دارد. بنا به گزارش، انتظام جواب داد «فقط در صورتی که در انتخاب وزرای خودم آزاد باشم و قبل از به
اجرا در آوردن مسائل سیاسی در مورد آن موضوعات با اعلیحضرت گفتگو کنم.» انتظام به شاه گفت با
روش اخیر در سیاست ایران که به شدت روابط ایران را با غرب خراب کرده است و به بهبود مستمر اقتصاد
ایران ضربه وارد کرده بود، مخالف است. بنا به گزارش، انتظام به شاه گفت وی از این که سازمان برنامه و
بودجه اخیرا نتوانسته بود حقوق کارمندانش را بپردازد و مجبور شده بود 800000 تومان از بانک مرکزی
وام بگیرد، هراسان شده است. انتظام به شاه گفت تلاش وی جهت پیروی شدید از سیاست روابط نزدیکتر
با کشورهای کمونیست، اشتباه می باشد. به عنوان، نتیجه، انتظام اظهار داشت «غرب اعتماد خود را نسبت
به شما از دست داده، در حالی که در همان زمان کشورهای کمونیستی نسبت به اغراض شما مشکوک و
بدگمان هستند.» به نظر او منافع ایران در غرب نهفته است و هر چند ایران بایستی برای رفتار بهتر از سوی
غرب با آنها چانه بزند، نباید هیچ بی احترامی نسبت به غرب نظیر آنچه در رابطه با تسلیحات و مذاکرات
نفتی به واسطه اظهارات علنی به نظر انتظام غیرعاقلانه و تحریک کننده شاه، اتفاق افتاد صورت گیرد.
صحبتها نتیجه ای نداشت، زیرا شاه به حرفهای انتظام گوش داد، ولی موافق دادن آزادی عمل به وی
نبود. شاه به او گفت که در خلال عدم حضور وی (شاه) در ایران فکر کند و پس از بازگشت وی از لهستان
برای بحث در مورد آن، با هم ملاقات خواهند کرد.
منبع، که ظاهرا از بستگان انتظام است، گفت می خواهد سفارت راجع به این موضوع مطلع باشد و او
امیدوار است سفارت به هر طریقی که عاقلانه می پندارند، از انتظام حمایت کند. جواب دادم که مطمئنا این
اطلاعات جالب را به مقامات بالاتر خود در سفارت گزارش خواهم کرد. به هر حال، وی بایستی درک کند
که سفارت حمایت از وی حتی از این که به نظر برسد که سفارت برای شخص بخصوصی و برای هر منصب
رسمی فعالیت می کند را مناسب نمی داند. چنین مسئله ای دقیقا یک مسئله داخلی برای دولت و مردم ایران
است. منبع در پاسخ گفت که وی موضع و نگرانی در مورد آداب دیپلماتیک را می داند، اما منظور وی آن
است که اگر موضوع انتظام به عنوان نخست وزیر احتمالی مطرح شد، ما با اظهارات مساعد از وی حمایت
کنیم، البته در صورتی که ما واقعا معتقد باشیم (چنانچه او احساس می کرد که ما واقعا معتقدیم) انتظام
دوست ایالات متحده است و علاقمند به بهبود روابط بین دو ملت می باشد. او گفت «شما نمی توانید
تشخیص دهید که رژیم در سال گذشته تا چه حد دیکتاتور شده است. انتظام به عنوان یک فرد مستقل اما
وزیری وفادار، کار زیادی برای از بین بردن دیکتاتوری انجام خواهد داد.»
اظهارنظر:
دلیلی در دست ندارم که راجع به گزارش اصلی منبع شک کنم. انتصاب انتظام مطمئنا قابل درک است،
هرچند «استقلال» وی در برابر شاه ممکن است شانس او را مختل کند. انتظام صالح مقام، سابقه و
شخصیت است. وی به دربار و بخصوص اشرف نزدیک می باشد. وی دوست مسلم غرب است. بنا به
گزارش هویدا به علت دسیسه های وزرای دیگر به ویژه عالیخانی و آموزگار از کار برکنار شده است و ما
گزارشی مبنی بر این که وی می خواهد از کشور خارج شود، دریافت داشته ایم. جایگزینی هویدا توسط
انتظام، خفتی برای هویدا نخواهد بود، زیرا انتظام مربی مرحوم حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا بود،
زمانی که منصور و هویدا تحت نظر سرکنسول انتظام در اشتوتگارت به عنوان دستیار کنسول کار
می کردند. معامله تسلیحات با شوروی ظاهرا با شکست مواجه شده و هزینه های اقتصادی معاملات با
شوروی تازه مورد توجه و درک شاه قرار گرفته است، پشتوانه های ارزی پایین است و به نظر می رسد همه
به وضوح نگران انفجار و ترکیدن اقتصاد ملتهب و نابسامان می باشند. شاه همچنین ظاهرا شروع به
تشخیص این امر نموده که سیاست وی مبنی بر ساختن پلهای (ارتباطی) با شرق، شاید پلهای ارتباطی با
غرب را خراب کرده است و این که وی در راستای منافع ایران و شخص خودش بایستی مطمئن شود که این
خرابی ها اصلاح می شوند. انتظام به خاطر هواداریش از غرب مشهور است. انتصاب وی توسط شاه این
احساس را در زمینه تمایل شاه مبنی بر برقراری مجدد روابط استوار با ایالات متحده و انگلستان، که
ظاهرا احساس می شود ممکن است سست شده باشد، به وجود می آورد. بدون توجه به اطمینان هایی که ما
به وی دادیم، شاه احتمالاً احساس می کند «گناهکار» است. از طرفی، اگر ایران می رود که دچار مشکل
اقتصادی شود، تنها منبع قابل اعتماد برای کمک، نیروهای غربی، به ویژه امریکا است. کمونیست ها بسیار
محتمل است که خواهان دامن زدن به چنین مشکلاتی در راستای منافع خودشان باشند. البته محتمل است
که این گونه وارد گفتگو شدن با من همراه این «اطلاعات»، تحریکی توسط دولت ایران باشد یا تلاشی باشد
از جانب عناصری خاص جهت «کسب حمایت»، اما مایلم این امر را یک احتمال به حساب آورم.
بیشتر آنچه در بالا گفته شد، البته از روی حدس می باشد، اما باتوجه به سوابق و زمینه ایرانیها غیر
محتمل نمی باشد. من بار دیگر تصریح می کنم که ما نباید نفوذ یا تأثیرگذاری خودمان را دست کم بگیریم.
نفوذ ما در صورتی که قوی و سالم نگهداشته شود، عمدتا به صورت یک اصل اخلاقی باقی می ماند که
هرکس بشدت آن را به کاری می گیرد. چارلز ان. راسیاس
انتظام، عبداللّه 8
عبداللّه انتظام مقام دولتی سابق خیلی محرمانه
عنوان خطاب: آقای انتظام
عبداللّه انتظام، که اکنون 81 ساله می باشد، از اواخر دهه 1960 در امور دولتی فعال نبوده است. قبل از
آن مشاغل زیادی به عنوان دیپلمات داشته و از 55 1953 وزیر امورخارجه بوده است. وی همچنین
به عنوان معاون نخست وزیر و وزیر بدون عنوان (وزیر مشاور م) 57 1955 و رئیس هیئت مدیره شرکت
ملی نفت ایران (63 1957) خدمت کرده است. (طبقه بندی نشده)
به علت این که بیشتر تجارب وی در امور بین المللی بود، انتظام فاقد معلومات مورد نیاز برای توسعه
یک خط مشی سودمند نفتی برای ایران بوده و در شرکت ملی نفت ایران کارآیی نداشت. با این وجود، وی
سوابق بسیار خوبی در امورخارجه دارد. در سمت وزیرخارجه، انتظام دیگران را به عنوان فردی با
فرهنگ بالا، بسیار مطلع و با توانایی فوق العاده در امور بین المللی که کارش را به طور مؤثر و به دور از
جنجال انجام می داد، تحت تأثیر قرار داد. او اغلب به عنوان نامزد نخست وزیری مطرح بوده، ولی هرگز
نخست وزیر نبوده است. (خیلی محرمانه)
انتظام هرگز ابایی در انتقاد از ایالات متحده در مسائل جزئی نداشته است، ولی معتقد است که هوادار
سیاست اصلی امریکا و اهداف آن در ایران می باشد. حداقل بخشی از درک و هواداری وی در قبال
امریکا، ناشی از رابطه خانوادگی و تماس با امریکائیان می باشد. در 1924 طی یک مأموریت شغلی در
واشنگتن با یک زن امریکایی ازدواج کرد که بعدها او را طلاق داد. دخترشان یک شهروند ایالات متحده
است. در گذشته انتظام خشم خود را از توسعه طلبی شوروی و سوءظن نسبت به مقاصد شوروی در ایران
ابراز داشته است. او همیشه به دربار نزدیک بوده و در 1951 رئیس تشریفات بوده است. (خیلی محرمانه)
انتظام انگلیسی و فرانسه را عالی و آلمانی را خوب تکلم می کند.
(طبقه بندی نشده) 8 دسامبر 1978 17/9/57
عبدالرضا انصاری
انصاری، عبدالرضا 1
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
عبدالرضا انصاری وزیر کشور
وزیر کشور از 11 ژوئیه 1966، عبدالرضا انصاری، تحصیل کرده آمریکا، طرفدار غرب و فردی
بسیار لایق است. باوجود آراستگی و رفتار دیپلماتیک و ظاهر بچگانه، فریبنده و لیبرال او نباید این
حقیقت کتمان بماند که وی مدیری پر کار و سیاستمداری طرفدار توسعه روابط است که بیش از هر چیز
می خواهد از ایران، کشوری مدرن بسازد.
انصاری در سال 1923، دو ماه پس از این که پدرش که یک سرهنگ ارتش بود و در عملیاتی علیه
اکراد کشته شد، بدنیا آمد. مادر وی مجددا ازدواج کرد و از شوهر جدیدش دو پسر دیگر دارد. او در
دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران حضور یافت و از دانشکده حقوق آن دانشگاه فارغ التحصیل شد. در
21 سالگی وارد وزارت کار شد. وی در سال 1950 از دانشگاه ایالتی یوتا در اوگان، فوق لیسانس اقتصاد
گرفت و در 1951 در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد. در سالهای
اولیه خدمتش، او به عنوان فردی با کفایت در زمینه اقتصاد و دارایی، کارآ، با شرافت و دارای ایده های
فراوان برای توسعه و پیشرفت ساختار مالی کشورش شناخته شد. پس از مراجعتش از آمریکا در سال
1952، به عنوان دستیار مخصوص سرپرست اصل چهار (ترومن م)، به جای اردشیر زاهدی (وزیر فعلی
امورخارجه) منصوب شد و در سال 1954 نماینده شخصی رئیس ایرانی صندوق تنخواه صنعتی ایران و
آمریکا گردید.
در سال 1957، انصاری معاون خلیل طالقانی، وزیر کشور و در 1958 معاون وزیر دارایی و رئیس
خزانه داری کل شد. وی یکی از مؤسسین حزب ملّیون (ناسیونالیست) در سال 1958 بود. در سال بعد او
معاون رئیس شورای عالی امور مالی شد. انصاری در سال 1960 برای مدت کوتاهی وزیر کار و سپس
مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان گردید.
در سال 1964، وی با حفظ سمت در سازمان آب و برق خوزستان، استاندار خوزستان شد. در هر دو
مسئولیت او کارنامه روشنی از موفقیت از خود نشان داد. تقریبا تمامی جنبه های زندگی در خوزستان در
مدت استانداری وی پیشرفت داشت.
انصاری قد بلند، خوش قیافه و معمولاً مؤدب، ملاحظه کار و دوست داشتنی است. او از امریکایی بودن
خود لذت می برد و با تعدادی از مقامات آمریکایی در تهران صمیمی بوده است. وی در سال 1956 ازدواج
کرده است و فرزندی ندارد. همسر او بسیار کم انگلیسی و خود وی فارسی و به خوبی انگلیسی صحبت
می کند. انصاری عضو کمیته اجرایی حزب ایران نوین است. 19 مارس 1968 28/12/46
هوشنگ انصاری
انصاری، هوشنگ 1
تاریخ: 23 آوریل 1962 3/2/41 خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا، تهران، 270 A به: وزارت امورخارجه
موضوع: معاون جدید وزیر بازرگانی منصوب شد
(بدون طبقه بندی) نخست وزیر انتصاب معاون وزیر در وزارت بازرگانی را تصویب نمود. دکتر
حیدرعلی غفاری، عضو هیئت رئیسه شرکت ترابری خارجی دولت ایران شده است. هوشنگ انصاری، که
زمانی رایزن اقتصادی در سفارت ایران در ترکیه بوده است، به جای دکتر غفاری منصوب گردید.
(خیلی محرمانه) اظهارنظر: سفارت از این تغییرات ناخشنود است. این احساسی است که بسیاری از
دپیلماتهای اروپای غربی در تهران دارند. دکتر غفاری که یک مقام عالیرتبه به مدت بیش از بیست سال در
این وزارتخانه بود، به علت همبستگی، کارآیی و محبتی که در بین بسیاری از تجار ایرانی داشت، مورد
احترام زیادی بود. علاوه براین یکی از نزدیکترین و سودمندترین رابطین سفارت بوده است.
استعفای دکتر غفاری، که مورد قبول وزیر بازرگانی جهانگیر آموزگار واقع شد، ناشی از تنش فزاینده
و مناسبات شخصی وزیر و معاون وزیر بود. در ماههای اخیر، وزیر به طور فزاینده ای یا با غفاری مخالفت
می کرد یا به علل سیاسی از دلجویی وی خودداری می نمود. مقررات واردات سالیانه که اخیرا انتشار
یافت، دارای نقاط ضعف زیادی بود که مورد انتقاد شدید جرائد، شورای عالی بازرگانی، مقامات عالیرتبه
بانک مرکزی ایران و سازمان برنامه و تعداد زیادی از وزرای کابینه قرار گرفت. صرفنظر از توجیهات
غفاری، وزیر به نحو مشهودی به هیچ یک از این مقامات (یا تعداد کمی از آنها) و اعضای کابینه پاسخ نداد.
برداشتن غفاری، به هر حال وجهه وزیر را حفظ کرد.
دکتر غفاری شخصا به مأمور سفارت گفت هر چند او پیشدستی می کرد، ولی طبق مقررات ممکن بود
بدشانسی بیاورد، او نخواسته بود که پای نخست وزیر و مقامات کابینه را که با وی دوست هستند به میان
بکشد، زیرا او ترجیح می دهد که سوابق خدمتی وی به جای او سخن بگویند، و به هر حال وضعیت به
نقطه ای رسیده است که او نمی تواند با وزیر کنونی کار کند.
معاون وزیر جدید، آقای انصاری به نظر می رسد که جوان باهوش و فعالی باشد، و در یک ملاقات
دوستانه با مقامات سفارت، علاقه زیادی به همکاری نزدیک با سفارت نشان داد. به هر حال او سالهای
زیادی خارج از ایران بوده است، از جمله دوازده سال در ژاپن، و به نظر می رسد زمان زیادی نیاز باشد تا او
کاملاً بر ارتباطات کاری خود با اجتماعات تجاری و سیستم اداری مسلط شود.
انصاری، هوشنگ 2
25 سپتامبر 1964 3/7/43 خیلی محرمانه
احتمالاً توسط تام استیو نوشته شده است.
بیوگرافی هوشنگ انصاری(1)
وی با حدود 40 تا 45 سال سن، فردی است کوتاه، مقاوم، با ظاهری نسبتا کوچک و زرنگ، زیرک،
باهوش و سخت کوش. سیگار نمی کشد و اگر مشروب بنوشد بسیار اندک می باشد. در طول یا قبل از جنگ
1- این جمله به صورت دست نویس در بالای سند آمده است. م
جهانی دوم به عنوان نماینده جعفر اخوان، تاجر واردات و صادرات منسوجات در آن زمان (و در حال
حاضر مالک شرکت های سهامی جیپ) بود. پس از آن اخوان او را برای اداره دفتر صادرات و واردات
توکیو به آنجا فرستاد. طبق گفته اخوان، انصاری که تحصیلاتی بیش از دوره متوسطه ندارد، به نظر
می رسید که به خوبی کار می کند، اما هنگامی که اخوان برای بازرسی به توکیو رفت، متوجه شد که انصاری
با دست کاری در مدارک پول زیادی برای خودش دست و پا کرده است و بنابراین اخوان وی را از کار
اخراج نمود. اخوان دست به کار اقدامات قانونی علیه انصاری شد که ممکن است هنوز در جریان باشد. (با
این حال هم هوشنگ انصاری و هم برادرش در حال حاضر مالک کارخانه مجهز اتومبیل رامبلر هستند که
آنها می توانند فقط آن را از اخوان خریده یا به دست آورده باشند.)انصاری پس از ترک کار اخوان در ژاپن
ماند و دولت ایران که در حال باز کردن سفارت خود در ژاپن بعد از جنگ بود، او را به عنوان رایزن
بازرگانی استخدام کرد. او برای چندین سال در توکیو ماند و متعاقبا تا سطح رایزن اقتصادی یا تجاری
سفارت با مسئولیت های منطقه ای ارتقا یافت. وی در سال 1962 به تهران فرا خوانده شد و به سمت معاون
بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی منصوب گردید. وی با تغییر دولت وزارتخانه را ترک کرد و به تجارت
آزاد پرداخت و مدیر کارخانه نساجی فخر شد. (خانواده رشیدیان در این کارخانه سهم اصلی را دارند.)
این کارخانه تقریبا به طور کامل به ماشین آلات ژاپنی مجهز شده است. به نظر می رسد که این کار را بسیار
عالی انجام داده و حداقل طبق برآوردهای خودش، برنامه سازنده خوبی داشته است که بسیاری از
کارگران از آن سود برده اند. معاون وی برادر کوچکترش به نام «باری» می باشد که تحصیلکرده آمریکا
است و چند سال در آنجا اقامت داشته است. هوشنگ انصاری یک همسر ژاپنی بسیار زیبا دارد که از زمان
بازگشت انصاری به ایران از نظر سلامتی وضع خوبی نداشته است و از سردرد میگرن مداوم رنج می برد. به
نظر می رسد او که به ندرت برای برنامه های اجتماعی از منزل خارج می شود. هوشنگ تصور می کند که
سردرد وی ممکن است ناشی از ارتفاعات باشد، زیرا او در طول مسافرت به توکیو یا مناطق دیگر خوب
بوده است. انصاری و یا همسرش اقوامی (والدین؟) در سانفراسیسکو دارند. در طی سفر اخیر انصاری به
آفریقا، که وی با رده سفیری سرپرستی یک هیئت «حسن نیت» ایرانی را به عهده داشت، همسر وی در
توکیو بود و از پارگی آپاندیس خود رنج می برد و در شرایطی رو به موت شده بود. وی چهار هفته در
بیمارستان بستری بود. او هنوز در توکیو است و به نظر می رسد رو به بهبود باشد. اگر انصاری پیشنهاد
سرپرستی یک هیئت دیگر به خاور دور را که شامل ژاپن نیز می شود بپذیرد، همسرش با او به تهران
بازمی گردد و در غیر این صورت به تنهایی به تهران باز خواهد گشت. ظاهرا ستاره اقبال هوشنگ انصاری
ظرف دو یا سه سال گذشته رو به صعود بوده است. ظاهرا اطمینان شاه را را جلب کرده و در چندین سمت
نسبتا مهم خدمت کرده است. هنگامی که سال گذشته یا حدود آن شورای صنایع به ریاست شریف امامی
تشکیل گردید، وی معاون رئیس آن شد. وی در اوایل امسال هنگامی که آقای خسروشاهی به ریاست
برگزیده شد، معاون رئیس اتاق بازرگانی تهران شد و در این سمت به طور جدی کار و تلاش می کرد. در
واقع به نظر می رسد که وی در هر کاری شدیدا تلاش می کند و مطمئنا به هنگام تصدی معاونت وزیر
بازرگانی ساعت های متمادی مشغول به کار بوده است. وی ظاهرا دوستان و آشنایان زیادی دارد. حداقل
در زمانی وی از افراد بسیار نزدیک به حبیب ثابت، بوده است. (در آن زمان اخوان گزارش داد که ثابت،
انصاری را فریب می دهد تا بتواند حمایت وی را برای درخواست مونتاژ فولکس واگن کسب کند. که این
کار لطمه بسیاری به فعالیت های کارخانه جیپ رامبلر اخوان می زند.)
انصاری فرد باحیایی نیست و ادعا می کند که افراد بسیاری در داخل و خارج از دولت برای مشاوره به
دنبال وی هستند. وی مدعی است که عالیخانی همان روزی که به سمت وزیر اقتصاد منصوب شد، برای
مشاوره به وی مراجعه کرد و عالیخانی عملاً وی را به عنوان معاون عالیرتبه خود انتخاب نمود (البته این
مطلب از طریق دولت ایران نیز به وزارت خارجه اطلاع داده شده است)، اما وی این سمت را نپذیرفته
است، زیرا تازه شغل مدیریت کارخانه فخر را پذیرفته بود و می خواست بعضی از تغییراتی را که در آنجا
شروع کرده بود به پایان برساند. وی می گوید که شاه نیز از او خواسته است تا به عنوان معاون وزیر به
وزارت خارجه برود، اما او به همان دلیل عذرخواهی کرده است. ظاهرا وی روابط خوبی با احمد ضیائی
دارد. نامبرده هم اکنون دارای همان سمت معاونت در وزارت اقتصاد است که خود انصاری زمانی آن را
به عهده داشت. او همچنین مدعی است که از عالیخانی خواسته است تا حیدر غفاری را (که قبلاً موقعیت
خود وی داشته است) در سمتی به عنوان مشاور عالیرتبه وزارتخانه منصوب نماید.
اگرچه انصاری هرگز از روش خود دست برنداشته است تا از منافع بازرگانی آمریکا حمایت کند (و اگر
چنین کاری کرده، از منافع بازرگانی ژاپن حمایت کرده است)، با این حال وی در ظاهر بیشتر طرفدار
آمریکا تلقی می شود تا ضد آمریکایی. وی اهمیتی نمی دهد که اگر زیاد از حد نباشد، کمی چاپلوسی کند.
وی به توانائیهای خود کاملاً ایمان دارد و برای اقداماتی که به هر جهت صورت می دهد، مورد تشویق قرار
می گیرد. وی حداقل در محافل خصوصی در مورد انتقاد از همکاران خود بسیار صریح می باشد.
به نظر می رسد که وی از زمان کناره گیری از مشاغل دولتی در سال گذشته، تمایل دارد که رابطه ای با
دولت آمریکا داشته باشد و برای حفظ آشنایی با من روش گذشته خود را تغییر داده است.(1)
زمانی وی به صراحت به من گفت که تصور می کند یک وزیر امورخارجه خوبی خواهد بود.
انصاری، هوشنگ 3
تاریخ: 27 ژوئیه 1966 5/5/45 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
تاریخ و محل جمع آوری اطلاعات: 26 ژوئیه 1966 تهران، ایران
موضوع: تغییر سیاست ایجاد شده توسط هوشنگ انصاری، وزیر جدید اطلاعات
منبع: یک عضو پارلمان ایران می باشد که از سابق مورد اعتماد شاه بوده است و دسترسی منظم به شاه،
مقامات عالیرتبه دولت و ناشران روزنامه ها دارد. بیشتر گزارشهای او از اوایل1950 دقیق بوده است. او
اطلاعات را در ضمن یک گفتگو با هوشنگ انصاری که روز دهم ژوئیه 1966 به جای سرلشکر حسن
پاکروان به عنوان وزیر اطلاعات منصوب شده بود، به دست آورد.
1 هوشنگ انصاری در تاریخ 25 ژوئیه 1966 اظهار داشت که یکی از اولین اقداماتش به عنوان وزیر،
دستور به رادیو ایران مبنی بر عدم پخش اظهارات کمونیستی در گزارشات خبری اش بوده است. به طور
مشخص او گفت دستور داده است که پوشش خبری اخبار رسیده از هانوی راجع به پیشرفتهای ویتنام باید
مختصر باشد و اظهارات مفسرین سیاسی خارجی از این به بعد نبایستی گزارش شود، زیرا آنها میل به
بی طرفی یا حتی چپ گرایی پیدا کرده اند. به نظر انصاری، پاکروان بیش از حد رادیو ایران را در پخش
1- این پاراگراف در اصل سند خط خورد است.. م
گزارشات خبری از ویتنام شمالی آزاد گذاشته است. در نتیجه باعث شده است که خبرگزاری ایران به طور
عام به صورت یک نمونه بد جلوه گر شود.
2 انصاری اضافه کرد که او هنوز در موقعیتی نیست که بتواند به خبرگزاری ایران جهت بدهد. زیرا
سستی پاکروان، باعث شده است نخست وزیر امیرعباس هویدا و سازمان امنیت و اطلاعات کشور
(ساواک) حقوق طبیعی وزارتخانه در این زمینه را به خود اختصاص دهند. انصاری گفت که او اول بایستی
کنترل بر خبرگزاری را در دستهای خویش بگیرد و این فقط پس از اینکه تغییرات پرسنلی و تشکیلاتی در
داخل وزارتخانه صورت پذیرد، می تواند عملی باشد. او گفت که انصاری که به طور مشخص و بسیار قوی
به سرمقالات شدیدا ضد غرب روزنامه پیغام امروز اشاره کرده است.
انصاری، هوشنگ 4
خیلی محرمانه
آقای انصاری مردی صریح و کمی شوخ طبع است. بنابراین در شرایط آرام می تواند کاملاً خوشایند
باشد. احتمالاً وی از شهرت خود به عنوان فردی لایق، لذت می برد. ظاهرا از این تصور که وی نماینده
جوان و فعال نسل جدید ایران است و دارای هوشیاری غربی و مدیریت خوب می باشد، احساس غرور
کرده و کاری جز تحقیر مفت خورها و از کار افتاده ها ندارد. آقای انصاری ظرف چند روز پس از تصدی
سمت وزارت اطلاعات در اوت 1966 به یکی از ملاقات کنندگان آمریکایی گفت که تصمیم دارد تمامی
امور را مجددا سازماندهی کند. وی گفت وزارتخانه کاملاً به هم ریخته بوده و مدیریت بسیار نامناسبی
توسط سلف او یعنی تیمسار پاکروان بر آن اعمال شده است. او در مورد جزئیات طرح سازماندهی مجدد
خود به طور ماهرانه ای توضیح داد.
یک هفته قبل از اعلام انتصاب وی به عنوان سفیر ایران در واشنگتن در ماه مه 1967، او به همان
آمریکایی گفت که به اهداف خود جهت سازماندهی مجدد دست یافته است. وی گفت معاونین جدیدش با
کفایت و متخصص هستند، او از شر بسیاری از پرسنل غیر مفید خلاص شده بود. او بسیاری از نشریات
تکراری و عموما مدیحه سرا را تعطیل نمود و تعداد نشریاتی را که توسط وزارتخانه های مختلف و به
منظور تعریف از وزرای خود دائر شده بودند را کاهش داد. وی برنامه ریزی های رادیو را در راستای
(برنامه های م) عملی مورد تجدیدنظر قرار داد. تلویزیون نیز به خوبی اداره می شود.
در واقع وی بیشتر آنچه را ادعا می کرد، البته نه همه آنها را انجام داده است. اکثر کارهای رادیو توسط
یک متخصص مجرب آمریکایی که از طریق سپاه خدمات اجرایی بین المللی به وزارتخانه مأمور شده بود،
انجام گرفت، ولی آقای انصاری به وی مجوز اقدام و انجام تغییرات را داده بود. در بعضی از ادعاهای دیگر
وی مبالغه شده (او جنگ بر سر کنترل تلویزیون دولتی ایران را به خواهر زاده مادر ملکه، که مخالفی نسبتا
قدرتمند است واگذار کرد)، اما این حقیقت وجود دارد که وی در طی حدود 9 ماه، تغییرات مؤثری در
قسمتی از نظام اداری ایران به وجود آورد. ال. جی هال