بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 725

شاهنشاهی مستقر در لویزان خواهند توانست از ایشان حمایت کنند. درعوض، درهای پادگان را کما بیش

به روی همه باز دیدند و هیچ کس به افراد گارد دستور نمی داد. سپس حبیب اللهی محل را ترک کرد و به

یک ساختمان کوچک نیروی دریایی در شمال تهران رفت. برخی از پرسنل او در آنجا بودند، ولی سربازان

دستور تدارک برای دفاع را نمی پذیرفتند. سپس حبیب اللهی آنجا را به سوی خانه یک دوست ترک کرد.

حبیب اللهی گفت: فرمانده نیروی هوایی ایران، تیمسار بدره ای، از روزها قبل از [پیروزی] انقلاب با

هیچ یک از تلاشهای ایشان جهت حفظ کشور همکاری نمی کرد.(در اوایل فوریه بدره ای نیز تقریبا همین

مطالب را درباره حبیب اللهی به من گفته بود.) حبیب اللهی نیروی هوایی ایران را بابت سقوط ارتش در

آخرین روزها سرزنش می کرد.

پس از انقلاب: روز 13 فوریه حبیب اللهی به دفتر خود رفت تا ببیند چه خبری از ناوگان خلیج فارس

می تواند به دست آورد. به او گفته شد که دیگر فرمانده نیست و دریادار مدنی جانشین او خواهد شد.

حبیب اللهی نه در آن زمان و نه هیچ وقت دیگر دستگیر نشد. طی پنج ماه بعد او غلب از یک منزل شخصی

به منزل دیگری نقل مکان می نمود. او تماس خود را با دیگر تیمسارهای نیروی دریایی و پرسنل بلافصل

خود حفظ کرد. او هیچ گاه به ستاد خود در نیروی دریایی ایران بازنگشت و تقریبا تمامی وسایل شخصی

خود در آنجا را از دست داد.

در مورد شخصیتها، حبیب اللهی نهایت توهین یک دریانورد را نسبت به مدنی روا داشت: «او هرگز به

دریا نرفته است.» او نسبت به معاون وقت نخست وزیر، امیرانتظام، خوب گفت و او را «تنها فردی از آن

گروه که کمک نمود،»خواند. به عکس او در مورد معاون دیگر نخست وزیر، یزدی، چیزی جز توهین برای

گفتن نداشت.

فرار: حبیب اللهی طرح فرار خود را حول این واقعیت که ترکی می دانست تنظیم کرد. او یک پاسپورت

ترکیه ای تهیه کرد و با اتوبوس به مرز ترکیه رفت و در تمام طول راه ترکی حرف زد. در مرز ترکیه هیچ کس

از او سؤالی نکرد و او با نگهبانان ایرانی مشکلی نداشت. او از آنکارا به فرانکفورت رفت و در آنجا ویزای

آمریکا گرفت.

آینده: حبیب اللهی طرح خاصی برای آینده ندارد، ولی مجبور خواهد بود که کار کند، چرا که پولی که دارد

دوام نخواهد آورد. همسر و فرزندانش از ماه دسامبر در نورفولک بوده اند و او به ایشان پیوسته است. او

معقتد بود که رژیم خمینی دوام نخواهد آورد. او اعتراف کرد که هیچ کس به عنوان رهبر واقعی اپوزیسیون

سر بر نیاورده است، ولی فکر می کرد که احتیاج به چنین امری منجر خواهد شد. او نسبت به آینده نیروی

دریایی ایران بسیار بدبین بود، او پیش بینی کرد که حدود بیست سال وقت لازم است تا نیروی دریائی را به

قدرت سال 1978 رساند.

احمد میرفندرسکی


صفحه 726

میرفندرسکی، احمد 1

تاریخ: 29 اکتبر 19547/8/33خیلی محرمانه

از: وزارت امور خارجه،90 Aبه: سفارت آمریکا، تهران

موجب امتنان وزارتخانه خواهد بود که کلیه اطلاعات بیوگرافیک در مورد عبدالرحیم میرفندرسکی،

نماینده ایران در سوریه را دریافت نماید. در ژوئیه 1954 گزارش شده بود که آخرین شغل میرفندرسکی،

دبیر اول سفارت ایران در مسکو بوده است. در پایگاه اداره اطلاعات بیوگرافیک یک میرفندرسکی (اسم

اول نامعلوم) که کنسول ایران در شانگهای و یک میرفندرسکی که سرکنسول در استانبول در 1950

بوده اند، وجود دارد.

وزارتخانه متشکر می شود مطلع گردد آیا هیچ یک از آنان میرفندرسکی فوق الذکر هستند، و اگر نه، آیا

به گونه ای با هم خویشاوند هستند.دولس

خیلی محرمانه تاریخ: 30 نوامبر 1954 9/9/33

از: سفارت آمریکا، تهران 257

مراجع: 90A 29 اکتبر 1954؛ تهران، مرسله شماره 219، 23 اکتبر 1954

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک در مورد عبدالرحیم میرفندرسکی و احمد میرفندرسکی

اطلاعات بیوگرافیک در مورد عبدالرحیم میرفندرسکی، نماینده ایران در سوریه، در مرسله شماره

219 بود. اطلاعات موجود در آن بایستی متذکر شده باشند که او در سال 1950 کنسول در استانبول بوده

است. این انتصاب بین انتصابات وی در مسکو و تایپه واقع بود.

این مغشوش شدن بایگانی بیوگرافی ها در وزارتخانه مانند میرفندرسکی درمسکو احتمالاً ناشی از

این است که پسر عبدالرحیم، احمد میرفندرسکی نیز عضو سرویس دیپلماتیک ایران است. احمد

در1918 متولد شد و در مدرسه دارالفنون و کالج البرز در تهران و دانشگاه آمریکائی بیروت تحصیل نمود.

او در سال 1947 به وزارت امور خارجه پیوست. در 1949 او دبیر سوم سفارت ایران در مسکو شد. او تا

1953 در آنجا ماند، سپس به لاهه منتقل شد، که در حال حاضر در آنجا دبیر سوم است. او به زبانهای

فارسی، آلمانی، فرانسه و انگلیسی صحبت می کند. او ازدواج کرده است و دو فرزند دارد.

از طرف سفیر ویلیام کوران پسر رایزن سیاسی سفارت

میرفندرسکی، احمد 2

تاریخ: 20 می 1957 30/2/36 خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا، تهران 1065 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: گفتگو با رئیس اداره اروپای شرقی وزارت خارجه

در 14 می مأمور گزارشگر مذاکره ای با آقای احمد میرفندرسکی، رئیس موقت اداره امور حقوقی و

پیمانها در وزارت امورخارجه که در حال حاضر و در غیاب جناب آقای اسمعیل مجدی، رئیس موقت

اداره دوم سیاسی (امور اروپای شرقی) نیز می باشد، به عمل آورده است. آقای میرفندرسکی در سفارت

ایران در مسکو خدمت نموده است و به روانی روسی صحبت می کند و معمولاً از روابط ایران با اتحاد


صفحه 727

جماهیر شوروی به خوبی آگاه است. مسئولیت های معمولی وی در اداره امور حقوقی و پیمانها، او را در

ارتباط با تحولات مذاکرات جاری ایران شوروی در موضوعات مختلف قرار داده است.

آقای میرفندرسکی، خیلی خوب از فعالیت های دوستانه جاری شوروی در ایران آگاه است. او برای

مثال، تلاشهای انجام شده توسط دیپلمات های روسی برای گسترش تماس هایشان در وزارت

امورخارجه را مطرح نمود. در گذشته این تماس ها تقریبا منحصر به اداره دوم سیاسی و در موارد بسیار

استثنایی و نادر با اداره تشریفات بوده است. او گفت که اکنون کوشش های آشکار و فشرده ای برای تغییر

دادن این وضع در حال انجام است. یک مورد در این باره این بود که آقای نیکلای آفانازویچ کوزنتسف،

وابسته در سفارت شوروی، با او در منزلش تماس گرفته است، و با یک آلبوم عکس از مناظر اتحاد

شوروی به صورت هدیه به دیدن وی رفته است. (آقای میرفندرسکی یک بطری ودکا نیز در نوروز

دریافت داشته که به خیلی از مأمورین ایرانی داده شده است.) کوزنتسف در گسترش این دوستی چنان

دست میرفندرسکی را فشرده بود که وی گفت، نزدیک بود آن را بشکند.

مانند بسیاری از ایرانیانی که مأمور گزارشگر با آنها مذاکره نموده است، میرفندرسکی فعالیت های

دوستی اتحاد جماهیر شوروی را جدّی نگرفته است. او آن را جریانی نشأت گرفته از احساس تنهایی

روسیه متعاقب اتفاقات مجارستان و یک علاقه متقابل در احساس وجود داشتن آنها می داند. او گفت که

در مذاکرات جاری اقتصادی با ایران روسها خیلی بیشتر علاقمند بودند که نمایندگانشان مورد توجه قرار

گیرند تا این که به یک نتایج محکم و قطعی برسند. او اظهار داشت، به گونه ای برخلاف آنچه از قبل گفته

شده است، در وراء پیشنهادات اقتصادی شوروی، انگیزه های سیاسی وجود دارند.

اظهارنظر:

اگر آقای میرفندرسکی واقعا معتقد است که انگیزه اصلی روسیه از اعزام گروههای متعدد به ایران

بیشتر برای این است که حضور آنها احساس شود، او کمی خوش باور است. از سوی سفیر فیلیپ کلاک

دبیراول سفارت

میرفندرسکی، احمد 3

یادداشت های بیوگرافیک خیلی محرمانه

زمان: 26 دسامبر 1963 5/10/42مکان: منزل آقای راسیاس

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: احمد میرفندرسکی، مدیر کل امور سیاسی، وزارت امورخارجه

چارلز اچ. راسیاس

موضوع: دیدگاههای جاری

آقای میرفندرسکی در جریان بازدید آرام، وزیر امورخارجه، از بلگراد در دسامبر به او پیوست. او فرد

سوم در سلسله مراتب وزارت امورخارجه است و به نظر می رسد که او مورد احترام همه رده ها در وزارت

خارجه می باشد. میرفندرسکی 45 سال دارد، کوتاه قد، باریک و تیره است و به نظر عصبانی می رسد. او

متأهل است و دو فرزند دارد و در انتظار فرزند دیگری حدود شش ماه دیگر می باشد. او به روانی فرانسه

صحبت می کند و به اندازه کافی به زبان انگلیسی مسلط است. او همچنین آلمانی می داند و بنا به گفته یک


صفحه 728

منبع در وزارت خارجه، به روانی روسی صحبت می کند.

1 ایران و کنفرانس کشورهای «غیر متعهد»:

بنا به گفته میرفندرسکی، در جریان مذاکرات آرام با یوگسلاوها در بلگراد در دسامبر، وزیرخارجه

یوگسلاوی، پوپوویچ مسئله کنفرانس کشورهای غیرمتعهد را مطرح نمود و اظهار علاقه زیادی با شرکت

ایران در آن نمود. میرفندرسکی اظهار داشت که علاوه بر تیتو رهبرانی نظیر، ناصر، نهرو، نکرومه به چنین

کنفرانس علاقه مند بودند. (این مشخص نشد که این اظهار براساس اطلاعات خودش بوده یا منبع آن

مقامات یوگسلاوی بودند.)

میرفندرسکی گفت که موضع ایران در مورد چنین کنفرانسی توسط یوگسلاوها بشرح زیر مشخص

شده بود: ایران به عنوان یک کشور آسیایی غیر وابسته (مستقل) البته علاقمند به شرکت در کلیه

گردهمائیهای بین المللی است که سعی در کشف راه ها و مسائل از بین بردن تشنج های جهانی و تشویق

همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد. به هر حال، ایران در کنفرانسی تحت عنوان «غیر متعهد» یا دیگر

عناوینی که چنین مفاهیمی در بردارند، به علت تعهد شناخته شده آن، شرکت نخواهند کرد، ولی می تواند

در کنفرانسی که به این نام شناخته شده نباشد، شرکت نماید. برای مثال، ایران در اولین کنفرانس باندونگ

شرکت نمود، در حالی که عضو سنتو بود، و هم اکنون نیز هست. ایران مایل به شرکت در کنفرانس دیگر

باندونگ یا هر کنفرانس بین المللی دیگری نیز که سعی در تسریع همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد و

به گونه ای برنامه ریزی شده باشد که به اهداف دیگر سیاست خارجی ایران لطمه وارد نسازد، هست.

2 یوگسلاوها نه کمونیست ها:

میرفندرسکی از پیشرفت های یوگسلاوی در مقایسه با آنچه او می گفت در یک بازدید کوتاه در 1961

به عنوان توریست در آنجا دیده بود، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بود. او احساس می کرد که مردم از

پیشرفت کشورشان راضی و خشنود هستند. میرفندرسکی معتقد است که رژیم یوگسلاوی کمونیستی

نیست، زیرا آنها مستقل هستند و به مسکو وابستگی ندارند. برای میرفندرسکی، شخص یا گروهی

کمونیست است که عهد تبعیت و وفاداری خود را با مسکو یا پکن بسته باشد.

3 قتل پرزیدنت کندی :

آقای میرفندرسکی در واقع بیشترین زمان مذاکرات ما را با یک کنفرانس یک جانبه در مورد مرگ

تأسف بار پرزیدنت کندی گذراند. او بالاخص تأکید داشت که شوک ناشی از قتل پرزیدنت کندی در

ایالات متحده نه تنها در ایران، بلکه در یوگسلاوی نیز خیلی شدید بود. قتل اسوالد نیز بسیاری از مردم را

که او دیده و با آنها صحبت کرده است در ایران و یوگسلاوی، قانع کرد که قتل آخرین رئیس جمهور ایالات

متحده نتیجه یک کودتای برنامه ریزی شده موفق از سوی «دست راستی های» ایالات متحده بود. سعی من

در نشان دادن این که کلیه شواهد و قرائن حاکی از آن هستند که هم اسوالد و هم رابی به تنهایی عمل

کرده اند و به نظر می رسد که هر دو نفر در زمان ارتکاب جنایت تحت فشار عصبی شدید، اگر نه تنش های

روانی بوده اند بی نتیجه بود. میرفندرسکی همچنین قانع نشد که از بازپرسی ها و تحقیقات سطح بالایی که


صفحه 729

توسط رئیس دادگستری، وارن انجام شد قادر خواهد بود حقیقت را مشخص نماید.

میرفندرسکی بیشترین محبوبیت جهانی پرزیدنت کندی و واکنش بی سابقه این قتل را معطوف به

عوامل زیر نمود: (1) این واقعیت که او در اکتبر سال 1962 در جریان واقعه کوبا، جهان را از جنگ اتمی

نجات داد، (2) او یک روشنفکر جوان، جذاب و با کیاست زیاد بود که به عنوان رئیس جمهور به مردم دنیا

این احساس را می داد که هر کار ممکن را برای جلوگیری از وقوع یک کشتار جمعی، انجام خواهد داد.

میرفندرسکی گفت که بسیاری از ایرانیان، بالاخص تحت تأثیر کیاست و فراست بسیار زیاد پرزیدنت

کندی و آکادگی و بصیرت او در حال مسائل پیچیده و متفاوت قرار گرفته اند.

اظهارنظر:

نظریات میرفندرسکی راجع به تمایل یوگسلاوها به شرکت ایران در کنفرانس کشورهای «غیر

متعهد»، برداشت مرا از اظهاراتی که چند روز قبل از یکی دیگر از منابع وزارت خارجه، شنیده بودم،

روشن تر ساخت. کامران راجی، که وزیر خارجه آرام را در بلگراد به عنوان منشی مخصوص همراهی

می کرد، به من گفت که هر چند در مذاکرات اصلی شرکت نداشت (او برای بازدید از پروژه های مختلف

کشاورزی برده شد، که خاطره انگیزترین آنها یک مزرعه بزرگ بوده است)، شنیده است که یوگسلاوها

مسئله شرکت ایران در کنفرانس غیر متعهدها را مطرح نموده اند و این که آرام نشانه هایی از علاقه مندی به

آن نشان داده است. با وجود این که راجی (که نویسنده سخنرانی های عمده آرام است) ممکن است بیشتر

از این از مباحث محرمانه با یوگسلاوها مطلع باشد، از گفتن چیز بیشتری خودداری نمود.

میرفندرسکی، احمد 4

خیلی محرمانه

زمان: 19 ژانویه 1964 29/10/42 مکان: منزل آقای هرتز

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: احمد میرفندرسکی، مدیرکل امور سیاسی، وزارت امورخارجه

مارتین اف. هرتز، رایزن سیاسی جی. ان. راسیاس، دبیر دوم سفارت

موضوع: بررسی دورنمای سیاست

در یک بررسی کلی از دورنمای روابط خارجی ایران، آقای میرفندرسکی نظریات زیرا اظهار داشت :

1 خلیج فارس: این منطقه «فضای نفوذ» ایران است و ایران مایل خواهد بود شاهد همکاری های نزدیکتر

ایران و انگلستان در آنجا باشد. آنچه دولت ایران مایل است به انگلستان ارائه نماید یک نوع منطقه تحت

حکومت مشترک ایران و انگلستان است. به هر حال، انگلیسی ها عدم رضایت خود را در مورد هرگونه

ابتکار ایران در منطقه نشان داده اند و حتی در مورد خواسته ایران جهت اعزام یک هیئت بازدیدکننده از

کویت و شیخ نشین ها اشکال تراشی کردند.

دولت ایران در در مورد مسئله بحرین فشار وارد نمی کند. به هر حال، میرفندرسکی به طور خیلی

محرمانه اظهار داشت اگر انگلیسها برای تسهیل گسترش نفوذ ایران در خلیج فارس همکاری بیشتری به

عمل آورند، او شخصا تمایل خواهد داشت که مسئله بحرین را فراموش نماید.

به نظر میرفندرسکی، نقش ناصر در خلیج فارس جدی ترین تهدید برای کشور وی و حاکمیت آن


صفحه 730

می باشد. او در این مورد بسیار صریح و به نحو قانع کننده ای احساساتی بود. او احساس می کند که

عربستان سعودی ممکن است در حال حاضر برای مقابله با فشارهای ناصریستها یک ضربه گیر مناسب

باشد، ولی زمانی که ناصر رژیم فعلی سعودی را سرنگون سازد، عربستان تهدید جدی برای ایران خواهد

بود. به هر حال، ایران و نه عربستان سعودی، منطقی ترین کشور برای شریک شدن در نفوذ انگلستان در

منطقه و یا جایگزین شدن نفوذ آن پس از خروج انگلستان از منطقه است. فعالیت های در کویت از نزدیک

تحت نظر ایران هستند.

2 عراق: مسائل متعددی بین ایران و عراق وجود دارند که از جمله عبارتند از: شط العرب، مناطق نفتی

مرزی و ساحلی دور، حمایت از تعداد زیادی ایرانیان مقیم آنجا، و البته مسئله کردها. میرفندرسکی گفت

اطلاعات وی حاکی از آن است که عراقی ها تأیید، و یا حداقل موافقت، کشورهای دیگر عرب را در

کنفرانس اخیر قاهره مبنی بر توافق با کردها. گرفته اند. بدین ترتیب آنها مسئولیت هرگونه مشکل دیگری

را در آینده در مورد مسئله کردها متوجه دیگران خواهند کرد.

میرفندرسکی گفت تا آنجا که به ایران مربوط است، موجب خشنودی است که بین عراق و کردها در

منطقه خودشان، تا زمانی که عراقی ها تحت فشار ناصریستها، در بین کردهای ایران تشنج ایجاد ننمایند،

آرامش برقرار شود. ایران اذعان دارد که بایستی مراقبت نماید تا مزایای اصلاحات و مدرنیزه کردن به طور

کامل در بین اکراد ایران منعکس گردد و در واقع میرفندرسکی با این دیدگاه موافق است که دولت ایران

احتمالاً بایستی در مورد اکراد نسبت به سایر ایرانیان حتی کارهای بیشتری انجام دهد. به هر حال، اصل

این است که همپیمانان ایران، خصوصا ایالات متحده، ایران را در ممانعت از به هم خوردن امنیت داخلی

ایران به علت مسئله کردها، حمایت نمایند. ایالات متحده باید ایران را در مقابل هر نیروی خارجی، از

جمله اتحاد جماهیر شوروی، که ممکن است در ایجاد تشنج سیاسی بین کردهای ایران کمک نماید،

حمایت کند. مراقبت و همکاری مورد نیاز هستند. امکان چنین تحریکات خارجی را نمی توان نادیده

گرفت و غیرمحتمل فرض کرد. بازدید آینده وزیر خارجه عراق، به هر دو کشور ایران و عراق امکان بحث

در مورد همه این مسائل را می دهد.

3 جمهوری متحد عربی: هر چند شایعات زیادی در مورد احتمال از سرگیری روابط با مصر وجود دارند،

تا زمانی که ناصر حرکت صلح جویانه ای منجمله (ولی نه فقط منحصر به آن) متوقف کردن تبلیغات مسموم

از طریق رادیوی مخفی خودش، صدای آزاد ایران، انجام ندهد، دولت ایران ارتباطات را تجدید نخواهد

کرد. ناصر بایستی دولت ایران را از تصمیمات خوب خودش مطمئن سازد.

4 اسرائیل: میرفندرسکی گفت اسرائیلی ها دائما برای «قانونی کردن ارتباطمان» فشار می آوردند، ولی

«همانطور که من به یکی از دوستان صمیمی اسرائیلی خودم گفتم، بعضی از بهترین ارتباطات سیاسی ما،

مانند امور زناشویی تا وقتی غیرقانونی هستند بهترینند، چرا با یک ازدواج تشریفاتی آن را خراب کنیم؟

روابط با اسرائیل خوب است، به هر حال، دولت ایران اعتقاد دارد که اسرائیلی ها بایستی هر چه زودتر

نسبت به مسئله آوارگان فلسطینی، به گونه ای که این مشکل بالاخره بتواند حل شود، موضع بگیرند.


صفحه 731

5 پاکستان: شاه با ایوب خان رابطه شخصی نزدیکی دارد و به نظر می رسد که هر دو نفر در مورد بسیاری

از مشکلات، دیدگاههای مشترکی دارند. پاکستانی ها در پاره ای مسائل نظیر حل و فصل اختلافات مرزی

بسیار منطقی و همکاری کننده بوده اند. ایران پاکستان را در مسئله کشمیر حمایت می کند. ولی در مورد

لاس زدن پاکستان با CPR نگران است. میرفندرسکی گفت: «بعضی ها ایرانیها را فرانسویهای خاورمیانه

می نامند»، «من پاکستانی ها را در حال حاضر، دوگل خاورمیانه می نامم».

6 ترکیه: یک همپیمان دیگر سنتو که ارتباطات با او خوب است. احتمال می رود که روابط تجاری با بهتر

شدن تولیدات ما، کمی افزایش یابند. قبرس مسئله ناخوشایندی است، ولی ربط خاصی به ایران ندارد.

7 هندوستان: روابط با هندوستان خوب است و مسئله ای نداریم. روحیه زورگرایی نهرو در گذشته، برای

بسیاری از ایرانیان بیش از اندازه ناخوشایند بود. پس از حمله به چین، هندی ها در حد زیادی آرام، سر

جایشان نشسته اند. اظهارات نهرو که تاج محل «روح کاشته شده ایران در کالبد هندوستان است»، به نظر

میرفندرسکی موضع پسندیده هندیها نسبت به فرهنگ و نفوذ ایران را منعکس می کند.

8 اتحاد جماهیر شوروی: روابط با شوروی را می توان رسمی و صحیح توصیف نمود و البته به هیچ وجه

قابل مقایسه با ارتباط بسیار ویژه با ایالات متحده نیست.

9 آسیای جنوب شرقی: تنها سفارت ایران در جاکارتا است و هر چند فیلیپین از دولت ایران درخواست

برقراری روابط را نموده، در اصل به علت محدودیت های بودجه ای، هنوز هیچ تصمیمی اتخاذ نشده است.

دلیل مهمی برای ایجاد روابط سیاسی تجاری با اندونزی وجود ندارد. ارتباطات در آغاز براین واقعیت

که اندونزی نیز یک کشور مسلمان است و در امور آفریقا آسیا نقشی به عهده دارد، بنا شده است. به هر

حال، میرفندرسکی رهبران اندونزی، بخصوص سوکارنو را گروهی هیستریک، غیر واقع بین و به طور

خطرناکی مهاجم می داند.

10 ژاپن: میرفندرسکی ژاپن را کشوری بسیار متهور و سخت کوش می داند، ملتی که چیزهای زیادی

برای ارائه به ایران دارند. چون تولیدات هر دو کشور زمینه تکامل با یکدیگر را فراهم می کنند، او معتقد

است که فرصت هایی برای گسترش ارتباطات بازرگانی موجود، وجود دارند. ایران همچنین ژاپن را به

صورت کشوری آسیایی در خاک ریزهای شرقی در مقابل گسترش چین کمونیست می بیند، بسیار مشابه

این موضوع، ایران خود را غربی ترین خاکریز در آسیا می بیند. اینها می توانند زمینه هایی برای بنای حتی

روابط ویژه سیاسی باشند.

11 چین کمونیست: چین کمونیست احتمالاً یکی از جدی ترین مشکلاتی است که مابقی دنیا بخصوص

اتحاد جماهیر شوروی و جنوب شرقی آسیا، با آن مواجه است. وقتی به توان بالقوه ایجاد مشکل همراه با

جمعیت انبوه و توان اتمی چین فکر شود، سرگیجه آور است. در حال حاضر فکری برای تغییر در مواضع


صفحه 732

ایران، نشده است.

12 میرفندرسکی فکر می کند که وزیرخارجه آرام، که او را «یک مجری عالی سیاست خارجی»

می داند، وقتی کابینه بعدی تشکیل شود، باقی خواهد ماند.

میرفندرسکی، احمد 5

خیلی محرمانه

زمان: 15 می 1965 25/2/44مکان: محل اقامت آقای راکول

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر احمد میرفندرسکی، معاون وزیر امورخارجه مارتین اف. هرتز،

رایزن سفارت

موضوع: شناسایی چین کمونیست

من از آقای میرفندرسکی پرسیدم آیا او نیز متوجه بهبود جزئی در رفتار مطبوعات محلی نسبت به

جنگ ویتنام پس از اعلام امیدواری اخیر چین کمونیست مبنی بر اقدام به قتل شاه، شده است. به عنوان

مثال گفتم حجم اخباری که اوضاع لحظه به لحظه پکن را مشخص می کرد، تا حدی کاهش یافته است.

آقای میرفندرسکی گفت، ممکن است بهبودی جزئی در جراید نسبت به جنگ ویتنام دیده شود، ولی ما

نباید در مورد احساس به رسمیت شناختن چین کمونیست خودمان را گول بزنیم. او اضافه نمود که با من به

صورت خصوصی و محرمانه صحبت می کند (بنابراین مشکل خواهد بود که بعدا برداشت رسمی از این

مکالمه به عمل آید). میرفندرسکی گفت فقط یک دلیل خوب برای به رسمیت نشناختن چین کمونیست از

سوی ایران وجود دارد و آن این است که ایالات متحده به شدت ناراحت خواهد شد.

همان گونه که در وزارتخانه خود و هر زمانی که این مسئله در جای دیگری مطرح شده است گفته ام، اگر

هم اکنون چین کمونیست را به رسمیت بشناسیم مانند این است که ما تیری به چشم دوست خوب خود

یعنی ایالات متحده زده باشیم.

من گفتم علاوه بر این که این کار یک اقدام خصمانه علیه ایالات متحده تلقی خواهد شد، دلایل بسیار

خوبی وجود دارند که چرا شناسایی چین کمونیست در این زمان بسیار نامطلوب است. من به عدم تمایل

چین کمونیست در صرفنظر کردن از نیروی (نظامی م) به عنوان ابزاری در روابط بین المللی، تاکتیک های

اخاذی از کره تا هند و ویتنام، و این حقیقت که اگر آشکار شود که موضوع تهاجمی چین، منافع و عایداتی

برای آن به بار آورده است، بنیان تمامی جهان آزاد لطمه خواهد دید، اشاره کردم.

میرفندرسکی همه این بحث ها را شست و کنار گذاشت، او گفت، درست یا غلط، شناسایی چین

کمونیست نشانه عدم وابستگی در دنیای آسیا آفریقا شده است، کشوری که چین کمونیست را به رسمیت

نشناسد به عنوان یک کشور تحت کنترل غرب، استعمار شده و همه اینها نگریسته می شود. کشوری که

چین کمونیست را به رسمیت بشناسد، نشان می دهد که از کنترل «امپریالیسم»، استعمار و کاپیتالیسم آزاد

است. میرفندرسکی اضافه نمود، البته همه اینها مهملات است، ولی این طرز تفکرها در ایران مانند سایر

کشورهای آسیا آفریقا وجود دارند و بایستی مدنظر گرفته شوند.

وقتی من گفتم که به نظر می رسد این عوامل در مقابل مسائل مهم مورد نظر در استراتژی سیاسی،

اهمیت زیادی ندارند، میرفندرسکی مهم ترین نکته را مطرح نمود: او گفت «اگر ما بخواهیم با ناصر به طور