5 پاکستان: شاه با ایوب خان رابطه شخصی نزدیکی دارد و به نظر می رسد که هر دو نفر در مورد بسیاری
از مشکلات، دیدگاههای مشترکی دارند. پاکستانی ها در پاره ای مسائل نظیر حل و فصل اختلافات مرزی
بسیار منطقی و همکاری کننده بوده اند. ایران پاکستان را در مسئله کشمیر حمایت می کند. ولی در مورد
لاس زدن پاکستان با CPR نگران است. میرفندرسکی گفت: «بعضی ها ایرانیها را فرانسویهای خاورمیانه
می نامند»، «من پاکستانی ها را در حال حاضر، دوگل خاورمیانه می نامم».
6 ترکیه: یک همپیمان دیگر سنتو که ارتباطات با او خوب است. احتمال می رود که روابط تجاری با بهتر
شدن تولیدات ما، کمی افزایش یابند. قبرس مسئله ناخوشایندی است، ولی ربط خاصی به ایران ندارد.
7 هندوستان: روابط با هندوستان خوب است و مسئله ای نداریم. روحیه زورگرایی نهرو در گذشته، برای
بسیاری از ایرانیان بیش از اندازه ناخوشایند بود. پس از حمله به چین، هندی ها در حد زیادی آرام، سر
جایشان نشسته اند. اظهارات نهرو که تاج محل «روح کاشته شده ایران در کالبد هندوستان است»، به نظر
میرفندرسکی موضع پسندیده هندیها نسبت به فرهنگ و نفوذ ایران را منعکس می کند.
8 اتحاد جماهیر شوروی: روابط با شوروی را می توان رسمی و صحیح توصیف نمود و البته به هیچ وجه
قابل مقایسه با ارتباط بسیار ویژه با ایالات متحده نیست.
9 آسیای جنوب شرقی: تنها سفارت ایران در جاکارتا است و هر چند فیلیپین از دولت ایران درخواست
برقراری روابط را نموده، در اصل به علت محدودیت های بودجه ای، هنوز هیچ تصمیمی اتخاذ نشده است.
دلیل مهمی برای ایجاد روابط سیاسی تجاری با اندونزی وجود ندارد. ارتباطات در آغاز براین واقعیت
که اندونزی نیز یک کشور مسلمان است و در امور آفریقا آسیا نقشی به عهده دارد، بنا شده است. به هر
حال، میرفندرسکی رهبران اندونزی، بخصوص سوکارنو را گروهی هیستریک، غیر واقع بین و به طور
خطرناکی مهاجم می داند.
10 ژاپن: میرفندرسکی ژاپن را کشوری بسیار متهور و سخت کوش می داند، ملتی که چیزهای زیادی
برای ارائه به ایران دارند. چون تولیدات هر دو کشور زمینه تکامل با یکدیگر را فراهم می کنند، او معتقد
است که فرصت هایی برای گسترش ارتباطات بازرگانی موجود، وجود دارند. ایران همچنین ژاپن را به
صورت کشوری آسیایی در خاک ریزهای شرقی در مقابل گسترش چین کمونیست می بیند، بسیار مشابه
این موضوع، ایران خود را غربی ترین خاکریز در آسیا می بیند. اینها می توانند زمینه هایی برای بنای حتی
روابط ویژه سیاسی باشند.
11 چین کمونیست: چین کمونیست احتمالاً یکی از جدی ترین مشکلاتی است که مابقی دنیا بخصوص
اتحاد جماهیر شوروی و جنوب شرقی آسیا، با آن مواجه است. وقتی به توان بالقوه ایجاد مشکل همراه با
جمعیت انبوه و توان اتمی چین فکر شود، سرگیجه آور است. در حال حاضر فکری برای تغییر در مواضع
ایران، نشده است.
12 میرفندرسکی فکر می کند که وزیرخارجه آرام، که او را «یک مجری عالی سیاست خارجی»
می داند، وقتی کابینه بعدی تشکیل شود، باقی خواهد ماند.
میرفندرسکی، احمد 5
خیلی محرمانه
زمان: 15 می 1965 25/2/44مکان: محل اقامت آقای راکول
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر احمد میرفندرسکی، معاون وزیر امورخارجه مارتین اف. هرتز،
رایزن سفارت
موضوع: شناسایی چین کمونیست
من از آقای میرفندرسکی پرسیدم آیا او نیز متوجه بهبود جزئی در رفتار مطبوعات محلی نسبت به
جنگ ویتنام پس از اعلام امیدواری اخیر چین کمونیست مبنی بر اقدام به قتل شاه، شده است. به عنوان
مثال گفتم حجم اخباری که اوضاع لحظه به لحظه پکن را مشخص می کرد، تا حدی کاهش یافته است.
آقای میرفندرسکی گفت، ممکن است بهبودی جزئی در جراید نسبت به جنگ ویتنام دیده شود، ولی ما
نباید در مورد احساس به رسمیت شناختن چین کمونیست خودمان را گول بزنیم. او اضافه نمود که با من به
صورت خصوصی و محرمانه صحبت می کند (بنابراین مشکل خواهد بود که بعدا برداشت رسمی از این
مکالمه به عمل آید). میرفندرسکی گفت فقط یک دلیل خوب برای به رسمیت نشناختن چین کمونیست از
سوی ایران وجود دارد و آن این است که ایالات متحده به شدت ناراحت خواهد شد.
همان گونه که در وزارتخانه خود و هر زمانی که این مسئله در جای دیگری مطرح شده است گفته ام، اگر
هم اکنون چین کمونیست را به رسمیت بشناسیم مانند این است که ما تیری به چشم دوست خوب خود
یعنی ایالات متحده زده باشیم.
من گفتم علاوه بر این که این کار یک اقدام خصمانه علیه ایالات متحده تلقی خواهد شد، دلایل بسیار
خوبی وجود دارند که چرا شناسایی چین کمونیست در این زمان بسیار نامطلوب است. من به عدم تمایل
چین کمونیست در صرفنظر کردن از نیروی (نظامی م) به عنوان ابزاری در روابط بین المللی، تاکتیک های
اخاذی از کره تا هند و ویتنام، و این حقیقت که اگر آشکار شود که موضوع تهاجمی چین، منافع و عایداتی
برای آن به بار آورده است، بنیان تمامی جهان آزاد لطمه خواهد دید، اشاره کردم.
میرفندرسکی همه این بحث ها را شست و کنار گذاشت، او گفت، درست یا غلط، شناسایی چین
کمونیست نشانه عدم وابستگی در دنیای آسیا آفریقا شده است، کشوری که چین کمونیست را به رسمیت
نشناسد به عنوان یک کشور تحت کنترل غرب، استعمار شده و همه اینها نگریسته می شود. کشوری که
چین کمونیست را به رسمیت بشناسد، نشان می دهد که از کنترل «امپریالیسم»، استعمار و کاپیتالیسم آزاد
است. میرفندرسکی اضافه نمود، البته همه اینها مهملات است، ولی این طرز تفکرها در ایران مانند سایر
کشورهای آسیا آفریقا وجود دارند و بایستی مدنظر گرفته شوند.
وقتی من گفتم که به نظر می رسد این عوامل در مقابل مسائل مهم مورد نظر در استراتژی سیاسی،
اهمیت زیادی ندارند، میرفندرسکی مهم ترین نکته را مطرح نمود: او گفت «اگر ما بخواهیم با ناصر به طور
مؤثر مقابله کنیم، بایستی صدای خود را در شوراهای آسیا آفریقا بهتر و رساتر نمائیم.» من پرسیدم مگر
به هر حال ایران دست نشانده اسرائیل، کاپیتالیسم و به طور کل غرب اعلام نشده است؟ میرفندرسکی
پاسخ داد، نه به طور کامل، «مهم این است که با دوستان ناصر همراه باشی، ما اکنون دشمنان وی را در کنار
خودمان داریم، ولی اگر بنا باشد به طور مؤثر با وی مخالفت کنیم، باید موقعیت خود را از میان آن نوع
مردمی که او روی آنها نفوذ دارد، بهبود بخشیم.»
بحث ما اظهار مجدد میرفندرسکی مبنی بر این که در حال حاضر تصمیم به شناسایی چین کمونیست
وجود ندارد، ولی اینکه همگی واقعا موافق آن هستند و آن را در نهایت غیرقابل اجتناب می دانند، ولی در
حال حاضر کاملاً به خوبی تشخیص داده شده است که چنین کاری شدیدا به ایالات متحده ضربه خواهد
زد، پایان یافت. او مجددا گفت که صحبت ها خصوصی و محرمانه بوده است.
میرفندرسکی، احمد 6
احمد میرفندرسکی سفیر در اتحاد جماهیر شوروی خیلی محرمانه
احمد میرفندرسکی، یک دیپلمات حرفه ای با سابقه زیاد در امور روسیه، در ژوئیه 1965 به سمت
سفیر ایران در اتحاد جماهیر شوروی منصوب گردید. او باهوش، بصیر، متشخص، دوست داشتنی و به
وضوح ضد کمونیست است، ولی از آن گونه افرادی نیست که در شرایط سخت سیاسی، موضع
سرسختانه ای می گیرند. او با مقامات ایالات متحده صمیمی و همکار و گوش به زنگ جریانات ظریف و
دقیق در جو سیاسی ایران بوده است، او اخیرا به حمایت از مواضع بیطرفانه آفریقا آسیایی تمایل نشان
داده است. او فکری تحلیل گرانه و ادراکی دقیق دارد، ولی یک متفکر عمیق نیست. به نظر می رسد که او نه
بشدت پیش داوری می کند و نه شدیدا متقاعد می شود. میرفندرسکی طی پنج سال اخیر پیشرفت بسیار
سریعی در وزارت امورخارجه داشته است. این ارتقاء ناشی از درک سریع وی از مسائل، وفاداری وی
نسبت به رؤسایش، قابلیت وی در برخورد نرم با مسائل سخت و اجتناب از تصمیم گیری های مشکل
می باشد.
میرفندرسکی در ژوئن 1981 در تفلیس روسیه (به گفته یک منبع)، جایی که پدرش که یک دیپلمات
حرفه ای بود به عنوان سرکنسول آنجا منصوب شده بود، متولد شد. او قسمتی از تحصیلات ابتدایی را در
تفلیس و سپس دوره دبیرستان را در دارالفنون و کالج البرز در تهران گذراند. در 1937 او به بیروت رفت،
که در آنجا وارد دانشگاه آمریکائی بیروت شد. او متعاقبا به دانشگاه فرانسوی زبان سان ژوزف منتقل
گردید و در آنجا در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. در 1947 وارد وزارت امورخارجه شد. پس از
خدمت در اداره تشریفات و اداره دوم سیاسی (اروپای شرقی)، در سال 1949 میرفندرسکی به عنوان دبیر
سوم به مسکو فرستاده شد. (پدر وی نیز از 1949 تا 1950 در مسکو مأمور بود.) در 1953 برای مدت
کوتاهی به تهران بازگشت و مدیر اداره دوم سیاسی شد.
بعدا در همان سال، مأمور به لاهه شد و در آنجا در سال 1956 از دبیر دومی به دبیر اولی ارتقاء یافت.
در بازگشت به تهران در سال 1957، او مدیر اداره پیمانها شد و سپس به مدت سه سال به عنوان کنسول به
دهلی اعزام گردید. در 1960 او به عنوان سرکنسول به استانبول منتقل گردید. در 1962 در سمت مدیر
اداره مالی به وزارت امورخارجه بازگشت. در سپتامبر 1962 با هیئت اعزامی به سازمان ملل به نیویورک
رفت و در کمیته ششم اجلاس عمومی سازمان ملل خدمت نمود.
او در ژانویه 1963 مدیر اداره دوم سیاسی و در مارس مدیرکل امور سیاسی وزارتخانه شد. او در می
1964 به درجه سفیری ارتقاء یافت و ماه بعد از آن معاون وزیر در امور سیاسی (سومین رده در مراتب
سازمانی وزارتخانه) گردید.
میرفندرسکی مردی کوتاه قد، تیره، خوش هیکل و دارای استعداد حاضر جوابی و خوش مشربی
است، با مطالعات گسترده و عمیق در ادبیات کلاسیک فارسی، او سخنگوئی برجسته است که در کاربرد
ضرب المثل ها و اتفاقات تاریخی و بیان به موقع آنها مهارت دارد. او در محافل سیاسی ایران مشهور است
و مورد احترام همکارانش می باشد و فرانسه و روسی را به روانی و انگلیسی و آلمانی را خوب صحبت
می کند. یک گزارش در سال 1957 حاکی از آن است که زمانی که تحت تأثیر الکل (مست) باشد، دوست
دارد تصنیف های روسی بخواند و روسی برقصد. او از میهمانی (پارتی) خوشش می آید و اغلب در
مشروب خوری زیاده روی می کند. میرفندرسکی ازدواج نموده است و دو فرزند دارد.
7 فوریه 1966 18/11/44
میرفندرسکی، احمد 7
زمان و مکان: قصر یخ 12 آوریل 1968 23/1/47 خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: سفیر احمد میرفندرسکی، سفیر ایران در اتحاد جماهیر شوروی
جان ا. آرمیتاژ، رایزن سفارت
موضوع: کاسگین و خلیج فارس
میرفندرسکی تکرار نمود که به طور رسمی مورد بحث قرار دادن مسئله خلیج فارس با کاسگین، صدر
هیئت رئیسه شوروی، تکذیب شده است.
میرفندرسکی تا حدی به طور طولانی موضع مکررا اعلام شده را که ایران قدرتمندترین کشور در
خلیج (فارس م) است که منافعش نادیده گرفته می شوند و پرستیژش توسط اعراب لکه دار می شود،
تشریح نمود. او به طور جدی فعالیت های شرورانه انگلستان را مورد انتقاد قرار می داد. پس از این که وارد
این موضوع گردید، میرفندرسکی کمی آرامتر شد و در مورد منافع ایران در بحرین، اظهار داشت که این
مسئله از طریق مذاکره قابل حل بود.
میرفندرسی گفت که او فکر می کند زندگی سیاسی دولت های شیخ نشین های خلیج فارس چندان
طولانی نیست و او پیشنهاد کرده است که ایران باید امکان کار کردن روی نیروها تندروتر عرب در
دولت های منطقه خلیج (فارس م) را مورد بررسی قرار دهد. او گفت این پیشنهاد در دفتر خارجه به طور
مختصر رد شده بوده است.
میرفندرسکی که با امیرتیمور مشترکا روی اعلامیه ایران و شوروی کار کرده بودند، گفت که از جانب
شوروی برای زبان اعلامیه فشار وجود دارد، ولی چندان زیاد نیست. او گفت که روسها به «گسترش
همه جانبه ناخواسته» در ویتنام عطف می کنند که او آن را رد کرده است، زیرا از طریق حوادث مختلف بر
مسائل فائق آمده بودند. میرفندرسکی اهمیت کمی به اشاره اعلامیه در مورد بهبود روابط سیاسی آینده با
شوروی داد و این که عبارت آن عینا مشابه یا نزدیک به نظریات برخی از موضوعات بین المللی است.
میرفندرسکی گفت «اینها همه فقط واژه هایی هستند که اهمیت زیادی ندارند».
میرفندرسکی، احمد 8
تاریخ: 20 سپتامبر 1971 29/6/50 خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا، مسکو 6938 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
جهت اطلاع: سفارت آمریکا، تهران
موضوع: معاون جدید وزیر امورخارجه، احمد میرفندرسکی
1 سفیر ایران احمد میرفندرسکی، که از اینجا رفته است، ظاهرا در مدت مأموریت طولانیش در
مسکو، به نحو عالی در انجام کارها و ایجاد ارتباط شخصی با کادر رهبری شوروی موفق بوده است. او
به علت تجربه زیاد در امور شوروی و به روانی صحبت کردن زبان روسی، مورد احترام بوده است. این
واقعیت که میرفندرسکی در 14 سپتامبر توسط پادگورنی برای ملاقات خداحافظی به حضور پذیرفته شد،
نشانه میزان احترامی است که برای وی قائل هستند و اهمیتی که شوروی همچنان برای ایجاد ارتباطات با
ایران قائل است. میرفندرسکی قبلاً پولانسکی را در 10 سپتامبر ملاقات کرده بود و توسط گرومیکو برای
وی در همان روز میهمانی شام ترتیب یافته بود.
2 مأمورین سفارت به ما گفته اند که حرکت میرفندرسکی به تهران تسریع شد، زیرا شاه می خواست که
او در شغل جدید معاون وزیر در نشست های اجلاس عمومی سازمان ملل شرکت نماید. امیرتیمور، سفیر
ایران در پاکستان، طبق برنامه ریزی انجام شده، جایگزین میرفندرسکی در مسکو خواهد شد.
میرفندرسکی، احمد 9
تاریخ: 1 مارس 1972 10/12/50 خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: جناب آقای احمد میرفندرسکی، جانشین وزیر امورخارجه عالیجناب
داگلاس هک، وزیر مختار
موضوع: فعالیت های شوروی در منطقه و پاکستان
من در تاریخ 1 مارس با احمد میرفندرسکی، جانشین وزیر امورخارجه، بنا به درخواست وی ملاقات
نمودم. پس از آگاه نمودن من از تصمیم دولت ایران مبنی بر قبول توافقنامه مشترک اصلاحیه های مواد
مخدر به کنوانسیون واحد در ژنو، میرفندرسکی گفت می خواهد در مورد فعالیت های شوروی در منطقه
خاورمیانه و در مورد تحولات پاکستان صحبت کند. در پاسخ به سؤال وی در مورد اینکه ما طرح های
شوروی را در این زمینه چه می بینیم، من به طور خلاصه افکارم را در مورد سه هدف سنتی شوروی، برای
وی بیان کردم: الف) در مدیترانه، ب) در سواحل و خشکی، ج) در خلیج فارس. من اشاره کردم که به نظر
می رسد شوروی به جاه طلبی های درازمدت خود در مدیترانه و سواحل و خشکی های آن با عبور از دو
مانع تاریخی که در مقابلش قرار گرفته اند یعنی ترکیه و هیمالیا، دست یافته باشد. پس از دستیابی به حضور
در این مناطق، اکنون به نظر می رسد گام جدیدی در فعالیت هایش در خلیج فارس، با بازدیدهای بیشتر
کشتی ها، ساختن یک بندر در عراق، ام القصر، و غیره برداشته است. من فکر نمی کنم که طرح های آنی
شوروی، شامل تصرف سرزمینی و یا حضور خودش در خلیج فارس باشد. به هر حال شوروی در حال
کار کردن روی دیگران و سعی در شریک نمودن خود با رژیم هایی نظیر عراق، سوریه و یمن است که
به طور فزاینده ای به روسیه شوروی وابسته و البته از سیاست های آن تأثیرپذیر بودند. متأسفانه
دشمنی های تاریخی و قبیله ای زیاد و سایر خصومت ها از جمله، کردها، بلوچ ها، پشتوها، پاتان ها و غیره
هستند که برای شوروی ها، در صورتی که بخواهند آنها را به طغیان وادارند، امکانات گسترده ای فراهم
می کنند.
میرفندرسکی گفت این نظریات خیلی موازی با افکار وی می باشند، ولی او احساس می کند که روسها
در مناطقی همچون بلوچستان، بسیار فعالتر از آنچه ظاهرا ما باور داریم، درگیر هستند. من اظهار داشتم
که اخیرا ما با سفارت همسایه (منظور سفارت آمریکا در پاکستان است م) این مسئله را کنترل کرده ایم
نتیجه گیری کلی این بود که هر چند اختلافات اسلام آباد و بلوچ ها زمینه بالقوه ای برای دخالت شوروی
فراهم می آورد و روسها گهگاه در آن دخالت نموده اند، ولی ما هیچ گونه اطلاعات قطعی در مورد دخالت
روسها در تشنجات جاری در بلوچستان و اختلافات بلوچ ها با بوتو در دست نداریم.
میرفندرسکی، آن گاه از من سؤال نمود آیا شوروی روی تجزیه پاکستان کار می کند، من پاسخ دادم که
اخیرا هیچ اطلاعی در این مورد به من نرسیده است ولی برداشت شخصی من این است که در حال حاضر
شوروی، تجزیه پاکستان را به نفع خود نمی داند. میرفندرسکی موافق نبود، و اظهار داشت که یک پاکستان
ضعیف یک راه برای روسیه شوروی است که بتواند نفوذ چین را در منطقه (موردی که بعضی رهبران
شوروی از آن وحشت بسیاری دارند) کاهش دهد.
در بازگشت به بحث در مورد پاکستان، میرفندرسکی گفت که دولت ایران متوجه گسترش تحولات
است. هرچند بوتو با کفایت و با انرژی است، به نظر نمی رسد که تسلط کاملی بر اوضاع داشته باشد. او
پرسید ما چه کاری در مورد پاکستان انجام می دهیم. پاسخ دادم که هرچند مخالفت های عمومی بسیاری
در مورد از سرگیری برخی وابستگی های سنتی به پاکستان در داخل ایالات متحده وجود دارند، ما هر
کاری بتوانیم برای کمک به پاکستان انجام می دهیم.
زمانی که بوتو برای شروع دوره ریاست جمهوری اش ایالات متحده را ترک می کرد، رئیس جمهور
نیکسون ژستی به خود گرفت که نشان دهنده حمایت روانی و مردمی از او بود، همان گونه که شاه در سفر
اخیرش به پاکستان انجام داد، ثانیا رئیس جمهور به گونه ای عمل کرد که محدودیت های کنگره ای را
نادیده گرفت و اکنون ما می توانیم کمک های اقتصادی و انسانی به پاکستان را از سر بگیریم. در وراء آن،
من از برداشتن گامهای قابل ملاحظه ای در این مورد مطلع نیستم، ولی برداشت من این است که تا زمانی که
بوتو برخی تصمیمات را اتخاذ نکند و سیاست هایش را به صورت محکم تری اعلام ننماید، ما کار چندان
بیشتری نمی توانیم برای وی انجام دهیم.
در پاسخ به سؤال من در مورد اینکه دولت ایران چه می تواند بکند، میرفندرسکی گفت که ایران گهگاه
به پاکستان کمک کرده است و ارتباطات با پاکستان در چهارچوب سازمانهائی نظیر سازمان توسعه
کشورهای منطقه ای، به نفع پاکستان است. او اضافه نمود که برای پاکستان مشکل خواهد بود هندوستان را
ببخشد، ولی به نفع پاکستان است که گذشته را فراموش نماید و تلاش خود را بر توسعه خودش، از جمله
اصلاحات ارضی، متمرکز نماید.
این کشور با 55 میلیون جمعیت و پاره ای زمین های بسیار حاصلخیز، هیچ دلیلی وجود ندارد که
نتواند پیشرفت نماید. من به میرفندرسکی پیشنهاد کردم که ممکن است ایران از نفوذ خود و رهبران
پاکستان و بخصوص بوتو، استفاده نماید، تا با فراموش کردن گذشته، سیاستی متمایل به غرب اتخاذ نماید
و به جای عطف به ماسبق، روابط جدید و متفاوتی با گذشته بنا نهد. میرفندرسکی موافق بود و گفت دولت
ایران این موارد را از بوتو خواسته است.
میرفندرسکی، احمد 10
احمد میرفندرسکی، معاون وزیر امورخارجه خیلی محرمانه
میرفندرسکی مراحل خدمتی خود را اصولاً به عنوان یک کارشناس در امور شوروی گذارنده است. او
در تفلیس، روسیه، جایی که پدرش در آن زمان در آنجا سرکنسول بود، در 1918 متولد شد. پدر بزرگ
وی اولین سفیر ایران در روسیه بود. میرفندرسکی پس از شش سال که سفیر در شوروی بود، در سپتامبر
1971 به عنوان وزیرخارجه منصوب شد. او ابتدا در می 1964 به درجه سفیری ارتقاء یافت و در ژوئن
همان سال معاون وزیر در امور سیاسی شد.
گفته شده است میرفندرسکی فکری تحلیل گرانه و ادراکی دقیق دارد، ولی یک متفکر عمیق نیست. در
گذشته او به نظر می رسید که در مورد حساسیت های کشورهای آفریقا آسیایی واکنشی مثبت داشته
باشد. به هر حال، او به نحوی میانه رو طرفدار غرب باقی مانده است و در مقابل کوشش های شوروی برای
کشاندن وی به انتقاد از نفوذ ایالات متحده در ایران و یا جنگ ویتنام، مقاومت کرده است.
در دهه 1960، میرفندرسکی شهرت زیادی در وزارت امورخارجه داشت، ولی با توجه به شش سال
مأموریت وی در مسکو، اکنون در بین کارمندان جوان و میان رتبه مانند گذشته شناخته شده نیست.
میرفندرسکی علاوه بر زبان فارسی، به روانی فرانسه، انگلیسی و روسی صحبت می کند، ازدواج کرده
است و دارای سه فرزند است. می 1972 اردیبهشت 1351
میرفندرسکی، احمد 11
تاریخ: 25 اکتبر 1973 3/8/52 خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا، تهران 7511 به: وزارت خارجه، واشنگتن
موضوع: برکناری معاون وزارت امورخارجه، میرفندرسکی
1 مأمور رابط وزارت امورخارجه در امور ICCS، محمود هاتف (بشدت حفاظت شود) در 25 اکتبر،
شایعاتی که در محافل دیپلماتیک تهران در مورد برکناری معاون وزیر امورخارجه، احمد میرفندرسکی،
به علت مخالفتش (نامشخص است در چه مورد) با شاه وجود داشت را برای سفارت تأیید نمود. هیچ گونه
اطلاعیه رسمی در مورد این برکناری داده نشده است و پاسخ مقامات وزارت امورخارجه به سؤالات این
است که این برکناری چیزی نیست جز یک تجدید سازمان و حذف شغل معاونت وزیر امورخارجه. تاریخ
قطعی برکناری میرفندرسکی، 25 اکتبر بوده است.
2 جزئیات این که میرفندرسکی چگونه موجب نارضایتی شاه را فراهم آورده است، مشخص نیست،
ولی داستانی که سفیر هلمز از سفیر انگلستان رامز بوثام (Ramsbotham) (حفاظت شود) و سایر منابع
شنیده این است که در برنامه های پروازهای جنگنده های شوروی از فراز ایران برای رساندن تدارکات به
کشورهای عرب خاورمیانه مؤثر بوده اند. شاه قبلاً محدودیت های بسیار زیادی را در مورد تعداد و کیفیت
پروازهایی که می توانند مجاز باشند، برقرار کرده بود. وقتی شاه متعاقبا متوجه شد که میرفندرسکی از این
محدودیت ها تجاوز نموده و به درخواست دوم شوروی برای پرواز از فضای بالای کشور پاسخ داده است،
شاه، معاون وزیر امورخارجه را برکنار کرده است.گزارشگر: لهفلدت هلمز
احمد ناظمی