بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 674

را خواسته است و شدیدا او را به علت اجازه دادن به تبلیغ در مورد واکنش عمومی نسبت به مرگ

کشتی گیر، تختی، سرزنش کرده است. خانم باتمانقلیچ حدس زد که منصور بیش از پنج هفته در کابینه دوام

نیاورد.

تذکر: من فکر می کنم که گزارش اقدام شاه احتمالاً صحیح است، زیرا معتقدم که این موضوع از جانب خانم

منصور و از طریق خانم شاهقلی که دوست نزدیک و محرم اسرار اوست منشأ گرفته است. اظهارنظر در

مورد دوره تصدی منصور ممکن است بعید نباشد، اما کاملاً تخیلی است.

خانم جواد منصور به سفیر «مایر» در ششم مارس گفت که عصبانیت به خاطر پوشش مطبوعاتی مرگ

تختی به مسعودی برمی گردد نه جواد منصور. جان ا. آرمیتاژ

منصور، جواد 9

جواد منصور وزیر اطلاعات سرّی

جواد منصور، برادر کوچکتر نخست وزیر مقتول حسنعلی منصور، در 8 می 1967 به سمت وزیر

اطلاعات منصوب شد. او قبلاً از ژانویه 1965 در سمت وزیر مشاور خدمت کرده بود. منصور به عنوان

یک سبک وزن و مقام اجرائی ضعیف توصیف شده است. او باهوش و سیاسی است، اما هوشیاری زیاد او

در مورد مفاهیم سیاسی به خاطر خانواده جاه طلبش و به دلیل روشی که یکی از اعضای خانواده اش در

پیش گرفته است، او را بیش از اندازه محتاط و وسواسی ساخته است. او توانایی خود را در تسهیل

مشکلات نشان داده است، اما در اداره کردن افراد با ارتباطات سیاسی قوی ناتوان است. آگاهی های او

بیشتر افراد مهم و موقعیت های قبلی آنها را شامل می شود. او بیشترین شایستگی خود را در زمینه هایی که

با روابط عمومی سروکار دارد، نشان داده است. او به طور گسترده ای به عنوان یک هوادار آمریکا در نظر

گرفته می شود. منصور به امیرعباس هویدا خیلی نزدیک بود و این دوستی هنوز ادامه دارد، هویدا کسی

است که به عنوان جانشین برادر منصور، وفاداری خاصی را به او مرهون است.

از زمان انتصابش، منصور لاغر شده است. قبلاً، زرنگ و زنده دل و آرام بود، ولی حالا به نظر خسته،

عصبی و وارفته می رسد. او اصرار می ورزد که از شغل جدیدش و بخصوص تماسهای متعدد با شاه، که در

این شغل نهفته است، لذت می برد. وی حقیقتا وزارتخانه اش را اداره نمی کند، او در مورد مسائل فوریتر و

اصلی رأسا اقدام می کند و بقیه را برای زیردستان خود می گذارد.

منصور در آوریل 1925 در تهران بدنیا آمد. وی پسر علی منصور، نخست وزیر سابق است، که در حال

حاضر در دفتر اروپایی سازمان ملل در جنوا سفیر می باشد. پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی در تهران،

جواد به ایالات متحده رفت، او یک سال را در دانشگاه یوتا، شهر salt lake، یوتا گذراند و سپس از دانشگاه

کالیفرنیا در لس آنجلس در رشته مدیریت (امور) بازرگانی فارغ التحصیل شد. با بازگشت به وطن، در سال

1950 به وزارت امورخارجه پیوست. او در تهران مناصب متعدد و گوناگونی داشت و در سال 1952 به

عنوان وابسته مطبوعاتی به ایالات متحده فرستاده شد. در سال 1955 او به جنوا منتقل شد. او در آنجا در

کنفرانس 1955 اتم برای صلح شرکت کرد. در سال 1958 منصور به عنوان مسئول اداره روابط عمومی به

سازمان مأمور شد، هر چند در این امر تجربه ای نداشت، بخوبی از عهده آن برآمد و در سال 1959 مدیر

بخش سرمایه گذاری و روابط عمومی بانک توسعه صنعت و معدن ایران گردید. در دسامبر 1963 او معاون


صفحه 675

رئیس بانک توسعه صنعت و معدن شد که گفته می شود احراز این سمت بیشتر به خاطر نسبتی بود که وی با

حسنعلی منصور، که برای نخست وزیری در آینده نزدیک در نظر گرفته شده بود، داشت تا این که به دلیل

قابلیت خودش به عنوان یک بانکدار یا اقتصاددان باشد. در این مقام او نمونه ای از یک شخص پیشتاز،

عهده دار ارتباطات سطح بالائی با بانکها و مشتریان خارجی و تسهیل عملیات از طریق شخصیت آرام و

فریبنده اش بود. در سال 1964 توسط برادرش به مقام معاونت نخست وزیر منصوب گشت.

در این مقام او مجددا به عنوان یک تسهیل کننده، هماهنگ کننده و فرد پیشتاز در زمینه های متعدد

عمل کرد. منصور عضو مؤسس حزب ایران نوین بود و عضو کمیته اجرائی آن می باشد.

منصور مقام خود را به عنوان دبیر دوم در وزارت امورخارجه تا این اواخر حفظ کرد، اما احتمالاً از

زمانی که وارد کابینه شد به مقام سفیری ترفیع داده شد. او دو خواهر دارد: یکی از آنها همسر مهدی وکیلی

نماینده دائم ایران در سازمان ملل و دیگری همسر منوچهر تیمورتاش، نماینده سابق مجلس می باشد.

همسر منصور، دلتا یک آمریکائی است. خانم منصور یک زن زیباست که مجدانه از فراگیری فارسی

اجتناب کرده است و فرزندانش را نیز صرفا به زبان انگلیسی تعلیم می دهد. او یک آمریکائی سنتی

(محافظه کار) یک دنده و زنی با عقاید محکم است. منصور پنج فرزند دختر دارد. دو تا از آنها اکنون در

مدرسه ای در ایالات متحده هستند. گزارش شده که منصور یک فراماسونر است.

27 مارس 1968 7/1/47

منصور، جواد 10

جواد منصور خیلی محرمانه

جواد منصور، که از سال 1967 وزیر اطلاعات بوده است، برادر نخست وزیر قبلی، حسنعلی منصور

است که در سال 1965 به قتل رسید، و پسر علی منصور که در سال 1941 نخست وزیر بود. آقای منصور

در سالهای 54 1952 رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در واشنگتن بود (در سال 1950 وارد وزارت

امورخارجه شد) و چندین منصب بالا در تهران از جمله معاون مدیر بانک توسعه صنعت و معدن ایران،

دستیار نخست وزیر و وزیر مشاور، قبل از تصدی پست وزارتی کنونی خود داشته است.

او عضوی از شورای مرکزی حزب ایران نوین است و حزب را دستاوردی از خلاقیت خودش می داند.

او عموما به عنوان یک وزیر خیلی فعال مورد توجه نیست و به جز در موارد مبرم و ضروری، اجازه می دهد

زیردستانش تصمیم گیری نمایند. علیرغم دوستی او با هویدا، نخست وزیر، در سر و کار داشتن با افراد

سیاسی قوی، ضعیف و اغلب تدافعی به نظر می رسد، برای مثال او از تحمل انتقاد نسبت به کابینه برادرش

اجتناب می کند و خشم زیادی نسبت به افرادی که در حال حاضر پست های بالائی به آنها داده شده است و

در طول گذشته های بس مشکل اخیر، خارج از ایران بودند، ابراز می نماید.

آقای منصور در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس حضور یافت و لیسانس اقتصاد و بازرگانی گرفت. او

با یک زن آمریکائی ازدواج نمود و شش دختر دارد (همه آنها به زبان انگلیسی تحصیل کرده اند.)

منصور مردی نجیب و مهربان است که از نظر اجتماعی در بین خیلی از نسل های کارمندان سفارت

شناخته شده است، چون او مسیر خود را به تدریج در دولت طی کرده است. در سالهای اخیر وی همواره

در اخباری که با موضوعات حساس و ظریف سروکار داشته اند، کاملاً مثمرثمر بوده است.


صفحه 676

در جایی که ما فکر می کردیم مطبوعات اینجا حقیقتا فاقد اطلاعات هستند یا مسیر غلطی را دنبال

می کنند، او همیشه از این که عبارات اصلاح کننده ای با دریافت پیشنهادی از جانب سفیر یا وزیر مختار

منتشر ساخته، خوشحال بوده است. ما می بایست مراقب باشیم که بیش از حد از حسن ظن وی استفاده

نکنیم، زیرا وی احتمالاً به این که خیلی نزدیک به ایالات متحده شناخته شود، حساسیت دارد. این

سیاستها ممکن است در سالهای اخیر با مناسبات جدیدی که بین ایران و آمریکا و پس از یک دوره تشنج و

عدم اطمینان، در سالهای 66 1965 برقرار گردیده است، فروکش کرده باشد.

شما باید از وزیر اداره اطلاعات آمریکا (USIS ) بخواهید از همکاریهایی که از وزارتخانه اش (منصور

م) دریافت می کند، تقدیر نماید.

منصور، جواد 11

زمان و مکان: 21 ژانویه 1976 10/12/54 دفتر آقای منصور خیلی محرمانه

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: جواد منصور، نایب رئیس دفتر سیاسی حزب رستاخیز و رئیس شرکت

بیمه ایران جان دی. استمپل، کارمند بخش سیاسی

موضوع : امور حزب رستاخیز

از آنجایی که مقدمتا این یک جلسه معارفه بود، من از منصور خواستم تا مقداری در مورد

پیشرفت های حزب رستاخیز نظر دهد. او نظریات زیرا را ابراز نمود:

فلسفه حزب: حزب رستاخیز منحصر به فرد است، زیرا بر مشارکت سراسری ملت تأکید دارد. منصور

حیران بود که حتی نخست وزیر خودش این همه براین که مردم خودشان سازماندهی کنند، تأکید کرده بود.

او به وزارت تعاونی ها اشاره کرد که دستور داده بود که کشاورزان در سروسامان دادن به کانونهایشان

(واحد اولیه حزب) یاری داده نشوند. این ایده مشارکت به وضوح ایده جدیدی در سیاستهای ایران است و

در صورتی که طبق طرح عمل شود، انحراف مهمی از شیوه عمل حزب ایران نوین را نشان می دهد (منصور

عضو کمیته مرکزی حزب ایران بود).

تشکیلات حزب: منصور نایب رئیس اول دفتر سیاسی و احمد قریشی نایب رئیس دوم می باشد.

پانزده عضو دفتر سیاسی انتخاب شده از میان 55 نفر هیئت اجرائی، بیشترین کار را در دفتر انجام

می دهند. منصور گفت: بیشتر منصوبین وزارتخانه در دفتر سیاسی آنقدر گرفتارند که نمی توانند درگیر کار

دیگری شوند.

کنگره حزب: اولین کنگره حزب در اواخر تابستان یا اوایل پاییز برگزار خواهد شد. تعیین زمان آن

بستگی دارد به اینکه کار سازمانی با چه سرعتی پیش رود.

بیانیه ایدئولوژیک حزب: گروه صد نفره که توسط نخست وزیر انتخاب شده اند و انتظار می رود که

اساسنامه و مرامنامه حزب رستاخیز ملت ایران را بنویسند، یک کمیته ده نفره انتخاب کرده اند تا

پیش نویس را تهیه نماید. اسامی این افراد علنی نشده است. پیش نویس پیشنهادی احتمالاً تا مه یا ژوئن در

حضور کل اعضای کمیته تنظیم می شود. دفتر سیاسی هنوز در مورد نحوه تصویب، تصمیم گیری نکرده

است.

یادداشت بیوگرافیک: هر چند منصور پیوندهای زیادی با ایالات متحده دارد، او در گذشته به عنوان


صفحه 677

یک رابط نسبتا محتاط در سخن گفتن، مخصوصا در سالهایی بلافاصله پس از قتل برادر نخست وزیرش

در سال 1965 شناخته شده است. او هر چند نه بیش از حد آشکار، به طور مطبوعی با من صریح بود. او از

این که مطلع شد که پدر زن من یک مجری بیمه و یک جمهوریخواه محافظه کار است (مانند زن آمریکائی

منصور، همانند منصور) به نظر خوشحال رسید. منصور در مقایسه با سالهایی که در مقام وزیر اطلاعات

بود، به طور قابل ملاحظه ای لاغر شده است (1971 1967) و به نظر می رسد که در عالیترین وضعیت

سلامتی به سر می برد.

حسنعلی منصور


صفحه 678

منصور، حسنعلی 1

حسنعلی منصور، نخست وزیر(1)سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

انتصاب حسنعلی منصور به سمت نخست وزیر، که انتظار می رفت، بالاخره در 4 مارس 1964 تحقق

یافت. منصور، که اخیرا وجهه یک اصلاح طلب و رهبر پیشرو را در بین مردم به دست آورده است،

جانشین اسداللّه علم می گردد. ظاهرا انتصاب وی منعکس کننده تمایل شاه به یافتن راه جدیدی در

برخورد با مشکلات ایران است.

منصور به استثنای حزب دولتی ایران نوین، که اخیرا تشکیل شده است، پایگاه سیاسی اندکی دارد.

اگرچه این حزب در حال حاضر مجلس را در کنترل خود دارد، اما قدرت و پایداری آن هنوز مورد

آزمایش قرار نگرفته است. نخست وزیر جدید به عنوان یک رهبر مقتدر محسوب نمی شود و در میان

مجلس و مردم نیز محبوبت خاصی ندارد. گفته می شود که وی جاه طلب، خودپسند و مغرور می باشد.

بسیاری از سمت های مهم در دولت وی، به جای توانیها براساس ارتباطات خانوادگی پر شده اند.

سیاست های وی نامشخص می باشند و بندرت خود را در مباحث سیاسی جدی درگیر می کند. با این

وجود اعتقاد براین است که وی از عناصر محافظه کار اشرافیت می باشد که به منظور (ایجاد م) ثبات، از

اصلاحات محدود (سیاسی ولی نه اقتصادی) حمایت می کند.

منصور اگرچه در زمینه نظریه های اقتصادی سابقه ضعیفی دارد، اما از سال 1957 تاکنون با

سیاست های اقتصادی ایران پیوندهای نزدیکی داشته است. در اوایل سال 1961 وی و دوستش

امیرعباس هویدا، کانون ترقی را تشکیل دادند. ظاهرا این کانون در صدد آن است که به یک حزب سیاسی

تحت رهبری منصور تبدیل شود. این گروه، یعنی هسته کنگره آزادمردان و آزادزنان (که کاندیداهای دولت

را برای انتخابات 1963 معرفی نمودند) حزب ایران نوین را پایه گذاری کردند. این حزب که منصور

دبیرکل آن است در 15 دسامبر 1963 تشکیل گردید و برنامه اصلاحی شش ماده ای شاه را به عنوان

زیربنای مرام حزبی خود انتخاب نمود. این حزب که در حال حاضر عمدتا افراد ثروتمند و دارای روابط

اجتماعی را شامل می شود، مشغول برپایی پایگاههای خودجوش می باشد و امیدوار است در جذب

روشنفکران و عناصر حرفه ای و طبقات تحصیلکرده با جبهه ملی رقابت نماید.

انتقادات منصور از دولت عموما دارای لحن ملایمی بوده و به نظر می رسد به جای اختلافات

ایدئولوژیکی از خصومت های شخصی وی ریشه می گیرند. وی که همواره مراقب است تا موقعیت سیاسی

خود را به هیچ وجه به مخاطره نیندازد، در طی سال گذشته با شدت روزافزونی از شاه جانبداری کرده

است. ملاحظه کاریهای سیاسی وی در برخورد با سیاست خارجی نیز کاملاً مشهود است. وی به هنگام

انجام مشاغل دیپلماتیک خود همیشه روابط خوبی با ایلات متحده، پادشاهی انگلیس و اتحاد جماهیر

شوروی داشته است و درباره وی گفته شده است تا جایی که در جهت منافع ایران باشد از ایالات متحده

حمایت می کند. حسنعلی منصور فرزند نخست وزیر سابق (از سال 1940 الی 1941 و مارس تا ژوئن

1950 که هم اکنون سفیر ایران در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو است)، در 12 می 1923 در تهران متولد

شد، وی لیسانس (BA) خود را در رشته علوم سیاسی در سال 1945 از دانشگاه تهران دریافت نمود و در

همان سال وارد بخش خدمات خارجی ایران گردید. وی به هنگام مأموریت در پاریس (1964) به

1- * بر روی این کلمه خط کشیده شده و در کنار آن نوشته شده ”فوت کرده“ است. م


صفحه 679

تحصیل حقوق بین المللی در دانشگاه پاریس پرداخت. در پی یک دوره سه ساله به عنوان سرکنسول ایران

در اشتوتگارت آلمان غربی، در سال 1950 به تهران بازگشت و در وزارت امور خارجه مراحل ترقی را

طی نمود و در سال 1956 رئیس اداره چهارم سیاسی (نیمکره غربی) گردید. وی در سالهای 1954 و

1955 یکی از اعضای هیئت نمایندگی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بود. وی در سال 1957

وزارت امورخارجه ایران را ترک نمود تا در نخست وزیری معاون وزیر امور اقتصادی گردد و همزمان با

آن به دبیرکلی شورای عالی اقتصاد منصوب گردید. وی در سال 1959 توسط منوچهر اقبال، دوست خود

و نخست وزیر وقت، به سمت وزیر کار منصوب گردید و در سال 1960 وزیر بازرگانی شد. سابقه بسیار

عالی وی در سمت وزیر بازرگانی، عمدتا از به کارگیری زیرکانه زیر مجموعه های خود ناشی می شود.

اگرچه در کابینه های اخیر شرکت نداشته است، اما تا سال 1962 به عنوان رئیس شورای عالی اقتصاد

مشغول به کار بود و در سالهای 1959، 1961، 1962 و 1963 نماینده ایران در کمیسیون اقتصادی

سازمان ملل در آسیا و خاور دور بود. وی در سال 1959 رئیس و در سالهای 1962 و 1963 نایب رئیس

اول اجلاسیه این کمیسیون گردید. او در سال 1962 سرپرستی سمپوزیسیوم این کمیسیون را در مورد

تحولات ذخایر نفتی به عهده داشت. وی در حین انتخابات سال 1963 به عنوان رئیس کنگره آزادمردان و

آزادزنان با شدت هر چه تمامتر به نفع برنامه اصلاحی شاه به مبارزه برخاست و برای دوره بیست ویکم

مجلس به عنوان نماینده تهران انتخاب گردید.

نخست وزیر جدید فردی صمیمی و ملاحظه کار است و طرف خود را به خوبی تحویل می گیرد و

روحیه ای دارد که تا حدی کم مایه و سطحی نگر به نظر می رسد و در پی جلب توجه دیگران است. وی به

آرامی صحبت می کند و با دقت بسیار لباس می پوشد و معمولاً ظاهر بسیار خوشایندی دارد. او بخصوص

از طریق اقوام خود ارتباطات گسترده ای با جوامع تهران دارد. پدر وی علاوه بر ارتباطات سیاسی خود،

علائق تجاری وسیعی در تهران دارد و مادرش عضو یکی از خانواده های زمین دار بوده و خواهر وی

عروس ابوالحسن تیمورتاش، وزیر سابق دربار می باشد. منصور با فریده امامی دختر یکی از ثروتمندان

تهران ازدواج کرده است. منصور نام حسن را دوست ندارد و ترجیح می دهد از نام وسط خود استفاده

نماید. علاوه بر فارسی فرانسه را بسیار عالی، انگلیسی را خوب و آلمانی را تا حد کمی می داند.

13 آوریل 1964 24/1/43

فریدون مهدوی


صفحه 680

مهدوی، فریدون 1

خیلی محرمانه

زمان: 15 اکتبر 1964 23/7/43 مکان: رستوران فرید، تهران

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر فریدون مهدوی، مدیر اداره اقتصادی، بانک توسعه صنایع و

معادن ایران، رهبر جبهه ملی. تئودور ال. الیوت پسر، دبیراول سفارت

موضوع: وضعیت سیاسی و اقتصادی در ایران

در مدت یک ساعت و نیم، موضوعات زیر مورد بحث قرار گرفتند:

1 وضعیت شاه

دکتر مهدوی می گوید از جمله کسانی نیست که معتقدند شاه بایستی کنار برود تا اغتشاش ایجاد شود،

به این امید که در نتیجه چنین اغتشاشاتی وضعیت جدید و بهتری حاصل گردد. برخلاف آن، او معتقد است

که اصولاً باید شاه را نگهداشت تا اغتشاش به وجود نیاید. او ترجیح می دهد که شاه خود را از ایفای نقش

فعال کنار بکشد و به یک نخست وزیر با کفایت و مترقی اعتماد نماید، ولی او امید کمی داشت که چنین

چیزی به وقوع بپیوندد. مطمئنا او انتظار ندارد که ایالات متحده، شاه را برای به عهده گرفتن نقش

غیرفعالتری تحت فشار قرار دهد. «چه انتظاری می توان از ایالات متحده داشت که Tahombe را به قدرت

بازگردانده است».

در چهار سال گذشته، موقعیت شاه بی اندازه مستحکم تر شده است. برنامه های اصلاحات وی، که به

عقیده مهدوی نتیجه فشار وارد از سوی دولت کِندی بر شاه هستند، بر محبوبیت مردمی وی نیفزوده است،

ولی کمک کرده اند که تشکیلات مخالفین از هم پاشیده شود و به دوره ای از تغییرات و تحولات کشانده

شود که در آن راحت تر است بگوییم رهبری شاه مورد نیاز است. با همین میزان اهمیت، ثبات درآمدهای

نفتی و انتظار درآمدهای بیشتر نفتی در آینده وضعیت شاه را بهتر می کنند.

مهدوی گفت: آنچه باعث تأسف است این است که شاه سعی می کند کارهای بیش از حدی را انجام دهد.

هیچ کس حتی ناصر نمی تواند دست تنها یک جامعه مدرن را اداره نماید و همچنین در ورزش های

زمستانی شرکت نماید، مرخصی برود و در میهمانی های کشوری شرکت کند و غیره.

2 پیمان (کنوانسیون) وین

مهدوی علاقه ای به بحث برله و علیه اجرای کنوانسیون وین در مورد مستشاران نظامی آمریکائی در

ایران، نداشت. چیزی که خیلی برای وی جالب بود ارائه لایحه مربوط به آن توسط دولت منصور به مجلس

بود. امینی از ترس نظریات مخالف مردم این کار را نکرد. بنابراین دولت منصور کنترل خود بر مجلس و

عدم توجه به افکار عمومی را نشان داده است. مهدوی تحت تأثیر نظریات مخالفین در مجلس قرار نگرفته

است. او معتقد است که شاه مخالفین را به طور غیرمستقیم برای نشان دادن وجود عقاید ضد آمریکائی در

ایران تشویق می کند.

به طور اتفاقی مهدوی شنیده است که مقاله منتشر شده در تهران ژورنال مورخ 12 اکتبر که رفتار

ناشایست بعضی امریکائیان در کلوپ شبانه (نایب کلوپ) تهران را محکوم کرده، توسط پسر سردبیر


صفحه 681

روزنامه، مسعودی، نوشته شده که خود در حادثه مزبور درگیر بوده است.

3 وضعیت اقتصادی و دولت منصور

مهدوی سیاست های اقتصادی دولت منصور را به عنوان کسی که با نیاتی خوب کار ولی با جهل و

نادانی حمایت می کند، توصیف کرد. بهترین مثال، سیاست شکر دولت است که به بروز بحران ارز کمک

کرده، برای انحصار شکر به دولت، پول زیادی مصرف نموده و مانع سرمایه گذاری بخش خصوصی برای

کارخانجات قند شده است.

مسئله این بوده است که آقایان هویدا، مهر و جواد منصور می خواستند مسئله را حل کنند ظاهرا یک

انحصار دولتی که آنها احساس می کردند کاملاً اصلاح نشده است بدون این که در مورد معاملات شکر

چیزی بدانند. مهدوی می ترسد که نتایج مشابهی از اقدامات جدید مانند تجدیدنظر در قوانین بازرگانی و

قوانین مالیاتی حاصل گردد.

مهدوی گفت: به طور خلاصه نیات خوب می توانند دولت را بسیار منحرف نمایند. هم اکنون، دولت

منصور، به علت بالا بردن واردات و قیمت ها در زمانی که بازدهی در اقتصاد کاملاً در حال کاهش است و

زمانی که درآمدهای نفتی به سطوح جدیدی می رسند، با یک بحران مواجه شده است. در کنار مسائل

ایجاد شده به علت فقدان افراد آموزش دیده در آن، دولت بیش از آنچه کسب می کند، تعهد می نماید. تعهد

انجام کارهایی نظیر پارک های تهران، کارهای خوبی هستند، ولی کار کمی برای فعال کردن صنایع جدید و

به عهده گرفتن طرح های جدید شهری، انجام شده است. طرح هایی نظیر توسعه دشت قزوین که توسط

اسرائیلی ها طرح ریزی شده است، یا برق رسانی به تهران، متوقف شده اند و دولت سعی می کند راهی برای

پیشبرد آن پیدا نماید.

سازمان برنامه پول زیادی برای اعتبار بدون نظارت کشاورزی و همین طور برای تأسیسات نظامی

خرج می کند، ولی برای به جریان انداختن طرح های سازنده جدید ظاهرا ناتوان است.

مهدوی اعتقاد دارد که باعث تأسف است که قبل از این که سرمایه گذاریهای بخش خصوصی به طور

اصولی افزایش یابند، اقتصاد در مسیر سختی افتاده است. عامل اصلی در عدم سرمایه گذاری بخش

خصوصی، اصلاحات ارضی است. ولی سخنان منصور در چند هفته قبل در اتاق بازرگانی و شلوغی های

سیاست شکر دولت، بیشتر به روحیه سرمایه گذاری لطمه وارد ساخته است. بانک توسعه صنایع و معادن

ایران وام های بیشتری پرداخت می کند، ولی آنها عمدتا به جای آن که وامهایی برای طرح های جدید

باشند، وامهایی برای توسعه کارخانجات موجود هستند. بانک توسعه صنایع و معادن همچنین بیشتر

سیاست های وام دهی آزاد را به کار می برد.

4 دولت آتی

مهدوی گفت: نشانه هایی در بعضی چیزها یافته است که تصور می کند دکتر جلال عبده برای

نخست وزیری آینده خوب باشد. به نظر می رسید او با این مسئله موافق باشد.