که عضو فرماندهی منطقه ای نیست به خاطر کارآیی خود در وزارت ارتباطات، ترابری را نیز به
مسئولیت های خود افزوده است.
11 انتصاب عدنان حسین به دیوان ریاست جمهوری ظاهرا نشان می دهد که صدام سعی دارد در
آینده اختیارات پراکنده و پوشش که به هنگام تصدی معاونت ریاست جمهوری به صورت پنهانی کسب
کرده بود در دفتر خود متمرکز سازد. عدنان نیز احتمالاً بسیاری از نفوذ خود را به عنوان وزیر برنامه ریزی
بدست خواهد آورد و به علت مقام وی در کمیته عالی پیگیری در ریاست جمهوری به قدرت
انتصاب یافته گان جدید اقتصادی مانند وزیر دارایی سمیرالمرزوقی در برابر وزیر برنامه ریزی افزایش
خواهد یافت. ممکن است کابینه جدید از نظر نفوذ نسبی در امور اقتصادی متعادل باشد ولی باید دید که در
این نقاط چه مقدار قدرت متمرکز شده و تا چه حدود در اختیار عدنان و احتمالاً دیگران قرار گرفته است.
12 در مورد ارتقای وزیر دفاع عدنان خیرالله طلفاح به سمت معاونت نخست وزیر ما اولین ارزیابی
مثبت را در مورد عملکرد طلفاح از طرف یک فرد عراقی که دارای رابطه های خوبی در سازمان امنیتی
عراق است شنیده ایم. ظاهرا علیرغم این واقعیت که موفقیت وی ناشی از رابطه خانوادگی (وی پسر خاله
صدام می باشد) است، طلفاح روزی 18 ساعت در وزارت دفاع کار می کند و می گویند معلوماتش در امور
نظامی خیلی بالاست. در این مرحله این امر ضرورت دارد. چون افسران ارشدی که وفاداری شان مورد
تردید است باید تعویض شوند و افراد بعثی جای آنها را بگیرند (که همین امر نیز موجب کاهش میزان
آمادگی، اخلاقیات و قابلیت اعتماد ارتش خواهد شد). در همین حال تجهیزات جدید نظامی اروپایی باید
جایگزین تجهیزات روسی شود (بدون اینکه آمادگی ارتش کاسته شود). بنابراین طلفاح مسئولیت
جدیدی ممکن است نداشته باشد، لیکن دست های وی از هم اکنون آلوده است.
13 در مورد این موضوع که چرا صدام با عجله به اصلاح بافت دولتی پرداخته است نقطه نظرات
بسیاری وجود دارد. قطعا وی مایل است نشان دهد که با کمال قدرت در حال به اجرا در آوردن اقدامات
مورد نظر است. شاید وی می خواهد با این کار رقبای بالقوه خود را از حالت تعادل به دور داشته باشد. ولی
نکته عجیب این است که تغییرات اخیر کابینه بعثی (که در اصل بافت دولتی را تقویت می کرد و موضع
مرکزی حزب را تضعیف می نمود) نظام عراقی را مشابه نظام سوری می نماید، در حالی که یکی از موارد
اصلی مورد اختلاف در سفر اواسط ژوئن اسد به بغداد این بود که قبل از ادغام بافت های دولتی احزاب باید
متحد شوند. ولی به محض به قدرت رسیدن صدام، عراق ناگهان توجه خود را به بافت دولتی (در برابر
تجهیزات حزبی) معطوف می دارد که همین موضوع اذهان سوری ها را به خود مشغول داشته است.
14 علاوه براین در جشن های مربوط بدست گیری قدرت، صدام با اعضای فرماندهی ملی حزب
بعث که در واقع مورد تنفر رهبریت سوریه هستند با سردی برخورد کرده بود. در رژه نظامی 26 تیر ماه
صدام مدت پنج ساعت را در جایگاه احترام گذراند و گهگاه با معاون خود ابراهیم صحبت می کرد ولی
اعضای فرماندهی ملی (میشل عفلق در آنجا حضور نداشت) را کاملاً نادیده گرفت. در جشن 27 تیر ماه
عفلق (که هیچگاه در این ضیافت ها شرکت نمی کند) وادار شد که به رئیس جمهور که نشسته بود نزدیک
شود و به وی تبریک بگوید. اعضای فرماندهی ملی چون علی غنام (سعودی) و عبدالمجید الغفایی (لبنان)
تنها در اواخر همان جشن توانستند به صدام تبریک بگویند (در حالی که در تمام طول پنج ساعت رژه
نظامی در کنار صدام بسر می بردند). تنفر آشکار صدام از اعضای غیر عراقی فرماندهی ملی و استقلال
حساب شده از عفلق، در دمشق از نظرها دور نخواهد ماند.
15 آخرین نکته در مورد معاون جدید ریاست جمهوری. عزت ابراهیم (وزن 37) را می توان با یک
مرد 50 ساله اشتباه گرفت. مطلع شده ایم که وی از اوان جوانی از وضع مزاجی خوبی برخوردار نبوده است
(گزارشات امراض وی را VHG و زخم معده و بدتر از آن منعکس کرده اند) و بسیاری معتقدند که ابراهیم
در پشت نخست وزیری بی قید و شرط کنونی چندان دوام نخواهد آورد. گرچه شایعات موجود در بغداد
متفاوت است، ولی گویی ابراهیم فاقد جاه طلبی است و سر سپرده صدام می باشد. گرچه رئیس جمهور
جدید آن قدر جوان است که نمی تواند وارثی برای خود برگزیند (مانند البکر)، اشغال پست شماره 2 در
چند سال آینده توسط ابراهیم ایده آل خواهد بود. در این مدت صدام با احتیاط بسیار حرکت خواهد
کرد.... و تنها رقیب بالقوه در بخش عالی رهبری را از بین خواهد برد. در این دوره انتقال، صدام احتمالاً
سعی خواهد کرد قدرت خود را در داخل استحکام بخشد. جستجو برای یافتن نسل بعدی رهبریت عراق
(در حالی که رهبر جدید تازه پای به عرصه قدرت گذاشته) در حال حاضر چندان
عراق، شیعیان و مشروبخواری
3 مرداد 58 25 ژوئیه 1979 خیلی محرمانه
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 1590 به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی سی
گزارشگر: ادوارد ال. پک
موضوع: (طبقه بندی نشده) عراق، شیعیان و مشروبخواری
1 تمام متن خیلی محرمانه است.
2 گزارشگر پربار سفر پلترپو درباره عکس العمل حکومت بغداد علیه فشارهای شیعه اش نشان دهنده
یک وجه از نظرات عراقیهاست که از زمان خمینی حداقل مقداری از توجهات را به خود جلب کرده است و
بنا به گفته سفارت در جده ترس خدا را در دل کشورهای همسایه ایران انداخته است. با وجود تأکیدهای
بسیار بر اینکه هیچ مبنایی برای مخالفت شیعیان وجود ندارد و بنابراین لازم نیست کاری علیه آن انجام
شود. عراقی ها ظاهرا درباره علایق سنتی مذهبی تا آنجا که مربوط به مشروب و مشروبخواری است
بی تفاوت باقی مانده اند.
3 با وجود اینکه بغداد بیشتر از دیگر شهرهای عراق جمعیت دارد، ولی با استاندارد غربی کمتر
می توان از آن به عنوان یک مرکز گناه نام برد. با این وصف مشروبات گرچه گران است، ولی در انواع
گوناگون به آسانی بدست می آید. در نتیجه غیرعادی نیست اگر مردان دایم الخمر در پیاده روها و معبدهای
زیرزمینی پائین شهر بغداد مشاهده کنیم، چند کاباره نیز وجود دارد که در آن رقاصه های نیمه لخت
خارجی و مشتریان عراقی بسیاری را در خود پذیرایی می کند.
4 بصره به دلیل اینکه در آنجا مشروبات الکلی به آسانی یافت می شود، برای کویتی هایی که دلشان
می خواهد از ممنوعیت مشروب در مملکتشان فرار کنند به نوعی قبله آمال تبدیل شده است. برای
عراقی ها و آنها که مقیم خارج هستند و کویتی ها در اینجا مشروبات الکلی و دیستکوتکت وجود دارد و
گفته می شود که بعضی از آنها نیز در نتیجه تفریح شبانه به زندان می افتند.
5 ولی هرگز واضح نبوده است که چرا دولت عراق کاری نکرده است که خمینی فکر کند کاری در
جهت بنیادین اسلام انجام شده است. در سالهای نه چندان دور در گذشته بود که مصریها در جواب محافظه
کاری شدید مذهبی در آن کشور قانونی وضع کردند (هرگز به اجرا در نیامد) که فروش مشروبات الکلی به
هتل ها و رستورانها را بنا به خواهش جهانگردان محدود می کرد. با وجود اینکه رژیم بغداد کاملاً دنیوی
است، ولی می تواند کلاً دلایل قانع کننده ای بیابد تا آنچه را که در عراق ممکن است بهانه ای برای خمینی
باشد کاهش دهد و در عین حال به طور ظاهری نشان ندهد که در مقابل فشار سر تسلیم فرود آورده است.
این موضوع در مقابله با آنچه که ظاهرا در سایر کشورهایی که در مورد جمعیت شیعه شان و احیای
بنیادگرایی نگرانی دارند، انجام می شود و از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است.
6 حتی اگر موضوع ایران و مذهب را نیز نادیده بگیریم، موضع عراق بر سر الکل خیلی سرسری است.
از یک طرف، به نظر می رسد که دولت عراق به مشروبات الکلی و مخدرات به عنوان یک سوپاپ اطمینان
در جامعه ای نگاه می کند که سیستم چند حزبی در آن سرکوب است (چون شوروی). علاوه بر این، مردم
طبقه متوسط عراق که از کمبود مواد مصرفی (برخلاف کویت و بحرین) رنج می برند. بدشان نمی آید که
یک بعدازظهری را با یک بطری مشروب وارداتی اسکاچ نیز صرف کنند. از طرف دیگر، گسترش الکلسیم
نیز ایجاد نگرانی های رو به ازدیادی کرده است. مراکز مشروب فروشی صبح زود در بغداد شروع به کار
می کنند و تا اواسط ظهر شلوغ می شوند. مشتریها عموما مشروبخواری های قهاری هستند، و عموما
علاقه مندند که به محض ورود تا جایی که ممکن است مشروب بنوشند. اثرات بعدی آن در میزان زیاد فرار
و غیبت دیده می شود و گاه به گاه شایع می شود که دولت فروش مشروبات الکلی سنگین را ممنوع اعلام
خواهد کرد و نیز میزان تولید آبجوسازی ها را نیز محدود خواهد نمود تا شهروندان به هوش بیایند. با
وجود این سیل مشروبات الکلی در جریان است.
7 قبلاً گزارش کرده ایم (مرجع ب) که کاملاً امکان دارد که دولت عراق بهتر از هرکس دیگر از وجود
یک مشکل مذهبی شیعی آگاه باشد. اگر نخواهیم مته به خشخاش بگذاریم، باید بگوییم که ممکن است
ایدئولوژی بعثی و عدم انعطاف آن رهبریت را از تمرکز برآشوبی با این حوزه وسیع بر حذر داشته است.
پک
گزارش دستگیریها در عراق
25 جولای 1979 3 مرداد ماه 1358 سرّی
از: سفارت آمریکا، لندن 4520به: وزارت امورخارجه، واشنگتن دی سی
گزارشگر: ریچارد اچ. ملتون
موضوع: گزارش دستگیریها در عراق
1 (تمام متن سرّی) اطلاعات زیر به وسیله FCO (احتمالاً وزارت خارجه انگلیس) به هنگام ظهر 25
ژوئیه داده شد (FCO را دقیقا چون یک منبع محفوظ بدارید و با قید غیرقابل رؤیت برای بیگانگان ذکر
کنید):
«چند فقره توقیف در عراق گزارش شده است. توقیف شدگان متهم به توطئه چینی جهت سرنگونی
صدام حسین بوده اند که شامل سپهبد ولید محمود صراط، فرمانده اولین بخش نظامی مستقر در کردستان
می باشد صراط سرپرست پیشین دایره اطلاعات نظامی عراق می باشد وی بعثی است و شهرت نامطلوبی
در اعمال خشونت دارد، وی همچنین دست پرورده رئیس جمهور پیشین البکر نیز می باشد. بنابراین، شاید
به دست گرفتن قدرت به وسیله صدام بتواند حاوی تشنجاتی بیش از آنچه که انتظار می رفت باشد. این
خیر احتمالاً خیلی زود شایع خواهد گردید.»
2 اظهارنظر: FCO قبلاً انتظار داشت که بعضی از افسران نزدیک البکر از میدان بدر برده شوند، لیکن
خبر توطئه چینی توسط صراط مایه شگفتی است. چنین به نظر می رسد که صدام از کاربرد هرگونه روش
خشونت بار ابایی ندارد. بروستر
دستگیری ها در بغداد: توطئه و یا اختلاس و حیف و میل یا هر دو
25 جولای 1979 3 مرداد 1358 سرّی
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 1593 به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی سی. فوری
موضوع: (سرّی) دستگیری ها در بغداد: توطئه و یا اختلاس و حیف و میل یا هر دو
1 تمام متن سرّی
2 بسیاری از منابع دیپلماتیک نوعا مطلع، ظاهرا به این نتیجه رسیده اند که دستگیری گروهی از
مقامات دولت عراق (عدنان حسین، غانم عبدالجلیل، محمد محجوب، فرمانده لشکر یکم محمود صراط)
نتیجه کشف توطئه ای علیه صدام حسین می باشد. طبق اطلاع آنها، این مورد در جریان بازجویی محیی
عبدالحسین مشادی دبیرکل سابق که در 12 ژوئیه علنا از سمت خود برکنار شد (بغداد 1522) لو رفته
است. از قرار معلوم وی به هنگام بازجویی عدنان حسین، جلیل و تعدادی دیگر از افسران عالیرتبه نظامی
را به عنوان دست داشتن در توطئه ای برای سرنگونی صدام حسین افشا نمود نوار اعترافات مشادی، بنا به
قولی 23 ژوئیه به همراه اعترافات دیگر توطئه گران برای اعضای عالیرتبه حزب بعث پخش شده بود. طبق
اظهارات خبرچینان بعضی از دیپلماتها که ادعا می کنند عضو حزب بعث هستند و در جلسه شرکت
داشته اند، صدام حسین وقتی صدا و اعترافات عدنان حسین را از نوار شنید آشکارا به گریه افتاد.
3 گویا نیروی محرک این توطئه سوریه است. گویا عدنان حسین که مسئولیت های مهمی در مذاکرات
وحدت به عهده اش گذاشته شده بود. به وسیله یک مقام دولت سوریه که نام او فاش نشده با وی تماس
گرفته شد و به او مأموریت جایگزینی صدام را با یک دولت مورد قبول تر از نظر سوریه محول کرده بودند.
درگیری ارتش عراق ظاهرا در نتیجه طولانی شدن تماس بین سوریها و عراقی ها از زمان دیدار اولیه
حافظ اسد از عراق در اکتبر گذشته می باشد.
4 برای اینکه این ارزیابی به نتیجه عمیقی برسد، گفته می شود که رئیس جمهور البکر از ترس اینکه
پس از اینکه پس از کشف توطئه، که افسران عالیرتبه متعددی را شامل می شد. و در تلافی آن حمام خونی
راه می افتاد تقاضا کرده است که قبل از اعلام این مطلب به او اجازه استعفا داده شود تا براین خونریزی
نظارت نداشته باشد.
5 اظهارنظر: مطالب زیرین را نیز گزارش می کنیم. زیرا به نظر می رسد که سفارتخانه های متعددی تا
به حال این کار را کرده و یا به زودی خواهند کرد. سناریوی حاضر بیشتر ایجاد سؤال می کند تا جواب. به
نظر ما، مثلاً عوامل سوری خاطرنشان شده به نظر نمی رسد که بتوانند چندان نفعی از یک کودتا ببرند، چه
حکومتی می تواند بیشتر از حکومتی به سرکردگی صدام حسین قابل قبول باشد. گذشته از اینها اگر
عراقی ها می خواهند سوریها را مستحق سرزنش برای مشکلاتی که عموما از طبیعت اوضاع داخلی ناشی
می شود بدانند. حتما دلایلی دارد که ما تاکنون نتوانسته ایم درک نماییم. باوجود این زمان بندی و ترتیب
کلی وقایع درست نیست، چون اگر صدام حسین از مشکلات آتی آن قبلاً آگاهی داشت انتصاب عدنان
حسین در 17 ژوئیه به عنوان معاون نخست وزیر و رئیس دیوان صورت نمی گرفت.
6 اما این امکان که شاید کودتایی در شرف وقوع بوده نیز نمی تواند کاملاً بعید باشد. تنها درگیری
سوریهاست که برای ما قابل درک نیست و دیگر اینکه هیچ یک از مقامات دولت عراق که دستگیر شده اند
دارای آن اعتباری نیستند که بتوانند جانشین صدام و یا البکر شوند.
7 ظاهرا محتمل به نظر می رسد که دستگیری های نظامی و غیر نظامی لزوما باهم رابطه مستقیمی
نداشته باشند. با وجود اینکه توطئه یکی از دلایل منطقی برای نیروهای مسلح است. ولی این وصله به
عدنان حسین نمی چسبد. جرم آنها همراه با عایش، وزیر صنایع و معادن، ظاهرا به عنوان فساد خاتمه
خواهد یافت.
8 آنچه مسلم می باشد، این است که وقایع حاضر باعث شرمساری بیش از حد رژیم گشته و می تواند
مشکلات جدی به بار آورد. از همه نظر، تا این تاریخ صدام کاملاً کنترل را بدست دارد و ممکن توانسته
باشد از یک کودتا جلوگیری کند. پک
توقیفهای شورای فرماندهی انقلاب: توطئه و ارتباط سوریه
27 جولای 79 5 مرداد ماه 1358 خیلی محرمانه
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغدادبه: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
عطف به: الف) بغداد 1601 و قبل از آن ب) دمشق 4953
موضوع: توقیفهای شورای فرماندهی انقلاب: توطئه و ارتباط سوریه
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: در توضیح رسمی که در مورد توقیفهای شورای فرماندهی انقلاب به یک گروه منتخب
حزبی داده شده، دولت ادعا می کند که توطئه ای را که در اصل از طرف سوریه حمایت می شد کشف کرده
است. که در آن با استفاده از انتخابات به عنوان زمینه ای برای نفاق افکندن در صفوف حزب، قصد واژگون
کردن رژیم را داشته اند. (در این توطئه) عناصر نظامی و غیرنظامی هر دو شرکت داشتند و مقامات پائین
دولتی از جمله داماد البکر دستگیر شده اند. اگرچه اظهار می شود که این جریان واقع امر است ولی
درست تر آن است که آن را به عنوان داستانی که صدام حسین می خواهد حزب و از طریق آن دنیا، باور کند.
تلقی کنیم. این داستان شامل تحریکات از خارج، درگیری دست پروردگان کسانی غیر از صدام، و
زمینه ای برای جلوگیری از انتخابات بوده و همه عواملی را که موجب بهبود وضع رئیس جمهوری
می شوند در خود دارد. پایان خلاصه
3 پس از چندین روز اغتشاش و شایعات، رژیم، طبق گزارش، داستان توقیف عدنان حسین و
سایرین را در جلسه ای که در تاریخ 3 مرداد ماه از اعضای وفادار حزب تشکیل شد مطرح نمود. بنابر
گزارشاتی که به ما رسیده، اعلام شده است که توطئه سرنگون ساختن دولت کشف شده است. توطئه در
1354 با حمایت سوریه و توزیع 805 هزار دلار نقد آغاز شد (نزدیک به یک سطر از مطالب به صورت
علائم و ارقام بی معنی مخابره شده است.) (توطئه) قبلی توسط فرمانده لشکر یکم ولید سیرت رهبری شد.
علاوه بر اعضای شورای فرماندهی انقلاب که قبلاً توقیف آنها گزارش شده غیر نظامیان زیر نیز دستگیر
شده اند:
غسان مرهون، رئیس سازمان دولتی منسوجات و یکی از دامادهای البکر.
طاهر احمد، رئیس سازمان دولتی جهانگردی و معاون سابق رئیس امنیت سعدون شاکر. یک کرد.
موعد سعید، رئیس فدراسیون عمومی اتحادیه های کارگری (جانشین محمد عایش).
4 در جلسه مورخ 3 مرداد ماه اظهار شد که توطئه کنندگان با شکیبایی منتظر فرصتی برای اقدام
بودند. استعفای البکر بهانه انجام انتخابات را برای آنها فراهم آورد و انتخابات وسیله ای بود که آنان قصد
داشتند به کمک آن اغتشاش و گرفتاری کافی در حزب بوجود آورده و باعث سقوط صدام شوند. به
توطئه کنندگان که به سادگی ضد دولتی خوانده شدند هیچ رنگ سیاسی بخصوصی داده است.
5 گزارشات دیگری این تعبیر را تکمیل می کنند و به آن شاخ و برگ می دهند. یکی از منابع ما گفته
است که محی عبدالحسین، احتمالاً در 17 تیر ماه به خاطر فعالیت های طرفداری از شیعه و ضد رژیم خود
در پی درخواست آزادی مبارزین توقیف شده شیعه، دستگیر شده است و این چندین روز قبل از زمانی
است که بازجوهای او درگیر آنچه که اینک توطئه واقعی خوانده می شود، بودند. در همین احوال محمد
عایش خواستار برگزاری انتخابات در شورای فرماندهی انقلاب شده بود. طبق اظهار این منبع
عبدالحسین و عایش اعدام شده اند و سایرین هنوز تحت بازجویی هستند.
6 خبرچین ما در جلسه حزبی اظهار می دارد که به درگیری سوریه (در این قضیه) اهمیت کمی داده
شده است. تأکید بیشتر براین واقعیت بود که حمایت سوریه از توطئه به روزهای بد گذشته بر می گردد و
(ظاهرا) ادامه نداشته است. یک منبع موثق دیپلماتیک گفته است که شبلی عیامی (اهل سوریه) که عضو
فرماندهی ملی است نیز بازداشت شده است. اگر این خبر صحت داشته باشد. می تواند ارتباطی بین این
قضیه و سوریه برقرار کند بدون اینکه دولت سوریه را درگیر سازد. ما خبردار شده ایم که خدام هم اکنون (5
مرداد ماه) در بغداد است، و این دلیلی است براینکه دو کشور نه تنها هنوز در جریان مذاکره هستند بلکه در
صددند که بازماندن باب روابط را تضمین کنند.
7 نظریه: یک مقام عراق به ما گفته است که هر تعبیری که از طریق یک منبع دولتی در مورد این
بازداشتها به گوش خارجی ها می رسد دقیقا همان چیزی است که رژیم می خواهد در این باره منتشر شود.
ما باید گزارش ارائه شده به حزب را نیز در این طبقه بندی قرار دهیم.
8 ما متوجه شده ایم که این جریان دقیقا و به چند طریق به نفع صدام است. در حالی که توقیف
دست نشانده های او یعنی جلیل و حسین بر روی قضاوتش سایه ای می اندازد، توقیف داماد البکر احتمالاً
بخشی از توجهات را به سوی دیگر جلب می نماید. همچنین انتخابات را به عنوان چاشنی توطئه قلمداد
کردن موجب می شود که تا مدتهای مدید هیچ کس در حزب جرأت نکند صحبتی از اینکه انتخابات بعدی
چه زمانی انجام خواهد شد، به میان آورد (حساسیت صدام نسبت به جریانات انتخاباتی بر همگان روشن
است). بالاخره، ادعای درگیری خارجی ها در این قضیه، بخشی از مسئولیت ها را متوجه خارج عراق
می کند ولی در عین حال به اندازه کافی این مطلب کم اهمیت جلوه داده شده تا در صورت تمایل صدام
بتوان روابط خوب با سوریه را ادامه داد.
9 واقعیت قضیه (در صورتی که تصور کنیم غیر از مطالب فوق است) احتمالاً چیزی است که فقط
تعداد کمی از مقامات بالا از آن اطلاع دارند. باتوجه به شهرت رژیم عراق در حفظ اسرار، احتمالاً مدتی
وقت لازم است تا این خبر به خارج درز کند. پک
بازداشتها در بغداد، مبارزه دموکراتیک
27 جولای 79 5 مرداد ماه 1358 سرّی
از: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی
عطف به: الف) بغداد 1601، ب) بغداد 1593
موضوع: بازداشتها در بغداد، مبارزه دموکراتیک
1 (تمام متن سرّی است.)
2 خلاصه: یکی از توجیهات معقول تر برای بازداشت های اخیر آن است که صدام، در قبال کسانی که
خواستار انتقال قدرت به نحو دموکراتیک تری بودند و توسط نظامیان و غیرنظامیان با سوق دادن
روزافزون سیاست عراق به سمت غرب، تقویت می شوند، عکس العمل نشان داده است. هر دو موضوع
تحریک کننده هستند و صدام بر همین اساس و احتمالاً به طور افراطی در قبال آنها عکس العمل نشان داده
است. پایان خلاصه
3 گرچه تعدادی نکات کاملاً مبهم در این داستان وجود دارد و قسمت های مختلف این معما دقیقا به
یکدیگر نمی خورند، سناریوی بعدی ممکن است نسبتا به توالی واقعی حوادث نزدیک باشد. در هر مورد
ما متکی به منابع موثق بوده ایم.
4 در جلسه مورخ 19 تیر ماه شورای فرماندهی انقلاب، که طی آن استعفای البکر پذیرفته شد،
آشکار گردید که صدام حسین به کمک یک تصویب صوری قصد دارد ریاست جمهوری را تصاحب کند.
عده ای از حضار، احتمالاً مشتمل بر کسانی که به دلایل دیگری با صدام مخالف بودند، ظاهرا احساس
کردند که چنین عملی مطابق با ایدئولوژی بعثی و یا اصول دموکراتیک آن نخواهد بود. آنها معتقد بودند که
چیزی شبیه انتخابات پنج ساله که برای ژانویه گذشته برنامه ریزی شده بود (و گویا به خاطر مخالفت صدام
هرگز عملی نشد) باید به مرحله عمل درآید. آنان براین اساس در تاریخ 20 تیر ماه (یا در حدود آن) در
منزل محمد عایش ملاقات کردند. در آن جلسه تصمیم گرفتند که در جلسه بعدی شورای فرماندهی
انقلاب به صدام گفته شود که برای انتخاب جانشین البکر و برای مشروعیت دادن به هر کسی که نامزد شده
است (و همگی قبول داشتند که البته این نامزد صدام خواهد بود) برگزاری یک انتخابات لازم است. وظیفه
طرح مسئله به عهده دبیر کل شورای فرماندهی انقلاب محیی عبدالحسین مشادی (MASHADI) گذاشته
شد.
5 در جلسه 21 تیر ماه شورای فرماندهی انقلاب مشادی مطلب خود را طرح کرد. بنا بر گزارش او
مطلب را خیلی با قدرت پیش کشید به طوری که بعد از جلسه دستگیر شد و بعدا با عطف بماسبق، و علنا از
عضویت حزب و شورای فرماندهی انقلاب خلع شد. بدلایلی که نامعلوم است، وی تا 24 تیر ماه فقط یک
نام یعنی عایش را به افراد طرف صحبت خود گفت.
6 به این دلیل بود که عایش قبل از اعلام استعفای البکر در تاریخ 25 تیر ماه، از دولت اخراج و روانه
زندان شد. از قرار معلوم عایش برای مدت زمان کافی از صحنه دور نگاه داشته خواهد شد تا صدام که
توسط شورای فرماندهی انقلاب به ریاست جمهوری برگزیده شده بتواند خود را بدون اطلاع از اینکه چه
کسانی در مبارزه علیه او شرکت داشته اند، با صف بندی جدید منطبق کند. بالاخره عایش وا داد؟ و طبق
گزارش، نواری در مورد جلسه ای که در منزلش تشکیل شده بود ضبط کرد. هنگام پخش این نوار در تاریخ
29 تیر ماه، صدام دریافت که دو نفر از نزدیکترین همکاران وی، یعنی عدنان حسین و غانم عبدالجلیل، نیز
در جلسه فوق حضور داشته اند ولی در این مورد چیزی نگفت. گفته می شود که صدام حسین به خاطر
اینکه به نظر خودش توسط قابل اعتمادترین طرفدارانش به وی خیانت شده، گریسته است. یک رئیس
سابق معدن به نام محبوب به خاطر اینکه عضو برجسته شورای فرماندهی انقلاب در جلسه مزبور بود،
بازداشت شد، ولی ما مطلع شده ایم که کسانی هستند که در آن جلسه حضور داشته اند و هنوز بازداشت
نشده اند، (این ممکن است به خاطر این باشد که موضعی که آنها در آن جلسه ابراز داشته اند، به حمایت از
روش غیر دموکراتیک صدام در بدست گرفتن قدرت بوده است.) در هر حال احتمال زیادی وجود دارد که
توقیف های بیشتری صورت گیرد.
7 بنا بر گزارش، صدام از این نوار برای توضیح مطلب جهت گروه زیادی از طرفدارانش که در حدود
یکم مرداد ماه گردهم جمع شده بودند تا علت این توقیفها برای آنان روشن شود، استفاده کرده است. در
مورد درک اینکه چرا اتهاماتی نظیر طرفداری از انتخابات زمینه معقولی برای زندانی کردن بعضی
اشخاص به حساب می آید، برخی ناظران معتقدند که عباراتی نظیر: جریانات دموکراتیک، به سوی مردم
رفتن، و بخصوص کلماتی مانند انتخابات معنی ویژه ای برای بعثی ها دارد. اینها اصطلاحاتی است که
همواره مورد تأکید جناح طرفدار شوروی (ولی غیر کمونیست) حزب بعث و بسیاری از افسران ارتش که
از مدتها پیش احساس کرده اند که صدام حسین عراق را از متحدین طبیعی اش یعنی کشورهای پیشرو و
مترقی به رهبری شوروی، دور کرده بوده است.
تغییر الگوهای تجاری عراق به الگوهای غربی، قرارداد بستن با سرمایه داران به جای کشورهای
سوسیالیستی، تقویت و گسترش فوق العاده روابط با اروپا و غیره همگی به عنوان نکات مضر به حال روابط
(عراق) با بلوک (شرق) و خلاف مصالح عراق تلقی شده است. بنابراین در این زمینه، انتخابات یک حرف
بی ربطی است و عکس العمل را در صدام برانگیخت که حتی از نفرت فوق العاده وی نسبت به جریانات
دموکراتیک نیز فراتر رفت، زیرا این مطلب کل سیاست وی را مورد سؤال قرار می دهد.
8 در این مبارزه واقعیات تحریک کننده دیگری نیز وجود دارد. روش خشونت آمیزتری که در
ماههای اخیر دنبال شده باعث گردیده است که بعضی از بدگویان صدام وی را متهم کنند که رفتارش به
جای اینکه به سوی دوستان عراق باشد به نفع دشمنانش و بخصوص آمریکاست. برای مثال شایع است که
وی نامه ای از کارتر دریافت کرده است که حاوی قدردانی به مناسبت افزایش تولید نفت می باشد. وی
همچنین متهم است که ایران را، به خاطر موضع تهدیدآمیز و خشنی که دولت عراق در قبال مسائل
کردستان و خوزستان اتخاذ کرده وادار ساخته است که درصدد باز گرداندن مشاورین نظامی آمریکایی
باشد. به علاوه اعراب خلیج فارس به خاطر ترسشان از اهداف نهایی عراق، به آرامی به آغوش آمریکا
رانده می شوند.
9 نظریه: هنگام تغییر رئیس جمهوری منطقا از نظر بسیاری از افراد موقع تأمل و ملاحظه این نکته
است که کشور به کدام سو در حرکت است و چه کسی باید آن را رهبری کند. بنابراین آنان که مخالف صدام
هستند و یا صرفا با به قدرت رسیدن وی موافقت ندارند به هر دلیل به نظر می رسد که قادر بوده اند
حمایت کافی برای مبارزه با وی فراهم آورند. حداقل مطلب این است که وی چگونه با موضوع برخورد
کرده است. او اقدامات سریع و مهمی در قبال تهدید مشهود به عمل آورد، و حتی ممکن است که
عکس العمل اضافی نشان داده باشد. کسانی که مدتها معتقد بودند که صدام حسین علی رغم ظاهر خوبش