آقای فری گزارشی در مورد دیدار پیشنهادی وزیر کشاورزی با وزیر برگلند ارائه داد. سفیر پرسید آیا در مورد این مسئله با وزارت خارجه آمریکا مشورت و هماهنگی شده است تا پذیرایی مناسبی در بندر ورودی آمریکا به عمل آید؟ آقای فری گفت که بررسی خواهد کرد.
آقای مارتین در مورد تلاش شرکت گولد در مورد فروش موشک اندازهای زیردریایی 48MK گزارش داد. ظاهراً دریادار حبیب اللهی به نیروی دریایی آمریکا نوشته ای داده و اطلاعاتی در مورد موشک انداز زیردریایی خواسته تا ببیند چه وقت تولید می شود و اگر ترخیص شد و به دست رسید آیا برای زیردریاییهای آلمانی مناسب است یا نه؟ دریادار کنلی گفت که زیردریایی احتمالاً هرگز ترخیص نخواهد شد.
آقای جینگلز گفت که او این شنبه ملاقاتی در رابطه با مسئله زمین در تبریز خواهد داشت. او خاطرنشان کرد که معامله همچنان در حال پیشرفت است.
آقای بیرنز (Byrnes) گزارش داد که بنگاه هوانوردی کشوری (FAA) در حال حاضر با شش نفر از 9 نفر متخصص دائمی خود در حال کار است. بودجه 5/18 میلیون دلاری به وزارت جنگ ارائه شده که قسمت اساسی آن برای کالاها و خدمات آمریکا می باشد. امید می رود یکی از اجزای اصلی آن برج جدید مهرآباد باشد.
سفیر در مورد سانحه 34 T سئوال کرد. آقای بیرنز توضیح داد که هواپیما در حال یک تمرین نمایشی بود.
آقای وستلی که تازه از افغانستان برگشته بود، گزارشی در مورد نقطه نظر یک نفر در مورد کودتا ارائه کرد.
آقای رینو اطلاعاتی از روز بین المللی خورشید را با این گزارش که انرژی خورشیدی احتمالاً بهترین کار مرکز تجارت بود، ارائه داد.
آقای اسنو گزارشی در مورد نمایش انجمن ایران و آمریکا از دوازده هنرمند معاصر آمریکایی ارائه داد. آقای میکلوس در اظهارنظر آخر خود گفت که معمولاً کلمه معاصر به عنوان «دیوانه جهنمی» ترجمه می شود.
اغتشاشات در اصفهان
سند شماره 29(1)
خیلی محرمانه6 می 1978 16 اردیبهشت 1357
از: کنسولگری آمریکا، اصفهان 005 Aبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: اغتشاشات در اصفهان
آغاز خلاصه متن: اصفهان از تاریخ 28 مارس، یعنی بزرگداشت کشته شدگان تظاهرات تبریز در تاریخ 18 فوریه، شاهد تظاهرات مداومی بوده است که احساس ناامنی را در میان
1- کتاب ششم، ص 793
جوامع ایرانی و آمریکایی افزایش داده، و ایرانیها را نسبت به انگیزه ها و تاکتیکهای دولت ایران بی اعتماد ساخته است. اخیراً ماهیت تظاهرات تغییر کرده و بسیاری از محافظه کاران را وارد درگیریها ساخته و احساسات ضدآمریکایی نیز در حال پیدایش است. در صورتی که روش جدیدی در ممانعت از درگیریها ابداع نشود بی نظمی شدیدی حاکم شده و منافع شهروندان آمریکایی مقیم اینجا را به مخاطره خواهد افکند. پایان خلاصه متن.
جنگ و گریز و وحشیگری
40 روز پس از شورشهای تبریز که سبب کشته شدن بسیاری از افراد گردید، در اصفهان نیز احتمال بروز چنین درگیریهایی آن هم در آخرین روز از عزاداریهای 40 روزه، قوت پیدا کرده است. مقامات محلی می گویند که انتظار بروز آشوب را نداشتند، اما دفاتر امنیتی و دولتی به مدت سه روز قبل از این تاریخ در آماده باش 24 ساعته به سر می بردند. در نگاه اول، رویدادهای 28 مارس از حمله و وحشیگری (پرتاب سنگ) در چند دفتر شهرداری و بانک کم اهمیت تلقی می شدند. جمعیتهای خیابانی به سرعت وضع عادی پیدا کرده و حضور کارمندان در محل کار و پلیس در محلهای کنترل ترافیک نیز جنبه عادی خود را یافت. ولی دو روز بعد و به خصوص هر روز بعد از آن رویدادهای مشابه دیگر به وقوع پیوست، یعنی در هر مورد چند نفر اتومبیل یا موتورسیکلت سوار به طرف تأسیسات فاقد نگهبان (بانکها، سینماها، مشروب فروشیها و دفاتر دولتی) حمله ور شده و به طرف آنها یا سنگ پرتاب می کردند و یا بمبهای آتش زا، که اغلب عمل نمی کردند و پس از آن مهاجمین ناپدید می شدند. از سی و شش حمله گزارش شده هیچ کدام منجر به رویارویی با پلیس و یا دستگیری نشده است. پس از ده روز اول این حملات کاهش یافت، اما تا اواسط ماه آوریل همچنان ادامه داشت.
درگیری دولت ایران / تبانی؟
با ادامه این حملات در نقاطی که پلیس حضور نداشت و با تحقیقات پلیس که فاقد هرگونه اطلاعات دقیق و یا دستگیری بود، روزنامه ها مطالبی را در محکوم ساختن فعالیتهای «عناصر ضددولت» منتشر ساخته و از «سازمانهای وفادار و مردمی ایران» درخواست می کردند که مانع از ادامه این اعمال گردند، در نتیجه سازمان دفاع غیرنظامی در اصفهان «جوخه های اقدام»(1)را تشکیل داد و آنان برخلاف پلیس سریعاً موفق به درگیری و دستگیری «محرکین مظنون» و تحویل آنان به پلیس گردیدند.
این روش در اصفهان مورد سوءظن واقع گردید تا این که اکثریت مردم این شهر به این
1- در گزارشات سفارت از حوز ه های اقدام با همان عبارتی که دولت ایران مورد استفاده قرار م ی دهد، یعنی واحدهای سپاه مقاومت یاد می شود، هر دو یکی هستند.
نتیجه رسیدند که خرابکاریها بنا به دستور دولت ایران و با حمایت آن انجام می شده است. گفته می شد که هدف دولت از این کار توجه پیدایش «چماق به دستهای» ظاهراً مردمی ولی باطناً نظامی و امنیتی بوده است. این جوخه های اقدام سازمان دفاع غیرنظامی بعداً می توانست علیه مخالفین دولتی به صورتی مشروع و یا نیمه قانونی مورد بهره برداری قرار گیرد، چون دولت قادر نبود به دلیل مخالفت جهانی (به خصوص آمریکا) در زمینه حقوق بشر و سرکوبهای اعمالی از طرف دولت، مستقیماً مرتکب چنین اعمالی شود. این امر سبب می شود که دولت ایران علناً بتواند از حقوق و آزادیهای بیشتر طرفداری و در عین حال از «افراط کاریهای» آن گروه از شهروندان علاقمند که قادرند مخالفین را به طرز وحشیانه ای سرکوب کنند، ابراز تأسف و نگرانی نماید.
عدم مواجهه همیشگی پلیس و این خرابکاران را اصفهانیها عامل اصلی پیدایش این فرضیه می دانند چون اصفهان شهری است که نیروهای امنیتی آن همیشه به حال آماده باش هستند و شهر را تحت نظر دارند و علت این خرابکاریها نیز یا اطلاع کافی از حرکات نیروهای امنیتی در شهر است و یا بی تفاوتی مردم در برابر پیدایش این خرابکاریها در غیاب نیروهای پلیس و یا همکاری دولت با خرابکاران. اولین دلیل با هماهنگی و یکسان بودن شیوه های خرابکاری جور درنمی آید و دومی به لحاظ حضور و موقعیت ناگهانی جوخه های اقدام سازمان دفاع غیرنظامی واقعیت ندارد که جا را برای سومی باز می کند. علاوه بر این اصفهانیها خاطرنشان می سازند که با وجود رایج بودن این رویدادها، میزان خسارات وارده ناچیز و مغایر خسارات وارده توسط تظاهرکنندگان واقعی علیه همان گونه اهداف در تبریز می باشد.
تظاهرات مرحله دوم
گروههای دانشجویی محافظه کار در دانشگاه اصفهان تظاهراتی همراه با عکسها و اسامی قربانیان تبریز مورخه 29 تا 31 مارس برپا کردند که با خرابکاریهای ایذایی کاملاً متفاوت بود. پس از این مراسم اعلام یک هفته اعتصاب یادبود کردند که به خوبی پیگیری شد (گرچه کتابخانه و اتاقهای مطالعه مملو از دانشجویانی بود که در تدارک امتحانات بودند). تا اینجا عامل نگران کننده ای پدیدار نشده بود. ولی در تاریخ 14 آوریل، واقعه ای در مسجد حسین آباد نزدیک دانشگاه رخ داد که نتایج خطرناکی به دنبال داشت. بنا به گزارشات واصله یک ملای محافظه کار (رهبر مذهبی) اعلام کرده بود که قصد دارد در مورد خطراتی که در ایران اسلام را تهدید می کند، سخن بگوید. وی و همراهانش به محض ورود به مسجد، با پلیس روبرو شدند که قصد داشتند مانع ورود وی به مسجد شوند که در این کار نیز موفق شدند. گذشته از موقعیت، مناقشه مربوط جمعیتی عظیم و کینه توز را به سوی خود جذب نمود. شاهدان عینی می گویند که چهار وسیله نقلیه نظامی به این صحنه نزدیک شدند و افراد مسلح نظامی دارای تفنگ، سرنیزه و سلاح های خودکار از آنها پیاده شده و از خود حرکات و نظم و ترتیب نظامی
نشان دادند ولی تیراندازی نشد. ظاهراً همین نیروها محل سکونت چهره های محافظه کار را مورد تهاجم قرار داده و بین 20 تا 50 نفر را جهت بازجویی با خود بردند. روزنامه ها این واقعه را اولین فعالیت جوخه های اقدام سازمان دفاع غیرنظامی در اصفهان قلمداد کردند، که طی آن هشت نفر یا به جرم تحریک آشوبهای اخیر و یا توزیع نشریات مخرب (تهران ژورنال، 4/16/1978) دستگیر شده بودند، رابطهای من می گویند که این افراد همان نظامیان بودند ولی در حین اقدام نشانهای نظامی خود را به تن نداشتند.
در یک عکس العمل خصمانه نسبت به رویداد حسین آباد، روز سه شنبه 18 آوریل حدود 500 دانشجو در محوطه دانشگاه اصفهان گرد آمدند و اقدام به شکستن پنجره های ساختمانها و ماشینهای پارک شده در محوطه دانشگاه کرده، و پس از خروج از دانشگاه به طرف هتلی که در آن نزدیکی قرار داشت و یک شعبه بانک صادرات سنگ پرتاب نموده، و در نهایت به کارخانه پپسی کولا در یکی از خیابانهای اصلی نزدیک دانشگاه حمله ور شدند. پلیس نیز به این منطقه هجوم آورد و تیراندازی شروع و حداقل دو تن از دانشجویان دستگیر شدند. (بنا به گفته شاهدان، تعداد بسیاری از دانشجویان توسط پلیس دستگیر شدند، لیکن بعداً آزاد گردیدند و مدعی شدند که درحین بازجویی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند). در روز یکشنبه 23 آوریل، حدود 2000 دانشجو محوطه دانشگاه را ترک و جریان ترافیک را مختل کرده و چند نفر از رانندگان را از اتومبیلهای خود بیرون کشیدند، ولی به محض آغاز حمله پلیس، به یکی از مساجد محل پناهنده شدند، در این مسجد نیز بیش از بیست نفر دستگیر شدند.
در همان حال در داخل دانشگاه حدود 10 درصد دانشجویان به برگزاری تظاهرات دارای ماهیت ارتجاعی مذهبی پرداخته و دانشجویان دختری را که چادر به سر نداشتند مورد اهانت قرار داده و سعی داشتند دانشجویان را وادار کنند که برای انجام نماز کلاسها را ترک نمایند. اکثر دانشجویان به دلیل امتحانات در کلاسها حاضر می شدند، اما بسیاری از آنها در برنامه جلسات رئیس و دیگر مقامات اداری دانشگاه شرکت کرده و خواهان اجرای فرایض اسلامی در دانشگاهها شدند. (زنان چادر به سر کنند، محل غذاخوری آنها تفکیک شده، کلاسها برای انجام نماز تعطیل گردد و حدود 30 درصد از کارمندان دانشکده ها به خاطر گرایشات غیراسلامی اخراج شوند). حدود 3000 نفر در جلسه ای با حضور ریاست دانشگاه شرکت نمودند تا این تقاضاها را نزد وی مطرح سازند. رئیس دانشگاه نیز در این جلسه حاضر شد، لیکن تقاضاها را نپذیرفت و به دانشجویان دستور داد که یا به کلاسها بازگشته و یا اخراج شوند. پس از عزیمت وی، جمعیت خشمگین با توسل به لوله های فشار قوی آب متفرق گردیدند.
شایعات و عکس العمل
در تمام موارد فوق، شهر و به خصوص جامعه آمریکایی دستخوش شایعات بود. شایعات
ابتدا دارای ماهیت اغراق آمیز نشأت گرفته از درون این جامعه بود. لیکن تازگیها یک نوع شایعه نگران کننده پدیدار گشته است. چند نفر با من تماس گرفته و در مورد ربوده شدن یک کودک آمریکایی، اسیدپاشی بر روی دو زن آمریکایی، تجمع دانشجویان در نزدیکی اقامتگاههای چند آمریکایی، حمله به آمریکاییها در اتوبوسهای شهری و چند فقره حمله و تجاوز سئوالاتی مطرح نمودند. در مدرسه ابتدایی پس از این شایعات، میزان حضور دانش آموزان به شدت کاهش یافت. ولی هیچ یک از این شایعات واقعیت نداشت و آنهایی که قابل ردیابی بودند نیز توسط منابع (نامشخص) ایرانی پخش شده بودند. چنین به نظر می رسید که شخصی عمداً سعی دارد با این شایعات آمریکاییان را متوحش سازد. بالاخره ظاهراً ساواک با یکی از افسران امنیتی تماس گرفته و به وی گفته بود که دو زن آمریکایی از اتومبیلهای خود بیرون کشیده شده، لباسهای آنها دریده شده، و از آنها عکسبرداری شده است و این منبع ساواک به مقام مزبور دستور داده بود که با انتشار یک بولتن امنیتی از زنهای آمریکایی بخواهد که از اقامتگاههای خود خارج نشوند. او نیز بدون هیچ گونه تحقیق بیشتر طبق دستور دریافتی عمل نمود و انتشار بولتنی امنیتی سبب فرار خانواده های آمریکایی از اصفهان گردید و بسیاری از افراد باقیمانده نیز متقاضی خروج از این منطقه می باشند. یکی از منابع دانشگاهی گزارش داد که در میان دانشجویان، کتابچه ای در تمجید از موفقیت آنها در ترسانیدن آمریکاییها توزیع شده و از آنها خواسته شده که به این شایعه پراکنی ها ادامه دهند، لیکن صحت ادعای توزیع این نشریه مورد تأیید قرار نگرفته است. علاوه بر این یک شرکت دیگر تهدیدهای تلفنی و کتبی دریافت نمود، و یکی از مقامات ژاندارمری نیز گزارش داد که چند گروهان دیگر نیز تهدیدات تلفنی دریافت نموده اند. بالاخره، یکی دیگر از گزارشات اینجانب حاکی است که ملای مسجد حسین آباد و چهار ملای دیگر در خطابه های ضدشاهی خود مطالب ضدبیگانه و ضدآمریکایی را نیز گنجانده اند و آنها و دانشجویان حامی شان در حال تشکیل نیروهای دفاع از خود، علیه حملات جوخه های اقدام سازمان دفاع غیرنظامی، می باشند.
تجزیه و تحلیل
به نظر من نیروهای دولت ایران نتوانسته اند اوضاع اصفهان را به خوبی تحت کنترل درآورند. واقعیت مشارکت و تبانی دولت در خرابکاریها هر چه باشد که بعید به نظر می رسد، ولی اثبات و یا انکار آن نیز کار ساده ای نیست.) تاکتیکهای بسیار متضادشان در مقابله با آنها و تظاهرکنندگان محافظه کار دانشجو و نیز تشکیل جوخه های سازمان دفاع، مقصر بودن آنها را در انظار دانشجویان و مردم حتمی جلوه گر ساخته است. قدرت و خشونت روزافزون، تظاهرات محافظه کاران عکس العملی است در مقابل تهدیدات موذیانه دولت ایران. با افزایش قدرت آن، همیشه این خطر وجود دارد که اقدامات ضد دولتی متوجه اهداف دیگری شود که عبارتند از جوامع یهودی، آمریکایی و بهایی مقیم اصفهان، که از میان آنها آمریکاییان به مرحله جنون
رسیده اند. درگیری آشکار بین جوخه های سازمان دفاع غیرنظامی و نیروهای دفاع از خود می تواند سبب گسترش سریع شورشها گردد. مردم در عین ناراضی بودن از وضع موجود، هوادار عکس العمل محافظه کارانه می باشند. به طور مثال، با وجود این که اقلیت کوچکی از دانشجویان واقعاً معترض هستند، ولی 45% کل دانشجویان در جلسه ملاقات با رئیس دانشگاه حاضر شدند و استفاده از ماشینهای آب پاش توسط پلیس جهت متفرق ساختن این جمعیت موجب افزایش پیروان افراطیون گردید. مقامات آمریکایی اکنون در حال هشدار دادن به آمریکاییها هستند در حالی که هفته ها بود که می گفتند نباید از چیزی ترسید. به نظر من در حال حاضر هیچ گونه خطری آمریکاییان یا منافع آمریکا را تهدید نمی کند. اگر آرامش کوتاهی برقرار شود، ترس آمریکاییهای مقیم این شهر از بین خواهد رفت. ولی بحرانی شدن اوضاع، امنیت شخصی آمریکاییان را به خطر انداخته و ممکن است پرسنل مشغول به کار در پروژه های آمریکایی هدفهای بزرگ ثانوی تظاهرات وسیع قرار گیرند.
در حالی که روحیه تظاهرات گسترش می یابد، ظاهراًتنها مداخله خارجی می تواند مانع از بروز خشونت بیشتر گردد. در حقیقت این رویداد خارجی ممکن است تا به حال به وقوع پیوسته باشد. کودتای کمونیستی در کشورهمسایه ایران یعنی افغانستان که گویا تحت پوشش تظاهرات مذهبی و محافظه کارانه انجام گرفته، تأثیر هشیار کننده ای داشته است چون سه روز است که تظاهراتی برگزار نشده است. اگر تظاهرکنندگان متقاعد شوند که تظاهرات آنها کمکی به پیشبرد اهداف کمونیستی خواهد بود، سعی خواهند کرد جنجال آنچنانی برپا نکنند. با این حال، حتی اگر اصفهان آرام شود، مشخص شده که عناصر ارتجاعی مذهبی قادرند حمایت بسیاری از مردم را جلب کرده و جمعیت عظیمی را برای برپایی تظاهرات جذب نمایند؛ و در عین حال نیز ابایی ندارند. این موضوع یک نتیجه گیری عمومی است و مربوط به رویدادی خاص نمی باشد و همچنان ثبات کشور را تهدید خواهد کرد. حتی اگر این تظاهرات و آشوبها به آرامش کشانیده شود. مک گافی
خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی
سند شماره 30(1)
خیلی محرمانه10 می 1978 20 اردیبهشت 1357
خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی
کاردار در غیاب سفیر سولیوان، که در یک کنفرانس مطالعات آمریکایی تحت نظر آژانس ارتباطات بین المللی در شیراز شرکت کرده بود، ریاست جلسه را به عهده داشت. آقای ناس از آقای جینگلز خواست که لیستی از کمیته های سفارت تهیه و جدولی از جلسات کمیته ها را قبل از آمدن بازرسان فراهم کند. دیشب آقای ناس مستمع یک سخنرانی تحت عنوان «بی اثری
1- کتاب اول، ص 720
سیاست خارجی آمریکا» از آقای شاهی مشاور خارجی پاکستان که از ایران بازدید می نماید، بود.
آقای زیشک گزارش داد که تظاهرات در دانشگاه پهلوی، بر جلسات کنفرانس مطالعات آمریکایی تأثیری نگذاشت. دیروز تهدیدی مبنی بر بمب گذاری در انجمن ایران و آمریکا در اصفهان صورت گرفت. ساختمان بلافاصله تخلیه گردید اما بمبی کشف نشد.
ژنرال سکورد (Secord) گفت که هیأت مستشاری نظامی گزارشاتی مبنی بر تظاهراتی که دیروز در تبریز انجام شد، دریافت داشته است.
آقای بروین گفت که یک هیأت تجارتی بزرگ نروژی در تهران هستند و بخش اقتصادی گزارش نتیجه ملاقات آنها را خواهد داد. یک شرکت آمریکایی به نام شرکت منازل ملی، نیمی از یک قرارداد جدید برای خانه های پیش ساخته را دریافت کرد. نیم دیگر توسط یک کنسرسیوم سوئیسی دریافت شد که بخشی از سهام آن آمریکایی است.
آقای لمبراکیس مروری بر مقالات مطبوعات در مورد تظاهرات در سطح کشور نمود. ظاهراً در شیراز، دکتری که به علت توزیع مطالب مخرب دستگیر شده بود، به علت بی اطلاعی قاضی دادگاه عادی از مراحل قانونی مرتبط با این مسئله، به دادگاه نظامی فرستاده شد. آقای ناس متذکر شد که دسترسی به آمار دقیقی از زندانیان آزاد شده و یا بازداشت شده، مشکل است و خاطرنشان کرد که در گزارشات سفارت این امر مدنظر قرار گیرد.
آقای فری گزارشی از دیدار نمایندگان «انستیتوی تخم مرغ و مرغداری آمریکا» و نمایندگان «برنج عموبن» ارائه داد. شرکت اخیر در توزیع تولیدات خود مشکلاتی دارد. فقط 5000 تن از نیم میلیون تن محصول آن به فروش رفته است.
آقای مارتین گفت که دیروز توسط الکساندر وزیر نیروی زمینی در معیت ژنرال گست از نیروی هوایی آمریکا و با حضور دریادار حبیب اللهی از دولت ایران یک یادگاری از کشتی آمریکایی کاران (970 DO) به تیمسار آذری داده شد. در موردی دیگر ما دریافتیم که دولت ایران بعضی از قراردادهای نظامی بلندمدت را که عمدتاً به لوله های آتشبار مربوطند کاهش خواهد داد. آقای جینگلز دو واقعه در شرف وقوع را اطلاع داد. فردا یک فیلم ویدئویی از فروش 14 F در کاروانسرا نمایش داده خواهد شد. روز 12 می به علت گشایش استخر شنای سفارت یک میهمانی داده خواهد شد.
آقای گوئلز، سامی ریچاردسن عضو جدید بخش کنسولی را معرفی کرد.
ناس از آقای فالمر خواست که از وزارت بازرگانی ارقامی از فروش صادرات آمریکا در رابطه با فعالیتهای مرکز توسعه بازرگانی تهران کسب کند.
آقای ددیچ در مورد یک دوره تعلیماتی پلیس تهران برای مأمورین گمرک، همکاری خواهد کرد. او همچنین در مورد دستگیری دو ایرانی در هلند به علت قاچاق هروئین گزارش داد.
آقای بنرمن گزارش داد که رستوران لافونتن اصفهان، تهدیدی به بمب گذاری را قبل از
برنامه شام که برای وزیر الکساندر ترتیب داده شده بود، دریافت نمود. میهمانی وزیر را به هتلشان انتقال دادند. به نظر نمی رسید تهدید علیه گروه آمریکایی بوده باشد.
آقای کارلتون از گزارشات دریافته است که آلمانیها و فرانسویها ممکن است هر یک دو رآکتور دیگر اینجا بفروشند، شایع است که ژاپنیها هم امکاناتی در این مورد دارند. این گونه معاملات ما را در حال تنگنا قرار خواهند داد.
ناآرامی اجتماعی در ایران
سند شماره 31(1)
خیلی محرمانهتاریخ: 14 می 1978 24 اردیبهشت 1357
از: کنسولگری آمریکا، شیراز 15 Aبه: وزارت امور خارجه
جهت اطلاع: کنسولگریهای آمریکا در اصفهان و تبریز
موضوع: ناآرامی اجتماعی در ایران
در تمام طول هفته هفتم ماه مه، شیراز نیز مانند دیگر شهرهای موجود در قلمرو کنسولگری و نیز دیگر شهرهای ایران شاهد موجی از تظاهرات ضدرژیم بود. تلاش تظاهرکنندگان بیشتر بر بزرگداشت چهلمین روز بروز خشونت در تاریخ 30 مارس که 40 روز پس از شورش تبریز که آن هم 40 روز پس از قتل عام ژانویه در قم بود، متمرکز گردیده بود. آنچه مسلم است این است که این دوره های بزرگداشت چهل روزه وسیله ای شده برای بروز احساسات ضدرژیم که در جامعه ایران ریشه های عمیق و گسترده ای دارد. رشد روند رو به خشونت در شیراز حاکی از آن است که بسیاری از ایرانیهای اینجا (و احتمالاً نقاط دیگر کشور) عمیقاً نگران ماهیت حکومت و جنبه های برنامه های نوگرایی در کشورشان می باشند.
ولی وجود این واقعیت که دو گروه، یعنی عناصر نوگرا مرکب از دانشجویان دانشگاهی و نیروهای محافظه کار اسلامی در تظاهرات و خشونتها درگیر بوده اند، ارزیابی علل نهفته در ناآرامیها را دشوارتر و پیچیده تر می سازد و ضرورت آزادیهای سیاسی بیشتر به نظر می رسد که مستقیماً با نادانی محافظه کاران در تضاد است. در حقیقت، خط تمایز بین این دو گروه معمولاً به واسطه جاه طلبیهای بسیاری از عناصر نوگرا نادیده گرفته می شود. در اغلب اوقات چنین به نظر می رسد که این افراد آماده اند تضاد آشتی ناپذیر روند نوآوری را با بنیاد گرایی اسلام تحت الحمایه منتقدین محافظه کار رژیم نادیده بگیرند. گرایش به عدالت اجتماعی در فلسفه اسلامی نیز ظاهراً وحدت عجیب و غریب آنها را منطقی جلوه گر می سازد، چون سبب می شود که نوگرایان و مسلمانان خرافاتی که بیشتر نگران تأثیر این روند نوگرایی بر شکل مذهب خود به صورتی که در میان مردم به آن عمل می شود نه به لحاظ ماهیت فلسفی آن، به نوعی اشتراک هدف برسند.
1- کتاب ششم، ص 797