2 مطبوعات صبح 22 فوریه، با مرگ سه نفر دیگر جمع کشته شدگان را 9 نفر اعلام کرده اند ولی مترینکو کنسول ما در تبریز می گوید که تقریباً به طور قطع، تعداد کشته شدگان بیش از این است، و گفته می شود 200 نفر حد بالایی است که معمولاً مطرح می شود. یک ناظر خارجی که شاهد ماوقع بوده هفت وانت کوچک را دیده که از جنازه های قربانیان در بازار پر شده بود که به این ترتیب می توان کشته شدگان در آن محل را چیزی حدود 80 تا 100 نفر به حساب آورد، تعداد مجروحین نیز مطمئناً بیش از 125 نفر مورد معالجه قرار گرفتند. شرح کامل وقایع در تلگرام (مرجع ج) در تاریخ 23 فوریه ارسال می شود.
یک تصحیح در مورد توضیحات قبلی که حاوی تلگرام مرجع (ب) می باشد. بایستی به عمل آید:
به جای بعد از ظهر/ نزدیکیهای ظهر 18 فوریه پس از اینکه پلیس محلی کنترل اوضاع را از دست داد ارتش وارد صحنه شد. واحدهای ارتش از مرند (به فاصله 45 دقیقه) و مراغه (به فاصله دو ساعت) به آنجا آمدند.
3 کنسول مترینکو همچنین دریافت که مقامات شهری برای رویارویی با شورش آمادگی نداشتند، تکرار می شود، آمادگی نداشتند، و وی تصور می کند که در آینده سخت گیریهای بیشتری نسبت به ادارات دولتی و اجرای قوانین در این منطقه اعمال شود. پس از مذاکره با ناظران، کنسول بر این عقیده است که قسمت اعظم شورشیان را مردان جوان و اکثراً بیکار تشکیل می داده اند. و همچنین نام «مارکسیست اسلامی» که دولت روی این گروه می گذارد در مورد این رویدادها هیچ مفهوم و مصداقی ندارد. شورشیان از میان افراد پایین ترین طبقات اجتماع که از دیرباز تحت نفوذ محیط محزون مذهبی حاکم بر طبقات پایین اجتماعی قرار داشته، برخاسته اند. اعتقادات مذهبی عمیق بوده (تلگرام مرجع الف) و بسیاری از آنان تصور کردند که با عزاداری برای «شهدای» قم به یک وظیفه مذهبی عمل کرده اند. کنسول نتیجه گیری کرد که حادثه تبریز، دروازه ها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی که به سادگی آرام نخواهد شد، تکرار می شود نخواهد شد، باز کرده است. سفارت معتقد است اوضاع بدین وخامت نیست دولت ایران تا به امروز از استفاده از کلیه کنترل های اجتماعی خودداری نموده است و ناظران در تهران بر این عقیده اند که بیاناتی که تا به امروز در این زمینه ارائه شده هیچ اشاره ای به عدول از موضع اساسی لیبرالتر ندارد. به نظر می رسد که دولت ایران با مسئله تبریز به عنوان یک مورد استثنائی و قابل تفکیک از تظاهرات مسالمت آمیز سایر جاها برخورد می کند (به ذیل مراجعه کنید) و دخالت عناصر خارجی و عدم آمادگی پلیس از عواملی هستند که باید گناه خارج شدن اوضاع از کنترل دولت، به گردن آنان انداخته شود.
بنا به مطالب مندرج در مطبوعات فارسی زبان، کلیه متهمین در دادگاههای غیرنظامی محاکمه خواهند شد.
4 سازماندهی شورشیان عالی بود و این مطلب بدین وسیله ثابت شد که گروه قادر بود
تقسیم شده و به ساختمانهای مشخص، از جمله ادارات دولتی، بانکها و سینماها، کلوپهای اجتماعی، که تجلی وجود یک جامعه غیرمذهبی بود و همچنین به مکانهایی که زنان خود را در آنجا به «نمایش» می گذارند (که از نظر مسلمانان بنیادگرا کاملاً ممنوع است) حمله ور شوند. این واقعیت که این گروه اسلحه داشته و بمبهایی تهیه کرده بودند نشانگر این مطلب است که برنامه اینها بالاتر و فراتر از وقایع 4 ماهه گذشته بوده است. چنین سازماندهی، احتمالاً دلیل اساسی این تفکر همگانی است که شورشیان یک نوع رهبری داشته و حتی شاید از کمک خارجی برخوردار بوده اند.
5 سایر منابع به ما اطمینان می دهند که تظاهرات 18 فوریه قم و اهواز و مشهد مسالمت آمیز بوده، گرچه پلیس از طریق هوا و به وسیله هلیکوپتر بر تظاهرات قم نظارت داشته است. مطبوعات 22 فوریه گزارش دادند که در تاریخ 21 فوریه درگیری مختصری در دانشگاه ملی تهران رخ داده که طی آن گروهی از آشوب گران دو گارد محوطه دانشگاه را مجروح نموده و یک کیوسک اطلاعات را خراب کرده و قبل از اینکه توسط پلیس متفرق شوند، شیشه ها را شکستند.
6 به نوشته مطبوعات سایر دانشگاههای کشور هنوز آغاز به کار نکرده اند. ولی به نظر ما این امر تنها مربوط به پایان دوران معمول امتحانات است. به هر حال ترم دوم دانشگاه آذرآبادگان در تبریز تا تاریخ 26 فوریه یعنی یک هفته بعد از تاریخ معمول آغاز نخواهد شد.
7 روزنامه نگار غربی که با نمایندگان اتحادیه نیروهای جبهه ملی به گفتگو نشسته بود، دریافته است که این مخالفین به اندازه هر فرد دیگر از وقایع خشونت بار تبریز شگفت زده شده اند و در این زمینه هیچ توضیحی نداشتند غیر از اینکه اینها افرادی محروم و ستمدیده می باشند که به دفاع از آزادی و مسایلی نظیر این مبارزه را آغاز کرده اند.
منبع گفت که گروه قصد صدور بیانیه ای را دارد، ولی در مورد مفاد آن بی خبر است و ترجیح می دهد تا کسب اطلاعات بیشتر محتاطانه عمل کند. این گروه از درخواست قبل از 18 فوریه آیت الله ها مبنی بر برپایی تظاهرات مسالمت آمیز برای عزاداری «شهدای» قم پشتیبانی نموده و مطالب مربوط به «دخالت خارجی ها» را در این زمینه باور ندارند.
8 نظریه سفارت: تحقیق در مورد این رویداد هنوز به پایان نرسیده ولی تفسیر و برداشت اولیه ما از اقدامات دولت ایران شگفت انگیز و تا حدی خوشحال کننده است. دولت ایران تاکنون دست به روش سرکوب و اقدامات شدید و سریع امنیتی که بسیاری از آن بیم دارند، نزده است.
به نظر می رسد که مقامات دولت ایران واقعاً سرگرم ارزیابی نحوه تأثیر وقایع تبریز بر روی سیاست اعطای آزادیها می باشند. این حقیقت که شورشیان توسط بازپرسان غیرنظامی بازجویی شده و قرار است در دادگاههای غیرنظامی محاکمه شوند نشانه مثبتی است اما ممکن است این رویه دولت، نشانگر این باشد که (دولت) برای اعمال عکس العمل خشن، دیگر از قدرت کافی
برخوردار نیست.
شاه در قبال این وقایع سکوت قابل توجهی اختیار کرده و ترجیح می دهد اجازه دهد تا قبلاً دیگران (کابینه و سناتورها) در این زمینه صحبت کنند. میکلوس
شورشهای تبریز: رویدادهای کنونی و برخی ایده های مختلف
سند شماره 13
خیلی محرمانه23 فوریه 1978 4 اسفند 1356
از: سفارت آمریکا، تهران 01932به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
مرجع: الف تهران 1879، ب تهران 1762، ج تبریز الف 04
موضوع: شورشهای تبریز: رویدادهای کنونی و برخی ایده های مختلف
خلاصه: دولت ایران بر عدد کشته شدگان شورشها که 9 نفر اعلام شده تأکید دارد، لیکن اکثر منابع آگاهتر تعداد کشته شدگان را چیزی در حدود 100 تا 300 نفر می دانند. مطبوعات محلی تعداد دستگیرشدگان را بین 260 تا 450 نفر اعلام می دارند و خاطرنشان می سازند که بیشتر این افراد مردانی هستند که بین 15 تا 30 سال سن دارند. بنا به گفته یک منبع بسیار محرمانه پارلمانی دولت ایران معتقد است که بیش از 60000 نفر در تظاهرات شرکت داشتند و جمعیت در 4 تا 6 نقطه به طور جداگانه سازماندهی شده بودند. یک کمیته نظامی تام الاختیار همچنین هیأت بازرسی سلطنتی که دربرگیرنده نمایندگان پارلمانی است برای انجام تحقیقات به تبریز فرستاده شده است، لیکن اسامی این افراد اعلام نمی شود. ارتش همچنان کنترل تبریز را در دست دارد لیکن نیروهای پلیس مجدداً در حال از سر گرفتن وظایف خود می باشند. جستجوی خانه به خانه جهت یافتن شورشیان شناسایی شده ادامه دارد. یک پلیس به جرم دزدی از مقر حزب رستاخیز دستگیر شده است. نهایتاً شایعاتی مبنی بر تحریک پلیس در حال پخش شدن می باشد ولی بعید به نظر می رسد. برخی از روزنامه نگاران محلی چیزی را که به نظر آنان تجدید حیات توجه به مذهب در شوروی در 6 ماهه اخیر می باشد، با نقش احتمالی و مخفی آنها در مسئله تبریز مرتبط می دانند. ولی اگرچه شوروی ها در چند ماهه اخیر توجه بیشتری به امور مذهبی نشان داده اند لیکن هیچ دلیلی (تکرار می شود) هیچ دلیلی دال بر وجود چنین رابطه ای در دست نیست. نظر غالب ناظران بی طرف بر این است که بنیادگرایی مذهبی با چاشنی مخالفت و نارضایتی از مشی مدرنیزه شدن زندگی، برای ایجاد این مسایل کفایت می کرد. پایان خلاصه.
1 همایون، وزیر اطلاعات در تاریخ 23 فوریه، مجدداً آمار دولت ایران را مبنی بر وجود 9 کشته در تبریز، برای مطبوعات مورد تأکید قرار داد ولی دیگران حقیقتاً این را جدی نمی گیرند. آمار کنسولگری تبریز که در تلگرام مرجع الف ذکر شده و یک روزنامه نگار محلی که رابطهای بسیار عالی دارد حداقل کشته شدگان را 180 نفر تخمین می زند. اگرچه سایرین (مخالفان مربوط به جبهه ملی) این تعداد را تا 300 نفر برآورد کرده اند. تعداد مجروحین به طور وضوح
بیشتر از 125 نفری است که رسماً اعلام شده لیکن بسیاری از آنها تنها جراحتهای مختصری برداشته اند.
2- تعداد دستگیرشدگان از 262 نفری که در کیهان اعلام شده تا 450 نفر مندرج در اطلاعات متغیر است. منبع پارلمانی بعد از ظهر روز 23 فوریه به مقام سیاسی سفارت گفت که گزارش خصوصی دولت ایران به نمایندگان منتخب مجلس حاکی از آن است که بیش از 6000 نفر به طور فعال در شورش شرکت داشته اند. همچنین بنابراین گزارش، شورشیان در 4 تا 6 نقطه سازماندهی شده و برخی از این گروهها نیز بعداً در آنجا ظاهر شده اند. شایعاتی مبنی بر اینکه مساجد تبریز قبل از آشوبها، توسط دولت ایران بسته شده بوده، هم اکنون در تهران بر سر زبانهاست ولی این شایعات بی اساس است. ممکن است در مراحل بعدی از ورود به مسجد اصلی جلوگیری شده باشد، لیکن شاهدان عینی شورشیان را به هنگام خروج از کلیه مساجد بزرگ برای شرکت در درگیری مشاهده کرده بودند.
3 مطبوعات 23 فوریه اعلام کردند که یک کمیته نظامی تام الاختیار مرکب از 15 نفر و به ریاست ژنرالهای مهم زیر وارد تبریز شده اند: ارتشبد جعفر شفقت، معاون رئیس ستاد مشترک (طبق گزارش، برای اطمینان شاه از اینکه به حقایق امور آگاهی یابد، یک آذربایجانی به ریاست این گروه برگزیده شد) سپهبد ناصر فیروزمند، رئیس بازرسی ویژه نظامی در ستاد مشترک، سرلشکر محمد رحیمی، قائم مقام فرمانده اطلاعات و عملیات نیروی زمینی ارتش ایران و سرلشکر بازنشسته حبیب بیت اللهی که سابقاً در رکن دوم اطلاعات و عملیات ستاد مشترک فعالیت داشته است.
سایر تیمهایی که در این زمینه مشغول فعالیت می باشند عبارتند از بازپرسهایی که در تلگرام مرجع الف گفته شده و تیم غیرنظامی بازرسی شاهنشاهی، شامل برخی از نمایندگان مجلس که نامشان فاش نشده است، می باشند.
4 به گزارش کنسولگری تبریز ارتش همچنان مسئولیت کنترل شهر را به عهده دارد، ولی پلیس مشغول از سرگیری انجام وظایف خود می باشد. جستجوی خانه به خانه برای یافتن افراد شناخته شده و مظنون به شرکت در آشوب در جریان است. به گزارش کنسول یکی از اسکورتهای امنیتی وی که اموال مسروقه از مقر حزب رستاخیز در خانه اش کشف شده به جرم سرقت بازداشت شده است. نیروهای ارتشی که در حال حاضر در تبریز استقرار یافته اند عمدتاً متشکل از سربازان کرد کرمانشاهی بوده که به زبان ترکی تکلم نمی کنند و بنا به گفته کنسول مترینکو، معتقدند که در حال دفاع از تبریز، در مقابل کمونیستها می باشند.
5 در تهران، شایعات پراکنده ای راجع به تحریک پلیس در تبریز درحال مطرح شدن می باشد لیکن تا آنجا که ما می توانیم بگوییم، این مطالب هیچ گونه پایه و اساسی ندارند. کنسولگری تبریز خاطرنشان می سازد که کلیه نیروهای پلیس تبریز از ساکنین محلی بوده و نمی خواهند به خصوص علیه بومیان ترک زبان دست به خشونت بزنند. غیبت استاندار آزموده
که در آن زمان و تا قبل از 18 فوریه در یک مسافرت چهار روزه در شهرهای استان به سر می برد، یکی از دلایل عدم آمادگی دولت ایران برای مواجهه با وقایع بود. یک روزنامه نگار محلی و یک روزنامه نگار خارجی دیگر در اینجا توجه روزافزون پرسنل دیپلماتیک شوروی را نسبت به مسایل مذهبی خاطرنشان ساخته اند. (نظریه سفارت: این مسئله برای یک ناظر هوشیار چندان تعجب آور نیست) و آن را با دخالت احتمالی روسها در ماجرای تبریز به طور مخفیانه و یا از طریق عمال نفوذی لیبی مرتبط دانسته اند. سفارت هیچ نشانی، تکرار می کنم هیچ نشانی برای تأیید این نظریه در دست ندارد و تنها چیزی که در مورد حادثه تبریز می توانیم بگوییم این است که این واقعه تجلی احساسات مذهبی بوده است.
ما این احتمال را که شورشیان توسط افراد معدودی که در خارج تعلیم دیده اند رهبری شده اند رد نمی کنیم، ولی تا زمانی که شواهد مستدل تری در مقایسه با آنچه که تاکنون دریافت شده (اکثر بیانیه های دولت ایران غیرمستند بوده است) مشاهده نکرده ایم، ما نیز با نظر اکثر ناظران بی طرف که معتقدند آشوبها عمدتاً نتیجه فعالیت روستائیان ترک و خشنی است که در زمینه های مذهبی کار کرده و مخالف با روند تغییرات مدرنیزه شدن و سمبلهای این نوع زندگی در تبریز می باشند، موافقیم. در همین حال، شواهد موجود در رابطه با اینکه چه افرادی برانگیزاننده و هماهنگ کننده پشت پرده این خشم مذهبی روستائیان بوده اند، کافی و مستدل نیست.
6 تهدید به انفجار بمب در کنسولگری شیراز در تلگرام جداگانه ای گزارش می شود.
میکلوس
ساواک و اغتشاشات تبریز
سند شماره 14
خیلی محرمانه23 فوریه 1978 4 اسفند 1356
از: کلاید. د. تایلوربرای: بایگانی
موضوع: ساواک و اغتشاشات تبریز
هنگام صرف ناهار در روز 22 فوریه با دکتر کریم پاکروان، یک دکترای ریاضی و اقتصاد از دانشگاه شیکاگو و سایر دانشگاهها که در حال حاضر استاد دانشگاه آزاد و مأمور تحقیق در سازمان برنامه و بودجه است، من پرسیدم، که عکس العمل وی در رابطه با اغتشاشات تبریز چه بود؟
دکتر پاکروان پاسخ خود را با یک پرسش معنی داری شروع کرد که، آیا من مطلع بودم که پدرش معاون رئیس ساواک در سالهای آخر (ریاست م) بختیار و سپس رئیس ساواک در 3 یا 4 سال اوائل دهه «60» بوده است. او این مطلب را در خلال ابراز انتقاد از تواناییهای ساواک در جمع آوری اطلاعات، بیان داشت. او گفت پدرش اولین وظیفه ساواک را جمع آوری اطلاعات می دید. لیکن او در گزارشات خود به شاه، همیشه توصیه مواردی را می کرد که به
تشخیص وی، موجب نارضایتی بودند، که عبارت بودند از نیازهای اقتصادی مثل یک چاه، یک مدرسه، یک بیمارستان و یا جاده، و او کراراً و به طور کامل در برآورده ساختن این نیازها موفق بود. به عنوان مثال او اشاره کرد که وقتی ساواک شورشهای طایفه ای در جنوب شیراز را در اوایل دهه 1960 سرکوب کرد او (پاکروان رئیس ساواک مترجم) به شاه پیغام داد، تا زمانی که امکانات مالی و تجهیزات جهت برآورده کردن احتیاجات طوایف برای بیمارستانها و غیره در اختیار او گذاشته نشود، او باز نخواهد گشت. این نتیجه داد و او بازگشت. در مورد تبریز وی گفت که به نظر او اغتشاشات تبریز توسط شوروی سازمان داده شده است. و اگر چنین باشد عده ای از سران ساواک نیز در این کار دست داشته اند زیرا آنها می بایست آگاه و آماده می بودند تا جلوی اغتشاشات را بگیرند، چون از مدتها قبل بروز این اغتشاشات را حدس می زدند. او گفت به عنوان مثال ارتش می بایست مساجد و سایر مکانهایی را که اغتشاش کنندگان فعالیت خود را از آنجا آغاز می کنند، محاصره می کرد و کاملاً از توانایی اغتشاش کنندگان و نحوه دست یابی به اسلحه توسط آنها نیز خبر می داد. در بحث ما که ریچارد باش هم در آن شرکت داشت، در مورد گزارشات مطبوعات مبنی بر اینکه اغتشاش کنندگان تأسیسات خارجی را مورد حمله قرار داده اند، اختلاف نظراتی وجود داشت لیکن همه قبول داشتیم که آشوبگران به اماکنی از قبیل بانکها، هتل ها، سینماها و امثالهم حمله می کرده اند.
در رابطه با ساواک، دکتر پاکروان رهبریت فعلی ساواک را احمقانه، مزخرف و خائن نسبت به شاه خواند. با پذیرفتن امکان تعصب شخصی، او گفت وقتی که پدرش ریاست ساواک را رها کرد تصوری که در زمان بختیار از ساواک در اذهان بود از بین رفته بود و ساواک دیگر یک نهاد ترسناک نبود. آن موقع از کوبیدن درب خانه ها، شبانه و بدون اطلاع قبلی اثری نبود و یک فرد برای مدت مدیدی جهت انجام بازجویی ناپدید نمی شد، آنگونه ای که این روزها اتفاق می افتد. او گفت در میان محافل دانشگاهی اینجا آشنایانی دارد که برای مسافرت با هواپیما به فرودگاه رفته اند ولی در آنجا از پاسپورت آنها خبری نبوده است. او با مواردی زیاد از این قبیل برخورد داشته، که در آن از مردم خواسته می شود تا برای دادن پاسخ به (آدرسها را او نام می برد) مراجعه نمایند، و در آنجا آنها به مدت یک یا دو روز نگهداشته می شوند. سپس او مثال مشخص تری را عنوان نمود. زنی از آشنایان او اتومبیلش سرقت می شود وقتی اتومبیل وی چند روز بعد توسط پلیس پیدا می شود این زن بازداشت می شود زیرا اتومبیل وی توسط گروههای مخالف دولت مورد استفاده قرار گرفته شده بود. مدتها گذشته است ولی او هنوز در زندان است.
همان روز من با یکی از دوستانم پرویز عقیلی معاون مدیر اجرایی در مورد دوست جدیدم پاکروان که با او ناهار خورده بودم صحبت کردم. او گفت بله او را به واسطه پدرش می شناسد چون پدر خودش که یک مقام بلندپایه بانک مرکزی بود با پدر پاکروان دوست صمیمی بود. او گفت به یاد می آورد که پدرش از دوران خوبی که ساواک در زمان پدر پاکروان
داشت صحبت می کرد و در آن زمان ساواک به عنوان یک نهاد احترام همه را جلب کرده بود. او گفت پاکروان پیر در فرانسه مدرسه رفته و آکادمی نظامی فرانسه را طی کرده و وقتی به تهران بازگشت فارسی اش به قدری بد بود که پدرم، عقیلی، سالها به عنوان مترجم به او کمک می کرد.
شورشهای تبریز در 18 مارس 1978
سند شماره 15(1)
خیلی محرمانهصورت مذاکره
شرکت کنندگان: ام. هنری مارشال، مدیر مرکز فرهنگی فرانسه در تبریز دیوید سی. مک گافی، کنسول امریکا در اصفهان.
زمان و مکان: 23 فوریه 1978 4/12/56، اقامتگاه کنسول
موضوع: شورشهای تبریز در 18 مارس 1978٭٭(2)
مقدمه: ام. مارشال دوستی از روزهای کار در تبریز، در حالی که برای شرکت در کنفرانس مدیران مرکز فرهنگی فرانسه در اصفهان به سر می برد به ملاقات من آمد. هنگام صرف ناهار، وی به صحبت در مورد شورشهای تبریز پرداخت. مارشال گفت که مقامات برای جلوگیری از اغتشاش اقدامات احتیاط آمیز را رعایت کرده بودند، ولی آماده مقابله با اقدامات خشونت آمیز نیز بودند. در اطراف دانشگاه و کلانتریها نیروی پلیس را مستقر ساخته و پلیس های بی سیم به دست در هر چهارراهی دیده می شدند. کنترل آنها بر دانشگاه آنچنان شدید بود که آنجا در تمام طول روز آرام بود. با این حال به محض آغاز ناآرامیها هرج و مرج بر همه جا حاکم گردید.
نقطه آغاز مسایل، تظاهرات عظیمی بود که در برابر هتل آریا در مرکز شهر برگزار شده بود. در ابتدا گروهی از مردم به آرامی گرد آمده و به طرف «کاخ جوانان» دولتی در آن نزدیکی سنگ پرتاب کردند.
شایع شده است که یک زن بدون چادر را از درون اتومبیل خود بیرون کشیده و ناپدید گشته و می گویند که سوزانده شده است. گروههای کوچک موردنظر وی بسیار سازمان داده شده و در تمام شهر ناگهان ظاهر گردیده بودند.
شعبات بانک صادرات هدف اصلی آنها بود. شورشیان وارد بانکها شده و به نابود کردن لوازم و مدارک پرداخته و آشغالها را آتش می زدند. ولی در مورد سرقت پول بنا به گفته وی گزارشاتی نرسیده است. در تبریز می گویند که این بانک از این جهت مورد حمله واقع شده که رابطه نزدیکی با خاندان سلطنتی دارد.
1- . کتاب ششم، ص 784 2- اشتباه تاریخ مربوط به اصل سند است.
آقای مارشال گفت تخریب بانکها، کاخ جوانان، دفاتر حزب رستاخیز و پلاکارتهای مربوط به تجلیل از انقلاب شاه و مردم در برابر اداره اصلی پست در مدت دو ساعت به پایان رسید و تظاهرات بعدی چندان سازمان داده نشده بود، ولی مردم بسیاری را دربر می گرفت. بنا به گفته او، پلیس از سلاحهای خودکار علیه اجتماعات بزرگ استفاده می کرد و دوستان پزشک موجود در ساعت 13 اطلاع دادند که بیمارستانها مملو از حدود بیش از 500 نفر زخمی یا در حال مرگ است و تانکهای چیفتن در چهارراههای اصلی مستقر شده اند و در نتیجه تیراندازیهای آنان نیز، عده ای دیگر کشته یا زخمی شده اند. طبق اطلاعاتی که وی از پزشکان تبریز دریافت داشته است تعداد کشته شدگان 100 90 نفر و تعداد زخمی شدگان حدود 700 نفر بوده اند و بسیاری نیز به طور سرپایی مداوا شده اند.
بنا به گفته او حدود بیست دختر در مدرسه پروین که یک مدرسه دختران تیزهوش است، مورد ضرب و شتم واقع شده اند چون می خواستند از مدرسه خارج شوند و مقامات از والدین آنها خواسته بودند که با اتومبیل به مدرسه آمده و با چادر دختران خود را از آنجا ببرند.
وی گفت شنیده است که شعارهای تظاهرکنندگان ضد شاه و به طرفداری از اسلام بوده و حداقل یکی از گروهها شعارهایی به طرفداری از ترکها می داده است (ولی معلوم نیست که منظور ترکیه بود یا هدف از این شعار زبان و فرهنگ محلی آذربایجان بوده است). بنا به گفته وی هیچ گونه فعالیت ضدآمریکایی و ضدخارجی مشاهده نشده، لیکن سعی داشتند به اقامتگاه کارگران خارجی پروژه IDRO حمله کنند و به انجمن ایران و امریکا خساراتی برسانند. گفته می شود که قرار است پایگاه استاندار و رئیس پلیس، ساواک و ارتش مورد تهاجم قرار گیرد و «تجربه» انتصاب مقامات ارشد دارای تماس نزدیک با آذربایجان در تبریز به پایان خط رسیده است.
وی فکر می کرد که سازمان دهندگان از داوطلبان مشتاقی استفاده می کردند که انگیزه آنها نیز نارضایتی عمیق و گسترده جمعیت کشاورز از سیاستهای دولت در قبال قیمت محصولات کشاورزی می باشد.
با این حال، وی می گوید که همه رابطهای وی در تبریز معتقدند که تظاهرکنندگان تحت کنترل «عناصر بیگانه» نبوده اند، زیرا در عین سازمان داشتن، اهداف مورد تهاجم نشانگر نارضایتیهای آذربایجانیها بوده است.
آنها معتقدند که محرک اصلی این تظاهرات افراد محلی (و یا غیر آذربایجانی ایرانی) بوده که عملیات خرابکاری آنان را مؤثرتر ساخته اند.
نظریه سفارت امریکا در تهران: در عین حال که آمار و ارقام مربوط به تلفات با آمار رسمی و موثق بسیار مغایر است، ولی اصل گفتگو واقعیت دارد هر چند تا حدودی مهیج است.
مقام سیاسی از تبریز: دیوید مک گافی
اغتشاشات تبریز