نصیری مردی بلند قامت و تقریبا چاق است. که تمایل به چاقی دارد. او شخصیتی آرام،
دوست داشتنی، اگرچه خودپسند دارد. او در همین اواخر با یک زن آلمانی ازدواج کرد که شایع بود
معشوقه سابق شاه بوده است. نصیری علاوه بر زبان مادری خود فارسی، فرانسه را به روانی و انگلیسی را
قابل قبول صحبت می کند.2 فوریه 1965 13/11/43
نصیری، نعمت اللّه 2
مارس 1969 اسفند 1347 سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
اطلاعات بیوگرافیک
(U) نام: سپهبد نعمت اللّه نصیری، ارتش
(U) شغل: رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)
(S/NFD) نکات برجسته:
نصیری دارای احساساتی تیز و تند و حیله گرانه است. به عنوان رئیس ساواک، او کنترل مستقیم
بیشتری بر امنیت داخلی و فعالیت های ضد جاسوسی را پذیرفته است. او تغییرات زیادی در بین پرسنل در
جهت تقویت ساواک از نظر حرفه ای و آنهایی که با روشهای خشن و شخصی وی موافق نبوده اند، انجام
داده است. او افسران را با قوانین و روشهای خود در نتیجه تغییر روش های عملیاتی ساواک نسبت به
گروههای مخالف، آموزش و تعلیم داده است. وی دستور داده است که عملیات علیه گروههای کمونیست
و غیر کمونیست باید مستقیما برای نابودی سریع مراکز مخالفین باشد که برخلاف استراتژی ساواک در
گذشته است که نفوذ درازمدت در داخل این گروهها بوده است.
(مردم م) دید خوبی نسبت به نصیری ندارند، زیرا یکی از خدمتگزاران شاه محسوب می شود که در
صورت بروز بحران فرد چندان مؤثری نخواهد بود. او دانشکده ستاد را به پایان نرسانده و معلوماتش را از
تجربه فرماندهی به دست آورده است. با حفظ ارتباط نزدیک با دربار در بیش از حدود بیست سال، موضع
نصیری به نظر می رسد بیشتر سیاسی باشد تا نظامی. به هر حال، او معمولاً بیش از حد بدنام است که بتواند
نقش قابل ملاحظه ای بازی کند.
(S/NFD) سیاسی:
بین المللی: نصیری در رفتارش به میزانی که برای او مناسب است، متمایل به آمریکا محسوب می شود.
داخلی: ظاهرا شاه اعتماد کامل به نصیری دارد، که نتیجه آن ارتقای سریع و پی درپی درجات وی است.
(U) اطلاعات شخصی:
تولد: 1910 تهران، ایران
خانواده: مجرد
(U) توصیف:
چشمان قهوه ای، 5 پا و 10 اینچ قد، 180 پوند وزن، مو سیاه، ظاهر و رفتار عالی، هر چند کمی اضافه
وزن دارد. آرام و خوشایند، مؤدب، تمایل به خودپسندی.
زبانها: زبان مادری فارسی، فرانسه به روانی، انگلیسی متوسط
مذهب: مسلمان
(U) مدالها:
دارای نشان تاج، نشان همایون، نشان لیاقت، مدال افتخار، نشان رستاخیز، نشان 28 مرداد، مدال
خدمت، مدال دانش، نشان های مختلف از آلمان، عراق، ایتالیا، لبنان و اسپانیا.
تحصیلات غیرنظامی:
دیپلم دبیرستان، 1931، تهران
(U) مراحل خدمتی:
1932 23 سپتامبر، ورود به خدمت ارتش.
1934 فارغ التحصیل از دانشکده افسری، تهران، ستوان دوم. 23 سپتامبر، فرمانده دسته، لشکر
دوم، تهران.
1936 فرمانده گردان پیاده ؛ معاون فرمانده رسته پیاده، دانشکده افسری، تهران.
1946 فرمانده هنگ دوم تیپ 18 پیاده، کرمان؛ فرمانده گردان پیاده، سیرجان.
1948 استاد، دبیرستان نظام، دانشکده افسری، تهران ؛ فرمانده هنگ یکم دانشکده افسری.
1949 رئیس ستاد دژبان تهران.
1950 فرمانده مدرسه پیاده، تهران ؛ فرمانده هنگ یکم پیاده (پهلوی)، لشکر یکم، تهران.
1951 فرمانده لشکر گارد، تهران.
1953 ارتقاء به درجه سرتیپی.
1958 ارتقاء به درجه سرلشکری.
1959 فرمانده گارد شاهنشاهی، تهران.
1960 فرمانده پلیس کشوری.
1962 ارتقاء به درجه سپهبدی، 18 مارس.
1965 (حال حاضر) رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک).
هوشنگ نهاوندی
نهاوندی، هوشنگ 1
هوشنگ نهاوندی وزیر آبادانی و مسکن خیلی محرمانه
هوشنگ نهاوندی که در کابینه حسنعلی منصور در 7 مارس 1964 به عنوان وزیر آبادانی و مسکن
منصوب گردید، احتمالاً جوانترین وزیر ایران است. او شهرتی به عنوان روشنفکر به معنای غربی این کلمه
دارد و در دیدگاهها و مواضعش صادق و لیبرال محسوب می گردد. وی یک حقوقدان و اقتصاددان
تحصیلکرده و مورد حمایت نخست وزیر قبلی بود. او عضو حزب ایران نوین بوده و در کمیته برنامه ریزی
آن که در می 1944 جهت بررسی مسائل اقتصادی و اداری بوجود آمد، خدمت نمود. در اکتبر 1964
نهاوندی با موفقیت یک قرارداد تخفیف تعرفه را با جامعه اقتصادی اروپا امضا کرد.
نهاوندی حدود سال 1930 در بندرپهلوی متولد شد. او لیسانس حقوق و اقتصاد را از دانشگاه تهران و
دکترای حقوق را از دانشگاه پاریس گرفت. گزارش شده که به او اجازه تردد به جامعه وکلای فرانسه داده
شده است. تا سال 1959 او وابسته سفارت ایران در بروکسل، به عنوان نماینده ایران در بازار مشترک بود.
وی در سال 1959 به ایران بازگشت و مشاور شورای عالی اقتصاد شد، که در آن زمان منصور رئیس
آن بود. نهاوندی هیئت اعزامی به بن در سال 1961 را همراهی کرد که یک وام قابل توجه از آلمان غربی را
تثبیت نمود. قبل از پیوستن به کابینه منصور، نهاوندی مدیر شرکت معاملات خارجی یک شرکت دولتی
که بازرگانی با بلوک کمونیستی را انجام می دهد بود.
نهاوندی علاوه بر فارسی و انگلیسی، فرانسه صحبت می کند. نهاوندی در سپتامبر سال 1968 رئیس
دانشگاه پهلوی شیراز شد. 20 آوریل 1956 31/1/44
نهاوندی، هوشنگ 2
محرمانه
زمان: 10 ژوئیه 1969 19/4/48مکان: رستوران کاروانسرا
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دکتر ویلیام فوربز، رئیس تیم(1)Penn، دانشگاه پهلوی خانم دکتر آن
فوربز، استاد پزشکی، دانشگاه پهلوی آرنولد ال. رافل، دبیر دوم سفارت جان اچ. رُوز، دبیر دوم سفارت
موضوع: دانشگاه پهلوی
در جریان یک ناهار مختصر با دکتر و خانم فوربز، قبل از اینکه تهران را ترک نمایند، در مورد نظریاتی
که آنها در طی دو سال از دانشگاه پهلوی بدست آورده اند، صحبت کردیم. دکتر فوربز پس از بازنشستگی
از مدرسه بهداشت عمومی هاروارد، توسط دانشگاه پنسیلوانیا دعوت شد که به عنوان رئیس تیم به مدت
دو سال در دانشگاه پهلوی تدریس نماید. خانم فوربز، که در بیمارستان عمومی ماساچوست تدریس
می کرد، دعوت شد که در دانشکده پزشکی تدریس نماید.
1 رئیس دانشگاه، نهاوندی
فوربز گفت که نهاوندی فردی سنتگرا است، از آن نوع ایرانیان تحصیلکرده قدیمی که علاقه کمی به
روش تدریس آمریکایی دارند. نهاوندی مشخص نموده بود که تا زمانی که خودش درخواست نکرده
1- تیم اعزامی از دانشگاه پنسیلوانیا
باشد، مایل نیست توصیه های تیم Penn را بپذیرد و هیچ گاه نیز چنین درخواستی نکرد. او برخورد
سنتگرایانه اجتماعی نهاوندی را با یک استاد زیرک، دکتر نصر، مثال آورد که رئیس جدید بخش پزشکی
است. نصر علی رغم قابلیت های مشهود و شهرت بسیار در بهبود بخشیدن به وضعیت بخش، به طور
مشهودی مورد قهر نهاوندی قرار دارد، زیرا او و همسرش لباسهایی به رنگ روشن می پوشند. (پیراهن زرد
و دامن کوتاه)، پارتی می دهند و می رقصند و به طور کلی با اصول روش های زندگی ایرانی مورد نظر
نهاوندی همگام نیستند.
2 دانشجویان
فوربز دانشجویان دانشگاه پهلوی را به طور کلی زرنگ یافته است. با چند استثنا، که عمدتا محدود به
دانشجویان خارجی می شود، درک انگلیسی دانشجویان برای فراگیری برنامه آموزش بخش های پزشکی
کافی است. از سوی دیگر، او متوجه شده است که دانشجویان هیچ ایده ای از این که چگونه آموخته های
خود را به کار گیرند، ندارند. آنها بندرت از کتابهای کتابخانه دانشکده استفاده می کنند، در استفاده از
کتابهای مرجع مانند لغت نامه مهارت ندارند (زیرا آنها به هیچ وجه به کار کردن با الفبای فارسی آشنا
نیستند.) و احساس می کنند که روش فراگیری محدود شده است به حفظ کردن آنچه که در کلاس به آنها
تدریس می شود. دانشجویان ایرانی عموما مدرک دوره را اولین هدیه دریافت شده می دانند، لذا برای نمره
بیشتر با استادان چانه می زنند. خانم فوربز اظهار داشت که این مسئله فقط در سطح آموزش های دانشگاه
نیست. تا زمانی که تکنیک های آموزشی در تمام سطوح، از دبستان به بالا، به طور کامل تغییر نیابند،
دانشجویان در بکارگیری عملی آنچه که آموخته اند، کارآیی نخواهند داشت.
3 تیم Penn
فوربز معتقد است که تیم Penn، صرف نظر از این واقعیت که در حال حاضر توصیه هایش در امور
دانشگاه بندرت طالب دارد، به طور عمده ای، سهم واقعی را در تداوم روش های مدرن و استانداردهای بالا
در دانشگاه پهلوی داشته است. روش های تدریس اعضای تیم، اثر مثبت در روش تدریس سایر استادان
داشته است که بسیاری از آنها، حداقل در دانشکده پزشکی، در آمریکا تحصیلکرده اند. همچنین داشتن
یک هسته مرکزی از استادان آمریکایی، به جذب و حفظ دانشجویان خارجی که در حال حاضر
پاکستانی ها و عرب ها هستند و علاقه مندی شخصی شدید آنها برای کار، تأثیر خوبی بر دانشجویان ایرانی
داشته، کمک کرده است. او گفت که قرارداد سالیانه 300000 دلاری، صرفا یک پرداخت به دانشگاه
پنسیلوانیا نیست، بلکه هزینه برنامه استخدامی Penn را در امریکا، حقوق هشت عضو تیم را در دانشگاه
پهلوی (که بسیاری از آنها به طور تمام وقت برای دانشگاه کار می کنند) و همین طور هزینه های هیئت و
حق التدریس را برای بیش از 20 تن از کارمندان عضو دانشگاه پهلوی در دانشگاه پنسیلوانیا و دانشجویان
فارغ التحصیل که سالیانه آموزش های تخصصی در ایالات متحده می بینند، در بر می گیرد.
4 چشم انداز آینده
فوربز اظهار داشت، با ادامه قرارداد یا بدون آن با تیم Penn، «با خوش بینی» دانشگاه پهلوی کم وبیش
به ارائه آموزش های با کیفیت آمریکایی ادامه خواهد داد. او معتقد است که علی رغم عدم علاقه مندی
نهاوندی، استادان متعدد آموزش دیده در آمریکا می توانند به تأمین نیروی لازم برای چرخش برنامه ادامه
دهند. مهم ترین مانع برای اداره مؤثر دانشگاه، درآمدهای نامتناسب شخصی کارمندان و استادان است که
مانع همکاری مؤثر آنها می شود.
5 اظهارنظر
دکتر فوربز فردی مهربان، با فرهنگ و یک آکادمیسین با کفایت است. به هر حال در مدت دو سالی که
در دانشگاه پهلوی بوده است، علاقه کمی به شغل خود به عنوان رئیس تیم Penn، که اصولاً یک کار اداری
است، پیدا کرده است. بسیاری از ضعف های تیم Penn در دو سال گذشته می تواند به علت کمبود قدرت
رهبری وی، و از دیدگاه ایرانیان، تمایلات افراطی وی به ایجاد یک «مؤسسه آموزشی به سبک آمریکایی»
بوده باشد. هر چند مردی باهوش و تحصیلکرده است، عدم درک وی از فرهنگ و عادات و رسوم ایرانی،
و اینکه آنها چگونه در صحنه دانشگاه به کار گرفته می شوند، موجب گردیده است که نقش تیم Penn در
دانشگاه تضعیف شود.
در مدت یک سال گذشته ریاست نهاوندی در دانشگاه، برخوردهای اصولی بین تصور نهاوندی در
ایجاد یک دانشگاه اصولاً ایرانی با کمک های آموزشی بین المللی، و عقیده دکتر فوربز، نماینده Penn، در
ایجاد یک دانشگاه سبک آمریکایی در شیراز، وجود داشته است. این عدم توافق در اصول، علاوه بر
مخاصمات شخصی بین این دو نفر، بر رشد عدم کارآیی تیم Penn در دانشگاه افزوده است.
دکتر کوئل (Koelle) رئیس بخش داروسازی پنسیلوانیا، جایگزین دکتر فوربز به عنوان رئیس تیم
Pennخواهد شد، که قرار است در آینده نزدیک به ایران بیاید. برخلاف فوربز، وی به طور تمام وقت
وظیفه مدیریت تیم را فقط با مسئولیت های آموزشی فرعی، که مکن است نقش و تأثیر تیم Penn را در
دانشگاه گسترش دهد، خواهد داشت.
نهاوندی، هوشنگ 3
دکتر هوشنگ نهاوندی، رئیس دانشگاه پهلوی خیلی محرمانه
نهاوندی یک حقوقدان و اقتصاددان تحصیلکرده فرانسه است که به نظر می رسد چندان موافق
گسترش نفوذ آمریکاییها در دانشگاه پهلوی نیست. او ریاست دانشگاه را در سپتامبر 1968، بعد از این که
علم آنجا را ترک نمود تا خود را در انجام امور وزارت دربار متمرکز سازد، به عهده گرفت. (یکی از
نارضایتی های دانشجویان در اعتراضات فوریه 1968 تقسیم شدن توجه علم بود.) نهاوندی قبلاً وزیر
آبادانی و مسکن در زمان نخست وزیری منصور و هویدا بود.
او مشاغل متعددی در حزب ایران نوین داشت و هنوز هم از نظر سیاسی جاه طلب است. گفته شده که او
ریاست دانشگاه را به عنوان لطفی به شاه قبول نموده است و در عوض امیدوار است شغل دیگری در کابینه
یا سفارت، که افراد نزدیک می گویند سفارت بلژیک بیشتر مورد نظر اوست، به وی ارجاع شود. به هر حال
گزارش شده که به نهاوندی اطلاع داده شده است که به علت ناآرامی های ماه ژوئن تا یک سال دیگر در
همین شغل باقی خواهد ماند. او صمیمی ولی خوددار است. فرانسه را به روانی، ولی انگلیسی را در حد
کمی صحبت می کند.(1)
به عنوان مدیر، اجازه عدم تمرکز در تصمیم گیری ها را در سطح دانشکده ها نداده است. روحیه
دانشکده ها پایین است (به یادداشت عالی دکتر آرنولد مورخ سپتامبر 1970 مراجعه شود.)
نهاوندی، هوشنگ 4
28 سپتامبر 1971 6/7/50 محرمانه
یادداشت برای بایگانی
موضوع: نکات بیوگرافیک در مورد دکتر هوشنگ نهاوندی، ریاست جدید دانشگاه تهران
در جریان یک گفتگو در 23 سپتامبر 1971، بیل رویس (مدیر مرکز دو ملیتی انجمن ایران و آمریکا در
شیراز) نظریات زیر را در مورد نهاوندی که تا اواسط سال 1971 رئیس دانشگاه پهلوی شیراز بوده است،
اظهار نمود.
1 نهاوندی ثابت کرد، نه این که به دلیل تحصیلات دانشگاهی اش، بلکه به علت یک درک حقیقی و
واقعی از احساسات و نارضایتی های دانشجویان فعال و پر تحرک ایرانی، یک رئیس دانشگاه فوق العاده
است.
2 نهاوندی، پس از آنکه در سال 1968 رئیس دانشگاه شد، به سرعت دانشجویان فعال و پر تحرک را
شناسایی کرد و کوشش چشمگیری به عمل آورد تا به آنها نزدیک شود و آنها را تشویق به «حرف زدن» در
حرکت دادن و اداره دانشجویان و برنامه ریزی و اجرای فعالیت های دانشجویی نماید. او آنها را علاقه مند
به شرکت در فعالیت های فوق برنامه (برای مثال، مدیریت غذاخوری دانشجویان، سازماندهی باشگاه
دانشجویی و گروههای بحث و مناظره ایجاد خوابگاههای دانشجویی و دادن اختیار تصمیم گیری در مورد
آنها) نمود و در خلال سه سال ریاست، موفق شد حدود 1 تا 2 درصد از فعالیت های دانشجویان را در
دست بگیرد. در نتیجه، شیراز به مدت دو سال با مشکل تظاهرات دانشجویی و نارضایتی ها به طور جدی
روبرو نبوده است.
3 رویس اظهار داشت جالب توجه این است که تقریبا تمامی دانشجویان که توسط نهاوندی جذب
نشدند از خانواده های فوق العاده محافظه کار یا خیلی مذهبی بوده اند، دانشجویانی که فعالیت های
فوق برنامه مورد حمایت نهاوندی و همچنین تمایلات لیبرالی وی در مورد حوادث اجتماعی دانشجویان
را بیهوده، غیر متناسب برای نهادهای آموزش عالی یا غیرهماهنگ با اعتقادات مذهبی خودشان
می دانند.
4 هر چند رویس موافق بود که رئیس قبلی دانشگاه تهران (عالیخانی) مشکلات زیادی ایجاد نموده
که خودش آنها را نساخته است، او این نظریه را قویا اظهار داشت که اگر فقط یک نفر بتواند صلح، آرامش و
رضایت را به بدنه دانشجویان دانشگاه تهران بیاورد، آن شخص نهاوندی است. بخش سیاسی توساینت
1- این پاراگراف به صورت دستنویس در انتهای متن آمده است. م
نهاوندی، هوشنگ 5
هوشنگ نهاوندی، رئیس دفتر ملکه خیلی محرمانه
نهاوندی در سال 1930 در بندر پهلوی متولد شد. او در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل
شد و از دانشگاه پاریس دکترای اقتصاد گرفت. پس از یک مأموریت در بروکسل به عنوان نماینده ایران در
بازار مشترک، نهاوندی در سال 1964 جوانترین وزیر ایران، در وزارت آبادانی و مسکن شد. نهاوندی که
از دیدگاه غربی روشنفکر توصیف شده است، مردی باهوش، درستکار و لیبرال است. در سپتامبر 1968،
او رئیس دانشگاه پهلوی شیراز شد. نهاوندی اگرچه یک اصلاح طلب (رفرمیست) ملایم است، گزارش
شده است که به علت اختیارات محدود در شیراز دلسرد شده است و در صدد به دست آوردن مأموریتی در
سازمان ملل در خارج است.
شهرت وی به عنوان یک اصلاح طلب ملایم، شاه را به این فکر انداخت که شغل مشکل ریاست
دانشگاه تهران را در سال 1971، پس از یک سری تظاهرات دانشجویی، به وی ارجاع نماید. نهاوندی که
علاقه خالصانه ای به دانشجویان نشان داده است، تأثیر زیادی در دانشگاه تهران، به استثنای خنثی کردن
تشنجات دانشجویی با خریدن تعداد زیادی از دانشجویان با پرداخت حقوق بالا به آنها در برابر مشاغل
بدون کار، نداشته است. او به مدت هشت سال بیشتر از همه پیش بینی های قبلی، در ریاست دانشگاه باقی
ماند. انتصاب وی به عنوان رئیس دفتر ملکه در نوامبر سال 1976، یک ارتقا محسوب گردید.
نهاوندی فردی تقریبا دوزبانه، تحصیلکرده در فرانسه و بیشتر طرفدار فرانسه است. در سالهای اخیر
او تظاهر به علاقه قابل توجه به امور آمریکایی را شروع نموده است و در حال فراگیری انگلیسی است،
ولی در یادگیری آن خیلی هم راحت نیست. او در سال 1976 از ایالات متحده بازدید نمود تا یک
همگامی را با دانشگاه یوتا، جایی که دختر وی اکنون در حال به پایان رساندن سال اول آن است، به نتیجه
برساند. آوریل 1977 فروردین 1356
غلامرضا نیک پی
نیک پی، غلامرضا 1
غلامرضا نیک پی وزیر مشاور و معاون اجرایی نخست وزیر خیلی محرمانه
غلامرضا نیک پی در ژوئیه 1966 به عنوان وزیر مشاور و معاون اجرایی نخست وزیر منصوب گردید و
این مشاغل را در کابینه 1967 حفظ نمود. او قبلاً از آوریل 1964 معاون نخست وزیر در امور اقتصادی
بود. او یکی از لایق ترین اقتصاددانان ایرانی است، او آگاهی وسیعی از صنایع نفتی و علاقه مندی به تجارت
و مسائل توسعه ای دارد. او یکی از نه نفر بینانگذار کانون ترقی و یکی از اعضای حزب ایران نوین است و
در سال 1967 در کمیته اجرایی حزب انتخاب گردید. او دوست نزدیک نخست وزیر مقتول حسنعلی
منصور، و از کسانی است که مورد حمایت نخست وزیر، امیرعباس هویدا، می باشد که زیر نظر وی در
شرکت ملی نفت ایران، خدمت نموده است. مردی باهوش و وفادار می باشد که در صدد پیشرفت کشورش
با روشی منظم است. نیک پی همین طور مورد احترام لیبرال هایی است که بسیاری از آنها از دولت انتقاد
می نمایند. به او به عنوان روشنفکری صادق و لایق اشاره می شود که وجودش در هر کابینه ای مفید خواهد
بود.
نیک پی نسبتا سنت گرا (محافظه کار) و با غرب صمیمی است. هر چند فطرتا یک رهبر نیست، او در
رهبران موجود نفوذ دارد. وی متقاعد شده است که کارآیی، بهترین مأخذ را برای تصمیمات اقتصادی
تشکیل می دهد و طرفدار رقابت و سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنایع است. به هر حال، او گاهی
فعالیت های سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنایع نفتی را مورد انتقاد قرار داده است. در اجلاس های
سنتو، نیک پی ناظرین را تحت تأثیر قابلیت و روش اداره امور توسط خود که مشابه آمریکائیان است، قرار
داد. او منصف و واقع بین بوده و سعی کرده است مؤثرترین راه حل ها را به جای قابل قبول ترین آنها برای
کشور، انتخاب نماید.
نیک پی در سال 1929 در یک خانواده مشهور اصفهان متولد شد. او پسر اعزاز نیک پی، وزیر سابق
کابینه، است. او از دانشگاه تهران، لیسانس حقوق دریافت نمود و سپس به انگلستان رفت و در آنجا از
مدرسه اقتصاد لندن دکترا گرفت. او مطالعات گسترده ای در مورد اختلافات نفتی ایران و انگلیس، قبل از
بازگشت به ایران، انجام داد. در بازگشت، او مشاور شرکت ملی نفت ایران شد، و از سال 1960 تا 1964
رئیس بخش آمارها و اقتصاد بود. نیک پی یک ناظر غیررسمی در کنفرانس نفتی اتحادیه عرب در بیروت
در سالهای 1959، 1960، 1961 و 1963 بود. او در اجلاس های کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای
آسیا و خاوردور از سال 1963 شرکت نمود و از زمان ورود به دولت همچنین در اجلاس های همکاری
عمران منطقه ای شرکت می نماید.
در سال 1963 برای ریاست شورای مؤسسه توسعه اقتصادی آسیا و مجددا در سال 1966، انتخاب
گردید.
نیک پی مردی جدی و ادیبی مجرد است که کتابهای زیادی در مورد نفت و مقالات بسیاری در زمینه
اقتصاد نوشته است. علاوه بر فارسی او انگلیسی را خوب و کمی فرانسه صحبت می کند.
27 مارس 1968 7/1/47