را تحت فشار

قرار داده بودند که علی سهیلی را به عنوان وزیرخارجه انتخاب نماید.

با انتصاب عبداللّه فردی توانا، متشخص و خوش اعتبار به مقام وزارت خارجه رسید. او می تواند

مقداری از شهرت از دست رفته این وزارتخانه در زمان فاطمی را اعاده کند. انتظام همیشه با مقامات

سفارت همکاری داشته است و تا زمانی که او وزیر خارجه باشد، مناسبات بین وزارت خارجه و سفارت

صمیمانه خواهد بود. ملون

انتظام، عبداللّه 4

اکتبر 1959 مهر 1338 سرّی غیرقابل رویت برای بیگانگان

وزارت امورخارجه

عبداللّه انتظام

عبداللّه انتظام، رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران از سال 1957 تاکنون، که زمانی وزیر

امورخارجه کشور نیز بوده است، یکی از دیپلمات های مجرب سابق است که برای تحقق بخشیدن به

بلندپروازیهای خود بیش از آنکه به صنعت نفت چشم دوخته باشد، به صحنه سیاسی نظر دارد. اگرچه در

سمت کنونی فردی فعال به نظر می رسد، ولی درک فنی وی از امور نفتی محدود است و می گویند در توسعه

سیاست های شرکت ملی نفت ایران نقش رهبری چندانی را ایفا نمی کند. از انتظام بارها و بارها به عنوان

نامزد احتمالی برای پست نخست وزیری یاد کرده اند، در حالی که چهره ای چند شناخته شده نیست و در

میان سیاستمداران تهرانی از حمایت شخصی چندانی برخوردار نمی باشد. می گویند او با دربار رابطه ای

تنگاتنگ دارد و در گذشته هم ظاهرا از دوستان مورد عنایت شاهزاده خانم اشرف پهلوی بوده است. (به

بیوگرافی وی مراجعه شود). علاوه بر این او را یکی از اشخاص تحت الحمایه وزیر دربار کنونی یعنی

حسین علا قلمداد می کنند. به عنوان وزیر امورخارجه در کابینه فضل اللّه زاهدی از سال 1953 تا سال


صفحه 369

1955، انتظام، عاری از تشریفات زائد به طرزی مؤثر کار کرد و به صورت فردی با فرهنگ و با توانایی

قابل ملاحظه سفارتخانه های مستقر در تهران را تحت تأثیر قرار داد. برعکس، در کابینه بعدی که به

ریاست علا روی کارآمد، او در نتیجه غیبت های طولانی و مداوم در اروپا و ظاهرا بنا به عللی چون

بیماری، از پذیرفتن همان پست تقریبا طفره رفت. شایعات نسبتا قوی حکایت از این دارند که رابطه او با

یک زن جوان ترک، دارای ملیت مراکشی و مقیم پاریس، علت اصلی دور بودن یا غیبت او از صحنه تهران

بوده است.

علیرغم انتقادهای عبداللّه انتظام از امریکا بر سر مسائل جزئی، او اصولاً از سیاست امریکا و اهداف آن

در ایران حمایت می نماید. علت این تفاهم و هواداری وی از آمریکا را، حداقل می توان به روابط خانوادگی

و تماسهای دائم وی با امریکا مربوط دانست. در سال 1924، و طی یک اشتغال به خدمت پنج ساله در

واشنگتن، با یک دختر امریکایی ازدواج کرد که بعدها از او طلاق گرفت. دختر آنها تبعه امریکاست، و با

یک افسر ارتش امریکا ازدواج کرده است. برادر عبداللّه یعنی نصراللّه، که اکنون سفیر ایران در فرانسه است،

دو بار به عنوان سفیر ایران در امریکا خدمت کرده است و مدت هشت سال نیز ریاست هیئت ایرانی در

سازمان ملل را عهده دار بود. بین عبداللّه انتظام و سفارت امریکا در تهران رابطه ای دوستانه برقرار بوده و

به عنوان یک منبع اطلاعاتی همیشه مورد استفاده مقامات آمریکایی واقع شده است. او در همه حال

مخالفت خویش را نسبت به سیاست ها و منافع شوروی در ایران ابراز داشته است.

انتظام، شخصی است آرام و موقر و به ندرت با کسی از در صمیمیت وارد می شود. ظاهرا از مجالس و

گردهمایی های اجتماعی خوشش نمی آید و بیشتر به انزوای فلسفی یا تمرکز بر سرگرمی اش یعنی کار بر

روی چوب یا حکاکی علاقه دارد. در مذاکرات صراحت و برخورد مستقیم را تأیید می کند و معمولاً با

مصالحه های واقعگرایانه باز برخورد می نماید.

عبداللّه انتظام در تاریخ 26 مارس 1897 در تهران بدنیا آمد. وی اصولاً فردی خود تحصیلکرده است

و فقط دوره دبیرستان را در ایران گذرانده است. پس از ورود به وزارت خارجه در سال 1918، قسمت

اعظم عمر خود را در مأموریت های خارجی صرف کرده است. در سال 1921، به عنوان دبیر سوم سفارت

ایران در واشنگتن فرستاده شود و تا سال 1926 یعنی زمان بازگشت به وزارت خارجه در امریکا ماند.

ظاهرا علت بازگشت وی این بود که شدیدا بدهکار شده بود و قادر به پرداخت دیون خود در امریکا نبود.

در سال 1931 به ورشو فرستاده شد و دو سال بعد به جامعه ملل مأمور گردید. کار بعدی انتظام در سال

1934 این بود که بخش اطلاعات جامعه ملل و سرویس خبری اروپایی یعنی خبرگزاری رویتر لندن،

خبرگزاری HAVAS در پاریس و خبرگزاری آلمان در برلین، را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. در خاتمه

این مأموریت به تهران بازگشت و آژانس خبری دولتی را تشکیل داد. ظرف چند سال بعد به پراگ، ژنو،

برن و مجددا به تهران سفر کرد. در سال 1942، به عنوان کاردار به سفارت ایران در ژنو پیوست و در تمام

طول جنگ جهانی دوم در آن قسمت باقی ماند. در سال 1946، انتظام وزیر مختار ایران در آلمان شد و در

بُن و اشتوتگارت مقیم گردید. تا آوریل 1951 در آن سمت باقی ماند و سپس در کابینه حسین علا به سمت

وزیر امورخارجه منصوب گردید، ولی قبل از تصدی امور وزارت خارجه، کابینه مزبور سقوط کرد و او

مجددا به آلمان اعزام شد تا اینکه به عنوان رئیس تشریفات وزارت دربار مجددا به ایران فراخوانده شد.

در سال 1952 به عنوان مشاور وزیر امورخارجه منصوب گردید.


صفحه 370

در سپتامبر 1953، پس از سقوط رژیم محمد مصدق، انتظام در کابینه زاهدی به عنوان وزیر امور

خارجه برگزیده شد و در آوریل 1955، در کابینه حسین علا مجددا به همان سمت رسید. غیبت طولانی

انتظام در پاریس باعث شد که اداره امور وزارت خارجه به دست بی کفایت معاون وی مصطفی سمیعی

بیفتد، و در زمینه خط مشی وزارتخانه نیز نخست وزیر تام الاختیار و تصمیم گیرنده باشد. انتظام در دسامبر

1955 از وزارت خارجه برکنار شد، و در عوض به معاونت نخست وزیر رسید وزیر مشاور در بهار سال

1957 و در این پست دوگانه، انتظام به تونس و مراکش به نیابت از جانب شاه (محمدرضا شاه پهلوی) سفر

نمود. کمی پس از مراجعت به تهران، کابینه علا سقوط کرد، و در دولت جدید منوچهر اقبال هیچ پستی به

انتظام داده نشد. شاه در می 1957، انتظام را به مقام کنونی اش یعنی رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت

ایران منصوب نمود.

بعد از جدا شدن از همسر امریکایی اش، انتظام ازدواج نکرد. او فرانسه و انگلیسی را عالی و آلمانی را

خوب صحبت می کند.

انتظام، عبداللّه 5

تاریخ: 7 سپتامبر 1966 16/6/45 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

از: بخش سیاسی چارلز ان. راسیاس توسط: بخش سیاسی ویلیام ا. هلسثبه: وزیر مختار

موضوع: یادداشت ضمیمه

منبع اطلاعات در یادداشت ضمیمه، عزیزاللّه شیبانی صالح، یک افسر جوان ساواک است. من عزیز را

مدت نزدیک به یک سال است که ندیده بودم. امروز صبح وی به من تلفن کرد و خواست که فوری وی را

خارج از سفارت ببینم. حدود ساعت 30/10 او را نبش کوچه امیرکبیر و خیابان تخت جمشید ملاقات

کردم. ما با ماشین وی حدود یک بلوک پشت آپارتمانهای سفارت تا شرکت MOUZ، که وی توضیح داد

توسط یک دوست اداره می شود، رانندگی کردیم. یک ساعت با هم صحبت کردیم و وی اطلاعات بیشتری

به من داد که به طور جداگانه گزارش می کنم.

عزیز فرزند تیمسار بازنشسته کاظم شیبانی صالح و برادرزاده جهانشاه، اللهیار و علی پاشا صالح

می باشد. او با دختر مرحوم سرلشکر رزم آرا ازدواج کرده است. او حدودا 30 ساله و از نظر سیاسی

جاه طلب است. وی می خواست کاندید مجلس از شهر کاشان شود ولی رد شد. CAS(منبع کنترل شده

امریکایی) پرونده ای از وی دارد و آنها ظاهرا او را بی تجربه و پرت و شاید Provacateur می دانند. اما من

هرگز مناسبتی نداشته ام که چنین برداشتی کنم. در هیچ موردی وی را فردی پرت و بی تجربه نیافته ام. او

گفت بدین دلیل قبل از این با من تماس نگرفته است که ارتشبد نصیری دستور داده بود که افسرانش حق

هیچ گونه تماسی را با خارجیان مگر در حیطه وظایفشان ندارند. وی همچنین گفت به علت انتقادی که از

خط مشی های دولت ایران و ساواک کرده است، که به نظر وی منجر به مصالحه بر سر منافع و مصالح ایران

گردید، نصیری وی را در «محدودیت» قرار داده بود. (این موضوع جداگانه گزارش می شود.)

شیبانی در گذشته یک منبع دقیق اطلاعات بوده است.

به عنوان مثال، او فوری به من تلفن کرد و گزارش دقیقی در مورد ترور منصور به من داد. او در تماسهایم

با درخشش در بیش از یک سال گذشته و این که من تحت نظر ساواک هستم، به من هشدار داد.


صفحه 371

در نوامبر 1964، عزیز به من گفت که از ریاکاری دولت ایران در روابطش با ایالات متحده، ناراحت

است. او گفت به عقیده وی، شاه سیاست همکاری با روسها را دنبال می کند، در حالی که به ما (امریکا)

اطمینان می دهد که چنین عمل نمی کند.

هنگامی که عزیز مرا سوار کرد، کمی دستپاچه بود و در یک لحظه ماشین را به یک کوچه بن بست راند.

من فکر نمی کنم او تحت دستور اقدام می کرد تا ما را گیج کند. تصور نمی کنم که وی راجع به موضوعی نظیر

مسئله شاه و انتظام، که CASمی تواند دیر یا زود صحت و سقم آن را تأیید کند، دروغ گفته باشد.راسیاس

انتظام، عبداللّه 6

تاریخ: 7 سپتامبر 1966 16/6/45 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

از: بخش سیاسی ویلیام ا. هلسثبه: آقای تاچر، وزیر مختار

موضوع: دو یادداشت از چاک راسیاس در رابطه با پیشنهاد پست

نخست وزیری به عبداللّه انتظام، به پیوست می باشد

در دو یادداشت پیوست از چاک راسیاس گزارش شده است که گویا شاه تصدی امور نخست وزیری را

به عبداللّه انتظام پیشنهاد کرده است. بنا به این گزارش، شاه از انتظام خواسته است که نسبت به درخواست

خویش مبنی بر برخورداری از آزادی عمل کافی در صورت پذیرش آن سمت، تجدیدنظر نموده و پس از

مراجعت شاه پیرامون موضوع به بحث بنشینند.

منبع این گزارش یکی از افسران جوان ساواک است که چاک، او را به مدت یک سال ندیده بود، ولی

همین جوان اخیرا خواستار ملاقات فوری با وی گردیده است. اگرچه احتمال نوعی خرابکاری، توطئه

برای این که ما را نیز درگیر سازند وجود دارد، ولی من هم با چاک هم عقیده ام که این افسر جوان عضو

ساواک طبق دستور کسی و یا براساس یک طرح قبلی با وی دیدار نداشته است.

در عین حال، گزارش کردن این مطلب به وزارت خارجه ضرورتی ندارد. ممکن است بتوان ظرف چند

روز آینده اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کرد. به هر حال، پیشنهاد فوق الذکر تا مراجعت شاه از سفر

اروپای شرقی اش مسکوت خواهد ماند. بخش سیاسی: ویلیام هلسث

انتظام، عبداللّه 7

یادداشت سرّی تاریخ: 7 سپتامبر 1966 16/6/45

از: بخش سیاسی چارلز ان. راسیاس جهت: بایگانی

موضوع: شاه به عبداللّه انتظام پیشنهاد نخست وزیری داده است

به گفته یک منبع معمولاً موثق، شاه در صبح روز یکم سپتامبر ملاقاتی با عبداللّه انتظام، مدیرعامل

سابق شرکت ملی نفت ایران، در کاخ سعدآباد داشته است. منبع گزارش داد که شاه یک روز قبل به انتظام

خبر داده بود که می خواهد وی را در روز یکم سپتامبر، قبل از سفرش به بلغارستان، لهستان و مجارستان

ملاقات کند. منبع انتظام را در ساعت 30/6 به محل رساند و انتظام حدود ساعت 05/8 صحبتش را با شاه

تمام کرد.

منبع به من گفت، انتظام به وی گفته بود که شاه از او (انتظام) پرسید آیا وی تمایل به نخست وزیر شدن


صفحه 372

دارد. بنا به گزارش، انتظام جواب داد «فقط در صورتی که در انتخاب وزرای خودم آزاد باشم و قبل از به

اجرا در آوردن مسائل سیاسی در مورد آن موضوعات با اعلیحضرت گفتگو کنم.» انتظام به شاه گفت با

روش اخیر در سیاست ایران که به شدت روابط ایران را با غرب خراب کرده است و به بهبود مستمر اقتصاد

ایران ضربه وارد کرده بود، مخالف است. بنا به گزارش، انتظام به شاه گفت وی از این که سازمان برنامه و

بودجه اخیرا نتوانسته بود حقوق کارمندانش را بپردازد و مجبور شده بود 800000 تومان از بانک مرکزی

وام بگیرد، هراسان شده است. انتظام به شاه گفت تلاش وی جهت پیروی شدید از سیاست روابط نزدیکتر

با کشورهای کمونیست، اشتباه می باشد. به عنوان، نتیجه، انتظام اظهار داشت «غرب اعتماد خود را نسبت

به شما از دست داده، در حالی که در همان زمان کشورهای کمونیستی نسبت به اغراض شما مشکوک و

بدگمان هستند.» به نظر او منافع ایران در غرب نهفته است و هر چند ایران بایستی برای رفتار بهتر از سوی

غرب با آنها چانه بزند، نباید هیچ بی احترامی نسبت به غرب نظیر آنچه در رابطه با تسلیحات و مذاکرات

نفتی به واسطه اظهارات علنی به نظر انتظام غیرعاقلانه و تحریک کننده شاه، اتفاق افتاد صورت گیرد.

صحبتها نتیجه ای نداشت، زیرا شاه به حرفهای انتظام گوش داد، ولی موافق دادن آزادی عمل به وی

نبود. شاه به او گفت که در خلال عدم حضور وی (شاه) در ایران فکر کند و پس از بازگشت وی از لهستان

برای بحث در مورد آن، با هم ملاقات خواهند کرد.

منبع، که ظاهرا از بستگان انتظام است، گفت می خواهد سفارت راجع به این موضوع مطلع باشد و او

امیدوار است سفارت به هر طریقی که عاقلانه می پندارند، از انتظام حمایت کند. جواب دادم که مطمئنا این

اطلاعات جالب را به مقامات بالاتر خود در سفارت گزارش خواهم کرد. به هر حال، وی بایستی درک کند

که سفارت حمایت از وی حتی از این که به نظر برسد که سفارت برای شخص بخصوصی و برای هر منصب

رسمی فعالیت می کند را مناسب نمی داند. چنین مسئله ای دقیقا یک مسئله داخلی برای دولت و مردم ایران

است. منبع در پاسخ گفت که وی موضع و نگرانی در مورد آداب دیپلماتیک را می داند، اما منظور وی آن

است که اگر موضوع انتظام به عنوان نخست وزیر احتمالی مطرح شد، ما با اظهارات مساعد از وی حمایت

کنیم، البته در صورتی که ما واقعا معتقد باشیم (چنانچه او احساس می کرد که ما واقعا معتقدیم) انتظام

دوست ایالات متحده است و علاقمند به بهبود روابط بین دو ملت می باشد. او گفت «شما نمی توانید

تشخیص دهید که رژیم در سال گذشته تا چه حد دیکتاتور شده است. انتظام به عنوان یک فرد مستقل اما

وزیری وفادار، کار زیادی برای از بین بردن دیکتاتوری انجام خواهد داد.»

اظهارنظر:

دلیلی در دست ندارم که راجع به گزارش اصلی منبع شک کنم. انتصاب انتظام مطمئنا قابل درک است،

هرچند «استقلال» وی در برابر شاه ممکن است شانس او را مختل کند. انتظام صالح مقام، سابقه و

شخصیت است. وی به دربار و بخصوص اشرف نزدیک می باشد. وی دوست مسلم غرب است. بنا به

گزارش هویدا به علت دسیسه های وزرای دیگر به ویژه عالیخانی و آموزگار از کار برکنار شده است و ما

گزارشی مبنی بر این که وی می خواهد از کشور خارج شود، دریافت داشته ایم. جایگزینی هویدا توسط

انتظام، خفتی برای هویدا نخواهد بود، زیرا انتظام مربی مرحوم حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا بود،

زمانی که منصور و هویدا تحت نظر سرکنسول انتظام در اشتوتگارت به عنوان دستیار کنسول کار