نمایشگاه کونینگ منتفی شده اند. ژنرال گست، ژنرال استون رئیس (وابسته م) جدید نیروی زمینی را معرفی کرد. ژنرال گست گزارشی ارائه کرد مبنی بر اینکه مشمولین وظیفه در گارد شاهنشاهی خدمت نمی کنند، ولی ممکن است در تیپ تدارکات خدمت نمایند.
آقای جان میلز درباره اعتصابات اخیر گزارش داد. اعتصابات بانک ملی و شرکت تلفن پایان یافته اند، ولی هنوز به شرکت ملی نفت ایران اطمینانی نیست.
آقای میلز این طور پیش بینی کرد که آرام کردن اعتصابات با وعده های مالی گرانقیمت مطمئناً نتایج بسیار بد اقتصادی به دنبال خواهد داشت زیرا که اضافه حقوقهای جدید به تمام کارمندان دولت تعلق می گیرد.
آقای رینو اشاره کرد که ارقام تقریبی نهایی در نمایشگاه کالاهای تجاری کاملاً رضایت بخش است. اکثر شرکت کنندگان آمریکایی در نمایشگاه کالاهای تجاری متوجه شده اند که شرکتشان در نمایشگاه سودآور بوده است.
آقای لمبراکیس در مورد وضعیت سیاسی بحث نمود. او اشاره کرد که تعداد زیادی احزاب جدید سیاسی تشکیل شده اند. یک سردبیر جدید در روزنامه فارسی زبان کیهان سر کار آمده است. به نظر می آید سردبیر قبلی به علت طرز برخورد و اهمیتی که کیهان به وضعیت خمینی در عراق داده از کار برکنار شده است.
آقای نیلی گزارش داد که نگرانیها و بحثهای زیادی در حوزه های کشاورزی، در مورد افزایش قیمتهای مواد غذایی وجود دارد.
آقای آدلر اظهار داشت که قصد دارد با یک تیم کمکهای عمومی دولت ایالات متحده، سفری به منطقه طبس بنماید. گروه سعی دارد که یک هلیکوپتر تأمین کند تا قدرت نظاره کردن منطقه زلزله زده را داشته باشد.
عوامل جدید اعتراض اصفهان
سند شماره 85
خیلی محرمانه4 اکتبر 1978 12 مهر 1357
از: کنسولگری آمریکا، اصفهان الف 12
عطف به: اصفهان الف 11 مورخ 27 سپتامبر 78
عوامل جدید اعتراض اصفهان
خلاصه: از روز اول اکتبر تاکنون نوعی کارایی و پیچیدگی جدیدی در فعالیت مخالفان در اصفهان ظاهر شده است. سازماندهی و تأثیر اعتصابات عمومی در آن تاریخ، یک بمب گذاری پیچیده که احتمالاً توسط نظامیان ناراضی صورت گرفته و یک نوع جدید اعلامیه (بیانیه مخالفین) مثالهای بارز و عمده این روند می باشند. پایان خلاصه.
اعتصابات: روز 30 سپتامبر پس از دو روز شایعه پراکنی، دو «اعلامیه» مجزا در سرتاسر شهر اصفهان منتشر شد که طی آن کلیه مغازه های خرده فروشی در اعتراض به بازداشت
آیت الله خمینی در خانه اش در عراق به اعتصاب عمومی در روز بعد دعوت شده بودند. این اعلامیه یا توسط جبهه ملی (حزب سیاسی مخالف) و یا به وسیله آیت الله شیرازی (یک رهبر مذهبی مخالف مقیم در مشهد) امضا شده بود. اگرچه این دو از عبارات مختلفی استفاده کرده بودند ولی دستوراتشان یکسان بود: اعتصابات کوچک مسالمت آمیز، بدون هیچ تظاهرات و بدون به مخاطره انداختن مشاغل، مقامات حکومت نظامی در مورد این اعتصابات نظریه های مختلفی دارند. آنها تصور می کنند که این اعتصاب نیز مانند گذشته فقط در بازار قدیمی و مناطق محافظه کارتر شهر و عمدتاً از طریق تهدید به خراب کردن مغازه هایی که باز باشند تا حدی با موفقیت انجام خواهد گرفت. به هر حال شدیداً گیج شده بودند زیرا از یک طرف هیچ گونه شواهدی در مورد تهدید موجود نبود و از طرف دیگر اعلامیه نیز ظرف یک روز به صورت مؤثری در همه شهر توزیع شده بود. در حقیقت این اعتصاب تقریباً به طور صددرصد در تمامی نقاط شهر از جمله مناطق اصلی خرید و فروش با موفقیت به اجرا گذاشته شده بود و به نظر می رسید فقط فروشگاههای زنجیره ای که توسط کارکنان استخدامی اداره می شود به کار خود ادامه داده اند. غیبت عمده ای در میان کارکنان هیچ شرکت تولیدی و ساختمانی بخصوصی وجود نداشت و تنها استثناء در مورد پلی اکریل ایران که یک شرکت با سرمایه گذاری مشترک دو پونت است می باشد. در این کارخانه که عمدتاً به دلیل بروز نقصی در فرایند تبدیل مواد آکریلیک به محصولات پلی استر تعطیل شده حدود یکصد و پنجاه نفر از کارگران بخش تعمیر و نگهداری که کاری برای انجام نداشتند دست از کار کشیده اند. هیچ تظاهرات و درگیری صورت نگرفت و به نظر می رسید شهر از دستورات مندرج در اعلامیه به طور کامل تبعیت می کند. مقامات حکومت نظامی در این مورد ابراز نگرانی کردند زیرا تاکتیک آنها مبنی بر در هم شکستن اعتصابات از طریق ایجاد تفرقه در بین اعتصابیون که قبلاً موفق بود در این مورد هیچ محلی از اعراب ندارد. سرلشکر ناجی فرماندار حکومت نظامی که تمام روز را به گشت زنی در شهر پرداخته بود گزارش داد که نتوانست کسی را در شهر پیدا کند که از او برای باز کردن مغازه اش کمک بخواهد. او برای من توضیح داد که «سربازان من می توانند آنها را از هر کاری منع کنند اما اگر رهبری داشته باشند سربازان هر چند که زیاد هم باشند قادر نخواهند بود آنها را به انجام کاری که مایل نیستند مجبور نمایند.» او هم اکنون تلاشهای خود را برای پیدا کردن شخص یا گروهی که این فعالیتها را در اصفهان هدایت می کند متمرکز کرده است ولی اعتراف نمود که در حال حاضر هیچ سرنخی در دست ندارد. اسم تمامی افرادی که او به دست آورده مربوط به رهبرانی در خارج از شهر اصفهان می شود اما او تصور می کند که در اینجا نیز تشکیلاتی وجود دارد. از اول اکتبر تا کنون اصفهان شاهد یک اعتصاب یک روزه در بانکها و یک اعتصاب یک روزه در اداره مخابرات (که انعکاس اعتصاب در تهران بود) بوده است و انتظار می رود که شاهد بروز چنین مواردی باشد: الف) یک اعتصاب دانشجویی که در 7 اکتبر آغاز خواهد شد. ب) اعتصاب معلمین در 8 اکتبر. ج) اعتصاب
عمومی در 24 اکتبر. د) برگزاری اعتصابات نامشخص بیشتر که تا زمان برچیده شدن حکومت نظامی ادامه خواهد یافت. بمب گذاری در ساعت چهارده و پانزده دقیقه بعد از ظهر روز اول اکتبر، دقیقاً پانزده دقیقه پس از خروج کارگران از محوطه، انفجاری در داخل یک هلیکوپتر شینوک هوانیروز ارتش شاهنشاهی که به همراه سایر هلیکوپترها و خودروها در خارج از محوطه تعمیر و نگهداری مرکز پشتیبانی ناحیه مقدم پایگاه هوانیروز در اصفهان پارک شده بود به وقوع پیوست. شواهد اولیه حاکی از آنند که ماده منفجره نسبتاً پیچیده و از نوع مواد بسیار قوی پلاستیکی بوده که با یک مکانیسم زمانی از طرف داخل در بین لایه های دوجداره هلیکوپتر جاسازی شده بود. در نتیجه انفجار قطعات جداشده تا شعاع بیست فوتی هلیکوپتر پرتاب گردید. محل انفجار که یک پایگاه نظامی است در منطقه امنیتی ویژه ای قرار دارد و توسط حفاظ امنیتی مضاعف نگهبانی می شود. افسران ارتش آمریکا با منطقه آشنایی دارند و می گویند این منطقه از نظر فیزیکی کاملاً امن می باشد. هلیکوپتر مذکور پس از گذراندن یک دوره 14 روزه تعمیرات اساسی کامل در انتظار یک پرواز آزمایشی در روز بعد بود. تنها کسی که در طول این تعمیرات به هلیکوپتر دسترسی داشتند عبارتند از: تکنسینهای آمریکایی از شرکت هواپیماسازی هیوز، و پرسنل شرکت آگوستا که یک شرکت ایتالیایی با کارمندان آمریکایی می باشد و پرسنل هوانیروز ارتش شاهنشاهی ایران. اگرچه از پرسنل آمریکایی نیز تحقیقاتی به عمل خواهد آمد ولی ظن اصلی متوجه پرسنل نظامی ایران که به هلیکوپتر دسترسی داشته اند می باشد. سرهنگ شهناز فرمانده پایگاه گزارش می دهد که کلیه افراد وی کارنامه امنیتی پاکی دارند و تاکنون «چیزی که بتوان یکی از آنها را (به عنوان مظنون م) مستثنی نمود به دست نیامده است.»
اعلامیه: در ادامه این نامه هوایی اعلامیه ای از مخالفین به همراه ترجمه ابتدایی آن که توسط مشاور استانی در اصفهان و کارمند گزارشگر تهیه شده، ضمیمه می باشد.(1)چنین اعلامیه هایی در اصفهان همگانی شده است ولی اعلامیه های قبلی برخلاف متنی که پیوست شده معمولاً فتوکپی دست نویس و ناخوانا بوده و دربرگیرنده حملاتی به شاه و سایر مقامات بوده و گاهی با پیچیدگی بیشتر خواستار انجام اقداماتی می شود. اعلامیه پیوست چاپ خوبی دارد و طراحی نسبتاً پیچیده ای در آن به کار رفته (تفنگ رسم شده در بالای آن از حروف عربی به کار رفته در شعارهای قرآنی تشکیل شده) و به عنوان درخواست برای تداوم انقلاب تبلیغ مؤثری می باشد. این اعلامیه از تعابیر «متعارف جامعه» در مورد حوادث اخیر استفاده کرده و نشان می دهد که هیچ مصالحه ای نمی تواند بین مخالفین و شاه به وجود آید و به نظر مشاور استانی استدلال این اعلامیه قدرت تأثیر بسزایی دارد. این اعلامیه به جای درخواست انجام اقدامات خاص مردم را به صبر و بردباری فراخوانده و بر لزوم یک جنگ فرسایشی بلندمدت علیه شاه
1- متن اصلی اعلامیه و ترجمه انگلیسی آن را در لوح فشرده اسناد ملاحظه فرمایید. م.
تأکید دارد. این اعلامیه علیرغم دستپاچگی مشهود در آن نسبت به اعلامیه های قبلی به مراتب ضدآمریکایی تر بوده و تمامی آمریکاییها در ایران را «مستشار نظامی» می خواند.
نظریه: سرهنگ دارابی رئیس ستاد حکومت نظامی از تغییر رویه آشکار مخالفین نگران شده است. وی می گوید که حکومت نظامی تنها در کنترل رفتار ستیزه جویانه گروههای بزرگ می تواند مؤثر باشد و در مقابل حملات خاص یا سوءقصدها و یا نافرمانیهای سازمان یافته مسالمت آمیز هیچ کاری نمی تواند انجام دهد.وی می گوید به هر حال در تهران اشخاصی وجود دارند که تا زمانی که هرگونه شواهدی ناشی از فعالیت مخالفین وجود داشته باشد بر ابقاء حکومت نظامی اصرار داشته باشند. او از این بیم دارد که حکومت نظامی حتی تا مدت زیادی پس از اثبات عدم توانایی آن در مقابل چنین حوادثی نظیر ترور یک رئیس پلیس در مشهد و انفجار هلیکوپتر در اینجا و اقدامات مردمی مانند اعتصابات عمومی باقی بماند. این عمل به بی اعتنایی مردم به تواناییهای ارتش و همچنین بروز نارضایتی در ارتش منجر خواهد شد. اظهارات وی تنها موردی نبود که اخیراً درباره نارضایتی در میان ارتشیان شنیده بودم. علاوه بر این نگران این مسئله هستم که اگر ناراضیان بخواهند بر روی اهداف خاصی متمرکز شوند، آمریکاییهای مقیم اصفهان و سایر نقاط می توانند هدفهای جالبی باشند.
گزارشات مربوط به بی احترامی به خارجیان به طور کلی و آمریکاییان به طور خاص در اصفهان افزایش قابل ملاحظه ای یافته است و ناسزای «خارجی» و «یانکی گو هوم» مرتباً به گوش می رسد. حکومت نظامی که در مقابل تظاهرات ابتدایی مؤثر بود در صورت تداوم آن برای یک مدت طولانی می تواند بهانه مشکلات بیشتر شود. مک گافی
اعتصاب در بانک ملی و شرکت ملی نفت ایران پایان یافت
سند شماره 86
استفاده اداری محدود4 اکتبر 1978 12 مهر 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 9651به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
مرجع: تهران 9582
موضوع: اعتصاب در بانک ملی و شرکت ملی نفت ایران پایان یافت
1 به نوشته روزنامه های انگلیسی زبان تهران، اعتصاب در بانک ملی و شرکت ملی نفت ایران در سوم اکتبر و پس از آنکه تقاضاهای اصلی اعتصابیون اجابت گردید، خاتمه یافت. گزارش شد کارکنان بانک ملی هنگامی که جلیل شرکاء مدیرعامل به آنها گفت انتظار می رود به زودی شورای دستمزد با تقاضای آنها مبنی بر تساوی حقوقشان با کارکنان بانک مرکزی موافقت نماید، به اعتصاب نشسته خود پایان دادند (به تلگرام مرجع به عنوان سابقه این اعتراض مراجعه کنید) همچنین به کارمندان ماهانه 500 ریال بابت کمک هزینه غذا و 300 ریال بابت همین امر برای هر فرزند پرداخت خواهد شد. وی همچنین قول داد وام خانه از معادل 10 سال حقوق به 5/12 سال حقوق افزایش یابد. کارمندان پس از سه سال سابقه کار
حق استفاده از این وام را خواهند داشت و کارمندان از بیمه عمر برخوردار خواهند بود و مرخصی زایمان به 12 هفته افزایش خواهد یافت و بالاخره کلیه کارگران بر اساس طرح خود بانک ملی بیمه درمانی خواهند داشت.
2 روزنامه ها همچنین نوشته اند اعتصاب در شرکت ملی نفت ایران که از 23 سپتامبر آغاز شده بود، خاتمه یافت و شرکت با افزایش 10 درصدی در حقوق ثابت کارکنان موافقت کرد. افزایش شامل 100 ریال کمک هزینه غذا برای هر روز (یعنی یک افزایش 100 درصدی)، کمک هزینه مسکن از 3000 تا 9000 ریال در هرماه و تهیه زمین برای تعاونیهای مسکن کارمندان می باشد. یکی از مقامات بلندپایه شرکت ملی نفت ایران به مأمور سفارت گفت 10 درصد اضافه حقوق یک «کمک هزینه صنعتی» است و اینکه کمک هزینه مسکن به افرادی با دستمزد روزانه 20 ریال پرداخت می شود، مشروط بر اینکه از وام مسکن استفاده نکرده و خانه سازمانی نیز در اختیار نداشته باشند یک کارمند متأهل که در خانه خودش زندگی می کند و از وام مسکن استفاده نکرده از کمک هزینه مسکن به مبلغ 300 ریال در ماه استفاده خواهد کرد. با کمال تعجب آن دسته از کارمندانی که نه از وام و نه خانه های سازمانی استفاده نمی کنند از کمک هزینه مسکن برخوردار خواهند بود، البته از نرخ کم 100 ریال برای هر روز بهره مند خواهند شد. این مقام اظهار عقیده کرد اگر افزایش دستمزدهای روزانه و کمک هزینه ها را با هم جمع کنیم آنگاه برخی از کارمندان از افزایش حقوق 70 درصدی نسبت به سال گذشته بهره مند خواهند شد و متوسط افزایش حقوق کارمندان چیزی حدود 50 درصد خواهد بود.
3 نظریه: اثرات اصلی فرونشاندن اعتصاب بایستی هنوز احساس شود. اجابت کامل تقاضاهای اعتصابیون با توجه به رضایت آشکار دولت، باعث تشجیع کارکنان بخشهای اصلی صنعت و تجارت ایران برای اتخاذ شیوه های مشابه خواهد شد تا از طریق اعتصاب و کم کاری خواهان افزایش دستمزد و بهبود شرایط کاری شان شوند. دولت در ازای برقراری آرامش موقت در صنعت تسلیم تقاضاهای کارگران شده است. اما احتمالاً این امر باعث افزایش تورم می شود خصوصاً آنکه این نوع توافقات بیشتر باعث تقاضاهای کارگری در دیگر بخشهای اقتصاد می شود. سولیوان
مشکل خمینی
سند شماره 87
خیلی محرمانه4 اکتبر 1978 12 مهر 1357
از: دفتر حافظ منافع امریکا، بغدادبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری
رونوشت: سفارتخانه های امریکا در تهران، آنکارا، اسلام آباد، کویت، لندن، پاریس، مسکو
موضوع: مشکل خمینی
1 خلاصه: تصمیم دولت عراق در رابطه با حضور خمینی در این کشور با توجه به چند
نکته از جمله تمایل به داشتن روابط حسنه با ایران اتخاذ خواهد شد. بیانیه شدیداللحن ایران مبنی بر تقاضا از عراق جهت نگهداری خمینی در کشور به نظر می رسد تا حد زیادی در این رابطه مؤثر واقع شود. پایان خلاصه.
2 عراق در رابطه با حضور خمینی در این کشور دارای منافعی می باشد زیرا از حضور میهمانان وی به عنوان یک اهرم روانی برای بهبود روابط ایران و عراق در بلندمدت استفاده می کند. خمینی شمشیر غلاف شده ای است که نیاز تداوم روند بهبود بخشیدن به رابطه با بغداد را به تهران گوشزد می کند. ادریس بارزانی هم همین وظیفه را برای طرفهای ایرانی اجرا می کند.
3 با این حال رژیم عراق می خواهد مطمئن باشد که از خمینی در جهت اهداف خود و نه اهداف دیگران استفاده می کند. تمایل عراق برای حفظ آتش بس با همسایه بزرگتر خود انگیزه اصلی اعمال محدودیتهای شدید بر فعالیتهای خمینی می باشد. مقامات بغداد در مقابل این اخبار مطبوعات بین المللی مبنی بر اینکه در ایجاد اغتشاش در ایران از خمینی حمایت کرده اند بیش از حد عکس العمل شدید نشان می دهند.
4 رهبریت عراق شدیداً از وقایع افغانستان تکان خورده است. احتمال بروز بی ثباتی عمده در ایران به هیچ وجه امر خوشایندی نمی باشد. با وجود اینکه عراق نسبت به یک ایران قدرتمند و متحد با غرب احساس عدم اطمینان بسیار دارد ولی در همسایگی خود یک ایران تحت سلطه شوروی با یک قذافی ایرانی را کمتر می پسندد. دلیل دیگری نیز می توان برای تحت کنترل نگهداشتن خمینی ایراد نمود.
5- رهبریت این کشور همچنین بایستی تأثیر حضور خمینی را بر روی 50 درصد ازجمعیت شیعه مذهب خود در نظر داشته باشد. توجه این رژیم به امنیت داخلی اولویت اصلی را دارد. نگهداشتن خمینی در کشور به عنوان یک پناهنده سیاسی قدرتمند که رفتار متعادلی داشته باشد منعکس کننده اعتبار دولت خواهد بود. بیرون راندن وی به منزله نقض ارزشهای سنتی اعراب و همچنین احساسات مذهبی بسیاری از عراقیها خواهد بود. حال با متهم شدن رژیم عراق به زندانی کردن خمینی بر اساس درخواست ایران اوضاع ممکن است فرق داشته باشد.
6 خمینی برای هر دو کشور ایران و عراق مسئله مشکلی به وجود آورده است. خطر وی نسبت به بغداد در مقایسه با تهران ممکن است کمتر باشد ولی در مورد عواملی که بایستی به هنگام تصمیم گیری در مورد محل اقامت بعدی وی در نظر گرفت هیچ اختلافی (بین دو کشور م) وجود ندارد. حضور وی در اینجا یک فرصت بالقوه بلندمدت در اختیار عراق گذاشته است اما بکر و صدام حسین باید از این موضوع واهمه داشته باشند که اگر قرار شود دولت ایران بر اثر روحیه منتشر شده توسط خمینی سقوط کند و یا اگر ایران با استفاده از امکاناتی که دارد علیه عراق اقدامات تلافی جویانه انجام دهد هرگز نخواهند توانست از چنین
امکانات بالقوه ای استفاده نمایند. و اگر با خمینی بدرفتاری کند تأثیرات آن بر جماعت مسلمان شیعه عراق چه خواهد بود؟
7 مواضع محکم و یکپارچه ای که دولت ایران اتخاذ کرده ایجاب می کند که در چنین شرایط بحرانی دقت بیشتری به عمل آید. اگر رژیم عراق احساس کند که خمینی کاسه از آش داغتری خواهد شد ممکن است وی را با یک هواپیما روانه کند تا هر کشوری که می خواهد به وی پناهندگی بدهد.
(به نظر ما در عین حالی که ممکن است یک کشور مسلمان چنین کاری بکند اما این امکان هم وجود دارد که یک کشور غربی که تعداد قابل توجهی از پناهندگان غیرفعال ایرانی را پذیرفته چنین کاری انجام دهد.) با این حال اگر دولت ایران مشخص نماید که حضور مستمر خمینی در نجف برای روابط ایران و عراق به جای مضر بودن نسبتاً مفید خواهد بود حدس می زنیم که رژیم بغداد نیز خطر نگهداری وی در اینجا را بپذیرد و اقدامات لازم برای مراقبت از اعمال وی را اتخاذ نماید. با توجه به اینکه انجام مراقبتهای خوب در زمره امور جاری دستگاه امنیتی عراق نمی باشد ولی ما تصور می کنیم که آنها در مورد حد قابل قبول اعمال کنترل بر مراجعات خمینی و آزادی عمل وی به دیدگاههای ایرانیان توجه خواهند داشت.
پک
گزارش سیاسی امنیتی، 4 و 5 اکتبر
سند شماره 88
خیلی محرمانه5 اکتبر 1978 13 مهر 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 9742به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.
مرجع: (الف) تهران 9584، (ب) تهران 9252، (ج) تهران 9651، (د) تهران 9582، (ه( تهران 9617
موضوع: گزارش سیاسی امنیتی، 4 و 5 اکتبر
خلاصه: خشونت مداوم در کرمانشاه و برخوردهای شدید در سایر شهرها امنیت را مختل نموده است. اعلام تجدیدنظر اساسی در طرح پیش نویس لایحه آزادی عمل مطبوعات به وسیله دولت، اجازه مشارکت به کانون وکلا در بازنگری پرونده های زندانیان سیاسی، زد و بندهای سیاسی در صحنه مجلس و درون حزب سرعت گرفته است. شاه دو یا سه چهره را تشویق به تشکیل حزب نموده است اما زد و بند برای مقام ادامه دارد. مخالفین برای اعتصاب هفتم اکتبر تلاش می کنند و ناآرامیهای کارگری برای دولت دردسرهایی درست نموده است. بدین ترتیب به نظر می رسد که دولت به تمام درخواستهای مالی تن دردهد. صحنه دانشگاه هنوز ناآرام است. پایان خلاصه.
1 مطبوعات پنجم اکتبر حکایت از ادامه خشونت در کرمانشاه در روزهای یکم تا سوم اکتبر می کنند. کشته های این خشونت طبق اعلام مقامات دولتی 12 نفر می باشند. یک رهبر
مذهبی به مطبوعات گفته است که سی هزار نفر در تظاهرات شرکت داشته اند (با توجه به عدم امکان شمارش جمعیت و اینکه این روحانی به نفع خود حرف زده است، به این رقم شک داریم. منابع مربوط به وزارت کشور رقم سه یا چهار هزار نفر را ذکر می کنند. واقعیت ممکن است چیزی بین این دو رقم باشد)
تحصن معلمین مدارس کرمانشاه در اداره آموزش و پرورش بعد از موافقت مقامات با درخواست آنها مبنی براستفاده از یک سالن اجتماعات محلی برای جلسات پایان یافت.
2 مطبوعات چهارم اکتبر رقم زخمی شدگان درگیریهای کاشان را 250 نفر ذکر کرده اند. والدین و معلمین به دخالت پلیس در تظاهرات اعتراض نمودند. در سوم اکتبر پلیس همدان تظاهرات یک گروه صدنفری از دختران را که با حمل پلاکارد و شعار همراه بود با استفاده از ماشین های آب پاش آتش نشانی شهر متفرق نمود. در شاهی شمالی ترین شهر ایران پلیس تظاهراتی را که علیه سیستم آموزشی برپا شده بود بعد از اینکه پسران و دختران بهم پیوستند با گاز اشک آور در هم شکست. معلمین در خرم آباد تا حصول توافق مبنی بر عدم دخالت پلیس در فعالیتهای دانش آموزان در شهر و آزاد نمودن معلمینی که قبلاً بازداشت نموده اند، از رفتن به کلاسها خودداری می نمایند.
گروههایی از مردم در بانه (کردستان) در دوم اکتبر تظاهراتی برپا کردند و خواستهای خود را در 14 بند به فرماندار ارائه دادند، برخی از این خواستها عبارتند از: آزادی زندانیان سیاسی، محاکمه مجدد بعضی از زندانیان، تعویض شهردار، اصلاح و بهبود شرایط تحصیلی، انحلال اطاقهای اصناف، بهبود تسهیلات بهداشتی، آموزشی و کشاورزی، به دنبال ارائه این لیست شهردار و رئیس سازمان شیر و خورشید سرخ (صلیب سرخ) از کار استعفا دادند.
4 در چهارم اکتبر، دولت اعلام نمود که در پیش نویس طرح قانون مطبوعات (مرجع ب 9252) تجدیدنظر نموده و کنترل امتیازات و ارشاد مطبوعات را از یک کمیسیون ویژه دولتی به انجمن روزنامه نگاران انتقال خواهد داد. جزییات هنوز اعلام نشده است. در همین زمان، نخست وزیر با کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران (NIRT) ملاقات کرد و اظهار نمود که رسانه های گروهی باید آزاد باشند و سانسوری وجود نداشته باشد، اگر چنین چیزی روشن شود نظریات مخالفین نیز باید منعکس گردد (نظریه: دولت مقررات محدود کننده ای که قبلاً در لایحه استقلال دانشگاه منظور نموده بود فعلاً مسکوت گذارده و اظهار تمایل دولت نیز نسبت به اجرای آزادی عمل مطبوعات، روزنامه نگاران را امیدوار نموده است که سرانجام نتیجه چیزی خواهد بود که همه رسانه ها می توانند پشتیبانی نمایند.)
5 باهری وزیر دادگستری در ملاقاتی که با هیأت مدیره کانون وکلا در چهارم اکتبر داشت گفت که کمیسیون مخصوصی جهت رسیدگی به پرونده آزادی زندانیان سیاسی تشکیل خواهد شد. باهری خاطرنشان نمود که در نظر دارد نماینده کانون وکلا را نیز در این کمیته شرکت دهد. کانون وکلا به وزیر دادگستری گفته است که وجود حکومت نظامی بی مورد است و