بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 764

ساختار وزارتخانه هیچ ابایی نداشت. او نسبت به همکارانش در تمام رده های وزارتخانه احترام عمیقی

قائل بود و مشهور است که رئیسی صادق و منصف بوده است. در نتیجه، حمایتی که از این وزیر می شود

شاید در تاریخ بوروکراسی ایران بی نظیر باشد. وی اولین وزیری بود که از عدم تمرکز اداری در تهران

استقبال کرده و آن را به مورد اجرا گذاشت، به طوری که تنها کارمندان ضروری وزارتخانه در تهران مستقر

گردیدند و قسمت اعظم کارمندانش به مناطق استانی مأمور شدند.

نفوذ مؤثر وزارت اصطلاحات ارضی:

اساسنامه وزارت اصلاحات ارضی به هنگام تأسیس در سال 1963، به اجرای بندهای قانون

اصلاحات ارضی محدود شده بود. از زمانی که ولیان زمام امور وزارتخانه را به دست گرفت، قدرت آن

وزارتخانه بطرز چشمگیری فزونی یافت و اصلاحات ارضی گرچه همچنان مسئولیت اصلی وزارتخانه

محسوب می شد، ولی فقط یکی از زمینه های کاری وزارتخانه بود. موارد زیر نمونه هایی هستند که نشان

می دهد ولیان تا چه اندازه اختیارات وزارتخانه را فراتر از حدود تعیین شده ابتدایی آن پیش برده است.

1 تغییرنام وزارتخانه: یک مورد جالب توجه و نشانه واقعی در زمینه افزایش قدرت و مسئولیت های

وزارتخانه این است که نام آن در اوایل سال از وزارت اصلاحات ارضی به وزارت تعاون و امور روستاها

تغییر یافت. این تغییر منعکس کننده شرایط بالفعل در بوروکراسی ایران است، به این ترتیب که وزارتخانه

ولیان با بزرگ نمایی مستمر قدرت توسط ولیان، توانست در زمینه امور روستائیان (که از نام وزارتخانه

مشهود است) در ایران تفوق کامل به دست آورد.

2 تعاونی ها و شرکت ها: در طی مراحل اولیه اصلاحات ارضی قرار شد تعاونی های روستایی تشکیل

شود تا با عرضه وامهای کم بهره یا ماشین آلات کشاورزی ارزان قیمت، چاههای عمیق و مساعدت های

کشاورزی مشابه، روستائیان را تأمین نماید. این تعاونی ها همواره زیر نظر وزارت اصلاحات ارضی

بوده اند و تلاش سایر وزارتخانه ها (مثلاً وزارتخانه های مسکن و عمران، آب و برق، کشاورزی) برای

به عهده گرفتن بعضی از مسئولیت های این تعاونی ها بنحو موفقیت آمیزی، توسط وزارت اصلاحات ارضی

شکت خورده است.

پس از اینکه ولیان وزیر شد، دولت ایران تصمیم گرفت واحدهای تجاری کشاورزی(1)مدرنی را در

مقیاس بزرگ ایجاد نماید تا تولیدات کشاورزی و درآمد کشاورزان را افزایش دهد. در مورد اینکه کدام

وزارتخانه باید کنترل واقعی این تعاونی ها را در دست داشته باشد، بین ولیان و روحانی، وزیر آب و برق

(که خود نیز یکی از افراد دارای نفوذ چشمگیری در دولت است)، برخوردهای دامنه داری به وجود آمد.

اگرچه روحانی هنوز تلاش می کند در این زمینه مهم از کشاورزی ایران مداخله کند، اما ولیان توانست در

آن مبارزه پیروز شود. این مورد نه فقط به دلیل تأثیرات آن بر کشاورزی، بلکه به دلیل علاقه شخصی و

شدید شاه به این برنامه دارای اهمیت می باشد.

1- به شکل تعاونی های زراعی تحت حمایت دولت


صفحه 765

3 توسعه خدمات: توسعه خدمات کشاورزی اساسا از مسئولیت های وزارت کشاورزی بوده است.

کارگران بسیاری به دفاتر کشاورزی محلی اعزام شدند و این دفاتر مسئولیت داشتند که تعدادی از

روستائیان، یعنی در هر محل بین 10 تا 40 نفر، را در زمینه فنون و روش های جدید کشاورزی آموزش

دهند. ولیان استدلال می کرد که چون کارگران اضافی معمولاً با تعاونی های روستایی کار می کنند،

معقول تر و مؤثرتر این است که آنها مستقیما تحت مسئولیت های وزارت اصلاحات ارضی قرار گیرند.

نظرات وی به مرحله اجرا درآمد و در حال حاضر توسعه خدمات اساسی کشاورزی توسط وزارتخانه

ولیان انجام می گیرد.

4 بازاریابی محصولات مزارع: در مارس 1971 ولیان اعلام نمود که وزارتخانه مسئولیت بازاریابی

محصولات زراعی در مناطق اصلی شهری را از طریق تعاونی های زراعی به عهده خواهد گرفت. این کار

از طریق دائر کردن فروشگاههای تعاونی و فروش مستقیم محصولات به مصرف کنندگان در شهرهای

بزرگ صورت خواهد گرفت. ولیان متذکر گردید که چنین سیستمی، افراد واسطه را از بین برده و تضمین

می کند که روستائیان در ازای محصولات خود درآمد بیشتری کسب کرده و در عین حال محصولات با

قیمت های پایین تری به دست مصرف کنندگان خواهند رسید. وی همچنین اظهار داشت که بازاریابی

محصولات زراعی یکی از ثمرات طبیعی رشد وظایف تعاونی ها می باشد.

آنچه که ولیان به آن اشاره نکرد، اما با این حال تمامی بوروکراتهای تهران متوجه آن شدند این نکته بود

که مسئولیت بازاریابی محصولات زراعی، زیر نظر اداره تولیدات و مواد مصرفی در وزارت کشاورزی

قرار داشت و وی با کارآیی تمام یکی از مسئولیت های اصلی وزارتخانه دیگری را از چنگش به در آورده

بود.

5 انحصار تریاک: انحصار تریاک که محصولات ناشی از کشت خشخاش را عمل آورده و به فروش

می رساند، به طور اسمی تحت کنترل وزارت کشاورزی قرارداد. ولیان در حال حاضر با این استدلال که

تمامی تریاک حاصل، در تعاونی های زراعی که تحت کنترل مستقیم وزارتخانه اش قرار دارد، کشت

می شود، تلاش راسخی به عمل می آورد تا انحصار تریاک را تحت کنترل خود درآورد. اگرچه این موضوع

هنوز حل نشده است، اما می توان با اطمینان حدس زد که انحصار تریاک به زودی به وزارتخانه ولیان

واگذار خواهد شد.

6 خانه های فرهنگ: در داخل وزارتخانه ولیان اداره ای وجود دارد که مسئولیت آن برپایی خانه های

فرهنگ در تمام مناطق روستایی می باشد. این خانه ها خدمات اجتماعی اصلی را برای روستائیان ایران

عرضه می کنند که عبارتند از: کتابخانه های کوچک، سینما، مراکز درمانی روزانه، برنامه های بهداشت

عمومی و کنترل جمعیت و سالن های رادیو و تلویزیون. افراد این خانه ها از طریق پرسنل وزارتخانه تأمین

می شوند و معمولاً در محل تعاونی های روستایی تشکیل می گردند. ولیان سرعت بیشتری به این برنامه

داده است و تخمین زده می شود که تا پایان سال جاری 600 خانه فرهنگ افتتاح خواهند شد.


صفحه 766

7 صنایع دستی روستایی: وزارتخانه ولیان همچنین در دایر کردن صنایع دستی روستائیان فعال بوده

است. چنین کاری از مسئولیت های اصلی و وزارتخانه او جدا شده است. امروزه وزارتخانه دارای اداره

خاصی در رابطه با توسعه صنایع دستی روستایی می باشد و از خانه های فرهنگ و مشاوران تعاونی به

منظور تشویق رشد صنایع دستی روستایی که در مناطق شهری ایران بازار آماده ای دارند، استفاده

می شود. این مسئولیت که در ابتدا بین وزارتخانه های کشاورزی، مسکن و عمران، آموزش و اقتصاد

تقسیم شده بود، هم اکنون فقط در محدوده وزارت تعاون قرار گرفته است.

نتایج و درسها

ولیان برای افزایش قدرت وزارتخانه خود از خلاءهای موجود استفاده نکرد، بلکه قدرت سایر

وزارتخانه ها را در اختیار گرفت. مشخص ترین قربانی این کار وزارت کشاورزی بوده است. وزارت

اصلاحات ارضی اگرچه در اصل زائیده وزارت کشاورزی است، ولی امروز وزارت کشاورزی فقط

گوشه هایی از نفوذ قبلی خود را حفظ کرده است. مسئولیت های آن بتدریج کاهش یافته اند به طوری که

هم اکنون اساسا به یک مرکز تحقیقاتی تبدیل شده است که (از طریق تعاونی های تحت کنترل وزارتخانه

ولیان) به تدارک کود شیمیایی و بذر برای روستائیان نیز می پردازد. این طبیعی بود که وزارت کشاورزی

بزرگترین لطمات را از جانب ولیان ببیند، زیرا منطقی ترین محل شکار (ربودن اختیارات م) برای وزارت

تعاون و امور روستایی می باشد.

سایر وزارتخانه هایی که دارای مسئولیت هایی در زمینه کشاورزی و امور روستایی بودند، نیز خود را

از دست ولیان تضعیف شده می یابند. بخصوص وزارتخانه های تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی و

مسکن و عمران برخی از مسئولیت های خود را به وزارتخانه ولیان واگذار کرده اند، که در بالا ذکر شد.

توزیع محصولات زراعی از وزارت محصولات کشاورزی گرفته و به وزارت تعاون و امور روستایی

واگذار شد. وزارت مسکن و عمران که توسط وزارتخانه ولیان از مناطق روستایی بیرون رانده شد، کار

اساسی خود را در مناطق شهری یافت.

ولیان ترتیبی داده است تا وزارتخانه ای که با امور روستائیان سروکار دارد، قویترین وزارتخانه دولت

شود. تقریبا تمام پروژه های عمرانی روستایی (با این استثنا قابل ذکر در مورد پروژه های آب و برق رسانی

که هنوز تحت کنترل روحانی است و امور مربوط به سپاه بهداشت، دانش و ترویج آبادانی)، تحت کنترل

ولیان قرار دارد. با این حال سیاست های ایران همواره در حال تغییر و تحول بوده است و وزارتخانه هایی

براساس موضع وزرای آنها سر برآورده و یا منحل می شوند. تا هنگامی که ولیان با همان اشتیاق و توانایی

گذشته وزارت تعاون را به عهده داشته باشد، وزارتخانه اش در قلمرو مربوط به خود می تواند قدرت مسلط

خود را حفظ کند و همچنان به افزایش اهمیت و قدرت خود بیفزاید.

در هر حال همان طور که دانشجویان علوم سیاسی در ایران به خوبی از آن آگاهی دارند، پایداری نظام

بوروکراتیک به موازنه پایدار نیروهای مخالف که توسط افراد قدرتمند اعمال می شود، بستگی دارد. اگر

فردی به قدری بانفوذ گردد که یک تهدید واقعی برای بسیاری از همکارانش محسوب شود، آنها ممکن

است برای کاهش قدرت وی باهم متحد شوند، ولیان توانسته است با سرگرم کردن ماهرانه نظام

بوروکراتیک، ترتیبی دهد تا از چنین سقوطی در امان بماند. اما شخصیت پروری سیاسی، نظامی است که


صفحه 767

براساس بحران ها و تنش ها بوجود می آید و تغییرات آن بسیار شدید است. وضعیت فعلی عبدالعظیم ولیان

گواهی است در مورد تأثیر چشمگیر رهبران منفرد بر نهادهای ایران و همچنین نشان می دهد. که وضع تا

چه حدی جریان داشته و با چه میزان تأثیرپذیری می توان آن را تغییر داد. مک آرتور

ولیان، عبدالعظیم 4

عبدالعظیم ولیان، وزیر تعاون و امور روستاهاخیلی محرمانه

عبدالعظیم ولیان، 49 ساله، وزیر تعاون و امور روستاها است. دکتر ولیان یک افسر ارتش (که در سال

1963 در مقام سرهنگ تمامی استعفا داد) با حس کنجکاوی روشنفکرانه و دقت علمی بسیار است و در

سال 1963 به عنوان دبیرکل نظارت و بازرسی در وزارت کشاورزی منصوب گردید. وی از سال 1956 تا

سال 1967 که به سمت وزارت ارتقا یافت، در این سمت انجام وظیفه کرده بود. او که اصولاً تحصیلات

خود را در تهران گذرانده بود (دکترا و لیسانس)، در دانشگاه لاهور پاکستان نیز تحصیلکرده است. در حین

کار در ارتش، وی دوره های آموزشی متعددی را در امریکا گذراند. او هر چند برخی اوقات در انجام

وظایفش خود بزرگ بین است، فردی توانا و کارآ می باشد و احترام و محبت کسانی را که تحت نظر او در

وزارتخانه کار می کنند، کسب کرده است.

ولیان متأهل و دارای یک فرزند پسر و یک فرزند دختر است. او به زبان فرانسه و انگلیسی به خوبی

مسلط است. می 1972 اردیبهشت 1351

ولیان، عبدالعظیم 5

خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

زمان و مکان: 17 فوریه 1976 28/11/54، دفتر آقای استمپل

صورت مذاکرات شرکت کنندگان: استوسگو (Steve Sego)، رئیس انجمن ایران و امریکا، مشهد

جان دی. استمپل، مقام سیاسی

موضوع: زندگی در مشهد

سگو یک شهروند امریکایی، در اواسط دهه 30 سالگی است که بیش از دو سال قبل مدیر انجمن ایران

و امریکای مشهد بوده است. او ده سال قبل یکی از داوطلبان سپاه صلح در ایران بود و فارسی را تااندازه ای

خوب صحبت می کند. او در مورد وضعیت فعلی در مشهد نظریات زیر را اظهار داشت :

حزب رستاخیز

به نظر می رسد حزب رستاخیز تا حد قابل قبولی خوب سازماندهی شده است. در یک ساختمان کاملاً

نوساز که برای حزب ایران نوین ساخته شده بود، مستقر شده و از نظر تبلیغاتی در محل با حمایتی که از

مبارزه با گران فروشی به عمل آورده، خیلی خوب عمل کرده است. هر یک از مناطق نزدیک برای خود

یک رهبر دارند و به نظر می رسد حزب به خوبی سازماندهی شده باشد. حزب تاکنون به طور رسمی

علاقه ای به موارد سیاسی نشان نداده است، ولی ملاقاتهای خصوصی بین استاندار استان خراسان و

دبیرکل حزب انجام می شوند.


صفحه 768

بازار مشهد خراب شده است

چندین هفته قبل، استاندار استان، ولیان دستور داد، بازار قدیمی نزدیک ساختمان حرم امام در مشهد

تخریب شود (براساس یک طرح توسعه درازمدت). دو بولدوزر محل را تسطیح نمودند، که هم اکنون

به صورت یک پارک بازسازی شده است. این کار به شدت جامعه کسبه سنتی را ناراحت کرده است ولی

کسبه جوان کاملاً خشنود هستند. بازار جدید در دست ساختمان است و جوازها توسط دولت برای آن

صادر خواهند شد، نه توسط نایب التولیه آستان قدس. سگو معتقد است که تخریب بازار لطمه مهمی به

قدرت دستگاه اداری مذهبی وارد ساخته است. با وجود این که استاندار، تولیت آستان قدس را به عهده

دارد، بوروکراسی آن از سالها قبل امور بازار را به صورت سنتی با قوانین قدیمی وقف، کنترل و اداره نموده

است. سگو معتقد است ولیان به مشهد اعزام شد تا نفوذ ملاهای آستان قدس را از بین ببرد و تخریب بازار،

آخرین قدم مؤثر در این زمینه بود. احتمالاً ولیان به زودی تغییر خواهد کرد. (اظهارنظر: ولیان احتمالاً باید

جایگزین شود، ولی شاید برای دلایل دیگر و این هم شاید یکی از آن دلایل باشد، ولیان برای سالهای

متمادی استاندار استان خراسان بوده است).

معاون ساواک کشته شد

به گفته سگو، در 3 فوریه، معاون رئیس ساواک در مشهد در ساعت 4 صبح کشته شد. مأمور گزارشگر

تأیید می کند که کشته شده است، ولی می گوید که هنگام عزیمت به محل کار خود با مسلسل به گلوله بسته

شده است). گمان می رود که این ترور در ارتباط با ریاست معاون ساواک در امور دانشجویی دانشگاه

محلی باشد. (بنا به اظهار مأمور گزارشگر، او رئیس کمیته ضد تروریستی استان بوده است.)

عامل آماده به کار

سگو گفت که مردی به نام پرنده به وی نزدیک شده است که برای کنسولگری پاکستان در مشهد کار

می کند و به مأمورین کنسولی ما در سفرهایشان به مشهد کمک می نماید. پرنده به سگو گفته که برای دون

آربونا (Don Arbona) کار می کرده که از وی خواسته است خود را به تیمسار نوروزی، رئیس پلیس

مشهد، نزدیک و در وی نفوذ نماید. پرنده گفت نوروزی مشهد را ترک نموده است تا در پست جدید

به عنوان فرمانده دوم پلیس تهران مشغول به کار گردد. پرنده همچنین گفت که مأمورین روسیه به وی

نزدیک شده اند و به عنوان مأمورین بیمه از وی اطلاعاتی خواسته اند. پرنده از سگو خواسته است که پیامی

را به سفارت برساند که او حاضر است اگر سفارت بخواهد با آن همکاری نماید. سگو معتقد است که پرنده

در ارتباط خیلی نزدیک با ساواک است و گفت که بزرگترین دهان را در مشهد دارد (بزرگترین سخن چنین

است). (مأمور گزارشگر این مطلب را تأیید می نماید). احتمالاً پرنده اطلاعات را به هر کسی می فروشد و

تقریبا همه کاره است. من پاسخ دادم که راجع به پرنده چیزهایی شنیده ایم و من پیام وی را رد خواهم کرد،

ولی تصور می کنم پرسنل کنسولی ما خوشحال می شوند که از وی فقط برای فراهم آوردن تسهیلات و

خدمات استفاده نمایند. (من پیام پرنده را برای مأمور گزارشگر ذکر نمودم و او پیشنهاد نمود که پرنده

خدمتکار خوبی است که باید از وی دوری جست).

هادی هدایتی


صفحه 769

هدایتی، هادی 1

هادی هدایتی وزیر آموزش و پرورش سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

هادی هدایتی که روز 6 دسامبر 1964 وزیر آموزش و پرورش شد، یکی از کم اثرترین وزرای کابینه

می باشد. وی استادیار حقوق و ادبیات در دانشگاه تهران، یکی از دوستان نزدیک حسنعلی منصور،

نخست وزیر اسبق، و یکی از بنیانگذاران حزب ایران نوین منصور بوده است. شرکت وی در کابینه مارس

1964 منصور تحت عنوان وزیر مشاور به عنوان نمونه ای از حمایت های حزب ایران نوین محسوب

می شود. در دسامبر 1964 وزارت آموزش به دو وزارتخانه آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و هنر

تقسیم شد و منصور دوست خوب و دنباله روی وفادار خود را به سمت وزارت آموزش منصوب نمود.

هدایتی توسط جانشین منصور یعنی امیرعباس هویدا در سمت خود ابقا شد.

هدایتی که خجالتی و گوشه گیر است، درک اندکی از سیاستهای اداری دارد (هر چند کتابی در این مورد

نوشته است) و برای تصحیح نابسامانی های وزارتخانه اش کار چندانی صورت نداده است. وی فردی

ساعی اما نه مبتکر بوده، و ترجیح می دهد بیشتر نقش یک دنباله رو و سیاهی لشکر را داشته باشد تا یک

رهبر. او نسبت به هم کیشان خود کاملاً حسود است. گفته می شود که وی نه از احترام همکاران و نه از

احترام دانشجویان دانشگاه برخوردار بوده و رقابت شدیدی با رئیس دانشگاه تهران، دکتر جهانشاه

صالح، دارد. گفته می شود صالح از اینکه از نظر فنی زیر دست کسی است که بیش از یک استادیار سواد

ندارد، بسیار خشمگین می باشد. ظاهرا شاه نیز از تداوم مشکلات گریبانگیر وزارت آموزش که قلب

برنامه های فرهنگی مورد نظرش می باشد، خسته شده است.

هدایتی در 1924 در ری متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند و از دانشگاه تهران

لیسانس حقوق گرفت. وی سپس به فرانسه رفت تا دوره دکترای اقتصاد و ادبیات را در دانشگاه پاریس به

پایان برساند. در بازگشت به ایران به هیئت علمی دانشگاه تهران پیوست و از سال 1952 به عنوان استادیار

کار کرده است. هدایتی در اواخر دهه 1950 مشاور وزارتخانه های اقتصاد و کار بود و هنگامی که منصور

در سال 1957 به ریاست شورای عالی اقتصاد برگزیده شد، از هدایتی خواست تا مشاور وی باشد. هدایتی

سپس به عنوان مدیرعامل شرکت بیمه ایران مشغول به کار شد. وی در بین بنیانگذاران کانون ترقی در

اواخر سال 1963 حضور داشت و به عنوان یکی از اعضای کمیته اجرایی حزب ایران نوین منصوب گردید.

گزارشات تأیید نشده ای وجود دارند مبنی بر اینکه وی زمانی عضو حزب (کمونیست) توده بوده است.

هدایتی در سپتامبر 1963 به عنوان نماینده شهرری در مجلس انتخاب شد و به عنوان رئیس کمیسیون

اقتصادی مجلس انتخاب گردید. وی در سپتامبر 1965 به عنوان رئیس هیئت ایرانی به سمت ریاست

کنگره جهانی مبارزه با بی سوادی که تحت نظر یونسکو در تهران برگزار می شد، انتخاب گردید.

هدایتی متأهل است و یک پسر دارد. وی کتابهای متعددی نوشته است از جمله کتاب کورش کبیر که در

سال 1958 جایزه سلطنتی دریافت کرد. او علاوه بر زبان فارسی، فرانسه را نیز به خوبی صحبت می کند.

2 مارس 1966 11/12/44

داریوش همایون


صفحه 770

همایون، داریوش 1

تاریخ: 29 نوامبر 1960 8/9/39 محرمانه

فرم اطلاعات بیوگرافیک

نام: داریوش همایون

سمت فعلی: سردبیر اخبار خارجی، روزنامه اطلاعات

سن: اواسط دهه 30 سالگی

تحصیلات: فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران، در حال حاضر مشغول تحصیل دکترای

حقوق در دانشگاه تهران است.

زبان: فارسی، انگلیسی (خوب)

سفرها: همایون در سال 1959 به عنوان بورسیه تخصصی USIS (سازمان اطلاعات ایالات متحده) به

آمریکا رفت. در طول اقامت سه ماهه خود در آنجا روی «South Bend (Indiana) Tribune» کار کرد.

سوابق خدمتی: همایون کار روزنامه نگاری خود را با نوشتن مقالات سیاسی به طور آزاد برای چند

روزنامه کوچک شروع کرد. وی در 1955 به عنوان مترجم به بخش خارجی روزنامه اطلاعات پیوست و

در سال 1956 شروع به نوشتن مقالات سیاسی خارجی در آنجا نمود. وقتی در سال 1959 از آمریکا

بازگشت، به سمت سردبیر سرویس خارجی اطلاعات منصوب شد.

گزارشی وجود دارد که وی با سومکا، یک سازمان نئوفاشیست و ضد کمونیست فعال در اوایل دهه

1950، همکاری کرده است، ولی گزارش های دیگری در مورد فعالیت های سیاسی وی در دست نیست.

همایون، داریوش 2

تاریخ: 10ژوئن 196420/3/43خیلی محرمانه

فرم اطلاعات بیوگرافیک

نام: داریوش همایون

سمت فعلی:سردبیر سابق روزنامه اطلاعات؛ رئیس اتحادیه روزنامه نگاران و بورسیه Nieman، 1964

اطلاعات و ملاحظات

خلاصه :

مهمترین روزنامه نگاران جوان ایران، امروزه داریوش همایون است. به عنوان رئیس اتحادیه

روزنامه نگاران (نویسندگان روزنامه)، به عنوان سردبیر ادبی و مفسّر سیاسی، او استعداد روزنامه نگاری

خود را چنان نشان داده است که شایسته دریافت جایزه نیمن شده است. وی اولین ایرانی است که به چنین

افتخاری نائل می شود. فعالیتهای پرغوغای سیاسی همایون، نفوذ او در بین جوانان و مخالفین و سلیقه او

در تفکری مرتب و مستقل، وی را شخصی ساخته است که احتمالاً در آینده از چهره های مطرح سیاسی

خواهد بود.

داریوش همایون درباره سابقه پر نشیب و فراز سیاسی خود با لحن تلخی می گوید «وقتی به زندگی

گذشته ام می اندیشم، می فهمم که واقعا یک حاجی بابا هستم.» وی در سال 1927 در یک خانواده متوسط

به دنیا آمد. از همکلاسان و دوستان دوران کودکی خداداد فرمانفرمائیان و این قبیل اشخاص بوده است.


صفحه 771

همایون که در مدارس تهران درس خوانده است، از 16 سالگی به فعالیت های سیاسی روی آورد. او در

سال 1943 برای نخستین بار به دستجات خیابانی ضد کمونیست پیوست. چند سال بعد به سومکا یک

سازمان خشن نئوفاشیست و ضدکمونیست ملحق شد. این سازمان متخصص جنگهای خیابانی علیه

تظاهرات حزب توده بود. حدود اواخر جنگ، پای همایون که تلاش داشت تا در اسلحه خانه ای را بشکند،

صدمه دید. آثار این جراحت هنوز هم پس از سالها بصورت اندکی لنگیدن مشخص است.

همایون در سال 1948 شروع به نوشتن مقالاتی برای مجله ای ادبی و هنری بنام جام جم (آئینه

سرنوشت) در زمینه هنر و شعر کرد. این مجله علیرغم چهارچوب و مقالات عالیش بیش از یک سال دوام

نیاورد. در دوران مصدق، همایون دوبار دستگیر شد و جمعا یک سال را در زندان دولت مصدق گذراند.

همایون توضیح می دهد که مصدق «سومکا» را بدلیل نظریات خشونت آمیز ضد کمونیستی آن تا زمانی که

انجام هر کار مؤثری علیه حزب توده خیلی دیر بود، محدود و مطیع کرده بود. همایون زمانی که زندانی

نبود، مقالاتی بیشتر با محتوای ضد کمونیستی در روزنامه سومکا می نوشت. پس از سقوط مصدق در اوت

1953، همایون تا سال 1954 به فعالیتهای خود در سومکا ادامه داد. همایون در توصیف این دوره از

زندگی خویش می گوید:«حالا می فهمد که در آن زمان بخشی از سازمانی بوده که دیگر اصولش را قبول

نداشته»، و این که «آن موقع گرفتار احساسات جوانی به خاطر آرمانهای ملی گرایانه بوده است». وی گفته

است سومکا در ملی گرایی فوق افراطی بود و او خیلی دیر فهمید که رهبران آن از لحاظ اصولی بسیار

فاسد بوده اند.

همایون بخاطر عدم امکان ورود به دانشگاه در سالهای پرتلاطم جنگ، در سال 1955 وارد دانشگاه

تهران شد و در همان زمان هم در روزنامه اطلاعات تفسیرهایی راجع به امور خارجی را به رشته تحریر

درآورد، «زیرا در آن زمان نوشتن تفسیر مستقیم در مورد مسائل داخلی بدون سانسور شدید امکان پذیر

نبود.» همایون در سال 1959 لیسانس حقوق خود را دریافت کرد و از آن زمان تاکنون مشغول کار در

رشته دکترای علوم سیاسی بوده است. همایون در سال 1959 به عنوان یکی از بورسیه های تخصصی

سازمان اطلاعات ایالات متحده (USIS)، مدت سه ماه به آمریکا رفت و مدتی از این سه ماه را هم روی

South-Bend-Tribune کار کرد.

همایون پس از بازگشت از آمریکا به سمت سردبیر اخبار خارجی اطلاعات منصوب شد. اطلاعات

مهمترین روزنامه فارسی زبان است. مقالات او به سرعت توجه قابل ملاحظه ای را نه فقط بخاطر اشارات

گوشه دار به وضعیت ایران، بلکه بخاطر شیوه بسیار خوب انشای آنها، به خود جذب کرد. همایون مقالات

خود را به انگلیسی نیز ترجمه می کرد و آنها را در تهران ژورنال به چاپ می رساند و بدین وسیله توجه

جامعه خارجیهای مقیم تهران را نیز به خود جلب می نمود. در سال 1960، داریوش همایون عضو جبهه

ملی شد که در آن زمان تحت ریاست دکتر حسین مهدوی قرار داشت. همایون همراه با مهدوی، سیروس

غنی، فریدون مهدوی، و هدایت اللّه متین دفتری، بیشتر روی کمیته های مختلف و خصوصا از طریق

نوشتارهایش جهت جلب مجدد حمایت از جبهه ملی، که رژیم در 1960 اندکی اجازه حضور سیاسی بدان

داده بود، کار می کرد.

مقالات همایون در دوره بین 1960 تا 63 معمولاً بسیار نزدیک به انتقاد علنی از سیاستهای نظام بود.

روش نوشتاری ابهام انگیز عامدانه همایون، علامت نوشته های او شده بود. همایون در این دوره چند بار