ایرانیانی است که من تا بحال شناخته ام، و عقیده دارم سالی را که در هاروارد گذارند، به وی این فرصت را
داد تا بسیاری از ملاکهای رایج معاصران خود را به دقت بررسی کند و آنها را به کناری نهد. به علاوه، از نظر
من وی یک رهبر به دنیا آمده است و تا مدتها نظیرش به وجود نخواهد آمد، و عقیده راسخ دارم که او
روزی یکی از نیروهای محرکه در سیاستهای ایران خواهد شد.
گری هم مثل خودم سلامهای گرمش را برای تو و خانم هرتز می رساند، و امیدواریم که ترک وطن برای
شما بسیار دلپذیر باشد.ارادتمند، جوزف لورنز کنسول آمریکا
همایون، داریوش 7
خیلی محرمانه
زمان: 1 اوت 1966 10/5/45مکان: هتل خزر
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: احمد تارخ، نویسنده کریستین ساینس مونیتور چارلز راسیاس،دبیر
دوم سفارت
موضوع: معاملات تسلیحاتی با شوروی، آزادی مطبوعات، داریوش همایون
1 معاملات تسلیحاتی شاه با شورویها: تارخ عقیده دارد معامله با شورویها سرنخواهد گرفت، زیرا (1)
شاه به سر عقل آمده، و (2) شورویها طبق شواهد موجود به ابتکارات شاه پاسخ مناسبی نداده اند و در
نتیجه چنین به نظر می رسد که واقعا علاقه ای ندارند. آنچه تارخ فعلاً تنها مشکل واقعی می داند این است که
شاه چطور می خواهد پس از نمایشی که اسم آن را فقط می توان «باج خواهی» گذاشت، اطمینان آمریکا را
مجددا کسب نماید؟ به تارخ گفتم عنوان «معاملات تاکتیکی» بیشتر توصیف کننده تلاشهای شاه خواهد
بود، و در فرهنگ ایرانی پرمعناتر است. مسئله «باج خواهی» به هیچ وجه مطرح نمی باشد.
تارخ عقیده دارد لازم نیست شاه به این دلیل که مجبور به معامله با روسها شده و یا این که آنها طرح او
را رد کرده اند، خود را از انظار مخفی بدارد. تا آنجا که به مردم ایران مربوط می شود، عامه مردم علاقه
چندانی به موضوع ندارند. شاه باید بگذارد موضوع خودبخود از میان برود. جای تردید است که روسها در
صورتی که شاه بخواهد معامله را بهم بزند، آبروی او را بریزند. منافع دراز مدت آنها در ایران در زمینه های
سیاسی و اقتصادی است و هر چند روسها مایلند که وضعیت آمریکایی ها در ایران به هم بخورد، ولی
نمی خواهند حسن ظنی که اخیرا در مردم ایران نسبت به روسها در اثر قرارداد ذوب آهن به دست آمده
است را به دلیل پیوستن به آمریکایی ها در ساخت ارتش غیر محبوب شاه از دست بدهند. (در اینجا تارخ
چند دقیقه در مخالفت با «اشتباه» آمریکا در سال 1953، در رابطه با تحمیل مجدد شاه بر مردم به سخن
پرداخت.) عامه مردم ایران از ارتش بیزارند و به قدرت جنگجویی آن اعتماد ندارند. اصولاً ارتش از
دیدگاه مردم، مهمترین پشتوانه شاه است که توسط آمریکائیها ساخته شده است. ارتش با توجه به نیازهای
واقعی دفاعی ایران، بیش از حد بزرگ است. از لحاظ عامه مردم اهمیتی ندارد که آمریکا این ارتش را
تجهیز کند یا شوروی. پول تسلیحات یک اسراف است، خواه آمریکا آن را به چنگ آورد خواه شوروی،
این ارتش به مردم تعلق ندارد. هیچ گونه احساس میهن پرستانه یا «ملی گرایانه ای» نسبت به آن حس
نمی شود. بنابراین، یک معامله تسلیحاتی با روسها، برعکس پروژه ذوب آهن، مورد عدم استقبال مردم
قرار گرفته است. از این رو روشنفکران، بعضی از امرای ارتش و دیگران، بخصوص ملاها با چنین
معامله ای با روسها شدیدا مخالفند.
همین افراد از «حضور» نظامی آمریکا در ایران هم متنفرند، ولی این بدان معنی نیست که اعتقاد داشته
باشند خیری در حضور نظامی شوروی وجود دارد. البته مخالفین سیاسی از لاس زدنهای شاه با شورویها،
این احتمال را می دهند که آمریکا از نظام شاه بیزار شده و در نتیجه فرصتی برای آنها به وجود آمده است تا
با رضایت آمریکا، اگر نگوئیم حمایت آن، به قدرت برسند.
2 آزادی مطبوعات: تارخ گفت ساواک بارها وی را احضار کرده است (معمولاً توسط سرلشگر پاکروان)
تا درباره یک سر مقاله ضد رژیم در کریستین ساینس مونیتور یا منچستر گاردین توضیحاتی دهد. او را
آزار نداده اند، ولی این نکته واضح شده که شاه نسبت به چنین انتقاداتی بسیار حساس است. تارخ ادعا
می کند که شاه نسبت به منتقدین خارجی اش توجه بسیار بیشتری مبذول می دارد تا نسبت به آن سری از
انتشارات «خریداری شده ای» که درباره خط «اصلاحات آزادیخواهانه» وی قلم فرسایی می کنند. او در
رابطه با آزادی مطبوعات به طور کلی و با اختصار گفت: «مطبوعات فعلاً فقط آزادند از آمریکایی ها انتقاد
کنند.»
3 مقاله داریوش همایون در فردوسی: تارخ گفت آن مقاله را نخوانده و چند وقت است که همایون را
ندیده است. به نظر می رسید مایل نیست درباره همایون صحبت کند.
اظهار نظر:
این اولین گفتگوی طولانی من با تارخ بود، ملاقاتهای قبلی ما در میهمانیهای شلوغ انجام گرفته بود.
وی پنج سال است که نمایندگی «مونیتور» در ایران را به عهده دارد. اگر چه گاهی لکنت زبان دارد و این
احساس را در شخص به وجود می آورد که او خیلی منظم و مرتب نیست، ولی خیلی خوب مقاصد خود را
بیان می کند. به نظر بسیار مطلع است، او از لحاظ ظاهر و رفتارهای کلی، کاملاً طرفدار آمریکاست.
موافقت کردیم که بطور منظم یکدیگر را ملاقات کنیم.
همایون، داریوش 8
یادداشت تاریخ: 9 ژانویه 1967 20/11/45خیلی محرمانه
از: بخش سیاسی چارلزان راسیاسبه: پرونده های بیوگرافی داریوش همایون
موضوع: 600 میلیون تومان بابت هزینه های نظامی به برآوردهای بودجه سال 1346 اضافه شد.
در ضیافت شام 4 ژانویه، داریوش همایون گفت از منبع خوبی شنیده است که امسال 600 میلیون
تومان (78 میلیون دلار) بیشتر از بودجه پارسال به هزینه های نظامی اختصاص یافته است. وی این مسئله
را در رابطه با انتقادات خود از مشغله دائمی فکر شاه برای خرید تجهیزات بی فایده و گران قیمت نظامی
ذکر کرد.
اظهارنظر: چند ماه بود همایون را ندیده بودم. وی در رابطه با شغلش در انتشارات فرانکلین در سفر
بود. وی این سفر را به شوخی «تظاهر به آموزش دیگران (یعنی افغانها) و یا دادن چگونگی گرداندن
تجارت نشر کتاب» خواند. وقتی از او پرسیدم منظورش از تظاهر چیست، توضیحی نداد، احتمالاً
می خواسته زرنگی کند. وقتی از او پرسیدم قصد ندارد دوباره به دنیای روزنامه نگاری بازگردد، وی به
علامت «معلوم نیست»، شانه هایش را بالا انداخت. به نظر می رسد که حسابی وضع خود را روبراه کرده
است. وقتی او را ترک می گفتم، دیدم بیرون در، یک خودروی شورولت با راننده منتظر اوست. وی مجلس
را همراه بیوه زیبا و جوان یک خلبان جت نیروی هوایی (مه لقا؟) که دو سال پیش در یک سانحه سقوط
هواپیما کشته شده بود، ترک کرد.
آخرین باری که همایون را دیدم، وی گفت«او و چند نفر دیگر از مخالفین (اپوزیسیون) جوان و
تجددگرا، تصمیم گرفته اند چند درس از کمونیستها گرفته و نظام را از درون براندازند.» وقتی او را در این
ضیافت شام دیدم، بخوبی دریافتم که این نظام است که او را برانداخته است. هر چند وی به این آمریکایی
به حد کافی مطالب «ضدشاه» گفته است تا موضع اپوزیسیونی خود را مورد تأکید قرار دهد. من مجاب
نشدم، ولی ممکن است بدبین باشم.
همایون، داریوش 9
خیلی محرمانه
زمان: 26 ژانویه 19676/11/45مکان: منزل هرتز
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: داریوش همایون،انتشارات فرانکلین مارتین اف.هرتز، رایزن
سفارت
موضوع: راه اندازی یک روزنامه جدید
(بخاطر دارید که همایون سابقه جبهه ملی دارد، و رساله ای برای سمینار سال 1965 هاروارد تهیه
کرده بود که بخاطر طرح یک آشتی ملی و تحرکی وسیعتر برای ترکیب روشنفکران طبقه متوسط با
مخالفین (اپوزسیون) روحانی، توجهات فراوانی به خود جلب کرد. او برخلاف انتظار، پس از بازگشت، نه
تنها مورد آزار نظام قرار نگرفت، بلکه چند بار هم ملاقاتهایی با علم و هویدا داشت و آنها در این ملاقاتها
علاقه زیادی برای استفاده از خدمات این روزنامه نگار با استعداد از خود نشان دادند. همایون این واقعیت
را پنهان نمی کند که وی از موقعیت خود در انتشارات فرانکلین به مثابه تخته پرشی برای بازگشت به
روزنامه نگاری استفاده می کند.)
از همایون پرسیدم برنامه اش برای ایجاد روزنامه ای جدید چطور پیش می رود. او گفت پیشرفتهایی
حاصل شده، و او هنوز امیدوار است که روزنامه اش بزودی متولد بشود. او گفت چند بار با نخست وزیر
صحبت کرده و او را خیلی روشن و متمایل به باز کردن فضای سیاسی و اجتماعی دیده است. با این حال،
«دیگران» تا این حد روشن و آزادمنش نیستند و مشکلاتی به وجود می آورند. وقتی با صدای بلند و حالتی
حیرت زده از او پرسیدم آیا نخست وزیر واقعا مایل است اوضاع کمی بازتر شود، همایون با حالتی خاص
اعتراض کرد و گفت که او تا آن حد هویدا را می شناسد که بتواند در مورد صداقتش در این مورد قضاوت
کند.
همایون، داریوش 10
خیلی محرمانه
زمان: 4 مارس 196713/12/45مکان: محل اقامت هرتز
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: داریوش همایون، برنامه انتشارات (کتاب) فرانکلین مارتین
هرتز،رایزن سفارت
موضوع: طرحهای یک روزنامه جدید، وضعیت سیاسی
1 روزنامه جدید. آقای همایون گفت از چهارم مارس، یعنی روز ملاقات ما، ازانتشارات فرانکلین
استعفا خواهد داد تا تمام وقت خود را وقف راه اندازی روزنامه جدید خود نماید. فرانکلین نسبت به وی
خیلی سخاوتمندانه برخورد کرده و نام او را همچنان در لیست حقوق خود نگه می دارد تا این که بالاخره
سه چهار ماه دیگر به طور قطعی انتشارات مذکور را ترک کند. از سوی دیگر او حس کرده بود، در حالی که
بیشتر وقت خود را مصروف پروژه روزنامه می کند، اگر در استخدام رسمی آن سازمان بماند، عادلانه
نیست.
نخست وزیر هویدا با قدرت فراوان از این پروژه حمایت می کند، ارتشبد نصیری هم موافق است، هر
چند همایون می گوید، نصیری احساسات کمتری در این مورد از خود نشان می دهد. نصیری ابتدا با این
استدلال که روزنامه های موجود هم زیادی اند، قضیه را رد کرده بود، ولی بگفته همایون، نخست وزیر نظر
او را برگردانده است. علم که همایون او را دوستی نزدیک توصیف می کند، نیز از وی حمایت می کند.
البته در طرف دیگر هم هوشنگ انصاری، وزیر اطلاعات، و تمام رؤسای مطبوعات تهران قرار دارند.
بخصصوص سناتور مسعودی که از مخالفین خطرناک است و در واقع نیز اطلاعات بیشترین ضررها را
متحمل خواهد شد. البته مسئله در نهایت توسط شاه تعیین خواهد شد، ولی همایون مطمئن است هویدا
بزودی طوری مسئله را مطرح خواهد ساخت که موافقت شاه را جلب کند.
قرار است نام روزنامه، آیندگان باشد که تقریبا به معنی «کسانی است که آینده به آنها تعلق دارد».
همایون تاکنون مبلغ 10 میلیون ریال از «دوستان» خود، اعتبار جهت سرمایه گذاری و بعضی اعتبارات
بانکی دیگر جمع کرده است. وی از بین این دوستان فقط از ابتهاج نام برد و از میان بانکها فقط IMDBI
(بانک توسعه صنایع و معادن ایران) را ذکر کرد، ولی چنان وانمود کرد که افراد و بانکهای بیشتری وجود
دارند.
همایون بطور ضمنی پذیرفت که روزنامه اش از بیشتر روزنامه های فعلی صریح اللهجه تر است، ولی
گفت کاملاً می فهمد که محدودیت هایی برای چاپ مطالب جهت عامه وجود دارد. در طول صحبت هایمان
گفت «البته اگر موجودیت روزنامه در خطر باشد، مجبور خواهم شد سازش کنم.» با این حال وی حس
می کند امکانات فراوانی برای تفسیرهای صحیح و سرمقاله نویسی وجود دارد، ولی علت عدم استفاده از
این امکانات این است که روزنامه نگاران ایرانی معمولاً نا وارد و ضعیف تر از حد معمول هستند.
همایون گفت پرسنل مشکلی نخواهند بود. او گروهی از روزنامه نگاران با استعداد را در روزنامه های
اطلاعات، کیهان و کیهان اینترنشنال می شناسد که منتظرند به وی بپیوندند. از بین اسامی ذکر شده توسط
او، نام شائول باخاش (BAKHASH) (فعلاً در هاروارد)، کریم امانی، و جهانگیر بهروز (که ضمن کار برای
آیندگان به انتشار روزنامه خود یعنی «اکو آو ایران» هم ادامه خواهد داد.) مشخص تر بود. همایون اسامی
دیگری هم ذکر کرد که به خاطر نمی آورم.
حداکثر تیراژ روزنامه 25 هزار نسخه خواهد بود. همایون انتظار دارد بزودی این مرز را بشکند، و لذا
از هم اکنون نگران ظرفیت چاپخانه خود می باشد. اگر روزنامه اش موفق باشد، مجبور است برای وارد
کردن یک تأسیسات چاپخانه ای دیگر، پول بیشتری قرض کند. به نظر می رسد فکر می کند تأمین پول
مشکلی دربرنداشته باشد.
2 فضای سیاسی. همایون چنین فکر می کند که شرایط برای اشخاصی چون او جهت همکاری با رژیم
بسیار مساعد است. او حس می کند بهتر است همکاریهای بیشتر (مثلاً پذیرش یک شغل دولتی) را برای
بعد بگذارد، ولی معتقد است در سالهای اخیر پیشرفتهای بزرگی در ایران رخ داده است که به ملی گرایانی
اصیل چون او اجازه می دهد، در چهارچوبی معین و با وجدانی آسوده، با نظام همکاری کنند.
همایون گفت دوقرن است ایرانیان مورد توهین قرار گرفته اند، ولی این وضع در حال تغییر است.
موفقیت اصلاحات ارضی، احیای روابط با روسیه، سیاست خارجی مستقل تر، و صنعتی شدن کشور
چیزهایی هستند که ایرانیان ملی گرا فقط می توانند تأیید کنند.
البته ایران راهی دراز در پیش دارد و به همین دلیل است که روزنامه ای چون روزنامه او می تواند نفوذ
سازنده ای اعمال کند. می توان انتظار داشت که آرای عمومی و وضعیت سیاسی بهتر شود،ولی این در آینده
است و نه حال. همایون می پذیرد که ثبات ایران فعلاً خیلی شکننده است، زیرا هنوز حیاتش را مرهون یک
نفر است، و لذا نمی توان به تجربیات سیاسی افراطی راه داد.
3 مخالفین. همایون مدام غصه جبهه ملی را می خورد. وی گفت شخصی چون او که دارای فکری مستقل
است در معرض انتقاد هر دو طرف قرار دارد. وقتی پرسیدم آیا دوستانش چون غنی، فریدون مهدوی، و
خداداد فرمانفرمائیان هم از او انتقاد می کنند یا نه، ادعا کرد که همه آنها طرف او هستند، ولی افرادی مثل
داریوش فروهر و هدایت اللّه متین دفتری هنوز در رؤیای فعالیت های مخالف می باشند.
همایون گفت فروهر که به تازگی از زندان آزاد شده است، هنوز در گذشته زندگی می کند. وقتی پرسیدم
آیا جبهه ملی هنوز هم وجود دارد، او گفت که جبهه فقط بالقوه و نه بالفعل وجود دارد. وی گفت آخرین
تلاش برای راه اندازی «جبهه ملی سوم» در دو سال پیش، فقط به دستگیری خلیل ملکی که قوه محرکه
اصلی این ابتکار بود، انجامید.
همایون گفت تمامی، یا تقریبا تمامی مخالفینی که از خارج بازگشته اند، درون نظام هضم شده و با
واقع بینی وضعیت سیاسی را پذیرفته اند. وقتی از همایون درباره نمونه این افراد سؤال کردم، وی فقط
توانست از فردی به نام آقای اشرف نام ببرد که قبلاً در نیویورک، رساله ای بسیار خشن در مخالفت نوشته
بود. در آخرین بازجویی ساواک از همایون بخاطر روزنامه اش توسط فردی بنام آقای (سرهنگ؟) مقدم،
نامبرده درباره فعالیتهای اشرف در نیویورک صحبت کرده، ولی از وضعیت فعلی او بخوبی یاد کرده بود.
(پروفسور احسان نراقی روز سوم مارس درباره یک آقای اشرف به عنوان همکارش در انستیتوی
تحقیقات اجتماعی صحبت کرده است.)
درباره حسین مهدوی پرسیدم که شاید به عنوان نمونه بارز یک عضو جبهه ملی هنوز سازش نکرده
است. همایون گفت اخیرا از فریدون مهدوی شنیده است که حسین می خواهد در ماه اکتبر به تهران باز
گردد.
4 اتحادیه روزنامه نگاران. داریوش همایون گفت اتحادیه ای که او درست کرده است، همچنان با قدرت
به پیش می رود. او این تشخیص را تصدیق کرد که بخاطر نقش او در سازماندهی همین اتحادیه در سه سال
پیش، از کیهان اینترنشنال اخراج شده است. او از اتحادیه مذکور به عنوان یکی از نمونه کارهایی که
می توان در درون نظام انجام داد، نام برد. البته اعتصابات ممنوع هستند. مدیریت با تلخی و شدت بسیار
مخالف تشکیل این اتحادیه بود، ولی اینک که اتحادیه وجود دارد، در موارد بسیاری مدیریت هم تسلیم
شده است، فقط به این علت که اتحادیه «جنجال به پا می کند.» همایون گفت اتحادیه در حال حاضر سه
کارمند تمام وقت در استخدام دارد.
همایون، داریوش 11
اطلاعات اخذ شده از یادداشتی به قلم مارتین هرتز، در 9 سپتامبر 1967 18/6/46سرّی
موضوع: «آخرین آرزو و استغفار» راجع به رابطین من
داریوش همایون: در ماههای اخیر گفتگوهای بسیار جالبی با همایون در رابطه با راه اندازی
قریب الوقوع روزنامه اش، آیندگان، داشته ام. اگر چه وی دارای سابقه جبهه ملی است، شخص باید
تمایلات راست گرایانه وی را بخاطر بسپارد. همایون از سیاست خارجی «مستقل» بسیار خرسند است و
در همان حال اعتقاد دارد که از لحاظ اصولی شاه حق دارد از وحدت اعراب بترسد. وی در سایر ابعاد یک
لیبرال است. او پر مطالعه، باوجدان، با هوش، و یک نویسنده عالی (با معیارهای ایرانی) است. در سمت
رئیس سندیکای روزنامه نگاران می تواند دارای نفوذ فزاینده ای باشد، همایون که در آمریکا تحصیلکرده
(با بورسیه ای که توسط بیل میلر تهیه شد)، علاقمند است تماس خود را با آمریکا حفظ کند. عقیده دارم او
خیلی ترقی خواهد کرد. در هر صورت وی طرف گفتگوی بسیار جالبی است.
جبهه ملی یا بهتر بگویم باقیمانده آن، به همایون اعتماد ندارد، و او را یک فرصت طلب می شمارد. ولی
من فکر می کنم او فقط یک واقع گرا است، که سعی دارد پیام خود را در محدوده چهارچوبهایی بیان کند،
چهارچوبهایی که بیان هر گونه پیامی را دشوار می سازند.
همایون، داریوش 12
خیلی محرمانه
زمان: 23 اکتبر 1967 1/8/46مکان: رستوران اکسانادو
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: داریوش همایون ویلیام هلسث،دبیراول سفارت
موضوع: روزنامه آیندگان
آیندگان از 12 نوامبر منتشر خواهد شد. همایون گفت خط دبیری روزنامه جدید بر اساس تحلیلی
مستقل از حوادث و اخبار بنا خواهد شد. روزنامه متعهد و آینده نگر خواهد بود، همان طور که از اسمش
پیداست، آیندگان یعنی کسانی که آینده به آنها تعلق دارد. (برای سابقه به صورت مذاکرات قبلی مارتین
هرتز با همایون مورخ 4 مارس 1967 و با جهانگیر بهروز مورخ 24 ژوئیه 1967 رجوع شود.)
همایون گفت تشکیلات اداره کننده آیندگان پنج عضو دارد: دکتر اهری، رئیس هیئت مدیره؛ همایون،
مدیرعامل؛ خانم شرودی [یا شاهرودی](که شوهرش در شرکت ملی نفت ایران کار می کند)، صاحب
امتیاز در مقابل دولت؛ دکتر قهرمان (یکی از مقامات وزارت اقتصاد)؛ و جهانگیر بهروز(سردبیر اکو آو
ایران). دکتر سمسار که فعلاً سردبیر کیهان است، عنوان بازرس را دارد، مقامی که مطابق قوانین ایران
الزامی است. این شش نفر هر کدام تقریبا با مبالغ مشابهی و سرمایه ای حدود 10 میلیون ریال (133 هزار
دلار) در راه اندازی این روزنامه شریک شده اند. همایون برآورد کرده است که حتی در صورتی که شش ماه
هیچ درآمدی نداشته باشند، این مقدار سرمایه روزنامه را خواهد گرداند. همایون با قاطعیت گفت هیچ
پولی از جای دیگر در روزنامه سرمایه گذاری نشده است و لذا آیندگان برای مسائل مالی به هیچ کس
خارج از روزنامه متکی نیست.
در بحث راجع به سابقه روزنامه، همایون گفت وی نیروی راهنما بوده است. او چهار یا پنج سال پیش
تشکیل روزنامه جدیدی را مورد بحث قرار داده، ولی در کسب مجوز موفقیتی به دست نیاورده بود. وی دو
سال پیش، پس از بازگشت از آمریکا (که در سال تحصیلی 65 1964 با بورس نیمن در هاروارد مشغول
تحصیل بود) بار دیگر مبارزه اش را آغاز کرد.
شرودی ها و قهرمان (که همه دوستان قدیمی و خصوصی همایون هستند) او را کمک کردند. دکتر
اهری هم، که در ابتدای تلاش برای برپایی روزنامه با وی ملاقات کرده بود، به طرف او آمد. بالاخره
همایون مجبور شد نخست وزیر را ببیند، و نامبرده هم ضمن حمایت کامل از همایون اظهار داشت ایران به
چنان روزنامه ای نیاز دارد. همایون ضمن ابراز تحسین فراوان از هویدا و حمایتهای او، خاطرنشان
ساخت که حتی با این وجود، خود را مجبور به حمایت از تمامی مواضع دولت نمی داند.
مدتی هوشنگ انصاری، وزیر وقت اطلاعات، مانع اساسی آنها بود. وی اعتراف کرد که هیچ نیازی
برای آیندگان نمی بیند و ظاهرا هویدا هم به او چیزی درباره حمایت خود از آیندگان نگفته بود. زمانی که
جواد منصور به عنوان وزیر جدید اطلاعات جای انصاری را گرفت، همایون گفت تا سه هفته دیگر همه
چیز در جای خود قرار خواهد گرفت و او تمام مجوزهای لازم برای راه اندازی روزنامه را اخذ خواهد
کرد.آیندگان روزنامه ای 12 صفحه ای با چهارچوب و ظاهری شبیه ژورنال دو تهران خواهد بود. در بین
این 12 صفحه، دو صفحه به اخبار صفحه اول و داستانهای دنباله دار اختصاص خواهد یافت، دو صفحه به
تلکسهای خارجی (آسوشیتدپرس، رویتر، و فرانس پرس) و مطالب آنها، یک صفحه به ورزش، یک
صفحه به سرمقالات و تفاسیر، یک صفحه به وقایع فرهنگی منجمله نقدهای ادبی و هنری و یک صفحه هم
به مسائل زنان اختصاص می یابد. تا آنجا که به روزنامه (و همچنین مشاغل آن شرکت) مربوط می شود،
همایون، مدیر مسئول؛ سمسار، مدیر اخبار؛ قهرمان، مدیراقتصادی؛ و بهروز، مدیر سیاسی خواهد بود.
سمسار، که از کیهان به سرقت برده شده است، در ماههای اول و دوم، قبل از استخدام تمام وقت به عنوان
کارمند آیندگان، نیمی از وقت خود را در کیهان خواهد گذراند.
همایون هفته ای یک یا دو تفسیر خواهد نوشت و مسئولیت اصلی نوشتن سرمقاله های کلیدی روزانه
را به عهده خواهد داشت. قهرمان و بهروز هم هر چند گاه سرمقاله هایی تهیه خواهند کرد. صفا حائری هم
جدای از روزنامه اطلاعات، برای نوشتن سرمقاله استخدام شده است. کارکنان آیندگان را حدود 30
کارمند تمام وقت تشکیل خواهند داد. علاوه بر اینها، تعدادی خبرنگار پاره وقت به استخدام در می آیند که
به صورت کارمزد هستند.
همایون اعتراف کرد که بسیاری از کارکنانش از روزنامه های کیهان و اطلاعات به سوی او آمده اند.
وی گفت این واقعیت سبب شده است تا بین او و سناتور مصباح زاده و سناتور مسعودی، اصطکاکهای قابل
ملاحظه ای به وجود آید.
همایون، داریوش 13
زمان و مکان: 9 ژانویه 1968 19/10/46، رستوران اکسانادو خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: داریوش همایون، روزنامه آیندگان جان ا. آرمیتاژ، رایزن سفارت
ویلیام هلسث، دبیر اول سفارت
موضوع: روزنامه آیندگان
در یک ملاقات برای ناهار در 9 ژانویه داریوش همایون، سردبیر و مدیر آیندگان، مطالب ذیل را اظهار
داشت:
1 تیراژ: تیراژ روزنامه آیندگان، پس از شروعی متزلزل، رو به صعود گذاشت و در حال حاضر به ده یا
یازده هزار نسخه در روز بالغ می شود. اکثر این نسخ «به فروش» می روند، هر چند وی هنوز آمار
فروشندگان استانی را که طبق قرارداد 10 درصد فروش را خود برمی دارند، به دست نیاورده است. او گفت
شماره امروز که تفسیری درباره خودکشی تختی به چاپ رسانده، در چاپ اول با تیراژ 15 هزار نسخه،
نایاب شده و کار به چاپ دوم کشیده است. (او گفت آیندگان در رابطه با مرگ تختی یک تیم 5 یا 6 نفری را
مأمور تحقیق و تهیه مقالات کرده است که تا چند روز و هنگامی که هیجان مردم فروکش کند، این مقالات
روزانه چاپ خواهند شد. او افزود تختی یکی از چهره های قدیمی جبهه ملی بود و مردم او را به خاطر
اعتقاد راسخش به جبهه ملی و مقاومت در برابر فشارها تحسین می کرده اند برعکس یکی دیگر از
کشتی گیران هم دوره او که «خود را در مقابل پست نمایندگی مجلس فروخته است.» او گفت «دولت مایل
است گزارشات مطبوعاتی کاملی از خودکشی تختی منتشر شود تا جلوی بعضی حدس و گمانها درباره
خودکشی تختی تحت فشارهای دولت، گرفته شود.»)
2 مشکلات شخصی: دو نفر از کارکنان سطح بالای آیندگان، یعنی قهرمان و سمسار، روزنامه را ترک
کرده اند. قهرمان که از دوستان قدیمی همایون است، از اول هم در سرمایه گذاری روی آیندگان کمی مردد
بود، و با آغاز انتشار روزنامه، در مقام سردبیر اقتصادی آن حضور منظمی نداشته است. چندی پیش
همایون سهم سرمایه گذاری قهرمان را نیز خریده بود (اقدامی که او را از لحاظ سهم سرمایه ای، دومین نفر
پس از اهری نمود). از دیروز همایون و قهرمان توافق کردند که قهرمان دیگر هیچ رابطه ای با روزنامه
آیندگان نداشته باشد، ولی همایون حدس می زند وقتی آیندگان، خود را جا بیندازد، قهرمان ممکن است به
شکلی موافقت کند که به آن باز گردد. سمسار قرار بود از کیهان بیاید، ولی در آخرین لحظات تغییر عقیده
داد، زیرا عنوان می کرد که قطع روابط با کیهان سبب خواهد شد تا مالکان کیهان از دست او خیلی ناراحت و