شده است، یعنی کمبود مسکن مواجه گردد.
ربیعی یک خلبان عالی است که می تواند با هر هواپیمایی پرواز نماید، وی در سال 1977 فرمانده نیروی
هوایی شد. او در سطح بالایی کارآ، پویا، تقریبا مجلل و رهبری وجیه المله است. او طرفدار ایالات متحده
و بخصوص با اعضای نیروی هوایی ایالات متحده دوست است و برای مشاوران آمریکایی در ایران
کمک کننده است.
زندگی اولیه و مراحل خدمتی
امیرحسین ربیعی در 27 فوریه 1932 در کرمانشاه متولد شد. او پسر بزرگ رئیس یکی از قبایل کُرد
بود. او از این ارتباط خانوادگی با غرور صحبت می کند. ربیعی آموزش های گسترده ای در ایالات متحده با
شروع آن در 53 1952 در پایگاه نیروی هوایی Reese در تگزاس و پایگاه نیروی هوایی ویلیامز در
آریزونا، دیده است. در 1953 از آکادمی نیروی هوایی ایالات متحده فارغ التحصیل شد. در 1955 دوره
استاد خلبانی را در پایگاه نیروی هوایی در Fuerstenfeldbruckدر آلمان غربی گذراند، و در 1960
مدرسه افسران اسکادران را در پایگاه نیروی هوایی ماکسول در آلاباما طی کرد. او در 1964 به پایگاه
ویلیامز بازگشت و دوره استاد خلبانی را دید و 1966 دوره دانشکده فرماندهی و ستاد را در پایگاه هوایی
ماکسول به پایان رسانید. در 1974 دوره مدیریت افسران ارشد را در مدرسه نیروی دریایی ایالات متحده
مونتری، کالیفرنیا گذراند و در 1975 برای توجیه در مورد سازمان و عملیات فرماندهی هوایی تاکتیکی
نیروی هوایی ایالات متحده به این کشور بازگشت.
ربیعی در نیروی هوایی شاهنشاهی بسیار فعال بوده است. در ابتدا او به عنوان خلبان شکاری در
اسکادران یکم شکاری (55 1954)، به عنوان استاد شکاری در Fuerstenfeldbruck (57 1955)،
به عنوان فرمانده اسکادران در اسکادران دوم شکاری (64 1961) و به عنوان مدیر عملیات در
اسکادران یکم شکاری (66 1965)، خدمت نمود. همزمان با بسیاری مشاغل دیگر، او عضو تیم تاج
طلائی، تیم آکروبات نیروی هوایی شاهنشاهی (66 1958) و اسکادران نیروهای سازمان ملل در کنگو
نیز بود. او فرماندهی پایگاه یکم شکاری را از 74 1973 در تهران و فرماندهی تاکتیکی هوایی را از
ژانویه 1975 تا زمان فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی به عهده داشت. او در سال 1970 به درجه
سرتیپی، در 1973 به درجه سرلشگری و در 1976 به درجه سپهبدی ارتقاء یافت.
اطلاعات شخصی
ربیعی، خوش قیافه، خوش هیکل، ورزشکار و علاقمند به بدن سازی است و از اسکی روی آب و
برف، والیبال و بازی تنیس روزانه لذت می برد. او گرم باز و است و روحیه بذله گویی دارد. او مشروبات
الکلی نمی نوشد. در 1978 او از اسرائیل، دانمارک و اسپانیا بازدید کرد. ربیعی انگلیسی را به خوبی یک
مترجم صحبت می کند و می نویسد و می خواند. او آلمانی نیز می داند. همسر وی گرتا، یک زن زیبای
آلمانی است که در سال 1957 در زمانی که در Fuerstenfeldbruckاقامت داشت با وی ملاقات نمود. آنها
دو پسر دارند که در انگلستان به مدرسه می روند. پسرهای وی با مذهب مسیحی بزرگ می شوند (ربیعی
شخصا، مانند بسیاری ایرانیان، مسلمان است.) 15 نوامبر 1978 24/8/57
منصور روحانی
روحانی، منصور 1
منصور روحانی وزیر آب و برق محرمانه
روحانی از 7 مارس 1964 در کابینه منصور به این سمت منصوب گردید. او در تهران متولد شد (سال
1922) و مدرک مهندسی را از دانشگاه تهران گرفت. در 1945 و 1946 در استخدام شرکت ملی نفت
ایران بود. در 1948 وی تحصیلاتش را در کالج دانشگاه لندن به اتمام رسانید. در بازگشت به ایران
مسئولیت لوله کشی آب برای سازمان آب تهران به وی واگذار شد و در 1957 به ریاست آن ارتقاء یافت.
روحانی به عنوان یک مدیر قابل و کارآ و پرانرژی در حوزه تخصصی خود مشهور است. او قبل از
ورود به کابینه منصور به عنوان فردی فعال در سیاست شناخته شده نبود و یکی از آخرین افرادی است که
به حزب ایران نوین پیوست.
در کوشش های خود جهت اعمال نفوذ و اختیارات وزارتخانه اش بر سازمان آب و برق خوزستان،
وی در جدل دائمی با رضا انصاری (رئیس سازمان آب و برق و استاندار خوزستان) بود. دشمنی آنها به
نظر می رسد در نتیجه کوشش های جاری روحانی جهت عقد قراردادهای مهندسی مشاور برای سدهای
رودخانه های مارون و کارون با الکساندر جیب (GIBB) (انگلیسی) به جای شرکت تحقیقات و توسعه
(شرکت آمریکایی که از ابتدای تأسیس مشاور سازمان آب و برق خوزستان بوده است)، به سرعت رو به
فزونی نهاد.
روحانی در هیئت مدیره انجمن ایران و آمریکا (IAS) خدمت نموده که در آنجا بسیار مفید و مؤثر بوده
است.
او ازدواج کرده است و حداقل دو فرزند دارد (یک پسر و یک دختر). او انگلیسی را عالی صحبت
می کند.
زیرنویس: از زمان غیبت رئیس فعلی انجمن ایران و آمریکا، دکتر پیراسته، از تهران (او سفیر در عراق
است)، با مشکلاتی توانستیم چند روز قبل موفق شویم که موافقت آقای روحانی را به عنوان ریاست
انجمن ایران و آمریکا جلب نماییم. احتمالاً اظهار تشکر از این مسئله ممکن است مناسب باشد.
راسیاس
روحانی، منصور 2
منصور روحانی وزیرآب و برق خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
در 7 مارس 1964، منصور روحانی به عنوان اولین وزیر آب و برق ایران منصوب شد. وی به عنوان
مدیری قابل و پر انرژی و دارای اطلاعاتی عمیق در زمینه آب شناخته شده است. وی قبل از ورود به
کابینه، به عنوان فردی فعال در سیاست شناخته شده نبود، هر چند وی یکی از اعضای کمیته اجرایی حزب
ایران نوین تشکیل شده در دسامبر 1963 بود. در اواخر سال 1964، او از سوی سفارت شوروی در تهران
تحت فشار قرار گرفت تا پیشنهادهای کمک های فنی آنها را بپذیرد، که وی مایل به چنین کاری نبود. او از
تلاش دولت جهت کاستن از بودجه حمایت نموده است.
روحانی در سال 1922 در یک خانواده مذهبی که در اصل از منطقه Caucasusهستند، به دنیا آمد، او
با مدرک مهندسی راه و ساختمان از دانشکده مهندسی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. در 1945 تا
1946 وی در شرکت نفتی ایران و انگلیس کار کرد. سپس به انگلستان رفت و از کالج دانشگاه لندن در
سال 1948 در رشته آب شناسی (هیدرولوژی) فارغ التحصیل گردید. از هنگام بازگشت به ایران به اداره
آب تهران پیوست و مسئول لوله کشی شد، در 1957 رئیس اداره گردید. او در این شغل در ژوئن سال
1963 در کنفرانس بهداشت جهانی در صوفیه شرکت نمود.
روحانی دبیر هیئت مدیره انجمن ایران و آمریکا است، اعضای این انجمن وی را فردی مؤثر و کارآ
توصیف می کنند. علاوه بر فارسی، او انگلیسی را عالی صحبت می کند و کمی فرانسه می داند. روحانی
متأهل است و یک پسر و یک دختر دارد.20 آوریل 1965 31/1/44
روحانی، منصور 3
تاریخ: 19 می1965 29/2/44 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط استفاده داخلی
از: منبع کنترل شده آمریکایی ها (CAS)به: رئیس بخش سیاسی
موضوع: موضوع وزیر آب و برق، روحانی، در دولت
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که مایلید از آن در محدوده امنیتی تعیین شده به عمل
آورید، می باشد. هرگونه گزارشی از جانب شما از این اطلاعات باید قید «غیرقابل رؤیت برای بیگانگان»
را داشته باشد، ولی نیازی به ذکر CAS به عنوان منبع نیست.
براساس اظهارات یکی از مقامات بالای سازمان برنامه، منصور روحانی، وزیر آب و برق، باتوجه به
گیجی و حیرت صفی اصفیا، سرپرست سازمان برنامه و دیگر مقامات بلندپایه سازمان، این روزها در حال
ارتقاء با میزان بالایی از اعتماد است. در جریان کاهش بودجه که قبل از ارائه بودجه به مجلس انجام شد،
500000 تومان از بودجه روحانی کاسته گردید. روحانی چنان طوفانی به پا کرد که دکتر مجید مجیدی از
روحانی خواست تا اجازه بدهد بودجه از مجلس بگذرد، سپس مجیدی مقدار بودجه کاسته شده را جبران
خواهد نمود.
براساس این قول، روحانی مخالفت خود را با بودجه پس گرفت. اکنون روحانی نزد اصفیا رفته و از
وی خواسته است «که یا 500000 تومان را به من می دهید یا نزد شاه می روم و از آن طریق مجبور خواهید
شد، آن را پس بدهید». اصفیا به روحانی گفته است که راجع به آن فکر خواهد کرد تا راه حلی برای مسئله
پیدا کند. در حال حاضر اصفیا منتظر بازگشت شاه و موقعیت مناسبی برای سؤال از شاه و کسب تکلیف از
وی است که چکار کند.
روحانی، منصور 4
منصور روحانی، وزیر کشاورزی و منابع طبیعی خیلی محرمانه
روحانی یکی از اعضای جوانتر با سابقه طولانی (هفت ساله) عضویت در کابینه است. در سال 1922
در تهران متولد گردید، و در دانشگاه کالج لندن در رشته هیدرولوژی به مطالعه پرداخت و در سال 1948
فارغ التحصیل گردید.
روحانی که قبلاً وزیر آب و برق بود کار خود را با وارد شدن در شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کرد. او
عضو حزب حاکم ایران نوین است.
روحانی فردی ساعی و ذیصلاح در رشته بودجه و بسیار خونگرم و اجتماعی است. گرچه او یک
سیاستمدار نیست، ولی برای بقاء در درگیریهای درون دولت ایران استعداد خوبی از خود نشان داده است.
روحانی به عنوان دبیر و رئیس انجمن ایران و آمریکا خدمت کرده و در این شغلها بسیار مفید و مؤثر
بوده است. او انگلیسی را به روانی تکلم می کند و یکی از دوستان خوب (در صورت متعادل بودن) ایالات
متحده به حساب می آید. روحانی متأهل است و دو فرزند دارد.می 1972 اردیبهشت 1351
روحانی، منصور 5
تاریخ: 8 اوت 1972 17/5/51 خیلی محرمانه
از: بخش سیاسی، استان اسکودروبه: بخش سیاسی، آقای کیلگور و بایگانی بیوگرافیک
موضوع: منصور روحانی، وزیر کشاورزی
شایعات جاری حاکی از این است که روحانی مواردی از اشتهار به فساد دارد، و اخیرا وی از یک
قرارداد عمرانی کشاورزی که به تازگی اعلام شده، مبلغ زیادی یعنی حدود 2 میلیارد ریال به عنوان پیش
پرداخت و فقط 900 هکتار زمین به عنوان ضمانت، دریافت کرده است. سهم روحانی 20 درصد کل هزینه
بوده است.
روحانی که گفته شده است مایل به سرمایه گذاری مقداری از نقدینگی مازاد خود در خارج از کشور
بود، به روایت مشهور همسر خود را با 9 میلیون دلار (به نظر من رقم بالایی است) به ایالات متحده فرستاد
تا در آنجا سرمایه گذاری نماید. او نزد برادرش که در آنجا دانشجو است رفت و از وی کمک خواست.
برادرش به وی توصیه نمود که پولها را به حساب وی واریز نماید و به وی اجازه دهد که او آنها را
سرمایه گذاری نماید، زیرا خواهرش زبان انگلیسی نمی داند و با روش های تبادلات ارز و پس انداز در
بانک های آمریکا آشنایی ندارد. آنگاه پس از حدود یک ماه هیچ اقدامی نشد، وی از برادرش سؤال نمود
که با پول چکار کرده، و او به اطلاع خواهرش رسانده که تشخیص داده شوهر وی دزدی بزرگی کرده و
بدون شک این پولها به طور غیرقانونی به دست وی رسیده است. بنابراین، باتوجه به این که وزیر در
موضعی نیست که بتواند برعلیه وی اعلام جرم نماید، لذا او قصد دارد پولها را به عنوان سهم خودش از
خانواده نگه دارد. خانم روحانی قادر نبود برادر خود را وادار به پس دادن پولها کند و بنابراین بدون در
دست داشتن پولها یا اسناد آن به ایران برگشت. شوهر وی، که از قبل شدیدا عصبانی بود، او را متهم به
همکاری با برادرش نمود. او منکر این امر شد، ولی طلاق آنها در جریان است.
ممکن است هیچ یک از موارد فوق حقیقت نداشته باشد، یا این که در طرح آن خیلی غلو شده باشد،
ولی این مبین تفسیری از شخصیت روحانی است که این داستان رواج یافته و باور شده است.
حمید رهنما
رهنما، حمید 1
حمید رهنما، وزیر اطلاعات (و جهانگردی م)
حمید رهنما، وزیر اطلاعات از سال 1971 در سال 1920 در تهران متولد و در تهران، بیروت و پاریس
به تحصیل پرداخت و بنابر گزارش در پاریس مدرک عالی تحصیلی خود را اخذ نمود.
وی فرزند یک نویسنده و سفیر مشهور ایرانی است و کار خود را به عنوان سردبیر در روزنامه پدرش
«ایران» که از نقطه نظر دیدگاههای مترقی و لیبرالی اش مشهور است، شروع کرد.
در سال 1956، به عنوان سرپرست کارخانه نساجی ایران، کار جدیدی را آغاز نمود. بعدها به سازمان
برنامه پیوست و عضو شورای عالی بازرسی شرکت ملی نفت ایران گردید.
به عنوان روشنفکری لیبرال که برای هفت سال گذشته مجله تلاش را منتشر می کرده، و در همان حال
در امور فرهنگی نیز فعالیت داشته است، رهنما در میان نویسدگان، شعرا، درام نویسها، موسیقی دان ها و
دیگر افراد مشغول به کارهای فرهنگی، دوستان زیادی دارد. هر چند وی در این محافل احترام زیادی
نسبت به توانائیهای روشنفکرانه خود برانگیخته است، ولی در رابطه با استعدادهای مدیریتی و درک
روابط عمومی در میان روزنامه نگاران، باید کارهای زیادی انجام دهد. او برادر مجید رهنما (وزیر علوم و
آموزش عالی تا سال 1971) که در سالهای اخیر قرار بود به مقام های عالی در سازمان ملل و یونسکو
دست یابد، می باشد.
رهنما متأهل است و زبان فرانسه را به خوبی تکلم می کند و مقداری نیز انگلیسی می داند.
می 1972 اردیبهشت 1351
مجید رهنما
رهنما، مجید 1
مجید رهنما وزیر علوم، پژوهش های علمی و آموزش عالی
مجید رهنما، یکی از کارمندان وزارت امورخارجه، به شغل وزارت در وزارتخانه جدیدالتأسیس
علوم، پژوهش های علمی و آموزش عالی، در اکتبر 1967 منصوب گردید، او به عنوان سفیر تا 1965 در
سوئیس خدمت کرده بود. رهنما به محافل گروههای مختلف رفت وآمد و اطلاعات خوبی از لیبرال های
متمایل به چپ تهران دارد. او از قانونی شدن حزب توده (کمونیست) و شناسایی چین کمونیست حمایت
کرده است.
او حامی جدّی و پر حرارت نخست وزیر سابق، محمد مصدق، در اوایل دهه 1950 بود، و هنوز
احتمالاً تمایلات ملی گرایانه دارد. به هر حال، نظریات سیاسی وی مانع خدمت وی در دولت نشده است.
او اعلام و اعمال نموده که در وزارتخانه اش برنامه ریزی ها به گونه ای باید باشند که مشوق برنامه های
تحقیقاتی باشند و افراد واجد شرایط و متخصص که وضعیت دانشگاهی و تحصیلی آنان خوب باشد،
بتوانند تمام دقت و توجهشان را به تحقیقات معطوف دارند.
رهنما سالها در امور بین المللی فعال بوده است. او از سال 1955 در جلسات مجمع عمومی سازمان
ملل متحد حضور داشته و از 1957 در کمیته چهارم سازمان ملل متحد (سرزمین های تحت قیمویت)
خدمت نموده است، که در آنجا مایل بود خود را به صورت پلی بین کشورهای غربی و ملل آفریقا آسیایی
قرار دهد. او در جلسات کمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آسیا و خاور دور و کنفرانس ملل متحد در
بازرگانی و توسعه شرکت می نمود، اغلب تندروتر از مواضع دولت خود صحبت می کرد. او در کنفرانس
باندونگ 1955 شرکت کرد و نماینده ایران در گردهمایی مقدماتی برای کنفرانس 1956 بود، که متعاقبا به
تأخیر افتاد. او فردی قابل و باهوش است و نسبت به غرب برخوردی دوستانه دارد، هر چند از آن انتقاد
می کند و در پاره ای مواقع نقش سازنده و سودمندی در میادین بین المللی داشته است.
مجید رهنما پسر زین العابدین رهنما، یک نویسنده و دیپلمات سابق، در 9 دسامبر 1923 در تهران
متولد شد. او تحصیلات متوسطه خود را در بخش فرانسوی دبیرستان دانشگاه آمریکایی بیروت گذراند.
او یک سال در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود، سپس به دانشگاه سان جوزف بیروت منتقل شد، و در
آنجا لیسانس حقوق و علوم سیاسی را در سال 1944 دریافت نمود. در 1948 او مدرک LLD از دانشگاه
پاریس را با نوشتن تز خود در مورد مشکلات برنامه ریزی و توسعه نیافتگی، گرفت.
رهنما از سال 1942 تا 1945، سردبیر روزنامه پدر خود، ایران بود. در 1942 در حالی که هنوز
دانشجو بود، رئیس بخش روابط خارجی در رادیو و وزارت اطلاعات بود و به سرپرستی رادیو تهران
منصوب شد. زمانی که در سال 44 1943 در سان جوزف تحصیل می کرد، ادبیات مقدماتی انگلیسی و
فرانسه را در دانشگاه آمریکایی بیروت تدریس می نمود. رهنما در سال 1954 به وزارت امورخارجه
پیوست و وابسته مطبوعاتی در پاریس شد. در سال 1949 به بیروت منتقل شد، سپس از سال 1950 تا
1945 به مسکو رفت و تا دبیر دومی ارتقاء یافت. او از مدت اقامت در اتحاد جماهیر شوروی لذت برد و
تحت تأثیر پیشرفت های اقتصادی آن کشور قرار گرفت.
در 1954 به ایران بازگشت و معاون اداره ملل متحد، در وزارت امورخارجه شد. در سال بعد او معاون
رئیس بخش اطلاعات وزارتخانه و سرپرست انتشارات بررسی امور خارجی شد. در سال 1957 او به
هیئت نمایندگی دائمی در سازمان ملل متحد منتقل شد، و از 1959 تا 1961 سرکنسول در سانفرانسیسکو
بود. از دسامبر 1960 تا ژوئیه 1962 او عضو کمیسیون سازمان ملل برای لواندا اوروندی بود و در سال
1962 به عنوان مخبر کمیسیون خدمت کرد. او در دسامبر 1962 به ایران بازگشت و رئیس بخش
سازمان های بین المللی شد و در ژوئن 1964 به دبیر دومی ارتقاء یافت (مسئولیت در امور سازمان های
بین المللی را حفظ نمود.) او در جلسات 18 و 19 و 20 شورای عمومی کمیته چهارم سازمان ملل
کاندیدای ریاست بود. در 1963 او در کمیته ویژه سیاسی سازمان ملل خدمت نمود. او از سال 1963 تا
1965، نماینده وزارت امورخارجه در کمیسیون انرژی اتمی بود.
رهنما شاهزاده اشرف را در دهمین کنفرانس سالیانه باندونگ و سفر وی به لهستان، همراهی نمود. او
مسئول برنامه ریزی کنگره مبارزه با بی سوادی، که در تهران برگزار شد، بود.
رهنما، مردی صمیمی و اجتماعی است و از موزیک غربی، هم موسیقی کلاسیک و هم موسیقی سنتی
لذت می برد و عکاس خوبی است. او به روانی انگلیس و فرانسه صحبت می کند، و آلمانی و روسی را نیز به
خوبی تکلم می نماید. او مقالات و داستان های کوتاه بسیاری برای مجلات روزنامه های ایران نوشته است
و در موارد متعددی، بالاخص در مورد مسائل اقتصادی و سیاسی کشورهای در حال توسعه کنفرانس داده
است.
رهنما با مریم اعتمادی، یک مو خرمایی جذاب که در 1924 متولد شده و به زبان فرانسه، روسی،
آلمانی و انگلیسی صحبت می کند، ازدواج کرده است. او مانند شوهرش مایل است نظریات خود را بیان
نماید. رهنما و همسرش ادبیات غربی، تاریخ و سیاست را به طور گسترده ای مطالعه نموده اند. آنها به هنر
علاقمند هستند و کلکسیون عالی از نقاشی های مدرن و اشیای هنری دارند. خانه آنها زمانی مرکز
اگزیستانسیالیست های تهران بوده است. رهنما سه فرزند دارد، دو پسر، کاوه 16 ساله و فرهاد 14 ساله و
یک دختر، پونه 15 ساله.27 مارس 1968 8/1/47
اسماعیل ریاحی
ریاحی، اسماعیل 1
اسماعیل ریاحی سفیر در هلند سرّی
سپهبد ریاحی، در 11 اکتبر 1967 اعتبارنامه خود را به عنوان سفیر در هلند تقدیم ملکه جولیانا نمود.
او قبلاً (از 1963) به عنوان وزیر کشاورزی خدمت کرده بود. وی یک افسر نیروی زمینی بود که بدون
هیچ گونه تجربه در کشاورزی، جایگزین حسن ارسنجانی، وزیر کشاورزی، شد. ریاحی، به هر ترتیب،
خود را به عنوان یک مجری کارآ، مصمم و مؤثر شناساند و برنامه اصلاحات ارضی را با یک روش متدیک
و پایدار پیاده نمود. او سعی کرد به جای روش خشن و خودمحور ارسنجانی، اصلاحات ارضی را با
سیاستی صلح جویانه تر و آرامتر اجرا نماید. او پشتیبانی زمینداران کوچک مترقی تر را که به علت حملات
مغشوش ارسنجانی تقریبا بیزار شده بودند، به دست آورد. با وجود این انتصاب وی در وزارت کشاورزی
یک شگفتی بود همه یکه خوردند، زیرا انتظار داشتند که او رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران شود
ریاحی از مدتها قبل نسبت به اصلاحات ارضی علاقمند و ذینفع بود و در واقع، در موقعیت های متعدد از
روش های ارسنجانی انتقاد کرده بود. به عنوان وزیر، او سعی کرد رده های پایین وزارتخانه را سازماندهی
مجدد کند و کارآیی بیشتری به آنها بدهد و همزمان از فساد بکاهد.
ریاحی یک ملی گرای قوی است و موافق تغییرات و وفادار به شاه است. باوجود این که یک بار او گفته بود
که عقیده دارد شاه نمی بایستی در کارهای روزمره دولت خود را درگیر نماید. ریاحی همیشه با ایالات
متحده صمیمی بوده است و در برنامه اصلاحات ارضی خواستار پشتیبانی ایالات متحده شد. او عضو
حزب حاکم ایران نوین نیست.
اسماعیل ریاحی در سال 1907 در اصفهان متولد شد، او در ایران تحصیل نمود و دانشکده افسری و
دانشگاه جنگ ایران (دوره بیست و نهم) را گذراند. او از فرمانده گروهان در 1930 تا آجودان توپخانه
صحرایی در 1936 ترقی نمود. پس از گذراندن دانشگاه ستاد به مدت دو سال، او استاد توپخانه شد (در
سال 1938) و در دانشکده ستاد تا 1943 تدریس نمود. او سپس در بخش پرسنلی در تهران تا سال
1945 خدمت نمود و در آن سال رئیس ستاد لشگر 9 (اصفهان) شد. در سال 1948 به شیراز منتقل گردید،
و جانشین فرمانده لشگر شد و در سال 1950 به درجه سرتیپی ارتقا یافت.
تیمسار ریاحی در ژانویه 1951 به ایالات متحده سفر نمود و از تأسیسات نظامی بازدید به عمل آورد. در
بازگشت به ایران، او با موفقیت فرماندهی لشگر پنجم توپخانه (52 1951)، لشگر سوم توپخانه (53
1952)، گارد مرزی (55 1953) و سپاه پنجم (57 1955) را به عهده داشت. او در 1954 به درجه
سرلشگری ارتقاء یافت. در سال 1957 او رئیس اداره یکم ستاد بزرگ ارتشتاران شد. یک سال بعد در
جریان قره نی درگیر شد (گفته شد که ارتشبد ولی اللّه قره نی در 1958 تصمیم داشته است برعلیه شاه قیام
کند.) هر چند ریاحی در کودتا شرکت نداشت، به انگلستان اعزام شد (و در آنجا تا 1959 باقی ماند) که
انگلیسی بخواند. وقتی در اوت 1959 ریاحی مجددا رئیس اداره یکم ستاد بزرگ ارتشتاران شد، این
عمل به عنوان تلاشی توسط شاه برای تحت نظر گرفتن وی بدون عاطل و باطل گذاشتن استعدادها و
توانائیهای قابل ملاحظه وی نگریسته شد. در بهار 1960 او یک دوره آشنایی با سلاحها را در ایالات
متحده گذراند و در سپتامبر همان سال به درجه سپهبدی ارتقاء یافت و معاون عملیاتی ریاست ستاد بزرگ
ارتشتاران شد. وقتی در ژوئن 1962 از ایالات متحده بازدید کرد، ظاهرا پیش بینی می شد که او رئیس