بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 545

زاهدی، اردشیر 1

اردشیر زاهدی وزیر امورخارجه سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

عنوان خطاب: آقای وزیر

اردشیر زاهدی، 43 ساله، از ژانویه سال 1967 وزیر امورخاجه شد. هر چند وی بیشتر نگران منافع

شغلی خودش است، ولی به طور کامل وفادار به شاه (پدر زن قبلی وی) است و مورد اعتمادش می باشد.

زاهدی پسر تیمسار زاهدی، قهرمان کودتای 1953 است که بر دولت مصدق پیروز شد و شاه را مجددا به

قدرت بازگرداند. او دارای لیسانس کشاورزی از دانشگاه یوتا در ایالات متحده است. زاهدی به عنوان

آجودان غیرنظامی شاه، سفیر ایران در ایالات متحده (62 1960) و سفیر ایران در انگلستان (67

1962)، خدمت کرده است.

زاهدی مردی فریبنده، پر انرژی، باهوش متوسط است، او خیلی سریع در موارد مختلف با اعتماد به

نفس اظهارنظر می کند که این امر به وی ظاهر یک فرد با اطلاعات خوب را می دهد. او دوست دارد که یکی

از «مهم ها» (Boys) باشد، به بعضی از سازمانها وابسته است، و منافع گسترده تجاری دارد.

زاهدی قد بلند، تیره و خوش هیکل است و ماشین های لوکس و دخترهای خوشگل را دوست دارد.

در سال 1957 با دختر بزرگ شاه ازدواج نمود و در 1964 طلاق گرفت. آنها یک دختر دارند. زاهدی

خوش برخورد است. زاهدی به باغبانی علاقه زیادی دارد و یک باغچه تزیینی در خانه خود در تهران

دارد. او انگلیسی را با لهجه عامیانه آمریکایی، خوب حرف می زند و ایالات متحده را خانه (کشور) دوم

خود می داند.آوریل 1971 فروردین 1350

زاهدی، اردشیر 2

اردشیر زاهدی، وزیر سابق امورخارجه سرّی

زاهدی، از 71 1967 به عنوان وزیر امورخارجه و همچنین به عنوان سفیر ایران در ایالات متحده

(1962 1960) و سفیر در انگلستان (1966 1962) خدمت کرده است. او ارتباط نزدیکی با دربار

دارد که ناشی از نقش بسیار مفید او بخصوص پدرش تیمسار و نخست وزیر قبلی، در بازگرداندن شاه به

قدرت در 1953 می باشد. او همچنین با دختر بزرگ شاه شهناز ازدواج نمود (فعلاً طلاق گرفته است).

خواهر زاهدی، نماینده مجلس، اخیرا با سردبیر روزنامه «آزادیخواه و روشنفکر» ایران، آیندگان ازدواج

نمود.

او از نظر سیاسی و سلیقه های شخصی به شدت طرفدار آمریکا است و در دانشکده یوتا تحصیل نموده

است. برخلاف بعضی از ایرانیان، اکراهی از اظهار این که یکی از افراد وابسته به اصل چهار در اوایل دهه

پنجاه بوده است، ندارد. او همچنین شدیدا ضد کمونیست است.

هر چند وی تمایلات ملی گرایانه خیلی شدیدی دارد و در بعضی موارد به طوری غیر دیپلماتیک

صریح و رک می شود، زاهدی، موجب بیشترین اعتبار برای ایران در بهبود روابط با دنیای عرب در سه

سال گذشته، گردیده است. از جمله این که ایران تحت نظر سازمان ملل متحد از ادعاهای خوب نسبت به

بحرین به طور صلح جویانه ای صرفنظر نمود.

ارتباط زاهدی با نخست وزیر هویدا هرگز خوب نبوده است بخشی به علت اختلافات سیاسی که


صفحه 546

بین آنها وجود دارد و بخشی به دلیل امتناع زاهدی از این است که خود را تابع دستورالعمل ها و اوامر هویدا

در نظر بگیرد. زاهدی در سال 1971 در شرایطی وزیر امورخارجه شد که شاه مجبور شد بین وفاداری

شخصی به زاهدی و اجازه دادن به نخست وزیر که رئیس کابینه باشد، یکی را انتخاب کند.

از زمانی که وزارت امورخارجه را ترک نمود، زاهدی همچنان در اخبار روزنامه ها باقی مانده است (با

میهمانان عالیرتبه به تفریح مشغول است، به سفر زیارتی مکه رفته است، به پاکستان سفر کرده است) و این

برداشت را القاء می کند که برداشتن وی از کابینه یک غیبت موقت است و روزی او به عنوان حتی شاید یک

نخست وزیر «اصلاحی» به کار باز خواهد گشت.

گفته می شود که زاهدی هنوز در میهمانی های خصوصی و خانوادگی دربار شرکت می کند، که این

اندیشه را تقویت می نماید که او احتمالاً با انتصاب مهمتری در آینده به کار بازخواهد گشت. هر چند

انتقاداتی نسبت به زندگی شخصی زاهدی وجود دارد او زنان زیبا و زندگی مجلل را دوست دارد ولی

وی همچنین دارای احترام گسترده به عنوان خدمتگذار ملی صدیق و کاملاً صمیمی همراه با شجاعت

جهت اظهار افکارش، حتی در بعضی مواقع با شاه، می باشد.

دختر زاهدی، 13 سال سن دارد و در مدرسه ایران زمین درس می خواند، زاهدی انگلیسی را به روانی

و فرانسه را در حد متوسط صحبت می کند. می 1972 اردیبهشت 1351

زاهدی، اردشیر 3

اردشیر زاهدی سفیر در ایالات متحده سرّی

اردشیر زاهدی، در 9 آوریل 1973 اعتبارنامه خود را به عنوان سفیر ایران در ایالات متحده تسلیم

نمود. این دومین باری است که زاهدی سفیر در ایالات متحده شده است. او قبلاً از 62 1960 در همین

سمت خدمت نمود. او همچنین در دانشگاه ایالات متحده تحصیل نموده است، و این کشور را، میهن (خانه)

دوم خود می داند.

آخرین و مهمترین شغل رسمی زاهدی وزیر امورخارجه در سال 1971 1967 بود. پس از استعفا از

وزارت امورخارجه، او مأموریت های سیاسی برای شاه انجام می داد. او از سالها قبل به شاه و دربار

نزدیک بوده است. علاقه اولیه زاهدی، منافع شخصی است، ولی او به شاه وفادار و مورد اعتماد او می باشد.

او خود را نخست وزیر بالقوه در نظر می گیرد.

وقتی در ژانویه سال 1960 زاهدی اولین مأموریت خود را در واشنگتن به عهده گرفت، جوانترین

سفیر ایران بود (او 32 سال داشت)، فعالیت وی در اینجا تشخیص داده نشد و او در دستیابی به دو هدف

مشکل که شاه به وی واگذار کرده بود یعنی بهبود بخشیدن به چهره ایران در جرائد آمریکا و کنترل

نارضایتی های دانشجویان ایرانی در ایالات متحده از شاه، شکست خورد. در سال 1962 ناگهان او به

ایران احضار گردید.

سوابق شخصی

اردشیر زاهدی در 24 دسامبر 1927 در تهران متولد شد (در یک بیوگرافی رسمی تاریخ تولد وی 16

اکتبر 1928 ذکر شده بود. مردان طبقه بالای ایران گاهی تولد خود را جلو می برند تا میانسال جلوه گر


صفحه 547

شوند. مشخص نیست چرا زاهدی این کار را کرده بود.)

وی پسر تیمسار فقید فضل اللّه زاهدی و خدیجه پیرنیا می باشد. وی می تواند به خاطر سابقه اجتماعی

مبرا از عیب برخود ببالد. والدین وی از «هزار فامیل» استثنایی هستند و مادر بزرگ وی یک شاهزاده

خانم قاجار، سلسله سلطنتی قبلی، بوده است.

پس از پایان تحصیلات متوسطه در تهران، زاهدی به دانشگاه آمریکایی بیروت رفت و از سال 1942

تا 1945 در آنجا بود. سپس به دانشگاه ایالتی یوتا واقع در لوگان (LOGAN) رفت، که در آنجا برخلاف

علاقه شخصی به تحصیل کشاورزی پرداخت، زیرا معتقد بود که کشورش به متخصصین تحصیل کرده

کشاورزی نیاز دارد. او در امور فوق برنامه دانشگاهی خیلی فعال بود و رهبر انجمن دانشجویان خارجی

بود. در سال 1950، موفق به دریافت مدرک لیسانس در کشاورزی و پرورش طیور خانگی گردید.

زاهدی پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به عنوان دستیار ویژه فرانکلین اس. هاریس، رئیس

هیئت اجرایی ایالات متحده، مسئول کمیسیون توسعه روستایی، انتخاب گردید. وقتی زاهدی در دانشگاه

یوتا تحصیل می کرد، هاریس رئیس دانشگاه بود. در سال 1952، زاهدی به مقام دستیار اداری وی ارتقاء

یافت، که در آن موقع به دستور و فشار نخست وزیر، مصدق، استعفا داد.

چگونه موفق شد ارتباطات صحیح برقرار نماید

در اوت 1953، پدر زاهدی کودتایی را انجام داد که مصدق را برکنار و شاه را به تخت و تاج سلطنت

بازگرداند. به عنوان پسر تیمسار زاهدی، اردشیر نقش مهمی در کودتا به عهده داشت. وقتی تیمسار

نخست وزیر شد، پسرش به عنوان منشی خصوصی و رابط رسمی وی با دربار خدمت نمود. در اکتبر سال

1953، اردشیر به عنوان آجودان غیرنظامی شاه انتخاب شد. وقتی تیمسار زاهدی در آوریل 1955 از

نخست وزیری کنار گذاشته شد، اردشیر ابتدا از قبول شغل در دربار خودداری نمود و با پدرش به اروپا

رفت. بعد از چندی تغییر عقیده داد و به ایران بازگشت تا سمت آجودانی غیرنظامی شاه را مجددا اختیار

نماید.

وقتی زاهدی با شاهزاده خانم شهناز، دختر شانزده ساله شاه در سال 1957 ازدواج نمود، او به مقام

دولتی رسید و لقب «عالیجناب» دریافت نمود. او همچنین در عدم اطمینان مربوط به جانشینی سلطنت

درگیر بود، که تا بعد از تولد شاهزاده ولیعهد در سال 1960 ادامه داشت. گفته می شد که اگر شاه صاحب

فرزند ذکور نشود، عنوان ولیعهد به پسر احتمالی شهناز داده خواهد شد، به هر حال شاهزاده خانم فقط

صاحب یک فرزند دختر به نام زهرا مهناز شد که در سال 1958 متولد گردید. زاهدی و شاهزاده خانم در

سال 1964 متارکه نمودند.

در می سال 1959، زاهدی نقشی در به هم رسیدن شاه و همسرش ایفاء نمود. فرح نزد زاهدی رفت تا

در مورد ادامه تحصیلاتش در پاریس با وی مذاکره نماید، (در آن زمان وی مسئول دانشجویان خارج

کشور بود) او فرح را به خانه آورد تا با همسرش ملاقات نماید. شهناز راجع به فرح و قابلیت های وی در

احراز مسئولیت های یک ملکه، با پدرش صحبت نمود. در تابستان در خانه زاهدی به فرح پیشنهاد

ازدواج با شاه شد.


صفحه 548

بازگشت به خدمات سیاسی

در اوت سال 1962، ماهها بعد از بازگشت ناموفقش از واشنگتن، زاهدی به عنوان سفیر ایران در

انگلستان برگزیده شد. مهمترین مسئله وی ناآرامیهای دانشجویی در لندن بود. وقتی در سال 1965

تعدادی از ایرانیان تحصیل کرده در انگلستان به علت شرکت در یک توطئه برای قتل شاه، در ایران

بازداشت شدند، بسیاری از اعضای مجلس انگلستان یک نامه رسمی در اعتراض به نوع رفتار با زندانیان

نوشتند که به دست مقامات ایرانی رسید. واکنش غضب آلود زاهدی نسبت به نامه، عجولانه و از نقطه نظر

روابط عمومی شاید بی خردانه بود، ولی این امر به هیچ وجه از اعتماد شاه نسبت به سفیرش کم نکرد.

در ژانویه سال 1967، زاهدی و وزیر امورخارجه، غلامعباس آرام، محل های خود را با یکدیگر

عوض نمودند. زاهدی شغل جدید خود را با انرژی و جدیت زیاد دنبال کرد و ظاهرا تصمیم گرفت در

ورای شهرتش به عنوان یک جوان سبک سر و زنباره زندگی کند و به منتقدان خود نشان داد که جوانی

نسبی و بی تجربگی وی کمبودهای جدی نیستند. زاهدی با سختگیری نسبت به خود و زیردستانش در

وزارتخانه، ساعت های متمادی کار کرد و کشتی محکمی را به آب انداخت. به هر حال، در خلال تصدی

زاهدی به عنوان وزیر امورخارجه، اصطکاک موجود بین وی و نخست وزیر، امیرعباس هویدا، که ناشی از

رقابت شخصی و مشاجرات سیاسی بود، بیشتر شد. در سپتامبر 1971، کمی بعد از این که شاه، شاهزاده

خانم دو قلوی خود، اشرف را بعنوان ریاست هیئت اعزامی ایران در بیست و ششمین گردهمایی مجمع

عمومی سازمان ملل متحد انتخاب نمود، زاهدی از شغل خود استعفا داد (معمولاً وزیر امورخارجه

ریاست هیئت است.)

سفر

زاهدی شاه را در سفر به ایالات متحده در سال 1949، 1954، 1969 و در سفر به اتحاد جماهیر

شوروی در سال 1956 و 1968 همراهی نمود. فقط در سال 71 1970، به عنوان وزیر امورخارجه، به

بیش از ده کشور سفر نمود. او هیئت اعزامی کشورش را از بیست ودومین تا بیست و پنجمین گردهمایی

مجمع عمومی سازمان ملل متحد رهبری کرد. در سال 1972 او به پاکستان و افغانستان رفت.

مؤدب، با اعتماد به نفس، و یکی از مهم ها (BOYS)

زاهدی مردی فریبنده، پر انرژی و جاه طلب با شهرتی قریب به ادب است. هوش و اطلاعات وی

محدود است، ولی او خیلی سریع نظرش را در موارد مختلف با اعتماد به نفس اظهار می دارد که این امر به

وی ظاهر فردی با اطلاعات وسیع می بخشد. زاهدی مترقی و خوش سیماست گاهی پر زرق و برق و

مجلل و دوست دارد یکی از افراد مهم محسوب شود و ظاهرا از گفتن و یا شنیدن داستان ریسک هایی که

کرده است، لذت می برد. او به تعدادی از سازمانها از جمله اتحادیه KAPPA - ZIGMA و کلوپ روتاری

وابسته است. در سال 1966 به عنوان رئیس بنیاد فرهنگ اسلامی در لندن، که گروهی متشکل از سفرای

کشورهای اسلامی در لندن بود، انتخاب شد.

زاهدی قد بلند، سیاه چرده و خوش هیکل است، پس از متارکه دیگر ازدواج نکرده و مشهور به «مرد

خانمها» (LADIES - MAN) است. او ماشین های لوکس را دوست دارد و از دادن هدیه های گرانقیمت به


صفحه 549

دوستان لذت می برد. در واشنگتن و لندن او و همسرش در دنیای جامعه دیپلماتیک بی نهایت فعال بودند.

به عنوان سفیر در واشنگتن او به قدری قرض بالا آورد که دوستاش ظاهرا بدون موفقیت سعی کردند

گروهی برای کمک به وی تشکیل دهند. او یک میهمانی دهنده موفق و مورد علاقه است.

وقتی زاهدی در خانه خود در تهران است، درختان و گل رُز خانگی پرورش می دهد. او از تیراندازی،

شکار و سینما رفتن لذت می برد. به نظر می رسد از سلامتی جسمی کاملی برخوردار است. سفیر به خوبی

انگلیسی را با تلفظ آمریکایی صحبت می کند.

ارتباطات خانوادگی پیچیده

مادر زاهدی چندین سال قبل از فوتش در سال 1963، از پدر وی طلاق گرفت. او متعاقبا با یک

سرهنگ بازنشسته ازدواج نمود و با تیمسار زاهدی با تاجی اتحادیه ازدواج نمود. زاهدی یک خواهر به

نام هما دارد که با حسین اتحادیه، دائی ناتنی اش ازدواج کرده است. براساس گزارش جرائد ایالات

متحده، زاهدی پسر دایی امیراصلان افشار سفیر ایران در ایالات متحده است که در حال رفتن می باشد.

28 سپتامبر 1973 6/7/52

زاهدی، اردشیر 4

اردشیر زاهدی سفیر در ایالات متحده (از آوریل 1973) خیلی محرمانه

عنوان خطاب: آقای سفیر

اردشیر زاهدی یکی از مشهورترین دیپلماتها در واشنگتن است، او در حال حاضر دومین دوره سفیری

خود در اینجا می گذراند؛ او قبلاً در جریان سالهای 1960 تا 1962 این سمت را داشت و ایالات متحده را

وطن دوم خودش می خواند. او مردی فریبنده و پر انرژی و باهوش متوسط است و خیلی سریع در موارد

مختلف با اعتماد به نفس اظهارنظر می کند و این به وی ظاهر فردی با اطلاعات وسیع می دهد. او دوست

دارد که یکی از «مهم ها» (BOYS) باشد. او به بعضی از سازمانها وابسته است و منافع گسترده تجاری دارد.

او خود را به عنوان نخست وزیر بالقوه در نظر می گیرد.

سفیر پسر مرحوم تیمسار فضل اللّه زاهدی، رهبر کودتای 1953، است که دولت مصدق را ساقط و شاه

را مجددا به قدرت رساند. او دارای لیسانس کشاورزی از دانشگاه یوتا می باشد. زاهدی به عنوان آجودان

غیرنظامی شاه، سفیر ایران در ایالات متحده، سفیر ایران در انگلستان (67 1962) و وزیر امورخارجه

(71 1967) خدمت نموده است.

زاهدی، 50 ساله، بلند قد، خوش هیکل، مردی آراسته و خوش خلق است. او ماشین های لوکس و

زنان خوشگل را دوست دارد و یکی از میهمانی دهندگان موفق و بسیار علاقمند به میهمانی دادن است. او

همچنین از تیراندازی، شکار و تماشای فیلم لذت می برد. زاهدی در سال 1957 با دختر بزرگ شاه

ازدواج کرد و در سال 1964 با هم متارکه نمودند. آنها یک دختر دارند. سفیر انگلیسی را با لهجه عامیانه

آمریکایی، خوب صحبت می کند. در مارس 1977 او و سفرای مصر و پاکستان در دستگیری مسلمانان

حنفی مسلح، بعد از اینکه آنان 134 نفر را در ساختمان های مختلف واشنگتن گروگان گرفتند، نقش مهمی

ایفاء نمودند. 1 اوت 1978 10/6/57


صفحه 550

زاهدی، اردشیر 5

13 دسامبر 1978 22/9/1357 سفارت ایالات متحده آمریکا، تهران، ایران

جناب آقای اردشیر زاهدی

آقای سفیر عزیز:

صحبت مجدد با شما برای من موجب کمال امتنان بود و امیدوارم که وضعیت به اندازه کافی آرام شود

تا بتوانیم دوستی دیرینه خود را بار دیگر به طور حضوری، به جای گفتگوی تلفنی، تجدید نماییم. همه ما

تحرک و درایت شما را در انجام مسئولیت هایتان تحسین می کنیم.

به خاطر می آورید که به شما گفته بودم که به دو نفر از کارکنان سیستم های الکترونیکی داده ها (EDS)

اجازه خروج از کشور داده نشده است. آنها عبارتند از آقای پاول جون چیپارون با شماره پاسپورت

1016021 H و آقای ویلیام دمینگ گای لرد با شماره پاسپورت 776492 J. ظاهرا وزارت

دادگستری مایل است آنها به عنوان شهود برای محاکمه ای که در آینده نزدیک برگزار خواهد شد، در کشور

باقی بمانند.

آقای راس پیرات (ROSS - PERROT) یک تاجر بسیار مشهور آمریکایی که ممکن است شما هم با

وی در سفرهای خود به ایالات متحده ملاقات کرده باشید، علاقه شدیدی به این مورد دارد و بارها به من و

سفیر سولیوان تلفن نموده است.

او شخصا به من و سفیر سولیوان قول داده است که هریک یا هر دو نفر از کارکنان شرکت وی در

صورت لزوم جهت ارائه شهادت و توضیحات، به ایران مراجعت داده خواهند شد. او همچنین ما را مطمئن

ساخته است که اگر دولت ایران بخواهد، هریک از کارمندانش آماده خواهند بود در هر محلی که دولت

شما بخواهد به کار مشغول شوند. آقای پیرات همچنین به ما گفت که او مایل است، اگر با قوانین ایران

مغایرت نداشته باشد، یک ضمانت یا هر نوع چیز دیگری که دولت شما بخواهد، جهت اطمینان از این که

این افراد در زمان مورد نیاز برای محاکمه به ایران بازگشت داده خواهند شد، بدهد. ما از هرگونه مساعدت

مناسب که شما بتوانید جهت حل این مسئله انجام دهید، به گونه ای که این دو نفر بتوانند اجازه ترک ایران را

حاصل نمایند، بسیار متشکر خواهیم شد. چارلز دبلیو. ناس وزیر مختار

زاهدی، اردشیر 6

تاریخ: 14 دسامبر 1978 23/9/57 سرّی توزیع محدود

از: سفارت آمریکا، تهران 12203 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: ملاقات با سفیر زاهدی، 13 دسامبر

1 من در عصر روز 13 دسامبر، دو ساعت را با اردشیر زاهدی گذراندم. وی همچنان با به هم زدن

اوضاع داخلی ادامه می دهد، ولی هنوز کاملاً مشهود نیست که در چه جهتی حرکت می کند. واضح است که

او در تظاهرات موافق شاه در دو روز گذشته به طور فعالی درگیر بوده است. باوجود این، نظر مرا در مورد

این که وی برای خواب آیت اللّه قمی در مشهد سرمایه گذاری کرده است، نفی نمود (به هر حال در مدتی که با

او بودم، او اخباری دریافت نمود که شش هزار تلگرامی که وی ترتیب آنها را داده بود، برای آیت اللّه خوب،

ارسال شده بودند).


صفحه 551

2 وی جزئیات بیشتری در مورد ترتیباتی که برای تظاهرات 10 دسامبر صورت گرفته بود و اعتبار

زیادی که برای بروز عدم خشونت در آن تظاهرات قائل بود، به من ارائه نمود. او گفت ارتش برای اقدام

علیه حامیان خمینی آماده و در خشم بود و این که وی با یادآوری خاطره پدر عزیزش و یک پیام تلفنی از

شاه، خشم آنها را فرونشاند. او ادعا کرد که نخست وزیر، ازهاری، استعفا داده و آن را پس گرفته بود.

3 با قیافه ای مانند یک ملخ، او یک لیست بلند بالا از افرادی که در حال دیدنشان بوده است را به من

نشان داد و این تأثیر را برجای گذاشت که وی در هر دو سمت بازی می کند (با هر دو گروه کار می کند).

وقتی وارد شدم او در حال ملاقات با یکی از حامیان خمینی بود و ادعا کرد که با نخست وزیر شام خواهد

خورد. با وجود همه اینها، این عقیده کلی حاصل شد که وی مخالف مذاکرات شاه با جبهه ملی بوده است.

از سوی دیگر، او گفت که در 14 دسامبر برای ترتیب دادن دادن ملاقات بعدی سنجابی با شاه، با سنجابی

چای خواهد خورد.

4 در بحث در مورد آینده نزدیک، او گفت که از یک دولت تحت امر علی امینی جانبداری می کند، زیرا

او قادر است چرخهای اقتصادی مملکت را به حرکت درآورد. او احساس می کرد که ممکن است چند

نفری از جبهه ملی ها بتوانند در آن شرکت نمایند، ولی شک بسیاری وجود دارد که سنجابی و همکارانش

بتوانند دولت تشکیل دهند. او با صدیقی و افراد متعدد دیگری از جبهه ملی خیلی بی تعارف بود و همه آنها

را با اسم کوچک نام می برد و می گفت که همه آنها با وی خیلی صمیمی و مرتبط هستند و مثل برادر باهم

بزرگ شده اند.

5 آنگاه او فهرست افراد سرشناسی را خواند که از آنان دعوت کرده بود در چند روز آینده با آنها

ناهار بخورد و آنهایی که بعدا برای دیدن شاه خواهد برد. او گفت این افراد کسانی هستند که وی انتظار

دارد به عنوان طرفداران سلطنت یارگیری کند. آنها به سراسر کشور اعزام خواهند شد و با افراد درگیر

مذاکره خواهند کرد تا برای آنها روشن سازند که مهم این است که شاه در جای خود (محل) باقی بماند. من

به وی این واقعیت را تذکر دادم که حدود نیمی از آنها در فهرست اسامی شورای پیشنهاد شده توسط

میناچی هستند (تهران 12168). بنابراین من سایر اسامی آن شورا را (به استثنای نظامی ها) بدون

مشخص کردن منبع آنها به وی دادم و او با عجله آنها را به فهرست ناهار خودش اضافه نمود. (به نظر

می آید این کار خیلی ایرانی باشد.)

6 پس از این PARSIFLAGE ما به سه هدف اصلی ملاقات بعدازظهر رسیدیم: شرکت ملی نفت

ایران، بانک مرکزی و وزارت دارایی. او تأیید کرد که انصاری استعفای خود را از شرکت ملی نفت ایران

اعلام نموده است و برای من مقداری از ضوابط چرند و بی معنی شرکت ملی نفت ایران را خواند که تأیید

می نمود که نه مینا و نه نابغ، هیچ کدام نمی توانند رئیس هیئت مدیره شوند، زیرا لازم است قبلاً یا وزیر یا

حداقل پنج سال مدیر شرکت ملی نفت ایران بوده باشند. به هر حال می بایستی راهی وجود داشته باشد که

یا مینا یا نابغ به جای رئیس هیئت مدیره عمل نمایند. او تأیید نمود که شاه به وی گفته است که این شغل را

هم به علی امینی و هم به انتظام پیشنهاد کرده بود و هر دو نفر آن را رد کرده بودند (آنها می توانستند فاجعه

باشند).

7 بعد از بحث راجع به شرکت ملی نفت ایران، به مسئله سیستم بانکی و وزارت دارایی پرداختم. من

گفتم که هر دو وضعیت خفت بار و غیرقابل تحملی دارند و کسی باید پیدا شود که هر دو محل را پاکسازی


صفحه 552

نماید. او یادداشت نمود و قول داد که بعضی از افراد خودش را برای این کار منظور خواهد نمود. من

مذاکراتم را با هوشنگ رام (تهران 12163) به وی گفتم، او گفت مراتب را دنبال خواهد کرد.

8 اظهارنظر: زاهدی بیش از اغلب ایرانی ها انرژی دارد، ولی به قدری آن را پخش و پراکنده می کند

که کارآئی وی زیر سؤال می رود. اگر او (یا هر شخص دیگری) براین مسئله مهم به طور واقعی متمرکز شوند

که بار دیگر اقتصاد را به راه اندازد، ممکن است زمان کافی برای همه این رشته از دسایس وجود داشته

باشد که افراد مناسب برای عمل در چهارچوب قانون اساسی را دور هم جمع کند. هر چند به نظر می رسد

که چنین مانورها و گشتهایی برای ایرانیان از نظر روانی مهم هستند و شاید به واقع در نهایت همه فشاری را

که در مدت اخیر وجود داشته است، از میان بردارد، من به تلاش بی وقفه ام برای یافتن چند نفر افراد

مسئولی که علاقه شدیدی به از میان برداشتن رکود اقتصادی مبتلابه این کشور داشته باشد، ادامه خواهم

داد. به طور طبیعی این کارها دو روز آخر هفته را گرفته اند و زمان بعدی برای این که بتوانم دماغ دیگری را

برای خرد کردن پیدا کنم، روز شنبه، 16 دسامبر خواهد بود. سولیوان

گزارشگر: ویلیام اچ. سولیوان

زاهدی، اردشیر 7

جناب آقای اردشیر زاهدی تهران 17 دسامبر 1978 26/9/57

آقای سفیر عزیز:

سناتور پرسی (PERCY) خواسته است که پیام زیر به شما مخابره شود:

اردشیر عزیز:

افکار ما در این دوره دیرگذر و سرنوشت ساز، با شما و اعلیحضرت بوده است.

شما در زمانی که در ایالات متحده بودید، تحت فشار زیادی قرار گرفته بودید و بر آن مشکلات فائق

آمدید. من مطمئن هستم که بر مسائل فعلی خود نیز پیروز خواهید شد. دوستان زیاد شما در کنگره با من

همکلام هستند که عمیق ترین آرزوهای خود را برای موفقیت شما اعلام دارند. سناتور چوک پرسی

اجازه دهید بار دیگر برای شما آرزوی موفقیت های زیاد در کوشش های فعلی خود بنمایم.

ارادتمند شما چارلز دبلیو. ناس وزیر مختار

حسن زاهدی