بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 640

به برخی تلاشهای مجیدی، به منظور تأمین موافقت او پی بردم و او کاملاً راضی بود. همچنین مجیدی

علاقه خود را به حمایت ایالات متحده برای رساندن ایران به هیئت رئیسه ILOابراز داشت.

به نظر می رسد که وزیر اهمیت زیادی برای قانون کارش قائل است. او متذکر شد که چگونه قانون

مخصوصی برای برقراری آن به عنوان یک سازمان شبه دولتی، خدمات کارگری، مدیریت و دولت داشت.

این قانون هر چند تصویب حزب را داشت، توسط برخی اعضای محافظه کار مجلس تقریبا رد شد. من

استنباط می کنم که چنین برخوردی در تاریخ حزب نادرست است. همان گونه که در گزارش رسمی

ارزیابی خود ذکر نمودم، وزیر نگران دریافت مساعدت خارجی می باشد و ممکن است با دوگ هک و

سایرین درباره این موضوع گفتگو نماید. در خلال این مدت، با موافقت شما، آنچه را بتوانم انجام خواهم

داد. با بهترین آرزوها ارادتمند لئونارد سندمن مشاور کار و اموراجتماعی اداره امور خاور نزدیک و آسیای جنوبی

مجیدی، عبدالمجید 5

2 مارس 1974 11/12/52 خیلی محرمانه

عبدالمجید مجیدی وزیر مشاور در امور سازمان برنامه و بودجه(1)

عبدالمجید مجیدی با قبول منصب جدیدش به عنوان وزیر مشاور در امور سازمان برنامه و بودجه،

دور کاملی زده و به ریاست سازمانی برگشته که مراحل خدمتی خود را از آنجا شروع کرده است. در 45

سالگی، مجیدی یکی از مجریان اقتصادی جوان بسیار شایسته و تعلیم دیده در غرب است که برای

پیشرفت اقتصاد کشور شایستگی زیادی دارد. وی یک کارمند جدی است که تحقیقات شخصی مفصلی

درباره مشکلات کرده و ذاتا ساده و بی پیرایش است و مهارت فزاینده ای در برخورد با جنبه های حساس

سیاسی در دو سمت قبلی وزارتی از خود نشان داده است.

مجیدی معتقدی راسخ به لزوم توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده و یار صمیمی گروه نوگرایان جوان

ایران شامل افراد روشنفکری همچون سرپرست سابق سازمان برنامه، خداداد فرمانفرمائیان، و منوچهر

گودرزی، وزیر سابق کابینه، می باشد. هر چند یک بار مجیدی به عنوان نوچه سرپرست سابق سازمان

برنامه، صفی اصفیا (در حال حاضر وزیر مشاور)، در نظر گرفته شده بود و تصور می شد که فاقد قدرت و

فراست سیاسی لازم می باشد، از آن زمان ذوق و استعداد قابل ملاحظه ای به عنوان یک خط مشی دهنده و

سیاستگذار نشان داده است و به حق یک چهره سیاسی شده است.

ارتباط او با سفارت (هم به صورت رسمی و هم شخصی) به طور کلی عالی بوده است و زمانی که وزیر

کار و اموراجتماعی بود، با حرارت و مشتاقانه از اقدامات بسیار معتدل ما در زمینه کار و کارگری حمایت

می نمود.

مجیدی متولد 11 ژانویه 1928 در تهران (سایر منابع سالهای 1927 یا 1929 را ذکر کرده اند) و پسر

یک حقوقدان عراقی است. به دنبال شغل پدرش، او از دانشکده حقوق دانشگاه تهران در سال 1949

فارغ التحصیل شد و دکترای حقوق (LLD) را از دانشگاه پاریس در سال 1952 دریافت نمود. عضویت

گزارش شده او در حزب غیر قانونی توده، مانع کار وی نشد و پس از یک سال کار با پدرش، به عنوان

مشاور حقوقی به بانک بین المللی توسعه و معدن ایران پیوست. او از بانک، باز هم به عنوان مشاور حقوقی،

1- این عنوان ترجمه شده از سند انگلیسی است و سمت مجیدی معاون نخست وزیر و رئیس سازمان برنامه و بودجه بوده است. م


صفحه 641

به سازمان طرح و برنامه منتقل شد، اما به زودی علاقه وی به کارهای اقتصادی و مدیریت (اداری)

معطوف گردید. در سال 1958 او تا مقام ریاست اداره بودجه سازمان برنامه ارتقاء یافت و توسط دیوید بل

به صورت دانشجوی بورسیه ای وارد مدرسه لاتنر (LOTTENER) هاروارد شد. در آنجا وی در رشته

مدیریت عمومی لیسانس گرفت (61 1960) و در سال 1961 به ایران بازگشت و متصدی اداره جدید

هماهنگی کمک های خارجی شد. در ژوئن 1962، به دنبال یک بحران مالی و یک دگرگونی در وزارت

دارایی، مجیدی برای ریاست قسمت بودجه وزارتخانه معرفی گردید. در سپتامبر 1962 به سازمان طرح

و برنامه مراجعت نمود و معاون رئیس امور اداری و مالی و بعدا برای بار دوم رئیس اداره بودجه سازمان

طرح و برنامه شد. با انتصاب حسنعلی منصور به نخست وزیری در سال 1963، مجیدی به عنوان

سرپرست پست جدید بودجه کل دولت ایران منصوب شد. در سمت جدیدش، که عنوان معاون سرپرست

سازمان برنامه را نیز داشت، مجیدی مستقیما در برابر نخست وزیر مسئول بود. به مدت چهار سال او

مسئولیت اصلی برای تهیه بودجه های سراسری دولت را داشت، که در مقایسه با تهیه بودجه برای هر کدام

از وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف قبل از آن، به نظم و انضباط مالی بیشتر و برنامه ریزی متفکرانه تر و

واقعی تر نیاز داشت. او بودجه را به عنوان ابزاری برای حرکت اجباری به سمت عدم تمرکز به کار می برد و

در انجام چنین کاری، حمایت و اعتماد شاه و نخست وزیر (هم منصور و هم جانشین او هویدا) را به همراه

داشت. در اکتبر 1967، مجیدی در اولین سمتش در کابینه، به عنوان وزیر تولیدات کشاورزی و مواد

معرفی مصرفی شد (وزارتخانه ای که از آن به بعد وجود نداشت، اما رسما توسط مجلس در سال 1968 به

تصویب رسید).

در 24 نوامبر سال 1968، دکتر مجیدی به عنوان وزیرکار و امور اجتماعی به شاه معرفی شد، و در این

سمت تا رسیدن به انتصاب فعلی، باقی ماند. این کار وی در ضمن نظارت بر موضوعات مربوط به کار و

کارگری بود که وی واقعا به عنوان یک سیاستمدار برجسته شروع به پروراندن آن نمود. موضوع ترقی وی

در کار برجسته اش به عنوان رئیس هیئت ایرانی در کنفرانس ژانویه 1969 وزرای کار آسیا در دهلی نو،

مخابره شده است که از طریق روش های جدیدی که وی بعدا برای به کارگیری مؤثر نیروی انسانی و نقش

اتحادیه ها در زندگی کشور برآن اصرار کرد، تأیید شد. در زمینه اتحادیه ها وی سیاستی را که به مدتی

طولانی وجود داشت مبنی بر این که اتحادیه ها باید قبل از به ثبت رسیدن به حزب حاکم ایران نوین

بپیوندند را نقض نمود، هر چند وی مقرر داشت که اتحادیه ها باید تحت راهنمایی و در یک چهارچوبه

معتبر که توسط حزب حاکم تعیین می شود، عمل نمایند. او همچنین از به هم پیوستن سندیکاهای محلی

نساجی و نفت در داخل یک فدراسیون ملی و پذیرش پیوستن اتحادیه های ایرانی به سازمانهای بین المللی

با همان علائق و مشارکت بیشتر ایرانیان در سازمان بین المللی کار (ILO) حمایت کرد.

مجیدی به عنوان یک بازدیدکننده، از اغلب قسمت های اروپا و آسیا دیدن نموده است، از جمله حضور

در اجلاس بانک توسعه آسیا در بانکوک در سال 1965 و بازدیدی از روسیه شوروی در سال 1971.

علاوه بر بورسیه اش در هاروارد، مجیدی یک دوره دو ماهه در حسابداری، تهیه بودجه و ممیزی تحت

سرپرستی برنامه مساعدت های آمریکا (AID) در واشنگتن، در سال 1965 را گذراند و مجددا در سال

1971 در یک برنامه بازدید بین المللی از ایالات متحده دیدن نمود.


صفحه 642

مجیدی، عبدالمجید 6

عبدالمجید مجیدی سرّی

علیرغم توصیف بسیار زیاد (با حرارت) از مجیدی، افراد زیادی در ایران وجود دارند که در چنین

ارزیابی بالائی از تواناییهای وی سهیم نیستند. برخی از نظرات حاکی از این است که او موقعیت کنونی

خود به عنوان رئیس سازمان برنامه را به علت این که فردی قوی نبود و کاری در جهت برهم زدن سکون

وضعیت انجام نداد، از دست داد. وی همچنین به علت عدم وفاداری همیشگی و نسبتا متظاهرانه زنش که

به وی، بی اعتبار است، آنچنان که در برخی محافل او تا حدی موضوع خنده می باشد. وی به مناسبت

جهت گیری در تصمیمش، متمایل (به طرف) فرانسه شناخته شده بود و من دریافتم که این امر ناشی از

تمایل وی در بحث های اولیه در مورد انرژی هسته ای ایران بود.

18 مارس 1975 27/12/53، ویلیام لهفلدت

مجیدی، عبدالمجید 7

خیلی محرمانه

زمان: 30 ژوئیه 1975 8/5/54 مکان: دفتر آقای وینکلر، روابط عمومی

مذاکره با دکتر خسرو ابتهاج

شرکت کنندگان: دکتر خسرو ابتهاج، کارمند سابق سازمان برنامه و بودجه و در حال حاضر بازرگان بخش

خصوصی گوردون وینکلر، مأمور روابط عمومی

دکتر ابتهاج دیروز تلفن زد و درخواست نمود که اگر بشود سری بزند و درد دلی بکند. زمانی که شروع

به صحبت نمودیم، روشن شد که خواست اصلی او روشن کردن اعتبارش نزد من و هر فرد دیگری که من

می شناسم، می باشد. دکتر ابتهاج، دوستی تقریبا با دو سال سابقه، اظهار داشت که از زمان اخراجش از

سازمان برنامه، حدود شش ماه قبل، نامش در تمام جامعه به صورت بدی لکه دار شده است. او می گوید که

دوستانی مدام به او می گویند نمی توانند باور کنند که او به خاطر فساد، اخراج شده است.

دکتر ابتهاج داستان زیر را در مورد شرایطی که منجر به اخراج وی توسط رئیس سازمان برنامه،

عبدالمجید مجیدی، شد، برای من نقل کرد. دکتر ابتهاج تنها فرد مسئول مذاکره با شرکت های خارجی

برای هدایت تکنولوژیکی و به دست آوردن سخت افزار در رابطه با جنبه های مختلف برنامه فضایی ایران

بوده است. او گفت که پاییز گذشته به طور غیر رسمی از طرف نمایندگان راکول و جنرال الکتریک به وی

گفته شد که آنها می توانند ایستگاههای زمینی قابل حمل تکمیل شده با قیمتی بین 5/3 تا 5 میلیون دلار،

تهیه و تدارک نمایند. هریک از شرکت ها به ابتهاج گفته بودند که تکمیل کردن ساخت برای آنها 10 تا 15

ماه طول می کشد. مدت کوتاهی پس از آن، ابتهاج نامه ای از نماینده شرکت بندیکس دریافت نمود که

اظهار می نمود بندیکس می تواند یک ایستگاه زمینی قابل حمل در مدت 5 ماه با قیمتی حدود 4 میلیون

دلار، تولید نماید.

ابتهاج گفت که او سپس نزد مجیدی رفت، که او به نوبه خود شاه را از این سه پیشنهاد غیر رسمی مطلع

نمود و شاه مجوز اقدام برای بندیکس را به مجیدی داد. پس از آن مجیدی به ابتهاج دستور داد که نامه ای

حاکی از تمایل برای بندیکس بفرستد. در نامه جزئیاتی در مورد قیمت گذاری، ساخت و زمان از بندیکس


صفحه 643

خواسته شده بود.

ابتهاج اظهار داشت که او متعاقبا مطلع شد که آقای محوی، عامل بندیکس از کشور، بندیکس را وادار

کرده است که قیمت قبلی را 3/1 میلیون دلار بالا ببرد و کل تخمین سرانگشتی را به 3/5 میلیون دلار

برساند. واضح است که حجم این مبلغ اضافی به جیب محوی می رفت. زمانی که بندیکس رسما پیشنهاد

خود را از 4 میلیون دلار به 3/5 میلیون دلار تغییر داد، ابتهاج با آنها به مجادله برخاست و گفت وی

دریافت که در نتیجه این برخورد، آنها در صدد برآمدند که بار دیگر پیشنهاد خود را تا 4 میلیون دلار

کاهش دهند. به هر حال محوی به آنها گفت که اگر آنها تصمیم به انجام چنین کاری بگیرند، او جدا خواهد

شد و آنها مجبور خواهند بود که خودشان با دولت ایران وارد معامله شوند.

بنا به گفته ابتهاج، کمی پس از آن، جنرال الکتریک آمد و گفت که آنها این کار را با حدود 5/3 میلیون

دلار می توانند در عرض مدت 5 ماه انجام دهند. ابتهاج به طور طبیعی پریشان شد و از جنرال الکتریک

پرسید که آنها چگونه می توانند صحبت خود را تغییر دهند و آنها گفتند هم اکنون تعداد زیادی آنتن مازاد در

بازار هست و می توان فورا آنها را به دست آورد.

ابتهاج متقاعد شد که مسئله در اینجا این است که شاهین آقایان که نمایندگی جنرال الکتریک را دارد

به نخست وزیر و محوی بسیار نزدیک می باشد و محوی هم به علم بسیار نزدیک است. ابتهاج گفت که در

مورد پیشنهاد جدید جنرال الکتریک، مجیدی را مطلع کرده و مجیدی شدیدا عصبانی شده، زیرا قبلاً

اعلیحضرت را مطلع نموده بود که بهترین پیشنهاد از جانب بندیکس بوده است. در هر حال مجیدی به شاه

مراجعه نمود و در مورد این وضعیت با او صحبت نمود، اعلیحضرت از کوتاهی سازمان برنامه در کسب

بهترین پیشنهاد خیلی ناراحت شد. مجیدی همانند ابتهاج، احساس کرد که در برابر شاه تحقیر شده است.

چند روز بعد ابتهاج توسط مافوق خود مطلع شد که مجیدی خواستار استعفای وی شده است. ابتهاج

به آن مافوق گفت مطلقا دلیلی جود ندارد که او استعفا نماید و این که به وی توسط ناظران آمریکائی برخی

اطلاعات مغایر رسیده بود، اما او با کمال صداقت عمل نموده است. بعدها ابتهاج مجیدی را در یک

برخورد اجتماعی دید و از او توضیح خواست. مجیدی گفت که برای اولین بار در مدت تصدی خود، در

برابر شاه ناراحت شده است و او احساس می کند که این مهم است که آنها فعلاً وضعیت را آرام کنند و اینکه

بهترین راه حل برای ابتهاج می تواند تسلیم استعفایش باشد. ابتهاج استعفایش را تقدیم نکرد و در نتیجه از

خدمت منفصل شد.

ابتهاج معتقد است که او در فشار بین علم و هویدا گیر کرده است. به نظر می رسد که این لقمه ای باشد که

به زور برای من گرفته شده است، من از ابتهاج پرسیدم که آیا دلیل واقعی نمی تواند این حقیقت باشد که

مجیدی واقعا در جستجوی بهانه ای برای خلاص شدن از دست وی می باشد. ابتهاج پذیرفت که مسئله

می تواند به این صورت باشد. او اظهار داشت که او پیوسته خاری در چشم بسیاری از مقامات سازمان

برنامه بوده است. زیرا در مورد پیمانها و مذاکرات با تأمین کنندگان خارجی خیلی محتاط و دقیق بود.

ابتهاج گفت که پدرش، احمدعلی ابتهاج در مورد رفع ناراحتی پسرش که به دست مجیدی است، برآشفته

می باشد و علنا با تلاش های بی پایان برای تنزیه نام پسرش، شدیدا سروصدا می کند. ظاهرا ابتهاج بزرگ

به طور علنی اظهار داشته که این ننگ است که فردی مانند مجیدی که قبلاً کمونیست بوده است، در مقامی

باشد که بتواند نام خانواده خوشنام ابتهاج را لکه دار نماید.


صفحه 644

ابتهاج بزرگ ملکه را ملاقات کرد و خسرو و خودش مادر ملکه را دید. تقریبا دو هفته قبل خسرو

نامه ای برای شاه نوشت و اوضاع را بطور کامل شرح داد و از شاه خواست که تحقیق کند و دریابد که او

بی تقصیر است. ابتهاج گفت او مطلع شده است که شاه از سازمان برنامه گزارشی در مورد این وضعیت

خواسته است. این امر از طریق علم صورت گرفته است.

در مورد مجیدی، ابتهاج گفت که سابقه او به عنوان یک کمونیست، او را شدیدا ضد آمریکائی ساخته

است. او گفت که مجیدی پیوسته بر او به علت معامله با شرکت های آمریکائی خرده می گیرد و در یک مورد

به او دستور داد که با یک شرکت انگلیسی وارد معامله شود، که بنا به گفته ابتهاج، برای تحویل قرارداد

همانند شرکت آمریکائی رقیب خود مجهز نبود. قرار داد درخواست آموزش کارشناسان ایرانی در کشور

طرف قرار داشت. هنگامی که ابتهاج ضعف شرکت انگلیسی در مقایسه با تشکیلات آمریکائی را تذکر داد،

مجیدی در جواب گفت که بهتر است کارشناسان ایرانی به انگلستان فرستاده شوند، زیرا انگلیسی ها از نظر

فرهنگی به ایران نزدیکترند تا آمریکائی ها.

مجیدی، عبدالمجید 8

عبدالمجید مجیدی وزیر مشاور در امور سازمان برنامه و بودجه خیلی محرمانه

عنوان خطاب: آقای وزیر

عبدالمجید مجیدی چهل وشش ساله، از ژانویه 1973 وزیر مشاور در امور سازمان برنامه و بودجه

بوده است. او از نوامبر 1968 به عنوان وزیر کار و امور اجتماعی خدمت کرده است. به عنوان وزیر مشاور

او تمام مراتب را تا رأس سازمانی که او مراتب خدمتی خود را از آن شروع کرد، طی نموده است. او یکی از

مجریان اقتصادی سخت کوش و بسیار شایسته و آموزش دیده در غرب است که برای پیشرفت اقتصادی

ایران شایستگی زیادی دارد.

مجیدی معتقدی راسخ در لزوم توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده می باشد. او استعداد قابل توجهی

به عنوان یک سیاستگذار از خود نشان داده است و به حق یک چهره سیاسی شده است.

مجیدی در رشته حقوق از دانشگاه پاریس، دکترا و در رشته اقتصاد از دانشگاه هاروارد، لیسانس

گرفته است. او یازده سال تجربه در سازمان برنامه دارد که پنج سال از آن را در رأس اداره مرکزی بودجه

بوده است. زمانی که وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی در سال 1967 به وجود آمد، وی به عنوان

اولین رئیس آن برگزیده شد. به عنوان یک بازدیدکننده، مجیدی بیشتر آسیا و اروپا را دیده است. او یک

هیئت نمایندگی را در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1971 و در ایالات متحده در سال 1974 رهبری

نمود. آقای وزیر یک فرد خوش پوش است و پیپ می کشد. از جمله علائق او کشاورزی و هنر است.

او انگلیسی را بسیار عالی و فرانسه را خوب صحبت می کند. همسرش منیر وکیلی رهبر اپرا در ایران

است. او اپراهای چندی را تهیه، رهبری و اجرا کرده است. خانواده مجیدی یک دختر 18 ساله دارند.

برادر مجیدی، محمد، رئیس بانک رفاه می باشد. 5 نوامبر 1975 14/8/54


صفحه 645

مجیدی، عبدالمجید 9

SRF (تسهیلات ویژه گزارشگری)(1)سرّی 23 اوت 1977 1/6/56

4 عبدالمجید مجیدی (رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه) در مقایسه با آنچه بیشتر انتظار می رفت

یک سپر بلا باشد، چیزی شبیه یک بازنده در جنگ بود. در حقیقت مجیدی از مقامش در سازمان برنامه و

بودجه به علت کمی قدرت کنار گذاشته شد. به هر حال، او نمی توانست سهم عمده مسئولیت را به عهده

داشته باشد و کسی که باید تنبیه و مجازات می شد، او نیست. حقیقت امر این است که شاه کلیه مسائل

مربوط به نیرو برق را قبضه کرده بود. طرحهایی که امروزه عدم کفایت آن ثابت شده است، شخصا توسط او

به تصویب رسیده بود و اختلافات بین سازمان برنامه و بودجه و وزارت نیرو در مورد اختصاص بودجه در

زمینه نیرو چندین سال قبل توسط شاه تصمیم گیری شده بود. این مسئله به طور گسترده ای معلوم شده

حداقل در ارتباط با وزارتخانه ها که شاه خودش تصمیماتی گرفته که غلط بودن آن به اثبات رسیده

است. با وجود این، مجیدی رسما توبیخ شده بود، اما با ملایمت (اظهارنظر منبع: خشم شاه در مورد بحران

برق به میزان وسیعی نتیجه مستقیم اشتباهات خودش در این زمینه است). وزیر مختار رایزن سیاسی

مجیدی، عبدالمجید 10

خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

عبدالمجید مجیدی مدیرکل بنیاد فرح پهلوی (از اوت 1977)

عنوان خطاب: دکتر مجیدی

به عنوان مدیرکل بنیاد فرح پهلوی، عبدالمجید مجیدی فعالیت های خیرخواهانه علیاحضرت را

هماهنگ می کند. بنیاد در زمینه های پرستاری، آموزشگاهها، باشگاه جوانان و اردوها عمل می کند.

مجیدی یک مجری سخت کوش و بسیار لایق و آموزش دیده در غرب است و قبلاً در مقام وزیر مشاور در

امور سازمان برنامه و بودجه طی سالهای 1977 1973 خدمت کرده بود و مقام خود را در نتیجه سقوط

نخست وزیر، امیرعباس هویدا، از دست داد. زمانی که او در کابینه بود، ارتباطاتش با سفارت آمریکا به

طور کلی بسیار عالی بود. (خیلی محرمانه)

مجیدی در حقوق از دانشگاه پاریس، دکترا و در اقتصاد از دانشگاه هاروارد، لیسانس دارد. او

مجموعا دارای تجربه ای سیزده ساله در سازمان برنامه است. زمانی که وزارت تولیدات کشاورزی و مواد

مصرفی در سال 1967 ایجاد شد، او اولین رئیس آن بود. او طی سالهای 1973 1968 وزیرکار بود.

(بدون طبقه بندی)

مجیدی 49 ساله، انگلیسی را عالی و فرانسه را خوب صحبت می کند. او در سال 1971 و 1974 از

ایالات متحده و در سال 1971 از اتحاد جماهیر شوروی دیدن کرد. (بدون طبقه بندی)

13 دسامبر 1978 22/9/57

محمدحسن مرشد

1- واحد تابعه سیا(CIA) در سفارت


صفحه 646

مرشد، محمدحسن 1

تاریخ: 12 اکتبر 1978 20/7/57 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران 131 Aبه: وزارت امورخارجه

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک در مورد انتصابات جدید

دکتر محمدحسن مرشد در 9 اکتبر، به جای نصراللّه مژدهی، وزیر بهداری شد. مرشد در 1903 در یزد

متولد شد و یک پزشک است. بعد از اخذ دکترایش از دانشگاه تهران، وی یک مدرک پیشرفته در بهداشت

از دانشگاه کلمبیا گرفت. وی متعاقبا در وزارت بهداری در سمت های مدیر کل بخش بهداشت و معاونت

پارلمانی وزیر خدمت کرد. مرشد در سال 1975 به عنوان نماینده مجلس سنا از تهران انتخاب شد.

مرشد، هر چند در موضوعات مربوط به بهداشت عمومی تجربه دارد، تفاوت بارزی با سلف خود که

یکی از رهبران سیاسی بالقوه در کابینه بود، نشان می دهد. مرشد سن متوسط کابینه را که از قبل هم دولتی

پیر بود، بالا برده است. او مقالاتی در زمینه بهداشت عمومی منتشر کرده است. او انگلیسی صحبت می کند.

مرشد، محمدحسن 2

محمدحسن مرشد وزیر بهداری و رفاه اجتماعی خیلی محرمانه

عنوان خطاب: آقای وزیر

در 16 نوامبر 1978، محمدحسن مرشد در کابینه غلامرضا ازهاری، نخست وزیر، همان وزارتخانه ای

را که به مدت یک ماه (اوت نوامبر 1978) در دولت جعفر شریف امامی اداره می کرد، تحویل گرفت.

مرشد یک طبیب و یکی از مقامات سابق وزارت بهداری است و کاملاً برای بخش بهداری وزارتخانه خود

از نظر تحصیلی واجد شرایط است. او باهوش و طرفدار ایالات متحده است. در گذشته او با مقامات

ایالات متحده همکاری می کرده است.

مرشد در شهر کوچک یزد متولد شد. او دکترای طب را از دانشگاه تهران دریافت نمود و در سال

1949 آموزشهای سازمان بهداشت جهانی را گذراند و در سال 1950 با بورس اداره همکاریهای

بین المللی ایالات متحده، در رشته بهداشت عمومی در دانشگاه کلمبیا فوق لیسانس گرفت.

مرشد در اوایل خدمتش مشاغلی به عهده گرفت که از نزدیک در تماس با مراقبت های پزشکی بود:

مدیر اداره بهداری یزد، رئیس کلینیک بیماری های مقاربتی در بیمارستان دولتی نجات تهران، و معاون

رئیس و سپس رئیس بخش پیشگیری پزشکی در اداره بهداری تهران. در سال 1960 او به قسمت های

اداری پزشکی رفت و به عنوان معاون مدیرکل و سپس مدیرکل بهداری در وزارت بهداری خدمت کرد. او

در سال 1963، معاون فنی وزیر شد و از 1964 تا 1975 به عنوان معاون پارلمانی وزیر فعالیت نمود. او در

سال 1960 به نمایندگی مجلس شورا انتخاب شد، ولی کمی پس از آن به دلیل نامعلومی استعفا داد. در

سال 1975 او به نمایندگی مجلس سنا انتخاب گردید.

مرشد مقالات و رساله هایی در موضوعات پزشکی نوشته است. او حدود 75 سال دارد. به زبان

انگلیسی صحبت می کند. مرشد ازدواج کرده و دارای فرزند است. 29 نوامبر 1978 8/9/57

قاسم معتمدی


صفحه 647

معتمدی، قاسم 1

قاسم معتمدی رئیس دانشگاه اصفهان

عنوان خطاب: دکتر معتمدی

دکتر قاسم معتمدی، حدودا 51 ساله، از سال 1967 رئیس دانشگاه اصفهان بوده است. او سابقا از

سال 1964 به عنوان معاون وزیر بهداشت در امور اجرائی و فنی خدمت کرده است. به عنوان رئیس

دانشگاه، بر پنج دانشکده ادبیات و علوم انسانی، داروسازی، تعلیم و تربیت (احتمالاً تربیت دبیر م)،

علوم و پزشکی ریاست می کند. او همچنین رئیس دانشکده پزشکی می باشد. دانشگاه در سال 1949

تأسیس شده است و اکنون بیش از 300 نفر عضو هیئت علمی و بیش از 3000 دانشجو دارد.

معتمدی در سال 1951 از دانشگاه تهران مدرک پزشکی و در سال 1955 از دانشگاه کالیفرنیا در

برکلی فوق لیسانس بهداشت عمومی (M.P.H) دریافت نمود. او دوره انترنی و رزیدنتی را در بیماریهای

قفسه سینه همراه با تأکید مخصوص روی سل، بین سالهای 1957 و 1961 به اتمام رساند. بیشترین تجربه

دکتر معتمدی در اپیدمی لوژی بوده است. او مقام مدیر کلی بهداشت استان را در آذربایجان شرقی و غربی،

استان مرکزی و اصفهان عهده دار بوده است. معتمدی بخش اپیدمی لوژی را در وزارت بهداری پایه گذاری

کرد و سپس به عنوان رئیس بخش پیشگیری و کنترل امراض مسری در وزارتخانه خدمت نمود.

دکتر معتمدی بنیانگذار انجمن بهداشت ایران است. او یک جهانگرد است. وی انگلیسی صحبت

می کند.1 مارس 1976 10/12/54

معتمدی، قاسم 2

تاریخ: 27 فوریه 1977 8/12/55 محرمانه

از: کنسولگری آمریکا در اصفهان 018به: وزارت امورخارجه واشنگتن سفارت امریکا، تهران

موضوع: رئیس دانشگاه اصفهان، وزیر علوم و آموزش عالی می شود.

1 رادیو ایران انتصاب 26 فوریه 1977 دکتر قاسم معتمدی به عنوان وزیر علوم و آموزش عالی را به

جای دکتر عبدالحسین سمیعی اعلام کرد. دکتر معتمدی به مدت ده سال رئیس دانشگاه اصفهان بوده

است. هنوز جانشینی برای ریاست دانشگاه اصفهان اعلام نشده است.

2 دکتر معتمدی در پزشکی تحصیل نموده است و شغل خود را در بهداشت عمومی، تقریبا در ده سال

پیش با قبول اداره دانشگاه اصفهان، زمانی که یک دانشگاه استانی فاقد کارایی و راکد و خیلی عقب تر از

رقیبش در شیراز یعنی دانشگاه پهلوی شیراز بود، شروع کرد. طی دوران تصدی معتمدی، یک محوطه

مدرن شبیه پارک در روی زمینی که از نظر تاریخی متعلق به سلسله صفوی می باشد، ایجاد شده است. این

دانشگاه هر چند هنوز از نظر وسعت برنامه و استانداردهای دانشگاهی از دانشگاه پهلوی عقب می باشد،

شروع به رشد و برنامه ریزی برای آینده کرده است. بنا به گفته معتمدی، عاملی که پیشرفت آن را محدود

می کند، کمبود هیئت علمی و مدیران قابل و شایسته است و نه کمبود بودجه. با 18 ساعت کار در روز و

شور و ذوق برای نتایج کارهای علمی و فقط حمایت شاه از آن، معتمدی شخصا مسئول بسیاری از این

تحولات و پیشرفت ها می باشد. معتمدی اشتهار دارد به این که خود را با جزئیاتی پایین تر از سطوح عادی

سرگم می کند و کلیه تصمیمات را شخصا می گیرد. در خلال بیشتر مدت اقامتش در اصفهان، انتظار