شود. او به این مقام رسید و در 1956 سرپرست شد. در آن زمان اداره تحت نظارت مستقیم معاون وزیر
اطلاعات در امور پارلمانی، ناصر ذوالفقاری بود. در دسامبر 1958 در نتیجه اختلافاتی که بین معینیان و
ذوالفقاری بوجود آورده بود، ذوالفقاری استعفا داد و شغل معینیان مستقیما تحت نظر نخست وزیر قرار
گرفت.
به عنوان معاون نخست وزیر و مدیر اداره انتشارات و رادیو، معینیان گهگاه با مقامات ایالات متحده
ملاقات می نمود. پس از بحران موشکی کوبا، او عکس العمل های عموما ضد آمریکائی در مطبوعات ایران
را به روحیه مصلحت جویانه ناشران و مؤلفان، شدت فعالیت های تبلیغاتی روسها و گرایش به سمت عادی
کردن روابط ایران و شوروی نسبت داد. او توصیه می کرد که سازمان اطلاعات ایالات متحده هدایت
روزنامه نگاران را به عهده بگیرد (با کمک اداره او) تا از القاء نقطه نظرات امریکائی در جراید، اطمینان
حاصل شود. در فوریه 1963، او وزیر راه در کابینه دوم علم شد. زمانی که جهانگیر تفضلی وزیر اطلاعات
در ماه ژوئن استعفا داد، معینیان آن وزارتخانه را در دست گرفت. او شغل خود را در سومین کابینه علم
(اکتبر 1963) و در کابینه منصور (مارس 1964) حفظ نمود. به عنوان وزیر اطلاعات، معینیان کلیه
ایستگاههای مهم رادیویی را مدیریت می نمود، کلیه اعلانات روزمره دولت را صادر و منتشر می کرد، و
زمانی که موارد بحرانی پیش می آمد، تنها منبع صدور اطلاعات به مطبوعات بود. او همچنین حق حکومت
و اختیار انحصاری بر مطبوعات داشت. معینیان از سانسور به عنوان وسیله کنترل و خنثی کردن تلاش های
شوروی برای نفوذ در رسانه های خبری ایران، دفاع می کرد. معینیان در نوامبر 1964 مریض شد. او
ظاهرا از یک مورد جدی آب آوردن زانو رنج می برد. به علت وضعیت سلامتی وی، او در کابینه امیرعباس
هویدا در ژانویه 1965 از وزارت اطلاعات برداشته شد. او حدودا هشت ماه بستری بود و لازم شد برای
ادامه معالجه به استرالیا برود. پس از بهبودی، او رئیس دبیرخانه مخصوص شاه شد. معینیان ازدواج کرده
و دارای یک دختر است که در 1956 متولد شد. او در 1952، 1957 و 1959 به دعوت دولت های
مختلف از اروپای غربی بازدید به عمل آورده است. او علاوه بر زبان مادری خود، فارسی، به زبان فرانسه
صحبت می کند و آگاهی کمی از زبان انگلیسی دارد. ژوئیه 1968 تیر 1347
محمدحسین شمس الدین مفیدی
مفیدی، محمدحسین شمس الدین 1
شمس الدین محمدحسین مفیدی وزیر علوم و آموزش عالی (از 16 نوامبر 1978) خیلی محرمانه
عنوان خطاب: آقای وزیر
شمس الدین مفیدی یک معلم قدیمی خیلی محترم محقق و مدیر دانشگاهی است و یکی از چهره های
با شخصیت و مهم پزشکی ایران و مشهور در جهان در انگل شناسی و بیماریهای مناطق گرمسیری
می باشد. در انتصاب به وزارت علوم، او یکی از سخت ترین وظایف کابینه را متقبل شده است. به علت
نارسایی ها و نقایص در روش تحصیل، هیئت علمی و تسهیلات، دانشگاهها نقطه مرکزی ناآرامی ها،
تظاهرات و اغتشاشات بوده اند. مفیدی بایستی پشتکار و مقاومت خارق العاده ای به خرج دهد تا مراکز
آموزشی را تحت نظر در آورد.
مفیدی پس از دریافت مدرک دکترای پزشکی از دانشگاه تهران در 1945، در 1946 دستیار و در
1949 دانشیار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد. از 1949 تا 1950 او دستیار رئیس انستیتو پاستور
برای انگل شناسی و تحقیقات در مورد اپیدمی لوژی بود. پس از یک سال مطالعه در ایالات متحده در
دانشگاه جونز هاپکینز (Jons Hopkins) او در بهداشت عمومی تخصص گرفت (1951). او در 1959 از
ایالات متحده بازدید کرد. در سال 1966 مفیدی رئیس دانشکده بهداشت عمومی در دانشگاه تهران شد،
و در 1969 نایب رئیس دانشگاه در امر تحقیقات و پایان نامه ها در دانشگاه گردید. او بعنوان دبیرکل
شورای مرکزی دانشگاهها (زیر نظر وزارت علوم و آموزش عالی) از 1974 تا 1977 خدمت نمود. او
رئیس دانشگاه رضاشاه کبیر بود که وارد کابینه شد.
مفیدی 57 ساله، آرام، بی نهایت با ادب و مردی جالب توجه است. او یک مسلمان متعهد است. دکتر
مفیدی عضو انجمن بهداشت عمومی امریکا و انجمن سلطنتی بیماریهای مناطق گرمسیری است. او
انگلیسی، فرانسه و آلمانی صحبت می کند. متأهل است و دو فرزند دارد. 28 نوامبر 1978 7/9/57
ایرج مقدم
مقدم، ایرج 1
خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
ایرج مقدم عضو کابینه ؛ معاون مدیرکل سازمان صنایع نظامی
عنوان خطاب: تیمسار مقدم
نخست وزیر، غلامرضا ازهاری، سپهبد ایرج مقدم را به عنوان عضو کابینه ای که در 6 نوامبر 1978
تشکیل شد، انتخاب نمود و او را به سرپرستی وزارت نیرو گماشت. تیمسار، که عنوان وزیر را ندارد، شغل
خود را به عنوان معاون مدیرکل مهمات سازی و کارخانجات سازمان صنایع نظامی حفظ کرده است.
سازمان صنایع نظامی که تحت امر وزارت جنگ است، کنترل تهیه تجهیزات نظامی را برعهده دارد، مواد را
تهیه و توزیع و کارخانجات مهمات سازی را سرپرستی و هدایت می کند.
در وزارت نیرو، تیمسار نقش سرپرستی را به عهده خواهد داشت، در حالی که یکی از معاونین وزیر در
حال حاضر وزارتخانه را اداره می نماید. به علت قطع برق که ایران را فلج نموده است، وزارت نیرو هدف
خوبی برای انتقادات مردم، به علت عدم مدیریت و فساد بی دلیل اظهار شده، درآمده است. مقدم یک مدیر
با تجربه است و توسط امریکائیانی که با وی سروکار داشته اند، فردی زیرک، لایق و هم مشرب ملحوظ
شده است.
مقدم در 1971 به سرلشگری ارتقا یافت و به عنوان ریاست مهمات سازی از حداقل اکتبر 1971 تا
اکتبر 1976 در سازمان صنایع نظامی کار کرد، و در آن زمان شغل فعلی خود را گرفت. او متعاقبا به درجه
سپهبدی ارتقا یافت. اطلاعات بیشتری در مورد وی فعلاً در دست نیست. 28 نوامبر 1978 8/9/57
ناصر مقدم
مقدم، ناصر 1
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان غیرقابل رؤیت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و
اقتباس اطلاعات تحت نظر تهیه کننده شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است.
ناصر مقدم رئیس ساواک (از ژوئن 1978)
عنوان خطاب: تیمسار مقدم
سپهبد ناصر مقدم، که جایگزین تیمسار نعمت اللّه نصیری، رئیس ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت
کشور) شد، دارای سوابق خدمتی اطلاعاتی از اواسط دهه 1950 است. او قبلاً در ساواک خدمت کرده و از
خیلی قبل، پیش از این که واقعا این شغل را به دست آورد، آرزو داشت رئیس آن شود. (خیلی محرمانه)
مقدم بیش از نفر قبلی خود، هماهنگ با اوضاع سیاسی جاری ایران در نظر گرفته می شود. او باهوش،
جدی و سخت کوش است. وی تمایل دارد که بیش از حد سرّی محسوب شود، به عنوان رئیس اداره دوم
(اطلاعات) در ستاد بزرگ ارتشتاران از 1973 تا 1978، با افسران امریکائی فقط بریک اساس مثل به
مثل همکاری می کرد. (خیلی محرمانه)
مقدم همیشه خود را خدمتگذار شاه فرض کرده است. در رویارویی با تظاهرات فزاینده ضد دولتی،
وی به عنوان یک اصلاحگر جهت تغییر چهره ساواک بر سر کار آورده شد. او عهده دار برقراری و اجرای
سیاست هایی شده است که شیوه انسانی تری را به سازمان هایی که با ایرانیان سروکار دارند، وارد خواهد
کرد و وی بسرعت جهت اعمال کنترل دقیق تری بر اداره سوم (امنیت داخلی)، که در گذشته کم وبیش
اختیار دستگیری مردم را بنا به تشخیص خود داشت، حرکت کرد. تغییرات تندروانه در دستورات
عملیاتی ساواک و بازداشت تیمسار نصیری در اکتبر (او بعد از برکناری از ساواک، سفیر ایران در پاکستان
شد و سپس مجددا احضار گردید)، مقدم را در ریاست واحدی قرار داده که در یک حالت بی نظمی است.
ادامه خشونت، کنترل توده های مردم را از دست او خارج کرده است و ارتش اکنون اجازه دارد روی
تظاهرکنندگان آتش بگشاید. در نوامبر 1978 مقدم دوبار با رهبر مخالفین، مهدی بازرگان، جهت
دستیابی به نوعی توافق بین جبهه ملی و دولت، مذاکره کرد، ولی موفق نبود. (سرّی)
مقدم لیسانس حقوق از دانشگاه تهران دارد. انگلیسی او خوب است، ولی وی به قابلیت خود اطمینان
ندارد و اغلب از مترجم استفاده می کند. (خیلی محرمانه) 8 دسامبر 1978 17/9/57
جواد منصور
منصور، جواد 1
زمان: 28 نوامبر 1963 7/9/42خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: آقای جواد منصور، بانک توسعه (برادر حسنعلی منصور) چارلز ان.
راسیاس مکان: محل اقامت آقای هرتز، رایزن سیاسی
موضوع: تشکیل حزب ایران نوین
در پاسخ به سؤالات و نظریات من، آقای منصور اظهارات زیر را بیان داشت:
1 حزب ایران نوین ایده برادرش (حسنعلی منصور، رهبر گروه کانون ترقی در داخل و خارج مجلس)
بود. هر چند که طرحهای حسنعلی منصور برای چنین حزب سیاسی جدیدی نیاز به تصویب اعلیحضرت
داشت، اما شاه برای تشکیل آن توصیه ای ننمود.
2 البته هسته مرکزی و گروه حاکم در حزب ایران نوین، کانون ترقی خواهد بود که حامیانی در مجلس
و سنا و نیز در خارج از دستگاه دولتی دارد. کانون ترقی باید به عنوان یک گروه مطالعاتی و تحقیقاتی در
خارج از عرصه سیاسی به فعالیت ادامه دهد.
3 هر چند در حال حاضر، تشکیل یک گروه مخالف در مجلس زیاد مورد انتظار نیست، این احتمال
وجود دارد که سرانجام یک گروه مخالف در داخل حزب ایران نوین تشکیل شود. این گروه مخالف، به
برنامه اصلاحی و اهداف کلی حزب ایران نوین وفادار خواهد بود، اما مخالفت خود را براساس
«چگونگی های» برنامه و نه براساس «چه ها» و «چراها» بنا خواهد نمود. این گروه از حزب ایران نوین
جدا خواهد شد و تشکیل یک گروه مخالف وفادار را خواهد داد.
اظهارنظر: آقای منصور یک کارمند سرویس خارجه ایران در بانک توسعه می باشد. او با یک خانم
آمریکائی ازدواج کرده است و پنج دختر دارند و در ایالات متحده تحصیل نموده و در دانشگاه کالیفرنیای
جنوبی حضور داشته و از دانشگاه کالیفرنیا فارغ التحصیل شده است. وی در رشته مدیریت بازرگانی
مدرک بالائی و در علوم سیاسی مدرک پایین تری کسب نموده است. همان طور که انتظار می رود،
انگلیسی را خیلی خوب صحبت می کند. پست های دیپلماتیک او در واشنگتن (53 1951) و در جنوا
بوده است.
او باهوش و در صحبت کردن ماهر است. او ظاهرا نسبت به هر پیشنهادی که او یا یکی از افراد خانواده
او را مناصب دولتی به حمایت از اعلیحضرت مقید می کند، حساس می باشد.
آقای منصور حدودا 38 ساله است، 5 فوت و ده اینچ قد دارد و در شرف طاس شدن می باشد و از نظر
فیزیکی وضع خوبی دارد. در این ملاقات اولیه، او این احساس را در حد زیادی در من به وجود آورد که
یک کارگزار بسیار فرصت طلب می باشد.راسیاس
منصور، جواد 2
تاریخ: 30 دسامبر 1964 9/10/43 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان فقط استفاده داخلی
از: منبع کنترل شده امریکائی (CAS) به: رئیس بخش سیاسی
موضوع: احتمال تعویض معینیان وزیر اطلاعات
مطالب زیر جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که مایلید از آنها در محدوده امنیتی تعیین شده به
عمل آورید، می باشد. هرگونه گزارشی از جانب شما در مورد این اطلاعات باید قید «غیر قابل رؤیت برای
بیگانگان» را داشته باشد، ولی نیازی به ذکر CAS به عنوان منبع نیست. منبع یک ایرانی پرقدرت و با نفوذ
(B) می باشد که دارای ارتباطات خوبی در میان مقامات رسمی دولتی و محافل مطبوعاتی است.
معینیان، وزیر اطلاعات هنوز از ورم شدید زانو رنج می برد و واقعا قادر به راه رفتن نمی باشد و انتظار
نمی رود که تا چندین هفته دیگر بتواند به سر کار خود برگردد. شاه از عدم توانایی فیزیکی معینیان مطلع
است و در اواخر دسامبر اظهار داشت که به محض اینکه بتواند فردی چون معینیان پیدا کند، او را عوض
خواهد کرد شاه همچنین توضیح داد که او مایل به تغییر سیستم تبلیغاتی کشور و بسط آن در مسیر
روشهای علمی تر می باشد. بنابراین، شاه دلیل نخست وزیر، منصور را در مورد چنین روشهایی پذیرفته،
اما تاکنون پیشنهاد منصور را در مورد انتصاب برادرش، جواد منصور در این مقام نپذیرفته است.
منصور، جواد 3
1 مارس 1965 9/10/43 خیلی محرمانه
یادداشت جهت پرونده های بیوگرافیک
موضوع: جواد منصور، وزیر کشور در دولت هویدا
خصوصیات نادر و غریبی در ارتباطات ما با جواد منصور وجود دارد، که ممکن است ثبت آن اکنون که
او به طور کامل به مقام بالائی در کابینه ترفیع یافته است، با ارزش باشد. هر چند ارتباطات شخصی او با
کارمندان سفارت عالی است و هر چند او تحصیلکرده ایالات متحده است و یک همسر آمریکائی دارد،
برخورد رسمی ما با او واقعا رضایتبخش نبوده است.
1 پاییز گذشته یک مقام سفارت از او پرسید که آیا شایعاتی که ما در مورد تغییرات در کابینه منصور
(که او به عنوان معاون نخست وزیر خدمت می کرد) شنیده ایم، حقیقت دارد. کمی پس از آن جواد منصور به
وزیر مختار گله کرد که سفارت به پخش شایعات در مورد تغییرات قریب الوقوع کابینه کمک می کند.
2 کمی پس از آن جواد منصور در خانه من بود. او پرسید که کاربخش سیاسی چگونه پیش می رود.
من اظهار کردم که با نبودن اطلاعات قوی و موثق، ما غالبا تنها شایعاتی داریم که توجهی نمی کنیم و کنترل
و صحت و سقم آنها را مشکل می یابیم. در پاسخ، او از من پرسید که ما چه شایعاتی می شنویم. من این سؤال
را به این سمت منحرف کردم که مایل به گله مجدد وی نیستم.
3 در ضمن شور و هیجان زمان ترور برادر جواد منصور، ما سعی کردیم که از تعدادی از منابع دولتی
در مورد وضع جراحتهای نخست وزیر اطلاع حاصل کنیم. از منابع غیردولتی شایعاتی زیاد و از منابع
دولتی اخبار زیاد «بدون اظهارنظر» یا «غیر قابل استفاده ای» دریافت کردیم، اما ما تنها یک اظهار غلط
بی مزه از چگونگی امر از یک منبع دولتی به دست آوردیم. این زمانی بود که از دفتر جواد به ما گفته شد که
نخست وزیر تنها جراحت سطحی برداشته است و فردا در دفتر کارش حاضر خواهد شد.
پس از مرگ نخست وزیر، جواد منصور به وزیر مختار ما گفت که «چیزهای بیشتری از آنچه با
چشمانش دیده است وجود دارد» و اظهارات ضمنی ولی مبهم دیگری ایراد نمود. مذاکره به آنجا کشید که
جواد فکر کرد که ممکن است مصر در این قضیه دخیل بوده باشد و نیز اینکه مقامات (شاید نصیری) آنچه
لازم بوده انجام بدهند، انجام نداده اند و ضمنا فهماند که حسنعلی منصور گرفتار نیروهای ناشناخته در
درون خود تشکیلات ایران شده است. ما هیچ مدرکی دال براین موضوع از هیچ یک از منابع مورد اعتماد
به دست نیاورده ایم و نسبت به این اشارات تردید بسیار زیادی داریم.
5 تنها مذاکره سیاسی من با جواد منصور در زمان حیات نخست وزیر بود و موضوعی مشابه همین
مطالب را دنبال می کرد. او به طور مبهم اشاره کرد که «ما می دانیم که دشمنان ما چه کسانی هستند و چه
مردمی پشت سر آنها قرار دارند». من از او خواستم که مقداری موضوع را بازتر کند، اما او تنها اظهارات
کلی از این نوع را تکرار کرد. بعد من پرسیدم که آیا او به ملاها اشاره می کند؟ او گفت بله. بار دیگر اشارات
مبهمی صورت گرفت. بالاخره من به طور تصادفی سؤال کردم که آیا منظور او ناصر است. او بدون هیچ
صراحتی و تنها با اشارت مبهم و توطئه آمیز گفت بله.
آخرین گزارش از یک منبع خوب نیز در همان راستا قرار دارد. گزارش شده است که به جواد منصور به این
دلیل که نخست وزیر جدید به اندازه کافی از برادر مقتول منصور، تمجید نمی کند، بی حرمتی شده است.
انتظار می رود عدم اشاره مرتب هویدا به حسنعلی منصور در سخنرانی های اخیر خود برای جواد «جالب
توجه» باشد.ام. اف. هرتز
منصور، جواد 4
9 اکتبر 1965 17/7/44 خیلی محرمانه
یادداشت برای سفیر
موضوع: جواد منصور
جواد منصور یک کارمند سرویس خارجه ایران می باشد که در ابتدا در شغلی خارج از این حوزه به
سازمان برنامه رفت و سپس قبل از این که برادرش وی را به کاری در کابینه بگمارد، به عنوان دستیار
مدیرعامل در بانک توسعه صنعت و معدن به کار مشغول شد. در بانک مزبور او به نوعی در معامله با
صاحبان سهام خارجی بانک و تماسهای بازرگانی پیشقراول بود. او یک همسر بسیار زیبای آمریکائی
دارد و نسبت به سفارت ما حسن ظن داشته است.
من می گویم «داشته است» زیرا جواد منصور از زمانی که عضو دولت شد، نسبت به ما شدیدا نومید بوده
است. او آنچنان دیوانه وار به برادرش وفادار بود که بحث های سیاسی با او بی ثمر بودند، چون او فقط ذوق
و توانایی دولت را می ستود و اگر کسی مطلبی را اظهار می کرد که ممکن بود یک مشکل باشد، او کاملاً
برآشفته می شد. حتی او یک بار پس از این که یک کارمند سفارت صرفا از او پرسیده بود آیا این شایعه که
در سراسر تهران پخش شده است حقیقت دارد یا نه، گله کرده بود که سفارت در مورد ترمیم قریب الوقوع
کابینه شایعه پراکنی می کند.
وقتی منصور، نخست وزیر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، ما پاسخ های فاقد اظهار نظر و غیرقابل
استفاده ای از منابع دولتی کسب نمودیم، اما تنها یک اظهار غلط بی مزه از چگونگی امر از طرف دفتر
منصور، به ما گفته شد که نخست وزیر تنها جراحت سطحی برداشته است و فردا دوباره در دفتر کارش
حاضر خواهد شد. پس از مرگ نخست وزیر، او به استوارت گفت «چیزهای بیشتری از آنچه با چشمانش
دیده است وجود دارند» و اظهارات ضمنی ولی مبهم دیگری ایراد نمود. در مواقعی دیگر به طور مبهم اشاره
کرد که «ما می دانیم دشمنان ما چه کسانی هستند و چه مردمی پشت سر آنها قرار دارند». همچنین گزارش
شده است که به او از این که نخست وزیر جدید، سلف در گذشته (مرده) خود را بنحو شایسته تمجید نکرده،
بی حرمتی شده است. این امر کاملاً آشکار است که وفاداری جواد نسبت به برادرش باز به مناسبت و
ارتباطات جاری وی منتقل شده است. او هر چند روابط دوستانه ای با نخست وزیر دارد، قطعا محرم راز
در دولت هویدا نخواهد بود.
از آنجایی که او این چنین دهانش بسته است، ما برای این که واقعا بفهمیم جواد در دولت چه کار
می کند، دچار زحمت بوده ایم. ابتدا تصور می شود که او مسئول تمام طرحهایی است که به وضوح
امکان پذیر بودند. اکنون به نظر می رسد کار اصلی وی اتمام و تکمیل پروژه های خاص اقتصادی باشد.
برای مثال، فوریه امسال به اجلاس شورای وزیران RCD (سنتو) در پاکستان اعزام شد. او همچنین عضوی
از کابینه بوده که در طول سال گذشته در جریان تلاشهای بی ثمر ما به خاطر کسب حمایت برای رسیدگی
کابینه به پیشنهاد اصلاحی ما نسبت به توافق تضمین سرمایه گذاری سال 1957، مورد مراجعه ما بوده
است. شایعات مداومی وجود دارد که آنچه واقعا جواد دوست دارد، بازگشت به سرویس خارجی ایران
به عنوان یک سفیر می باشد. این شایعه نمی تواند زیاد موثق باشد، زیرا زمانی که وی به کاری خارج از
حوزه سرویس خارجه پرداخت، یک دبیر دوم بود.
منصور، جواد 5
تاریخ: 20 اکتبر 1966 28/7/45 خیلی محرمانه
از: بخش سیاسی چارلز ان. راسیاس به: بخش سیاسی مارتین اف. هرتز
موضوع: کنترل (استراق سمع) تلفنهای مقامات بالای دولت ایران توسط ساواک
در 19 اکتبر 1966، ضمن یک بحث سیاسی با همسرم و دو زن دیگر آمریکائی (یکی همسر یک افسر
نیروی هوایی آمریکا و دیگری همسر یک تاجر آمریکائی) موضوع تلفن های موهن بی نام پیش آمد. در
این رابطه خانم جواد منصور (همسر آمریکائی وزیر مشاور) متذکر شد که ساواک یک تلفن (ردیاب)
متصل به تلفن های آنها (منصورها) دارد که آنها را از مزاحمین تلفنی یا کسانی که تهدید به عمل می آورند،
محافظت می کند.
اظهارنظر:
چند سؤال برای من وجود دارد: (1) آیا این عمل عمومی ساواک در مورد کنترل تلفنهای مقامات
بالای دولت می باشد؟ (2) آیا جواد منصور به دلایل خاصی حفاظت می شود؟ اگر تلفنهای تمامی مقامات
رسمی دولت کنترل می شود، آیا هدف ساواک، فقط حراست آنها از تهدیدکننده ها و مزاحمین تلفنی است؟
منصور، جواد 6
تاریخ: 9 می 1967 19/2/46 خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا، تهران 4439 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
موضوع: انتصابات جدید
1 جواد منصور دیروز به سمت وزیر اطلاعات پس از هوشنگ انصاری منصوب شد. منصور به طور