اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد روابط با چین کمونیست را ذکر نمود. او به «موقعیت» سیاست مشابهی
توسط رئیس جمهور ایوب از پاکستان، اشاره نمود. من از فرصت استفاده کردم و به غنی چیزهایی در
مورد استقبال سرد اتحاد جماهیر شوروی از ایوب در مسکو و امکان این که استقبال واشنگتن از ایوب
ممکن است کاملاً گرم نباشد، اظهار نمودم.
هر دو، مهدوی و غنی، معتقد بودند خطری که ممکن است از قتل شاه وجود داشته باشد، از این واقعیت
نشأت می گیرد که هیچ جایگزین احتمالی برای وی وجود ندارد. شاه اجازه نداده است هیچ تشکیلات
سیاسی که بتواند بدون وی کارها را در دست بگیرد، به وجود آید. در نتیجه ثبات ایران، بر ریسمان پوسیده
(از دیدگاه آنها به طور فزاینده ای پوسیده) یک عمر نشستن است. آنها احساس می کنند که ایالات متحده تا
حد زیادی به خاطر این وضعیت امور، قابل سرزنش است. ما شاه را برای فکر کردن به جایگزینش، تحت
فشار کافی قرار نداده ایم.
همزمان با آن، هردوی آنها گفتند که احتمالاً برای ما تحت نفوذ قرار دادن وی برای ایجاد نهادهای
سیاسی ضروری در این زمان دیر، یعنی زمانی که وی به چنین میزان از استقلال اقتصادی نسبت به ما
رسیده است، غیرممکن خواهد بود. غنی با اشاره به این که آمریکائیها مشابه کاری که با DIEM در ویتنام
کردند، شاه را همچنان مدنظر قرار داده و حفظ می کنند، فکر می کرد انگلیسی ها ممکن است قادر باشند با
شاه در مورد این مسئله مذاکره نمایند. البته آنها در مورد امکان این که خارجیها بتوانند برشاه در زمینه
چنین مسئله ای در حال حاضر تأثیر گذارند، مطمئن نبودند و چون از هیچ ایرانی با نفوذی که بتواند
(ناخوانا م) اطلاع نداشتند، به شدت نگران ثابت آینده کشورشان بودند.
اظهارنظر: غنی و مهدوی، روشنفکران جوان آگاهی هستند که با جبهه ملی کار می کرده اند و اخیرا با
دکتر علی امینی برای نخست وزیری موافقت نموده اند.
مهدوی، فریدون 3
خیلی محرمانه
زمان: 7 می 1965 17/2/44مکان: منزل هرتز
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر فریدون مهدوی، رهبر قبلی دانشجویان جبهه ملی مارتین اف.
هرتز، رایزن سفارت
موضوع: وضعیت و پیشامدهای سیاسی
مهدوی بنا به درخواست خودش تماس گرفت. او اصرار داشت که ملاقاتش از سایر اعضای جبهه ملی
مخفی نگهداشته شود. او اظهار داشت از سوی گروهی حرف می زند که از این جهت که با یک تشکیلات
جامع، اگر وجود داشته باشد، همگامی و همراهی دارد، بخشی از جبهه ملی است، ولی از جهتی از آن
جداست، چون این گروه در زمانی که جبهه ملی فعال بود، وجود نداشت. این گروه عمدتا از کادرهای
دانشجویی در دانشگاه تهران بوجود آمده است.
او گفت پراکنده گویی ها در مورد این که شاه تا چند سال آینده کشته خواهد شد، به طور قابل توجهی
زیاد شده اند. وقایع اخیر ثابت نموده اند که هر چند ساواک برای تحت فشار قراردادن و تضعیف
فعالیت های سیاسی مخالف خوب عمل کرده است، عملاً نمی تواند تمام گروههای مخفی متعددی که
وجود دارند را تحت کنترل داشته باشد و فعالیت های آنها را برای اقدامات آتی محدود نماید.
با وجود این که او تمایل داشت توضیح دهد که گروه او چگونه عمل می کنند، گفت که این کار غیرممکن
است، زیرا فعالیت های آنها تماما از طریق حفظ تماس های سیستماتیک انجام می گیرند (برای مثال،
ظاهرا افراد گروه هرگز باهم ملاقات نمی کنند). در حال حاضر، هرکسی می داند که اگر شاه از بین برود،
چکار باید بکند. تنها کاری که باید بکنند این است که مردم را به خیابانها بیاورند و «آزادی های بیشتری
بخواهند.»
مهدوی اِبایی از تشریح نحوه عمل رهبران جبهه ملی قبل از متلاشی شدن در سال 1962 نداشت. او
گفت که وقتی کمیته دوازده نفر در دانشگاه دستگیر شدند (فکر می کنم در سال 1961)، بلافاصله یک
کمیته دوازده نفره دیگر جایگزین آن شد. در کل، پانزده نفر کلاس های آموزشی بیست نفره برای رهبران
جوان تشکیل دادند که در جمع 300 نفر شدند، و هر یک از این رهبران جوان، به طور متوسط کلاس هایی
را با 10 نفر دانشجو تشکیل داند، که در جمع 3000 نفر جوان، آموزش دیده جبهه ملی شدند. با در نظر
گرفتن این واقعیت که بعضی از دوازده نفر افراد رده بالا، برای کارگران و بازاریان و سایر عوامل نیز کلاس
تشکیل داده بودند، مهدوی تخمین مرا تأیید نمود که کادر جبهه ملی در دانشگاه تهران حدود 200 نفر
هستند. او عقیده داشت که اعضای فعلی نیز در همین حدود هستند. (اتفاقا، این همان رقمی است که ما در
گزارشمان در مورد دانشگاه تهران، که هم اکنون تایپ شده است، قید کرده ایم.) رده بالای سازمانی تغییر
یافته است، زیرا دیگر کلاس های آموزشی بیشتری نمی تواند برگزار شود. البته حدود 200 نفر کادر جبهه
ملی در دانشگاه می دادنند که با دریافت دستور لازم چه باید بکنند.
من گفتم، خوب، اگر شاه ناگهان از صحنه خارج شود، شما فکر می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟
مهدوی پاسخ داد، جواب این سؤال خیلی ساده است، ما بلافاصله بایستی همگی به دانشگاه برویم و
دانشجویان را جمع وجور کنیم. ما قادر خواهیم بود حداقل 2000 نفر از آنان و با احتمال زیاد تا دو برابر
این رقم را سازماندهی نماییم. ما آنها را به خیابان خواهیم کشاند و به طرف بازار حرکت خواهیم داد.
گروههای مشابه دیگری در بازار هستند که آماده حرکت دادن مردم می باشند. گروههای دیگری هم،
که بعضی از این گروهها متأسفانه تحت کنترل حزب توده هستند، در جنوب تهران مردم را که اکثریت آنها
کارگران بی کار و بدون مهارت و تخصص هستند، به خیابانها خواهند آورد.
منظور از این فعالیت ها چه خواهد بود؟ و نتایج آن چه خواهند بود؟ مهدوی این سؤالات را راحت تر
جواب داد. نتیجه فوری آن شکسته شدن هرگونه قانون و نظم خواهد بود. نیروهای امنیتی، که نمی دانند آیا
شخصیت قدرتمندی از آنها حمایت می کند یا نه، در مواجهه با توده های انبوه مردم، بلافاصله متفرق و
مضمحل خواهند شد. جمعیت سپس به طرف مجلس شورا و سنا حرکت خواهد نمود و سیاستمداران در
این دو مجلس به خانه های خود خواهند رفت. این وضعیت برای بسیاری از مقامات دولتی نیز صادق
خواهد بود. در مورد ارتش چی؟ مهدوی قاطعانه اظهار داشت که نیروهای نظامی انگیزه جنگیدن برای
موردی که اعتقادی به آن ندارند، نخواهند داشت. زمانی که شاه دیگر اینجا نباشد، آنها برای چه کسی
خواهند جنگید؟ اصول پیچیده ایده آلیستی نظیر «قانون و نظم» برای آنها هیچ معنا و مفهومی ندارد. وقتی
تصمیم گیرنده در رأس برداشته شد، افسران تصمیم گیرنده در رده های پایین تر نیز خاموش خواهند شد.
مهدوی ادامه داد، البته در زمانی که مردم در تهران به خیابانها بریزند، با غارت و انهدام اموال عمومی که
غیرقابل اجتناب است، آشوب های مشابهی توسط عوامل مذهبی در قم و مشهد و احتمالاً اصفهان و تبریز
نیز انجام خواهد شد. در شیراز، قشقایی ها حداکثر در چند روز شهر را اشغال خواهند نمود. اگر وضعیت از
این هم ناخوشایندتر باشد، می توان تصور نمود که در مدت 24 ساعت، یک هواپیمای چهار موتوره در
تهران به زمین بنشیند و اعضای حزب توده را از آلمان شرقی به تهران بیاورد. به احتمال زیاد تیمسار تیمور
بختیار، که یکی از شخصیت های کم نظیر در ارتش بود و پشتیبانی ایلی نیز دارد، ممکن است باز گردد،
همینطور تیمسار هدایت که حامیان زیادی در ارتش دارد.
من گفتم، خوب اگر وضعیت تا این اندازه ناخوشایند است، چرا گروه مهدوی برنامه دیگری برای مقابله
با شلوغی ها ندارند؟ این سؤال دلیل ملاقات مهدوی را روشن ساخت. او گفت مادامی که کسی نمی تواند
یک گروه سیاسی مسئول در ایران بوجود آورد، مادامی که مردم نمی توانند گردهم آیند و آزادانه در مورد
موضوعات سیاسی بحث و صحبت نمایند، هیچ گونه جایگزین منظمی برای رژیم فعلی نمی تواند وجود
داشته باشد. (با احتمال زیاد، مهدوی برای اظهار همین نکته اعزام شده بود و گفته های قبلی وی مقدمه
مطلب بود.)
من پرسیدم چرا یک شورای حکومتی نبایستی بتواند کشور را، لااقل در مدت بحث در مورد تغییر
شکل دولت، اداره نماید. مهدوی این نظریه را رد کرد. او گفت اگر به سربازان گفته شود که شاه دستور داده
است، به روی مردم تیراندازی خواهند کرد، ولی اگر به آنها گفته شود که دستور از سوی شورای حکومتی
متشکل از شریف امامی و علم و اقبال و دیگران است، نه تیراندازی خواهند کرد و نه کار دیگری. هیچ
شورای حکومتی نمی تواند اعمال قدرت کند و فرمانبردار داشته باشد.
پس چه کسی انتظار می رود که توانایی و اقتدار لازم (برای حکومت) را داشته باشد؟ مهدوی مدتی
برای پاسخ به این سؤال فکر کرد و سپس گفت از آنجا که به هیچ رهبر جوانتری اجازه داده نشده است که
حمایت مردمی را به خود جلب نماید، فقط مصدق می تواند این اقتدار و توانایی را داشته باشد. ممکن است
او پیر باشد، ولی اسم وی به هر دولتی اعتبار و قدرت می دهد. من پرسیدم، فرض کنیم مصدق زودتر از شاه
بمیرد، مهدوی از زمان طولانی تری برای پاسخ دادن استفاده کرد، و سپس دکتر عبداللّه معظمی، سخنگوی
سابق مجلس در دوره رژیم مصدق را نام برد. (به اندازه کافی جالب است که نام معظمی در بررسی اخیر ما
در زمره افراد با نفوذ در دانشگاه وارد شده بود.) آیا ارسنجانی می تواند حمایت مردم را کسب نماید؟
مهدوی گفت: مطلقا نه، پیروان ارسنجانی در دهات هستند، نه در شهرها و جمعیت در تهران نهایتا تعیین
خواهد کرد که چه کسی دولت را اداره خواهد نمود. خمینی؟ بله، در حدی تأیید خمینی کمک کننده خواهد
بود، ولی اگر خمینی بازگردد، به قم خواهد رفت و عامل مهمی در وضعیت تهران نخواهد بود.
من گفتم، فرض کنیم رژیم توسط افرادی اداره شود که مهدوی در نظر دارد، چه کاری غیر از آنچه در
رژیم فعلی انجام می شود، آنها انجام خواهند داد؟ مهدوی گفت اولین مسئله ای که باید با آن روبرو شد
جایگزین کردن پندار و تصور رهبری شاه با پندار رهبری فرد دیگری است. این برای کشوری نظیر ایران
کاملاً اساسی است. (توجه شود که به انتخابات آزاد توسط مهدوی اشاره ای نشد.)
تعجب انگیز بود که او گفت اصلاحات داخلی موردی ندارند. همه از اصلاحات شاه حمایت می کنند. او
گفت مورد اصلی، ملی گرایی است. من پرسیدم موضوع نفت مگر یک مورد قدیمی نیست. او در فکر تغییر
کشور از کشوری که مردم آن خود را وابسته می دانند، به کشوری بود که مردم خود را غیروابسته و مستقل
احساس نمایند. غیروابسته از کی؟ مهدوی گفت: البته غیروابسته و مستقل از ایالات متحده.
در ادامه گفتگو، مهدوی کوشش نمود نشان دهد که چنین تغییری در واقع شامل مورد مهمی نخواهد
شد، ولی از آنجا که خودش در بیان دقیق نظریاتش کاملاً ناتوان بود، اظهاراتش قانع کننده نبود.
مهدوی، فریدون 4
تاریخ: 27 می 1965 6/3/44 خیلی محرمانه
از: بخش اقتصادی، تئودور ال. الیوت پسر به: بخش سیاسی، آقای هرتز
موضوع: مذاکره با دکتر فریدون مهدوی
دیروز عصر، دکتر مهدوی سه مورد را به من گفت که ممکن است برای شما قابل توجه باشد.
1 او دخالت ما را در جمهوری دومینیکن مورد انتقاد قرارداد. او گفت که ما همواره برای حمایت از
رژیم های زورمدار و قلدر وارد می شویم، ولی هیچ گاه برای حمایت از رژیم های آزادیخواه دخالت
نمی کنیم. در نتیجه لیبرال ها در تمام دنیا اعتماد قبلی خود را به ما، از دست داده اند. علیرغم این که
پرزیدنت کِندی برای آزادی آمریکای لاتین اقدام کرده بود، سیاست جانسون مان اساس حفظ وضع
موجود است که معمولاً به معنای رژیم های نظامی می باشد.
ما می بایستی در جمهوری دومینیکن دخالت می کردیم تا بوش (Bosch) را در مقابل کودتای نظامی که
برعلیه وی صورت گرفته بود، حمایت کنیم. (توازی بین بوش و مصدق در اظهارات مهدوی مشهود بود.)
2 او نمی داند که آیا نامه اعضای حزب کارگر در پارلمان، با این تصمیم دولت ایران که بعضی از جوانان
درگیر در توطئه سوءقصد 10 آوریل در واقع موافق با قتل شاه نبوده اند، ارتباطی دارد یا نه.
او مایل بود باور نماید که دخالت اعضای پارلمان، به جای این که منجر به سختگیری بیشتری از آنچه
قبلاً می شد، شود به متهمین کمک می نماید. او این عقیده را براین اساس قرار داده است که شاه موجودیت
رژیم خود را مدیون خارجی ها است، بنابراین باید به نظر خارجی توجه نماید.
3 او اخیرا برای یک مصاحبه به ساواک احضار شده بود، اولین مصاحبه این چنینی را وی در زمانی
بسیار دور داشته است. مأمور ساواک که با وی مصاحبه کرد، همان کسی بود که آخرین باری که حسین
مهدوی زندانی شده بود، او را به زندان انداخته بود. مهدوی گفت به مأمور ساواک گفته است که دیگر در
مسائل سیاسی درگیر نیست. من از مهدوی پرسیدم که آیا برای تعطیلات تابستان برنامه داری دارد یا نه. او
پاسخ داد که در تهران خواهد ماند، «زیرا وقایع جالب همیشه در تابستان اتفاق می افتند.»
مهدوی، فریدون 5
یادداشت جهت بایگانی خیلی محرمانه
موضوع: دیدگاههای دکتر فریدون مهدوی در مورد اوضاع سیاسی
ویلیام میلر از سپاه صلح در 9 ژوئن، مذاکراتی که روز گذشته با دکتر فریدون مهدوی، مدیر اداره
اقتصادی بانک توسعه صنایع و معادن و رهبر جبهه ملی، داشت را برای من شرح داد.
براساس گفته آقای میلر، دکتر مهدوی نکات زیر را اظهار داشت:
در شش ماه تا یک سال آینده، یک بحران اقتصادی بوجود خواهد آمد که در نتیجه آن امکان دارد دکتر
علی امینی مجددا نخست وزیر شود. محفل اطراف امینی، برنامه پشتیبانی از وی را ترتیب داده اند. مهدوی
یکی از افراد کلیدی در این محفل است. از جمله کسانی که به آنها نزدیک شده اند، افراد زیر می باشند:
ابوالحسن ابتهاج، که قبول نموده است در زمان مناسب با امینی ملاقات نماید. امید می رود که او
مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران شود.
خسروشاهی، رئیس اتاق بازرگانی تهران، که قبول کرده امینی را حمایت نماید.
TALLIOT که به عنوان رابط با رهبران مذهبی خدمت می کند.
شاپور بختیار، رهبر جبهه ملی، امینی را حمایت خواهد کرد.
دکتر عبده، کسی که اظهار شده است وزیرخارجه می شود و حرکت وی به مقصد هندوستان، به عنوان
سفیر، برای گروه امینی یک انفجار است.
گروه مهندس بازرگان، که موضع آنها روشن نیست و رهبرشان در زندان است.
تجار بازار که مرتبا مهدوی با آنها ملاقات می کند و سعی می نماید حمایت آنها را کسب کند.
رهبران دانشجویان، که مهدوی با آنها مشغول بحث در مورد برنامه های عملیاتی است.
براساس گفته مهدوی، سید ضیاء طباطبایی نیز با رهبران مذهبی در تماس است. بالاخص او با آیت اللّه
میلانی و خوانساری که به روش های قانونی به کار گرفته شده در ارتباط با متهمین طراحی قتل شاه
اعتراض دارند، ملاقات نموده است.
یک مورد اساسی که برای حامیان امینی مشکل ایجاد کرده، مسئله انتخابات پس از روی کار آمدن امینی
است. امینی ظاهرا تصمیم گرفته است که انتخابات باید انجام شود.
کلیه موارد مدنظر، حول محور قانون اساسی دور می زنند. مهدوی در حال تهیه متن اعلانی است که از
سوی همه گروههای طرفدار امینی، در زمان لازم منتشر خواهد شد، و در آن قید شده است که همه آنها
طرفدار قانون اساسی و مخالف دیکتاتوری هستند.
اظهارنظر (توسط الیوت): به نظر می رسد بیشترین تحرک فکری در مهدوی از اینجا ناشی می شود که او
معتقد است بین 6 تا 12 ماه آینده، یک بحران شدید اقتصادی بوجود خواهد آمد. با در نظر گرفتن
سوبسیدهای نفتی و وجوه خوب دیدگاه فعلی، چنین چیزی در حال حاضر غیر محتمل است.
12 ژوئن 1965 22/3/44
مهدوی، فریدون 6
خیلی محرمانه
زمان: 29 نوامبر 1965 8/9/44مکان: رستوران هتل کاسپین
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر فریدون مهدوی، مدیر اداره اقتصادی بانک توسعه صنایع و
معادن و رهبر جبهه ملی تئودور ال. الیوت پسر، دبیر اول سفارت
موضوع: سیاست مستقل شاه
دکتر مهدوی به نظر می رسد خود را بیش از گذشته در رابطه با اوضاع سیاسی در ایران کنار کشیده
است. او سیاست خارجی «جدید» شاه را، نمایش و تظاهر به عدم وابستگی به ایالات متحده می داند، تا
دور را از ملی گرایان که معمولاً در داخل کشور شناخته شده و مورد حمایت مردم هستند، بگیرد. درک
سیاست جدید از نظر فکری برای او مشکل و معما است. در عین حالی که موافق است که رشد درآمدهای
نفتی، تجربه پاکستان، پلندپروازیهای آفریقا و آسیا، وضعیت بودجه سال گذشته و سیاست های داخلی در
تنظیم سیاست جدید نقش داشته اند، معهذا او معتقد شده است که شاه بایستی از ایالات متحده، بدلیلی که
نمی توان برای عموم افشاء نمود، عصبانی و ناراضی شده باشد.
در جستجوی امری امیدبخش که به معنای پیدا کردن نقطه ضعفها در موقعیت شاه است، دکتر مهدوی
دلخوشی کمی می بیند. او می گوید شنیده است که مصوبه جدید خریدهای سلاح از کشورهای اتحاد
جماهیر شوروی یا چکسلواکی (با چند چیز از فرانسه) خواهد بود و نمی داند که واکنش ایالات متحده در
صورت وقوع چنین چیزی، چه خواهد بود. او همچنین شنیده شده است که خزانه در وضع بدی است و
فشارهای جدیدی بر بانک مرکزی برای جبران پرداخت های معوقه وارد می شود. او معتقد است که
شایعات جدیدا از سر گرفته شده در مورد استعفای مدیرکل سمیعی ممکن است پایه و اساسی داشته باشد
و اگر سمیعی استعفا دهد فاتحه بانک مرکزی خوانده شده است. یک کاندید مهم (Bhorse lack -) برای
مدیرکلی، دکتر اهری، رئیس بانک کشاورزی و بیمه ایران است که بنا به اظهار مهدوی، هر چه در جلویش
بگذارند امضا می کند و چند سال قبل به علت فساد و سوءاستفاده مالی از بانک کشاورزی برکنار شد. (او
گفت شنیده است که برخلاف داستان های اخیر جراید، زاهدی در بانک کشاورزی جایگزین نخواهد شد،
بلکه به وی شغل تشریفاتی بازرس دولت در شرکت ملی نفت ایران داده شده است).
در خلال مذاکرات، من چندین بار به طرق مختلف به اهداف درازمدت ایالات متحده در ایران مبنی بر
این که دیدن ایرانی مستقل است که بتواند روی پاهای خود بایستد، اشاره کردم. دکتر مهدوی اظهار داشت
که ما به سختی می توانیم برای رسیدن به هدفمان اعتبار بگیریم، زیرا شرکت های نفتی این کار را برای ما
انجام داده اند. اینکه دکتر مهدوی از سیاست خارجی «جدید» خوشش آمده است، از شوخی ای که او با من
کرد، مشخص شد. من به شوخی او را سرزنش کردم که چرا برای بازی تنیس با دوستان بانک توسعه
صنایع و معادن ایران و پاره ای دوستان من در روز جمعه نیامده است (دکتر مهدوی بازیکن تنیس نیست)،
او به شوخی پاسخ داد که روزهای جمعه در سفارت شوروی تنیس بازی می کند.
مهدوی، فریدون 7
خیلی محرمانه
زمان: 19 ژانویه 1966 29/10/44 محل: رستوران هتل کاسپین
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر فریدون مهدوی، مدیر اداره اقتصادی بانک توسعه صنایع و
معادن ایران و رهبر جبهه ملی تئودور ال. الیوت پسر، دبیر اول سفارت
موضوع: سیاست خارجی و داخلی ایران و وضعیت اقتصادی
مذاکرات حول پاره ای از وقایع جاری بشرح زیر دور می زد:
1 روابط ایران اتحاد جماهیر شوروی
دکتر مهدوی نشانه هایی از نگرانی برای آینده، به جهت وابستگی های جدیدی که در ذوب آهن و
لوله کشی گاز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی به وجود آمده است، نشان داد. او گفت روسها به وضوح
پیروزی دیپلماتیک بزرگی کسب کرده و در اقتصاد ایران، جایگاهی نظیر جایگاهی که قدرت های غربی
در ایران از طریق صنایع نفتی به دست آورده اند، به دست آورده بودند. وجهه (پرستیژ) شوروی در ایران
بشدت تقویت شده است و نتیجه آن افزایش تبلیغات ضد آمریکائی در جراید و سایر جاها بود. او از من در
در مورد واکنش رسمی و واکنش جراید ایالات متحده در مورد قرارداد ذوب آهن سؤال نمود. من پاسخ
دادم که واکنش چندانی از سوی آمریکائیها صورت نگرفته است و این که ما خوشحالیم ایران روی پای
خود بایستد و فقط اگر فکر کنیم که روسها به هر طریقی استقلال ایران را به طور پنهانی مورد تهدید قرار
می دهند، مسئله را مدنظر قرار خواهیم داد. او آرزو نمود که ما آن قدر خوش خیال نباشیم که اجازه دهیم
روسها ایران را ببلعند.
در موارد دقیق قرارداد، دکتر مهدوی بیشتر به این نکته علاقه مند شده بود که امکان افزایش صادرات
روسیه به ایران را در پانزده سال بعد ممکن ساخته است. او گفت شنیده است که روسها بشدت فشار
آورده اند که ذوب آهن تولیدات متنوعی داشته باشد، به گونه ای که صادرات ماشین آلات و تکنسین های
آنها تا سالهای متمادی در آینده مورد نیاز شدید باشند. او بشدت تحت تأثیر این تصادف قرار گرفته بود که
مرز تقسیم کارها بین ایران و روسیه برای نصب لوله گاز در ساوه است، محلی که بنا به گفته او خط فاصل
روسیه و ایران بی طرف در قرارداد ارضی روس انگلیس در 1907 بود. او گفت: بعضی مردم عقیده دارند
که یک توافق سری در دنباله قرارداد 1907 بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برای تجزیه ایران
وجود دارد. او از کسانی که این تئوریهای را مطرح کرده اند، نیست. او همچنین اظهار داشت که دولت ایران
هیچ مشکلی در بالا بردن قیمت جهت تأمین مالی هزینه خط لوله لازم نخواهد داشت. او مطمئن است که
تدارک کنندگان غربی دولت های خود را وادار به بالا بردن قیمت ها خواهند کرد.
من از دکتر مهدوی پرسیدم نقش عالیخانی در معاملات با روسیه چیست و اشاره کردم که ممکن است
برای او چندان کار درستی نباشد که در بازگشتش با آن همه گل در دفترش، این چنین با هیاهو مورد
تشویق قرار بگیرد. دکتر مهدوی گفت او معتقد است که شاه می خواهد عالیخانی این تبلیغات را راه
بیندازد، به گونه ای که سیاست جدید مورد قبول مردم واقع گردد.
2 روابط ایران ایالات متحده
با شروع صحبت در مورد ارائه بودجه در پاییز 1964، دکتر مهدوی معتقد است که به وجهه آمریکائیان
در ایران لطمه خورده و همه ذخیره حسن نیت ایالات متحده که طی سالها جمع شده بود، از بین رفته است.
او نمی داند که آیا این از دست رفتن وجهه، بر ارتباطات رسمی ما تأثیر کرده است. یا نه. من با ذکر این نکته
که روابط ما مانند سابق نزدیک هستند، پاسخ دادم و بالاخص به بازدید هاریمن اشاره نمودم.
متعاقبا در مذاکرات، دکتر مهدوی به تأثیر تعداد زیاد ایرانیان جوان تحصیلکرده در آمریکا اشاره نمود
که به کشور خود بازگشته اند و بتدریج نقش های مهمتری را در توسعه کشورشان به عهده می گیرند.
نکته ای که در مورد این افراد او را بیشتر تحت فشار قرار می دهد برخورد آنها با مسائل، بیشتر به صورت
علمی است تا عقیدتی. او گفت، قبلاً ایرانیان تحصیلکرده اروپا که به ایران باز می گشتند، در پی شغلی
نبودند که فقط کاری انجام دهند، بلکه به دنبال کاری بودند که از آن طریق ایده های خود را پیاده کنند. من
از فرصت استفاده کردم تا به وی گوشزد نمایم که ایرانیان تحصیلکرده در آمریکا نیز از زمانهای طولانی در
روابط ایران و آمریکا تأثیر مثبت داشته اند، نظریه ای که او موافق آن بود.
3 جبهه ملی
دکتر مهدوی گفت: این سالها، سالهای دلفریبی برای بودن در ایران هستند. یک تغییر واقعی و مهم در
جهت گیری سیاست های ایران در حال وقع است. او به یاد می آورد که اخیرا مقاله ای در مورد سیاست
جبهه ملی مربوط به حدود دو سال قبل را دوباره خوانده است. هر پیشنهاد مهمی که در این مقاله وجود
داشت، توسط شاه انجام شده است، بدین ترتیب او (شاه) نه فقط مهارت و انعطاف پذیری خود را نشان داد،
بلکه هرگونه تحرکی را از گروههای مخالف سلب نمود. در حال حاضر تنها اختلاف بین شاه و جبهه ملی
ایجاد نهادهای سیاسی آزادتر است. البته دکتر مهدوی موافق است که این اختلاف تا آنجا کاهش یافته که
در واقع شاه «داخل» است و جبهه ملی «خارج». این تا دو یا سه سال قبل واقعیت نداشت.
4 ایران عراق
نظر و فرضیه مهدوی در مورد مشکلات جاری بین ایران و عراق این است که دولت ایران آن را شروع
نموده است و این که محاسبات اشتباه بوده اند. تصور می شد شانس خوبی می داشتند اگر عارف را پایین
بیاورند و مذاکرات در مورد شط را آغاز نمایند. بعد مشخص گردید که این اهداف به این سادگی قابل
دستیابی نیستند و اکنون مسئله فرار از سیلی خوردن است.
5 وضعیت اقتصادی
بانک توسعه صنایع و معادن ایران به سرعت در حال توسعه و گسترش است. نیمی از سهام متعلق به
خارجیان آن بانک (96 میلیون ریال) به سرمایه گذاران ایرانی فروخته شده است. سهمیه تهران، 24 میلیون
از 96 میلیون بود و 9 میلیون ریال آن در سه روز اول به فروش رسید. فروش سهام از طریق بانک ملی
انجام شد که 2 درصد برای این کارش دریافت نمود.
بانک توسعه صنایع و معادن ایران همچنان از نظر پولی مسئله دارد، ولی سازمان برنامه موافقت نموده
است که 750 میلیون ریال دیگر وام برایش تأمین نماید و یک تیم از بانک جهانی توسعه و تحقیقات و
شرکت تأمین پول بین المللی (IBRD/IFC) در ایران است تا دومین وام 10 میلیون ریالی بانک جهانی
توسعه تحقیقات را فراهم آورد.
تعدادی از پروژه ها در حال انجام هستند. نمایندگان (lnternational- paper) و افرادی از
(Allied - chemical) انتظار می رود تا دو هفته دیگر در اینجا باشند تا در مورد کارخانه کاغذسازی و
کارخانه تهیه نایلون به ترتیب مذاکره نمایند. می خواهند ظرفیت اولین کارخانه نوردی که در ایران در
نزدیکی اهواز ساخته شده است را از 60000 به 150000 تن در سال افزایش دهند. از کایزر (KAISER)
دعوت شده است که طرحش را ارائه نماید که در آن پیشنهادات و هزینه های دومین کارخانه نورد در
اهواز که دارای ظرفیت 100000 تن در سال است و بخش اعظم آن لوله هایی با قطر کم خواهند بود،
بررسی شده اند. پروژه دیگری که مورد بحث خواهد بود کارخانه نوردی است که لوله هایی با قطر زیاد
برای پروژه خط لوله گاز تولید نماید. ممکن است مشکلاتی با وزارت اقتصاد در مورد پروژه های کارخانه