عراقیان به داخل سوریه را آسان تر می نماید و کارآیی نظامی را در جبهه شرقی بهبود می بخشد ولی
ضرورتا تحریکی برای پاسخگویی متقابل نظامی اسرائیل نمی باشد. عوامل سیاسی موجود سبب خواهد
شد که سوریه به عراق اجازه ندهد که بیش از یک نیروی سمبولیک را در سوریه مستقر سازد.
کسب تجهیزات نظامی
تدارک تسلیحاتی :
21 شوروی تدارک کننده اصلی سلاح عراق می باشد و تا اواخر 1973، شصت درصد (60%) از 3/4
میلیارد دلار، اسلحه خریداری شده را به عراق تحویل داده است. شوروی و کشورهای اروپای شرقی
بیشترین و مهم ترین ابزار جنگی از جمله تانک، هواپیماهای جنگنده، کشتی، سیستم های موشکی زمین به
زمین و زمین به هوا را در اختیار آن قرار می دهند، هر چند که در ظرف چند سال آینده کشورهای اروپای
غربی مخصوصا فرانسه مقدار کم ولی رو به تزایدی از انواع سیستم های تسلیحاتی را برای عراق تهیه
خواهند کرد. حدود 70 درصد از 1500 مستشار خارجی موجود در عراق روسی می باشند که به طور
مساوی بین نیروی هوایی و ارتش تقسیم شده اند.
22 علیرغم اتکا فوق العاده به مسکو، عراقی ها در سال 1973 به ایجاد تنوع و تغییر در منابع تأمین
سلاح های مورد نیاز خود پرداختند. فرانسه بیشترین سود را از کوشش های عراق در این زمینه برده است.
از اوایل سال 1974، فرانسه حدود 2/2 میلیارد دلار اسلحه به عراق فروخته است که این مقدار تقریبا
برابر مقدار سلاحی است که عراق از روسیه در همین مدت زمان خریداری کرده است.
بیشترین تجهیزات هنوز تحویل داده نشده است. فرانسه هم اکنون، هلی کوپتر، ماشین های زرهی وسایل
دفاع هوایی و موشک های ضد تانک در اختیار عراق قرار می دهد.
صنایع داخلی تسلیحاتی :
23 علاوه بر خرید اسلحه از کشورهای مختلف عراق، سعی بر آن دارد که کارخانه های اسلحه سازی
داخلی را نیز گسترش دهد که اخیرا سلاح های کوچک و خرج مهمات را تهیه می نماید. یوگسلاوی
قراردادی به مبلغ 450 میلیون دلار در سال 1976 منعقد نمود که شامل احداث کارخانه اسلحه سازی
است که توانایی تولید موشک انداز سام 7 قابل حمل بر دوش نفر، موشک ضد تانک سگر (Sagger) و
توپخانه را دارد. این تسلیحات و قطعات قرار است در اوایل سال 1980 در این کارخانجات تولید شود.
24 جذب ابزار پیچیده برای ارتش مشکلات فراوانی ایجاد خواهد نمود. در حال حاضر یک نفر از 7
نفر که بین سنین 15 تا 49 سال می باشد به واحدهای نظامی یا شبه نظامی تعلق دارد. اگر تهیه نیروی
انسانی تنها به مردان واجد شرایط برای انجام خدمات نظامی محدود گردد، این نسبت به هر یک نفر در 4
نفر ترقی خواهد نمود. به علاوه 20 درصد جمعیت کرد می باشند که بسیاری از آنان از نظر سیاسی
نامطمئنند و این باعث تزلزل بیشتر در جذب نیروی انسانی قابل دسترس خواهد بود.
25 افراد کارآزموده، نیز به مقدار کم یافت می شود. اگر چه تعداد کسانی که هر سال به مدارس داخل
می شوند روبه افزایش است و دولت نیز برنامه سوادآموزی بزرگسالان را آغاز کرده، هم اکنون 60 درصد
کل جمعیت بیسواد می باشند، حدود نیم میلیون دانش آموز دبیرستانی وجود دارد. مدارس حرفه ای و
دانشگاهها حدود 100000 دانشجو دارند. فارغ التحصیلان هر سال این مؤسسات بخشی جذب اقتصاد
داخلی غیرنظامی شده و برخی به خاطر عدم سلامت جسمانی حذف می شوند و بعضی دیگر تلاش
می نمایند که از انجام خدمت وظیفه شانه خالی کنند و باقیمانده این گروه نیز شایستگی کافی برای جذب
در ارتش را ندارند. در حالی که افزایش پرسنل کارآزموده به کندی پیش می رود، نیازهای ارتش برای
این گونه پرسنل بخصوص در رشته های مکانیک، اداره و سرپرستی دستگاههای رادیویی و رادار، راننده و
مدیریت تدارکاتی بسرعت رو به افزایش است.
26 نیاز به پرسنل آزموده احتمالاً با سرعت بیشتری در 5 سال آینده، به سبب رشد کمی و پیچیدگی
تجهیزات افزایش خواهد یافت. در رابطه با این مشکل عراق اقداماتی را انجام داده است. اکثر پروژه
افزایش 50 هزار پرسنل نظامی در 5 سال آینده، به ارتقای 30 هزار پلیس و گارد مرزی و تبدیل آن به
واحدهای ثابت نظامی اختصاص یافته است. مدت زمان خدمت برای افراد وظیفه از دو به 3 سال ترقی
یافته است و تکنسین های کارآزموده حتی بعد از اتمام زمان خدمت نظام خود برای چند سال متمادی
دیگر بالاجبار در خدمت باقی نگاه داشته می شوند. افراد کارآزموده ذخیره مکررا برای فعالیت در در
واحدهای فعال احضار می شوند این عمل سبب وقفه در اقتصاد داخلی شده است، قانون نظام وظیفه بسیار
جدی عمل می شود و از عراقی هایی که در خارج از کشور بسر می برند نیز برای خدمت عضوگیری
می شود. فعالیت هایی برای پیشبرد سطح معلومات و آموزش در شرف تکوین است که این آموزش ها در
دو سطح ارتش و افراد غیرنظامی به اجرا در می آید. نهایتا خدمات پزشکی نیز به تازگی برای زنان آزاد
شده است و در نظر است همه سرویس های خدماتی در اختیار زنان قرار گیرد.
27 معهذا، عراق احتمالاً نیازمند افزایش تعداد مستشاران و تکنسین های خارجی، در طی 5 سال
آینده است. بغداد در اتکای بیشتر به بیگانگان تردید دارد. به هر حال، ارتش عراق با دو انتخاب روبرو
است یا باید با سطح غیر مکفی کارآیی خود بسازد و یا وابستگی خود را به بیگانگان افزایش دهد و عراق
احتمالاً عدم حضور بیگانگان را ترجیح خواهد داد.
مقایسه نیروها
مقایسه نیروها:
28 جدول صفحات بعد به مقایسه نیروهای ارتش عراق با بعضی کشورهای مشخص خاورمیانه
می پردازد.
پیوست ه: ترک مخاصمه عراق و سوریه
«پیوست ه»
ترک مخاصمه عراق و سوریه
1 تجدید روابط هشت ماهه(1)عراق و سوریه از ریشه های عمیق سیاسی برخوردار نیست، ولی تحت
انگیزه مخالفت با پیشقدمی مصر در ایجاد صلح با اسرائیل و عدم ثبات در ایران، همچنان برقرار و استوار
است. افزایش همکاری در بعضی زمینه های مشخص از جمله نظامی محتمل است. در صورتی که
مذاکرات مصر و اسرائیل درباره آینده کرانه غربی و نوار غزه به مصالحه ای مورد قبول عناصر مؤثر
فلسطینی منجر شود و درخواست سوریه درباره بازگرداندن بلندیهای جولان، از سوی اسرائیل پذیرفته
1- به تاریخ 21 ژوئن 79 (به جای 21 می ٬ تاریخی که بقیه اطلاعات این ارزیابی تهیه شده است).
شود. انگیزه ایجاد وحدت بین دو حزب، روبه زوال خواهد نهاد، بعضی جنبه های خالی از تناقض مصالحه
بخصوص در زمینه اقتصادی می تواند از طول عمر بیشتری برخوردار باشد، و آن هم در صورتی است که
هر دو کشور تمایلی به شرکت در منافع حاصل از روابط عادی خود داشته و از رجعت به وضع سابق
اجتناب ورزند.
2 قرارداد کمپ دیوید، ضربه سختی به عراق وارد آورد که عراق را وادار به خاتمه اختلافات تلخ خود
با سوریه نمود. پس از مسافرت سادات به بیت المقدس، عراق نگران آن بود که پیشقدمی مصر، نهایتا صلح
همه جانبه ای را به بار آورد و عراق مخالف، منفرد و بدون هیچ گونه هم پیمان مهمی تنها بماند. عکس العمل
سرسختانه اعراب برعلیه این قرارداد به بغداد فرصتی بخشید که به موضع سرسخت خود در مسئله صلح
خاورمیانه خاتمه دهد. بدین طریق محور اعراب به سوی عراق چرخید، در حالی که بعثیون عراق تنها
امتیازات کوچکی به اعراب میانه روی سابق بخشیدند.
3 استراتژی عراق با تلاش در تشکیل یک وفاق عربی برعلیه شرایط صلحی که سادات مذاکره کرده
بود آغاز شد. اولین قدم ضروری خاتمه دشمنی آشکار بین عراق و رقیب دیرین خود سوریه بود. بغداد
برای نخستین بار، اعلام کرد که آماده است در مورد پذیرش اصل مذاکره توسط سوریه به عنوان یکی از
روش های مجاز در بازپس گرفتن سرزمین های عربی، اعتراض علنی خود را مطرح ننماید. به هر حال
مخالفت لفاظ گونه عراق در اطلاعیه های آن تداوم یافت و مطرح می ساخت که این گونه همراهی، چیزی
جز تطابق موقت تاکتیکی دیدگاههای عراق درباره صلح خاورمیانه نمی باشد.
4 در ادامه عادی نمودن روابط خود با عراق، سوریه به جنبه های اغواکننده اقتصادی و نظامی متوجه
است. با بی طرفی مصر و حضور بخش عمده ای از ارتش سوریه و لبنان، موقعیت سوریه در مقابل اسرائیل
غیرقابل دفاع خواهد بود. ترکیب ارتش سوریه و عراق اعتبارنظامی و نیز اهمیت اهرم مذاکره گری دمشق
را بالا خواهد برد. از نقطه نظر اقتصادی سوریه بهره برداری از آغاز تماس های عادی تجاری را آغاز کرده
است. ترک مخاصمه، پرداخت فوری سهم عراق بابت تعهدات به کمک های مالی مصوبه اجلاس سران را
تسریع خواهد نمود، هم اکنون پرداخت های عراق به سوریه حدودا به 180 میلیون دلار بالغ شده است.
5 انگیزه بغداد در برقراری روابط با سوریه، ماورای کشش ها و تمایلات پان عربیسم می باشد.
بعثیون عراق بی تابانه، حوادث ایران را طی نیمه دوم سال 1978 نظاره می کردند. با در نظر گرفتن پتانسیل
ناآرامی های روزافزون و سرایت آن به آن سوی مرز 1400 کیلومتری با ایران و در برگرفتن شیعیان و
اکراد، ادامه این مخاصمه و رویارویی با سوریه خطرناک می نمود. از طرف دیگر عراق نگران رشد و توسعه
نفوذ شوروی در خاورمیانه است. اگرچه درگذشته شوروی تجدید روابط عراق و سوریه را ترغیب
می نمود، هم اکنون آشکارا مسکو، نگران از این است که مبادا مصالحه موجود به زیان شوروی تمام شود
زیرا که واقف است که توسعه همکاری و تقویت بنیه دو کشور آشکارا منتج به اعتنای کمتر آنان به شوروی
می شود.
6 از سرگیری تلاش ها در جهت تجدید روابط عراق و سوریه، در طی سفر پرزیدنت اسد به بغداد در
اکتبر گذشته آغاز شد. اسد و پرزیدنت البکر منشوری را برای اقدام مشترک ملی امضا نمودند که بیان کننده
و تنظیم کننده مکانیزمی است که حرکت های دو کشور را در جهت اتحاد، هماهنگ می نمود. این منشور
یک کمیته عالی سیاسی را که مشتمل از اسد، بکر، صدامحسین و تعدادی دیگر از مقامات عالیرتبه سوری
و عراقی بود ایجاد نمود. این کمیته بر فعالیتهای 4 کمیته وابسته به آن در مسائل «همکاری های نظامی»،
«روابط اقتصادی، امور سیاسی و اطلاعاتی» و «مسائل علمی و آموزشی» نظارت دارد و هر سه ماه یکبار
قرار بر تشکیل جلسات آن بود.
7 برخلاف اتحادهای کشورها که در گذشته در جهات عرب مرسوم بود، تصور می شود عراق و
سوریه قبل از توافق و اعلان نهایی اتحاد دو کشور خود را آماده همکاری و دوستی طولانی کرده اند. هر دو
کشور، روش گام به گام را در مذاکرات مطرح نموده و از اعلان های لفظی و غیر واقعی و ناملموس اتحاد
اجتناب ورزیده اند. به هر حال دمشق و بغداد، محتملاً به دلایل مختلفی نزدیکی محتاطانه را ترجیح
داده اند. عراق که بیش از سوریه مشتاق این شراکت است، مطمئن است که بنیه و نیروی طبیعی آن نهایتا
فرجه گسترده تری در تبدیل عراق به طرف غالب در اتحاد با سوریه خواهد داد. رهبران سوری نیز از طرف
دیگر، عمیقا به بعثیون مظنونند و طرح مذاکرات را به عنوان فرصتی در بهره برداری از ثمرات برقراری
روابط عادی تلقی کرده اند. بدون آنکه بخواهند بیش از حد با عراقیان متحد و درگیر شوند. البته این گونه
بازیهای مذاکراتی و روابط نیز حدودی دارد، ولی تا زمانی که عوامل خارجی پدید آورنده نزدیکی از بین
نرفته، آنها محتملاً به انتهای راه نخواهند رسید. اما بالاخره زمانی بغداد حوصله و خونسردی خود را از
تاکتیک های طفره آمیز و راکد سوریه از دست خواهد داد و یا آنکه دمشق نخواهد توانست بر سؤظن خود
غالب شده و در نتیجه باهم پیمان خود، قطع رابطه خواهد کرد.
8 تنها نشست این کمیته عالی سیاسی در ژانویه گذشته در دمشق و ماه ژوئن در بغداد تشکیل شد، که
در هیچکدام پیشرفت قابل توجهی بوجود نیامد.(1)در این اثناء، کمیته های دیگر، ملاقات های مکرری
داشته و منافع محسوس مشترکی را ایجاد نمودند. در حوزه سیاست خارجی، هر دو کشور به نحو مؤثری
فعالیت های خود را هماهنگ کرده تا سادات را به خاطر امضای پیمان صلح با اسرائیل تنبیه نمایند.
مدیریت ماهرانه عراق در کنفرانس وزرای عرب در بغداد در ماه مارس گذشته، منجر به پیدایش
تحریم های سخت و غیر مترقبه ای برعلیه مصر شد. پس از این اجلاس، سوریه و عراق به سختی کوشیدند
تا رعایت کامل موافقت نامه های کنفرانس بغداد را از سوی اعراب تضمین کنند.
9 عراق و سوریه نقش اصلی را در خاتمه جنگ های یمن در فوریه گذشته بازی کرده اند. این
میانجیگری نه تنها در آرام سازی درگیری های اعراب پیرامون خود مؤثر واقع شد، بلکه خطر انحراف از
هدف واحدشان که اتخاذ موضع مشترک برعلیه مصر بود را برطرف ساخت. از طرف دیگر نفوذ سوریه و
عراق را در شبه جزیره عربستان به قیمت از دست رفتن نفوذ عربستان سعودی بهبود بخشید.
همکاری نظامی:
10 عراق و سوریه ظاهرا، آن طور که مشاهده می شود، پیشرفت هایی در زمینه همکاری های نظامی،
به ویژه در حوزه طرح ریزی و فراهم نمودن تجهیزات داشته اند. هیئت هایی میان دو کشور از کادرهای
عالیرتبه در نیروی هوایی، دفاع هوایی مبادله شده است. افسران عالیرتبه ارتش عراق از مکانهای استقرار
احتمالی نیروها در مناطق جولان دیدن نموده اند و گروه دیگر جاده های عبور احتمالی قشون اعزامی
ارتش عراق را به جولان ارزیابی کرده اند. بر طبق گزارشات دو کشور لیست واحدی را از سلاح های خود
1- این جمله منعکس کننده اطلاعات دریافتی تا تاریخ 21 می 1979 است که تاریخ نهایی اتمام اطلاعات این ارزیابی می باشد.
تهیه کرده و طرح تهیه تجهیزات مورد نیاز را آماده کرده اند تا بودجه مشترکی برای فراهم نمودن تسلیحات
افتتاح شود. بر طبق گزارشات متعدد، عراق تهیه سلاح های مورد نیاز دمشق را مستقیما تقبل کرده و
حاضر به پرداخت هزینه خریدهای تسلیحاتی سوریه در اروپای غربی شده است.
11 از نقطه نظر خصومتی که بین رهبریت عراق و سوریه وجود دارد، نیاز شدید سوریه به حمایت
نظامی عراق، تنها اعتقاد راسخی است که دمشق را وادار به قبول حضور تعداد زیادی از نیروهای ارتش
عراق در خاک خود می کند. البته هیچ علائم موثقی که حاکی از این گونه تصمیمات سوریه باشد. فعلاً در
دست نیست. شواهد موجود حاکی از آن است که عراق احتمالاً بعضی از قطعات یدکی و مهمات خود را در
سوریه مستقر خواهد کرد. بنیه دفاع هوایی عراق در مرز سوریه و اردن بطرز قابل توجهی تقویت شده
است که در صورت بهبود جو سیاسی بغداد خواهد توانست به همکاریهای بیشتر نظامی بپردازد.
12 دمشق ناچار است وزنه ای را که امتیازات نظامی حاصل از همکاری با عراق در مقابل اسرائیل
بوجود می آورد با زیانهای سیاسی حاصل از حضور رقبای بالقوه فعال بعثی در سوریه مقایسه نماید.
طرح های مشترک، حرکت نیروهای عراق را به جولان تسهیل کرده و مهم تر از آن بازده آن را به محض
ورود به مقصد افزایش می دهد.
استقرار لوازم یدکی و آن مهمات به نحو محسوس نیازهای لجستیکی عراق را و حرکت به سوی
جولان کاهش خواهد داد هرگونه تجهیزاتی که قبلاً به جولان حمل شود نمی تواند مشمول ممنوعیت های
اسرائیل شود، به علاوه خارج از اینکه روابط سیاسی با بغداد به کجا منجر شود، سوریه این تجهیزات را در
اختیار خود خواهد گرفت.
تمرینات مشترک، وضع نیروهای هوایی و زمینی عراق و سوریه را بهبود بخشیده و توان هماهنگی و
همکاری در زمان جنگ بالا خواهد برد.
بزرگترین امتیاز نظامی برای دو کشور در هنگام بروز جنگ با اسرائیل، استقرار و حضور قبلی تعداد
زیادی از نیروهای رزمی عراق در سوریه خواهد بود. همانطور که در مطالب فوق تذکر داده شد، استقرار
نیروهای عراق در سوریه پی آمدهای سیاسی برای دمشق خواهد داشت. استقرار نیروها تنش موجود در
منطقه را افزایش خواهد داد و زنگ خطری را برای اسرائیل به صدا در خواهد آورد. تا آنجا که ممکن
است، اسرائیل را وادار به پیش دستی و دخالت نظامی در روند حضور و استقرار نیروهای عراق در سوریه
بنماید.
جنبه های اقتصادی:
13 همچنین مذاکرات اتحاد بین عراق و سوریه نتایج محسوسی در بخش اقتصادی داشته است.
تماسهای تجاری و بازرگانی افزایش یافته است، دو کشور در مورد بازگشایی خط لوله نفتی، که از شمال
عراق به سوریه و مدیترانه می رود به توافق رسیده اند. اگرچه توافق در بازگشایی خطوط لوله بعد از آوریل
1976 محدود شده است و تنها از 41 ظرفیت آن بهره برداری می شود. ولی همچنان سوریه بر اخذ 21
میلیون دلار کرایه ترانزیت پافشاری دارد. بغداد که به حفظ راههای امن و انعطاف پذیر در صدور نفت خود
علاقه مند است، توانسته است به استثنای خط لوله ترکیه، راه خروج نفتی مستقیم دیگری را به مدیترانه
ایجاد کند.
موانع موجود بر سر راه اتحاد:
14 موانعی که در اتحاد سیاسی میان عراق و سوریه وجود دارد. ظاهرا در درازمدت، از میان
برداشتی نخواهد بود. دو کشور در طی قرنها در سرزمین هلال حاصلخیز(1)رقیب یکدیگر بوده اند. بعد از
انشعاب 1966 رقابت سیاسی سبب رشد بدگمانی عمیق و حسادت شد. فرماندهان ملی مخالف، که از
عالیترین مقامات حزبی می باشند، برای مدتی بیش از یک دهه در بغداد و دمشق وجود داشته اند. هر یک
از طرفین مدعی بوده است که تنها نماینده قانونی و بلامنازع پان عربیسم بعثی بوده و در اثبات ادعای خود
دست به توطئه های نظیر کودتا و ترور زده است که به سختی به فراموشی می توان سپرد. البته گمان نمی رود
که آنها از خرابکاری علیه یکدیگر دست برداشته باشند چون همیشه امکان از بین رفتن همکاری های بین
یکدیگر را نیز در نظر می گیرند.
15 دمشق این تلقی عمومی را که شریک کوچک تر ضعیفی در روابط خود با بغداد است، نمی پذیرد.
رئیس جمهوری اسد، احتمالاً منشور فعالیت مشترک ملی با عراق را به عنوان پیوندی مناسب که توسط
شرایط و عوامل خارجی به او تحمیل شده است، تلقی می کند و معتقد است که این منشور به آسانی قابل لغو
می باشد. اسد همواره خواهان بهره برداری و سودجویی در زمینه های نظامی، اقتصادی و سیاسی، از
روابط عادی خود با بغداد بوده است ولی همچنان نسبت به مقاصد عراق عمیقا ظنین است و از نزدیکی
همه جانبه دوری می کند.
16 دمشق و بغداد هرکدام به نقش مهم خود در منطقه واقف هستند و هر دو طرف مصممند که آنچه را
که به عنوان نقش رهبری تلقی می کنند به دیگری تسلیم و واگذار نکند. این اختلاف اساسی، در اندیشه و
تلقیات، به عنوان مانع اصلی اتحاد واقعی دو طرف عمل خواهد کرد، زیرا که هیچکدام نمی خواهند اهداف
و آرزوی رهبریت اعراب را به باد فراموشی سپرده و رها کنند.
17 اتحاد حزب بعث، به عنوان مشکل اساسی در مذاکرات دو کشور پدیدار شده است. عراقی ها
براتحاد دو حزب شدیدا تکیه می کنند در حالی که سوریه به بحث پیرامون این موضوع علاقه ای نشان
نداده است. اسد که مردی هوشیار است احتمالاً از اتحاد و یک پارچگی حزبی نگران است زیرا می پندارد
که حزب بعث سوریه را که شاخه های امنیتی و نظامی آن توسط اعضای فرقه اقلیت علوی کنترل می شود،
متزلزل کند. بر طبق گزارشات رهبریت سوریه می ترسد که حزب مقتدر بعث عراق که منسجم، با انضباط و
غالب اعضای آن غیرنظامی می باشند. در حزب واحد، دست بالا را داشته و رتبه های عالی را بدست
گیرند.
18 فرقه گرایی مذهبی نیز، مانع اتحاد عراق و سوریه می باشد، زیرا که اتحاد ترکیب ناهمگون و حل
نشدنی فرقه های اسلامی را موجب می گردد. یک اقلیت سنی مسلمان در بغداد حکومت می کند، در حالی
که فرقه علوی که منشعب از شیعه می باشد در دمشق قدرت را به دست دارد. اکثریت اقلیت علوی مذهب
سوریه، احتمالاً از آنکه بعث عراق از اکثریت جمعیت سنی سوریه، در کسب قدرت حمایت کند، هراسناک
هستند. از طرف دیگر اکثریت شیعه مذهب عراق نیز با کاهش نفوذ بالقوه خویش مخالفت خواهند کرد.
رهبریت غالبا سنی در بغداد از سیاست «هم تهدید و هم تشویق» در کنترل و حفظ نظم شیعه های عراق
بهره برداری می کند. هم اکنون به سبب امکان سرایت هرج و مرج از ایران به عراق، بعثیون خود را آماده
1- سرزمین میان شط العرب و مدیترانه.
می کنند تا توجه ویژه خود را در کسب وفاداری شیعیان به رژیم غیرمذهبی خود تضمین کنند و در ضمن
هرگونه افکار شیعیان عراق را در تبعیت از هم مذهبان طغیانگر خود در ایران سرکوب نمایند.
19 طرز تفکر و برخورد عراق و سوریه با مسائل و مراحل صلح نیز عاملی دیگر در تداوم جدایی دو
کشور است. در حالی که هر دو کشور قرارداد کمپ دیوید را رد کرده اند، ولی سوریه حمایت خود از
قطعنامه 242 و 338 سازمان ملل متحد را انکار نکرده است. اسد حمایت خود را علنا از مذاکرات
همه جانبه صلح در خاورمیانه، بعد از امضای معاهده صلح مصر و اسرائیل به دفعات تکرار کرده است.
سوریه امکان شرکت در مراحل صلح کمپ دیوید را رد کرده است، ولی همچنان به حمایت از اصول
مذاکرات صلح با اسرائیل در چهارچوب مصوبات سازمان ملل متحد ادامه داده است. از طرف دیگر، بغداد
به سیاست سرسختانه رد هرگونه مذاکرات توسل می جوید و قطعنامه 242 سازمان ملل را نمی پذیرد.
20 هم اکنون این گونه اختلافات به سبب مخالفت مشترک با موافقت نامه کمپ دیوید، مسکوت
گذارده شده است. اگر تأکید بر مراحل صلح بر زمینه های دیگری تغییر جهت دهد، ممکن است سبب بروز
عمیق اختلافات و عامل بحران و قطع دوباره روابط حسنه بین دو کشور شود.
21 نقطه دیگر مشاجرات بین سوریه و عراق، بهره برداری از منابع آب رودخانه فرات است. این
مشکل ژئوپلتیکی برای دهه هایی به سبب عدم هماهنگی و گسترش و توسعه فعالیت های یک جانبه
هریک از سه کشور ترکیه و سوریه و عراق هم جوار این رودخانه، هرگونه راه حلی را دشوار ساخته است.
رقابت طولانی برای استفاده از این منبع نادر، به نظر مزمن است و هیچ کدام از کشورهای فرات علیا (ترکیه
و سوریه) در طرح ریزی برنامه های عمرانی رودخانه خود، توجهی به نیازهای افرادی که در فرات سفلی
زندگی می کنند ننموده اند.
22 اگرچه این گونه مسائل مطمئنا تأسیس و تولد یک اتحاد سیاسی با دوام میان دو کشور را تقریبا
مانع شده است، ولی آنان همکاری گسترده ای در موضوعات مشخص کوتاه مدت را ممنوع نکرده اند.
درجه همکاری که قبلاً حاصل شده است، نفوذ و اثرات فوق العاده ای برعکس العمل اعراب برعلیه اسرائیل، 30پیمان
مصر و اسرائیل داشته است و احتمالاً نقش منفی خود را برعلیه مراحل صلح، تداوم خواهد بخشید. ترک
مخاصمه عراق و سوریه می تواند سهمی در افزایش همکاری بین اعراب شرق خاورمیانه داشته باشد.
برای مثال اردن، عربستان سعودی و فلسطین، 30سازمان آزادیبخش فلسطین، در جستجوی هماهنگی نزدیکتر
سیاسی و نظامی بین خود و سوریه و عراق می باشند.
سرّی
غیرقابل رؤیت برای بیگانگان / پیمانکاران
تذکر در مورد گیرندگان
1 این سند توسط مرکز ملی ارزیابی های خارجی منتشر شده است.
این نسخه جهت اطلاع و بهره برداری گیرنده آن و افراد تحت حوزه اختیارات وی و براساس نیاز به اطلاع
می باشد. مجوز توزیع ضروری بیشتر این سند در اختیارات مقامات زیر و برای ادارات تابعه خود
می باشد:
الف: مدیریت اطلاعات و تحقیقات وزارت امورخارجه
ب: مدیریت و سازمان اطلاعاتی وزارت دفاع برای دفتر وزیردفاع و سازمان ستاد مشترک
ج: معاون اطلاعات رئیس ستاد برای نیروی زمینی
د: مدیریت اطلاعات نیروی دریایی، برای نیروی دریایی
ه : معاون اطلاعات رئیس ستاد برای نیروی هوایی
و: دستیار اجرایی امنیت ملی برای وزارت انرژی
ز: معاون مدیریت اف بی آی، برای دفتر تحقیقاتی فدرال
ح: مدیر آژانس امنیت ملی برای آژانس امنیت ملی
ط: دستیار ویژه وزیر در امور امنیت ملی، برای وزارت خزانه داری
ی: قائم مقام مدیر ارزیابی های ملی خارجی برای هر آژانس یا وزارتخانه دیگر
2 می توان این سند را حفظ نموده و یا مطابق ضوابط امنیتی موجود سوزانده و یا به مرکز ملی
ارزیابیهای خارجی عودت داد.
3 در صورتی که این سند در اختیار افراد خارج از کشور قرار گیرد می توانند آن را برای مدتی که بیش
از یک سال نباشد نگهداری نمایند. در خاتمه این مدت سند بایستی نابود شده و یا به آدرس فرستنده
عودت داده شود و برای نگهداری آن بایستی طبق بخش نامه IAC- D - 69/2مورخ 22 ژوئن 1953 از
سازمان فرستنده کسب مجوز شود.
4 عنوان این سند به هنگامی که جدای از متن آن مورد استفاده قرار گیرد دارای طبقه بندی محرمانه
می باشد.
فصل دوم