بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 556

ستوده، فتح اللّه 1

فتح اللّه ستوده وزیر پست، تلگراف و تلفن سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

فتح اللّه ستوده در 29 اکتبر 1964 به سمت وزارت پست، تلگراف و تلفن منصوب شد. وی یکی دیگر از

تکنسین های جوان و تحصیلکرده امریکا است که از ویژگیهای رژیم حسنعلی منصور امیرعباس هویدا

محسوب می شود. وی که ابتدا عضو کانون ترقی بود در حال حاضر عضو کمیته اجرایی حزب ایران نوین

می باشد. نام وی در سال 1959 به عنوان عضو یک گروه ملی گرای مخالف و غیر رسمی در فهرست اسامی

افراد متعددی بود که هم اکنون از اعضای سرشناس دولت هستند و جواد منصور و منوچهر گودرزیان،

وزیر مشاور دولت، در بین آنها می باشند. این افراد همچنین برای توانائیهای ستوده، احترام قائل هستند.

ستوده متولد 1923 می باشد. وی در سال 1946 از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته الکترونیک

فارغ التحصیل شد و در سال 1948 به امریکا رفته و دکترای مهندسی خود را از دانشگاه نیویورک کسب

کرد. وی در سالهای 1952 تا 1956 به هنگام مطالعه و تحقیق در زمینه انرژی خورشیدی در NYUبه

ایراد سخنرانی می پرداخت. وی یک واحد آشپزی خورشیدی را طراحی کرده بود تا وارد بازار شود. وی

در سال 1956 مهندس مشاور چندین شرکت امریکایی شد و در سال 1958 به همراه گروه مهندسین

مشاور جورج فرایه (George Frye) به ایران بازگشت. وی به عنوان سرپرست اداره مکانیک به استخدام

سازمان برنامه درآمد. وی سپس مدیر اجرایی طرح ونک متال گردید و به تدریس در انستیتو پلی تکنیک

تهران نیز مشغول شد. وی در سپتامبر 1961 در سمینار آموزشی تجاری و فنی مسکو شرکت نمود.

منصور به هنگام تشکیل کابینه در مارس 1964، ستوده را به سمت رئیس هیئت مدیره شرکت دولتی

شیلات منصوب نمود. ستوده متأهل بوده و پدر یک پسر سه ساله می باشد. وی علاوه بر فارسی، احتمالاً

انگلیسی را نیز به خوبی صحبت می کند. 22 آوریل 1965 2/2/44

ستوده، فتح اللّه 2

فتح اللّه ستوده وزیر پست، تلگراف و تلفن خیلی محرمانه

فتح اللّه ستوده در سال 1922 در تهران متولد گردید. او از انستیتو پلی تکنیک (دانشکده فنی) دانشگاه

تهران در سال 1946 فارغ التحصیل شد. دو سال بعد به امریکا رفت و در مهندسی صنایع از دانشگاه

نیویورک در سال 1952 فوق لیسانس گرفت، و در سالهای 56 1952 یکی از اساتید دانشگاه نیویورک

بود. ستوده در سال 1958 یعنی پس از ده سال اقامت در امریکا به ایران بازگشت و برای کار به وزارت

صنایع و معادن و سازمان برنامه رفت. در سال 1959 او به امیرعباس هویدا، حسنعلی منصور و دیگران در

تأسیس کانون ترقی، یعنی تشکیلات پایه حزب فعلی حاکم ایران نوین، پیوست.

منصور، ستوده را به سمت سرپرست شرکت ماهیگیری ایران در مارس 1964 منصوب و در همان

سال او را وزیر پست و تلگراف و تلفن نمود، که هنوز هم این مقام را حفظ کرده است.

با وجود این که فکر می شد ستوده یک جوان تحصیلکرده غربی مدرن ساز باشد، ولی در وزارتخانه ای

که همیشه به خاطر ارائه سرویس غیرمکفی مورد انتقاد است، نتوانسته به عنوان یک مدیر نیرومند عمل

کند. ستوده هنوز از نظر سنوات خدمتی، با سابقه ترین وزیر کابینه است. ستوده، متأهل و دارای یک پسر

است و به زبان انگلیسی خوب تکلم می کند.

ابوالحسن سعادتمند


صفحه 557

سعادتمند، ابوالحسن 1

ابوالحسن سعادتمند عضو کابینه، رئیس دادگاه عالی انضباطی قضات، وزارت جنگ خیلی محرمانه

سپهبد ابوالحسن سعادتمند، در کابینه 6 نوامبر 1978 که توسط ارتشبد غلامرضا ازهاری تشکیل شد،

سرپرست وزارت اطلاعات و جهانگردی گردید. او به هر حال عنوان وزیر را دریافت نکرد. وی حالت

سرپرستی داشت و یکی از معاونین وزیر، وزارتخانه را اداره می کرد. سعادتمند دارای تجربیاتی از گذشته

در زمینه های اطلاعات و ارتباطات عمومی است، زیرا به عنوان معاون وزیر در سال 1965 در وزارت

اطلاعات و رئیس اداره روابط عمومی و انتشارات ستاد بزرگ ارتشتاران از 1966 تا 1973 خدمت نموده

است. او از نوامبر 1973، ریاست دادگاه عالی قضات را به عهده داشت.

سعادتمند از دانشکده افسری ایران فارغ التحصیل شد و یک دوره پیشرفته را در دانشکده توپخانه

دانشگاه نظامی در طول سال 1954 گذراند. در 1965 او از دانشگاه تهران یک دکترای افتخاری دریافت

داشت. عنوان پایان نامه وی «جنگ سرد» بود.

بیشترین تجربه اولیه سعادتمند در ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) بود، که در آنجا به عنوان

مرد عاشق توطئه و دسیسه شناخته شد و گزارش شده که زیاد مورد علاقه کسی نبود. او در 1974 به درجه

سپهبدی ارتقاء یافت. سعادتمند در اواسط 50 سالگی است، متأهل و دارای فرزند است. او کمی انگلیسی

صحبت می کند. 15 نوامبر 1978 24/8/57

عبدالحسین سمیعی


صفحه 558

سمیعی، عبدالحسین 1

عبدالحسین سمیعی وزیر علوم و آموزش عالی خیلی محرمانه

دکتر عبدالحسین سمیعی یک دکتر آموزش دیده در ایالات متحده در 27 آوریل 1974، وزیر علوم و

آموزش عالی شد. به وی معمولاً به عنوان یک تکنوکرات لایق که کارهای شایسته یک کارگر را انجام

می دهد، نگریسته می شود، او همان میزانی از دقت که در «تشخیص بیماری» در موارد پزشکی به کار

می برد را در سیاست هم اعمال می نماید.

سمیعی، 44 ساله، دارای مدرک فوق لیسانس از دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس و دکترای پزشکی

از کرنل است. او در دانشکده های کرنل و دانشکده پزشکی هاروارد تدریس نموده است. او همچنین

به عنوان رئیس پزشکی مرکز آموزشی و تحقیقات پزشکی فیروزگر، رئیس بخش پزشکی بیمارستان

فیروزگر و معاون وزیر بهداری در امور طرح و برنامه ها در وزارت بهداشت خدمت نموده است. در زمانی

که وارد کابینه شد، او استاد پزشکی در دانشگاه ملی بود. سمیعی اخیرا ساختمان یک مرکز پزشکی را که

در نظر است یک کلینیک Mayo ایرانی باشد افتتاح نمود و سمیعی امیدوار است در رأس آن قرار گیرد. این

ممکن است نشانگر این باشد که او انتظار ندارد برای مدت خیلی زیادی وزیر باقی بماند.

سمیعی ملایم، سفسطه گر و خیلی آمریکایی زده است. او به اروپا، مصر، حبشه و ایالات متحده سفر

کرده است. او کتابهایی در طب نوشته است. در 1975، یکی از مجلات ایرانی او را به عنوان

«خوشپوش ترین فرد ایرانی» انتخاب نمود. وزیر انگلیسی صحبت می کند. او با شهلا خسروشاهی، رئیس

دفتر سابق اتاق بازرگانی ایران، ازدواج نموده است. 9 می 1975 19/3/54

سمیعی، عبدالحسین 2

تاریخ: 24 مارس 1977 4/1/56 محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران 46 الف به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: تغییرات در وزارت علوم و آموزش عالی

در 27 فوریه اعلام شد که دکتر قاسم معتمدی، رئیس دانشگاه اصفهان، به عنوان وزیر جدید علوم و

آموزش عالی به شاه معرفی گردیده بود. در این اعلامیه ذکری از وزیر قبلی، دکتر عبدالحسین سمیعی،

نشد. یک منبع نزدیک به این قضیه توضیح داده است که چه بر سر دکتر سمیعی آمده است.

دکتر سمیعی به طور ناگهانی و سریع از سمتش برکنار شد. منبع سفارت گفت که سمیعی در مجلس بود

و از بودجه وزارتخانه خود برای سال جدید (که از 21 مارس آغاز می شود) دفاع می کرد. وقتی

توضیحاتش را برای آن روز تمام کرده بود عبدالمجید مجیدی، سرپرست سازمان طرح و برنامه و بودجه،

او را به کناری کشید و با ماشین خود تا خانه برد و در راه به وی گفت که از فردا نباید در محل کار خود

حاضر شود. روز بعد، آقای پیتر هرمز (Peter Hermes)، یکی از معاونین وزیر امورخارجه آلمان فدرال،

در وزارت علوم و آموزش عالی حاضر شد تا قرارداد در مورد حمایت FRGاز دانشگاه جدید گیلان را

امضا نماید. معتمدی با سرعت و نفس زنان وارد شد تا از طرف دولت ایران قرارداد را امضا نماید.

براساس اظهار منبع، دلیل سقوط سمیعی بدین شرح است: سمیعی چندی قبل به این نتیجه رسیده بود

که یکی از مشکلات بحرانی در آموزش های عالی ایران، فقدان اداره و مدیریت متمرکز است. به عنوان


صفحه 559

نشانه ای دال بر این درهم ریختگی کنترل و حتی بالاتر از آن، به عنوان واقعیتی در پس تمامی جنبه های

نهفته در آنها هیئت های متعدد خزانه داری موجود در هر دانشگاه بودند. سمیعی این نوع مدیریت را

نمی پسندید، زیرا این هیئت ها خیلی کم و بندرت به مشکلات دانشگاهی توجه داشتند و او نتیجه گرفته

بود که با انحلال آنها و ایجاد یک هیئت منحصر به فرد، یک مشکل کم خواهد شد. براین اساس، در سپتامبر

سال گذشته، این هیئت ها کنار گذاشته شدند، اقدامی که در کیهان اینترنشنال، نشریه نیمه رسمی انگلیسی

زبان، چاپ شد. در آن زمان سفارت متوجه شد که در واقع این یک حرکت منطقی اداری است و نبایستی

آن را به عنوان فشار شوم کنترل دولتی بر دانشگاهها محسوب نمود.

قدم بعدی ایجاد یک هیئت خزانه داری کشوری بود، که سمیعی به آن اقدام نمود، بدین ترتیب که

پیشنهاد خود را به گونه ای مطرح نمود که قبل از مطرح شدن در مجلس، توسط شورای وزیران تصویب

گردد. ولی وقتی این موضوع در کابینه مطرح شد، با مخالفت روبرو گردید، که سمیعی یا این را حساب

نکرده بود، یا این که نتوانست برآن غالب شود. لایحه وی در مورد متمرکز کردن کنترل در وزارت علوم، در

زمینه های مالی اختیاراتی به هیئت خزانه داری کشوری می داد که نقش دو وزارتخانه دیگر در دولت یعنی

وزارت اموراقتصادی و دارایی و سازمان برنامه و بودجه را تقلیل می داد. براساس وضعیت موجود،

هردوی این وزارتخانه ها نقش مهمی در اخذ تصمیم راجع به میزان بودجه ای که به وزارت علوم و آموزش

عالی اختصاص داده می شود، و همچنین در این تصمیم گیری که به هر دانشگاه چقدر بودجه تعلق می گیرد،

دارند.

در حقیقت هیئت های خزانه داری قبلی نقشی در این امر داشتند بدین سبب از طریق آنها بود که

دانشگاهها از سازمان برنامه و بودجه و وزارت امور اقتصادی و دارایی بودجه خود را تأمین می کردند.

سمیعی به طور کاملاً علنی (در سمینار دانشگاه مدرن که وزارتخانه او با اداره اطلاعات ایالات متحده

(USIS) در ژوئیه 1976 تشکیل داده بودند)، اظهارداشت که هیئت های قدیمی فقط کارشان همین بوده

است.

وزیر اقتصاد و دارایی و سازمان برنامه و بودجه (که براساس گفته منبع، زیاد از سمیعی خوشش

نمی آید) متفقا به نخست وزیر شکایت نمودند. زمانی که لایحه جدید در یک نشست رسمی به کابینه ارائه

شد، متوقف ماند، و نخست وزیر تصمیم گرفت که تهیه کننده آن باید برود. یک ضرب المثل فارسی وجود

دارد که می گوید «اول چاه را بکن، بعد منار را بدزد». سمیعی در کندن چاه غفلت کرده بود.

دو منبع دیگر در وزارتخانه اطلاع داده اند که سمیعی بیکار نخواهد بود: او حالا رئیس دانشگاه

رضاشاه کبیر، و مدیر مرکز پزشکی بین المللی که قرار است در تهران ساخته شود، خواهد بود.

سه هفته پس از سقوط دکتر سمیعی، معاون ارشد وی در وزارت علوم و آموزش عالی، دکتر محمدعلی

طوسی، معاون وزیر در امور پارلمانی و اداری، به عنوان رئیس دانشگاه اصفهان، به شاه معرفی شد (شغلی

که دکتر معتمدی قبلاً به عهده داشت.) ظاهرا طوسی از مخالفین هیئت های خزانه داری نبوده است، زیرا

انتصاب وی به ریاست دانشگاه اصفهان تقلیل رتبه نیست. طوسی دارای دکترای آموزشی از ایالات

میشیگان است، او بطور تحسین برانگیزی مؤثر، صادق و شخص کمک کننده ای برای CAO بوده که مکررا

با آن تماس داشته است. او مأمور اصلی وزارتخانه برای سازماندهی سمینار موضوع گزارش تهران 8918

بوده است.


صفحه 560

محتمل به نظر می رسد که معتمدی کاملاً آماده همکاری با ایالات متحده باشد، زیرا او نیز تحصیلکرده

امریکا است، و در ارتباطات USIS با دانشگاه اصفهان، صمیمی و مثمرثمر بوده است. او احتمالاً روابط

بهتری از سمیعی، با رؤسای دانشگاهها خواهد داشت، زیرا وی خودش قبلاً رئیس دانشگاه بود، سمیعی

نبود، او با بیشتر رؤسای دانشگاه همسن است (سمیعی خیلی جوانتر است)، و محتمل است که خیلی

محتاط تر از سمیعی حرکت کند. او همچنین ممکن است متمایل باشد به امور با کج بینی کمتری از آنچه

سمیعی به آنها می نگریست، بنگرد و در انجام تغییرات کُندتر از سمیعی اقدام نماید. میکلاس

سمیعی، عبدالحسین 3

عبدالحسین سمیعی مدیر مرکز پزشکی بین المللی تهران ؛ رئیس دانشگاه رضاشاه کبیر

عنوان خطاب: دکتر سمیعی

عبدالحسین سمیعی، مدیر مرکز پزشکی بین المللی تهران و رئیس دانشگاه رضاشاه کبیر می باشد که

هر دوی آنها در حال حاضر در مرحله طرح ریزی هستند. دانشگاه قرار است به صورت مدرسه تربیت

مدرس جهت پرورش هیئت علمی دانشگاه باشد و برنامه هایی در زمینه بازرگانی، مدیریت اداری، و

تجارت بین المللی ارائه نماید. زبان آموزش ها، انگلیسی خواهد بود.

سمیعی، عضو یک خانواده سرشناس، دارای فوق لیسانس از دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس و

مدرک دکترای پزشکی از دانشگاه کرنل است. او در کرنل و دانشکده های پزشکی هاروارد و دانشگاه ملی

تهران، تدریس نموده است. او به عنوان رئیس پزشکی در مرکز آموزش و تحقیقات پزشکی فیروزگر و

به عنوان رئیس بخش پزشکی بیمارستان فیروزگر و معاون وزیر در امور طرح و برنامه در وزارت بهداری

خدمت نموده است. در 1969 او رئیس هیئت پزشکی سازمان بیمه های اجتماعی در وزارت کار و امور

اجتماعی بود. او استاد پزشکی در دانشگاه ملی بود و در آوریل 1974 وزیر علوم و آموزش عالی شد. او

به عنوان وزیر تا فوریه 1977 خدمت نمود.

سمیعی 50 ساله است. او به اروپای غربی، مصر، اتیوپی و ایالات متحده مسافرت کرده است. او

کتابهایی در پزشکی نوشته است. در فوریه 1977 یک مجله ایرانی او را به عنوان «خوشپوش ترین فرد

ایرانی» انتخاب نمود. او به زبان انگلیسی صحبت می کند. سمیعی با شهلا خسروشاهی، رئیس دفتر سابق

اتاق بازرگانی صنایع و معادن ایران، ازدواج نموده است. 8 ژوئن 1978 18/3/57

جهانشاه صالح


صفحه 561

صالح، جهانشاه 1

اوت 1959 مرداد 1338 سرّی

جهانشاه صالح

دکتر جهانشاه صالح که به عنوان مدیر پویا و جراحی حاذق مشهور است، در سال 1951 برای مدت

کوتاهی وزیر بهداری بود، وی این شغل را از 1953 تا 1955 دوباره به عهده گرفت. او از 1947 تا 1955

رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران نیز بود، که در آن سال شاه از وی خواست تا از این سمت استعفا

دهد تا بتواند تمام همّ خود را صرف شغل وزارتش کند. در حال حاضر او که استاد رشته جنین شناسی

دانشگاه تهران می باشد، گزارش شده که از وضعیت نسبتا حقیر خود ناراضی است و ناظران آگاه پیش بینی

کرده اند که وی احتمالاً بار دیگر به عنوان یکی از چهره های سیاسی متنفذ ایران ظهور خواهد کرد. توافقی

کلی وجود دارد مبنی بر اینکه وی از متحدان بی چون و چرای آمریکاست، جایی که ده سال از عمرش را

گذرانده است. او گهگاه توسط همکارانش متهم به تبعیض قائل شدن به نفع آمریکائی ها می شود، طبق

گزارش مجاب شده است که ایران همیشه محتاج مشاوره و کمک های این کشور خواهد بود و مخالف از

سرگیری مجدد نفوذ انگلیس در ایران است.

صالح که در 1905 متولد شده، در مدرسه میسیون مذهبی آمریکائی تهران درس خوانده و در سالهای

1928 و 1933 به ترتیب مدارک لیسانس و دکترای خود را از دانشگاه سیراکیوس نیویورک اخذ نموده

است. پس از تکمیل دوره انترنی در بیمارستان Orange Memorial، به عنوان دکتر جراح مبتدی در

بیمارستان دانشگاه کلمبیا به کار پرداخت. او در بازگشت به ایران در سال 1953، استاد رشته

جنین شناسی دانشگاه تهران و رئیس بیمارستان زنان، یکی از مؤسسات وابسته به دانشگاه شد. وی این

مشاغل را تا سال 1947 که رئیس دانشکده پزشکی شد، حفظ کرد و در آنجا اعتبار خوبی برای متحد

کردن برنامه درسی دانشکده پزشکی به هم زد. وی برای متجدد نمودن دانشکده مطابق برنامه و الگویی

آمریکائی و با تکیه بر تجربه و کار عملی استفاده کرد. گفته می شود وقتی صالح در سال 1955 به

درخواست شاه از ریاست دانشکده استعفا داد تا تمام وقت خود را صرف شغل وزارت بهداری خود کند،

صالح گفته این ظن را داشته که احتمالاً تقاضای شاه براساس توصیه منوچهر اقبال رئیس جدید دانشگاه

تهران صورت گرفته، که می خواسته است کنترل کامل دانشکده پزشکی را به دست گیرد و با روشهای

صالح مخالف است، زیرا آن روشها از توسعه عجولانه دانشکده جلوگیری می کرده اند.

دکتر صالح که در جنین شناسی و زایمان تخصص دارد و دوره رادیولوژی را نیز گذرانده است، مؤلف

کتاب بیماریهای زنان می باشد و مقالات متعددی در مجلات پزشکی می نویسد.

بنا به گزارشات، وی تحقیقات فراوانی را سرپرستی و هدایت کرده است که موجب رضایت وی را

فراهم می آورند. او در رابطه با مسائل علمی مورد علاقه اش سفرهای زیادی نموده است. وی در سال

1949 برای شرکت در کنفرانس صلیب سرخ به سوئد رفت، و در سال 1952 به عنوان بورسیه اصل چهار

(ترومن م) برای بازدید از برنامه های بهداشتی عمومی و مدیریت بیمارستانی از آمریکا دیداری داشت.

وی در سالهای 1954 و 1956 در کنفرانس های سازمان بهداشت جهانی (WHO) در ژنو در

مکزیکوسیتی شرکت نمود که در کنفرانس اخیر به عضویت هیئت مدیره WHO برگزیده شد. وی پس از

پایان کنفرانس مکزیکو به آتلانتیک سیتی در نیوجرسی آمد تا در اجلاس مؤسسه پزشکان آمریکا که در


صفحه 562

آن نیز عضویت دارد، شرکت کند. او در 1958 بار دیگر به آمریکا رفت تا در بیست وسومین مراسم سالیانه

فارغ التحصیلی کالج بین المللی جراحان در لوس آنجلس شرکت نماید. وی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و

عربی احاطه دارد.

صالح در مقام وزیر بهداری، در گذراندن قوانینی برای جلوگیری از کشت خشخاش برای تریاک گیری

به عنوان گامی ابتدایی از یک مبارزه همه جانبه علیه اعتیاد به مواد مخدر در ایران، موفقیت هایی داشته

است. تلاش های او در این زمینه با ارزش توصیف شده اند. او که خود را چهره ای پر حرارت، ولی

احساساتی نشان می دهد، چندین بار در مجلس در رابطه با لایحه تریاک سخنرانی کرده و نمایندگان را به

خاطر تأخیر در گذراندن قانون مذکور و ترس از مخالفت ملاکان مورد شماتت قرار داده است. گفته شده که

صالح بارها نیز با عبدالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه به جدال پرداخته و او را متهم به قصور در

برنامه های بهداشتی نموده است. ابتهاج در یک مورد صالح را متهم کرده بود که ظاهرا از دستورات دیکته

شده توسط سفارت آمریکا اطاعت می کند تا دولت ایران را وادار به خرید لکوموتیوهای دیزلی آمریکائی

نماید، ولی صالح هرگونه اطلاع در این مورد را تکذیب نمود.

هرچند به قول یکی از منابع، صالح از لحاظ سیاسی غیرقابل اعتماد است، ولی در ضدیت با کمونیزم

بسیار مشهور است. وی در سال 1953 ضمن مخالفت فعال با حزب توده، ظاهرا از دولت خواست تا

درباره شایعات آزادی اعضای بازداشت شده حزب توده تحقیق کند، وی در نتیجه توسط نخست وزیر

فضل اللّه زاهدی به خاطر غیرتش در اخراج اعضای آن حزب از وزارت بهداری مورد ستایش قرار گرفت.

بنا بر گزارشی، همسر صالح در سال 1951 در یک جلسه شورای دانشگاه مورد تهدید دانشجویان چپگرا

(تحت نفوذ کمونیست ها) قرار گرفته است. گفته می شود صالح به عنوان یکی از طرفداران شاه با نظام دکتر

محمد مصدق مخالف بوده و گفته است شایسته بود آمریکا برای حل مشکلات ایران در آن زمان دخالت

می کرد. ظاهرا صالح در رابطه با محمد مصدق برخورد متفاوتی با برادر خود، اللهیار صالح داشته است.

اللهیار تا زمان سقوط دولت مصدق به عنوان سفیر ایران در آمریکا خدمت می کرد. یکی دیگر از

برادرانشان هم مدتها در خدمت سفارت آمریکا در تهران کار می کرده است.

جهانشاه صالح از همسر آمریکائی خود سه پسر دارد که از دوازده تا بیست و چهار سال سن دارند.

خانواده مسلمانی هستند، ولی اعتنایی به شعائر اسلامی ندارند، گفته می شود صالح مخالف نفوذ سیاسی

ملاها است. وی در تهران دو خانه دارد، یکی اقامتگاه تابستانی بسیار مجلل اوست، که دارای استخر نیز

می باشد. بنا به گزارشات، خانواده صالح بسیار معاشرتی هستند، و در اکثر میهمانی های آنان، چند نفر از

وزرای کابینه به چشم می خورند. به گفته بعضی از منابع، صالح بسیار خوش صحبت بوده و شخصیت

بسیار نیرومندی دارد، ولی دیگران او را شخصی گزافه گو و خودپسند توصیف می کنند. همه بر این نکته

توافق دارند که او در ایران بسیار محترم داشته می شود و به خاطر صداقت، صناعت و خدمات سازنده اش

مشهور می باشد.


صفحه 563

صالح، جهانشاه 2

خیلی محرمانه

زمان: 24 آوریل 1963 4/2/42 مکان: دفتر آقای صالح در سفارت

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: علی پاشا صالح، کارمند محلی سفارت، مشاور سیاسی چارلزان.

راسیاس، دبیر دوم

علی پاشا در گفتگویی مختصر نکات ذیل را بیان داشت:

1 قرار است برادرش دکتر جهانشاه صالح، رئیس بعدی دانشگاه تهران شود. هر چند علی پاشا

برادرش زنهار داده است که این شغل را نپذیرد، دکتر صالح این سمت را می خواهد و فکر می کند بتواند به

خوبی از عهده آن برآید. علی پاشا به برادرش گفته است که گروههای مخالف موجود در دانشگاه تهران،

وی را یکی از طرفداران شاه می شناسند و لذا در معرض حملات مختلف (منجمله خشونت) قرار خواهد

داشت. علی پاشا همچنین گفت یکی دیگر از نامزدهای سمت ریاست دانشگاه به وی گفته (ظاهرا دکتر

عدل) که شاه او را خواسته و گفته است هر چند نمی خواهد در مسائل مربوط به انتخاب رئیس جدید

دخالتی کرده باشد، ولی شخصا حس می کند دکتر صالح بیش از دیگران کفایت این کار را داشته باشد و

انتخاب او برایش دلپذیر خواهد بود، هر چند دیگر رقبا (یعنی سیاسی و عدل) هم طبعا بایستی مقداری

رأی بدست آورند. (علی پاشا در رابطه با آنچه وی دخالت تمام عیار در امور دانشگاه می شمرد، بسیار

احساساتی شده بود).

علی پاشا همچنین گفت که یکی دو هفته پیش دکتر جهانشاه صالح با برادر دیگرش اللهیار صالح در

سلول زندانش ملاقات کرده و اللهیار ملتمسانه از او خواسته است «تا از قدرت هایی که با آنها در تماس

است، بخواهد تا دانشجویان زندانی را آزاد کنند.» اللهیار گفته است که اگر کسی باید تنبیه شود فقط شخص

اوست. بعد از آن جهانشاه با علم دیداری کرده و ظاهرا این دیدار در تسریع خلاصی دانشجویان زندانی

مؤثر بوده است. علی پاشا گفت دولت در واقع در تلاش بوده است تا به محض حل وفصل مراحل اداری

مثل تعیین میزان جرائم، دانشجویان را آزاد کند.

صالح، جهانشاه 3

جهانشاه صالح رئیس دانشگاه تهران سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

دکتر جهانشاه صالح در 8 می 1963 به سمت ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد. وی در ایران

به عنوان جراح و متخصص بیماریهای زنان مشهور و از سال 1937 در دانشکده پزشکی دانشگاه به

تدریس مشغول بوده است. در 26 ژوئن 1963 به سمت ریاست دانشکده پزشکی انتخاب شد، او این شغل

را در سالهای 1947 تا 1955 نیز به عهده داشته است. دکتر صالح که پزشکی دارای تحصیلات آمریکائی

است و مشهور به صداقت و صناعت می باشد، تلاش داشته است تا در ایران روشهای تدریس آمریکائی را

مورد استفاده قرار دهد. وی در اولین دوره ریاست دانشکده پزشکی، تمامی برنامه های درسی دانشکده

مذکور را تغییر داد. وی با استفاده از جنبه ها و مفاهیم آمریکائی به جای نظام قبلی که تحت نفوذ تعلیمات

فرانسوی بود، تأکید را از روی تدریس شفاهی تئوریک برداشت و به کار تجربی و مشاهدات

(دمونستراسیون) معطوف ساخت. وی از بدو گزینش به عنوان ریاست دانشگاه، تلاش کرده است تا تمامی