بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 746

تهران دریافت نمود. در مدت خدمتش در دولت مشاغلی از قبیل:فرمانده دانشکده آموزش های حین

خدمت پلیس، اداره پلیس کشوری، رئیس دانشگاه پلیس، مدیر برنامه ریزی و تحقیقات در اداره پلیس

کشوری، مشاور متخصص اقتصادی در وزارت اقتصاد، رئیس پژوهشهای اقتصادی و آماری در وزارت

اقتصاد، رئیس هیئت مدیره سیاست های صنعتی و تجاری وزارت اقتصاد، استاندار کل کرمان و

استانداری کل فارس را به عهده داشته است.

او همچنین به عنوان استاد در مدرسه مدیریت بازرگانی، دانشگاه تهران، مدرسه حسابداری، مؤسسه

آمار پیشرفته، مؤسسه خدمات اجتماعی، و دانشگاه پلیس تدریس نموده است. او رئیس گروه بررسی در

زمینه موانع توسعه اقتصادی ایران بود. او همچنین به عنوان مدیرعامل مرکز تحقیقات بین المللی دانشگاه

تهران خدمت کرده است.

نصر اصفهانی در مارس 1976 از استانداری کل کرمان به عنوان استاندار کل به فارس آمد. او تلاش

فراوانی کرد تا دنباله روی منوچهر پیروز باشد که شهرت بسیاری در مدت استانداری اش در شیراز از سال

1971 و قبل از آن در استانداری بندر عباس به دست آورده بود. طی 16 ماهی که نصر اصفهانی در شیراز

بود، به نظر می رسید که آگاهانه از آن نوع فعالیتهای مربوط به جمع آوری اطلاعات که مطلوب بعضی از

استانداران قبلی وی، از جمله همکار جدیدش در کابینه، مرتضی صالحی از خوستان بود، پرهیز کرده

است. در عوض او خود را براداره و مدیریت فارس با یک روش شایسته، اگر نه استثنائی، متمرکز نمود و

تمایل به مورد توجه قرار دادن و تغذیه تعداد زیاد میهمانان عالیرتبه دولت ایران که از شیراز و تخت جمشید

بازدید به عمل می آوردند، نشان داد. برخلاف سلف خود، پیروز که خونگرم و پرجوش و سیار بود،نصر

اصفهانی اغلب به نظر می رسد که منزوی و کناره گیر است. ممکن است او به اندازه پیروز مورد علاقه

نباشد، ولی شرافتمندی و درستکاری وی هیچ گاه زیر سؤال نبوده است. در صحبت های انجام شده در

میهمانی خداحافظی که به افتخار وی در اتاق بازرگانی شیراز برگزار گردید، مکررا به این موارد اشاره شد.

علیرغم این که در برخوردهای اولیه نصر اصفهانی، خیلی سرد به نظر می رسد، می تواند فرد کاملاً با

شخصیتی باشد. در گروه های کوچک و مذاکرات خصوصی او ذهن خلاق و اندیشمندی از خود نشان

می دهد. به نظر می رسد که او در برخورد با دوستان و همکاران خود خالص و بی ریا باشد. در موقعیت های

اجتماعی همیشه با کلیه کسانی که به وی نزدیک شوند مؤدب و مهربان است. علاوه بر این، زمانی که در

شیراز بود این شیوه را معمول نمود که هفته ای یک روز صبح، دفتر خود را به روی هر کسی که مایل بود او را

ببیند، باز می کرد. به نظر می رسد که او آمریکائیان را دوست داشته باشد. با وجود این در شیراز او هیچ

کوششی به نفع جامعه آمریکائیان، آن گونه که پیروز می کرد، انجام نداد. وی علاقه قابل توجهی به تحولات

در ایالات متحده دارد. او هر دو پسر خود را امسال برای گذراندن دوره تابستانی مدرسه به ایالات متحده

فرستاد. یکی از آنان تبعه ایالات متحده است و در زمانی که نصر اصفهانی در ایندیانا دانشجو بود، متولد

شده است.

از نظر سیاسی، نصر اصفهانی مورد حمایت نخست وزیر جدید، جمشید آموزگار، بوده است و به عنوان

وزیر کشور تصور می شود که خواسته های رؤسا و خط حزبی را پیاده نماید. در مدت خدمتش در فارس،

خود را به صورت یک مدیر باکفایت شناساند، ولی یا به علت مسافرت های (بازدیدهای) کم و یا به علل

دیگر، نشانه بخصوصی از نوسازی ازوی دیده نشد. به نظر می رسد که او در مورد یکی از پروژه های دولت


صفحه 747

یعنی سیاست عدم تمرکز، در مذاکره با وزیر مختار در آوریل، با اظهار این که این سیاست در برخی

زمینه ها، عبث و بیخود است، کمی محافظه کاری به خرج داده است.

او همچنین از پاره ای سیاستمداران و دولتمردان که در انظار عمومی راجع به عدم تمرکز جنجال و

تبلیغ می کنند و بطور خصوصی آن را رد می نمایند، اظهار ناخشنودی نمود. ظاهرا او این اصل را به طور

جدی پذیرفته که یک خدمتگذار کشور، تا زمانی که در خدمت دولت است مجبور به حمایت از

سیاست های رسمی می باشد.

نصر اصفهانی ازدواج کرده و دارای دو فرزند است. دو پسر که قبلاً ذکر آنها رفت. او انگلیسی را عالی

صحبت می کند.تامست

نصر اصفهانی، اسداللّه 3

اسداللّه نصر اصفهانی وزیر کشور(از اوت 1977)

عنوان خطاب: آقای وزیر

اسداللّه نصراصفهانی کارمندی است که خدمت دولتی خود را با کار در اداره پلیس کشوری شروع

نمود، ولی همچنین در وزارت اقتصاد نیز خدمت نموده است. او از فوریه 1976 استاندار استان فارس بود

تا در شغل فعلی مشغول گردید.

نصر دارای لیسانس حقوق از دانشگاه تهران (1955)، فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه ایندیانا

(1961) و دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران است.

در مدت خدمت در اداره پلیس، او فرمانده دانشکده آموزش حین خدمت و فرمانده دانشگاه پلیس

بوده است. در وزارت اقتصاد او مدیر پژوهش های آماری و اقتصادی و رئیس هیئت مدیره سیاست های

اقتصادی و صنعتی بود. از دسامبر 1974 تا فوریه 1976 نصر به عنوان استاندار کرمان خدمت نمود. او

همچنین در مدرسه مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، مدرسه حسابداری، مؤسسه آمار پیشرفته، مؤسسه

خدمات اجتماعی و دانشگاه پلیس تدریس نمود، رئیس گروه بررسی موانع توسعه اقتصادی ایران در

مؤسسه تحقیقات اقتصادی بود، ریاست گروه دیگری جهت یافتن امکانات صادراتی را به عهده داشت، و

به عنوان مدیر عامل مرکز تحقیقات بین المللی دانشگاه تهران و عضو ایرانی هیئت توسعه صنعتی سازمان

ملل خدمت کرد.

نصر حدود 49 سال دارد، آرام صحبت می کند و مؤدب است. در زمان استانداری فارس، او خود را

به عنوان یک مدیر باکفایت تثبیت نمود و شهرتی در شرافت و درستی به دست آورد. نصر درجه افتخاری

سرگردی در پلیس دارد. او سفرهای بسیاری انجام داده است و انگلیسی و آلمانی را عالی صحبت می کند.

ازدواج کرده و دارای دو پسر است. یک پسرش تبعه ایالات متحده است و در زمانی که نصر دانشجوی

دانشگاه ایندیانا بود، همانجا متولد گردید. 22 دسامبر 1977 1/10/56

محمد نصیری


صفحه 748

نصیری، محمد 1

محمد نصیری وزیر مشاور خیلی محرمانه

محمد نصیری در کابینه 7 مارس 1964 حسنعلی منصور وزیر مشاور بود و توسط جایگزین وی،

امیرعباس هویدا، نیز دراین سمت باقی ماند. این اولین شغل وی در دولت است که پس از برکناری وی از

مدیر کلی بانک ملی در پایان رژیم مصدق در 1953، به وی ارجاع شده است. به عنوان یک طرفدار سابق

جبهه ملی، طی ده سال اخیر در اکثر موارد از صحنه سیاست به دور بوده است. بهرحال گزارش شده که او

در 1962 به دوست نزدیکش احمد متین دفتری در تلاش بیهوده ای برای رسیدن به نخست وزیری کمک

کرده است.

نصیری در سال 1907 در اصفهان متولد شد و فرزند یک ملاّ است. ابتدا پا در جای پای پدر نهاد و

تحصیلات مذهبی را آغاز نمود، ولی بعدها عقیده اش تغییر یافت و وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران

شد و از آنجا در سال 1927 فارغ التحصیل شد. او سپس به خرج دولت به فرانسه اعزام شد و در آنجا

دکترای خود در حقوق بین الملل و اقتصاد را از دانشگاه پاریس اخذ نمود (1937). در بازگشت به تهران،

تا سال 1943 در وزارت دادگستری خدمت نمود و سپس تا سال 1949 به وزارت دارایی رفت. او در سال

1949 عضو هیئت مدیره شرکت بیمه ایران و خیلی زود بعد از آن مدیرعامل شد. در این منصب او

اصلاحات را شروع کرد و به عنوان یک جویای (طالب) شهرت، معروف شد. در 1952، زمانی که مدیرکل

بانک ملی شد، او هیچ تجربه بانکی نداشت. پس از سقوط مصدق در اوت 1953 و از دست دادن شغلش،

نصیری تلاش بیهوده ای کرد تا با ورود به مجلس در 1954، به زندگی اجتماعی بازگردد. او در مرام حزبی

مقاومت ملی با رهبر جبهه ملی، شاهپور بختیار، شریک بود. پس از این شکست، نصیری به استادی

دانشگاه تهران بازگشت و در آنجا حقوق بین المللی تدریس نمود. در 1958 بانک پارس، یک بانک

خصوصی، وی را به عنوان مدیر کل برگزید. نصیری در 1960 به مدت 6 ماه به عنوان میهمان دولت برای

مطالعه مدارس بانکی، بیمه و حقوق بین الملل، از ایالات متحده دیدار کرد.

نصیری، مردی خوشایند، صمیمی و معمولاً درستکار است. گفته شده است که نصیری بنحوی روشن

دارای وجهه ملی می باشد. عقیده بر این است که او شخص زیرک، جاه طلب و نسبتا باکفایت است. وی

کمی قوی هیکل با ظاهری دانشگاهی است. او و همسر اروپائیش یک دختر دارد. او علاوه بر فارسی کمی

فرانسه صحبت می کند.14 مارس 1966 23/12/44

نعمت اللّه نصیری


صفحه 749

نصیری، نعمت اللّه 1

نعمت اللّه نصیری رئیس ساواک سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

تیمسار نعمت اللّه نصیری در 28 ژانویه 1965 به جای حسن پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و

امنیت کشور (ساواک) شد. رئیس سابق شهربانی کشور به عنوان افسری بی رحم و کارا، ولی بدون فکر که

وفادار و فداکار نسبت به شاه است، مشهور می باشد. او کشش و تمایل برای راه حل نهایی دارد که او را به

سمت حمایت از خشونت و قساوت به عنوان عامل جلوگیری کننده در موارد مربوط به امنیت داخلی سوق

می دهد. نصیری اغلب در این نکته با پاکروان مخالف بود. به هر حال، پیشنهادهای وی به شاه ارائه می شد،

که او نیز به راه حل های نهایی در مسائل امنیتی علاقه مند بود و به نصیری بیش از هر شخص دیگری اعتماد

داشت.

در سال 1963، در جریان ناآرامی های محرم از ژوئن تا اکتبر، نصیری فرمانده حکومت نظامی تهران

بود؛ او اگرچه از نظر سیاسی ساده و خام است، مدیر نظامی خوبی می باشد. طبق گزارش، او از فراخوانی

نیروها به پادگانها قبل از فرو نشستن اغتشاشات ناراضی بود و ادعا نمود که اگر یک جوخه پلیس ضد

شورش آموزش دیده در اختیار وی بود، مردان وی به تنهایی می توانستند، اوضاع را اداره کنند.

نفوذ نصیری در طول سال گذشته بیشتر شده است. گفته می شود که پاکروان در اوایل 1964 از این که

معاون وی حسین فردوست «عامل نصیری» بوده و دیگر خود او مسئولیت کامل اقدامات ساواک را

برعهده نداشته، اظهار نارضایتی کرده است. نصیری نیز در تلاش بود از نفوذ خود در جراید، بدون ارتباط

با وزیر قبلی اطلاعات نصرت اللّه معینیان و کمیته مشترک سانسور جراید، استفاده نماید.

تیمسار ارتشبد نصیری، در سال 1910 در تهران متولد شد. او در سال 1931 دبیرستان را به پایان

رساند و در سال بعد وارد خدمت ارتش شد. او دانشکده افسری تهران را گذراند و در سال 1934 با درجه

ستوان دومی فارغ التحصیل شد. او چند موقعیت فرماندهی را به عهده گرفت و در سال 1946 در عملیات

نظامی علیه ایل قشقایی در جنوب ایران شرکت داشت. در سال 49 1948 او در دبیرستان نظام و

دانشکده افسری در تهران تدریس کرد. در سال 50 1949 او رئیس ستاد دژبان تهران بود. در سال

1953 او یکی از افراد فعال گروه افسرانی بود که نخست وزیر محمد مصدق را برکنار و تیمسار فضل اللّه

زاهدی را نخست وزیر نمودند. او بدین جهت، دو امریه به شاه ارائه نمود و پس از آنکه آنها امضا شدند، یک

گروه کوچک سربازان را برای اجرای آن به خانه مصدق اعزام نمود. مصدق از تصمیمات نصیری آگاه شد

و به هر حال او را زندانی کرد. چهار روز بعد در 19 اوت 1953، بار دیگر فعالیت هایی انجام شد و مصدق

سقوط نمود. نصیری به علت نقشی که در کودتا به عهده داشت به درجه سرتیپی ارتقا یافت.

نصیری تا سال 1960 فرماندهی گارد را عهده دار بود. او شاه را در بسیاری از مسافرت ها به دور دنیا

همراهی نمود. هر چند شایعاتی وجود داشت که او پشتیبان تیمسار حسن ارفع، در سال 1954 بوده و در

کودتای تیمسار ولی اللّه قره نی در سال 1958 علیه شاه دست داشته است، او نزدیک به شاه باقی ماند.

گزارش شده که در سال 1960 او تحت نظر ساواک بوده است. در اکتبر سال 1960 نصیری معاون

آجودان کل شاه شد و ماه بعد رئیس پلیس کشور گردید. در این منصب او در ژوئن سال 1962 به ایالات

متحده برای یک بازدید توجیهی سفر نمود و در کنفرانس بین المللی در هلسینکی (1963) و ونزوئلا

(1964) شرکت نمود.


صفحه 750

نصیری مردی بلند قامت و تقریبا چاق است. که تمایل به چاقی دارد. او شخصیتی آرام،

دوست داشتنی، اگرچه خودپسند دارد. او در همین اواخر با یک زن آلمانی ازدواج کرد که شایع بود

معشوقه سابق شاه بوده است. نصیری علاوه بر زبان مادری خود فارسی، فرانسه را به روانی و انگلیسی را

قابل قبول صحبت می کند.2 فوریه 1965 13/11/43

نصیری، نعمت اللّه 2

مارس 1969 اسفند 1347 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

اطلاعات بیوگرافیک

(U) نام: سپهبد نعمت اللّه نصیری، ارتش

(U) شغل: رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)

(S/NFD) نکات برجسته:

نصیری دارای احساساتی تیز و تند و حیله گرانه است. به عنوان رئیس ساواک، او کنترل مستقیم

بیشتری بر امنیت داخلی و فعالیت های ضد جاسوسی را پذیرفته است. او تغییرات زیادی در بین پرسنل در

جهت تقویت ساواک از نظر حرفه ای و آنهایی که با روشهای خشن و شخصی وی موافق نبوده اند، انجام

داده است. او افسران را با قوانین و روشهای خود در نتیجه تغییر روش های عملیاتی ساواک نسبت به

گروههای مخالف، آموزش و تعلیم داده است. وی دستور داده است که عملیات علیه گروههای کمونیست

و غیر کمونیست باید مستقیما برای نابودی سریع مراکز مخالفین باشد که برخلاف استراتژی ساواک در

گذشته است که نفوذ درازمدت در داخل این گروهها بوده است.

(مردم م) دید خوبی نسبت به نصیری ندارند، زیرا یکی از خدمتگزاران شاه محسوب می شود که در

صورت بروز بحران فرد چندان مؤثری نخواهد بود. او دانشکده ستاد را به پایان نرسانده و معلوماتش را از

تجربه فرماندهی به دست آورده است. با حفظ ارتباط نزدیک با دربار در بیش از حدود بیست سال، موضع

نصیری به نظر می رسد بیشتر سیاسی باشد تا نظامی. به هر حال، او معمولاً بیش از حد بدنام است که بتواند

نقش قابل ملاحظه ای بازی کند.

(S/NFD) سیاسی:

بین المللی: نصیری در رفتارش به میزانی که برای او مناسب است، متمایل به آمریکا محسوب می شود.

داخلی: ظاهرا شاه اعتماد کامل به نصیری دارد، که نتیجه آن ارتقای سریع و پی درپی درجات وی است.

(U) اطلاعات شخصی:

تولد: 1910 تهران، ایران

خانواده: مجرد


صفحه 751

(U) توصیف:

چشمان قهوه ای، 5 پا و 10 اینچ قد، 180 پوند وزن، مو سیاه، ظاهر و رفتار عالی، هر چند کمی اضافه

وزن دارد. آرام و خوشایند، مؤدب، تمایل به خودپسندی.

زبانها: زبان مادری فارسی، فرانسه به روانی، انگلیسی متوسط

مذهب: مسلمان

(U) مدالها:

دارای نشان تاج، نشان همایون، نشان لیاقت، مدال افتخار، نشان رستاخیز، نشان 28 مرداد، مدال

خدمت، مدال دانش، نشان های مختلف از آلمان، عراق، ایتالیا، لبنان و اسپانیا.

تحصیلات غیرنظامی:

دیپلم دبیرستان، 1931، تهران

(U) مراحل خدمتی:

1932 23 سپتامبر، ورود به خدمت ارتش.

1934 فارغ التحصیل از دانشکده افسری، تهران، ستوان دوم. 23 سپتامبر، فرمانده دسته، لشکر

دوم، تهران.

1936 فرمانده گردان پیاده ؛ معاون فرمانده رسته پیاده، دانشکده افسری، تهران.

1946 فرمانده هنگ دوم تیپ 18 پیاده، کرمان؛ فرمانده گردان پیاده، سیرجان.

1948 استاد، دبیرستان نظام، دانشکده افسری، تهران ؛ فرمانده هنگ یکم دانشکده افسری.

1949 رئیس ستاد دژبان تهران.

1950 فرمانده مدرسه پیاده، تهران ؛ فرمانده هنگ یکم پیاده (پهلوی)، لشکر یکم، تهران.

1951 فرمانده لشکر گارد، تهران.

1953 ارتقاء به درجه سرتیپی.

1958 ارتقاء به درجه سرلشکری.

1959 فرمانده گارد شاهنشاهی، تهران.

1960 فرمانده پلیس کشوری.

1962 ارتقاء به درجه سپهبدی، 18 مارس.

1965 (حال حاضر) رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک).

هوشنگ نهاوندی


صفحه 752

نهاوندی، هوشنگ 1

هوشنگ نهاوندی وزیر آبادانی و مسکن خیلی محرمانه

هوشنگ نهاوندی که در کابینه حسنعلی منصور در 7 مارس 1964 به عنوان وزیر آبادانی و مسکن

منصوب گردید، احتمالاً جوانترین وزیر ایران است. او شهرتی به عنوان روشنفکر به معنای غربی این کلمه

دارد و در دیدگاهها و مواضعش صادق و لیبرال محسوب می گردد. وی یک حقوقدان و اقتصاددان

تحصیلکرده و مورد حمایت نخست وزیر قبلی بود. او عضو حزب ایران نوین بوده و در کمیته برنامه ریزی

آن که در می 1944 جهت بررسی مسائل اقتصادی و اداری بوجود آمد، خدمت نمود. در اکتبر 1964

نهاوندی با موفقیت یک قرارداد تخفیف تعرفه را با جامعه اقتصادی اروپا امضا کرد.

نهاوندی حدود سال 1930 در بندرپهلوی متولد شد. او لیسانس حقوق و اقتصاد را از دانشگاه تهران و

دکترای حقوق را از دانشگاه پاریس گرفت. گزارش شده که به او اجازه تردد به جامعه وکلای فرانسه داده

شده است. تا سال 1959 او وابسته سفارت ایران در بروکسل، به عنوان نماینده ایران در بازار مشترک بود.

وی در سال 1959 به ایران بازگشت و مشاور شورای عالی اقتصاد شد، که در آن زمان منصور رئیس

آن بود. نهاوندی هیئت اعزامی به بن در سال 1961 را همراهی کرد که یک وام قابل توجه از آلمان غربی را

تثبیت نمود. قبل از پیوستن به کابینه منصور، نهاوندی مدیر شرکت معاملات خارجی یک شرکت دولتی

که بازرگانی با بلوک کمونیستی را انجام می دهد بود.

نهاوندی علاوه بر فارسی و انگلیسی، فرانسه صحبت می کند. نهاوندی در سپتامبر سال 1968 رئیس

دانشگاه پهلوی شیراز شد. 20 آوریل 1956 31/1/44

نهاوندی، هوشنگ 2

محرمانه

زمان: 10 ژوئیه 1969 19/4/48مکان: رستوران کاروانسرا

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر ویلیام فوربز، رئیس تیم(1)Penn، دانشگاه پهلوی خانم دکتر آن

فوربز، استاد پزشکی، دانشگاه پهلوی آرنولد ال. رافل، دبیر دوم سفارت جان اچ. رُوز، دبیر دوم سفارت

موضوع: دانشگاه پهلوی

در جریان یک ناهار مختصر با دکتر و خانم فوربز، قبل از اینکه تهران را ترک نمایند، در مورد نظریاتی

که آنها در طی دو سال از دانشگاه پهلوی بدست آورده اند، صحبت کردیم. دکتر فوربز پس از بازنشستگی

از مدرسه بهداشت عمومی هاروارد، توسط دانشگاه پنسیلوانیا دعوت شد که به عنوان رئیس تیم به مدت

دو سال در دانشگاه پهلوی تدریس نماید. خانم فوربز، که در بیمارستان عمومی ماساچوست تدریس

می کرد، دعوت شد که در دانشکده پزشکی تدریس نماید.

1 رئیس دانشگاه، نهاوندی

فوربز گفت که نهاوندی فردی سنتگرا است، از آن نوع ایرانیان تحصیلکرده قدیمی که علاقه کمی به

روش تدریس آمریکایی دارند. نهاوندی مشخص نموده بود که تا زمانی که خودش درخواست نکرده

1- تیم اعزامی از دانشگاه پنسیلوانیا


صفحه 753

باشد، مایل نیست توصیه های تیم Penn را بپذیرد و هیچ گاه نیز چنین درخواستی نکرد. او برخورد

سنتگرایانه اجتماعی نهاوندی را با یک استاد زیرک، دکتر نصر، مثال آورد که رئیس جدید بخش پزشکی

است. نصر علی رغم قابلیت های مشهود و شهرت بسیار در بهبود بخشیدن به وضعیت بخش، به طور

مشهودی مورد قهر نهاوندی قرار دارد، زیرا او و همسرش لباسهایی به رنگ روشن می پوشند. (پیراهن زرد

و دامن کوتاه)، پارتی می دهند و می رقصند و به طور کلی با اصول روش های زندگی ایرانی مورد نظر

نهاوندی همگام نیستند.

2 دانشجویان

فوربز دانشجویان دانشگاه پهلوی را به طور کلی زرنگ یافته است. با چند استثنا، که عمدتا محدود به

دانشجویان خارجی می شود، درک انگلیسی دانشجویان برای فراگیری برنامه آموزش بخش های پزشکی

کافی است. از سوی دیگر، او متوجه شده است که دانشجویان هیچ ایده ای از این که چگونه آموخته های

خود را به کار گیرند، ندارند. آنها بندرت از کتابهای کتابخانه دانشکده استفاده می کنند، در استفاده از

کتابهای مرجع مانند لغت نامه مهارت ندارند (زیرا آنها به هیچ وجه به کار کردن با الفبای فارسی آشنا

نیستند.) و احساس می کنند که روش فراگیری محدود شده است به حفظ کردن آنچه که در کلاس به آنها

تدریس می شود. دانشجویان ایرانی عموما مدرک دوره را اولین هدیه دریافت شده می دانند، لذا برای نمره

بیشتر با استادان چانه می زنند. خانم فوربز اظهار داشت که این مسئله فقط در سطح آموزش های دانشگاه

نیست. تا زمانی که تکنیک های آموزشی در تمام سطوح، از دبستان به بالا، به طور کامل تغییر نیابند،

دانشجویان در بکارگیری عملی آنچه که آموخته اند، کارآیی نخواهند داشت.

3 تیم Penn

فوربز معتقد است که تیم Penn، صرف نظر از این واقعیت که در حال حاضر توصیه هایش در امور

دانشگاه بندرت طالب دارد، به طور عمده ای، سهم واقعی را در تداوم روش های مدرن و استانداردهای بالا

در دانشگاه پهلوی داشته است. روش های تدریس اعضای تیم، اثر مثبت در روش تدریس سایر استادان

داشته است که بسیاری از آنها، حداقل در دانشکده پزشکی، در آمریکا تحصیلکرده اند. همچنین داشتن

یک هسته مرکزی از استادان آمریکایی، به جذب و حفظ دانشجویان خارجی که در حال حاضر

پاکستانی ها و عرب ها هستند و علاقه مندی شخصی شدید آنها برای کار، تأثیر خوبی بر دانشجویان ایرانی

داشته، کمک کرده است. او گفت که قرارداد سالیانه 300000 دلاری، صرفا یک پرداخت به دانشگاه

پنسیلوانیا نیست، بلکه هزینه برنامه استخدامی Penn را در امریکا، حقوق هشت عضو تیم را در دانشگاه

پهلوی (که بسیاری از آنها به طور تمام وقت برای دانشگاه کار می کنند) و همین طور هزینه های هیئت و

حق التدریس را برای بیش از 20 تن از کارمندان عضو دانشگاه پهلوی در دانشگاه پنسیلوانیا و دانشجویان

فارغ التحصیل که سالیانه آموزش های تخصصی در ایالات متحده می بینند، در بر می گیرد.

4 چشم انداز آینده

فوربز اظهار داشت، با ادامه قرارداد یا بدون آن با تیم Penn، «با خوش بینی» دانشگاه پهلوی کم وبیش