رسیده اند. درگیری آشکار بین جوخه های سازمان دفاع غیرنظامی و نیروهای دفاع از خود می تواند سبب گسترش سریع شورشها گردد. مردم در عین ناراضی بودن از وضع موجود، هوادار عکس العمل محافظه کارانه می باشند. به طور مثال، با وجود این که اقلیت کوچکی از دانشجویان واقعاً معترض هستند، ولی 45% کل دانشجویان در جلسه ملاقات با رئیس دانشگاه حاضر شدند و استفاده از ماشینهای آب پاش توسط پلیس جهت متفرق ساختن این جمعیت موجب افزایش پیروان افراطیون گردید. مقامات آمریکایی اکنون در حال هشدار دادن به آمریکاییها هستند در حالی که هفته ها بود که می گفتند نباید از چیزی ترسید. به نظر من در حال حاضر هیچ گونه خطری آمریکاییان یا منافع آمریکا را تهدید نمی کند. اگر آرامش کوتاهی برقرار شود، ترس آمریکاییهای مقیم این شهر از بین خواهد رفت. ولی بحرانی شدن اوضاع، امنیت شخصی آمریکاییان را به خطر انداخته و ممکن است پرسنل مشغول به کار در پروژه های آمریکایی هدفهای بزرگ ثانوی تظاهرات وسیع قرار گیرند.
در حالی که روحیه تظاهرات گسترش می یابد، ظاهراًتنها مداخله خارجی می تواند مانع از بروز خشونت بیشتر گردد. در حقیقت این رویداد خارجی ممکن است تا به حال به وقوع پیوسته باشد. کودتای کمونیستی در کشورهمسایه ایران یعنی افغانستان که گویا تحت پوشش تظاهرات مذهبی و محافظه کارانه انجام گرفته، تأثیر هشیار کننده ای داشته است چون سه روز است که تظاهراتی برگزار نشده است. اگر تظاهرکنندگان متقاعد شوند که تظاهرات آنها کمکی به پیشبرد اهداف کمونیستی خواهد بود، سعی خواهند کرد جنجال آنچنانی برپا نکنند. با این حال، حتی اگر اصفهان آرام شود، مشخص شده که عناصر ارتجاعی مذهبی قادرند حمایت بسیاری از مردم را جلب کرده و جمعیت عظیمی را برای برپایی تظاهرات جذب نمایند؛ و در عین حال نیز ابایی ندارند. این موضوع یک نتیجه گیری عمومی است و مربوط به رویدادی خاص نمی باشد و همچنان ثبات کشور را تهدید خواهد کرد. حتی اگر این تظاهرات و آشوبها به آرامش کشانیده شود. مک گافی
خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی
سند شماره 30(1)
خیلی محرمانه10 می 1978 20 اردیبهشت 1357
خلاصه مذاکرات هیأت مسایل مملکتی
کاردار در غیاب سفیر سولیوان، که در یک کنفرانس مطالعات آمریکایی تحت نظر آژانس ارتباطات بین المللی در شیراز شرکت کرده بود، ریاست جلسه را به عهده داشت. آقای ناس از آقای جینگلز خواست که لیستی از کمیته های سفارت تهیه و جدولی از جلسات کمیته ها را قبل از آمدن بازرسان فراهم کند. دیشب آقای ناس مستمع یک سخنرانی تحت عنوان «بی اثری
1- کتاب اول، ص 720
سیاست خارجی آمریکا» از آقای شاهی مشاور خارجی پاکستان که از ایران بازدید می نماید، بود.
آقای زیشک گزارش داد که تظاهرات در دانشگاه پهلوی، بر جلسات کنفرانس مطالعات آمریکایی تأثیری نگذاشت. دیروز تهدیدی مبنی بر بمب گذاری در انجمن ایران و آمریکا در اصفهان صورت گرفت. ساختمان بلافاصله تخلیه گردید اما بمبی کشف نشد.
ژنرال سکورد (Secord) گفت که هیأت مستشاری نظامی گزارشاتی مبنی بر تظاهراتی که دیروز در تبریز انجام شد، دریافت داشته است.
آقای بروین گفت که یک هیأت تجارتی بزرگ نروژی در تهران هستند و بخش اقتصادی گزارش نتیجه ملاقات آنها را خواهد داد. یک شرکت آمریکایی به نام شرکت منازل ملی، نیمی از یک قرارداد جدید برای خانه های پیش ساخته را دریافت کرد. نیم دیگر توسط یک کنسرسیوم سوئیسی دریافت شد که بخشی از سهام آن آمریکایی است.
آقای لمبراکیس مروری بر مقالات مطبوعات در مورد تظاهرات در سطح کشور نمود. ظاهراً در شیراز، دکتری که به علت توزیع مطالب مخرب دستگیر شده بود، به علت بی اطلاعی قاضی دادگاه عادی از مراحل قانونی مرتبط با این مسئله، به دادگاه نظامی فرستاده شد. آقای ناس متذکر شد که دسترسی به آمار دقیقی از زندانیان آزاد شده و یا بازداشت شده، مشکل است و خاطرنشان کرد که در گزارشات سفارت این امر مدنظر قرار گیرد.
آقای فری گزارشی از دیدار نمایندگان «انستیتوی تخم مرغ و مرغداری آمریکا» و نمایندگان «برنج عموبن» ارائه داد. شرکت اخیر در توزیع تولیدات خود مشکلاتی دارد. فقط 5000 تن از نیم میلیون تن محصول آن به فروش رفته است.
آقای مارتین گفت که دیروز توسط الکساندر وزیر نیروی زمینی در معیت ژنرال گست از نیروی هوایی آمریکا و با حضور دریادار حبیب اللهی از دولت ایران یک یادگاری از کشتی آمریکایی کاران (970 DO) به تیمسار آذری داده شد. در موردی دیگر ما دریافتیم که دولت ایران بعضی از قراردادهای نظامی بلندمدت را که عمدتاً به لوله های آتشبار مربوطند کاهش خواهد داد. آقای جینگلز دو واقعه در شرف وقوع را اطلاع داد. فردا یک فیلم ویدئویی از فروش 14 F در کاروانسرا نمایش داده خواهد شد. روز 12 می به علت گشایش استخر شنای سفارت یک میهمانی داده خواهد شد.
آقای گوئلز، سامی ریچاردسن عضو جدید بخش کنسولی را معرفی کرد.
ناس از آقای فالمر خواست که از وزارت بازرگانی ارقامی از فروش صادرات آمریکا در رابطه با فعالیتهای مرکز توسعه بازرگانی تهران کسب کند.
آقای ددیچ در مورد یک دوره تعلیماتی پلیس تهران برای مأمورین گمرک، همکاری خواهد کرد. او همچنین در مورد دستگیری دو ایرانی در هلند به علت قاچاق هروئین گزارش داد.
آقای بنرمن گزارش داد که رستوران لافونتن اصفهان، تهدیدی به بمب گذاری را قبل از
برنامه شام که برای وزیر الکساندر ترتیب داده شده بود، دریافت نمود. میهمانی وزیر را به هتلشان انتقال دادند. به نظر نمی رسید تهدید علیه گروه آمریکایی بوده باشد.
آقای کارلتون از گزارشات دریافته است که آلمانیها و فرانسویها ممکن است هر یک دو رآکتور دیگر اینجا بفروشند، شایع است که ژاپنیها هم امکاناتی در این مورد دارند. این گونه معاملات ما را در حال تنگنا قرار خواهند داد.
ناآرامی اجتماعی در ایران
سند شماره 31(1)
خیلی محرمانهتاریخ: 14 می 1978 24 اردیبهشت 1357
از: کنسولگری آمریکا، شیراز 15 Aبه: وزارت امور خارجه
جهت اطلاع: کنسولگریهای آمریکا در اصفهان و تبریز
موضوع: ناآرامی اجتماعی در ایران
در تمام طول هفته هفتم ماه مه، شیراز نیز مانند دیگر شهرهای موجود در قلمرو کنسولگری و نیز دیگر شهرهای ایران شاهد موجی از تظاهرات ضدرژیم بود. تلاش تظاهرکنندگان بیشتر بر بزرگداشت چهلمین روز بروز خشونت در تاریخ 30 مارس که 40 روز پس از شورش تبریز که آن هم 40 روز پس از قتل عام ژانویه در قم بود، متمرکز گردیده بود. آنچه مسلم است این است که این دوره های بزرگداشت چهل روزه وسیله ای شده برای بروز احساسات ضدرژیم که در جامعه ایران ریشه های عمیق و گسترده ای دارد. رشد روند رو به خشونت در شیراز حاکی از آن است که بسیاری از ایرانیهای اینجا (و احتمالاً نقاط دیگر کشور) عمیقاً نگران ماهیت حکومت و جنبه های برنامه های نوگرایی در کشورشان می باشند.
ولی وجود این واقعیت که دو گروه، یعنی عناصر نوگرا مرکب از دانشجویان دانشگاهی و نیروهای محافظه کار اسلامی در تظاهرات و خشونتها درگیر بوده اند، ارزیابی علل نهفته در ناآرامیها را دشوارتر و پیچیده تر می سازد و ضرورت آزادیهای سیاسی بیشتر به نظر می رسد که مستقیماً با نادانی محافظه کاران در تضاد است. در حقیقت، خط تمایز بین این دو گروه معمولاً به واسطه جاه طلبیهای بسیاری از عناصر نوگرا نادیده گرفته می شود. در اغلب اوقات چنین به نظر می رسد که این افراد آماده اند تضاد آشتی ناپذیر روند نوآوری را با بنیاد گرایی اسلام تحت الحمایه منتقدین محافظه کار رژیم نادیده بگیرند. گرایش به عدالت اجتماعی در فلسفه اسلامی نیز ظاهراً وحدت عجیب و غریب آنها را منطقی جلوه گر می سازد، چون سبب می شود که نوگرایان و مسلمانان خرافاتی که بیشتر نگران تأثیر این روند نوگرایی بر شکل مذهب خود به صورتی که در میان مردم به آن عمل می شود نه به لحاظ ماهیت فلسفی آن، به نوعی اشتراک هدف برسند.
1- کتاب ششم، ص 797
با وجود این که ایران از دیرباز شاه داشته است، سنت جهان وطنی اسلامی وحدت بین نوگرایان و محافظه کاران را در مخالفت با رژیم سهولت بخشیده است. روشنفکران صادق نیز اغلب اوقات نگران عدم تجانس نوگرایی در محیط مستبدانه سلطنتی می باشند. حتی کسانی که مایلند اعتبار و ارزش مهارتهای سیاسی شاه را به رسمیت بشناسند نیز فضای سلطنتی و بی فکریهایی که شاخص اطرافیان سلطان است را به دیده تحقیر می نگرند. آنها نسبت به حضور همه گیر سلطنت در عصری کاملاً پیشرفته و پیچیده بدبین بوده و با توسل به فرضیه اخوت اسلامی سعی دارند هم به یک سیستم جایگزین و هم به انگیزه ای برای مشارکت با محافظه کاران دست یابند.
بعضی از نوگرایان علناً این نوع مشارکت را وسیله ای برای سهولت در نیل به هدف توصیه کرده، و بعضی دیگر از حمله عناصر مارکسیست بدون هیچ گونه تردید و دودلی در مقام بهره برداری از احساسات ضدرژیمی محافظه کاران برای رسیدن به اهدافی که مورد تأیید محافظه کاران نیست، برآمده اند. با این حال در جنوب ایران، نشانه ها حکایت از آن دارد که نوگرایان شرکت کننده در فعالیتهای ضدرژیم دنباله رو یک حرکت محافظه کارانه می باشند. این نوگرایان به جای این که پیشاهنگان نهضت باشند، دستخوش موج محافظه کاری شده اند. در این روند نیز ظاهراً چند عامل دخیل است که عبارتند از: اولاً، علیرغم تغییرات بسیار فاحش دو دهه گذشته، ایران (خارج از تهران) هنوز هم جامعه ای است که مدرنیزاسیون به طور کامل در آن جامه عمل نپوشیده است. حتی عناصر عمده ای در میان جمعیتهای سریعاً روبه رشد مراکز شهری چون شیراز، اهواز، آبادان، خرمشهر، کرمان و بندرعباس در همین اواخر از محیطهای سنتی زیست در شهرکها و روستاها اخراج شده اند. ثانیاً در بخش نو شده جامعه، بسیاری از عناصر از سیاست رویگردان شده اند. ثالثاً همان گونه که قبلاً گفته شد، آن دسته از نوگرایان فعال، به استثناء مارکسیستها، اغلب تعریف واضحی از اهداف خود ارائه نکرده اند، آنها می دانند که با چه چیزی مخالفت می کنند، ولی تصویر واضحی از مطلب مورد حمایت خود ندارند. نهایتاً، محافظه کاران، حداقل این قدرت تفکر را دارند که بدانند خواستار جامعه ای هستند که عاری از صفات «غیر اسلامی» باشد. این امر متشکل بر خلاصی یافتن از چنگال رهبری است که دفاع از دین را در صدر برنامه های خود قرار نداده و در واقع هوادار مسایلی از قبیل آزادی زن می باشد، ولی در اینجا تغییر وضع اقتصادی را که سبب بهبود وضع زندگی بسیاری از ایرانیان از جمله خود محافظه کاران شده، نادیده می گیرند.
عدم تحقق اهداف محافظه کاران در باب ایجاد اقتصادی صنعتی در جامعه ای که در یک قالب قرون وسطایی کامل با زنان چادری و اجرای احکام مذهبی (شریعت) قرار می گیرد، تأثیر بسیار کمی بر مشکل عملی حکومت در ایران می گذارد. اولین و مهم ترین واقعیت این است که رژیم با نارضایتیهای وسیعی روبروست که نتایج مستقیم و اجتناب ناپذیر روند نوآوری در میان بخش اعظم جمعیت ایرانی است که از عصر جدید بویی نبرده اند. تغییر روند نوآوری تقریباً
غیرقابل تصور است، اما پیشرفت این روند توأم با افزایش ناآرامی در میان کسانی است که با بسیاری از تجلیات آن مخالف هستند و یا از نتایج این تجلیات هراس دارند. گرچه محافظه کاران فاقد قدرت لازم برای واپسگرایی می باشند، ولی می توانند پیشرفت را کندتر کنند. یکی از مسایلی که وضع را پیچیده تر می کند این است که آن دسته از فعالان سیاسی که در منتهی الیه طیف اجتماعی قرار دارند، نگران چیزی بوده اند که آن را اشتباه تاریخی می خوانند و بدون تردید خواستار آزادیهای سیاسی بیشتری خواهند شد و در این راه در صورت تشخیص ضرورت حتی با نیروهای ارتجاعی نیز همگام خواهند شد.
رژیم نیز که با این دو تنگنای سیاسی و مشابه روبرو است شاید بخواهد درصدد بهره برداری از عکس العمل مخالفت شدید نوظهور تجددگرایان که تا به حال در زمره عناصر غیرسیاسی ایران بوده اند، برآید. این افراد که شامل کارمندان دولتی، تکنوکراتها، افسران نظامی، تجار (در برابر بازاریها که از جمله سنت گرایان محسوب می شوند) می باشند، اصولاً مایل به دنبال کردن حرفه و مسایل شخصی خود بوده اند. ولی در حال حاضر خود را با ناآرامیهای دانشگاهی و اختلال در امور تجاری به خاطر بزرگداشت شهادت قهرمانان این شهر و آن شهر و افزایش موجبات رنجش خاطر در حیات خود روبرو می بینند، به این ترتیب ذهن خود را با راه حلهای فاشیستی مشغول می دارند تا بتوانند خشونتهایی را که دامنگیر بسیاری از شهرها شده از بین ببرند. نداهای گهگاه در رابطه با برخورد آگاهانه با چماق به دستها و عناصر ضددولت حاکی از آن است که رژیم نیز همین روش را مدنظر داشته و شاید تا به حال آن را رد نکرده است. تغییر جهت به سمت سیاست اعطای آزادیها، که به عناصر ناراضی ایرانی اجازه ابراز عقیده داده است، می تواند سبب پایان گرفتن تجلیات علنی ناآرامیهای اجتماعی ناشی از روند نوآوری گردد، اما گمان نمی رود که قادر به تغییر علل ریشه ای آن باشد.
با این همه، با نظر به گذشته واضح است که پیش از آن که صدها گل جوانه کند، سرکوب و سانسور نتوانسته است مانع از پدیدار گشتن ناآرامی اجتماعی، که اکنون در همه جا به چشم می خورد، گردد. تامست
خلاصه گزارش هیأت مسایل مملکتی
سند شماره 32(1)
خیلی محرمانه17 می 1978 27 اردیبهشت 1357
خلاصه گزارش هیأت مسایل مملکتی
سفیر جلسه را با ذکر این که اخیراً اوضاع تا حدی آرام شده است، افتتاح کرد. او گفت مایل است بداند دقیقاً به پلیس چه دستوری در صورت وقوع اغتشاشات داده شده است.
با رأی «سنا» در مورد فروش جت به عربستان سعودی، مصر و اسرائیل، اینک راه برای
1- کتاب اول، ص 722
پیشروی در برخی از فروشهای نظامی ما باز است. ژنرال گست و آقای مارتین با ایرانیان مشورتی خواهند کرد و سپس گزارشی به واشنگتن ارسال خواهند نمود.
سفیر شایعاتی را که در مورد برقراری یک اجلاس سطح بالای انستیتو اسپن (ASPEN) در تهران وجود دارد، مورد بحث قرار داد. طبق گزارشات، ادوارد هیث و شاید هنری کیسینجر در میان هیأت نمایندگی خواهند بود. سفیر از آقای وستلی در مورد گزارش چگونگی سرمایه گذاری پرسید. اولین پیش نویس در دسترس است اما کارش تا ژوئیه پایان نخواهد یافت. سپس سفیر مسئله دستورالعمل مربوط به شرکت نفت کرسنت را پیش کشید و گفت که احساس می کند آنها باید وکلای خود را اول اینجا بفرستند. آقای ناس گفت که او پیش نویس این مطلب را تهیه خواهد کرد.
گفته شد که خانم استوبالدوین نخواهد آمد.
هنوز جوابی در مورد تولیدات خشخاش و کمک به پاکستان نرسیده است: دکتر استمپل در مشهد است اما آقای لمبراکیس با آقای ددیچ صحبت خواهد کرد.
سفیر گفت که از آقای «بش» خواسته تا ارقام مربوط به وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه را استخراج کند. شاه و دیگران گفته اند 50% واردات نفت آمریکا از خاورمیانه است. طبق آمار، رقم واقعی 17% است.
آقای ناس گفت که او با آقای نوسنزو (Nosenzo) صحبت کرده بود و اکنون قبل از آن که منصور را ببیند منتظر یک تلکس است. او گفت به نظر می رسد که تدارک و آمادگی برای بازرسی خوب پیش می رود. وی همچنین خواست که رئیس هر بخش از احتیاجات پیش بینی شده بخش خود در سال آینده، یادداشتی تهیه کند تا پول اضافی پیش بینی شده بودجه وزیرمختار بهتر تقسیم شود. آقای شلنبرگر خبر از یک ضیافت ناهار انجمن ایران و آمریکا با دانیل لرنر در آینده داد، موضوع بحث «وسایل ارتباط جمعی و اثر آن بر پیشرفتهای اجتماعی در ایران» خواهد بود. واقعه آتی دیگر نمایشگاهی از آثار میلتون گلیزر، «در هنر گرافیک» خواهد بود.
آقای شلنبرگر از آقای لمبراکیس در مورد مطلب ژورنال دو تهران که راجع به تبریکات برادرانه حزب کمونیست ایتالیا به حزب توده بود، سئوال کرد.
آقای لمبراکیس گزارش داد که به جز وقایع دانشگاه، دیروز به طور کلی آرام بود. پلیس دانشجویان تظاهرکننده را با باطوم از محوطه دانشگاه دور کرد. با بررسی سایر وقایع او نتیجه گرفت که بگومگوها زیاد، عدم اطمینانها فراوان و ناآرامیها بسیار است، اما مسئله ای جدی وجود ندارد.
فرمانده هاک گزارش داد که ناو آمریکایی بارنی روز شنبه برای یک دیدار چهار روزه وارد بندرعباس خواهد شد. سفیر از خانم دیرزمن آخرین اخبار مربوط به بخش 911 را خواست و جلسه خاتمه یافت.
آشوب در کرمان
سند شماره 33
خیلی محرمانهزمان و مکان: 20 می 1978 30 اردیبهشت 1357، کرمان
یادداشت مذاکرات
شرکت کنندگان: عباس اژدری معاون رئیس اتاق بازرگانی کرمان، ویکتور ال تامست کنسول شیراز
موضوع: آشوب در کرمان
اژدری گفت تعداد افرادی که در آشوب های کرمان در اوایل ماه می شرکت جسته بودند خیلی اندک بود. وی سه گروه اصلی شامل: حدود 1200 نفر از دانشجویان دانشگاه و مدارس عالی کرمان را معرفی نمود. اژدری تخمین زد که بیش از 30 نفر بیکاره در میان آنان نبودند. اینها با حدود 70 نفر دانشجوی دیگر که به هم پیوستند در چندین برخورد با مقامات مجری قانون، در خلال چندین روز درگیر شدند که برخی زخم برداشتند، اژدری اضافه نمود که حدود 100 ملا و بازاری محافظه کار نیز در اعتراضات ضد رژیم درگیر بودند اما تأکید نمود که اکثریت عمده جامعه تجار کرمانی از آنان طرفداری زیادی نمی کنند. به عقیده اژدری مهم ترین گروه، مجموعه ای از اعضای حزب سابق توده و مخالفین هم جهت با آنان که تعدادشان به 200 نفر می رسید، بود. وی با عطف به گذشته اظهار داشت واضح است که این افراد در کرمان به خوبی سازمان یافته اند. این حقیقت که نشانه قبلی کمی از قدرت آنان وجود داشته است، این تصور را در وی به وجود آورده که مخفی کاری قابل توجه و نظم و انضباط شدیدی در بین آنان وجود دارد. اژدری نتیجه گیری کرد که این گروه آخری تهدید جدی تری از دانشجویان تندرو و مرتجعین مذهبی در کرمان مطرح می نماید.
آشوب (ناآرامیهای شهری) در زاهدان
سند شماره 34
خیلی محرمانهزمان و مکان: 22 می 1978 1 خرداد 1357، زاهدان
یادداشت مذاکرات
شرکت کنندگان: سرهنگ مظفر جواهری، رئیس شهربانی استان سیستان و بلوچستان، ویکتور ل. تامست کنسول آمریکا در شیراز
موضوع: آشوب (ناآرامیهای شهری) در زاهدان
جواهری گفت که زاهدان در زمره معدود شهرهای ایران است که از اوایل ماه می تاکنون آشوبهای ضدرژیم را از جانب بازار و روحانیت اسلامی به خود ندیده است. (لیکن در آن زمان اقدامات اعتراض آمیز در محوطه دانشگاه سیستان و بلوچستان انجام شد). جواهری این پیشرفت و موفقیت را به خود نسبت می داد.
او گفت شخصیتهای در سطح رهبری و مذهبی بلوچ و نیز تجار زاهدان را به دفتر خود فراخوانده، و به آنها گفته که نمی خواهد نام اسلام لکه دار شود. بمانند یک کرد و به طور اخص
یک مسلمان سنی، وی نتیجه گرفت که، درخواست او اثر قابل ملاحظه ای در بین بلوچهای سنی داشته است.
ناآرامیهای دانشجویی در اصفهان
سند شماره 35
خیلی محرمانه31 می 1978 10 خرداد 1357
از: کنسولگری آمریکا، اصفهان 006 Aبه: وزارت خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: ناآرامیهای دانشجویی در اصفهان
خلاصه: در حالیکه تظاهرات و خشونتهای خیابانی در اصفهان به علت کشته شدن 4 نفر و زخمی شدن بسیاری از مردم در تظاهرات نهم ماه می، تقریباً تمام شده، دانشجویان دو دانشگاه مهم اصفهان به اعتراضات کورکورانه خود ادامه داده اند، که این باعث شد مقامات دانشگاه به وجود آورندگان اصلی این مشکلات را از دانشگاه اخراج نمایند. اکثر اصفهانی ها معتقدند که این اعمال موفقیت آمیز خواهد بود ولی بعضی ها معتقدند که مشکلات بسیاری بروز خواهد کرد. پایان خلاصه.
در نهم ماه می تظاهرات در اصفهان با شلیک پلیس به جمعیت عظیم در دو نقطه که منجر به 4 یا 5 کشته (حداقل یک نفر رهگذر بی گناه یک بیمار که از پنجره بیمارستان واقعه را تماشا می کرد) و حداقل 12 نفر زخمی که نیاز به بستری شدن در بیمارستان پیدا کردند، به اوج خود رسید. این ارقام از بیمارستانهایی که کشته و زخمی ها را به آنجا برده بودند به دست آمد. ضرب این خشونت باعث شد که تظاهرات از آن پس انجام نگیرد ولی صدای سه شلیک مبهم به گوش رسید و سازمان دفاع مدنی «گروههای عملیاتی» به دستگیری «کسانی که اعلامیه های خرابکارانه توزیع می کرده اند» اقدام نمود و آنها را به پلیس تحویل داد.
ولی در محوطه دانشگاه، داستان صورت دیگری گرفته است. هم دانشگاه اصفهان و هم دانشگاه آریامهر با اعتراضات کورکورانه گروههای دانشجویی خود رو به رو شده اند. این اعتراضات از گردهم آیی های عمومی صلح آمیز و پرجمعیت تا مسدود شدن راهروها و خیابان های محوطه های دانشگاه بوده است. در دانشگاه اصفهان، حداقل شش اجتماع عمومی برگزار گردید که بسیار منظم و خالی از خشونت بود ولی از نظر استراتژیکی طوری ترتیب داده شده بود تا از آمد و شد وسائط نقلیه در خیابان ممانعت کند و حداقل در دو مورد مانع از ورود به سالن های امتحان شده بود. حدود 60 درصد دانشجویان در سر کلاس حاضر شده اند، و این میزان در جلسات امتحان به 75 درصد می رسد ولی حداقل در یک مورد اکثریت دانشجویان حاضر در یک جلسه امتحانی اوراق امتحانی خود را بی جواب و سفید ارائه کردند. اعتراضات دانشجویان بر دو موضوع تکیه می کند: بررسی وحشی گری و کشتار توسط پلیس در پاسخ به گردهم آیی های بدون خشونت و درخواست تحقیق و محاکمه افراد مسئول تیراندازی؛ و نیز تقاضای تأخیر در موعد امتحانات تا آنها که نتوانسته اند درسهایشان را مطالعه