سند شماره 1
خیلی محرمانه9 ژانویه 1978 19 دی 1356
از: کنسولگری آمریکا، شیراز 2 Aبه: وزارت امور خارجه
رونوشت: کنسولگری های آمریکا، اصفهان و تبریز
موضوع: ناآرامی در دانشگاه جندی شاپور
آشفتگی دانشجویی در دانشگاه جندی شاپور در اهواز، نشانی از تظاهرات گسترده و خشونت هایی که بعضی اوقات در ناآرامی دانشجویی در دیگر دانشگاههای ایران طی سال تحصیلی جاری دیده می شود، ندارد. با این وجود تمامی دانشکده های این دانشگاه تحت تأثیر تحریم کلاسها قرار گرفته اند و تقریباً تمامی دانشجویان از حضور در جلسات امتحانی خودداری کرده اند. این کار دانشگاه را به آن حد از گیسختگی رسانده که بسیاری تصور می کنند کل ترم تحصیلی کاملاً منحل خواهد شد.
آشفتگی دانشجویی عمدتاً مربوط به تغییر سیستم دانشگاه از نیم سال به ربع سال می باشد. با این وجود یکی از منابع اظهار می دارد که این فقط آسان ترین موضوع قابل دسترس می باشد. اگرچه به نظر می رسد آشفتگی های جندی شاپور نسبت به سایر اماکن تحصیلی ایران تحت کنترل بیشتری باشد. اما در اهواز نیز همان نوع ناراحتی که به درستی تعریف نشده و بخش اصلی ناآرامی ها در سایر اماکن بوده است، وجود دارد. بنابراین غالباً این طور به نظر می رسد که دانشجویان فقط برای اینکه تظاهرات کرده باشند تظاهرات می کنند، اما بروز ناگهانی و مزمن فعالیتهایی از این نوع به طور قریب به یقین مؤید نارضایتی عمیقی در بین دانشجویان دانشگاههای ایران می باشد. تامست
تظاهرات در تبریز
سند شماره 2
محرمانه22 ژانویه 1978 2 بهمن 1356
از: کنسولگری آمریکا، تبریز 0004به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
رونوشت: کنسولگری های آمریکا در اصفهان و شیراز و سفارت آمریکا در تهران
موضوع: تظاهرات در تبریز
1 خلاصه. در 14 ژانویه یک تظاهرات دانشجویی در دانشگاه آذرآبادگان تبریز منجر به خسارت دیدن ساختمانها و وسایل نقلیه در محوطه دانشگاه شد و در همان روز بازار تبریز به دلیل اعتراضات ضددولتی تعطیل شد. در 17 ژانویه به طرفداری از دولت یک راهپیمایی بزرگ در پاسخ به وقایع فوق الذکر در تبریز برگزار شد. پایان خلاصه.
2 در 14 ژانویه به هنگام برگزاری انتخابات نهایی نیم سال تحصیلی، دانشگاه آذرآبادگان شاهد یکی دیگر از تظاهرات پراکنده و اعتراض آمیز اخیر خود بود. ادعا می شود این اقدام که در حمایت از تظاهرات قبلی در مرکز مذهبی قم و بازار تهران صورت گرفته منجر به وارد
شدن خسارت به چندین ساختمان دانشگاه و همچنین وسایل پارک شده در محوطه دانشگاه گردید. یک شاهد عینی ادعا کرد که تقریباً 50 دانشجو در این اعتراض شرکت داشتند و به تعداد دو برابر آنها پلیس برای متوقف کردنشان حاضر شده بودند.
3 بار دیگر در همان روز ایضاً ادعا می شود که نشانه اعتراض به اقدامات دولت در قم، تظاهرات و برخوردهایی در مرکز منطقه بازار به شدت محافظه کار تبریز به وقوع پیوست. دستور داده شد که بازار در آن روز بسته شود و بعضی از مغازه ها نیز تعطیل مانده اند. اهداف خاص تظاهرکنندگان بازار، شعب محلی بانک صادرات و بانک بازرگانی بود که در مورد هر دو بانک این شایعه گسترده وجود دارد که تحت کنترل پیروان مسلک بهائیت می باشند.
4 روز 17 ژانویه شاهد پاسخ دولت محلی به وقایع فوق الذکر بود. این کار با برگزاری یک راهپیمایی بزرگ به منظور نشان دادن حمایت تبریز از رژیم صورت گرفت. دستور داده شده بود که تمام مدارس، ادارات دولتی و کارخانه های استانی در منطقه بسته شوند و به محصلین، معلمین، کارمندان دولت و کارگران کارخانجات فرمان داده شده تا در مقابل ساختمان استانداری تجمع نمایند. سخنرانی ها توسط نمایندگان گروههای کارگری و حرفه ای مختلف (منجمله روحانیت) و برای جمعیتی ایراد می شد که برآورد رسمی تعداد آنها برابر 50000 نفر می باشند. با توجه به اینکه به جمعیت دانش آموزان و کارگران دستور شرکت داده شده بود، به نظر نمی رسد این رقم درست نباشد.
یادداشتهایی از یک سفر منطقه ای: اصفهان کرمانشاه ایلام اصفهان
سند شماره 3
خیلی محرمانه22 ژانویه 1978 2 بهمن 1356
از: دیوید مک گافی کنسول آمریکا، اصفهانبه: گیرندگان
موضوع: یادداشتهایی از یک سفر منطقه ای: اصفهان کرمانشاه ایلام اصفهان
1 واکنش های تظاهرات و کشتارهای قم
به هنگام این مسافرت منطقه ای که از 19 تا 21 ژانویه طول کشید متوجه برافراشته شدن پرچمهای سیاه بر سر بازارهای شهرهای درود و بروجرد در استان لرستان و تویسرکان و مهاوان (احتمالاً نهاوند م) در استان همدان شدم. اهالی این شهرها به من گفتند که پرچمها علامت «شهدایی که در قم مرده اند» می باشند اما افزودند که بازارهایشان بسته نیستند و در شهرشان تظاهراتی بپا نشده است. پرچمها «بنا به اصرار ملاها» نصب شده اند. در هر چهار شهر فعالیت بازار معمولی به نظر می رسید. (در اصفهان پرچمها هنوز برافراشته اند و بازارها تازه شروع به باز شدن می کنند و تاکنون تعداد زیادی تظاهرات کوچک برپا شده و علاوه بر این آتش افروزی و شیشه شکستن های مختصری حادث شده است). آمریکاییهای مقیم کرمانشاه گزارش می دهند که در هفته گذشته چندین پرچم سیاه در بازار وجود داشته است اما هیچ مغازه ای بسته نبود و هیچ تظاهراتی انجام نشد و هیچ عمل ناخوشایندی نسبت به آمریکاییها
صورت نگرفت. ایرانیان شهر تکذیب می کنند که پرچمهای سیاه به دلیل کشتارهای قم نصب شده باشد و اظهار می دارند که آمریکاییها بایستی پرچم های سیاهی را دیده باشند که به مناسبت های خصوصی مانند فوت اقوام نصب شده اند. در شهر پیشکوه در استان ایلام نه تنها هیچ پرچم سیاهی وجود نداشته است بلکه کردهای محلی اظهار کردند که هیچ اطلاعی در مورد حوادث قم ندارند.
2 آب و هوا
شمال استان اصفهان زیر پوشش چهار اینچی برف قرار دارد اما کشاورزان محلی مشتاقانه در انتظار برف بیشتری هستند. آنها اظهار می دارند که شهرها و زمینهای کم ارتفاع، آب مورد نیاز خود را از سدهای پرشده به دست می آورند، اما آنها به بارش برف متکی هستند و تاکنون به اندازه ای که برای فصل بعد کشت کافی باشد برف نیامده است. آنها از اینکه تهران اکثر برف امسال را به خود اختصاص داده و دولت متوجه وضع خراب آنها نمی باشد شکایت داشتند، زیرا دولت اخبار خود را از شهرهایی کسب می کند که توسط سدها تأمین می شوند. شکایات و نگرانیهای مشابهی نیز در استانهای لرستان، همدان و کرمانشاهان به گوش می رسید و نشان می دهد که این استانها نیز برف کمی داشتند یا هنوز برف نباریده است. در عوض بارانهای یکنواختی دارند که ذخیره علوفه آنها را خراب می کند. آنها از این ترس دارند که سال بعدی را پیش رو داشته باشند.
3 شرکت بین المللی بل هلیکوپتر
کارمندان کرمانشاهی بل هلیکوپتر در مورد آنچه که آنها اقدامات استبدادی و زورگویانه و تحکم آمیز مدیریت بل هلیکوپتر می خوانند بسیار ناراحت هستند. به عنوان مثال چندین نفر، اخراج و بیرون کردن اجباری یکی از کارمندان را ذکر می کنند که بنا به گزارش به دلیل «ظن» مدیریت بل هلیکوپتر در مورد استفاده وی از مواد مخدر می باشد. سایر کارمندان معتقدند که او بی گناه است (اگرچه استفاده گسترده از حشیش را تأیید می کنند) و نسبت به این موضوع مظنون هستند که بل هلیکوپتر فقط به منظور ترساندن سایرین، این کارمند را به عنوان مظنون به طور تصادفی انتخاب کرده است. آنها با تذکر در مورد عدم استخدام این فرد در آینده، اظهار داشتند که این نوع برخوردی است که بل هلیکوپتر با کارمندانش انجام می دهد. (مدیریت بل هلیکوپتر تأیید می کند که این فرد فقط بر مبنای مظنون بودن اخراج شده است اما وی را بی گناه نمی داند و اظهار می دارد که اخراج وی بهتر از دستگیری بعدی توسط ایرانیان است.) تعدادی از کارمندان خواستار بازدیدهای مرتب کارمندان کنسولگری شدند و اظهار داشتند که بل هلیکوپتر به منظور تجدید پاسپورتهایشان و اموری نظیر آن، فرصت مسافرتی نمی دهد.
4 چادرنشینی و تولید گوشت
در این مسافرت برای یکی از بازدیدکنندگان برجسته یک «چادر سیاه» که مخصوص چادرنشینان کرد است خریداری کردم. خانواده ای که آن را فروختند اظهار می داشتند که علت
فروش چادر توسط آنها این است که دیگر نمی توانند پاسخگوی دستمزدهای بالایی باشند که توسط چوپانان جوان درخواست می شود، زیرا کارخانه ها برای به کارگیری این افراد رقابت می کنند. بنابراین آنها اکثر دامهای خود را ذبح کرده اند و به مرغداری مشغول شده اند. وی یادآور شد که بسیاری از دوستانش نیز همین کار را می کنند و تجربیات دولت ایران در مورد آغلهای بزرگ برای دامها در روستاهای مخصوص اسکان چادرنشینان شکست خورده است. وی معتقد است که تعداد گوسفندان موجود در ایران به سرعت و به طور پیوسته کاهش می یابد و پیش بینی کرد که کمبود گوشت در ایران افزایش یابد. وی معتقد است که با تشویق دولت ایران و سیاست قیمت گذاری آزاد، چادرنشینان همچنان قادر خواهند بود احتیاجات گوشتی کشور را تأمین نمایند. اما عدم تشویق دولت به علاوه رقابت دستمزدها در شهر موجب نابودی این فرهنگ و بهترین امید ایران برای خودکفایی از نظر تأمین گوشت می گردد.
گیرندگان: سفارت: قسمت سیاسی: جی. استمپل
کنسولگری: سی. جی. ال. گوئلز
کشاورزی: پی. فری
کنسولگری تبریز
کنسولگری شیراز مک گافی
مذهب و سیاست؛ قم و عواقبش
سند شماره 4(1)
سری غیرقابل رؤیت برای بیگانگان24 ژانویه 1978 4 بهمن 1356
از: سفارت آمریکا، تهران 0961به: وزارت امور خارجه، واشنگتن. دی. سی
مراجع: (A) تهران 0548 (B) تهران 0489 (C) تهران 0665 (D) 77 تهران 124 A
موضوع: مذهب و سیاست؛ قم و عواقبش
خلاصه: آشوبهای مذهبی در طول آخر هفته یعنی 15 14 ژانویه گستردگی پیدا کرد. مصاحبه آقای شریعتمداری با سه خبرنگار خارجی به صورت بارز و بی سابقه ای تکذیب عمومی اظهارات و بیانیه های دولتی بود. به عنوان ماحصل رویدادهای قم می توان گفت، حرکت سازمان یافته مذهبیون، پرقدرت ترین جنبش آنان در مقابل دولت از سال 1963 تاکنون بوده است. مسلمانان به طور کلی اتحاد کاملی ندارند، اما این طور به نظر می رسد که دولت ایران به میزان زیادی برای مقابله از خود عدم اطمینان نشان می دهد. پایان خلاصه.
1 توضیحاتی که ذیلاً خواهید دید شرح وقایعی است که از تماسهایی با ایرانیان نزدیک به رهبران مذهبی و از دو خبرنگاری که با آقای شریعتمداری یا با سایر رهبران مذهبی مصاحبه کرده اند؛ برداشت شده است. ارزیابی و تشخیص سفارت از وقایع مهم و پرمعنی قم و نیز
1- . ٭ کتاب اول، ص 676
عواقب آن در پاراگرافهای 6 تا 9 آمده است.
2 اخبار کاملی که به دست ما رسیده است حکایت از آن دارد که در 15 14 ژانویه تظاهرات وسیع مذهبی در مشهد، آبادان، اهواز، دزفول، خرمشهر، شوشتر، زنجان و شاید شهرهای دیگر دیده شده است. بازار اهواز به مدت 2 روز بسته بود و همچنین گزارش گردید که 50 شهروند اهوازی به علت شرکت در تظاهرات به زور از محل سکونت خود در اهواز به قم تبعید شده اند.
شایعات تأیید نشده حاکی از این است که تعدادی از مردم در آبادان کشته شده اند و نیز در نقاط دیگر هم تعدادی مجروح وجود داشته است. شایعه تأیید نشده ای در تهران حاکی از آن است که سه نفر از مردم به دنبال مجروح شدن در دانشگاه صنعتی آریامهر کشته شده اند (11 و 12 ژانویه). به نظر می رسد بسیاری از ایرانیان گزارشات مربوط به وقایع مذهبی مندرج در روزنامه ها را باور نمی نمایند (مراجع A و C) و اعمال ضدتظاهرات را ملهم از دولت تلقی می کنند.
3 خبرنگارانی که با آیت الله شریعتمداری مصاحبه کرده اند تحت تأثیر صمیمیت او قرار گرفته اند. آیت الله مایل به مصاحبه برای انتشار در روزنامه نبود ولی نهایتاً قانع شده اگر اظهارنظر ایشان با نامشان همراه نباشد برای مردم کمتر معنا خواهد داشت. شریعتمداری مستمراً تأکید می کرد که مایل نیست در کشمکشها با مقامات دولتی درگیر شود. او گفت که او دستور نداده بود بازارهای کشور بسته شوند و وی رهبران مذهبی در شهرها را تشویق کرده است که خودشان تصمیم بگیرند که مراسم یادبود آنهایی که در قم کشته شده اند را برگزار نمایند. به هر حال بیانیه های شریعتمداری که در واشنگتن پست هم آمده است (20 ژانویه) به عنوان یک مبارزه مستقیم با دولت ایران که در تظاهرات اخیر به طور مسلحانه رویاروی مردم قم ایستاده است تلقی می شود.
4 احترامی که از جانب سایر رهبران مذهبی (یا افراد روحانی که در حوزه علمیه شهر قم کار می کنند) که در طول مصاحبه حضور داشتند، نسبت به شریعتمداری واضح و آشکار بود. رهبران مذهبی همگی توافق داشتند که پلیس بیش از حد لزوم خشونت به خرج داده و تیراندازیش به سوی مردم کاملاً بدون انگیزه بوده است.
آیت الله سئوالی مطرح کرد: (که البته توسط مخبرین گزارش نشده است) چرا پلیس از گاز اشک آور و یا از شیلنگ آب پاش برای متفرق کردن مردم استفاده نکرد؟ شریعتمداری و همقطارانش گفتند که جمعیت اصلی حدود 5000 نفر بوده اند. او گفت چیزی حدود 30 نفر به طور پراکنده وقتی تیراندازی شروع شد، کشته شده اند و بعداً تعداد بیشتری کشته شده اند که کل آمار کشته شدگان وقایع اخیر را به هفتاد نفر می رساند. (نظریه: گزارشاتی که سفارت راجع به خبرگزاری پارس دریافت کرده است حاکی از این امر دانست که خبرگزاری بعد از اولین خبرها، آمار کشته شدگان را 76 نفر دریافت کرده است که این رقم به دستور دولت ایران منتشر
نشده است. به قضاوت ما رقم صحیح و درست تر همان آماری است که توسط خبرچینهای مخالفین گزارش شده که ادعا می کنند برای 14 نفر از کشته شدگان به طور رسمی گواهی فوت صادر شده است. (صورت مذاکرات جداگانه). این خبر اخیر از گزارشهای قابل اطمینانی بوده که سفارت به تازگی دریافت کرده است.
5 در ادامه بحث با خبرنگاران خارجی، شریعتمداری همچنین عنوان کرده است که مساجد و مدارس علوم دینی اهواز به مدت پنج روز بسته بوده اند و این بدین علت است که در آنجا روحانیون در جلوی تظاهرکنندگان بوده اند. شریعتمداری و همقطاران او چنین وانمود می کردند که در اکثر شهرهای بزرگ و کوچک رابطینی دارند. دو نفر از روحانیونی که به تازگی از استان خوزستان برگشته اند، از فعالیتهای خود برای سازماندهی در آنجا سخن گفتند. برداشت خبرنگاران این بود که شریعتمداری به عنوان یکی از هشت رهبر بزرگ مذهبی ایران و یا احتمالاً بزرگ ترین و بهترین آنها توصیف کرده اند. بعد از زندانی شدن آیت الله طالقانی و نیز تبعید تنی چند از رهبران مذهبی در پاییز امسال، در واقع شریعتمداری بهترین رهبر مذهبی ایران قلمداد می شود. یک منبع اشاره کرد که در شهر مشهد که یکی از چند شهر عمده مذهبی ایران است هیچ آیت اللهی وجود ندارد. بر طبق پرونده های سفارت، آیت الله شریعتمداری را از سالیان پیش به عنوان یک متفکر پیشرو (به معنی مذهبی آن) و کسی که قویاً و به صورت جدی در مورد اصلاح طلبان اسلامی اواخر قرن نوزدهم مطالعه نموده است، می شناسند. خبرنگاران خارجی توسط افرادی که در حسینیه ارشاد مقام بالا و ارشد و سابقه داری دارند به آیت الله معرفی شده اند. حسینیه مرکزی است مذهبی که با شریعتمداری و دیگر آیت الله ها تماس دارد.
6 تحلیل سفارت: از نقطه نظر سیاسی جالب ترین قسمت مصاحبه شریعتمداری آن است که او اشاره به پوشش و حجاب زنان می کند و آن را مربوط به خودشان می داند، و نیز عنوان می کند که اسلام مخالف اصلاحات ارضی نیست و اگر مخالفتی است مربوط به روش اجرایی آن است که دولت عناصر خاصی را برای انقلاب شاه و مردم در نظر گرفته است. دو نفر از واسطه های محلی ما که به امور و جریانات مذهبی آشنا هستند اعتقاد دارند اگر شریعتمداری بتواند از این موقعیت که در حال حاضر دارد به عنوان محور اصلی گردهمایی مخالفین مذهبی استفاده کند می تواند جهت حرکت نهضت را به دست کسانی بدهد که تا به حال از مخالفتهای سیاسی دور بوده و به مذهب ارتجاعی هم علاقه ندارند و اعضاء طبقه متوسط ایران هستند.
7 در ماههای آتی سفارت سعی خواهد داشت که بر روی وظیفه ذاتاً دشوار یادگیری بیشتر درباره عناصر دینی جنبش مخالفین منجمله عقایدی که در حال حاضر هم مترقیون و هم مرتجعین آنها را باور دارند کار کند. به هر حال آنچه که واقعه قم و عواقب آن انجام داده این بوده که مخالفت دینی را به جایگاه نمایان و برجسته تری در بین کسانی که تا این جا از اعطای آزادیهای اخیر نفع برده اند کشانده است. پیروزیهای آیت الله ها و ملاها در ایجاد تجمعاتی مثل
وقایع قم تحسین برانگیز است. هر چند برای آنها مشکل خواهد بود که در غیاب رویدادهای تبلورساز (تحقق بخش) دیگر، صرفاً برای مقاصد سیاسی، تظاهرات فوری برپا کنند. (تظاهرات قم به دنبال درج مقاله ای در روزنامه اطلاعات شروع شد که در آن مقاله به رهبر دینی و تبعیدی ایرانیان، خمینی، به شدت حملاتی شده بود.) برای مثال در این مورد تردید وجود دارد که آیا در آینده نزدیک بتواند جهت حمایت از یک قانون یا برای تظاهرات به نفع اصلاح قانون اساسی بسیج شوند. به هر حال ترکیب و آمیزش بالقوه سیاست و دین چیزی است که شاه و دولت ایران را از خطر دخالت روحانیت در سیاست آگاه کرده است.
8- به نظر می رسد نخستین علایم حاکی از آن است که دولت ایران قادر نبوده است طبقه متوسط ایرانی را با این شعار که: تظاهرات مذهبی قم تلاش نومیدانه مرتجعین بوده است، به طرف خود جلب کرده و آنها را به نفع خود بسیج نماید. با این وجود هستند کارگران، روستاییان، کسبه، کارمندان دولت، دانش آموزان و بعضی از روشنفکرانی که بنا به حس وظیفه شناسی به نفع دولت ایران تظاهرات کنند. ولی حتی این امر هم باعث نشده که طبقه متوسط ایرانی به دولت نزدیک شود. البته خطر بالقوه این است که امکان دارد دولت کنترل خود را روی عوامل مذهبی خود از دست بدهد. در ظرف 15 سال اخیر سیاستهای ایران ذاتاً به سویی هدایت شده اند که رهبران مذهبی که خواستار تغییرات اساسی هستند کاملاً از غیرمذهبیونی که طرفدار مدرنیزه شدن ایران هستند، دور نگاه داشته شوند، چرا که نوع این برخورد مسلماً خطرناک خواهد بود و به این جهت باید حتماً از آن احتراز شود.
9 بنابر آنچه گذشت، آمریکا و سایر دول خارجی خود را مستقیم و یا غیرمستقیم در حمله به دولت ایران دخالت نداده اند. تمایل تنفر از بیگانه به طرز عمیقی در مسلمین اصلاح طلب دیده می شود. به هر حال، مشکل بتوان پیش بینی کرد که وضع موجود تا چه حد قابل دوام است، مگر این که زمانی برسد که آیت الله های مترقی قادر به اعمال نفوذ باشند، و این نفوذ را به طرزی دقیق و اکید روی مقلدین خود (از طریق وضع مقررات سخت) پیاده کنند. و این مسئله به خاطر تجارب گذشته محتمل به نظر می رسد، خصوصاً اگر این وسط مارکسیست های اسلامی آب را گل آلود کنند. سولیوان
تظاهرات در استان خوزستان
سند شماره 5
خیلی محرمانه25 ژانویه 1978 5 بهمن 1356
از: کنسولگری آمریکا، شیراز، 4 Aبه: وزارت امور خارجه
رونوشت: کنسولگریهای آمریکا در تبریز و اصفهان
موضوع: تظاهرات در استان خوزستان
در 18 ژانویه چندین تظاهرات عظیم به طرفداری از دولت توسط شعبه خوزستانی حزب رستاخیز در اهواز، آبادان و خرمشهر سازماندهی شد، گردهمایی اهواز تاکنون بزرگ ترین
راهپیمایی بوده است و تخمین رسمی شرکت کنندگان برابر 90000 نفر می باشد (منابع خصوصی که کارمند گزارشگر با آنها تماس گرفته نیز عموماً با این رقم موافقند.) شرکت کنندگان در تظاهرات آبادان و خرمشهر به ترتیب برابر 65 و 45 هزار نفر بود. هدف عنوان شده برای برپایی تظاهرات «محکوم کردن توطئه های عوامل امپریالیسم و تأیید بر یکپارچگی ملت ایران» می باشد. هر یک از این راهپیماییها با هماهنگی بسیار برپا شده بود و در آنها دانش آموزان سرودهای میهن پرستانه می خواندند و سخنرانان به نمایندگی از اقشار مختلف مردم به ذکر و تحسین فواید انقلاب شاه و مردم می پرداختند. بنا به گفته چند تن از منابع، این جمعیت بزرگ (حداقل در اهواز) بیشتر در نتیجه فشار اعمال شده بر کارخانجات و مؤسسات داخل و خارج شهر مبنی بر فرستادن کارمندان و اعضای خود برای شرکت در تظاهرات، گرد آمده بود تا اینکه به خاطر حمایت واقعی تظاهرکنندگان از رژیم باشد. یک شرکت معتبر (شرکت خدمات نفتی) بخشنامه ای صادر کرد که به موجب آن کلیه کارکنان ایرانی به منظور شرکت در راهپیمایی از کار معاف شده بودند. همسر آمریکایی یک مرد ایرانی گزارش می دهد که برای شرکت وی در این راهپیمایی فشار زیادی اعمال شده بود.
در روزهای قبل از این تظاهرات عناصر ناراضی نیز در اهواز فعال بودند. چندین تظاهرات که ظاهراً ماهیت خودجوشی داشتند در شهر به وقوع پیوست. در یک مورد گروهی از تظاهرکنندگان در حالیکه شعارهایی علیه شاه می دادند در طول بازار راهپیمایی کردند. در یک مورد دیگر گروهی از معترضین پس از استماع یک سخنرانی ضددولتی از مسجد حسینی خارج شده و به یک خودروی پلیس حمله کردند. این مسجد که بزرگ ترین مسجد اهواز است متعاقباً بسته می شود. چندین روز پس از برپایی راهپیمایی حزب رستاخیز و هنگامی که کارمند گزارشگر از شهر بازدید می کرد گروههای گشتی پلیس به نحو گسترده ای در محله های پایین شهر اهواز حضور داشتند که حاکی از نگرانی مسئولین از احتمال فعالیتهای بیشتر ناراضیان بود.
نظریه:
ظاهراً راهپیمایی های طرفداری از دولت در خوزستان دارای همان ماهیت تلاشهای دولت در سایر نقاط است و به منظور تحریک حمایت مردم از سلطنت و محکوم کردن فعالیتهای «ضد مملکتی» توسط گروههای ناراضی می باشد. واضح است که دولت امیدوار است تا با برپایی این تظاهرات ندای مخالفین را که طی شش ماهه اخیر در نتیجه اعطای آزادیهای بیشتر بروز کرده است، خفه کند.
به هر حال فشار آشکاری که بر روی سازمانها و مؤسسات مختلف برای وادار کردن کارکنانشان به شرکت در راهپیمایی ها اعمال می شود بیانگر این نکته است که دولت نیز خود در مورد میزان طرفداری توده ها از رژیم در شک و تردید است.
فعالیتهای مخالفین نیز نامنظم می باشد. در عین حالی که چنین فعالیتهایی دارای یکپارچگی