فروش چادر توسط آنها این است که دیگر نمی توانند پاسخگوی دستمزدهای بالایی باشند که توسط چوپانان جوان درخواست می شود، زیرا کارخانه ها برای به کارگیری این افراد رقابت می کنند. بنابراین آنها اکثر دامهای خود را ذبح کرده اند و به مرغداری مشغول شده اند. وی یادآور شد که بسیاری از دوستانش نیز همین کار را می کنند و تجربیات دولت ایران در مورد آغلهای بزرگ برای دامها در روستاهای مخصوص اسکان چادرنشینان شکست خورده است. وی معتقد است که تعداد گوسفندان موجود در ایران به سرعت و به طور پیوسته کاهش می یابد و پیش بینی کرد که کمبود گوشت در ایران افزایش یابد. وی معتقد است که با تشویق دولت ایران و سیاست قیمت گذاری آزاد، چادرنشینان همچنان قادر خواهند بود احتیاجات گوشتی کشور را تأمین نمایند. اما عدم تشویق دولت به علاوه رقابت دستمزدها در شهر موجب نابودی این فرهنگ و بهترین امید ایران برای خودکفایی از نظر تأمین گوشت می گردد.
گیرندگان: سفارت: قسمت سیاسی: جی. استمپل
کنسولگری: سی. جی. ال. گوئلز
کشاورزی: پی. فری
کنسولگری تبریز
کنسولگری شیراز مک گافی
مذهب و سیاست؛ قم و عواقبش
سند شماره 4(1)
سری غیرقابل رؤیت برای بیگانگان24 ژانویه 1978 4 بهمن 1356
از: سفارت آمریکا، تهران 0961به: وزارت امور خارجه، واشنگتن. دی. سی
مراجع: (A) تهران 0548 (B) تهران 0489 (C) تهران 0665 (D) 77 تهران 124 A
موضوع: مذهب و سیاست؛ قم و عواقبش
خلاصه: آشوبهای مذهبی در طول آخر هفته یعنی 15 14 ژانویه گستردگی پیدا کرد. مصاحبه آقای شریعتمداری با سه خبرنگار خارجی به صورت بارز و بی سابقه ای تکذیب عمومی اظهارات و بیانیه های دولتی بود. به عنوان ماحصل رویدادهای قم می توان گفت، حرکت سازمان یافته مذهبیون، پرقدرت ترین جنبش آنان در مقابل دولت از سال 1963 تاکنون بوده است. مسلمانان به طور کلی اتحاد کاملی ندارند، اما این طور به نظر می رسد که دولت ایران به میزان زیادی برای مقابله از خود عدم اطمینان نشان می دهد. پایان خلاصه.
1 توضیحاتی که ذیلاً خواهید دید شرح وقایعی است که از تماسهایی با ایرانیان نزدیک به رهبران مذهبی و از دو خبرنگاری که با آقای شریعتمداری یا با سایر رهبران مذهبی مصاحبه کرده اند؛ برداشت شده است. ارزیابی و تشخیص سفارت از وقایع مهم و پرمعنی قم و نیز
1- . ٭ کتاب اول، ص 676
عواقب آن در پاراگرافهای 6 تا 9 آمده است.
2 اخبار کاملی که به دست ما رسیده است حکایت از آن دارد که در 15 14 ژانویه تظاهرات وسیع مذهبی در مشهد، آبادان، اهواز، دزفول، خرمشهر، شوشتر، زنجان و شاید شهرهای دیگر دیده شده است. بازار اهواز به مدت 2 روز بسته بود و همچنین گزارش گردید که 50 شهروند اهوازی به علت شرکت در تظاهرات به زور از محل سکونت خود در اهواز به قم تبعید شده اند.
شایعات تأیید نشده حاکی از این است که تعدادی از مردم در آبادان کشته شده اند و نیز در نقاط دیگر هم تعدادی مجروح وجود داشته است. شایعه تأیید نشده ای در تهران حاکی از آن است که سه نفر از مردم به دنبال مجروح شدن در دانشگاه صنعتی آریامهر کشته شده اند (11 و 12 ژانویه). به نظر می رسد بسیاری از ایرانیان گزارشات مربوط به وقایع مذهبی مندرج در روزنامه ها را باور نمی نمایند (مراجع A و C) و اعمال ضدتظاهرات را ملهم از دولت تلقی می کنند.
3 خبرنگارانی که با آیت الله شریعتمداری مصاحبه کرده اند تحت تأثیر صمیمیت او قرار گرفته اند. آیت الله مایل به مصاحبه برای انتشار در روزنامه نبود ولی نهایتاً قانع شده اگر اظهارنظر ایشان با نامشان همراه نباشد برای مردم کمتر معنا خواهد داشت. شریعتمداری مستمراً تأکید می کرد که مایل نیست در کشمکشها با مقامات دولتی درگیر شود. او گفت که او دستور نداده بود بازارهای کشور بسته شوند و وی رهبران مذهبی در شهرها را تشویق کرده است که خودشان تصمیم بگیرند که مراسم یادبود آنهایی که در قم کشته شده اند را برگزار نمایند. به هر حال بیانیه های شریعتمداری که در واشنگتن پست هم آمده است (20 ژانویه) به عنوان یک مبارزه مستقیم با دولت ایران که در تظاهرات اخیر به طور مسلحانه رویاروی مردم قم ایستاده است تلقی می شود.
4 احترامی که از جانب سایر رهبران مذهبی (یا افراد روحانی که در حوزه علمیه شهر قم کار می کنند) که در طول مصاحبه حضور داشتند، نسبت به شریعتمداری واضح و آشکار بود. رهبران مذهبی همگی توافق داشتند که پلیس بیش از حد لزوم خشونت به خرج داده و تیراندازیش به سوی مردم کاملاً بدون انگیزه بوده است.
آیت الله سئوالی مطرح کرد: (که البته توسط مخبرین گزارش نشده است) چرا پلیس از گاز اشک آور و یا از شیلنگ آب پاش برای متفرق کردن مردم استفاده نکرد؟ شریعتمداری و همقطارانش گفتند که جمعیت اصلی حدود 5000 نفر بوده اند. او گفت چیزی حدود 30 نفر به طور پراکنده وقتی تیراندازی شروع شد، کشته شده اند و بعداً تعداد بیشتری کشته شده اند که کل آمار کشته شدگان وقایع اخیر را به هفتاد نفر می رساند. (نظریه: گزارشاتی که سفارت راجع به خبرگزاری پارس دریافت کرده است حاکی از این امر دانست که خبرگزاری بعد از اولین خبرها، آمار کشته شدگان را 76 نفر دریافت کرده است که این رقم به دستور دولت ایران منتشر
نشده است. به قضاوت ما رقم صحیح و درست تر همان آماری است که توسط خبرچینهای مخالفین گزارش شده که ادعا می کنند برای 14 نفر از کشته شدگان به طور رسمی گواهی فوت صادر شده است. (صورت مذاکرات جداگانه). این خبر اخیر از گزارشهای قابل اطمینانی بوده که سفارت به تازگی دریافت کرده است.
5 در ادامه بحث با خبرنگاران خارجی، شریعتمداری همچنین عنوان کرده است که مساجد و مدارس علوم دینی اهواز به مدت پنج روز بسته بوده اند و این بدین علت است که در آنجا روحانیون در جلوی تظاهرکنندگان بوده اند. شریعتمداری و همقطاران او چنین وانمود می کردند که در اکثر شهرهای بزرگ و کوچک رابطینی دارند. دو نفر از روحانیونی که به تازگی از استان خوزستان برگشته اند، از فعالیتهای خود برای سازماندهی در آنجا سخن گفتند. برداشت خبرنگاران این بود که شریعتمداری به عنوان یکی از هشت رهبر بزرگ مذهبی ایران و یا احتمالاً بزرگ ترین و بهترین آنها توصیف کرده اند. بعد از زندانی شدن آیت الله طالقانی و نیز تبعید تنی چند از رهبران مذهبی در پاییز امسال، در واقع شریعتمداری بهترین رهبر مذهبی ایران قلمداد می شود. یک منبع اشاره کرد که در شهر مشهد که یکی از چند شهر عمده مذهبی ایران است هیچ آیت اللهی وجود ندارد. بر طبق پرونده های سفارت، آیت الله شریعتمداری را از سالیان پیش به عنوان یک متفکر پیشرو (به معنی مذهبی آن) و کسی که قویاً و به صورت جدی در مورد اصلاح طلبان اسلامی اواخر قرن نوزدهم مطالعه نموده است، می شناسند. خبرنگاران خارجی توسط افرادی که در حسینیه ارشاد مقام بالا و ارشد و سابقه داری دارند به آیت الله معرفی شده اند. حسینیه مرکزی است مذهبی که با شریعتمداری و دیگر آیت الله ها تماس دارد.
6 تحلیل سفارت: از نقطه نظر سیاسی جالب ترین قسمت مصاحبه شریعتمداری آن است که او اشاره به پوشش و حجاب زنان می کند و آن را مربوط به خودشان می داند، و نیز عنوان می کند که اسلام مخالف اصلاحات ارضی نیست و اگر مخالفتی است مربوط به روش اجرایی آن است که دولت عناصر خاصی را برای انقلاب شاه و مردم در نظر گرفته است. دو نفر از واسطه های محلی ما که به امور و جریانات مذهبی آشنا هستند اعتقاد دارند اگر شریعتمداری بتواند از این موقعیت که در حال حاضر دارد به عنوان محور اصلی گردهمایی مخالفین مذهبی استفاده کند می تواند جهت حرکت نهضت را به دست کسانی بدهد که تا به حال از مخالفتهای سیاسی دور بوده و به مذهب ارتجاعی هم علاقه ندارند و اعضاء طبقه متوسط ایران هستند.
7 در ماههای آتی سفارت سعی خواهد داشت که بر روی وظیفه ذاتاً دشوار یادگیری بیشتر درباره عناصر دینی جنبش مخالفین منجمله عقایدی که در حال حاضر هم مترقیون و هم مرتجعین آنها را باور دارند کار کند. به هر حال آنچه که واقعه قم و عواقب آن انجام داده این بوده که مخالفت دینی را به جایگاه نمایان و برجسته تری در بین کسانی که تا این جا از اعطای آزادیهای اخیر نفع برده اند کشانده است. پیروزیهای آیت الله ها و ملاها در ایجاد تجمعاتی مثل
وقایع قم تحسین برانگیز است. هر چند برای آنها مشکل خواهد بود که در غیاب رویدادهای تبلورساز (تحقق بخش) دیگر، صرفاً برای مقاصد سیاسی، تظاهرات فوری برپا کنند. (تظاهرات قم به دنبال درج مقاله ای در روزنامه اطلاعات شروع شد که در آن مقاله به رهبر دینی و تبعیدی ایرانیان، خمینی، به شدت حملاتی شده بود.) برای مثال در این مورد تردید وجود دارد که آیا در آینده نزدیک بتواند جهت حمایت از یک قانون یا برای تظاهرات به نفع اصلاح قانون اساسی بسیج شوند. به هر حال ترکیب و آمیزش بالقوه سیاست و دین چیزی است که شاه و دولت ایران را از خطر دخالت روحانیت در سیاست آگاه کرده است.
8- به نظر می رسد نخستین علایم حاکی از آن است که دولت ایران قادر نبوده است طبقه متوسط ایرانی را با این شعار که: تظاهرات مذهبی قم تلاش نومیدانه مرتجعین بوده است، به طرف خود جلب کرده و آنها را به نفع خود بسیج نماید. با این وجود هستند کارگران، روستاییان، کسبه، کارمندان دولت، دانش آموزان و بعضی از روشنفکرانی که بنا به حس وظیفه شناسی به نفع دولت ایران تظاهرات کنند. ولی حتی این امر هم باعث نشده که طبقه متوسط ایرانی به دولت نزدیک شود. البته خطر بالقوه این است که امکان دارد دولت کنترل خود را روی عوامل مذهبی خود از دست بدهد. در ظرف 15 سال اخیر سیاستهای ایران ذاتاً به سویی هدایت شده اند که رهبران مذهبی که خواستار تغییرات اساسی هستند کاملاً از غیرمذهبیونی که طرفدار مدرنیزه شدن ایران هستند، دور نگاه داشته شوند، چرا که نوع این برخورد مسلماً خطرناک خواهد بود و به این جهت باید حتماً از آن احتراز شود.
9 بنابر آنچه گذشت، آمریکا و سایر دول خارجی خود را مستقیم و یا غیرمستقیم در حمله به دولت ایران دخالت نداده اند. تمایل تنفر از بیگانه به طرز عمیقی در مسلمین اصلاح طلب دیده می شود. به هر حال، مشکل بتوان پیش بینی کرد که وضع موجود تا چه حد قابل دوام است، مگر این که زمانی برسد که آیت الله های مترقی قادر به اعمال نفوذ باشند، و این نفوذ را به طرزی دقیق و اکید روی مقلدین خود (از طریق وضع مقررات سخت) پیاده کنند. و این مسئله به خاطر تجارب گذشته محتمل به نظر می رسد، خصوصاً اگر این وسط مارکسیست های اسلامی آب را گل آلود کنند. سولیوان
تظاهرات در استان خوزستان
سند شماره 5
خیلی محرمانه25 ژانویه 1978 5 بهمن 1356
از: کنسولگری آمریکا، شیراز، 4 Aبه: وزارت امور خارجه
رونوشت: کنسولگریهای آمریکا در تبریز و اصفهان
موضوع: تظاهرات در استان خوزستان
در 18 ژانویه چندین تظاهرات عظیم به طرفداری از دولت توسط شعبه خوزستانی حزب رستاخیز در اهواز، آبادان و خرمشهر سازماندهی شد، گردهمایی اهواز تاکنون بزرگ ترین
راهپیمایی بوده است و تخمین رسمی شرکت کنندگان برابر 90000 نفر می باشد (منابع خصوصی که کارمند گزارشگر با آنها تماس گرفته نیز عموماً با این رقم موافقند.) شرکت کنندگان در تظاهرات آبادان و خرمشهر به ترتیب برابر 65 و 45 هزار نفر بود. هدف عنوان شده برای برپایی تظاهرات «محکوم کردن توطئه های عوامل امپریالیسم و تأیید بر یکپارچگی ملت ایران» می باشد. هر یک از این راهپیماییها با هماهنگی بسیار برپا شده بود و در آنها دانش آموزان سرودهای میهن پرستانه می خواندند و سخنرانان به نمایندگی از اقشار مختلف مردم به ذکر و تحسین فواید انقلاب شاه و مردم می پرداختند. بنا به گفته چند تن از منابع، این جمعیت بزرگ (حداقل در اهواز) بیشتر در نتیجه فشار اعمال شده بر کارخانجات و مؤسسات داخل و خارج شهر مبنی بر فرستادن کارمندان و اعضای خود برای شرکت در تظاهرات، گرد آمده بود تا اینکه به خاطر حمایت واقعی تظاهرکنندگان از رژیم باشد. یک شرکت معتبر (شرکت خدمات نفتی) بخشنامه ای صادر کرد که به موجب آن کلیه کارکنان ایرانی به منظور شرکت در راهپیمایی از کار معاف شده بودند. همسر آمریکایی یک مرد ایرانی گزارش می دهد که برای شرکت وی در این راهپیمایی فشار زیادی اعمال شده بود.
در روزهای قبل از این تظاهرات عناصر ناراضی نیز در اهواز فعال بودند. چندین تظاهرات که ظاهراً ماهیت خودجوشی داشتند در شهر به وقوع پیوست. در یک مورد گروهی از تظاهرکنندگان در حالیکه شعارهایی علیه شاه می دادند در طول بازار راهپیمایی کردند. در یک مورد دیگر گروهی از معترضین پس از استماع یک سخنرانی ضددولتی از مسجد حسینی خارج شده و به یک خودروی پلیس حمله کردند. این مسجد که بزرگ ترین مسجد اهواز است متعاقباً بسته می شود. چندین روز پس از برپایی راهپیمایی حزب رستاخیز و هنگامی که کارمند گزارشگر از شهر بازدید می کرد گروههای گشتی پلیس به نحو گسترده ای در محله های پایین شهر اهواز حضور داشتند که حاکی از نگرانی مسئولین از احتمال فعالیتهای بیشتر ناراضیان بود.
نظریه:
ظاهراً راهپیمایی های طرفداری از دولت در خوزستان دارای همان ماهیت تلاشهای دولت در سایر نقاط است و به منظور تحریک حمایت مردم از سلطنت و محکوم کردن فعالیتهای «ضد مملکتی» توسط گروههای ناراضی می باشد. واضح است که دولت امیدوار است تا با برپایی این تظاهرات ندای مخالفین را که طی شش ماهه اخیر در نتیجه اعطای آزادیهای بیشتر بروز کرده است، خفه کند.
به هر حال فشار آشکاری که بر روی سازمانها و مؤسسات مختلف برای وادار کردن کارکنانشان به شرکت در راهپیمایی ها اعمال می شود بیانگر این نکته است که دولت نیز خود در مورد میزان طرفداری توده ها از رژیم در شک و تردید است.
فعالیتهای مخالفین نیز نامنظم می باشد. در عین حالی که چنین فعالیتهایی دارای یکپارچگی
ظاهری می باشد و به خوبی نشان می دهد که احساسات ضدرژیم در خوزستان زنده است، با این وجود مشخص نیست به استثناء مخالفت با دولت، بین گروهی که در خارج مسجد حسینی به خودروی پلیس حمله کردند و کسانی که در تظاهرات بازار شرکت کردند، چه وجه مشترک دیگری وجود داشته است.
حدس زده می شود که گروه اول بیانگر نظریات محافظه کاران در اهواز باشند اما یکی از تجاری که معمولاً آگاهی خوبی در مورد مسایل دارد گزارش می دهد که اکثر افراد گروه دوم از جمع دانشجویان بوده اند و بنابراین احتمال دارد که دارای عقاید چپ گرایانه باشند.
تامست
تظاهرات دانشجویان، تحولات ایران، ناآرامی در طبقه متوسط جامعه
سند شماره 6
محرمانه12 فوریه 1978- 23 بهمن 1356
از: جان استمپلبه: وزارت امور خارجه آمریکا، واشنگتن دی. سی.
حاضران: جان استمپلکنث ای. هاس، مسئول بخش سیاسی سفارت آمریکا
تورج ناصری، استاد دانشکده فنی آریامهر
تاریخ و مکان: 12 فوریه 1978 - رستوران تیفانی
موضوع: تظاهرات دانشجویان، تحولات ایران، ناآرامی در طبقه متوسط جامعه
شرح حال:
استاد ناصری شخصی بسیار صریح اللهجه و استاد مهندسی سازه در دانشکده فنی آریامهر است. او که متأهل است و یک فرزند دارد از خانواده ی ناصری های اصفهان است (هیچ نسبتی با رئیس ساواک ندارد). خانواده ی او روابط نزدیکی با مقامات مملکتی دارد و شخصاً با چنان اطمینانی در مورد برخی مسایل مربوط به دربار و دولت صحبت می کند که گویی اطلاعات خود را از منبع بسیار موثقی به دست آورده است. دکتر احمد مینایی، دبیر کل RCD، یکی از بستگان نزدیک آقای ناصری است. ناصری شخصی است که درباره مسایل اجتماعی و جایگاه خود در جامعه بسیار می اندیشد. او هشت سال در انگلستان تحصیل کرده و مدرک دکترای مهندسی عمران دارد. برادرش که هم اینک در آمریکا تحصیل می کند از دوستان صمیمی کارمند سابق سفارت، متیو وارد است.
حقوق بشر و ناراضیان:
ناصری گفت که دانشجویان از سیاست دولت ایران برای گشایش فضای سیاسی و اجازه برپایی تظاهرات برای ابراز و تحمیل عقاید سیاسی خود سود جسته اند. او با بسیاری از همکاران دانشگاهی اش که معتقدند دانشجویان به حق از مسایل آموزشی و اداری شکایت
دارند، مخالف است و می گوید هر چند مشکلات آموزشی و اداری را نباید کتمان کرد ولی تظاهراتی که ظرف شش ماه گذشته در دانشکده فنی آریامهر صورت گرفته است تقریباً به کلی به مسایل سیاسی مربوط بوده- یعنی آزادی سخن و تمایل به داشتن فعالیت های سیاسی بیشتر. ناصری شاهد بسیاری از تظاهرات دانشجویان در دانشکده فنی آریامهر در سال جاری بوده و معتقد است که پلیس در برخورد با تظاهرکنندگان خویشتنداری بیشتری نسبت به سال گذشته از خود نشان می دهد هر چند فعالیت های سال جاری بیشتر از سال گذشته بوده است. هنوز هم پلیس برای آرام کردن وضعیت به داخل دانشگاه می ریزد ولی معمولاً تا زمانی که تحریکی انجام نشود وارد عمل نمی شود و کلاً با خشونت کمتری با دانشجویان برخورد می کند. دانشکده فعلاً به خاطر فصل برگزاری امتحانات، که دارد به پایان می رسد، آرام است.
ناصری گفت که دانشکده فنی آریامهر از همان اول رهبری تظاهرات دانشجویی را به دست داشت. سالهاست که بهترین دانش آموزان ایرانی رشته مهندسی را انتخاب می کنند، و اکثر آنها حتی خیلی بیشتر از دانشجویان رشته علوم اجتماعی در دانشگاههای دیگر ایران مطالب سیاسی می خوانند. او با خنده می گوید شاید دانشجویان باهوش ایرانی از خواندن مطالب ریاضی درس های مهندسی حوصله شان سر رفته است و دنبال راه دیگری می گردند تا در اوقات فراغتشان ابراز وجود کنند. او می گوید که رشته های مهندسی دانش آموزان بسیار باهوش را به خوب جذب کرده است، زیرا راه پیشرفت آنها در این رشته ها بازتر است.
ناصری از سیاست های حقوق بشر رییس جمهور کارتر حمایت کرد و گفت که هر چند بسیاری از همکارانش از ملایم تر شدن لحن دولت کارتر قدری سرخورده شده اند ولی به نظر او این کار برای گذاشتن تأثیر سیاسی بیشتر ضروری است. ناصری معتقد بود که سیاست حقوق بشر آمریکا تا بحال خیلی خوب بوده است- یعنی آوردن فشار ولی نه به اندازه ای که ایجاد واکنش کند. (توضیح: ناصری در مقام یک استاد دانشگاه نظرات بسیار پخته تری درباره مسئله کمونیسم در ایران نسبت به دیگر استادانی داشت که تا به حال استمپل با آنها صحبت کرده است.)
پیشرفت و توسعه در ایران:
ناصری معتقد بود که پیشرفت و توسعه در ایران با چنان شتابی رخ داده است که طبقه متوسط و مدرنیست های نوظهور دارند حس هویت ملی خود را از دست می دهند. او گفت که حرص ثروت اندوزی به ارزش اصلی جامعه تبدیل شده که نگرانی از آینده مملکت نیز با آن همراه است. از نظر او پدیده ای که شماری از مسئولان سرویس خارجی آمریکا خاطرنشان کرده اند کاملاً درست است: ایرانی های موفق به دنبال یک راه فرار هستند- یعنی گرین کارت آمریکا- تا در صورت وخیم شدن اوضاع، بتوانند از کشور بگریزند. ناصری گفت که بسیاری از دوستانش به او توصیه کرده اند که تدریس در دانشگاه را رها کند و به دنبال «پول» باشد.
او افزود که بسیاری، اگر نگوییم اکثر، استادان دانشگاه فقط تماس خود را با دانشگاه حفظ کرده اند تا بتوانند بهتر به سایر فعالیت های سود آور خود مشغول شوند.
ناصری برای روشن کردن آنچه ضعف اصلی پیشرفت جاری در ایران می داند، صحبت هایی را که اخیراً با یک استاد مدعو چینی داشت برایمان بازگو کرد. استاد چینی به ناصری گفته بود که ایران ترجیح می دهد ماشین آلات را از خارج کشور وارد کند زیرا این ماشین آلات بازده بیشتری دارند، ولی در چین ارجحیت به ساختن ماشین آلات در داخل کشور داده می شود حتی اگر 20 درصد بازده داشته باشند. استاد چینی گفته بود که چین می تواند ظرف پنج سال ماشین هایی بسازد که بین 80 تا 90 درصد بازدهی دارند ولی ایران هنوز به تکنولوژی خارجی وابسته خواهد بود. ناصری معتقد بود که ایران پیشرفت و توسعه ی اقتصادی سریع را به پرورش توانایی ها در داخل ترجیح می دهد. او گفت که چنین تصمیماتی را عده اندکی اتخاذ می کنند، و این مسایل در درون «یک نظام سیاسی یا غیر آن» بحث نمی شود. او بدون ذکر نام شرکت ها، گفت که چند شرکت عمرانی ایرانی هستند که مدیرانشان از مهندسی چیزی نمی دانند. یک چنین چیزی در کشورهای توسعه یافته امکان ندارد. مهندسان ایرانی که دست به تأسیس شرکت های عمرانی می زنند نمی توانند قراردادی به دست آورند، بلکه در ایران چیزی که مهم است، پارتی بازی است، و توانایی های فنی در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. شرکت های عمرانی در ایران صرفاً نقش پیمانکار شرکت های عمرانی غیر ایرانی را ایفا می کنند. بعد از 15 سال سابقه ی سدسازی، هر کسی فکر می کند که ایران باید صادرکننده تکنولوژی سدسازی و توانایی های عمرانی به کشورهای دیگر باشد، ولی هنوز شرکت های ایرانی متکی به مهندسان خارجی هستند.
او بزرگترین مشکل ایران را اینگونه خلاصه کرد: در ایران، تکنسین های باکفایت مورد اعتماد نیستند، و آنهایی هم که مورد اعتمادند کفایت ندارند. تا وقتی مملکت پول دارد شاید هیچ مشکلی پیش نیاید، ولی وقتی پول تمام شد چه باید کرد؟
نگرانی طبقه متوسط جامعه:
سیاست های توسعه که در بالا ذکر شد به همراه افزایش نفوذ مذهب و خصومت با رژیم بخش عظیمی از طبقه متوسط جامعه را به شدت نگران ساخته است. بسیاری از آنها، هر چند بروز نمی دهند، ولی احساس می کنند که شورش های قم و ابراز احساسات مذهبی در سرتاسر کشور به معنای این است که جناح راست مرتجع نهایتاً قدرت را در مملکت به دست خواهد گرفت، که نتیجه ی آن یا به راه افتادن حمام خون برای طبقه متوسط (مانند عراق 1958) و یا از بین رفتن فرصت های اقتصادی خواهد بود. تعدادی از دوستان ناصری می گویند از آنجا که مردم به دلیل بی حجاب بودن همسرانشان در خیابان به آنها ایراد گرفته اند، مطمئن شده اند که آخر و عاقبتِ کشور همین خواهد شد. البته این مسئله ی بسیار مهمی نیست، ولی این احساس