تخصیص یافته است، انجام دهد. در هر وزارتخانه دولتی یک هسته (مطالعاتی) وجود دارد. به دلایل
حفاظتی، هر هسته از اعضای هسته های دیگر بی اطلاع هستند. او احساس می کرد که ساواک هنوز از این
گروهها مطلع نیست و حتی اگر هم مطلع بشود، چه می تواند بکند. «تمام آنچه ما انجام می دهیم، مطالعه
است و آنها نمی توانند ما را بدین خاطر بازداشت کنند.» من از درخشش پرسیدم منظور از این سازمان
چیست و او بلافاصله پاسخ داد که گروه باید خود را به گونه ای آماده کند که در چهارچوبه زمینه های
تخصصی خود، بتواند برنامه های کاملاً بررسی شده ای را در زمانی که شانس لازم برای شرکت گروه در
یک انتخابات آزاد فراهم آید، تهیه نماید. در این مرحله گروه هیچ برنامه ای برای یک مبارزه مؤثر مخالف
ندارد. او گفت امیدواریم در موضعی قرار گیریم که بتوانیم در زمانی که شرایط مناسب باشد، برنامه ای به
مردم ارائه نماید. بالاخره شاه یک انسان است و نمی تواند تا ابد زنده باشد. در پاسخ مجدد به من،
درخشش گفت که گروه فقط یک ماه قبل به طور واقعی سازماندهی و فعال شده (در جستجوی یک برنامه
با اهداف مطالعاتی)، هر چند فعالیت اولیه سازماندهی از حدود هفت ماه قبل آغاز گردیده است. وی گفت
گروه بدین سبب اسمی برای خود ندارد و در این لحظه نمی تواند نام هیچ یک از سایر اعضا را به من بدهد.
وی گفت به هر حال، علی امینی یکی از اعضا نیست و در سازمان هیچ ملا یا فردی نظامی وجود ندارد.
اکثریت اعضا مردانی در دهه سنی 30 و 40 سالگی می باشند. متعاقب آن به من گفت که گروه دارای یک
کمیته مرکزی در رأس است که او نفر اول از بین افراد همطراز می باشد، فقط به دلیل این که او پایه گذار این
ایده و آغازکننده شکل گیری آن بوده است.
در حالی که آنجا را ترک می کردم، درخشش از من خواست که در مورد آنچه بحث و صحبت کرده
است، فقط با آمریکائیانی که مورد اعتمادم هستند، صحبت کنم، ولی به هیچ وجه با هیچ ایرانی آن را در
میان نگذارم.
درخشش، محمد 11
خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
زمان: 1 اکتبر 1963 9/7/42 مکان: منزل آقای درخشش
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم
سفارت
1 احتمال تظاهرات در این یکشنبه (6 اکتبر)
اظهار داشتم که شنیده ام برنامه ریزی نهایی صورت گرفته است تا نوعی تظاهرات مشترک برعلیه
دولت توسط عوامل مختلف مخالف در یکشنبه بعد که مجلس جلسه خواهد داشت، انجام شود. درخشش
اظهار داشت که او هم در این مورد چیزهایی شنیده است، ولی تصور می کند بیشتر حرف است. او به افرادی
که از وی در مورد شرکت در آن پرسیده بودند، نصیحت کرده بود که در شرایط فعلی خیلی احمقانه است.
2 رشد ضد آمریکاگرایی در بین روشنفکران
درخشش آن گاه به من گفت که شب گذشته (دوشنبه، 30 سپتامبر) در یک میهمانی شرکت نموده که
رئوس مطالب مورد بحث در آن زمینه سیاست خارجی آمریکا بوده است. علاوه بر درخشش، پنج نفر از
استادان دانشگاه که درخشش آنها را «روشنفکران نیرومند واقعی» و «نه کهنه پرستهای قدیمی» توصیف
می کرد، در آن شرکت داشتند. او گفت در نهایت خود را مدافع سیاست ایالات متحده در ایران یافت. او
انتقادات اصلی در مذاکرات استادان را بشرح زیر تشریح نمود:
(1) سیاست ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی نسبت به ایران اصولاً یکسان است، برای مثال، هر
دو دولت ترجیح می دهند که دیکتاتوری تداوم داشته باشد. بنابراین، ایالات متحده نمی تواند مورد اعتماد
باشد و هیچ گروهی با افکار دمکراتیک نمی تواند انتظار کمک از آن بخش را داشته باشد.
(2) ایالات متحده رژیم های دیکتاتوری را در تمام دنیا، بخصوص در آسیا، پشتیبانی نموده است.
ایالات متحده (همانند اتحاد جماهیر شوروی) ترجیح می دهد یک رژیم دیکتاتور را پشتیبانی نماید، زیرا
معامله با یک دیکتاتوری خیلی ساده تر از معامله با یک دولت دمکراتیک است که عوامل متعدد
تصمیم گیری و احتمالاً برخورد منافع در آن وجود دارند.
(3) مدت 10 سال گذشته دیکتاتوری شاه منحرف تر و مطمئنا قوی تر شده است (همه با کمک های
آمریکا.) در مدت اغتشاشات ماه ژوئن، تانک ها و سایر سلاح های آمریکایی بودند که برعلیه
شرکت کنندگان به کار رفتند. (استادان شباهت این قضیه را با استفاده از تانک های روسی در فائق آمدن بر
مبارزین آزادی مجارستان در 1956، یادآوری کردند).
درخشش گفت او سعی کرد با تذکر این نکته که باور نمی کند ایالات متحده مایل است در ایران
دیکتاتوری ادامه یابد، مخالفت نماید. به هر حال، او مجبور شده اقرار نماید که سیاست آمریکا در ایران
اشتباه بوده است. به بیان دیگر، ایالات متحده تمایلات خوبی داشت، ولی برای رسیدن به اهداف
دمکراتیکش در ایران، مسیر درستی را نپیموده است. درخشش اذعان نمود که بحث های او در مقابل
اظهارات استادان گیرایی نداشت، زیرا آن ها می گفتند که اگر ایالات متحده می خواست در ایران دمکراسی
برقرار گردد، 10 سال برای جامه عمل پوشاندن به آن وقت داشته است. به جای آن رژیم دیکتاتوری
بیشتر نفوذ نموده و خشن تر شده است و اتفاقات ژوئن گذشته اثبات این مدعا است. استادان اصرار داشتند
که آمریکا (مانند انگلستان)، قبل از هر چیز به حفظ درآمدهای خود از منابع نفتی ایران و حفظ موقعیت
استراتژیک ایران علاقمند است. دولت آمریکا باور دارد که این خواسته با پشتیبانی و تقویت رژیم کنونی
راحت تر حاصل می شود.
درخشش کاملاً صادقانه اقرار نمود که در سعی خود برای دفاع از سیاست ایالات متحده در ایران
موفق نبوده است. او همچنین اذعان نمود که هر چند هنوز احساس می کند ایالات متحده مایل است ایران
به سوی دمکراسی حرکت کند، مطمئن نیست که آمریکا بر این عقیده باقی خواهد ماند. او گفت واقعیت این
است که «شما آمریکائیان در باور خود به اهداف خوب شاه باقی می مانید. و واقعیت این است که روزی
می رسد که هر دوی ما باید با واقعیت روبرو شویم. سیاست ایالات متحده، نیات آن هرچه باشد، بایستی
نتایج آن مورد قضاوت قرار گیرد.»
3 رشد سازمان کمونیستی
در یک مقطع درخشش گفت کلیه شواهدی که او از آنها مطلع گردیده، حاکی از آن است که حزب توده
تشکیلات خود را بازسازی نموده است. او گفت اخیرا اعلامیه ای را که از طرف حزب توده منتشر شده
بود، دیده است. همچنین او گزارش هایی از اشخاصی که او آنان را قابل اطمینان می دانست، دریافت داشته
است مبنی بر اینکه هسته های حزب توده در دانشگاه تهران بیشتر فعال شده اند، ولی تظاهر می کنند که از
اعضای جبهه ملی هستند.
درخشش گفت حزب توده اخیرا به قدری گستاخ شده است که نمایندگانی نزد وی فرستاده و پیشنهاد
کار در امور مشترک به وی داده اند و او را دلخوش کرده اند که اگر او با آنها همکاری نماید، می تواند «یک
دیکتاتور واقعی» بشود. درخشش اضافه نمود، «چند سال قبل حزب توده به من حمله کرد و اگر فکر
می کردند به نفعشان بود، مرا می کشتند. حال آنها به قدری تغییر رنگ داده اند که چنین پیشنهادی را
می کنند».
اظهارنظر: درخشش به وضوح از همیشه گرفتارتر است. در یکی دو هفته اخیر، او به جلسات متعددی
رفته است و در خانه خود نیز تعداد زیادی ملاقات کننده داشته است. همسر وی از علائم اضطراب و
دلواپسی رنج می برد و دکتر وی گفته است که باید ایران را ترک کند و برای مدتی در محیط خود تغییر ایجاد
نماید. واضح است که درخشش درگیر فعالیت های احتمالاً خطرناک است و به طور طبیعی همسر وی نیز
کاملاً تحت تأثیر آن قرار دارد.
هنگامی که من در خانه وی بودم، آقای رشیدیان برای ملاقات وی آمد و منتظر ماند تا ما صحبت را
تمام کردیم. او همچنین با تلفن با آقای اسکویی صحبت کرد. وقتی آنجا را ترک نمودم دو ماشین پر (اکثرا
مردان جوان) منتظر بودند تا درخشش را به یک جلسه در قلهک ببرند.
درخشش، محمد 12
تاریخ: 2 اکتبر 1963 10/7/42
از: چارلز ان. راسیاس به: پرونده بیوگرافیک
موضوع : مذاکره 1 ژوئیه 1963 محمد درخشش
اظهارنظر: مطالب زیر از یادداشتهای برداشته شده در مذاکرات من با آقای درخشش در 1 ژوئیه
1963، استخراج گردیده است. ملاحظات وی با ترجمه آزاد و با ضمیر اول شخص در زیر ارائه شده اند.
1 کاندیداهای انتخابات: بسیاری از به اصطلاح کاندیداهای جوانتر، چهره های ناشناس خواهند بود،
ولی همه آنها دارای یک مشخصه مشترک هستند: همه آنها «بله قربان گو» خواهند بود. به عقیده من یک
پیرمرد فاقد مسلک و مرام و فاسد، رقت بار است، ولی هیچ چیز بدتر از یک جوان فاسد نیست.
2 طرحها: من قصد شرکت در این به اصطلاح انتخابات را ندارم.
3 روزنامه ها: روزنامه های ایران نه تنها سانسور می شوند، بلکه بسیاری از آنها متعهد و مسئول نیستند.
هیچ کس نمی تواند مطالبی را که آنها می نویسند، باور نماید.
4 اعلیحضرت: بسیاری از روشنفکران و ایرانیان متعهد می دانند که انگیزه اولیه «اصلاحات» اعلیحضرت
نفع شخصی وی در حفظ تاج و تختش به هر قیمت می باشد.
5 پروفسور پفاف (Pfaff) و سیستم تک حزبی: من راجع به پروفسور پفاف چیزی نشنیده ام، ولی
می توانم بگویم با این تز شما که به طور خلاصه شرح دادید، موافقم. ایران باید برای حداکثر حدود شاید 5
سال، فقط یک حزب در قدرت داشته باشد تا دموکراسی بتواند مستقر گردد. به هر حال، نکته مهم این است
که این حزب چگونه تشکیل شود و قدرت را در دست بگیرد. من معتقدم که این حزب باید حزبی باشد که
اکثریت آرا را در یک انتخابات آزاد، که همه گروهها اجازه مبارزه داشته باشند و برنامه ها و کاندیداهای
خود را به مردم ارائه نمایند، به دست آورد. وقتی حزب اکثریت انتخاب شد یک دوره زمانی کافی، شاید 2
تا 4 سال بر سر کار خواهد بود تا برنامه خود را روشن سازد و به جریان بیندازد. باید ماندگاری و ثبات
کافی در وزارتخانه ها وجود داشته باشد، نه مثل تجربه معمول در ایران که هر شش ماه تا یک سال کابینه
تغییر می نماید. مخالفین باید اجازه داشته باشند که از دولت انتقاد نمایند و بایستی آزادی کامل مطبوعات
وجود داشته باشد. بنابراین آنچه در یک سیستم تک حزبی مورد نظر من است، این است که بایستی به
حزب برنده اکثریت آراء در یک انتخابات آزاد اجازه داده شود در یک مدت زمان کافی، بدون روبرو بودن
با خطر سقوط آنی، حکومت نماید. شاید مخالفین، اگر غیرمسئول باشند، باید محدود گردند.
6 دیکتاتوری: ما در حقیقت در ایران دیکتاتوری نداریم. همان گونه که در مورد دیکتاتوری توضیح دادم،
آن دولتی است که توسط فردی منظم، قاطع و از نظر ایدئولوژیکی وابسته به یک سیستم ارزش ها و کسی
که صادقانه و به طور مؤثر برای آسایش و رفاه اکثریت مردم کشور خود کار می کند، اداره می شود. ایران و
عربستان سعودی به عقیده من، از این دیدگاه، دیکتاتوری نیستند. این کشورها توسط افراد کاملاً
خودکامه ای اداره می شوند که اصولاً علاقمند به اعمال قدرت برای منافع شخصی و پر کردن جیب
خودشان هستند.
یادداشت بیوگرافیک: من در مجلس انتخاب نشدم. من منصوب شدم. من در آن زمان مرد جوان و
علاقمندی بودم که مایل بودم در موضعی قرار گیرم که بتوانم حرف خود را بزنم و سخنانم شنیده شوند. من
به یاد دارم که با یکی از دوستان برای جلسه حمایت به نزد قوام السلطنه رفتیم و من از تعظیم ها و
تعملق گویی ها و دست بوسی ها بشدت ناراحت شدم.
درخشش، محمد 13
خیلی محرمانه تاریخ: 2 اکتبر 1963 10/7/42
از: چارلز ان. راسیاس به: پرونده بیوگرافیک
موضوع : محمد درخشش دیدگاهها راجع به موضوعات متفاوت، 15 ژوئیه 1963
اظهارنظر: مطالب زیر، اظهارات آقای درخشش در مذاکره با مأمور گزارشگر در 15 ژوئیه 1963
می باشد. یادداشتهای مذاکره بعد از خاتمه آن تهیه شده بود، اما به علت فشار و تراکم موضوعات با اولویت
بالاتر، قبل از این تاریخ تدوین نشده بود. (جهت رعایت اختصار، سؤالات و اظهارنظرهای من حذف
شده اند).
سپاه دانش کوشش مضحک و ریاکارانه رژیم در نمایش علاقه خود به آموزش دادن به توده مردم
بی سواد است. چرا ارتش برای این منظور مورد استفاده قرار گرفت؟ چرا از آموزگاران bonafideکه
آموزش، سابقه و علاقه به آموختن دارند، برای آموزش به توده ها استفاده نشد؟ براساس گزارشاتی که من
تقریبا به طور روزانه از آموزگاران در سراسر کشور دریافت می کنم، سپاهیان دانش هر نوع مشکلی ایجاد
می کنند؛ برای مثال، آنها به زن ها تجاوز کرده و روستائیانی را که به خودنمائیهای زیاد آنها (سپاهیان
دانش) اعتراض کنند، کتک می زنند. در بسیاری موارد ژاندارمری باید برای ممانعت از بروز خشونت
جدی دخالت نماید. در دماوند، سرپرست وزارت فرهنگ، پس از اینکه گزارشی به وزارتخانه در تهران
فرستاد مبنی بر این که سپاهیان دانش مشکل انضباطی دارند، و این که هیچ پیشرفتی در آموزش
روستائیان انجام نشده است، زیرا معلمان کارآئی لازم را ندارند و غیره، آتش زده شد. البته رژیم تبلیغ
می کند و از «جلسات کلاس درس» فیلم نشان می دهد و سعی دارد نشان دهد که برنامه سپاه دانش خیلی
خوب سازماندهی شده است و این به اصطلاح آموزگاران، آموزش دیده و علاقمند هستند.
زمانی که من در وزارتخانه بودم یک برنامه 5 ساله تهیه شد که در پایان سال اول 8000 آموزگار جدید
تأمین می شدند و تعداد آنها سالیانه به 10000 می رسید که در انتهای 5 سال حدود 50000 آموزگار به
رقم موجود فعلی یعنی 70000 اضافه می شد. به هر حال، اکنون برای من کاملاً واضح است که رژیم واقعا
مایل نیست تعداد آموزگاران را در حد لازم برای آموزش توده ها گسترش دهد، زیرا از واکنش های
سیاسی مردم باسواد وحشت دارد. رژیم قاطعانه تصمیم گرفته است که به این برنامه باسواد کردن ادامه
دهد. همان گونه که در مورد برنامه اصلاحات ارضی عمل می کند. دولت می خواهد که روستائیان ناآگاه
باقی بمانند. ملت باسواد و بهتر آموزش دیده به این راحتی قابل کنترل برای دولت نیستند.
هزینه لازم برای سپاه دانش از بودجه وزارت فرهنگ گرفته شده است، اگرچه سازمان مزبور در حد
بسیار گسترده ای توسط ارتش اداره می شود و برای مقاصد شبه نظامی نظیر شبکه اطلاعاتی برای اداره
دوم و ساواک به کار گرفته می شود.
ما در ایران نیاز عمیقی به ترقی و آزادی «واقعی» داریم. در واقع پیشرفت بدون آزادی مفهوم واقعی
ندارد. چه تأثیری برای مردم دارد اگر خیابان های آنها آسفالت شده باشد، ولی آنها آزاد نباشند مطابق میل
خود زندگی نمایند. اگر یک دموکراسی واقعی در ایران وجود داشته باشد ملت پیشرفت خواهند کرد. اگر
مردم در حرف زدن و فکر کردن آزاد بودند و بدون ترس در مورد ایده های مترقی بحث می کردند، ترقی
مادی را هم داشتیم. این احمقانه است تصور کنیم پیشرفت مادی این قدر مهم است. کشورهای کمونیستی
از نظر مادی پیشرفت کرده اند، ولی آیا آنها آزاد هستند؟ آیا اگر مردم آنها آزاد بودند، آنها پیشرفت سریعتر
و با مفهوم تری نداشتند؟ «چه کسی واقعا آزادتر است و امتیاز بیشتری دارد، بعضی شیوخ خلیج فارس که
ممکن است تا 5 کادیلاک داشته باشند، یا شما با شورلت خودتان؟ نه، من باور ندارم که پیشرفت مادی
بتواند انسان را ارضاء نماید. انسانی که آرزو دارد آزاد باشد تا زندگی خود را به بهترین وجهی که بتواند
بگذارند. برای پیشرفت واقعی باید آزادی وجود داشته باشد.»
درخشش، محمد 14
خیلی محرمانه
زمان: 4 نوامبر مکان: منزل آقای درخشش
شرکت کنندگان: آقای محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم سفارت
موضوع : کودتای ویتنام
در خلال مذاکرات ما به زبان فارسی، آقای درخشش از من پرسید در مورد تحولات ویتنام چه فکر
می کنم. من پاسخ دادم که شخصا احساس می کنم که وضعیت هنوز روشن نیست و این که ذکر نمودم
Messrs Diem و Nhu کشته شده اند. من گفتم فکر می کنم هنوز خیلی زود است که بگوییم رژیم جدید در
مقایسه با رژیم Diem واقعا یک بهبود قابل توجه باشد.
درخشش اظهار نمود که فکر می کند کودتا چیز خوبی بوده که در آن یک رژیم غیرمردمی و
دیکتاتوری سرنگون شده است. در مورد Diemو Nhu مرگ آنها انتظار می رفت، زیرا در هر سرنگونی
خشونت آمیز رژیم ها تقریبا لازم است. این راه مطمئن برای از میان بردن هرگونه امکان بازگشت به قدرت
از طریق حامیان وفادارتر یا حامیان بالقوه فرماندار، بخصوص در بین نظامیان، می باشد. کشتن سران
رژیم در کودتاهای سراسر دنیا بیش از اینکه یک استثناء باشد، به صورت قانون درآمده است. او معتقد
است اکنون که یک رژیم بیشتر مردمی بدنبال Diemدر ویتنام جنوبی بر سرکار آمده است، ویتنامی ها
به طور مؤثر با ویت هاین (Viet Hihn) خواهند جنگید و این که نیروهای کمونیست به طور جدی بواسطه
تصفیه ها و تغییر دیدگاههای جنوب تضعیف شده اند.
درخشش ادامه داد که او در تردیدهای من نسبت به رژیم جدید ویتنام با من شریک نیست. او همچنین
احساس می کرد زمان آن فرا رسیده است که ایالات متحده از رژیم هایی با پایگاه مردمی در دنیا از جمله
ایران حمایت کند.
هرچند وی به طور علنی نگفت که ایالات متحده هم اکنون یک کودتای کنترل شده را انجام داده است،
او به طور قطعی این مفهوم را با گفتن این که ایالات متحده علائم مستقیم یا غیر مستقیمی را در هفته گذشته
از طریق اظهارات عمومی اش داده است، رساند.
در ارتباط با ایران او هیچ چیز جدیدی نگفت. او گله می کرد که در ایران آزادی واقعی وجود ندارد و
گروههای بزرگ نیز اجازه ندارند باهم ملاقات داشته باشند یا در مورد موضوعات سیاسی یا دیگر
موضوعات جدال برانگیز باهم بحث کنند. وقتی من پرسیدم آیا با پایان حکومت نظامی مردم می توانند به
صورت گروهی تجمع داشته باشند، او پاسخ داد که باشگاه مهرگان او هنوز اجازه برقراری گردهمایی های
بزرگ را ندارد. در ضمن، بلافاصله بعد از پایان حکومت نظامی در تهران (6 اکتبر) او در خانه خود یک
گردهمایی با شرکت 30 نفر تشکیل داد. با این وجود، این گردهمایی به قدری توجه ساواک را به خود جلب
کرده بود که او تصمیم گرفته است گروهها در دسته های 5 یا 6 نفری باهم ملاقات کنند و تصمیمات و
دستورات را به سایر دسته ها منعکس کنند و غیره.
درخشش، محمد 15
زمان و مکان شنبه 7 دسامبر 1963 16/9/42، منزل راسیاس خیلی محرمانه
شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم سفارت
موضوع: محدودیت فعالیت های سیاسی درخشش، بازدید برژنف، وجهه آمریکا
درخشش به من اطلاع داد که برای مدت بیش از دو هفته قادر نبوده است که کلاس های انگلیسی
فارسی را زمان بندی کند، زیرا اتفاقاتی فعالیت های سیاسی و امور شخصی وی را مختل نموده اند.
1 درست دو هفته قبل، سرلشکر پاکروان، درخشش را به منزل خود دعوت کرد تا مذاکره خصوصی و
صمیمانه ای داشته باشند. در مدت ملاقاتشان، پاکروان به درخشش گفت که شاه از وی خواسته است که به
درخشش اطلاع دهد برای او بهتر است که ایران را ترک نماید. درخشش از پاکروان توضیح بیشتری
خواسته بود، ولی او پاسخ داده که فقط مأمور دولت است و فقط دستوراتی را که به وی داده شده است انجام
می دهد و به او گفته شده که درخشش باید کشور را ترک کند. پاکروان نمی خواست یا نمی توانست چیز
بیشتری بگوید.
درخشش به من گفت برای پاکروان توضیح داده است که وی دلیلی نمی بیند که باید کشور را ترک
نماید، ولی اگر این چیزی است که شاه می خواهد، پس مأمورین دولت باید او را به زور در هواپیما بگذارند.
او به طور داوطلبانه نخواهد رفت و ترسی هم ندارد که فرار نماید.
2 چند روز بعد سرهنگ مولوی (ساواک) با درخشش تماس گرفت تا به وی اطلاع دهد: الف) او باید
ملاقات گروهها در منزل خود را متوقف سازد ؛ ب) او و خانواده اش به شدت تحت مراقبت از نزدیک
خواهند بود؛ ج) باشگاه مهرگان بایستی بکلی تعطیل شود و فقط مجاز است یک نگهبان ساختمان در محل
نگهبانی باشد؛ د) او باید کلیه فعالیت های «سیاسی» خود را متوقف نماید. وقتی درخشش سؤال کرد چه
چیز بدی در فعالیتهای وی وجود دارد، مولوی پاسخ داد که او فقط یک مأمور است و به اجبار دستورات را
اجرا می کند.
3 درخشش توضیح داد که او ملاقاتهایمان را از دو هفته قبل به دلیل وقایع فوق لغو نموده، زیرا
نمی خواسته که من را بدون آگاهی از آنچه اتفاق افتاده است، در موقعیت احتمالاً ناخوشایندی قرار دهد.
4 او اظهار داشت که به علت افزایش این محدودیت ها، به همه همکاران اطلاع داده است که سعی
نکنند با وی در خانه اش تماس بگیرند و نمی خواهد مأمورین ساواک، که در تمام طول روز خانه وی را
تحت نظر دارند، متوجه آنها شوند. (یک ماشین در ابتدا و در انتهای کوچه باریک و دراز لال (لاله) که خانه
وی در آن قرار دارد، مستقر هستند).
(او متوجه شده است که مراقبت خانه در شب مشهود نیست).
5 به هر حال، او به فعالیت های سیاسی خود ادامه می دهد، هر چند در حال حاضر کلیه تماسهای وی
با همکارانش بایستی در اختفای کامل و با احتیاط انجام شود. با وجود این، «سازمان» او توانسته است
تماسها و جلسات خود را حتی به صورتی مؤثرتر، از طریق ابزار و روش های هسته های از قبل ایجاد شده،
برقرار نماید.
6 هر چند بدیهی است که فشارهای اخیر برای وی مزاحمت ایجاد کرده اند، او احساس نمی کند که
هیچ کار خلافی مرتکب شده باشد و هیچ دلیلی ندارد که به خود اجازه ترسیدن بدهد.
7 من به درخشش اظهار داشتم که شنیده ام تعدادی از دانشجویان امروز (شنبه) صبح در دانشگاه
بازداشت شده اند و پرسیدم وی در این مورد چه می داند. او پاسخ داد در نتیجه محدودیت های اخیر که
برای وی قائل شده بودند، از مخبرین خود در دانشگاه اطلاع تلفنی دریافت نکرده و هنوز چیزی از وقایع
آن نشنیده است. او احتمالاً یکشنبه که برای ملاقات با یک «رابط» بیرون خواهد رفت، اطلاعات مورد
نظر را کسب خواهد کرد.
8 من از او پرسیدم آیا اطلاع دارد که دولت به کلیه سفارتخانه های خارجی اطلاع داده است که فقط
می توانند یک گروه انتخاب شده از مقامات عالیرتبه را در گردهماییهای اجتماعی خود دعوت کنند.
درخشش گفت که او این مطلب را نشنیده بود و از شنیدن آن اندکی تعجب کرد. تنها اظهارنظر وی این بود
«پس این روش هدایت دولتی است که حمایت و پشتیبانی اکثریت مردم را دارد؟»
بازدید برژنف
در جریان مذاکرات، درخشش اظهار داشت که بازدید برژنف با قدردانی عمومی روبرو گردید،
بخصوص وقتی که مشخص گردید رهبر شوروی در هیچ موردی، به استثنای مواردی که از نظر آداب
رسمی قراردادی لازم بود، به شاه اشاره نکرد، «برخلاف سفیر آمریکا که در صحبت های خود در
Danesfanکه بیش از حد شاه را بزرگ کرد. نه، آن روسی (برژنف م) به طور مداوم در تمام صحبت های
خود به «مردم» یا «ملت» اشاره می کرد، در ضمن برژنف برای گرفتن هدیه از رژیم نیامده بود. روسها به
اهداف خود از طریق نشان دادن علایقشان به ایران جامه عمل می پوشانند، بدون اینکه خود را با رژیم
همگام کنند. درخشش اظهار داشت «البته کمونیست ها اصولاً علاقه ای به بازسازی حزب توده ندارند، هر
چند بدون تردید آنها برای تجدید سازمان کادرهای خود کار می کنند. روسها به طور کلی علاقمندند که از
نارضایتی ها و سرخوردگی های جامعه ایرانی بهره برداری کنند. آنها زمینه پرباری برای کار کردن دارند.»
وجهه آمریکا
برای بسیاری از ایرانیان آگاه پرستیژ ایالات متحده در سطح بسیار پایینی قرار دارد و کلیه نارسائی ها،
فسادها، ظلمها و تعدیهای رژیم را به گردن آمریکائیان، که بیش از حد خود را با رژیم یکی کرده اند،
می اندازند. آنهایی که باور ندارند آمریکائیان ضامن اقدامات رژیم هستند، ایالات متحده را به علت این که
چیزی می گوید و چیز دیگری عمل می کند، یا برای این که نمی بیند از رژیمی حمایت می کند که به میزان
زیادی با ایده های آمریکایی در مورد یک جامعه و زندگی دمکراتیک فاصله دارد، تحقیقر می کنند.
اظهارنظر:
درخشش و خانمش به وضوح ناراحت بودند، هر چند هر دو، و بخصوص خود وی خسته تر از آن بود
که سرحال و زنده دل باشد. به هر حال قابل توجه است که او نمی خواهد بیش از این با جامعه آمریکائی
یکی دانسته شود. برای مثال، وقتی او فهمید که ما برنامه ریزی کرده ایم (در آخرین دقایق به علت مشکلات
محلی) او و همسرش را به باشگاه افسران برای شام دعوت کنیم، او معذرت خواست و گفت ترجیح
می دهد که نیاید. وقتی علت را پرسیدم، اظهار داشت «به علل سیاسی».