فراوانی به اموال دولتی و خصوصی وارد آمد و عده کشته و مجروح شدگان به صدها نفر می رسید. از 21 فوریه خیابانهای شهر همچنان تحت کنترل ارتش قرار دارد و انتظار می رود که اثرات این آشوبها تا مدت زیادی باقی بماند. پایان خلاصه.
کمی قبل از ساعت 10 صبح روز شنبه 18 فوریه گروههایی از مردم که عمدتاً متشکل از مردان جوان بودند در بازار و منطقه مرکز خرید و فروش شهر گرد آمدند و در پی تلاش پلیس محلی برای متفرق کردن اجتماع کنندگان درگیری با شدت آغاز و با سرعت و شدت به سایر نقاط شهر کشیده شد. با وجود اینکه روز شنبه یک روز اداری رسمی بود، اعلامیه هایی از هفته گذشته به چاپ رسیده و در سطح شهر توزیع شده بود که از مردم می خواست به مناسبت بزرگداشت چهلم کشته شدگان مرکز مذهبی قم، در روز شنبه مغازه های خود را تعطیل کنند و لذا بازار و همچنین اکثریت مغازه های شهر تعطیل بودند. کلیه ادارات و مراکز خرید و فروش دولتی و همچنین بانکها باز بودند، اما با شروع اغتشاش مورد حمله شورشیان قرار گرفتند. در طی روز همچنان که شورش ادامه می یافت روشن و روشن تر می شد که حمله به ساختمانهای مختلف از قبل به خوبی طرح ریزی شده و شورشیان اهداف مشخصی در سر داشتند.
علیرغم گزارشات وسیعی که راجع به بسته بودن مغاز ه ها، به خاطر یادبود کشته شدگان قم، رسیده بود، مقامات پلیس شهر به طرز عجیبی در برخورد با چنین انفجار خشونتی، غیرآماده می نمودند و ظاهراً از پیش هیچ طرحی برای مقابله، تدارک نشده بود و یا اینکه طرح محدودی بوده است.
به دنبال اولین تلاش برای منصرف ساختن جمعیت و تیراندازی هوایی، پلیس محلی به سرعت کنترل اوضاع را از دست داده و عقب نشینی نمود و متعاقب آن افراد بیشتری در قسمت های دیگر شهر بیرون ریختند. نیروی کمکی پیاده تا اوایل بعد از ظهر آن روز نرسید (این سربازان از پایگاههای ارتش واقع در شهرهای مرند به فاصله 45 دقیقه با اتومبیل از تبریز و مراغه که حدود دو ساعت راه تا تبریز است به این شهر اعزام شده بودند). زمانی که این قوای کمکی رسیدند و تیراندازی به سوی جمعیت را به صورت جدی آغاز کردند این شورش در وسعتی به طول 12 کیلومتر از دانشگاه آذرآبادگان در شرق تا ایستگاه راه آهن در غرب، و در عرض 4 کیلومتر از مقر حزب رستاخیز در شمال تا دو خیابان مانده به کنسولگری آمریکا در جنوب گسترش یافته بود. با ورود ارتش و خصوصاً حضور اتفاقی تانکهای چیفتن به صحنه (که استفاده از آنها در کنترل شورش باعث ایجاد نگرانی هایی برای سفارت انگلیس شد) برای گشت زنی در شهر، حملات شورشیان کاهش یافت و اکثر تلفات حاصله به این سربازان پیاده نسبت داده می شود.
در حالیکه برخورد دولت با اغتشاشات، در مدت چندین ساعت، بدون برنامه و بلااثر به نظر می رسید، تاکتیکهایی که شورشیان به کار می بردند نشانگر آمادگی کامل آنان بود. شورشیان اهداف مشخصی در سر داشتند. ظاهر شدن گروههای مختلف در نقاط مختلف شهر، و اینکه
گروهها به خوبی با مواد آتش زا مجهز شده بودند تا نقاط کاملاً مشخصی را به آتش بکشند؛ حکایت از وجود هسته های محرکی دارد که به خوبی از اهداف حملات خود آگاه بودند. به آتش کشیدن چنین ساختمانهایی که تنها چند مایل با یکدیگر فاصله داشتند، آن هم در فاصله زمانی کوتاه، این احتمال را که دستجات مردم بدون برنامه ریزی قبلی گرد آمده باشند، منتفی می سازد. گرچه اسلحه های جمعیت کلاً محدود به سنگ، چوبدستی و چاقو بود (گزارشاتی در مورد شورشیان و تک تیراندازان مسلح به تفنگ واصل شده، ولی در حال حاضر، اینگونه موارد، استثنایی به نظر می رسد)، ولی دست بردن به این سلاح های ابتدایی توسط شورشیان نیز نمی تواند به طور تصادفی و بدون برنامه قبلی بوده باشد. میزان خسارت وارده به ساختمانها، بویژه در مناطق تجاری که بخش اعظم خسارات به آنها وارد آمده، نیز دال بر این است که اقلام فوق از قبل تدارک دیده شده است.
منابع رسمی میزان تلفات روز حادثه را 6 کشته و 125 زخمی، که چندین نفر از مجروحین افراد پلیس و مقامات امنیتی ذکر شده اند، تخمین زده اند. اما سایر منابع ارقام بیشتری ارائه می دهند. طبق گزارش تنها در یک بیمارستان بیش از 150 نفر معالجه شده اند و یک ناظر خارجی که آپارتمان وی مشرف بر منطقه شدیداً آسیب دیده بازار است، مدعی است که هفت کامیون کوچک در روز حادثه اجساد کشته شدگان را بارگیری کرده اند. آمار غیررسمی تعداد کشته شدگان را 200 تن برآورد می کند، ولی به دلیل تمایل دولت به کم جلوه دادن چنین ارقامی و نیز عکس العمل طبیعی مردم یعنی اغراق در این زمینه، آگاهی از تعداد واقعی تلفات، تقریباً غیرممکن می باشد.
چیزی که در وهله بعد جلب نظر می کند خسارات شدید فیزیکی حاصله است، که بیشترین لطمات متوجه ساختمانهای بانکها در سرتاسر شهر، بوده است. شیشه های بیش از 70 شعبه بانک خرد شده و دست کم 10 بانک به طور کلی ویران شده است. رسیدها و پرونده های بانکی در سرتاسر شهر ریخته شده بود و در نتیجه کار تنظیم امور مالی هزاران مشتری بانک وظیفه ای مشکل خواهد بود.
جمعیت با حمله به ساختمان دو شعبه شهرداری، اداره آموزش و پرورش، اداره اوقاف، دادگاه شهر، اداره دارایی، یک ساختمان اداره تلفن و تلگراف، دو شعبه از فروشگاههای تعاون روستایی، چندین کیوسک پلیس، ساختمان بیمه اجتماعی، و مهم تر از همه، مقر حزب رستاخیز که به آتش کشیده شد، خسارات شدیدی به ساختمانهای دولتی وارد آوردند.
مؤسسات فرهنگی نیز مورد حمله واقع شدند، که اهم آنها عبارت بودند از انجمن ایران و آمریکا، که بسیاری از شیشه هایش خرد شد و باشگاه معلمین و مؤسسه دولتی «کاخ جوانان» که بر اثر آتش سوزی خسارات بدی (زیادی م) به آن وارد آمده است.
در بخش خصوصی، چندین مغازه و دست کم یک سینما ویران شد؛ به کارخانه پپسی کولا و نیز یک هتل خسارت سنگینی وارد آمد، و شیشه های چندین هتل دیگر و فی الواقع تمامی
سینماهای شهر و برخی مغازه های شخصی، خرد شده بود.
ساختمان هایی که مورد حمله واقع شده یا به آتش کشیده شدند، به نظر می رسد که به دستجات مشخصی تقسیم می شوند، یا به دولت و یا به بانک تعلق داشته و یا در مورد کارخانه پپسی کولا و برخی مغازه های سوزانده شده، که به جامعه محلی بهاییان متعلق می باشد، عمومی ترین دلیلی که در توجیه حمله به سینماها ارائه می شود این است که در این مکانها زنان بر روی پرده به نمایش گذارده می شوند، و یا در مورد کاخ جوانان، انجمن ایران و آمریکا، و باشگاه معلمین و هتلها، گفته می شود که در این مکانها، زنان و مردان آزادانه با هم اختلاط دارند و این مسئله برخلاف شعائر یک مسلمان خداترس می باشد.
نکته ای که در مورد تخریب ساختمانها توسط جمعیت مشهود بود، این بود که آنها به خوبی می دانستند که چه ساختمان هایی باید مورد حمله واقع شود (به عنوان مثال در مورد انجمن ایران و آمریکا)، و به گونه ای به ساختمان های مزبور حمله می کردند که خانه ها و مغازه های مجاور هیچ گونه آسیبی نبینند. به ساختمانهای معمولی در مدت شورش، خسارت ناچیزی وارد شد و نشانگر این است که سازماندهندگان جمعیت کنترل کاملی بر گروههای خود برای ممانعت از تخریب این گونه ساختمانها داشته اند. خود شورشیان دست به غارت نزدند و یا اگر زدند میزان آن خیلی ناچیز بود، و به نظر می رسد دزدیهای مختصری که در آن روز اتفاق افتاد کار افرادی (منجمله تعدادی زن) بوده که در عقب جمعیت حرکت می کرده اند.
به نظر می رسید که آشوب طلبان عمدتاً از مردان جوان باشند که کم سال ترین آنها نوجوانان بودند. علیرغم اعلامیه های رسمی که جمعیت را «مارکسیستهای اسلامی» معرفی می کرد، در محل، نظرات غیررسمی حاکی از این بود که این اصطلاح هیچگونه معنا و مفهومی در مورد آنچه که در تبریز اتفاق افتاد، ندارد. توافق کلی بر این بود که آشوب طلبان افراد بیکار و یا دارای پایین ترین سطوح شغلی، طبقات ناراضی و سبک مزاج از میان عوام الناس بوده اند که در اثر آشوب چیزی را از دست نمی دادند و به سهولت توسط محرکین آشوبها رهبری می شدند.
هنگامیکه این افراد را می توان مسلمان نامید، استفاده از برچسب «مارکسیست» در مورد آنها، متناقض به نظر می رسد. تبریز مانند سایر شهرهای بزرگ ایران شاهد هجوم شدید روستائیان جوان که به دنبال کار هستند، بوده است، که این موجب افزایش فشار بر پایین ترین طبقات اجتماعی که از قبل در آن سکونت داشته اند، بوده است. تلاش برای زندگی در جامعه بسیار بسته و بسیار محافظه کارانه تبریز، توسط مردانی که اکثراً یا بی سواد و یا کم سوادند، و به سر بردن این مردان جوان غالباً جدا از خانواده هایشان و بنابراین جدا از حمایت خانوادگی که نیاز روحی ایرانیان است، به کار گرفتن آنها در پست ترین کارهای خدماتی البته اگر بتوانند کاری دست و پا کنند و یا نداشتن استطاعت برای انجام هرگونه تفریح عادی که بتواند انرژی آنها را آزاد کند، (فعالیتهای ورزشی و تماشای فیلم مستلزم داشتن پول و اوقات فراغت بوده، و هرگونه تماس با جنس مخالف ممنوع است)؛ همه اینها باعث می شود که در آمدن این
افراد به صورت گروهی با نشاط و سبک مزاج تعجبی را برنیانگیزد.
تعجبی ندارد که چنین گروهی، که تحت نفوذ محیط غم آلوده مذهبی قرار دارند و در این محیط بر نقش محدود زن تأکید می شود و لذات دنیوی از قبیل سینماها و محل هایی که زنان خود را در معرض نمایش مردان قرار می دهند مانند سازمانهایی از قبیل باشگاههای اجتماعی، هتلها، کاخ جوانان و انجمن ایران و آمریکا و تمامی مکانهایی که به خاطر هزینه های زیاد آنها، تنها برای طبقات متوسط و بالا استفاده شوند. مذهب یکی از معدود ثوابتی است که برای این قشر از مردم باقی مانده و برداشت محدودشان از اسلام و وجود مدارج و سلسله مراتب در روحانیت شیعه، در جامعه ای که احساس می کنند این ارزشها منزوی شده و مورد تهدید واقع شده، جزو معدود چیزهایی است که آنها می توانند درصدد حراست از آنها برآیند.
اتخاذ تصمیم توسط رهبران مذهبی مبنی بر بستن بازار و به تعطیل کشاندن شهر، جهت یادبود کشته شدگان قم می تواند به عنوان یک مبارزه مستقیم علیه حاکمیت دولت تلقی شود، ولی از دیدگاهی دیگر، به این مطلب می توان به عنوان ایفای یک وظیفه مذهبی توسط مردمی که عمیقاً مذهبی بوده و معتقدند که کشته شدگان در قم شهید محسوب می شوند، نگریست. قدرت واقعی دولت در بین بخشی از توده مردم به وضوح به نمایش گذاشته شد و فریادهای «مرگ بر شاه» و درخواست بازگشت خمینی (رهبر مذهبی شیعه که هم اکنون در تبعید به سر می برد) به ایران را هم می توان به عنوان وسیله ای برای ابراز نارضایتی سیاسی و هم بیان اعتقاد مذهبی تلقی نمود. اینکه قصد اولیه سازماندهندگان جمعیت صرفاً جنبه سیاسی داشته یا صرفاً از جنبه مذهبی برخوردار بوده، یا ترکیب از هر دو با دخالت سایر محرکه های سیاسی برای گیج کردن رژیم بوده، چیزی است که شاید هرگز به وضوح دانسته نشود. چیزی که روشن است این است که جمعیت (و بدین گونه در ایران) و تمامی اقشار ناراضی مردم که این جمعیت آشوبگر از میان آنها برخاسته اند، بار دیگر به عنوان سلاحی نیرومند بر ضد رژیم به کار گرفته شد. افرادی که شورش را طراحی کردند، خواه روحانیونی باشند که درصدد اثبات نیروی ایمان و اخلاصشان به اسلام که به نظر آنان از جانب دولت مورد تهدید واقع شده و خواه واقعاً «محرکین مارکسیست» باشند، به هر صورت حملات آنها علیه بسیاری از مؤسسات که به منظور مبارزه جدی علیه رژیم انجام شد؛ اثرات بلندمدتی در پی خواهند داشت.
در کوتاه مدت، زندگی اجتماعی و اقتصادی شهر، هنگامی که مؤسسات خسارت دیده بازگشت به فعالیت عادی خود را آغاز کنند، شدیداً تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و احتمالاً به خاطر اینکه در مورد پیش بینی و جلوگیری از شورشها، اقدامی به عمل نیامده بود، تزلزلی جدی در میان سلسله مراتب دولتی پدید خواهد آمد. بدون تردید افرادی با قاطعیت و سخت گیری بیشتر جانشین بسیاری از مقامات شهر و استان خواهند شد و می توان پیش بینی کرد که رژیم به عنوان عکس العمل در قبال این حوادث، پروژه های عمرانی و اجتماعی در سطح منطقه را لغو نماید. در دراز مدت و مهم تر از همه، اغتشاشات تبریز نشان داد که کنترل
واقعی رژیم بر استانها، می تواند از جانب نیروهای مذهبی و اجتماعی مورد تهدید جدی قرار گیرد.
نیروهایی که در تهران نادیده گرفته شده بودند، اکنون قوی تر از آن هستند که به آنها توجه نشود یا به سادگی آرام شوند. مترینکو
شورشهای تبریز: پیامدها
سند شماره 12
خیلی محرمانه23 فوریه 1978 4 اسفند 1356
از: سفارت آمریکا، تهران 01879به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
مرجع: الف 1814، ب تهران 1762، ج تبریز 04 A
موضوع: شورشهای تبریز: پیامدها
خلاصه: دولت ایران اعلام داشته است که در جریان شورش 18 فوریه تبریز حدود 250 نفر به اتهام ایجاد آشوب و اقدام به خرابکاری بازداشت شدند. در حال حاضر قصد بر این است که تمامی این عده را در دادگاههای غیرنظامی محاکمه کنند نه در دادگاههای نظامی. تعداد رسمی کشته شدگان به 9 نفر بالغ شده لیکن گزارشات غیررسمی حاکی از وجود 200 کشته است. وجود دو نسخه از مدارک مربوط به اینگونه رویدادها سختیهای اقتصادی را کاهش خواهد داد.
به نظر کنسولگری تبریز، دولت ایران برای مواجهه با شورش تبریز که قطعاً به خوبی برنامه ریزی و سازماندهی، حتی در زمینه جمع آوری اسلحه بمبهای آتشزا، شده بود، هیچ گونه آمادگی نداشت. جمعیت بیشتر جوانانی بیکار بودند و وجود اینگونه جوانان می تواند در آینده باعث بروز مشکلاتی گردد. آیت الله شریعتمداری خشونت را محکوم نموده ولی از داشتن حق تظاهرات دفاع می کند. اطلاع جدید حاکی از برپایی تظاهرات مسالمت آمیز در تاریخ 18 فوریه در شهرهای اهواز و مشهد، علاوه بر شهرهای دیگری که در تلگرام های مرجع (الف) و (ب) گزارش شده، می باشد.
برخی از دانشگاهها علیرغم فرا رسیدن آغاز ترم جدید همچنان تعطیل هستند و دانشگاه ملی در تهران در تاریخ 21 فوریه شاهد بروز ناآرامیهای مختصری بود. مخالفین در تهران از آشوبهای تبریز متحیر شده اند و از نحوه رویارویی خود با وقایع کنونی مطمئن نیستند. پایان خلاصه.
1 بنابر گزارش مطبوعات 22 فوریه در مورد اوضاع تبریز، منابع وزارت دادگستری در تبریز اعلام کردند که بیش از 250 نفر، که بیشتر آنها «آشوبگران حرفه ای» بوده و در سراسر شهرهای استان تحت تعقیب پلیس قرار داشتند، بازداشت شده اند. در حال حاضر یک گروه از بازپرسان غیرنظامی سرگرم بازجویی از متهمین می باشند. این گروه در جریان بازجویی ها از هرگونه اظهارنظری خودداری می کنند.
2 مطبوعات صبح 22 فوریه، با مرگ سه نفر دیگر جمع کشته شدگان را 9 نفر اعلام کرده اند ولی مترینکو کنسول ما در تبریز می گوید که تقریباً به طور قطع، تعداد کشته شدگان بیش از این است، و گفته می شود 200 نفر حد بالایی است که معمولاً مطرح می شود. یک ناظر خارجی که شاهد ماوقع بوده هفت وانت کوچک را دیده که از جنازه های قربانیان در بازار پر شده بود که به این ترتیب می توان کشته شدگان در آن محل را چیزی حدود 80 تا 100 نفر به حساب آورد، تعداد مجروحین نیز مطمئناً بیش از 125 نفر مورد معالجه قرار گرفتند. شرح کامل وقایع در تلگرام (مرجع ج) در تاریخ 23 فوریه ارسال می شود.
یک تصحیح در مورد توضیحات قبلی که حاوی تلگرام مرجع (ب) می باشد. بایستی به عمل آید:
به جای بعد از ظهر/ نزدیکیهای ظهر 18 فوریه پس از اینکه پلیس محلی کنترل اوضاع را از دست داد ارتش وارد صحنه شد. واحدهای ارتش از مرند (به فاصله 45 دقیقه) و مراغه (به فاصله دو ساعت) به آنجا آمدند.
3 کنسول مترینکو همچنین دریافت که مقامات شهری برای رویارویی با شورش آمادگی نداشتند، تکرار می شود، آمادگی نداشتند، و وی تصور می کند که در آینده سخت گیریهای بیشتری نسبت به ادارات دولتی و اجرای قوانین در این منطقه اعمال شود. پس از مذاکره با ناظران، کنسول بر این عقیده است که قسمت اعظم شورشیان را مردان جوان و اکثراً بیکار تشکیل می داده اند. و همچنین نام «مارکسیست اسلامی» که دولت روی این گروه می گذارد در مورد این رویدادها هیچ مفهوم و مصداقی ندارد. شورشیان از میان افراد پایین ترین طبقات اجتماع که از دیرباز تحت نفوذ محیط محزون مذهبی حاکم بر طبقات پایین اجتماعی قرار داشته، برخاسته اند. اعتقادات مذهبی عمیق بوده (تلگرام مرجع الف) و بسیاری از آنان تصور کردند که با عزاداری برای «شهدای» قم به یک وظیفه مذهبی عمل کرده اند. کنسول نتیجه گیری کرد که حادثه تبریز، دروازه ها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی که به سادگی آرام نخواهد شد، تکرار می شود نخواهد شد، باز کرده است. سفارت معتقد است اوضاع بدین وخامت نیست دولت ایران تا به امروز از استفاده از کلیه کنترل های اجتماعی خودداری نموده است و ناظران در تهران بر این عقیده اند که بیاناتی که تا به امروز در این زمینه ارائه شده هیچ اشاره ای به عدول از موضع اساسی لیبرالتر ندارد. به نظر می رسد که دولت ایران با مسئله تبریز به عنوان یک مورد استثنائی و قابل تفکیک از تظاهرات مسالمت آمیز سایر جاها برخورد می کند (به ذیل مراجعه کنید) و دخالت عناصر خارجی و عدم آمادگی پلیس از عواملی هستند که باید گناه خارج شدن اوضاع از کنترل دولت، به گردن آنان انداخته شود.
بنا به مطالب مندرج در مطبوعات فارسی زبان، کلیه متهمین در دادگاههای غیرنظامی محاکمه خواهند شد.
4 سازماندهی شورشیان عالی بود و این مطلب بدین وسیله ثابت شد که گروه قادر بود
تقسیم شده و به ساختمانهای مشخص، از جمله ادارات دولتی، بانکها و سینماها، کلوپهای اجتماعی، که تجلی وجود یک جامعه غیرمذهبی بود و همچنین به مکانهایی که زنان خود را در آنجا به «نمایش» می گذارند (که از نظر مسلمانان بنیادگرا کاملاً ممنوع است) حمله ور شوند. این واقعیت که این گروه اسلحه داشته و بمبهایی تهیه کرده بودند نشانگر این مطلب است که برنامه اینها بالاتر و فراتر از وقایع 4 ماهه گذشته بوده است. چنین سازماندهی، احتمالاً دلیل اساسی این تفکر همگانی است که شورشیان یک نوع رهبری داشته و حتی شاید از کمک خارجی برخوردار بوده اند.
5 سایر منابع به ما اطمینان می دهند که تظاهرات 18 فوریه قم و اهواز و مشهد مسالمت آمیز بوده، گرچه پلیس از طریق هوا و به وسیله هلیکوپتر بر تظاهرات قم نظارت داشته است. مطبوعات 22 فوریه گزارش دادند که در تاریخ 21 فوریه درگیری مختصری در دانشگاه ملی تهران رخ داده که طی آن گروهی از آشوب گران دو گارد محوطه دانشگاه را مجروح نموده و یک کیوسک اطلاعات را خراب کرده و قبل از اینکه توسط پلیس متفرق شوند، شیشه ها را شکستند.
6 به نوشته مطبوعات سایر دانشگاههای کشور هنوز آغاز به کار نکرده اند. ولی به نظر ما این امر تنها مربوط به پایان دوران معمول امتحانات است. به هر حال ترم دوم دانشگاه آذرآبادگان در تبریز تا تاریخ 26 فوریه یعنی یک هفته بعد از تاریخ معمول آغاز نخواهد شد.
7 روزنامه نگار غربی که با نمایندگان اتحادیه نیروهای جبهه ملی به گفتگو نشسته بود، دریافته است که این مخالفین به اندازه هر فرد دیگر از وقایع خشونت بار تبریز شگفت زده شده اند و در این زمینه هیچ توضیحی نداشتند غیر از اینکه اینها افرادی محروم و ستمدیده می باشند که به دفاع از آزادی و مسایلی نظیر این مبارزه را آغاز کرده اند.
منبع گفت که گروه قصد صدور بیانیه ای را دارد، ولی در مورد مفاد آن بی خبر است و ترجیح می دهد تا کسب اطلاعات بیشتر محتاطانه عمل کند. این گروه از درخواست قبل از 18 فوریه آیت الله ها مبنی بر برپایی تظاهرات مسالمت آمیز برای عزاداری «شهدای» قم پشتیبانی نموده و مطالب مربوط به «دخالت خارجی ها» را در این زمینه باور ندارند.
8 نظریه سفارت: تحقیق در مورد این رویداد هنوز به پایان نرسیده ولی تفسیر و برداشت اولیه ما از اقدامات دولت ایران شگفت انگیز و تا حدی خوشحال کننده است. دولت ایران تاکنون دست به روش سرکوب و اقدامات شدید و سریع امنیتی که بسیاری از آن بیم دارند، نزده است.
به نظر می رسد که مقامات دولت ایران واقعاً سرگرم ارزیابی نحوه تأثیر وقایع تبریز بر روی سیاست اعطای آزادیها می باشند. این حقیقت که شورشیان توسط بازپرسان غیرنظامی بازجویی شده و قرار است در دادگاههای غیرنظامی محاکمه شوند نشانه مثبتی است اما ممکن است این رویه دولت، نشانگر این باشد که (دولت) برای اعمال عکس العمل خشن، دیگر از قدرت کافی
برخوردار نیست.
شاه در قبال این وقایع سکوت قابل توجهی اختیار کرده و ترجیح می دهد اجازه دهد تا قبلاً دیگران (کابینه و سناتورها) در این زمینه صحبت کنند. میکلوس
شورشهای تبریز: رویدادهای کنونی و برخی ایده های مختلف
سند شماره 13
خیلی محرمانه23 فوریه 1978 4 اسفند 1356
از: سفارت آمریکا، تهران 01932به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
مرجع: الف تهران 1879، ب تهران 1762، ج تبریز الف 04
موضوع: شورشهای تبریز: رویدادهای کنونی و برخی ایده های مختلف
خلاصه: دولت ایران بر عدد کشته شدگان شورشها که 9 نفر اعلام شده تأکید دارد، لیکن اکثر منابع آگاهتر تعداد کشته شدگان را چیزی در حدود 100 تا 300 نفر می دانند. مطبوعات محلی تعداد دستگیرشدگان را بین 260 تا 450 نفر اعلام می دارند و خاطرنشان می سازند که بیشتر این افراد مردانی هستند که بین 15 تا 30 سال سن دارند. بنا به گفته یک منبع بسیار محرمانه پارلمانی دولت ایران معتقد است که بیش از 60000 نفر در تظاهرات شرکت داشتند و جمعیت در 4 تا 6 نقطه به طور جداگانه سازماندهی شده بودند. یک کمیته نظامی تام الاختیار همچنین هیأت بازرسی سلطنتی که دربرگیرنده نمایندگان پارلمانی است برای انجام تحقیقات به تبریز فرستاده شده است، لیکن اسامی این افراد اعلام نمی شود. ارتش همچنان کنترل تبریز را در دست دارد لیکن نیروهای پلیس مجدداً در حال از سر گرفتن وظایف خود می باشند. جستجوی خانه به خانه جهت یافتن شورشیان شناسایی شده ادامه دارد. یک پلیس به جرم دزدی از مقر حزب رستاخیز دستگیر شده است. نهایتاً شایعاتی مبنی بر تحریک پلیس در حال پخش شدن می باشد ولی بعید به نظر می رسد. برخی از روزنامه نگاران محلی چیزی را که به نظر آنان تجدید حیات توجه به مذهب در شوروی در 6 ماهه اخیر می باشد، با نقش احتمالی و مخفی آنها در مسئله تبریز مرتبط می دانند. ولی اگرچه شوروی ها در چند ماهه اخیر توجه بیشتری به امور مذهبی نشان داده اند لیکن هیچ دلیلی (تکرار می شود) هیچ دلیلی دال بر وجود چنین رابطه ای در دست نیست. نظر غالب ناظران بی طرف بر این است که بنیادگرایی مذهبی با چاشنی مخالفت و نارضایتی از مشی مدرنیزه شدن زندگی، برای ایجاد این مسایل کفایت می کرد. پایان خلاصه.
1 همایون، وزیر اطلاعات در تاریخ 23 فوریه، مجدداً آمار دولت ایران را مبنی بر وجود 9 کشته در تبریز، برای مطبوعات مورد تأکید قرار داد ولی دیگران حقیقتاً این را جدی نمی گیرند. آمار کنسولگری تبریز که در تلگرام مرجع الف ذکر شده و یک روزنامه نگار محلی که رابطهای بسیار عالی دارد حداقل کشته شدگان را 180 نفر تخمین می زند. اگرچه سایرین (مخالفان مربوط به جبهه ملی) این تعداد را تا 300 نفر برآورد کرده اند. تعداد مجروحین به طور وضوح