بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 561

صالح، جهانشاه 1

اوت 1959 مرداد 1338 سرّی

جهانشاه صالح

دکتر جهانشاه صالح که به عنوان مدیر پویا و جراحی حاذق مشهور است، در سال 1951 برای مدت

کوتاهی وزیر بهداری بود، وی این شغل را از 1953 تا 1955 دوباره به عهده گرفت. او از 1947 تا 1955

رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران نیز بود، که در آن سال شاه از وی خواست تا از این سمت استعفا

دهد تا بتواند تمام همّ خود را صرف شغل وزارتش کند. در حال حاضر او که استاد رشته جنین شناسی

دانشگاه تهران می باشد، گزارش شده که از وضعیت نسبتا حقیر خود ناراضی است و ناظران آگاه پیش بینی

کرده اند که وی احتمالاً بار دیگر به عنوان یکی از چهره های سیاسی متنفذ ایران ظهور خواهد کرد. توافقی

کلی وجود دارد مبنی بر اینکه وی از متحدان بی چون و چرای آمریکاست، جایی که ده سال از عمرش را

گذرانده است. او گهگاه توسط همکارانش متهم به تبعیض قائل شدن به نفع آمریکائی ها می شود، طبق

گزارش مجاب شده است که ایران همیشه محتاج مشاوره و کمک های این کشور خواهد بود و مخالف از

سرگیری مجدد نفوذ انگلیس در ایران است.

صالح که در 1905 متولد شده، در مدرسه میسیون مذهبی آمریکائی تهران درس خوانده و در سالهای

1928 و 1933 به ترتیب مدارک لیسانس و دکترای خود را از دانشگاه سیراکیوس نیویورک اخذ نموده

است. پس از تکمیل دوره انترنی در بیمارستان Orange Memorial، به عنوان دکتر جراح مبتدی در

بیمارستان دانشگاه کلمبیا به کار پرداخت. او در بازگشت به ایران در سال 1953، استاد رشته

جنین شناسی دانشگاه تهران و رئیس بیمارستان زنان، یکی از مؤسسات وابسته به دانشگاه شد. وی این

مشاغل را تا سال 1947 که رئیس دانشکده پزشکی شد، حفظ کرد و در آنجا اعتبار خوبی برای متحد

کردن برنامه درسی دانشکده پزشکی به هم زد. وی برای متجدد نمودن دانشکده مطابق برنامه و الگویی

آمریکائی و با تکیه بر تجربه و کار عملی استفاده کرد. گفته می شود وقتی صالح در سال 1955 به

درخواست شاه از ریاست دانشکده استعفا داد تا تمام وقت خود را صرف شغل وزارت بهداری خود کند،

صالح گفته این ظن را داشته که احتمالاً تقاضای شاه براساس توصیه منوچهر اقبال رئیس جدید دانشگاه

تهران صورت گرفته، که می خواسته است کنترل کامل دانشکده پزشکی را به دست گیرد و با روشهای

صالح مخالف است، زیرا آن روشها از توسعه عجولانه دانشکده جلوگیری می کرده اند.

دکتر صالح که در جنین شناسی و زایمان تخصص دارد و دوره رادیولوژی را نیز گذرانده است، مؤلف

کتاب بیماریهای زنان می باشد و مقالات متعددی در مجلات پزشکی می نویسد.

بنا به گزارشات، وی تحقیقات فراوانی را سرپرستی و هدایت کرده است که موجب رضایت وی را

فراهم می آورند. او در رابطه با مسائل علمی مورد علاقه اش سفرهای زیادی نموده است. وی در سال

1949 برای شرکت در کنفرانس صلیب سرخ به سوئد رفت، و در سال 1952 به عنوان بورسیه اصل چهار

(ترومن م) برای بازدید از برنامه های بهداشتی عمومی و مدیریت بیمارستانی از آمریکا دیداری داشت.

وی در سالهای 1954 و 1956 در کنفرانس های سازمان بهداشت جهانی (WHO) در ژنو در

مکزیکوسیتی شرکت نمود که در کنفرانس اخیر به عضویت هیئت مدیره WHO برگزیده شد. وی پس از

پایان کنفرانس مکزیکو به آتلانتیک سیتی در نیوجرسی آمد تا در اجلاس مؤسسه پزشکان آمریکا که در


صفحه 562

آن نیز عضویت دارد، شرکت کند. او در 1958 بار دیگر به آمریکا رفت تا در بیست وسومین مراسم سالیانه

فارغ التحصیلی کالج بین المللی جراحان در لوس آنجلس شرکت نماید. وی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و

عربی احاطه دارد.

صالح در مقام وزیر بهداری، در گذراندن قوانینی برای جلوگیری از کشت خشخاش برای تریاک گیری

به عنوان گامی ابتدایی از یک مبارزه همه جانبه علیه اعتیاد به مواد مخدر در ایران، موفقیت هایی داشته

است. تلاش های او در این زمینه با ارزش توصیف شده اند. او که خود را چهره ای پر حرارت، ولی

احساساتی نشان می دهد، چندین بار در مجلس در رابطه با لایحه تریاک سخنرانی کرده و نمایندگان را به

خاطر تأخیر در گذراندن قانون مذکور و ترس از مخالفت ملاکان مورد شماتت قرار داده است. گفته شده که

صالح بارها نیز با عبدالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه به جدال پرداخته و او را متهم به قصور در

برنامه های بهداشتی نموده است. ابتهاج در یک مورد صالح را متهم کرده بود که ظاهرا از دستورات دیکته

شده توسط سفارت آمریکا اطاعت می کند تا دولت ایران را وادار به خرید لکوموتیوهای دیزلی آمریکائی

نماید، ولی صالح هرگونه اطلاع در این مورد را تکذیب نمود.

هرچند به قول یکی از منابع، صالح از لحاظ سیاسی غیرقابل اعتماد است، ولی در ضدیت با کمونیزم

بسیار مشهور است. وی در سال 1953 ضمن مخالفت فعال با حزب توده، ظاهرا از دولت خواست تا

درباره شایعات آزادی اعضای بازداشت شده حزب توده تحقیق کند، وی در نتیجه توسط نخست وزیر

فضل اللّه زاهدی به خاطر غیرتش در اخراج اعضای آن حزب از وزارت بهداری مورد ستایش قرار گرفت.

بنا بر گزارشی، همسر صالح در سال 1951 در یک جلسه شورای دانشگاه مورد تهدید دانشجویان چپگرا

(تحت نفوذ کمونیست ها) قرار گرفته است. گفته می شود صالح به عنوان یکی از طرفداران شاه با نظام دکتر

محمد مصدق مخالف بوده و گفته است شایسته بود آمریکا برای حل مشکلات ایران در آن زمان دخالت

می کرد. ظاهرا صالح در رابطه با محمد مصدق برخورد متفاوتی با برادر خود، اللهیار صالح داشته است.

اللهیار تا زمان سقوط دولت مصدق به عنوان سفیر ایران در آمریکا خدمت می کرد. یکی دیگر از

برادرانشان هم مدتها در خدمت سفارت آمریکا در تهران کار می کرده است.

جهانشاه صالح از همسر آمریکائی خود سه پسر دارد که از دوازده تا بیست و چهار سال سن دارند.

خانواده مسلمانی هستند، ولی اعتنایی به شعائر اسلامی ندارند، گفته می شود صالح مخالف نفوذ سیاسی

ملاها است. وی در تهران دو خانه دارد، یکی اقامتگاه تابستانی بسیار مجلل اوست، که دارای استخر نیز

می باشد. بنا به گزارشات، خانواده صالح بسیار معاشرتی هستند، و در اکثر میهمانی های آنان، چند نفر از

وزرای کابینه به چشم می خورند. به گفته بعضی از منابع، صالح بسیار خوش صحبت بوده و شخصیت

بسیار نیرومندی دارد، ولی دیگران او را شخصی گزافه گو و خودپسند توصیف می کنند. همه بر این نکته

توافق دارند که او در ایران بسیار محترم داشته می شود و به خاطر صداقت، صناعت و خدمات سازنده اش

مشهور می باشد.


صفحه 563

صالح، جهانشاه 2

خیلی محرمانه

زمان: 24 آوریل 1963 4/2/42 مکان: دفتر آقای صالح در سفارت

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: علی پاشا صالح، کارمند محلی سفارت، مشاور سیاسی چارلزان.

راسیاس، دبیر دوم

علی پاشا در گفتگویی مختصر نکات ذیل را بیان داشت:

1 قرار است برادرش دکتر جهانشاه صالح، رئیس بعدی دانشگاه تهران شود. هر چند علی پاشا

برادرش زنهار داده است که این شغل را نپذیرد، دکتر صالح این سمت را می خواهد و فکر می کند بتواند به

خوبی از عهده آن برآید. علی پاشا به برادرش گفته است که گروههای مخالف موجود در دانشگاه تهران،

وی را یکی از طرفداران شاه می شناسند و لذا در معرض حملات مختلف (منجمله خشونت) قرار خواهد

داشت. علی پاشا همچنین گفت یکی دیگر از نامزدهای سمت ریاست دانشگاه به وی گفته (ظاهرا دکتر

عدل) که شاه او را خواسته و گفته است هر چند نمی خواهد در مسائل مربوط به انتخاب رئیس جدید

دخالتی کرده باشد، ولی شخصا حس می کند دکتر صالح بیش از دیگران کفایت این کار را داشته باشد و

انتخاب او برایش دلپذیر خواهد بود، هر چند دیگر رقبا (یعنی سیاسی و عدل) هم طبعا بایستی مقداری

رأی بدست آورند. (علی پاشا در رابطه با آنچه وی دخالت تمام عیار در امور دانشگاه می شمرد، بسیار

احساساتی شده بود).

علی پاشا همچنین گفت که یکی دو هفته پیش دکتر جهانشاه صالح با برادر دیگرش اللهیار صالح در

سلول زندانش ملاقات کرده و اللهیار ملتمسانه از او خواسته است «تا از قدرت هایی که با آنها در تماس

است، بخواهد تا دانشجویان زندانی را آزاد کنند.» اللهیار گفته است که اگر کسی باید تنبیه شود فقط شخص

اوست. بعد از آن جهانشاه با علم دیداری کرده و ظاهرا این دیدار در تسریع خلاصی دانشجویان زندانی

مؤثر بوده است. علی پاشا گفت دولت در واقع در تلاش بوده است تا به محض حل وفصل مراحل اداری

مثل تعیین میزان جرائم، دانشجویان را آزاد کند.

صالح، جهانشاه 3

جهانشاه صالح رئیس دانشگاه تهران سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

دکتر جهانشاه صالح در 8 می 1963 به سمت ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد. وی در ایران

به عنوان جراح و متخصص بیماریهای زنان مشهور و از سال 1937 در دانشکده پزشکی دانشگاه به

تدریس مشغول بوده است. در 26 ژوئن 1963 به سمت ریاست دانشکده پزشکی انتخاب شد، او این شغل

را در سالهای 1947 تا 1955 نیز به عهده داشته است. دکتر صالح که پزشکی دارای تحصیلات آمریکائی

است و مشهور به صداقت و صناعت می باشد، تلاش داشته است تا در ایران روشهای تدریس آمریکائی را

مورد استفاده قرار دهد. وی در اولین دوره ریاست دانشکده پزشکی، تمامی برنامه های درسی دانشکده

مذکور را تغییر داد. وی با استفاده از جنبه ها و مفاهیم آمریکائی به جای نظام قبلی که تحت نفوذ تعلیمات

فرانسوی بود، تأکید را از روی تدریس شفاهی تئوریک برداشت و به کار تجربی و مشاهدات

(دمونستراسیون) معطوف ساخت. وی از بدو گزینش به عنوان ریاست دانشگاه، تلاش کرده است تا تمامی


صفحه 564

آن را با ایجاد تغییراتی چون برنامه های تحقیقاتی مستقل، امتحانات ماهانه و آموزش ورزش اجباری،

تجدید سازمان و نوسازی کند؛ وی همچنین کوشیده است تا همانندسازی (کپی کاری) در بین دانشکده ها

را از بین ببرد. جنجالی ترین پیشنهاد وی تاکنون، وضع شهریه آموزشی بوده است که اعتراض دانشجویان

را برانگیخت.

اگرچه او برادر یکی از رهبران جبهه ملی یعنی اللهیار صالح است، که اللهیار از لحاظ احترام در بین

ملی گرایان مقام دوم پس از نخست وزیر پیشین محمد مصدق را داراست، ولی دکتر صالح از طرفداران

پروپا قرص شاه می باشد و گفته می شود از مخالفین نظام مصدق بوده است. دکتر صالح بیان داشته است که

آمریکا می بایست برای حل مشکلاتی که از سیاست های مصدق ناشی شده بود، دخالت می کرد. یکی از

بزرگترین مشکلات دکتر صالح، آشوبهای وسیع جبهه ملی در بین دانشجویان دانشگاه تهران است. وی که

از دوستان نزدیک آمریکا و ده سال در این کشور گذرانده است، از سوی همکارانش به تعصب به نفع

آمریکائیها متهم می باشد. گفته می شود که وی اظهار داشته است ایران همیشه به کمکها و مشاوره های

آمریکا نیازمند خواهد بود و مخالف از سرگیری نفوذ انگلیسی در ایران است.

وی در نشان دادن تنفر خود از کمونیزم هیچ ابایی ندارد، فعالانه به مخالفت با حزب توده (کمونیست)

می پرداخته است.

صالح فرزند هفتم از هشت فرزند یک خانواده متنفذ کاشانی است که در سال 1905 به دنیا آمد. پس از

حضور در مدرسه میسیون مذهبی آمریکا در تهران، به آمریکا رفت و از دانشگاه سیراکیوس در سال

1928 لیسانس و در سال 1933 دکترای خود را اخذ کرد. او در بیمارستان اورنج مموریال در نیوجرسی

به انترنی پرداخت و در سال 1953 در بیمارستان دانشگاه کلمبیا به عنوان مبتدی به کار پرداخت. وی در

سال 1936 به ایران بازگشت و استاد رشته کالبدشناسی، و در سال 1941 استاد رشته زنان و زایمان شد.

او از 1936 تا 1937 رئیس بخش زنان و زایمان بیمارستان وزیری بود و در این زمان به ریاست

بیمارستان زنان تهران منصوب شد. وی به هنگام گزینش به عنوان رئیس دانشکده پزشکی تهران در سال

1947، این شغل را رها کرد. صالح در سالهای 1951، 1953 تا 1957 و از 1960 تا 1961 وزیر بهداری

و از 1961 تا 1962 وزیر آموزش و پرورش بود. در دومین دوره وزارت بهداری، وی توانست مبارزه ای

موفق علیه کشت خشخاش برای حصول تریاک و به مثابه نخستین گام در برنامه ای ضد مواد مخدر،

بردارد.

علائق علمی، او را به اقصی نقاط دنیا کشانده است. او در سال 1949 در کنفرانس صلیب سرخ در

سوئد شرکت کرد، و در 1952 به آمریکا رفت تا به عنوان بورسیه اصل چهار در بازدید از برنامه های

مدیریت بیمارستانی و بهداشت عمومی شرکت نماید. وی به عنوان مشاور سازمان بهداشت جهانی

(WHO) از سال 1952 در اجلاس های مختلف این سازمان در نانسی، فرانسه (1952) و در ژنو (1954 و

1956) و در مکزیکوسیتی (1955) شرکت کرد و در اجلاس آخر به عنوان عضو هیئت مدیره WHO

برگزیده شد.

پس از کنفرانس مکزیکو روانه آتلانتیک سیتی نیوجرسی شد تا در اجلاس مؤسسه پزشکان آمریکا

شرکت کند، وی یکی از اعضای این مؤسسه است. او به عنوان عضو کالج بین المللی جراحان از سال

1955، در بیست و سومین گردهمایی سالیانه این سازمان در سال 1958 در لوس آنجلس شرکت نمود.


صفحه 565

وی بار دیگر در سال 1959 به عنوان نماینده ایران در دومین کنفرانس جهانی طب در شیکاگو به آمریکا

آمد.

دکتر صالح به عنوان متخصص زنان و زایمان، چندین کتاب و مقاله پزشکی منجمله یک کتاب درسی

به نام بیماری زنان، و مقالات بسیار در مجلات پزشکی نوشته است. او دارای یکی از بزرگترین مطب های

خصوصی در ایران است. از بیماران او می توان ملکه فرح را نام برد که دکتر صالح در اکتبر سال 1960

نخستین پسر او، یعنی ولیعهد رضا، را به دنیا آورد. او دوست دارد هرگاه فرصتی یابد، دست به تحقیقات

بزند. وی عضو هیئت مدیره انجمن شیروخورشید (صلیب سرخ) نیز هست که همسرش هم در این انجمن،

نقش فعالی ایفا می کند. وی همچنین عضو شورای عالی بازرسی کل کشور، یکی از اصلی ترین نهادهای

برنامه های اصلاحی دولت در ایران است. او عضو آکادمی علوم نیویورک نیز شده، و در سال 1963 یک

مدال آموزشی از دولت ایران گرفته است.

دکتر صالح و زن آمریکائی اش، دارای چهار فرزند هستند، که از ده تا بیست و نه سال سن دارند. وی

مسلمان معتقدی نیست و مشهور است که با نفوذ ملاها مخالف است. یکی از برادرانش به اسم علی پاشا

صالح، از مشاورین سفارت آمریکا در تهران است. خانواده صالح در دو منزل خود در تهران میهمانیهای

زیادی برپا می کنند، که یکی از آنها دارای استخر نیز می باشد. بعضی منابع، دکتر صالح را خوش صحبت و

دارای شخصیتی نیرومند معرفی کرده اند، و دیگران او را شخصی خودپرست و گزافه گو خوانده اند. او

زبانهای انگلیسی، فرانسه، عربی را علاوه بر فارسی به خوبی صحبت می کند.

24 مارس 1964 4/1/43

مرتضی صالحی


صفحه 566

صالحی، مرتضی 1

تاریخ: 12 نوامبر 1976 21/8/55 خیلی محرمانه

از: کنسولگری آمریکا، شیراز 21 Aبه: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: مرتضی صالحی، استاندار جدید خوزستان

مرتضی صالحی، که اخیرا به استانداری خوزستان منصوب شده است، نماینده بورکراتهای زیرک و

جوان است که به طور فزاینده ای مسئولیت های مهم استان های ایران به عهده آنان گذاشته شده است.

صالحی در 1938 متولد شد و تحصیلات دانشگاهی را در انگلستان به پایان رساند (فوق لیسانس در

مهندسی عمران و دکترا در طراحی شهری از دانشگاه بیرمنگام). در بازگشت به ایران او ابتدا در سازمان

برنامه کار کرد، و در آنجا مدیر طراحی شهری و خانه سازی شد و سپس به مدت دو سال و قبل از استاندار

شدن، معاون وزیر کشور در امور توسعه بود. صالحی در صحبت هایش نشان می دهد که چقدر از خودش و

موفقیت هایش خشنود و راضی است.

اکنون او محدودیت های قدرتش و شاید عدم اقتدار شغلش در محیط بورکراتیک که اغلب با

حسادت ها و دوزوکلک همراه است را لمس می نماید. در جریان بازدیدش از خوزستان گفت «من هر

کاری از دستم بیاید انجام می دهم و بقیه کارها را ول می کنم». او مهمترین کار خود در استان را هماهنگ

نمودن برنامه های جاه طلبانه (و بنابراین به شدت ناهماهنگ) توسعه، بخصوص آنهایی که مربوط به

ساختار زیربنایی هستند، می بیند. برای انجام این کار او برنامه ریزی نموده است تا گردهمائیهای مرتب

برنامه ریزی شده ای با مدیرکل های وزارتخانه های مختلف در استان برگزار نماید. به هر حال، او اظهار

می دارد که قدرت قانونی وی در حد زیادی قابلیت ها و کفایت وی را محدود نموده است، زیرا در داخل

وزارتخانه ها سلسله مراتب فرماندهی به جای این که افقی باشد، عمودی است. براین اساس تبعیت

مقامات محلی وزارتخانه ها و در مرحله اول به رؤسای آنها در تهران مربوط می شود، و فقط در درجه دوم

به استاندار مرتبط است. علاوه براین فقط برای حدود 30 تا 35 درصد از بودجه توسعه به صورت غیر

متمرکز عمل می شود تا برای پروژه های محلی در اختیار استان قرار گیرد.

بالاخره، هر چند که صالحی دارای اعتبار قابل توجهی است، ولی ترقی سریع وی در بوروکراسی

احتمالاً فقط به فعالیت های خارق العاده ای وی مربوط نبوده است. بنا به گزارشات او انتصاب خود را در

حد زیادی مدیون وزیر کشور سابق، جمشید آموزگار است. روز بعد از این که آموزگار، دبیرکل حزب

رستاخیز شد و چندین روز قبل از ترمیم کابینه نخست وزیر هویدا، صالحی با تلفن به یکی از دوستان در

وزارت کشور صحبت می کرد. شاید احساس کرده بود که اتفاقاتی در شرف وقوع است، و نمی خواست که

بدون حامی از مشوقی که به وی کمک نماید در سمتی باقی بماند، و از دوست خود می خواست که او را در

جریان اتفاقات و تغییرات وزارت کشور قرار دهد.

در جمع، صالحی به نظر می رسد که فرد زیرک و با لیاقتی باشد. مردم اهواز هم اکنون از او بیشتر از نفر

قبلی طرفداری می نمایند. به هر حال، او تا حد مشخصی در محیطی که باید کار کند، دست بسته باقیمانده

است، زیرا مشخصه محیط کار وی، فقدان اختیارات روشن و واضح بر دیگر مقامات استانی، یک

برنامه ریزی بودجه ای که اهم آن به عهده تهران است، و از هم پاشیدگی سیستم سیاسی ایران، می باشد.


صفحه 567

صالحی، مرتضی 2

تاریخ: 20 اوت 1977 29/5/56 خیلی محرمانه

از: کنسولگری آمریکا، شیراز 36 Aبه: وزارت امورخارجه

مرجع: شیراز 21 A، 12 نوامبر 1976

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک: مرتضی صالحی، وزیر راه و ترابری

با احترام مجدد، اطلاعات اساسی بیوگرافیک در مورد صالحی تقدیم می گردد. انتصاب وی در کابینه

نخست وزیر آموزگار، نشانگر پشتوانه عمده در چیزی است که تا امروز یک خط مشی بسیار موفق در

دولت بوده است.

نه ماه برای اثرگذاری یک مدیر در استانی مانند خوزستان که از نظر اقتصادی مهم است و مشکلات

زیادی آن را احاطه کرده است، زمان زیادی نیست، و صالحی کاری انجام نداده است. تراکم کشتی و کالا

در مقایسه با زمان بر سر کار آمدن صالحی کمتر شده است، ولی احتمالاً راه ها وضع بدتری دارند. هنوز

باید عملیات تعمیرات و بهسازی راه آهن بندر شاهپور انجام شوند و فعالیت های کشاورزی در مناطق

شمالی استان از بین رفته است. مسئله مسکن مانند همیشه غیرقابل حل باقی مانده و ترکیبی از مسائل

زمستان خشک در آبریز رودخانه کارون و مشکلات فنی با ژانراتورهای سد رضاشاه کبیر، نه فقط موجب

خاموشی و کمبود برق در سطح استان شده، بلکه در قطع برق تهران نیز مؤثر بوده است. در حقیقت، در

این گونه موارد صالحی کار زیادی نمی توانست انجام دهد، و شانس زیادی داشت که مورد ملامت قرار

نگرفت.

مهمترین فعالیت صالحی در خلال زمامداریش در خوزستان به نظر می رسد که در زمینه های روابط

عمومی بوده باشد. بوضوح در مقابل استاندار قبلی، او نمایش عظیمی از علاقه مندی به رفاه و بهبود وضع

استان و مردمش اجرا نمود. جراید به طور مرتب عکس های صالحی را در حال بازدید از پروژه ها یا

فشردن دست شهروندان، منتشر می کردند. مذاکرات با مردم در اهواز بلافاصله پس از انتصاب وی در

کابینه همچنین نشانگر تعجب همه گیر در مواجهه با صعود برق آسای صالحی بود، ولی فقط تعداد کمی

می توانستند دلایل اصولی غیر از هنر او در فروختن خودش، ارائه نمایند.

صالحی در شغل جدیدش به بیش از روابط خوب با جراید نیاز دارد. راهها احتمالاً تنها نقطه ضعف در

شبکه ساختار اقتصادی ایران هستند. همان گونه که در مرجع ذکر شد، صالحی دارای تحصیلات خوبی

است و به نظر می رسد کاملاً زیرک باشد. ولی تا زمانی که او نتواند قابلیت خود را در برخورد با بزرگ

راههای ایران نشان دهد، به نظر می رسد که حتی حمایت نخست وزیر آموزگار که تاکنون برای او کارساز

بوده است، از این پس برای نجات او از اشتهار به عنوان یک ایرانی Wunderkind، کافی نخواهد بود.

تامست

صالحی، مرتضی 3

مرتضی صالحی وزیر راه و ترابری خیلی محرمانه

دکتر مرتضی صالحی 39 ساله، دارای فوق لیسانس مهندسی عمران و دکترا در طراحی شهری از

دانشگاه بیرمنگام انگلستان است. از زمان بازگشت به ایران او ابتدا در سازمان برنامه و بودجه به عنوان


صفحه 568

مدیر طراحی شهری و خانه سازی کار کرد و سپس از 1947 تا 1976 معاون وزیر کشور در امور توسعه

بود. در سپتامبر 1976 صالحی استاندار استان خوزستان شد.

در زمان اقامتش در اهواز او رابط مأمورین کنسولگری شیراز بود و آنها او را جوان بورکرات زیرک و

با کفایتی یافتند. به هر حال، ترقی سریع وی در داخل سیستم اداری، شاید به طور کامل مربوط به

قابلیت های بالای او نباشد. او انتصاب خود را در شغل استانداری مدیون روابط محکم با آموزگار، وزیر

کشور وقت بود. این ارتباط در اوت 1977 او را به منصب فعلی در کابینه رساند.

او به اروپا و ایالات متحده سفر نموده است و به انگلیسی صحبت می کند. 24 اوت 1977 2/6/56

صالحی، مرتضی 4

مرتضی صالحی وزیر راه و ترابری (از اوت 1977)

عنوان خطاب: آقای وزیر

در مصاحبه ای که در تهران ژورنال در ژانویه 1978 منتشر گردید، مرتضی صالحی سه اولویت برای

خودش در سمت فعلی، منظور نمود: نظارت و سرپرستی دقیق بر پروژه ها، حذف تأخیر، غیر متمرکز کردن

اختیارات با دادن مسئولیت بیشتر در اجرای پروژه ها به مقامات محلی دولتی. صالحی اهمیت زیادی به

احداث جاده هایی که بنادر جنوبی ایران به شهرستانها و شهرهای مرکزی ایران متصل می نمایند، در جهت

گسترش سریع شهرنشینی، می دهد. او اولویت بسیار زیادی به پروژه کمربندی تهران داده و معتقد است که

این امر به علاوه پروژه قطار زیرزمینی می توانند مسئله ترافیک شهر را حل کنند. پروژه دیگری که صالحی

به آن خیلی اهمیت می دهد، بزرگ راه شش بانده تهران بندر شاهپور است. وی بندر شاهپور و

بندرعباس را بنادری می داند که از نظر توسعه باید در اولویت قرار گیرند. صالحی برقی کردن قطارهای

راه آهن را مهمترین بخش از ایجاد و توسعه سیستم مدرن راه آهن می داند.

صالحی مهندسی عمران و دکترای طراحی شهری را از دانشگاه بیرمنگام، انگلستان، گرفته است. در

بازگشت به ایران، او ابتدا در سازمان طرح و برنامه به عنوان مدیر طراحی شهری و خانه سازی خدمت نمود

و سپس برای دو سال معاون وزیر کشور در امور توسعه بود. او در سپتامبر 1976 استاندار استان

خوزستان شد. صالحی، حدود 40 ساله به زبان انگلیسی صحبت می کند، او به اروپا سفر نموده است.

28 مارس 1978 8/1/57

صالحی، مرتضی 5

مرتضی صالحی وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه (از 11 اوت 1978)

عنوان خطاب: آقای وزیر

مرتضی صالحی به همان سمتی بازگشت که در ژوئیه اوت 1978 تحت امر نخست وزیر جمشید

آموزگار (اوت 1977 اوت 1978) به عهده داشت. وی مقامی سخت کوش، پویا و مصمم و نماینده

تکنوکراتهای زیرک و جوان است که شاه دوست دارد در دولت باشند. صالحی ممکن است ترقی وسیع

خود را در دولت بیشتر مدیون مهارت در کسب اشتهار خود و ارتباط نزدیک وی با آموزگار باشد تا

قابلیت ها و کفایت فنی قابل ملاحظه اش.