بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 428

پرتو، منوچهر 1

منوچهر پرتو وزیر دادگستری خیلی محرمانه

منوچهر پرتو در یک ترمیم کابینه در 24 نوامبر 1968 به جای جواد صدر، وزیر دادگستری شد. پرتو

یک کارمند علاقمند و سخت کوش، و دارای تجربه کافی برای انجام وظایف محوله است، ولی او با وظیفه

سنگین هدایت یکی از عقب افتاده ترین وزارتخانه های ایران روبرو می باشد.

منوچهر پرتو در سال 1924 متولد شد. وی پسر یک سرهنگ بازنشسته ارتش است (اکنون فوت کرده

است). پرتو مدرسه ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند. بلافاصله پس از پایان دانشکده حقوق تهران

وارد وزارت دادگستری شد. در مدت خدمت طولانی خود در وزارتخانه او در استانها و تهران خدمت

نمود. او در مشاغل بازجویی، بازپرس کل دولتی، معاون در دفتر نخست وزیر، دادیار، رئیس اداره

رسیدگی به شکایات کارمندان دولت، دادیار دادگاه کارمندان و دستیار قاضی دادگاه عالی، خدمت کرده

است. از ماه می 1966 تا انتصاب در شغل جدید او معاون وزیر در امور پارلمانی بوده است.

پرتو ازدواج نموده، ولی از همسر خود جدا شده است و دارای یک برادر و دو خواهر است. در سال

1956 او به ایالات متحده آمد تا برای یک سال سیستم قضایی آمریکا را مطالعه نماید. در سال 1963 او

در یک سمینار حقوقی در استرالیا، نمایندگی ایران را به عهده داشت. سیگار برگ Dutch - Masters

می کشد. او علاوه بر زبان مادری فارسی، فرانسه را به روانی و کمی انگلیسی صحبت می کند.

اکتبر 1969 مهر 48

مهرداد پهلبد


صفحه 429

پهلبد، مهرداد 1

مهرداد پهلبدوزیر فرهنگ و هنر سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

مهرداد پهلبد در 6 دسامبر 1946، اولین وزیر فرهنگ و هنر شد. او از سال 1950 اداره هنرهای زیبا

در وزارت آموزش را اداره می کرد. در سال 1961 این اداره به دفتر نخست وزیری انتقال یافت و پهلبد

عنوان معاون نخست وزیر را گرفت. به عنوان شوهر خواهر مورد علاقه شاه، شاهزاده شمس، او از استقلال

قابل ملاحظه ای برخوردار است. یکی از پروژه های مهم وی برقرار نمودن یک مرکز سمعی بصری بوده

است. او تصویب شاه را در مورد این پروژه با مطرح کردن این که از آن به عنوان مرکز روابط عمومی داخلی

از سوی شاه استفاده می شود، کسب نمود.

این امکان وجود دارد که پهلبد از طریق همسرش در پاره ای موارد بر شاه نفوذ داشته باشد. به هر حال،

به طور کلی، او سعی می کند خود را از سیاست ها و دسایس وزارت دربار کنار نگهدارد. پهلبد سالهای

زیادی را در کالیفرنیا گذرانده و شدیدا طرفدار آمریکا و ضد روسیه است، با وجود این دیدگاههای

سیاسی خود را آشکار نکرده است. او متواضع، وفادار و همچنین با کفایت و لایق شناخته شده است.

پهلبد حدود سال 1900 متولد شد. او فرزند یکی از خوانین ایل بختیاری است که زمانی در ارتش با

درجه سرهنگی خدمت نموده است. مهرداد در کالیفرنیا به دانشگاه رفته است، ولی مدرک آرشیتکت را از

سوئیس اخذ نموده است. در سال 1946 با شاهزاده شمس که برخلاف تمایل شاه از شوهر جدا شده بود،

ازدواج نمود. این ازدواج پهلبد را وادار نمود که از ارتباطات قبیله ای خود، از جمله نام خانوادگیش (مین

باشیان)، جدا شود.

او و همسرش به دفعات به اروپا و آمریکا سفر کرده اند. پهلبد علاوه بر فارسی، به خوبی فرانسه، کمی

ایتالیایی و به روانی انگلیسی را با لهجه آمریکایی صحبت می کند. او حداقل یک برادر، سرلشگر فتح اللّه

مین باشیان، دارد.19 آوریل 1965 30/1/44

پهلبد، مهرداد 2

مهرداد پهلبد وزیر فرهنگ و هنر خیلی محرمانه

مهرداد پهلبد از زمان انتصاب به پست وزارت در سال 1964، وزیر فرهنگ و هنر بوده است. قبلاً نیز

سرپرستی اداره هنرهای زیبا را در سال 1961 عهده دار بود. وی که برادر تیمسار مین باشیان است، پس از

ازدواج با شاهزاده شمس، که همسر قبلی اش فریدون جم رئیس فرماندهی عالی ستاد بود و هم اکنون سفیر

ایران در اسپانیا است، نام پهلبد (هدیه به خاندان پهلوی) را برگزید. مشکل است که وی تحسینی را

برانگیزد. در عین این که مردی شرور نیست، و از جذابیت خاصی نیز برخوردار نمی باشد، ولی فردی

کم سواد، احمق و چرند است. بدتر از همه این که وی خود را در میان مشاورین رعب آوری محصور کرده

است.

گرچه گاهی گزارش می شود که وی در کنسرواتوار موزیک تهران و یک دانشگاه نامعلوم در کالیفرنیا و

سوئیس تحصیل کرده است، سوابق تحصیل وی بسیار مبهم است، با وجود این او به زبان فرانسه و

انگلیسی با لهجه آمریکایی صحبت می کند. تاریخ تولد وی نیز مبهم است، گویا حدود 70 سال داشته باشد.

وزارت فرهنگ و هنر از حمایت عناصر خلاق، جوان و فعال جامعه ایرانی برخوردار نمی باشد، و همه


صفحه 430

آن را به چشم یک لطیفه غم انگیز می نگرند. لیکن به خاطر روابط پهلبد در دربار، چاپلوسی ها،

انتقامجویی های گهگاهش، هنوز هم ترس همگان را بر می انگیزد. او قدرت زیادی دارد، به طور مثال

سانسور تمام فیلم های وارداتی یا ساخته شده در ایران و کتب منتشره در کشور به دست او انجام می شود.

علاوه بر این او کنترل حفاریهای باستانی و نیز کنترل موزه اسف انگیز (ایران باستان) را برعهده دارد.

می 1972 اردیبهشت 1351

رستم پیراسته


صفحه 431

پیراسته، رستم 1

تاریخ: 9 ژانویه 1979 19/10/57 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، لندن 392 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: وزیر جدید امور اقتصادی

1 یکی از مقامات بانک چیس مانهاتان به سفارتخانه تلفن نمود و از دکتر رستم پیراسته، که گزارش

شده وزیر جدید امور اقتصادی و دارایی ایران است، بسیار تعریف نمود. براساس اظهارات منبع، پیراسته

یکی از معاونین ارشد چیس مانهاتان در نیویورک و همچنین عضو ستاد ارشد برنامه ریزی آن بوده است.

او مدارک تحصیلی بالایی از دانشگاههای آمریکا دارد و چیس را ترک نمود تا رئیس بانک بین المللی

ایران شود (35 درصد آن متعلق به چیس است). گزارش شده است که پیراسته مرد بسیار با کفایتی است.

منبع چیس در اینجا ذکر نموده که این واقعیت که از او نام برده شده است، به خودی خود نشانگر توسعه و

ترقی ایرانیان است.

پیراسته، رستم 2

تاریخ: 9 می 1979 12/2/58 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران 4555 به: وزارت امورخاجه واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: دستگیری بانکداران ایرانی

1 (تمام متن محرمانه است).

2 دکتر رستم پیراسته، رئیس سابق (و هنوز قانونی) بانک بین المللی ایران (همکار مشترک بانک

چیس مانهاتان)، و وزیر امور اقتصادی و دارایی زمان بختیار، در اول ماه مه دستگیر شد و در مسجد فرح

شمالی بازداشت است. او توانسته تلفن های زیادی بزند، از جمله تلفنی به مقامی از بانک چیس مانهاتان

زد که وی هم به دفتر بانک در نیویورک هشدار داد. پیراسته از اداره محلی بانک تقاضا کرد که در رابطه با

این موضوع میانجی گری کند و با معاون مدیر بانک مرکزی ایران دکتر گرجستانی تماس بگیرد. پیراسته

اظهار نگرانی کرد که دستگیری او انگیزه ای خواهد بود تا در آینده خرابکاران انقلابی در بانک بین المللی

سروصدا راه بیندازند. کارمندان چیس مانهاتان از مکالمات قبلی که باهم داشتیم به محدودیت های ما پی

برده اند و تقاضای دخالت نکرده اند، بلکه برعکس به دلیل اینکه هر اظهارنظری در مورد این قضیه از

طرف سفارت می تواند منجر به وخیم تر شدن اوضاع شود، از عدم مداخله ما قدردانی کردند.

3 پیراسته از قرار معلوم بعد از مدتی مخفی بودن (تلگراف مرجع) به یک خیاط و یک شکارچی سطح

پایین تلفن زد و مخفی گاه خود را اطلاع داد و از آنها دعوت کرد که به دیدن او بروند. آن خیاط با گفتن این

که از دفاع پیراسته سخت تحت تأثیر قرار گرفته است و با افزودن این که «شما مرد بزرگی هستید» تماس را

قطع کرد. این جریان یک هفته قبل از آن بود که وی توسط دیگران دستگیر شود.

4 بانکداران متعددی گزارش داده اند که مهدی سمیعی (تلگراف مرجع)، مدیر سابق بانک توسعه

کشاورزی بعد از یک بازجویی مختصر آزاد شده است. گزارش شده است که یکی از مقامات عالی بانک

توسعه کشاورزی با خمینی ملاقات کرده است. او که پسر عموی سمیعی بوده، قضیه سمیعی را طرح کرده و

گفته است که او مرد خوبی است و از فساد مبری است و این که توسط همکارانش دعوت به کار شده است.


صفحه 432

مرتضی شیخ الاسلامی که سابقا عضو هیئت مدیره بانک تعاون کشاورزی ایران بود، به عنوان مدیر جدید

باقی می ماند.

5 هیچ تغییری در سایر دستگیری هایی که در تلگرام مرجع گفته شده است، وجود ندارد. گزارش

می شود که علینقی فرمانفرمائیان در وضع بدی به سر می برد و در انفرادی است. ناس

منوچهر تسلیمی


صفحه 433

تسلیمی، منوچهر 1

تاریخ: 15 می 1967 25/2/46 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران 4516 به: وزارت امورخارجه

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک م. تسلیمی

1 منوچهر تسلیمی قبلاً استاد تاریخ صنعتی در دانشگاه تهران بود. در 1965، او همچنین مشاور وزیر

دارایی در رابطه با مؤسسه جدیدالتأسیس استانداردها و پژوهشهای صنعتی ایران بود و در آنجا او در

سطح بالایی مورد احترام و اعتماد وزیر و ریاست مؤسسه بود.

2 بدنبال آن وی به عنوان معاون وزیر در اوت 1966 به وزارت اطلاعات رفت، شغلی که توسط وزیر

جدیدا منصوب شده اطلاعات، هوشنگ انصاری برای آن انتخاب شده بود. (انصاری این هفته به عنوان

سفیر در واشنگتن منصوب گردید). عقیده بر این است که او به علت قابلیتش به عنوان مدیر و مجری سالم

برای اصلاحاتی که توسط انصاری مطرح گردیده، انتخاب شده بود.

3 مقامات سفارت USAID (کمک های ایالات متحده) که تسلیمی را می شناسند او در مراتب بالا

به عنوان مرد عمل که خوب فکر می کند، قلمداد می نمایند. او سابقه عالی برای کار در زمینه استانداردها

دارد.

4 طبق بایگانی ویزاهای ما، منوچهر تسلیمی در 13 ژوئن 1923 در تهران متولد شده (احتمالاً همین

شخص) و برای سالهای متمادی نام خود را برای مهاجرت به ایالات متحده ثبت نموده است. به نامه

دوره ای ارسال نشده جهت ثبت نام، در تاریخ 7 مارس 1966 پاسخ داده نشد و تسلیمی در ژوئن 1966 از

لیست انتظار حذف گردید. مایر

تسلیمی، منوچهر 2

زمان و مکان: 9 فوریه 1971 20/11/49، منزل کنسول، تبریز خیلی محرمانه

شرکت کنندگان: دکتر منوچهر تسلیمی، رئیس دانشگاه تبریز والتر جی. رمزی. کنسول آمریکا

موضوع: ناآرامیهای دانشجویان در دانشگاه تبریز

بعد از ناهار و در حالی که روبروی بخاری نشسته بودیم، رئیس دانشگاه مطالب زیر را مطرح نمود:

تبریز آخرین دانشگاه استانی بود که در دسامبر وارد اعتصابات شد و ممکن است اولین دانشگاهی باشد

که مجددا باز خواهد شد. البته ناآرامیها در محوطه دانشگاه چندان تداوم نیافت و دانشگاه در حال حاضر

به طور معمولی به کار خود ادامه می دهد و در واقع هیچ چیز تغییر نکرده است. او گفت که دانشجویان هنوز

ناراضی هستند و وی مطمئن نیست که امسال را بدون اعتصابات پشت سر بگذارند.

مسئله اساسی او به عنوان ریاست دانشگاه، فقدان برنامه مرتبط و منسجم در زمینه آموزش های عالی

در ایران و عدم کامل وجود یک خط مشی دولتی برای مقابله با دانشجویان ناراضی است. زمانی که

دانشگاه تهران بسته بود و او به دلایل متعدد اعتصاب دانشجویانش را پیش بینی می کرد، نتوانست

هیچ گونه توصیه قابل قبولی از تهران دریافت نماید و تهران نپذیرفت که او با روش خودش دانشجویان را

اداره نماید. او دستورات ضد و نقیضی از نخست وزیر، وزیر آموزش عالی و دیگران دریافت کرد. وقتی

پرسیدم مگر نکته عمده در دستورات وی «سرپوش گذاشتن بر مشکلات» نبود، تسلیمی با افزودن این


صفحه 434

مطلب که هیچ ایده ای برای یافتن راه حل جهت مشکلات دانشجویان ارائه نشده، موافقت کرد.

او گفت که نمی تواند اقلیت کوچک دانشجویان را که بسیاری از آنها تحت تأثیر دکترین چین

کمونیست هستند، کنترل نماید و همانها خط و نشان کشیده بودند که دانشگاه را منحل می کنند. در مدت

اعتصاب، پلیس وارد دانشگاه شد و 17 دانشجو را دستگیر نمود. این کار با تشخیص و تحریک خود وی

انجام شد، هر چند از قبل به وی گفته نشده بود که چه کسانی دستگیر خواهند شد. پس از اقدام، او بسیاری

از دستگیریها را تأیید نمود. او گفت با نهایت تعجب، پس از سه روز، بسیاری از دانشجویان دستگیر شده

در محوطه دانشگاه دیده شدند. او نمی توانست بفهمد چرا به آنها اجازه بازگشت داده شده بود و او

نمی توانست آنها را بیرون کند. اگر وی نتواند حرف نهایی را در مورد این که چه کسی باید در کلاس حاضر

شود، بزند وی نمی تواند بفهمد که چگونه می توان انتظار داشت که نظم را در دانشگاه حفظ نماید.

تسلیمی گفت که وی علاقه ای به ادامه کار در دانشگاه تبریز ندارد و کار دانشگاهی دیگری را

نمی خواهد. وی می خواهد بازنشسته شود و به بخش صنایع خصوصی برود. وقتی از او سؤال کردم کسی

را به عنوان کاندید شغل خود می شناسد، پاسخ داد خیلی ها هستند، ولی فقط نام استاندار آذربایجان غربی،

غلامرضا کیانپور، را به عنوان یک جایگزین مناسب ذکر نمود.

اظهارنظر: لحن اظهارات ریاست دانشگاه و ظاهر فیزیکی وی، شایعات جاری اینجا مبنی بر این که

مشکلات داخل دانشگاه در امسال او را خسته کرده است و می خواهد کنار برود را تأیید می کند. او کاملاً

خسته و مریض به نظر می رسد.

نظرات وی در مورد دانشجویانی که در دانشگاه دستگیر شده بودند، نشان می دهند که اختلاف نظر

چندانی در داخل شورای امنیت تبریز، زمانی که اقدامات خشونت آمیز در مقابل دانشجویان توصیه شده

بودند، وجود نداشته است. تسلیمی نمی توانست یا نمی خواست توضیح بدهد که چرا دانشجویان مشخصی

به زور از دانشگاه برده شدند، هر چند خطر مشخص ایجاد تشنج بیشتر در بین دانشجویان وجود داشت و

فقط پس از چند روز به آنها اجازه بازگشت داده شد. البته او به وضوح این عمل را محکوم کرد و آن را مانع

اصلی برای خود در آرام سازی دانشگاه قلمداد نمود.

تسلیمی، منوچهر 3

زمان و مکان: 9 دسامبر 1975 18/9/54، دفتر آقای تسلیمی

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای منوچهر تسلیمی، رئیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع

(IDRO) آقای راجرسی. بروین، رایزن اقتصادی، سفارت آمریکا، تهران خانم لانج شرمرهرن، کارمند

بخش اقتصادی، سفارت آمریکا، تهران

موضوع: کمیسیون مشترک آمریکا و ایران نظرات منوچهر تسلیمی رئیس IDRO در مورد همکاری

انستیتوی آهن و فولاد آمریکا با IDRO

سوابق بیوگرافیک

منوچهر تسلیمی که اکنون 52 سال دارد، مردی لاغر اندام و کم مو است که برخی اوقات روش غیر

جاذب وی، مهارتهای اثبات شده او به عنوان یک مدیر را زیر سؤال می برد. او لیسانس و فوق لیسانس در

رشته مهندسی مکانیک و دکترا در متالورژی (از انگلستان) دارد. وی سالها رئیس دانشگاه تبریز بود. در


صفحه 435

دو سه سال اخیر، وی رئیس (شغلی که به طور رسمی در حد مدیرعاملی است) سازمان گسترش و نوسازی

صنایع (IDRO)، که یک سازمان کاملاً دولتی درگیر در فعالیت های ساخت و تولید ماشین های مختلف در

ایران می باشد، بوده است. به ویژه از زمان تشکیل کمیسیون مشترک و ترقی فاحش تجارت در تهران،

سفارت از نزدیک با IDROو ریاست آن کار کرده است. تسلیمی از شوخی و مزاح بدش می آید.

همکاری انستیتو آهن و فولاد آمریکا با IDRO

رایزن اقتصادی، بروین و خانم شرمرهرن توضیح دادند که طرف آمریکایی در کمیسیون مشترک ایران

و آمریکا عقیده دارد که نشانه های زیادی دال بر فعالیت های افزایش یافته بخش خصوصی در ایران وجود

دارند. در این اواخر، تعدادی از شرکت های تجاری در آمریکا، علاقه خود را برای اعزام گروههایی جهت

بررسی امکانات افزایش همکاریهای بخش خصوصی با ایرانیان، ابراز نموده اند. مهم ترین این شرکت های

تجاری، انستیتوی فولاد و آهن آمریکا بود که تعداد بسیاری متخصص و کارشناس فنی در زمینه های

آهن و فولاد در اختیار دارد. تصور می شد که یک تیم چهار یا پنج نفره بتوانند زمینه هایی در بخش آهن و

فولاد ایران و آمریکا بیابند که تکنولوژی آمریکا شاید بتواند نقش مفیدی در آنجا ایفا نماید. در پاسخ به

دکتر تسلیمی، مأمور سفارت گفت که انستیتو یک مؤسسه خصوصی است، نه یک سازمان دولتی ایالات

متحده، ولی دکتر تسلیمی می تواند مطمئن باشد که این مؤسسه از پشتوانه دولت ایالات متحده در انجام

بررسی های فنی در ایران برخوردار خواهد بود.

دکتر تسلیمی اظهار داشت که در اصول ؛ او موافق همکاری با انستیتوی آهن و فولاد است. به هر حال،

از آنجا که پیشنهاد فعالیت های یک کمیسیون مشترک بوده است، لذا موافقت انصاری وزیر امور اقتصادی

و دارایی، باید اخذ گردد. پس از آن، انصاری بایستی تأییدیه سازمان برنامه و بودجه را بگیرد تا محل

بودجه مخارج کاری تیم را تأمین نماید. متعاقب آن در مذاکرات، او اشاره نمود که سازمان گسترش و

نوسازی صنایع تاکنون شش قرارداد مهندسی مشترک با کارخانجات آلمان و اطریش با هدف شناسایی

امکانات ساخت و تولید در ایران بسته است. آخرین آنها قرارداد IDRO/ Voest Alpine (از اطریش)

(IVA)، به صورت 51% و 49% است که خدمات گسترده متنوع مهندسی هم برای بخشی عمومی و هم

بخش خصوص کارخانجات ایران ارائه خواهد نمود. دکتر تسلیمی پیشنهاد نمود که یک قرارداد مشترک

مشابه می تواند برای بررسی انستیتوی آهن و فولاد آمریکا در ایران منعقد شود.

دکتر تسلیمی به برخی موارد مهم اشاره کرد که جهت ممانعت از «پیچیده و بغرنج شدن» کار انستیتو در

ایران، از طریق وارد کردن شرکت ملی صنایع فولاد ایران در حوزه کار انستیتو، لازم است. به وضوح وی

نمی خواهد که در صورت به جریان افتادن و پیشرفت پیشنهاد، شرکت ملی صنایع فولاد ایران با IDRO

برخورد داشته باشد. موافقت شد که سفارت نامه ای به وزیر، انصاری بنویسد و پیشنهاد را توضیح دهد و

موافقت وی را با فعالیت های کمیسیون مشترک ایران و آمریکا درخواست نماید.

اروپای شرقی سعی در رشوه دادن به مقامات IDROدارد.

وقتی صحبت به زمینه های دیگر کشیده شد، دکتر تسلیمی با زرنگی گفت که برخی از کشورهای

اروپای شرقی (که نام آنها را ذکر نکرد) اخیرا سعی کرده اند به مقامات IDRO رشوه بدهند. او گفت بعضی