بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 801

برخورداری از بورس تخصصی USIS (سازمان اطلاعات ایالات متحده) برای (احتمالاً روزنامه م)

TRIBUNE(Indiana) SOUTH BENDنیز کار می کرد. وی اولین ایرانی بود که از بورس تحصیلی نیمن

استفاده کرد و سال تحصیلی 65 1964 را در هاروارد تحصیل کرد. همایون به ایران مراجعت نمود و به

تحریک نخست وزیر هویدا و دیگران به تأسیس روزنامه آیندگان به عنوان تنها روزنامه ایرانی دارای سیاق

روشنفکری، لیبرالی پرداخت.

همایون در بین مقامات سفارت مشهور بوده است و شخصی با مطالعه، هوشیار و دارای بینش تلقی

می گردد. ازدواج او با هما زاهدی، خواهر اردشیر زاهدی و دختر مرحوم ارتشبد، پایگاه سیاسی او را

استحکام بخشیده است. وی مسافرت های زیادی داشته و درباره نهادهای سیاسی و اصلاحات ارضی در

ایران مطالبی نوشته است و علاوه بر فارسی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی تکلم می کند.

می 1977 اردیبهشت 1356

همایون، داریوش 27

داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی خیلی محرمانه

همایون در 1927 در تهران بدنیا آمد. وی با خداداد فرمانفرمائیان و سیروس غنی هم مدرسه و معاشر

بود، هر چند امکانات وی در سطح متوسط تری بود. همایون در جوانی به عنوان فردی شدیدا ضد

کمونیست معروف بود و برای مبارزه با حزب در حال رشد توده در تهران دستجات خیابانی به راه

می انداخت. وی هنوز هم در نتیجه جراحتی که در یک نزاع خیابانی به پایش وارد آمد، کمی می لنگد.

همایون در زمان حکومت مصدق به خاطر عضویت در سومکا، یک سازمان نئوفاشیستی که از

پیشگامان جبهه ملی دهه 60 بود، به مدت یک سال به زندان افتاد. او اولین ایرانی بود که بورس نیمن گرفت

و سال تحصیلی 65 1964 را در دانشگاه هاروارد گذراند. همایون به ایران بازگشت و با تحریک هویدا،

نخست وزیر و دیگران به تأسیس روزنامه آیندگان، تنها روزنامه لیبرال، روشنفکری ایران پرداخت.

همایون از سال تأسیس آیندگان (1967) سردبیر و ناشر آن بود، و در نوامبر 1976 به معاونت

دبیرکلی حزب رستاخیز منصوب شد. وی همچنان مدیر مسئول آیندگان نیز بود و سعی داشت با

همکارانش در حزب رستاخیز پایگاهی تشکیلاتی برای شرکت بیشتر ایرانیان در سیاست به وجود آورد.

همایون یکی از سه مقام حزبی بود که در کابینه اوت 1977 آموزگار شرکت جست. ازدواج او با هما

زاهدی، خواهر اردشیر زاهدی و دختر ارتشبد زاهدی مرحوم، جایگاه سیاسی او را استحکام بخشیده

است. او مسافرتهای زیادی کرده و مطالب زیادی درباره نهادهای سیاسی ایران و اصلاحات ارضی نوشته

است. وی علاوه بر فارسی به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسه نیز صحبت می کند.

اوت 1977 مرداد 1356

عزت اللّه همایونفر


صفحه 802

همایونفر، عزت اللّه 1

عزت اللّه همایونفر وزیر مشاور در امور سیاسی و اجتماعی (16 نوامبر 1978) خیلی محرمانه

عنوان خطاب: آقای وزیر

عزت اللّه همایونفر، به عنوان وزیر مشاور در امور اجتماعی و سیاسی، برای اولین بار است که وارد

کابینه شده و اخیرا وزارتخانه ای ایجاد کرده است. به جرأت می توان گفت که وی در داخل کابینه برای سرو

کار داشتن با مسائل بحرانی اجتماعی و سیاسی نقطه کانونی خواهد داشت که خطوط وزارتی در دولت

جدید را در وسط قطع می کند. تجارب طولانی و مختلف وی در مشاغل پایین تر دولتی می تواند در

انتصاب اخیر وی مفید باشد، ولی در سوابق وی هیچ نکته ای وجود ندارد که بتواند به نحو مناسبی وی را

برای مواجهه با تقاضاهای اخیر آماده سازد.

وی فارغ التحصیل دانشگاه تهران و دارای دکترا از دانشگاه بلژیک است. او کار خود را به عنوان

دستیار کتابدار و تدریس در دانشگاه تهران شروع کرد. او متعاقبا به عنوان مشاور در وزارت کار، معاون

وزیر در وزارت دارایی، رئیس اداره بازرسی بانک مرکزی ایران، سرپرست اداره شکر در وزارت

کشاورزی و مدیرکل در وزارت دارایی خدمت کرد. در سال 1968 او معاون امور طرح های وزیر

اطلاعات و در 1969 معاون امور پارلمانی وزیر در همان وزارتخانه شد. راجع به فعالیت های وی از آن

زمان تاکنون که وارد کابینه شده است، اطلاعاتی در دست نیست.

همایونفر حدود 54 سال دارد و نویسنده ای دارای تألیفات بسیار است. او 17 کتاب در موضوعات

مختلف نوشته است. وی انگلیسی و فرانسه صحبت می کند. 28 نوامبر 1978 7/9/57

امیرعباس هویدا


صفحه 803

هویدا، امیرعباس 1

امیرعباس هویدا نخست وزیر سرّی

از زمانی که امیرعباس هویدا چهارمین سال صدارت خود را در اوایل سال 1968 آغاز کرد، از سوی

بسیاری ناظران، نخست وزیری توانا و محبوب به شمار می رفت.

در ژانویه وقتی که وی به عنوان نخست وزیر، جایگزین دوست مقتولش حسنعلی منصور شد، افراد

کمی انتظار باقی ماندنش را در این منصب برای بیش از چند ماه، داشتند. به هر حال، او از ابتدای کار،

تصویری متفاوت با شخص پیش از خود، از خویش ارائه داد. او رهبری حزب «ایران نوین» را که منصور

به عهده داشت، تقبل نکرد. هویدا قیمت ها را پایین آورد و با سفرهای پر حرارتش به استانهای مختلف،

تأثیری مطلوب از خود برجای گذاشت. او از تحریک روحانیون خودداری کرد و روابط خوبی را با

مطبوعات برقرار نمود. او همچنین، نفوذش را در روابط خارجی به عرصه نمایش گذارد. آمیزه ای از

فروتنی و تواضع، مهارت و کاردانی، رک گویی و ملایمت که در او بود، تغییری مطلوب را پس از دوران

بدون جلال و شکوه منصور به ارمغان آورد.

هویدا، پسر سیاستمدار پیشین، در 18 فوریه 1918 در تهران چشم به جهان گشود. او تحصیلات

متوسطه خود را در لیسیر(1)در دمشق و بیروت گذراند. از سال 1936 تا 1937 در مدرسه علوم اقتصادی

لندن تحصیل کرد. از سال 1938 تا 1940 در دانشگاه بروکسل بود و فوق لیسانس علوم سیاسی و

اجتماعی دریافت کرد. هویدا در سوربن کار خود را بر روی دکترای تاریخ شروع کرد و تا زمان بازگشت به

ایران در سال 1942، آن را به پایان نرسانده بود. هر چند در سال 1942 امتحانات مربوط به خدمات

دیپلماتیک را گذراند، لیکن وارد ارتش شد و تا پایان جنگ جهانی دوم به عنوان ستوان در لشکر زرهی

خدمت کرد. در سالهای 44 1943، وی افسر رابط در هیئت نظامی ایالات متحده بود.

در سال 1944، هویدا وارد وزارت امورخارجه شد و در بخش مطبوعات و اطلاعات اداره سوم

سیاسی (اروپای غربی) خدمت کرد. در سال 1945 به عنوان وابسته مطبوعاتی به پاریس فرستاده شد و در

آنجا با منصور که او نیز از وابسته های سفارت بود، ملاقات نمود. هویدا، منصور و عبداللّه انتظام در سال

1974 برای باز کردن یک کنسولگری به اشتوتگارت در آلمان غربی رفتند. هویدا به هنگام کار در

اشتوتگارت، از کنسولیاری به مقام کنسولی ترفیع یافت. او در جامعه آمریکا دوستان زیادی پیدا کرد و

مقامات آمریکا او را فردی یافتند که خود را وقف آزادی فردی و عزت انسانی می کند و کار او را کاملاً

مؤثر توصیف کردند.

پس از سیری کوتاه در واشنگتن، هویدا در ژوئن 1951 به عنوان معاونت بخش جدیدالتأسیس

«ارتباطات فرهنگی با کشورهای خارجی» در وزارت خارجه منصوب شد. او در سال 1951 و به عنوان

دبیر هیئت، در ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کرد. در سال 1956 نمایندگی

یونسکو را در کنگره اتحادیه پستی اعراب در بغداد به عهده داشت. در سال 1957 ریاست اداره روابط

خارجی «کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد» را عهده دار بود. هویدا در این منصب به منظور

بررسی اوضاع پناهندگان مجارستانی، از یوگسلاوی بازدید کرد. در سال 1985 دستیار ویژه انتظام،

رئیس وقت شرکت ملی نفت ایران، شد و در 1960 به عضویت هیئت مدیره آن در آمد. پس از این که هویدا

1- دبیرستان ملی فرانسوی که دانش آموزان خود را برای ورود به دانشگاه تربیت می کند.


صفحه 804

در سال 1964 وزیر دارایی شد، در مذاکرات بین اوپک (سازمان کشورهای صادرکننده نفت) و

کنسرسیوم شرکت های نفتی شرکت کرد، که به موافقت نامه پرسود «اشتراک منافع» برای ایران منجر شد.

او تا ماه مه 1965 متصدی وزارت دارایی بود. در 1966 به عنوان سفری تجاری و تفریحی از اروپا دیدن

کرد و در 1967 به اتحاد جماهیر شوروی رفت.

اگرچه هویدا فردی مسلمان است، اما نوشابه های الکلی می نوشد و البته به ندرت مست می کند. او

بشدت اهل مطالعه است و به موسیقی، تنیس، شکار و ماهیگیری علاقه مند می باشد. او مجموعه ای وسیع

از صفحه های گرامافون دارد که در میان آنها بسیاری از ترانه های معروف آمریکائی و فرانسوی دیده

می شود. سیمای خسته او فریبنده است و در پس آن چهره مردی پر انرژی را می توان دید. او حالت

بذله گویی با روح و غالبا گزنده دارد و از شخصیتی دلپذیر برخوردار است. هویدا نه تنها در میان هر گروهی

آسوده و آرام به نظر می رسد، بلکه به راحتی دوست می یابد. همچون آدمی پر حرف و بی قید، هرگز در بیان

عقیده اش، حتی اگر بداند طرف خطابش در آن عقیده با او شرکت نیست، تردید نمی کند. او معمولاً با

بی آلایشی و به شکلی محافظه کارانه، لباسی به رنگ آبی یا خاکستری سیر می پوشد.

نخست وزیر، زبان شناسی زبردست است که فرانسوی را به روانی، انگلیسی، عربی و نیز آلمانی را در

سطحی متوسط علاوه بر زبان مادری خویش، فارسی، صحبت می کند. او افسری از لژیون فرانسوی

HONORاست. در ژوئیه 1966، هویدا با ازدواج با خواهر زن 33 ساله منصور که چندین بار نامزدش

شده بود، به عزوبت 47 ساله خود پایان داد. لیلا امامی خوئی پیشین که حالا خانم هویدا شده، در تهران،

لندن و در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس، تحصیل کرده است. او که فردی خجالتی و غیر معاشرتی است،

ذهنی تیز داشته به گرداندن امور منزل با دقت و وسواس، علاقمند می باشد. او قدری نبوغ نقاشی دارد و در

باغچه اش گلهای سرخ پرورش می دهد. 25 مارس 1968 5/1/47

هویدا، امیرعباس 2

امیرعباس هویدا، نخست وزیر سرّی

امیرعباس هویدا تقریبا یک وسیله ایده آل سیاسی برای هدایت امور دولت ایران طبق امیال شاه است:

چندان مستقل نیست، قادر است کارها را در حد معقولی خوب انجام دهد، به عنوان یک واسطه برخلاف

سایر ایرانیان فرد لایقی است، در رابطه با شکوائیه های عمومی به تندی پاسخ می دهد. او به طرح ها و

مشکلات اقتصادی ایران توجه زیادی مبذول می دارد و در واقع از مهم ترین وظایف وی هماهنگ کردن

پیشرفت اقتصادی ایران است. هویدا در مورد مسائل سیاست خارجی بخصوص مذاکرات نفتی بسیار

مطلع است، لیکن در مورد مسائل نظامی مطلب چندانی نمی داند. او توانسته است بدون ایجاد مزاحمت و

دردسر برای شاه، یک نقش نیمه مستقل و چهره عمومی برای خود دست و پا کند.

هویدا در بروکسل و پاریس تحصیل کرده و مشاغل دولتی خود را در پاریس، بن، ژنو، آنکارا و در

خدمت وزارت امورخارجه شروع نموده است. او در ایجاد حزب ایران نوین تأثیر بسیاری داشت (ابتدا

به عنوان معاون دبیرکل و پس از آن به صورت رهبر حزب ایفاء نقش کرده است و می کند).

هویدا به طور کلی نسبت به آمریکا نظر خوبی دارد، ملی گرایی وی در حد معقولی است، علاوه بر

روابطی که با ایالات متحده دارد اهمیت قابل ملاحظه ای برای توسعه روابط با غرب قائل است. هر چند در


صفحه 805

فرانسه تحصیل کرده است، ولی از فرانسه نیز چندان طرفداری نمی کند. از نظر ما سفر وی به آمریکا در

دسامبر 1978 موفقیت چشمگیری بود و سبب شد که تحسین وی در رابطه با گسترش روابط با آمریکا به

میزان قابل ملاحظه ای افزایش یابد. وی قرار بود در اوایل ژانویه 1972 به آمریکا سفر کند و در دومین

کنفرانس سرمایه گذاری ایران (که اولین آن در می 1970 در تهران برگزار شده بود) شرکت جوید، لیکن در

آخرین لحظات برنامه این سفر لغو گردید. احتمالاً یکی از علل لغو این برنامه، عدم توانایی واشنگتن در

تعیین وقت ملاقات حتمی با رئیس جمهور آمریکا بوده است.

هویدا چندان هم از کجرویهای معمول مبرا نیست، لیکن بطور کلی رک و راست و بی پرده سخن

می گوید و گاهی در رابطه با بعضی موارد مطروحه توسط ما نیز اقداماتی انجام داده است. او به خاطر

حساسیت شاه، از درگیر شدن بیش از حد در مسائل نظامی طفره می رود.

او تاکنون به مدت هفت سال نخست وزیر بوده است. مدت طولانی صدارت وی و محبوبیت نسبی که

کسب کرده است، جایگزینی نسبتا زودرس وی را موجب خواهد شد و شایعات مستمر و گاه به گاه مؤید

صحت این مطلب می باشد. یکی از دلایل بقای وی در مصدر صدارت، احتمالاً به نظر می رسد مشکلاتی

باشد که شاه در یافتن نخست وزیر دیگری که مانند وی با مقاصد شاه هماهنگ باشد، مواجه است.

هویدای 53 ساله و متأهل، خوشبخت به حساب می آمد تا این که در سال گذشته بدون سروصدا

همسرش را طلاق داد. تا آنجا که می دانیم، همسرش به این دلیل که کار اداری بیشترین مقدار وقت آنها را

به خود اختصاص داده بود، از وی طلاق گرفته است. هویدا به زبان انگلیسی به خوبی صحبت می کند، ولی

صحبت کردن به زبان فرانسه برایش راحت تر است. برادرش یک دیپلمات و مؤلف نسبتا مشهوری است و

از سپتامبر 1971 نماینده دائمی ایران در سازمان ملل بوده است. می 1972 اردیبهشت 1351

هویدا، امیرعباس 3

ایران خیلی محرمانه

امیرعباس هویدا، نخست وزیر

امیرعباس هویدا در حالی نهمین سال صدارت خود را آغاز می کند که از دید بسیاری از ناظران

به عنوان یک نخست وزیر توانا، مخلص و مردمی محسوب می شود. در 27 ژانویه 1965 که وی به جای

دوست دوران کودکیش، مقتول حسنعلی منصور به صدارت رسید، جوانترین نخست وزیر در تاریخ ایران

بود و انتظار می رفت بیش از چند ماه بر مسند قدرت باقی نماند. در عوض، وی بیش از هر نخست وزیر

دیگری در ایران خدمت کرده است.

تکنسین هایی که هویدا کابینه خود را با آنها پر کرده و عناصر رده بالای دولت، ابزار مؤثری در دست

شاه بوده اند، اداره متبحرانه کابینه توسط نخست وزیر، بسیاری از اصطکاک های سنتی که نخست وزیران

قبلی را آزار می داد، از بین برده است. بخشی از موفقیت هویدا، ناشی از توانایی وی در درک و تعبیر صحیح

آن چیزهایی است که شاه می خواهد انجام گیرد. هویدا علیرغم بعضی از انتقادات عمومی در مورد افزایش

هزینه های زندگی، همچنان از اعتماد دستگاه سلطنتی برخوردار می باشد.


صفحه 806

زندگی اولیه و سوابق

امیرعباس هویدا، متولد 18 فوریه 1918 می باشد (طبق اظهارات یک منبع، وی در سال 1919 بدنیا

آمده است و طبق گزارش یکی از روزنامه ها، وی پنجاهمین سال تولد خود را در سال 1971 جشن گرفت

که بدین ترتیب سال تولد وی 1921 خواهد شد. در بین مردان رده بالای ایران جلو بردن سال تولد به

هنگام رسیدن به میانسالی کار متداولی نیست.) وی دوران کودکی خود را در جده و به اتفاق حبیب اللّه،

پدرش که سفیر (ایران م) بود، گذراند.

وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در لی سه (Lycees) فرانسوی در دمشق و بیروت گذراند. از

سال 1936 در کالج اقتصادی لندن تحصیل نمود و از سال 1938 تا 1940 به دانشگاه آزاد بروکسل رفت

و در رشته علوم سیاسی و اقتصادی درجه لیسانس گرفت. وی دکترای تاریخ خود را در دانشگاه سوربن

آغاز نمود ولی تا زمان بازگشت به ایران در سال 1942 آن را به پایان نرسانده بود.

هویدا با عهده دار شدن مأموریتی در ارتش، تا پایان جنگ جهانی دوم با درجه ستوانی در لشکر تانک

خدمت کرد. وی در طی سالهای 1943 و 1944 افسر رابط بین ارتش ایران و هیئت نظامی ایالات متحده

بود. در سال 1944 هویدا به وزارت امورخارجه رفت و در قسمت اطلاعات و مطبوعات اداره سوم

سیاسی (اروپای غربی) مشغول به کار شد. وی در سال 1945 به عنوان وابسته مطبوعاتی به پاریس اعزام

شد. به هنگام اقامت در پاریس با منصور که او هم یک وابسته بود، همکاری داشت. هویدا و منصور در

سال 1947 به منظور گشایش کنسولگری به اشتوتگارت رفتند. هویدا به هنگام کار در اشتوتگارت از

معاون کنسول به کنسولی ارتقا یافت. وی در بین جماعت آمریکائیان دوستان فراوانی پیدا کرد. مقامات

آمریکائی وی را شخصی یافتند که خود را وقف آزادی و عزت انسانی می کند و کارهای وی را کاملاً مؤثر

توصیف کردند.

هویدا از اشتوتگارت به سفارت (ایران م) در واشنگتن رفت. پس از یک مأموریت کوتاه در آنجا، در

سال 1951، دستیار مدیر اداره روابط فرهنگی با کشورهای خارجی در وزارت امورخارجه شد. وی در

سال 1951 در سمت دبیر هیئت ایران در ششمین اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل شرکت نمود. هویدا

از سال 1952 تا 1956 در ژنو به عنوان مدیر اداره ارتباطات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل

خدمت کرد. وی در این سمت به یوگسلاوی مسافرت نمود تا درباره شرایط پناهندگان مجاری تحقیق

نماید. در سال 1957، به عنوان کنسول سفارتخانه به آنکارا عزیمت نمود.

هویدا در سال 1958، دستیار ویژه عبداللّه انتظام، رئیس وقت شرکت ملی نفت ایران، شد. (انتظام نیز با

هویدا و منصور در اشتوتگارت بوده است.) هویدا در سال 1960 به عضویت هیئت مدیره شرکت ملی نفت

ایران درآمد.

منصور به منظور کمک به شاه، در اجرای برنامه اصلاحی وی در سال 1963 حزب ایران نوین را

تشکیل داد. این حزب پس از انتصاب منصور به دبیرکلی و هویدا به عنوان معاون وی، در 15 دسامبر رسما

دایر گردید. هنگامی که منصور در مارس 1964 نخست وزیر شد، هویدا را به عنوان وزیر دارایی منصوب

نمود. وی در سمت وزیر دارایی در مذاکرات بین سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و کنسرسیوم

شرکت نمود که منجر به عقد یک موافقتنامه جدید اشتراک در منافع که برای ایران سودآورتر بود، گردید.

وی پس از نخست وزیر شدن و تا ماه می 1965 سمت وزارت دارایی را همچنان حفظ نمود.


صفحه 807

وی از سمت دبیرکلی حزب (که پس از فوت منصور به ارث برده بود) استعفا داد، زیرا احساس می کرد

سمت نخست وزیری و سمت بالای حزبی نبایستی توسط یک شخص احراز شود.

مسافرت

هویدا به عنوان نخست وزیر، 30 مسافرت خارجی داشته که در حدود 30000 مایل طی طریق نموده

است. وی در سال 1966 از اروپا دیدار نمود و در سال 1967 به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد. وی در

سال 1968، مسافرت بسیار موفقیت آمیزی به واشنگتن داشت. شخصیت گرم وی بر آمریکائیهایی که

ملاقات کرده، تأثیر بسیار عالی گذاشته است. وی این فرصت را یافت تا با دکتر کیسینجر مباحثه کوتاهی

داشته باشد. هویدا در سال 1969 به آلمان غربی، پاکستان، ترکیه، مراکش، فرانسه و اتحاد جماهیر

شوروی سفر نمود. در سال 1970 در مراسم تدفین ناصر، رئیس جمهور مصر، شرکت نمود. وی در سال

1971 از فرانسه، بلغارستان، سنگال، بلژیک، رومانی، فرانسه و یوگسلاوی بازدید کرد. در سال 1972 در

طی سفر ده روزه شهبانو فرح به جمهوری خلق چین وی را همراهی نمود. هویدا تا سال 1973 به کابل،

پاریس، لندن، مسکو (دوبار)، ورشو، تونس و عمان سفر کرد.

اطلاعات شخصی

هویدا معمولاً خسته به نظر می رسد، اما این ظاهری فریبنده است. وی مردی سخت کوش، با انرژی و

با کارآیی غیر معمول می باشد، وی کاغذ بازی را دوست ندارد و تأکید می کند که گزارشهایی که تسلیم وی

می شود به دو صفحه محدود باشد. وی از طریق یک «خط تلفنی سرخ» از روی میز خود با شاه در ارتباط

است. توانایی سریع وی در نظارت، به وی کمک می کند تا خطاها و اشتباهات را سریعا متوجه شود، اما از

ایراد انتقادات مخرب انزجار دارد. وی گفته است: «انتقاد کردن آسان است، اما پیشنهاد راه حل، جایگزین

مشکل می باشد.» در زمانی وی گفته بود: «شخص نباید هرگز در زندگی بدبین بوده بلکه بایستی همواره

خوشبین باشد». وی مشکلات را نمی پوشاند و یا از ناهنجاری ها پرهیز نمی کند.

نخست وزیر در هر جمعی آسوده به نظر می رسد و با تواضع، کاردانی و مهربانی برای خود دوستانی

می یابد. وی دوست ندارد کارهای خود را جار بزند و برخلاف نخست وزیران گذشته، بندرت اجازه ایراد

اتهام علیه نمایندگان یا وزرای قبلی را می دهد. وی که پر حرف و پر تحرک است، هرگز از ابراز نظر خود

طفره نمی رود، حتی اگر بداند شنونده با او موافق نیست. با این وجود، وی قادر است هرکس را خواه برای

وی نفعی داشته باشد یا نه، راضی نگهدارد. غالبا افرادی که برای کسب چیزی به نزد وی می روند، اتاقش

را با دست خالی، اما راضی ترک می کنند.

هویدا که اصولاً یک مرد خجالتی است، بیش از حد عاشق تبلیغات نیست. وی ممکن است در یک

ضیافت رسمی سخنرانی لازمی بکند، اما خودش هرگز رمان قطع نکرده و کلنگ به زمین نمی زند و از یک

شخص مسن محلی می خواهد که این کار را انجام دهد. وی یک وعده نان و پنیر را برای غذای زیاد و

پیکان کوچک را بر کادیلاک رسمی که بندرت از آن استفاده می کند، ترجیح می دهد. وی هنوز خودش از

منزلش در مناطق پایین تر تهران به اداره می رود و پشت چراغ قرمز توقف کرده و برای اشخاصی که وی را

بشناسند، دست تکان می دهد.


صفحه 808

هویدا نوشابه های الکلی را دوست دارد، اما بندرت بیش از حد می خورد. وی در کتابخوانی حریص

می باشد و به ویژه به داستانهای جنایی علاقه نشان می دهد. وی از تنیس، گلف، شکار و ماهیگیری نیز

لذت می برد. وی عاشق موسیقی است و مجموعه بزرگی صفحه گرامافون دارد که شامل بسیاری از

آهنگ های محبوب آمریکائی و فرانسوی می باشد. وی به عنوان سرگرمی گل رز پرورش می دهد.

نخست وزیر معمولاً لباسهای بی آلایش و قدیمی و به رنگهای آبی و خاکستری تیره می پوشد. پیپ،

عصا و گل ارکیده به صورت سمبل وی درآمده است. وی از زمان بروز یک تصادف رانندگی از عصا

استفاده می کند و اگرچه براساس گزارشات دیگر به آن نیاز ندارد، اما آن را همراه خود می برد، زیرا بدون

آن احساس کمبود می کند.

هویدا یک زبان شناس حرفه ای است، فرانسوی را به روانی زبان اصلی و انگلیسی و عربی را بسیار

عالی و آلمانی را در حد قابل قبولی تکلم می کند. وی یکی از افسران لژیون افتخار فرانسه بوده و از

بسیاری از دولت های دیگر نشان دریافت کرده است.

هویدا در سال 1966 به 47 سال زندگی مجردی خود پایان داد، و با لیلا امامی خویی خواهر زن 33

ساله منصور که تقریبا برای مدت 20 سال وی را می شناخت، ازدواج نمود. این ازدواج در سال 1971 با

طلاق خاتمه یافت.

فریدون، برادر جوانتر هویدا، نماینده دائمی ایران در سازمان ملل متحد می باشد.

28 سپتامبر 1973 6/7/52

هویدا، امیرعباس 4

تاریخ: 23 نوامبر 1976 2/9/55 محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران 11683به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.

موضوع: ملاقات، کودل، ریبیکوف و بیکر با هویدا، نخست وزیر ایران، در تاریخ 16 نوامبر 1976

1 هویدا، نخست وزیر ایران، در اظهارات علنی خود به هنگام ملاقات با کودل در 16 نوامبر، تأکید

کرد که امیدوار است ملاقات در جوّی بی آلایش برگزار گردد و در پایان حضور خود خواستار رسیدن

سؤالات شد. سپس نخست وزیر با همان حالت بشاش معمولی خود، کودل را به مدت پانزده دقیقه در مورد

موضع سیاسی جغرافیایی استراتژیک اجتماعی اقتصادی ایران توجیه نمود و با اشاره گاه و بی گاه به یک

نقشه و چندین نمودار، آمار اصلی و سایر حقایق مربوط به ایران را نشان می داد. وی اظهار داشت GNP

فعلی ایران بالغ بر 58 میلیارد دلار می باشد و هدف این است که تا پایان قرن به 450 میلیارد دلار برسد.

نرخ رشد اقتصادی ایران در بخش غیر نفتی 16 درصد نسبت به قیمت های ثابت است و رشد کلی سالانه

برابر 22 درصد می باشد، بودجه فعلی ایران 45 میلیارد دلار، یعنی یک دهم بودجه کل ایالات متحده

می باشد، نخست وزیر توضیح داد که سه بخش مهم در طرح توسعه فعلی ایران عبارتند از: دفاع، امورکلی

اقتصادی و اجتماعی. دفاع شامل خدماتی که جنبه غیرنظامی دارد، مانند بهداشت و سپاه دانش، نیز

می شود که 12 درصد GNP ایران به خود اختصاص داده است، جمعیت ایران با نرخ سالانه 3 درصد در

حال رشد می باشد.

سناتور ریبیکوف از نخست وزیر، به دلیل ارائه توضیحات بسیار آگاه کننده تشکر نمود و از سناتور