بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 448

ابتدا داشت، بالاتر برده است. او سعی کرد یک ظاهر بی طرفی را در اجرای وظایفش حفظ کند، ولی گفته

شد که بدون تردید تحت نفوذ دیدگاههای دولت خودش بوده است. او به گونه ای کار کرد که موارد مربوط

به سنتو را در قالب نیازهای سیاست خارجی ایران گسترش دهد.

دبیرکلی سنتو به طور سنتی بین ایران، ترکیه و پاکستان چرخشی است، به هر حال در سال 1964،

شورای وزیران سنتو رأی داد که خلعتبری یک دوره دیگر در این شغل باقی بماند.

سوابق خدمتی:

خلعتبری دکترای حقوق از دانشگاه پاریس دارد. از سال 1942 وارد خدمات دیپلماتیک شده و

به عنوان سفیر در لهستان، معاون وزیر در امور سیاسی در وزارت امورخارجه و معاون وزارت امورخارجه

کار کرده است. او شاه را در سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال 1972، به ایالات متحده در 1973 و

1975 و 1977 همراهی نموده است.

اطلاعات شخصی:

خلعتبری، جدی، آرام و خوش صحبت و در وزارت امورخارجه مورد علاقه و احترام است. وی به

مطالعه و اسب سواری علاقه دارد. او کتاب Lirow et le pacte orientale را نوشته است. خلعتبری

حدود 66 سال دارد، فرانسه و انگلیسی را خوب صحبت می کند. او و همسر جذابش، منظر اصفیا، دارای

سه دختر و یک پسر هستند. خانم خلعتبری به فرانسه و انگلیسی خیلی خوب تکلم می کند.

1 اوت 1978 10/5/57

محمد درخشش


صفحه 449

درخشش، محمد 1

تاریخ: 12 فوریه 1962 23/11/40 خیلی محرمانه

از: سفارت امریکا، تهران مرسله شماره 371

مذاکره با وزیر فرهنگ، درخشش

در این مرسله، صورت مذاکرات بین وزیر فرهنگ، محمد درخشش و کارمند سفارت ارسال می گردد.

از طرف سفیر: هاری اچ. شوارتز رایزن سیاسی سفارت

پیوست: صورت مذاکرات

رونوشت به: کلیه کنسولگریهای آمریکا در ایران

خیلی محرمانه

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر فرهنگ جرج کیو، وابسته سفارت

زمان: 3 ژانویه 1962 13/10/40

وزیر فرهنگ

درخشش خود را در مقام وزارت فرهنگ به وضوح مطمئن تر از شش ماه قبل احساس می کند.

صرفنظر از این واقعیت که وزیر، مشکلات متعددی دارد، او احساس می کند که پشتیبانی معلمین را دارد که

از هر چیزی مهمتر است. درخشش احساس می کند که مدیریت و رهبری که وی در خلال تظاهرات

معلمان از خود نشان داد، ثابت نموده است که او می تواند به خوبی کنترل آموزگاران را در دست داشته

باشد. براساس گفته درخشش، بحران زمانی آغاز شد که دولت پیشنهادات خود را به آموزگاران ارائه

نمود. اکثریت آموزگاران نمی خواستند آن را بپذیرند، به هر حال، درخشش با خاطرنشان کردن این

موضوع که دولت به حد کافی به خواسته های آنها پاسخ داده بود تا آنها را برای بهسازی وزارت فرهنگ

قادر سازد، بر قبول آن توسط فرهنگیان پافشاری نمود.

درخشش دارای مشکلات فرساینده جاری متعدد است. ابتدا مبارز با بی سوادی است که علیرغم

شروع خوب آن با مشکل روبرو گردید، زیرا بودجه ای برای آن وجود ندارد. درخشش احساس می کند که

این خیلی بدشانسی است، زیرا برنامه نیاز به هزینه خیلی گزافی ندارد. ولی احتمالاً مشکل اصلی

درخشش در کمبود نگران کننده متخصصین اداری و سازماندهی در سطح وزارتخانه است. گسترش

فوق العاده آموزشی ایران نیاز غیر قابل اجتناب و بیش از حدی به متخصصین اداری که در جریان امور

باشند، دارد، ولی در حال حاضر، وزیر نه دارای پرسنل باتجربه و نه امکانات آموزش دادن به آنها است.

دانشگاه تهران

درخشش اظهار داشت که دانشگاه تهران در وضع بسیار بدی است. بسیاری از استادان درجه بالا فاقد

صلاحیت هستند. به هر حال، درخشش قدرت زیادی ندارد که بتواند شخصا با این مشکل مبارزه نماید،

زیرا بسیاری از استادان به دلایلی غیر از کارآیی تخصصی و حرفه ای به کار گرفته شده اند. درخشش

اظهار داشت که فقدان رهبریت خود و خدمتگزار در میان استادان دانشگاه تهران، موجب گردیده است که

دانشجویان در جای دیگری به دنبال رهبریت بگردند و در نتیجه، آنها به صورت مهره های (پیاده شطرنج)


صفحه 450

سیاسی درآیند.

دانشگاه شیراز

درخشش صادقانه نگران دانشگاه است. او گفت که این هم مورد دیگری است که او شخصا روی آن

کنترل کمی دارد، زیرا کل پروژه در دست حسین علا است، مردی که در غباری از کهولت و پیری گم شده

است. درخشش معتقد است که اگر قرار باشد دانشگاه پیشرفت نماید، اداره آن باید در دست یک گروه

پرتوان خارجی باشد. دانشگاه پنسیلوانیا می رود که دانشگاه را اداره نماید، ولی درخشش معتقد است آنها

کاملاً آزاد نخواهند بود آن گونه که لازم بدانند دانشگاه را اداره کنند، و نتیجه آن این خواهد بود که اعمال

نفوذهای خارجی شانس موفق شدن دانشگاه را به تعویق می اندازند.

برنامه وزیر جدید فرهنگ

درخشش برنامه جدید فرهنگی خود که کوشش های وزارتخانه در جهت آنها متمرکز خواهند بود را

مشخص نمود. درخشش احساس می کند که افزایش زیاد فعلی دانشجویان دانشکده ها ارزش واقعی برای

ایران ندارد. درخشش امیدوار است که تعداد دانشجویان را کم کند، بخصوص خارج کشور، و تعداد زیادی

مدارس حرفه ای (هنرستان) بسازد، زیرا ایران در حال حاضر به تکنسین های آموزش دیده بیش از

فارغ التحصیلان دانشگاهی نیاز دارد. بنا به عقیده درخشش، بعد از اینکه دانش آموزی مدرسه ابتدایی را

به پایان رساند، باید تصمیم گرفته شود که آیا او به هنرستان اعزام شود و یا اینکه تحصیلات رسمی (سمت

دانشگاهی) را ادامه دهد. همزمان با آن درخشش، فقط به بهترین دانش آموزان اجازه ورود به دانشگاه را

خواهد داد و آنها نیز اکثرا در ایران به تحصیلات خود ادامه خواهند داد. (تذکر: درخشش به طور اخص

نسبت به تعداد دانشجویان ایرانی رو به افزایش که در دانشگاههای خارج تحصیل می نمایند، حساس

است. بخصوص که تعداد زیادی از آنان افراد شایسته ای نیستند و تحصیل آنها در خارج کشور موجب

مصرف شدید ذخایر ارزی کشور می شود. به طور ایده آل، درخشش مایل است دانشجویان دانشگاههای

خارج کشور را به فارغ التحصیلان دانشگاههای داخل کشور محدود نماید. به طور واقع بینانه، درخشش

اذعان دارد که اجرای چنین برنامه ای به زمان نیاز دارد، ولی او در نظر دارد که برای اجرای آن فشار لازم را

اعمال نماید.)

مشاورین اصل چهار و برنامه فولبرایت

در بحث راجع به مشاورین آموزشی اصل چهار، مأمور گزارشگر به این نتیجه گیری قطعی رسید که

درخشش هیچ گونه تماسی با آنها ندارد و یا تماس کمی با آنها دارد. مأمور گزارشگر وی را تشویق نمود که

ایده های خود را با مشاورین در میان بگذارد و مسئله را با آنها مورد بحث قرار دهد، مأمور گزارشگر

داوطلب شد که در صورت احساس نیاز درخشش، به وی کمک نماید. در مورد استادان فولبرایت،

درخشش تا حدی طولانی صحبت نمود. در بحث راجع به این استادان، درخشش رقم «بیست» را یا رقمی

حدود آن را برای نیازهای مشابه اظهار نمود که فقط برای تهران ترجیح می دهد. صرفنظر از استثنائات

قابل توجه (استادان فولبرایت در دانشکده طب)، درخشش ایده پایینی از برنامه به عنوان یک کلیت دارد.


صفحه 451

او احساس می کند که برنامه به طور ناصحیح جهت دهی شده است. به جای بیست نفر استاد متوسط که کار

کمی انجام دهند، درخشش به سه یا چهار گرداننده امور اداری علاقمند است که نیاز تأسف بار وزارت

فرهنگ هستند. علاوه بر این، بیست نفر از فولبرایت در تهران، برای وزارت فرهنگ حدود شصت هزار

ریال در ماه به طور متوسط هزینه در برخواهند داشت، درخشش ممکن است مقدار بیشتری پول به تعداد

کمتری پرداخت نماید، ولی به افرادی مناسب تر.

عقاید سیاسی

عقاید سیاسی درخشش به آخرین گفتگو با مأمور گزارشگر، تا حدی تغییر یافته اند. او هنوز توجه

زیادی به نوعی سازماندهی سیاسی دارد که به عنوان مبنا و پایه برای حفظ آزادی و مبارزه انتخاباتی

کاندیداها به کار گرفته شود، ولی او مطمئن نیست که احزاب سیاسی پاسخ مناسبی برای آن باشند.

درخشش احساس می کند که شاخه قانونی دولت باید در مقابل نمایندگان مناطق مختلف کشور مسئول

باشد، نه فقط مجری، آن گونه که در گذشته بوده اند.

درخشش کم و بیش مغلوب تفحص ناپذیری دولت ایالات متحده شده که برای وی صورت یک معما

را پیدا کرده است. ایالات متحده مطمئن است که نظام وی بهترین نظام دولتی است، ولی برای صدور این

نظام هیچ تمایلی ندارد. درخشش احساس می کند که ما باید کوشش هایی برای استقرار دولت هایی از نوع

دولت خود در سایر کشورها، به عمل آوریم.

درخشش، محمد 2

وزیر فرهنگ سرّی

محمد درخشش، کسی که اعتصاب گسترده معلمان سراسر کشور که موجب به قدرت رسیدن امینی

گردید، را سازماندهی و اجرا نمود، به وضوح در جهت نظم دهی و آرام سازی آموزگاران حرکت کرده و

نشان داده است که دولت فعلی به معنی دولت کار است. او در قبول سمت کُند بود. او احتمالاً معتقد بوده

است که وحدت با دولت امینی ممکن است حمایت آموزگاران جناح چپ را از وی از بین ببرد، یا اینکه

منتظر بوده است تا مطمئن شود پول لازم برای زیاد کردن حقوق آموزگاران وجود دارد (که دارد). به هر

حال، به طور موثق گزارش شده که درخشش به امینی گفته است فقط در صورتی وزارت را قبول می کند که

بتواند پس از سه ماه استعفا دهد.

درخشش دارای سوابق شرکت در فعالیت های سوسیالیستی ایران است و در حقیقت تنها عضو کابینه

امینی است که شهرت ملی در بین مخالفین تحصیل کرده طبقه متوسط رژیم دارد. در اوایل دهه 40 او با

کریم سنجابی در تشکیل هسته حزب ایران همکاری نمود، و متعاقبا به نیروهای حزب توده پیوست. با

کمک کمونیست ها، درخشش خیلی زود توانست انجمن معلمان دانشگاه دیده را سازمان دهد، که اعضای

اصلی آن کمونیست ها بودند. فشار توده در 1952، موجب ایجاد دو جناح دست راستی و دست چپی در

انجمن شد. از این مقطع است که گفته می شود درخشش حزب را ترک نموده است. در سال 1954 به عنوان

کاندیدای مجلس هیجدهم، تاریخی طولانی از همکاری بین درخشش و خلیل ملکی به عنوان «نیروی

سوم» شروع شد. در آن موقع هر دو نفر آنها، مخالف حزب توده بودند و هنوز هستند. درخشش پس از


صفحه 452

ادای سوگند در مقابل منوچهر اقبال مبنی بر اینکه قبلاً کمونیست بوده است، ولی دیگر کمونیست نیست،

در انتخابات مجلس هیجدهم، انتخاب شد. او گفت که با فشار اقبال بر معلمان برای عدم اجرای دستورات

کمیته مرکزی حزب توده مخالف بوده است. اقبال این اطلاعات را برای شاه بازگو نمود، او گفت که از

ارتباط درخشش با کمونیست ها اطلاع داشته است، ولی این را نیز می دانسته که او از حزب استعفا داده

است و برای اطلاعات ارتش ایران خدمت می کند.

در سال 1957 برای ورود به مجلس نوزدهم، درخشش با گروه سیدجعفر بهبهانی به عنوان

کاندیداهای مستقل همکاری نمود، ولی به هر حال انتخاب نشد.

به عنوان نایب رئیس کمیته فرهنگی مجلس هیجدهم، درخشش به طور چشمگیری برای احقاق

حقوق معلمان مبارزه نمود و شهرت زیادی در رهبری موارد دانشگاهی کسب کرد که تا امروز آن را حفظ

نموده است. او ریاست اسمی و حقیقی باشگاه مهرگان را به عهده دارد، که تنها سازمان مهم معلمین مدارس

ابتدایی و متوسطه در ایران است. او معلم تاریخ و جغرافیا در مدارس تهران بوده است، و برای مدتی نیز در

وزارت فرهنگ ریاست اداره دانشجویان ایرانی خارج کشور را به عهده داشته است. باوجود این، در

بوروکراسی داخل وزارتخانه، تصور براین است که او فاقد تجربه و کارآیی اداری است، و همان گونه که

ممکن بود انتظار رود، بعضی از قدیمی ها، شامل معاونین وزیر، کریم فاطمی و حبیب اللّه نفیسی هم اکنون

اقدام به استعفا نموده اند.

درخشش که 46 سال دارد، در تهران متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه فارابی و

تحصیلات متوسطه را در دبیرستان علمیه به پایان رساند. او در سال 1938 از دانشکده تربیت معلم

فارغ التحصیل گردید. درخشش ازدواج کرده است، ولی فرزند ندارد. همسر وی که برای صدای آمریکا و

کنسولگری انگلیس کار کرده است، انگلیسی را عالی صحبت می کند. او شخصا فقط فارسی صحبت

می کند.(1)

درخشش، محمد 3

7 می 1963 17/2/42سرّی

صورت مذاکرات محمد درخشش

1 درخشش در مورد وقایع باشگاه مهرگان، روز سه شنبه گذشته به طور مفصل صحبت نمود. درخشش

اظهار نمود که دو روز قبل از گردهمایی برنامه ریزی شده، یک سروان پلیس در ساعت 2230 شب در

باشگاه مهرگان با درخشش ملاقات نمود و از وی خواست که گردهمایی باشگاه مهرگان را لغو نماید.

درخشش به وی گفت که خوشحال می شود اگر این را به صورت دستور کتبی امضا و به وی مسترد نماید تا

آن را در بین معلمان منتشر نماید. سروان پلیس از این کار خودداری نمود و درخشش به وی گفت که بدون

دستور کتبی، گردهمایی صورت خواهد گرفت. سروان آنگاه باشگاه را ترک نمود. کمی بعد از آن، سرهنگ

مولوی با درخشش مذاکره نمود و به او گفت که اگر او سعی کند گردهمایی باشگاه مهرگان برگزار شود،

دولت مانع آن خواهد شد.

2 درخشش اظهار داشت در روز گردهمایی برای بزرگداشت خانعلی، تقریبا 95 درصد از معلمان

1- در اصل سند این نام حذف شده است. م


صفحه 453

تهران در نزدیکی باشگاه مهرگان حاضر بودند. درخشش اظهار داشت که وقتی پلیس از دو طرف خیابان

لاله زارنو حمله نمود، تنها عاملی که باعث شد تعداد بیشتری مجروح نگردند، این بود که مغازه داران

معلمان را به داخل مغازهای خود آورند و سپس درهای مغازه ها را بستند و بدین ترتیب از وارد شدن

ضربه های زیادی به سر آنها جلوگیری نمودند. درخشش اظهار داشت که بین 20 تا 30 نفر (تخمین آن

مشکل است، زیرا غیر از معلمان کسان دیگری نیز حضور داشتند) نیاز به مداوای پزشکی داشتند. فقط یک

نفر به طور جدی مضروب گردید که در بیمارستان ویلا بستری است. کلیه کسانی که بازداشت شده بودند

آزاد شده اند، ولی همگی قبل از آزادی بشدت کتک خورده اند، تا این موضوع درس خوبی باشد برای سایر

آموزگاران. آنها در حال حاضر در بیمارستان هستند.

بنا به عقیده درخشش این یک اشتباه جدی بود، زیرا معلمان را به طور جدی با یکدیگر متحد نمود.

درخشش اظهار داشت که پاکروان ماهیت کاملاً احمقانه این عمل پلیس را تشخیص داده است. او به

دفعات با درخشش مذاکره کرده و عملاً از درخشش درخواست نموده است که فعالیت بیشتری انجام

ندهد.

3 درخشش اظهار داشت که معلمان به طور دیوانه واری مبارزه می کنند. آنها احساس می نمایند که

یک طبقه مورد احترام جامعه هستند و دولت بایستی از عملی که انجام داده است، معذرت خواهی کند.

درخشش گفت که باشگاه مهرگان طی اولتیماتومی یک معذرت خواهی عمومی را تا روز یکشنبه خواسته

است. اگر این اولتیماتوم اجرا نشود، معلمان از انجام امتحانات آخر سال تحصیلی خودداری خواهند

نمود. درخشش اضافه نمود که در گردهمایی دیروز باشگاه مهرگان، یکی از کسانی که بشدت کتک خورده

بود، به نام اسکوئی، پیشنهاد نمود که باتوم های چوبی خریداری و در باشگاه مهرگان برای مقابله با

حملات احتمالی آینده پلیس به گردهمائیهای بعدی باشگاه نگهداری شوند.

4 درخشش اظهار داشت که باشگاه مهرگان در وضع بسیار خوب مالی است و این ناشی از ذخیره

اضطراری است که در دو سال گذشته آنها با یکدیگر جمع کرده اند. کلیه هزینه های پزشکی ناشی از

شلوغی های سه شنبه گذشته از صندوق پرداخت شده است. علاوه براین هر معلمی که به علت شرکت در

فعالیت های باشگاه از شغل خود برکنار شود، حقوق کامل خود را از محل ذخیره اضطراری باشگاه

دریافت می نماید. حقوق تعداد قابل ملاحظه ای از معلمان برای مدتی حدود 11 ماه، از این محل تاکنون

پرداخت شده است. درخشش احساس می کند که باشگاه مهرگان به صورت یکی از قدرتمندترین

سازمانهای سیاسی غیر نظامی موجود درخواهد آمد. باشگاه مهرگان هم اکنون دانشکده تربیت معلم را

کنترل می کند. او اضافه نمود که هدف آنها کنترل مؤثر بر دانشگاه است.

آینده جبهه ملی، معلمان و شاگردان را بیشتر و بیشتر متوجه باشگاه مهرگان نموده است. واکنش دولت

این است که حتی الامکان فعالیت های بیشتری را در ارتش جذب نماید. او سپاه دانش را به عنوان مثال ذکر

کرد.

5 درخشش اظهار داشت که محرم زمان اوج ناآرامی خواهد بود، مقامات مذهبی برنامه ریزی

کرده اند که در ماه محرم بشدت به دولت حمله نمایند و از نظر تئوری دولت بیشتری اکراه را برای انجام

اقدامی در این ماه برعلیه مقامات مذهبی خواهد داشت.

6 زمانی که...وارد شد، درخشش مشغول بحث در مورد اعلامیه تهیه شده در رابطه با وقایع سه شنبه


صفحه 454

گذشته با موسوی (اسم کوچک نامعلوم) بود. در پاسخ به یک سؤال، درخشش گفت باشگاه امیدوار است

تسهیلات چاپ مخصوص خودش را در آینده نزدیک داشته باشد.

7 درخشش مطالب زیادی را در مورد امینی نگفت،... احساس می کند که درخشش در تصورات

خود، خود را به عنوان نخست وزیر می داند. بنا به گفته درخشش، شاه به نقطه بدون بازگشت رسیده است و

باید برود. کار کردن با وی غیرممکن است و او احساس می کند که به عنوان یک طبقه، معلمان از این که

وسیله ای در سرنگونی وی باشند، از احترام عمومی بهره مند خواهند شد، او احساس می کند که وظیفه وی

در حال حاضر این است که معلمان و طبقه متوسط ایرانی ها را متقاعد نماید که بدون ترس از مداخله

خارجی می توانند به حرکت خود ادامه دهند.

درخشش، محمد 4

زمان و مکان: دوشنبه، 10 ژوئن 1963 2/3/42، منزل آقای درخششخیلی محرمانه

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ سی. ان. راسیاس، دبیر دوم

سفارت

اظهارنظر:

من درخشش را تاکنون حدود شش دفعه در جلسات درس متقابل انگلیسی فارسی دیده ام. در

جریان این نشست ها وی به طور آشکار از بحث راجع به مسائل سیاسی اکراه داشت و من نیز به اکراه وی

احترام می گذاشتم. امروز در مدت یک ساعت نشست، وقتی راجع به مسائل هفته گذشته و شایعه اعتصاب

فردا صحبت کردم، او با جدیت پاسخ داد. من آمادگی وی را برای ارائه پاسخ می توانم با اطمینان زیاد به

حساب اعتماد فزاینده وی به خودم و همچنین شادمانی و نشاط وی نسبت به این روز بخصوص، منظور

کنم. وی با من به عنوان کسی که در موضوعی درگیر شده که وی را تحریک کرده است و به مبارزه

می خواند، برخورد نمود. (در طول هر نشستی که با وی داشته ام، بین سه تا شش دفعه با وی تماس تلفنی

گرفته می شد و در ساعت 18 خانه وی را ترک می کردم، افراد زیادی به خانه اش می آمدند.)

1 خشونت در هفته گذشته. بروز خشونت، نتیجه نارضایتی دراز مدت عناصر مختلف جامعه از

بیکاری، بالا بودن سطح هزینه زندگی، تبلیغات بیش از حد و ریاکارانه دولت و فقدان حکومتی که

قانونگذاری آن با نمایندگان ملت باشد، بود. تحریکات ملاها و بخصوص دستگیری آیت اللّه خمینی،

جرقه ای بود که این جعبه ناریه را منفجر کرد.

2 عناصری از جبهه ملی در بروز خشونت ها دخیل بودند. این عناصر اعضای سطح پایین و متوسط

جبهه ملی هستند که حتی متوسط مسئولین کاملاً شناخته شده نیستند، ولی نمایندگی از کلیه عناصر جامعه

را دربر می گیرند. از این مردم می توان انتظار داشت که هر چه فعالتر در ناآرامیهایی که پیش می آیند، به

ویژه در مبارزات مقاومت منفی نظیر اعتصاباتی که برای فردا برنامه ریزی شده است، شرکت جویند.

همچنین عناصر جوانتر جبهه ملی در تمام طبقات جامعه شامل کارمندان دولت و ارتش سازماندهی

شده اند.

3 اعتصاب انجام خواهد شد و حداقل 50 درصد در کل تهران و حدود صددرصد در بازار مؤثر

خواهد بود. در مورد بروز خشونت و درگیری وی مطمئن نبود.


صفحه 455

4 هر چند سربازان از دستور دولت در تیراندازی به تظاهرکنندگان اطاعت نمودند، هیچ تضمینی

وجود ندارد که آنها بار دیگر آن عمل را تکرار کنند. در مورد وفاداری ارتش نمی توان تضمینی قائل شد و

این در چند هفته آینده کامل آزمایش خواهد شد.

5 این شایعه که آیت اللّه حکیم، برعلیه دولت و به نفع خمینی، اعلام جهاد نموده است، صحت دارد.

6 اصرار دولت براین که عبدالناصر، مخارج ایجاد دردسر را تأمین نموده است، حقیقت ندارد. این

بخشی از برنامه دولت بود که به مردم القاء نماید که بعضی از ملاهای مخالف دولت با دریافت و قبول رشوه

از خارجیها، خائن هستند. تأخیر دولت در ارائه «مدارک و شواهد» خیانت، ناشی از عدم توانایی و عدم

تصمیم گیری در ساختن یک داستان قابل قبول در این مورد است.

7 آیت اللّه خمینی در هفته گذشته در رابطه با تعداد مقلدینش از مرتبه ششم یا هفتم به مرتبه اول جهش

نموده است. او به طور ضمنی بزرگترین رهبر اسلامی شیعه شده است. او از حمایت مسلمانان شیعه در

هندوستان و پاکستان و همچنین عراق برخوردار گردیده است. خمینی به عنوان یک رهبر مذهبی

شرافتمند و عمیقا قابل اعتماد و همچنین یک روشنفکر با افکار مترقی شناخته شده است. خمینی در زمره

آن گروه ملاهایی است که دوراندیش (دورنگر) هستند و آنها مخالف اصلاحات ارضی یا حق رأی زنان

نیستند، هر چند در حال حاضر آنها با انتخاب خانمها در دفاتر سیاسی مخالفت می کند. آنها همچنین

احساس می کنند که دولت و شاه بیش از حد نفوذ خارجی هستند و در اصلاح اقتصادی برای بالا بردن

استاندارد سطح زندگی ناموفق بوده اند. در ضمن بسیاری از مردم، شاید به استثنای دهقانان بیسواد، از

دیکتاتوری خسته و بیزار شده اند و مایلند تا حدی از دمکراسی برخوردار شوند.

8 دکتر علی امینی به خمینی احترام می گذارد و از وی مانند سایر ملاهای مترقی پشتیبانی نموده

است. غیر محتمل نیست که امینی برای تشکیل دولت جدید در هفته های آینده مجددا فراخواند شود. یک

دولت جدید متشکل از مردانی که مایل به مقاومت در مقابل شاه باشند، باید تشکیل شود تا از تألمات و

نارضایتی های عمومی بکاهد. اگر لازم باشد که بی ثباتی فعلی ایران پایان داده شود و اقتصاد قدرت بیابد،

فقط یک دولت نیرومند می تواند به طور مناسب برنامه ریزی نماید و انتخابات مناسبی را که بطور مطلق

ضروری است، برگزار نماید.

9 درخشش معتقد است که نهاد سلطنت (شاه) باید حفظ شود، ولی اعلیحضرت باید یک پله پایین

بیاید و از این پس سلطانی قانونی در چهارچوب قانون اساسی باشد.

شاه 22 سال امکان داشته است که خود را بشناساند و همچنین ممکن است کماکان از اعتماد بعضی

خارجیان برخوردار باشد، ولی او دیگر نمی تواند اکثریت مردم ایران را تحمیق نماید.

10 درخشش اظهارنظرهای مختصری راجع به شخصیت های زیر ارائه داد:

ارسنجانی، شخص کثیف و بی بند و بار و بد سابقه و شارلاتانی است که اگر در مدت ناآرامیها در تهران

بود، به طور قطع کشته می شد. ارسنجانی باهوش و پر تحرک، ولی غیرقابل اعتماد و عوامفریب است.

ارتشبد ریاحی، شخصی است که وی فقط تعریف او را شنیده است، او در زمینه بسیار مشکلی به خوبی

کار می کند، بدون این که مانند ارسنجانی سروصدای زیاد راه بیندازد.

معینیان، مدیر سخت کوش و قابلی است که می تواند جهت اجرای مؤثر کار، قابل اعتماد باشد. مردی

که به طور مشهود فاقد جاه طلبی ها و انگیزه های سیاسی است.