بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 100

البته غیر از افسران نگهبان اختیار دارند پاسخ مستقیم به هر گونه تهدید امنیتی بدهند ولی تمام تصمیمات دیگر به ژنرال ناجی ارجاع می شوند که با کمیته امنیتی مورد مطالعه قرار گیرند. قوانین وحقوق مدنی به قوت خود باقی است مگر اینکه با تصمیم یا اقدام اداره حکومت نظامی ملغی شوند. در مورد متجاوزینی که از قانون مدنی یا مقررات حکومت نظامی سوءاستفاده کرده اند، اداره حکومت نظامی آزادی عمل خواهد داشت که آن را بدون وثیقه یا ضمانت نگهدارد که در خاتمه حکومت نظامی به وزارت دادگستری تسلیم شوند و یا در مقابل دادگاه نظامی با اقدام سریع آنان را محاکمه نمایند.

کارایی

حکومت نظامی یک مسئولیت دوگانه دارد. اولین وظیفه آن برقراری امنیت است ولی اداره امور غیرنظامی را نیز باید به عهده گیرد. در خصوص امنیت حکومت نظامی و ممنوعیت عبور و مرور به طور فزاینده ای مؤثر بوده اند. اولین شب شاهد سه یا چهار بمب گذاری بود ولی در 14 و 15 اوت این امر منحصر به یک مورد گردید و از آن هنگام فقط وقایع پراکنده و در سطح پایین اتفاق افتاد ه اند. شایعات در مورد وقایع کوچک (غارت، دزدیهای شبانه، تخطی از مقررات ممنوعیت رفت و آمد، پرتاب سنگ به طرف سربازان گشت) و مرگ تعدادی از خاطیان مقررات ممنوعیت رفت و آمد زیاد هستند که اداره حکومت نظامی مرگ یک نفر را قبول دارد، ولی آشکارا شهر اکنون از هر زمانی در سال گذشته امن تر است. افزایشی در تهدیدهای تلفنی به بمب گذاری وجود داشته است ولی هیچ گونه واقعه ای رخ نداده است. گشتی ها ابتدا از تقاطع های اصلی به تمام خیابانهای اصلی و بعد به تمام شهر و برخی توابع گسترش یافتند که نتیجه آن کاهش در حوادث بوده است. کارآیی امنیتی حکومت نظامی را می بایستی در مرتبه بالایی ارزیابی نمود. با وجود این در مسایل و موضوعات دیگر حکومت نظامی نمونه ای از بی کفایتی بوده است. آنان تاکنون در مورد زمان بندی و توافق بر سر شرایط صدور کارت عبور و مرور ناتوان بوده اند و در نتیجه حتی دکترها و وسایل اضطراری بایستی برای مشایعین نظامی از اداره حکومت نظامی جهت حرکت در ساعت منع عبور و مرور صبر کنند. کارمندان دولت و از جمله پلیس که در زمان اعلام حکومت نظامی در مرخصی بوده اند به خدمت فراخوانده شده اند، لیکن رسماً و عملاً به سر کار برنگشته اند و به خاطر اینکه در بیانیه حکومت نظامی، نقش و وظایف تمامی کارمندان مسکوت مانده برخورد این کارکنان به گونه ای است که انگار بدون حقوق کار می کنند حتی در مورد مسایل ساده تصمیمات محدودی گرفته شده است و آنهایی که در موردشان تصمیم گیری شده عوض می شود، سپس مجدداً برقرار، دوباره لغو و مجدداً عوض می شود. (نیروی هوایی اجازه ای در دومین شب برای حمل پرسنل شیفت شب پایگاه دریافت نمود، حمل پرسنل در شب دوم متوقف شد، و در شب چهارم بدون اطلاع به کارمندان مجدداً برقرار شد و اکنون مجدداً متوقف شده است). یک


صفحه 101

سرویس تاکسی برای رفت و آمد در ساعات ممنوعه در روز دوم برقرار گردید که به وسیله پلیس مناطق کنترل می شد ولی تقریباً بدون فعالیت بوده است چونکه هر تاکسی فقط محدود به رفت و آمد در منطقه اش شده است. به مغازه داران دستور داده شد که در یک راهپیمایی در 19 اوت شرکت کنند و بعداً به خاطر تخلف از مقررات حکومت نظامی به جهت بستن مغازه هایشان تهدید به مجازات شدند. اداره حکومت نظامی نیروی انسانی و تخصص لازم برای اداره تمام مسایل ایجاد شده توسط حکومت نظامی را ندارد و تاکنون یا قادر نبوده و یا مایل به استفاده مؤثر از مهارت های ادارات دولتی نبوده است. کارمندان دولتی شکوه می کنند که هر روز بایستی پشت میزهایشان بنشینند ولی انجام هر کاری برای آنان ممنوع شده است. طبق تجربه نشانه ای هم از بهبود اوضاع وجود ندارد. همانطور که مشکلات حل نشده روی هم تلمبار می شوند به طور فزاینده ای مشکل خواهد شد که حتی یک جواب منفی به دست آوریم. برخی مشکلات به لحاظ اینکه ساعات منع عبور و مرور به 7 ساعت تقلیل پیدا کرده به خودی خود از میان می روند ولی دیگر مشکلات روی هم جمع می شوند، آنچنان که حل آنها از طریق برنامه های کوتاه مدت غیرممکن بوده و تصمیمات جدی را ایجاب می نماید. به عنوان یک اداره غیرنظامی، اداره حکومت نظامی بدون کارآیی بایستی قلمداد شود.

پیامدها

عکس العمل عمومی نسبت به حکومت نظامی، در ابتدا به صورت اظهار رضایت و سپس ناخشنودی و طرح انتقاد در پی آن بوده است. تعداد روزافزونی از این انتقادات مبنی بر این است که آنها از سربازانی که به راحتی ماشه را فشار می دهند، بیش از خطری که از ناحیه تظاهرکنندگان حس می کردند احساس خطر می کنند. این ترس تا حدی قابل توجیه است. زیرا مقامات حکومت نظامی حتی حوادث ناشی از تیراندازی غیرضروری سربازان بی تجربه را مورد تأیید قرار داده اند. شاهدان عینی خشونت و وحشی گری بیش از حدی را در خلال بازرسی و کنترل های خیابانی گزارش داده اند. علاوه بر آن بسیاری از دزدیهای کوچک در چند قدمی سربازان صورت گرفته است.

به هر حال من مظنونم به اینکه اغلب این انتقادات از ناراحتی های ساده مرتبط با حکومت نظامی ناشی می شود و یا از زیانهای واقعی اقتصادی که از حکومت نظامی به وجود آمده است که هم اکنون از زیان های وارده از تظاهرات و اغتشاشات خیلی بیشتر است. تمام مکاسب الزام به باز بودن دارند علیرغم این حقیقت که برای برخی از جمله دفاتر آژانس های مسافرتی و توریستی، تئاترها و سینماها و رستوران ها و غیره ممنوعیت عبور و مرور تقریباً تمام کسب را محدود کرده است. دیگر مغازه ها کاهشی به میزان 50% را در فعالیتهایشان گزارش می کنند که به این حقیقت برمی گردد که رفت و آمد شهری حداقل به همین اندازه کاهش پیدا کرده است. پروژه های ساختمانی و کارخانه ها بیشترین زیان را متحمل شده اند. در شهری با پیشرفت سریع


صفحه 102

مثل اصفهان چنان عملیاتی به طور عادی بر یک اساس 18-24 ساعته با 3 یا 4 شیفت برنامه ریزی شده اند. لازم است که برای پرداخت به تمام کارکنان کار این پروژه ها ادامه یابد، هم به خاطر مقررات حکومت نظامی و هم به خاطر اینکه آنها باید کارگران را برای زمان بعد از موقوف شدن حکومت نظامی نگهدارند، ولی محدودیت های منع رفت و آمد آنان را به 10 یا 11 ساعت در روز محدود می نماید. برخی از قبیل پلی اکریل نیاز به شیفت های 12 ساعته شبانه دارند. با هزینه های اضافه کاری و کاهش در عدم کارآیی منتج از آن. این محدودیت ها در ترکیب با پایین آمدن تولید به خاطرماه رمضان تولید را در برخی موارد تا حدود 20% حد عادی آن کاهش می دهند که در عین حال هزینه ها را سریعاً بالا می برند. هر چند که محدودیت ها به طور مساوی نسبت به کلیه شرکت ها اعمال می شود ولی پروژه های ایالات متحده با هزینه دستمزد و حقوق بالاتر در میان آنهایی هستند که بدترین ضربه را خورده اند.

به خاطر اعتراضات تند خرده فروشان و تولید کنندگان اداره حکومت نظامی شروع به کاهش ساعات ممنوعیت عبور و مرور (از 10 ساعت به 7 ساعت) نموده است و برنامه هایی را اعلام نموده که همراه با رفتار خوب شهروندان ممنوعیت به طور کلی از بین می رود. بازرگانان در هر حال اعتراض دارند که عدم وجود برنامه زمانی برای کاهش در ساعات عبور و مرور و اعلام قصد تجدید مقررات سخت منع رفت و آمد در پاسخ به هرگونه آشوب مهم برنامه ریزی را مشکل می کند، و اغلب آنان هنوز فی الواقع برنامه کوتاه شده خود را با اضافه نمودن ساعات اضافی تنظیم نکرده اند.

شخصیت ها

شایعاتی منتشر شده اند که حکومت نظامی پایانی است بر کار زاد، استاندار، مصطفی مصطفایی رئیس پلیس و از جهت دیگر سرلشکر ناجی، در هرحال عکس العمل ها مختلف هستند. تصورات قبلی در مورد تنبلی و بی توجهی زاد نسبت به شهر اصفهان موجب انتقادات تندی از وی با عناوین بی لیاقتی کامل و یک اشکالتراشی در برنامه توسعه استانی و شهر و نیز فساد و رشوه خواری وی شده است. برخی می گویند که اگر نتیجه حکومت نظامی تنها برکناری «زاد» و جایگزینی او با فردی که به امور توسعه صنعتی و پیشرفت اقتصادی و فشارهای وارده بر اصفهان آگاه می باشد، حکومت نظامی خوب انجام وظیفه کرده بود و می گویند زاد تنها چیزی که می دانست بند و بست های سیاسی و سیاستهای دربار بوده است. بر عکس زاد، ژنرال مصطفایی مورد ترحم قرار گرفته و مردم می گویند که تحت فشارهایی که وی واقع شده بود هیچ گونه شانسی برای کنترل تظاهرات نداشت و وی را فقط به عنوان کسی که قربانی دیگران شده است نظاره می کنند. در هر حال تاکنون فقط یک مقام برکنار شده است و او سرهنگ زاهدی رئیس سازمان اوقاف است. از نقطه نظر عموم برکناری وی به خاطر مدیریت ضعیف زیارت حج بوده است ولی به طور خصوصی گفته شده است که وی در ایجاد


صفحه 103

ارتباط بین دولت و رهبران مذهبی ناموفق بوده است. سرلشکر ناجی نیز ممکن است از کار کناره گیرد و اگر چنین اتفاقی افتد بر اساس درخواست خودش خواهد بود. علیرغم شکست های اداری حکومت نظامی وی شهرت شخصی خوبی در این برهه کسب می کند. وی به عنوان یک سنت گرا و فقط علاقه مند به تأمین عامه شناخته شده و از طرف مخالفین و موافقین مورد احترام است. با این وجود که یک فرد محتاط شناخته شده است در رادیو و تلویزیون و در مجامع خصوصی خوب ظاهر شده و به جای تحمیل خواسته اش با زور از صحت و صفات خوب اصفهانیها مدد گرفته است. وی خودش اظهار می دارد که این شغل برای او نامطبوع و ناخوشایند است و امیدوار است آن را تغییر دهد. رابطهای نظامی می گویند وی در واقع به دنبال بازنشستگی کامل پس از ترفیع به درجه سپهبدی به خاطر تلاشهایش در حکومت نظامی می باشد.

نتایج

حکومت نظامی در اصفهان یک اسباب امنیتی مؤثر بوده است که تقریباً تمام آشوب های عمومی در کوتاه مدت را از بین برده ولی درجوار آن در ایجاد یک اداره شهری کافی برای نیازهای شهر ناموفق بوده است. ظاهراً به عنوان یک درس حقیقی در ساکت نمودن آشوب و در دیگر شهرهای ایران ناموفق بوده است. همین طور که تهدیدات امنیتی کاهش می یابد (حداقل در خاطره) یک عدم رضایت عمومی رو به تزاید نسبت به هزینه ها و محدودیت های این محافظت و فشارهایی برای پایان حکومت نظامی به وجود می آید. نیروهای امنیتی از این وحشت دارند که متوقف کردن کامل حکومت نظامی طغیان مجددی در فعالیت مخالفین به وجود آورد و فقط خاتمه منع عبور و مرور همراه با ادامه حکومت نظامی را موردنظر قرار می دهند. اگر این امر به وقوع بپیوندد اداره حکومت نظامی بایستی راهی برای استفاده مؤثر از ساختار موجود اداره امور شهری پیدا کند، لیکن تاکنون هیچ گونه تلاشی در این جهت از خود نشان نداده است. پروژه های خارجی از جمله آمریکایی با لغو حکومت نظامی راضی خواهند بود ولی خیلی از کسبه محلی اظهار می دارند در وضعیت اقتصادی وخیمی قرار دارند و اگر به عملیات دولت متکی باشند حداقل از سطح کارآیی پایین تر می روند. بنابراین ادامه حکومت نظامی ممکن است نارضایتی اقتصادی را که به نظر می رسد ریشه از آشوب های اجتماعی اخیر داشته باشد اصفهان را به بدتر از زمان شروعش تبدیل نماید. به عبارت دیگر خاتمه سریع حکومت نظامی ممکن است همان چیزی باشد که مخالفین منتظر آن برای از سرگیری تظاهرات می باشند، به همان نحو که در شهرهای دیگر ایران اتفاق افتاد. اگر حکومت نظامی در همین زمان متوقف گردد ناخوشایندی اقتصادی شهروندان می تواند برقراری مجدد آن را خیلی مشکل تر سازد. راه حل مطلوب که باقیماندن حکومت نظامی تکنیکی هم زمان با سپردن مؤثر اداره امور اجتماعی به دست غیرنظامیان است، متأسفانه محتمل به نظر نمی رسد (به لحاظ


صفحه 104

فقدان همکاری بین کارمندان غیرنظامی دولت و ستاد حکومت نظامی و تمایل شدید همه به عدم مسئولیت پذیری و اینکه در این شرایط تقصیرها را به گردن ژنرال ناجی به عنوان یک فرد نالایق بیندازند.) مک گافی

گزارشQCID برای اوت 78

سند شماره 52

بدون طبقه بندی فقط برای استفاده رسمی3 سپتامبر 1978 12 شهریور 1357

از: اداره تحقیقات ویژه نیروی هوایی، منطقه 72 تهران، ایران

به: ستاد فرماندهی اداره تحقیقات ویژه نیروی هوایی، واشنگتن دی. سی

عنوان: ایران توسط آشوب های اجتماعی متزلزل شده است.

موضوع: گزارش QCID برای اوت 78

1 در تمام طول سال 1978 ایران توسط آشوب های خشن و شدید در تمام شهرهای بزرگش به عجز درآمده است. تخمین افراد کشته شده تاکنون از 500 نفر تجاوز می کند و هزاران نفر زخمی و بیش از صدها میلیون دلار خسارت مالی وارد شده است. اغتشاش شدید در اصفهان موجب برقراری حکومت نظامی در دومین شهر بزرگ ایران در تاریخ 11 اوت 1978 شد.

2 موج آشوب های سال 1978 وقتی از شهر مذهبی قم واقع در 150 کیلومتری جنوب تهران آغاز گردید که، در تاریخ 9 ژانویه 1978 پلیس بر روی جمعیت مذهبی تظاهرکننده ای که مبادرت به اشغال یک پاسگاه پلیس نموده بودند، آتش گشود.

به طوری که گزارش شده تظاهرکنندگان توسط روحانیون محافظه کار مسلمان هدایت می شدند و در سالروز قانونی کردن اصلاحات ارضی و آزادی زنان توسط شاه به اعتراض پرداختند. اعلامیه های رسمی تعداد کشته شدگان را پنج نفر اعلام نمود که در هر صورت منابع قابل اعتماد و همیشگی گزارش کردند که رقم 20 تا 30 نفر صحیح تر می باشد. در عرض دو روز تظاهراتی به طرفداری آنانی که در قم کشته شده بودند، به طور ناگهانی در دیگر شهرهای عمده ایران و عمدتاً در اصفهان، شیراز، تبریز و تهران شروع به مشتعل شدن نمود. اعمال اخلالگرانه معمولاً به دنبال مراسمی مذهبی اتفاق می افتاد که در آن خطابه های کوتاه ضددولتی ایراد می شد و تظاهرکنندگان از مساجد بیرون می ریختند و به تخریب و سوزاندن اتومبیل ها، بانکها، مغازه های مشروب فروشی، سینماها و دیگر حرفه هایی می پرداختند که بیانگر القاء نفوذ غرب به جامعه سنتی ایران بودند.

3 در 18 فوریه 1978 شهر شمالی تبریز خسارت قابل توجهی را به وسیله آشوبگران مذهبی متحمل شد،آنها چهلمین روز واقعه قم را برپا نموده بودند. در دنیای اسلام چهلمین روز پس از مرگ روز سنتی عزاداری است. شدت ناآرامی ها و بی نظمی های تبریز باعث شد سربازان عادی ارتش و تانکها برای برقراری نظم وارد شهر شوند. رقم رسمی ابراز شده


صفحه 105

در مورد کشته شدگان 9 نفر بود ولی در هر حال تخمین های قابل اعتمادتر رقم را نزدیک به 180 نفر ذکر می کند. خشونت در دیگر شهرهای بزرگ که در ارتباط با چهلمین روز عزاداری بود شعله ور شد. این خشونتها بر اساس اخبار منتشره در هواداری از آشوبگران تبریزی، انجام می شد. در آن هنگام دوره های چهل روزه تا حدودی با تظاهرات در هم آمیخته بودند، اعمال پراکنده خشونت و تخریب در فاصله های زمانی کوتاه ترو غیرقابل پیش بینی رخ می داد. بانکها، سینماها و مغازه های مشروب فروشی همچنان اهداف مورد توجه، حملات بمب های آتش زا و پرتاب سنگ بودند. در اول آوریل 1978 خشونت وسیعی به طور ناگهانی تمام کشور را فراگرفت که منجر به برخوردهای متعددی با نیروهای امنیتی شد و چندین کشته یا زخمی از تظاهرکنندگان بر جای ماندند. تظاهرات وسیعی نیز در اصفهان شروع به شکل گیری نمود که دانشجویان دانشگاه اصفهان در آن شرکت داشتند. این تظاهرات هر چند که از قبلی ها سازمان یافته تر و با خشونت کمتری برگزار گردید ولی باعث متلاشی و از هم گسیختگی شد. این تظاهرات به طور مرتب در خلال ماه ادامه یافت و باعث بستن دانشگاه شد. در روز 9 می 1978 خشونت شدید خیابانی مجدداً در اصفهان شروع شد و پلیس و نیروهای امنیتی به روی جمعیت تظاهرکننده آتش گشودند. در خلال آشوبهای این دوره، بمب گذاری ها و آتش سوزیهای عمدی در دیگر شهرهای بزرگ منجمله تهران، همدان، شیراز، کرمانشاه، تبریز، قم، مشهد، بوشهر، کرمان و یزد اتفاق افتاد. از دهات کوچک پراکنده در تمام کشور نیز ناآرامی هایی گزارش گردید. کارمندان غیرنظامی آمریکایی در شرکت های پیمانکاری مرتبط با امور دفاعی، در مورد درگیر شدن غیرعمدی در برخوردها گزارش دادند. البته هیچ کدام زخمی نشدند. شدت اغتشاش در 10 روز اول ماه می در تهران منجر به یک اقدام انضباطی اعلام شده توسط نیروهای امنیتی دولت گردید و شاه برای اینکه اقدامات امنیتی را شخصاً زیرنظر بگیرد سفرش به اروپای شرقی را بهم زد. تانکها، نفربرهای زرهی و سربازان آماده رزم، در حوالی بازار تهران صحنه های روزمره ای را ایجاد نمودند و برخوردهای خونینی بین نیروهای امنیتی و آشوبگران و نیز بین گروههای رقیب مخالفین، رخ داده است.

4 یک آرامش نسبی به کشور بازگشت و تا ژوئن و اواسط ژوئیه ادامه یافت. در 20 ژوئیه 1978 یک رهبر مذهبی با نفوذ و مخالفت دولت با 5 نفر همراهان او در مشهد در یک تصادف اتومبیل با یک وسیله نقلیه ارتشی کشته شدند. پیروان او ادعا نمودند که مرگ وی عمداً به وسیله دولت صورت گرفته است و آشوب های شدیدی در خلال تشییع جنازه وی در 22 ژوئیه 78 صورت پذیرفت، که منجر به مرگ عده ای گردید. خشونت مجدداً به شهرهای دیگر ایران و عمدتاً اصفهان، شیراز، تبریز و تهران شیوع یافت و در اصفهان به چنان درجاتی رسید که در 11 اوت 78 حکومت نظامی برقرار گردید. گفته می شود که اغتشاش در شیراز منجر به مرگ 60 تا 200 نفر شده باشد. برخوردهای خونینی نیز در جنوب تهران اتفاق افتاد و دو تا سه هزار سرباز و پلیس ضداغتشاش در منطقه پخش شدند. خیلی از رستوران ها و مکانهایی که


صفحه 106

رفت و آمد خارجیان به آنجا مکرراً صورت می گیرد در شیراز و اصفهان با بمب آتش زا مورد حمله قرار گرفتند و در 13 اوت 1978 رستوران خان سالار تهران که در میان ایرانیان و غربی ها محبوبیت مشابهی دارد به وسیله یک آلت منفجره، تخریب شد. از میان 70 نفری که در رستوران بودند 40 نفر مجروح شدند که 6 نفر از آنان آمریکایی بودند. حدود 29 سینما در سراسرکشور با بمب های آتش زا مورد حمله قرار گرفته اند. سه نفر در یک حمله در مشهد کشته شدند و در 19 اوت 1978 جمعیتی بالغ بر 377 تماشاچی در اثر یک حریق عمدی در سینما رکس آبادان کشته شدند، فاجعه ای که در حال حاضر تمام کشور را در حیرت فرو برده و باعث محکوم نمودن (عوامل آتش سوزی) از طرف دولت و همچنین مخالفین شده است.

5 ریشه های ناآرامی فعلی در ایران چند قرن به عقب برمی گردد. فرقه شیعیان مسلمان که اغلب ایرانیان مسلمان به آن منتسب می گردند به طور سنتی با هر نوع دولت غیرروحانی مخالفت کرده است. شیعیان آن طور که از مذاهب غربی فهمیده می شود هیچگونه سلسله مراتب مذهبی ندارند و ملاها یا روحانیون منفرداً هر یک راه و رسم پیروی از خود را به وجود می آورند. از طریق تعالیم روحانیت رهبری، یک ملا می تواند به سطح یا شهرت و اعتبار مجتهد برسد و از آن پس یک گروه عظیم تر پیروان که البته شامل ملاهای دیگر و پیروان و گروه آنان نیز می باشد را تحت هدایت خود می آورد. یکی از بانفوذترین مجتهدین شیعه آیت الله خمینی است که مخالف دیرینه و پر سر و صدای دولت در روابط ایران و آمریکا می باشد. خمینی برای 15 سال گذشته به صورت تبعید در عراق به سر می برده، هنوز به طور مرتب با پیروانش در ایران که بیش از دو میلیون تخمین زده شده اند ارتباط دارد. روحانیون مشهور دیگر از قبیل آیت الله شریعتمداری از قم (و طاهری از اصفهان و کافی از مشهد که در تصادف اتومبیل با کامیون کشته شد) به عنوان انتقادکنندگان کینه توز شاه و دولت شناخته شده اند. (شدیدترین آشوب اصفهان در نتیجه دستگیری طاهری در 31 ژوئیه 1978 اتفاق افتاد.)

6 در سال 1906 روحانیت شیعه در فشار بر دولت برای گنجاندن یک ماده در قانون اساسی جدید که یک شورای عالی مذهبی را برقرار می سازد موفق شدند و فی الواقع این شورای قدرت نفی (وتو) تمامی قوانین مصوبه مجلس که با تعلیمات فراوانی مغایر به نظر می رسند را دارا بود. بلافاصله پس از کودتای رضاشاه در سال 1921 شورا توسط وی منحل شد. روحانیت مجدداً خواستار برقراری شورای روحانی با همان قدرت و نفوذ گذشته آن شدند. علاوه بر این در سال 1963 شاه فعلی ایران یک برنامه اصلاحات ارضی را به صورت قانونی درآورد. در آن زمان قسمت اعظمی از زمینهای قابل کشت در ایران تحت مالکیت مساجد بود. این زمینها به همراه دیگر املاک تحت مالکیت افراد، مصادره شد و بین کشاورزان بدون زمین تقسیم شد. مساجد که از بیشتر ثروتشان و تا حد وسیعی از قدرتشان محروم شده بودند برای 15 سال گذشته در تلاش بوده اند تا مایملکات سابقشان را مجدداً به دست بیاورند. هم زمان با اصلاحات اراضی، دولت همچنین قوانینی برای آزادی زنان به تصویب رساند. این


صفحه 107

گام نیز به طور شدیدی توسط روحانیت مورد مخالفت قرار گرفت و در سالروز این واقعه تظاهرات بزرگی علیه اعطای آزادیها به زنان برگزار شد. اغلب آشو ب های اخیر دانشگاه از مخالفت دانشجویان پسر با حضور دانشجویان دختر ناشی می شود. این مخالفت با محدودیت بحرانی ورود به دانشگاه به طور کل تشدید می شود. روحانیت شیعه و مسلمانان متعهد به طور اعم در چندین سال گذشته چیزی را که فکر می کنند دنیاگرایی ملت باشد، تقبیح نموده اند و هجوم توده ای و عظیم تکنولوژی و فرهنگ غربی را به عنوان دشمن اصلی موردنظر قرار داده اند. (در هر صورت انتخاب اهداف (به طور کلی) در خلال آشوب های خیابانی در طی 8 ماه گذشته در جهت ابراز این نگرانی است. مکانهایی از قبیل کلوپ های شبانه سینماها، مغازه های مشروب فروشی، مغازه های لوازم الکتریکی و بانکها به طور اخص صدمه شدید دیده اند. اخیراً (همچنین) رستورانهایی که غربی ها به آنها علاقه مند هستند یا از غربیها پذیرایی می کنند، قربانی شده اند. در عین حال به استثنای رستوران خان سالار در تهران، مهاجمین این رستورانها، زحمت زیادی به خودشان داده اند که اطمینان حاصل نمایند هیچ غربی مجروح نگردد. در بیش از یک مرتبه، ایرانیها راهشان را کج کرده اند تا به آمریکاییانی که بدون توجه در وقایع خشونت بار خیابانی گیر افتاده اند کمک کنند.

7 در نتیجه موج خشونت که ایران را دربر گفته بود آموزگار نخست وزیر در 27 اوت 1978 استعفا کرد و جعفر شریف امامی رئیس مجلس سنا که قبلاً بین سالهای 61 و 1960 نخست وزیر بود جایگزین وی شد. او به عنوان فردی شناخته شده که با اعطای امتیازاتی به روحانیت و دیگر گروههای مخالف به پیشبرد ائتلاف ملی و برقراری آرامش قادر می باشد امیدواریهایی ابراز شد که این حرکت از میزان خشونتی که در خلال ماه مقدس رمضان بالا گرفته بود بکاهد شاه و نخست وزیر به مردم گفتند که ایران به لحاظ آشوبها برای بقای ملی می جنگد. متأسفانه آشوب ادامه یافت. قسمتی از این آشوبها می تواند به این حقیقت نسبت داده شود که تغییر دولت در روزهای اوج عزاداری ماه رمضان صورت گرفت که در ضمن، چهلمین روز مرگ آیت الله کافی و افرادی که در مراسم تشییع جنازه وی کشته شدند، نیز بود. برخوردهای تظاهرکنندگان خشن و پلیس در تمام ایران با چندین کشته که گزارش شده ادامه یافت (و در برخی موارد اضافه بر سنگهای سنتی، نیروهای امنیتی در زیر بارانی از اجسام مشتعل پرتاب شده آجر و چماق قرار گرفتند.) در اول سپتامبر چندین آتش نشان در حالی که با آتش مشتعل شده توسط آشوبگران مبارزه می کردند مورد حمله قرار گرفتند. شش نفر زخمی شدند و یک کامیون آتش نشانی منهدم شد.

8 انتظار می رود موج فعلی خشونت به دنبال ماه رمضان ادامه یابد ولی شاید در حدی پایین تر. تهدید جدی در حال حاضر برای جامعه آمریکاییها احتمال درگیر شدن در یک اغتشاش شهری و زخمی شدن متعاقب یا...

(اصل سند فاقد صفحات 10 و 11 می باشد م)