نصب شده بود) کنترل سختی را اعمال کردند و در ساعت 11 گروههایی (بخصوص کشاورزان روستایی) را به منظور انجام تظاهرات به نفع شاه وارد شهر کردند.
واکنش مثبت:
گروههای نسبتاً کوچک از تظاهرکنندگان طرفدار شاه اقدام به پخش تصاویری از شاه در میان رانندگان نمودند و مصرانه از آنها می خواستند که بوقهای خود را به صدا درآورده و چراغهای خود را روشن نمایند. واکنش اولیه ظاهراً مثبت بود. بسیاری از رانندگان با چراغهای روشن و زدن بوق به مسیر خود در شهر ادامه دادند. بعد از ترک منطقه ای که تظاهرکنندگان طرفدار شاه در آنجا بودند، به نظر می رسید بیشتر از 15 درصد تظاهرکنندگان واقعی (که تعداد آنها حدود 2000 نفر بود) از مردم محلی بودند و من تلفنهای بی شماری از طبقات متوسط اصفهان دریافت کردم که از اینکه مقامات حکومت نظامی تصمیم گرفته اند تا قاطعانه از فعالیتهای مخالفین و اخلال در زندگی مردم جلوگیری نمایند و همچنین اجازه می دهند که مردم زندگی عادی خود را دوباره از سر بگیرند، اظهار خوشحالی می کردند. 5 نفر از آنهایی که تلفن کردند بازرگانانی بودند که می خواستند در صورت حمایت مقامات حکومت نظامی مغازه هایشان را دوباره باز نمایند. اغلب تلفن کنندگان مذکور از تلفن های دیگری صحبت می کردند که به خود آنها با همین مضمون زده شده بود. به نظر می رسد که کنترل شدید نظامی همراه تظاهرات سازمان یافته به عنوان عاملی تسریع کننده به اقلیت خاموش اصفهانی های طرفدار شاه فرصتی می دهد که بدون ترس از خشونت و درگیری، حمایت خود را از شاه اعلام بدارند و اگرچه اینها در اکثریت نیستند لیکن این هواداران تعداد قابل توجهی هستند.
تغییر ناخوشایند جریانات:
در روزهای سه شنبه و چهارشنبه گزارشهای مکرری مبنی بر روشهای خشونت آمیز افراطی هم از جانب نیروهای امنیتی و هم از جانب تظاهرکنندگان طرفدار شاه می رسید. چندین آمریکایی اتومبیل هایشان با چوبهای تظاهرکنندگان آسیب دید و به وسیله سربازها شعارهایی به طرفداری از شاه روی اتومبیلهای آنها نوشته می شد و دو آمریکایی که اتومبیل آنها فاقد عکس شاه بود پس از آنکه رگبار سنگهای تظاهرکنندگان بر شیشه جلوی اتومبیل آنها برخورد کرد با درخت تصادف کرده و مجروح شدند.
یک مورد جدی تر اینکه همسر یک تاجر بزرگ اتومبیل هنگامیکه با اتومبیل خود در حال حرکت بود و یک محل کنترل نظامی را ترک می کرد وقتی که چراغهای اتومبیلش را خاموش نمود مورد اصابت یک گلوله قرار گرفت و دچار قطع نخاع شد. خشونت های قابل توجهی نسبت به مغازه هایی که فاقد عکس شاه بوده اند گزارش شده است و از حومه شهر مستمراً صدای تیراندازی به گوش می رسید.
سه کلینیک اسلامی رایگان تقاضای کمک های داوطلبانه از همه که حتی شامل دوستان کنسول نیز می شد کرده اند. آنها درمان 65 نفر که به وسیله گلوله در روز سه شنبه و چهارشنبه مجروح شده بودند (و مراقبت از دیگران) را گزارش کرده اند. سه خیابان که مرکز اصلی خرید هستند و در گذشته محل تظاهرات بزرگ ضدشاه بوده و در روز سه شنبه آنها را دست نخورده دیده بودم حدود 60 تا 90 درصد از پنجره هایشان شکسته شده بود. چندین فرد آشنا گزارش کردند که به وسیله تظاهرکنندگان متوقف شده اند و به اصطلاح برای پیدا کردن عکس های خمینی بازرسی شده اند، پس از آنکه کیف های دستی خود را از تظاهرکنندگان تحویل می گرفتند متوجه می شدند که مقدار کمی از پولی که با خود حمل می کردند برگردانده شده است. من خودم دو واقعه غارت و تاراج مغازه ها به وسیله تظاهرکنندگان طرفدار شاه را مشاهده کردم. 4 نفر از 5 تاجری که قبلاً تلفن کرده بودند دوباره در آخر هفته تلفن کرده و از میزان متفاوت خسارتهایی که به مغازه هایشان وارد شده بود و همچنین از خشونت هایی که نسبت به بستگان آنها صورت گرفته بود گزارش دادند. در روز شنبه پزشکانی که در اصفهان در ارتباط با دانشکده پزشکی همکاری می کنند با دکتر جمشید بختیار (نام وی اکیداً محفوظ بماند) ملاقات کرده و گزارش دادند که 940 مجروح و کشته را از دوشنبه شب تا جمعه صبح دیده اند، که از این تعداد 89 نفر کشته شده بودند که 47 نفر از آنها در حادثه شب دوشنبه جان خود را از دست داده بودند. .این اولین بار بود که آنها یادداشتهایی را بررسی می کردند و متوجه می شدند که اکثریت این تلفات جانی در زمانی اتفاق افتاده است که مقامات حکومت نظامی ادعا می کردند کنترل کاملی بر شهر داشتند. این پزشکان یک اعتراض رسمی را خطاب به فرماندار نظامی و نخست وزیر فرستادند. به طور مشابه یک گروه 25 نفری از سران تجار یک اعتراض رسمی برای نواب صفا نماینده اصفهان در مجلس فرستادند.
واکنش های عمومی:
علاوه بر واکنشهای مثبتی که در بالا ذکر شد یک واکنش نسبتاً گسترده ای وجود داشت و آن واکنش مقامات حکومت نظامی نسبت به آشوبهای دوشنبه شب بود و در حالیکه مایه تأسف بود ولی برای جلوگیری از خشونتهای بدتر پاسخی مناسب و ضروری بود. بیانیه فرماندار که می گفت اغتشاشگران: الف. با نقض آرامش در مواردی که سربازها در صحنه نبوده اند در واقع موافقت تلویحی با مقامات حکومت نظامی را زیر پا گذارده اند. ب. با شرکت در اعمال خشونت آمیز که بلافاصله پس از ترک مسجد صورت گرفته است حرمت یک روز مقدس را نقض کرده اند، نزد افکار عمومی مورد پذیرش واقع شد. حتی افراد ضدرژیم نیز از آتش سوزی و شورش در روز عاشورا متحیر و شگفت زده شدند. به هر حال اعمال افراطی مستمر، تیراندازی، غارت و تاراج، هر نوع احساس همدردی را که وجود داشت از بین برده است. توضیح دیگر وقوع این قضایا که از قرار معلوم مقبولیت و پذیرش وسیعی هم داشته
است این است که آتش سوزیهای روز دوشنبه توسط نیروهای دولتی به عنوان توجیهی برای خشونتهای متعاقب ارتش انجام گرفته است. یک قاضی دادگاه عالی نیز همین استنتاج را خطاب به وزارت دادگستری اعلام کرده است و حتی آنهایی که سابقاً هم طرفدار دولت بوده اند مکرراً همین امر را به عنوان یک واقعیت بیان می کنند. اصفهان نیز هم اکنون در حالت انتظار و اضطرابی سخت به سر می برد. یعنی منتظر برخوردهای خشونت آمیز در پی حوادث هفته گذشته می باشد. انتظار می رود که ارتش و ساواک اهداف اصلی باشند و مخالفین از سلاح در اصفهان استفاده کنند. در هر حال فرصت دیگری برای افزایش حمایت از دولت در اصفهان از دست رفته است و جبهه از قبل وسیع مخالفین تقویت شده است.
مک گافی
اطلاعات جاری بخش وابسته دریایی (شماره 5)
سند شماره 335
18 دسامبر 1978 27 آذر 1357
اطلاعات جاری بخش وابسته دریایی (شماره 5)
1 وضعیت کلی: در روز 16 دسامبر ایران خیلی آرام بود و فروشگاهها و بانکها مجدداً باز شدند.
2 تظاهرات: روز 16 دسامبر هیچ گونه تظاهراتی گزارش نشد.
3 تهدیدها و خطرات: دو مورد تلفن تهدیدآمیز در تهران داشتیم. عقیده ما این است که تلفن های مذکور ضبط می شده اند.
4 سیاسی:
(الف) نخست وزیر سابق امینی گفته است که اعلیحضرت به زودی یک دولت غیرنظامی را اعلام خواهد کرد، ولی در این کابینه کسی از اعضای جبهه ملی عضویت نخواهد داشت.
(ب) ظاهراً در روز 16 دسامبر ادارات دولتی دوباره باز شده اند.
5 اقتصاد:
(الف) روز 16 دسامبر بانکها و فروشگاههای تهران و اصفهان مجدداً باز شدند.
(ب) گزارش شده که کارگران نفت به تدریج سر کارهای خود برمی گردند، تولید نفت به میزان نیم میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.
(ج) گزارش شده که روز 16 دسامبر بازار تهران بازگشایی شد.
6 اخطار: به دنبال اعلام [امام] خمینی مبنی بر برگزاری عزاداری جهت تظاهرکنندگانی که در اول محرم با حکومت نظامی درگیر شده بودند، سفارت اخطاری صادر کرد مبتنی بر اینکه احتیاط شود، ولی کار مثل سابق ادامه یابد.
کالینز
نجف آباد: روزی که ارتش آشوب به پا کرد
سند شماره 336
خیلی محرمانه18 دسامبر 1978 27 آذر 1357
از: کنسولگری آمریکا، اصفهانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.
موضوع: نجف آباد: روزی که ارتش آشوب به پا کرد
خلاصه: به دنبال گزارشات درگیریهای گسترده نجف آباد (که شهری در 25 مایلی غرب اصفهان است) مقامی از کنسولگری جهت تحقیق از این شهر دیدارکرد و خرابی و ویرانی گسترده ای را مشاهده کرد. پایان خلاصه.
نجف آباد:
نجف آباد شهری نیمه صنعتی با جمعیتی حدود 65 هزار نفر است که در 25 مایلی غرب شهر اصفهان قرار دارد. به دلیل وجود بهایی های زیادی که در آنجا هستند به عنوان شهری شناخته می شود که در آن درگیری های مذهبی مکرراً اتفاق می افتد. اخیراً به خاطر حمایتهای سرسختانه اش از گروههای مخالف شاه معروف شده است. در نتیجه گزارشاتی که وجود مشکلات جدی را در منطقه در خلال عزاداری عاشورای حسینی در روزهای هفتم تا یازدهم دسامبر به همراه داشته است، افسر گزارشگر ما در هفدهم دسامبر از نجف آباد دیدار کرده و دریافت که شهر در سه شنبه دوازده دسامبر به وسیله عناصر ارتش ایران به معنی واقعی کلمه به «صُلابه» کشیده شده بود.
در حین عبور از شهر، افسر گزارشگر ما برآورد کرد که تا 90% از مغازه ها و خانه هایی که در خیابانهای اصلی شهر قرار داشتند تنها پنجره هایشان شکسته شده بود و من خودم 18 مغازه و ساختمان که مورد اصابت بمب آتش زا قرار گرفته بود را شمردم. هیچ یک از آنها بانک و یا ساختمانهای دولتی نبودند. اهالی محل متفقاً خسارتهای وارده را به ارتش نسبت دادند. یکی از ساکنین که حاضر شد ما را در شهر راهنمایی کند گفت که در طول روز مزبور سربازها 140 نفر را کشتند و حداقل 200 نفر دیگر را مجروح کردند. به علاوه او ما را به یک خانه شخصی که مورد هجوم سربازها قرار گرفته بود برد. آنها ابتدا با بمب آتش زا اتومبیل صاحبخانه را به آتش کشیده بودند، پنجره های جلو خانه اش را خرد کرده و سپس به داخل خانه رفته و همه چیزهای با ارزشی که در آن بود به شکل منظمی نابود کردند.
راهنمای من گفت که آنها در مجموع 24 خانه شخصی را مورد هجوم مشابه قرار داده بودند. از آنجایی که خانه های مجاور هم دست نخورده بودند و خانه هایی که مورد هجوم و غارت قرار گرفته بودند کاملاً جدا از هم و پراکنده در خیابانهای فرعی کوچک قرار داشتند، ظاهراً آنها بویژه خانه های غارت شده را از پیش به عنوان هدف انتخاب کرده بودند. به دلیل نامشخصی اغلب خانه ها به پزشکانی تعلق داشت که در بیمارستان دولتی محلی کار می کنند ولی به عنوان حامی مخالفین شناخته می شدند.
راهنمای ما به منظور اثبات ادعایش ما را به دومین خانه ای که شبیه خانه اول بود هدایت کرد. خانه مذکور به چیزی شبیه یک موزه به هم ریخته مبدل شده بود که در آن بقایای سینی های برنجی سوراخ سوراخ شده همچون غربال به وسیله گلوله و لوازم و اثاثیه خرد شده به معرض نمایش گذاشته شده بود و همراه با آن یک نوشته ای (به فارسی) که می گفت (این کار شاه کثیف است) و همین طور شعارهای ضدشاه که بر در و دیوار نوشته شده بود.
نظریه:
با کمی تردید می توان گفت که نجف آباد قربانی یک حمله نظامی شده باشد. دلیل آن معلوم نیست. در مقایسه با آنچه که در اصفهان مشاهده شد من هیچ حرکتی یا فعالیت خرابکارانه ای توسط مخالفین به آن شدت ندیده ام (به تلگرام هوایی مراجعه شود).
در حقیقت به جز دو مجسمه سرنگون شده و اثر سوختگی بر روی دیوار یک بانک، هیچ اثری از حمله به ساختمانهای دولتی مشاهده نکردم. بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی حمله به نجف آباد را آغاز کرده، نجف آبادی ها شاه را مقصر می دانند و در نتیجه میزان مخالفتشان با او افزایش یافته است. نتیجه بالقوه شومی که بعد از این جریانات در نجف آباد پیش بینی می شود در اظهارات دوست ایرانی من در جریان دیدار از نجف آباد هویدا بود، وی گفت «بعد از حادثه نجف آباد، من معتقدم هر کاری که مردم انجام دهند حق دارند.»
در نتیجه اقدامات شبیه حوادث نجف آباد، کاملاً محتمل است که تعداد بی شماری از توده مردم حداقل به سمت موضعی که پذیرش ضمنی و حمایت از همراهان مبارزی که آماده اند تا به اقدامات افراطی تروریستی دست بزنند کشانده شوند.
مک گافی
خاموشی برق به عنوان سلاحی علیه رژیم
سند شماره 337
خیلی محرمانه18 دسامبر 1978 27 آذر 1357
(این یک نسخه تصحیح شده است. تمام نسخ قبلی را نابود کنید)
از: سفارت آمریکا، تهران 12355به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی با اولویت
موضوع: خاموشی برق به عنوان سلاحی علیه رژیم
1 خاموشی های شبانه برق قابل پیش بینی ترین و جامع ترین شکل سلاحی است که نیروهای ضدشاه برای نشان دادن مخالفت خود با رژیم از آن استفاده می کنند. در طول چند شب گذشته برق در تمام شهر ساعت 8:30 بعد از ظهر قطع و در ساعت 11:30 بعد از ظهر وصل می شد. این پدیده قطع شبانه برق پس از یک دوره کوتاه توقف در تهران در اکثر نقاط کشور در طول دو ماه گذشته تکرار شده است. همانطور که سفارت قبلاً گزارش داد این خاموشی ها توسط تعدادی از کارگران کلیدی در بعضی از کارخانه های تولید و توزیع نیرو که قابل شناسایی هستند به طور عمدی ایجاد می شوند. ظاهراً دولت ایران معتقد است که چنین
اقدامات آشوب طلبانه ای را تحمل کند زیرا تصور می شود اقدامات خشن به منظور خاتمه بخشیدن به این کار موجب بروز خطر جدی اقدام به خرابکاری خواهد شد که نسبت به خاموشی های محدود شبانه خسارات بیشتری بدنبال دارد. تحولات زیر نشان دهنده مشکلات می باشد.
2 در 14 دسامبر یک مهندس مشاور آمریکایی به سفیر گزارش داد که کارگران ایرانی شاغل در نیروگاه سد رضاشاه کبیر در خوزستان کنترل کامل نیروگاه را به دست گرفته اند. آنها سرپرست کانادایی نیروگاه و سایر کارگران با تجربه ای را که بر اساس قرارداد با یک شرکت کانادایی برای اداره نیروگاه و آموزش کارگران به منظور در دست گرفتن کارها در آنجا حضور داشتند بیرون کرده اند. در طول چند هفته گذشته کادر ایرانی نیروگاه به صورت گاه به گاه و به طور عمدی و ناگهانی با از کار انداختن یا کاهش شدید خروجی چهار توربین در حال کار تولید برق را قطع کرده اند. در موارد بسیاری در شرایطی که نیروگاه با ظرفیت کامل 1000 مگاوات کار می کرد خروجی آن را تا حد چند مگاوات کاهش می دادند. با توجه به اینکه این سد به شبکه ملی متصل است تأثیر قطع برق می تواند گسترده باشد.
3 مهندس اظهارنظر کرد که تغییر ناگهانی به این صورت می تواند به تجهیزات خسارت بزند اما نگرانی اصلی وی این است که کارگران نیروگاه کنترل دریچه های آبگیری سد را نیز در دست دارند. این دریچه ها برای کنترل جریانهای سیلابی اهمیت حیاتی دارد و بایستی با دقت بسیار مورد استفاده قرار گیرند تا به سد خسارت مهمی وارد نشود. وی در مورد اینکه آیا کارگران دستورات مربوطه را به دقت به کار ببرند اظهار تردید نمود. هنگامی که وی نگرانی خود را به متصدیان سد (مسئولین آب و برق خوزستان) ابراز نمود رئیس سازمان آب و برق خوزستان اظهار داشت وی هیچ کنترلی برکارگران ندارد و توصیه کرد که موضوع را به اطلاع مقامات وزارت نیرو در تهران برسانم.
4 مشخص است که تصمیمی مبنی بر اعمال خواسته های دولت بر شرایط خاموشی های اینجا هنوز معلوم نشده است. وی مسئله سرایت قطع برق و خاموشی های ناشی از آن را با احمدعلی صادق وزیری (محفوظ بماند) مدیرعامل توانیر و آلکس علمزاده (محفوظ بماند) مشاور مدیرعامل شرکت مهاب مورد بحث و گفتگو قرار داد. توانیر مسئول احداث نیروگاه و تجهیزات انتقال نیرو می باشد و شرکت مهاب نیز مسئول طراحی و مهندسی سیستم های تولید نیروی محلی منجمله نیروگاههای آبی و همچنین طرحهای آبیاری است. هر دو شرکت از تابعین وزارت نیرو می باشند.
5 در منطقه تهران 6 نیروگاه برق وجود دارد که تقریباً نیمی از 900 مگاوات نیاز مصرفی شهر را تولید می کند. 450 مگاوات باقیمانده عمدتاً توسط دو سد اصلی مربوط به سازمان آب و برق خوزستان یعنی نیروگاه هزار مگاواتی سد رضاشاه کبیر و سد محمدرضا شاه پهلوی تأمین می شود. این دو سد در جمع 1500 مگاوات برق برای شهرهای اصلی جنوب کشور و
تهران تولید می کنند.
6 توانیر تقریباً هزار نفر را در نیروگاهها و سیستم توزیع خود استخدام کرده است که 200 تن از آنها به ماشین آلات و تجهیزاتی که برای اقدامات خرابکارانه مناسب هستند دسترسی دارند. این کارمندان حداقل توسط مقامات برای انجام چنین کاری مناسب تشخیص داده شده اند (و اطلاعات بیوگرافیک آنها در اختیار ساواک بوده است) و کارهای مربوط به آنها توسط گروههای کوچکی انجام می شود و مقاطعه کاران مستقل در آن نقشی ندارند. ما در مورد دلایل مجاز شمردن انجام خاموشی های شبانه در تهران سئوال کردیم و خاطرنشان نمودیم که اقدام قاطعانه دولت برای ممانعت از تکرار چنین عملی ضرورت دارد. وزیری در مورد اقدامات تلافی جویانه از نوع خرابکاری در تجهیزات نیروگاهها توسط بخشی از یک هزار کارمند خود ابراز نگرانی کرد و در عین حال علمزاده با جدیت گفت دولت نیز از این به ستوه درآوردن شبانه شهروندان تهرانی نفع می برد. عقیده بر این است که خاموشی هایی که توسط عناصر ناراضی ایجاد می شود سایر کشورها و شاید اکثریت ایرانیان به اصطلاح خاموش را متقاعد کند که برای کنترل این مناطق و جامعه حکومت نظامی فعلی مورد نیاز می باشد تا از اکثریت حمایت نماید. به این معنی که در شرایطی که حق اکثریت برای داشتن خدمات عمومی ضروری نظیر برق هر شب توسط اقلیتی نادیده گرفته می شود بحث اعمال «نظم و قانون» متقاعد کننده تر می شود.
7 نظریه: پذیرش خاموشی های منظم هر شب که چنین کاری را مجاز می نماید و بسیاری یک ساعت قبل از آن خبر دارند برای ما گیج کننده است. این مسئله حتی برای ایرانیان مطلعی نظیر علمزاده نیز حیرت آور می باشد. بسیاری از افراد نمی توانند باور کنند که دولت بدون هیچ اقدام پوشیده ای کنترل خود را بر ارائه خدمات و وظایف عمومی از دست داده باشد. مسئله فوق عمق مشکل دولت ایران را در کنترل شورش گسترده کارمندان خودش نشان می دهد. تولید و توزیع نیروی برق در دست کارکنان نسبتاً محدودی است که در کارخانه های تولید و ایستگاههای توزیع محدودی کار می کنند و به سهولت قابل شناسایی هستند. خود کارگران (یا به خصوص رهبران اصلی آنها) را می توان به سادگی جابجا کرد. در مورد نیروگاه رضاشاه کبیر، در صورت لزوم کادر کانادایی مشروط بر اینکه در مقابل اقدامات تلافی جویانه محافظت شوند می توانند آنجا را اداره کنند. علیرغم سهولت نسبی که می توان اکثر نیروگاههای ایران را اداره نمود، دولت ایران نخواسته است با قاطعیت علیه این ناراضیان اقدام نماید. کارگران ناراضی نیز شاید در پاسخ به این بازگذاشتن دستشان برای قطع برق و نمایش دادن نارضایتی خود نخواسته اند در درازمدت و یا به هنگام نیاز شدید صنایع برق را قطع نمایند. اگر نخست وزیر ازهاری مصمم باشد که کنترل را به دست گرفته و خاموشی های اعتراض آمیز را خاتمه بخشد، ناچاراً بایستی با این مسئله نیز مواجه شود. این کار احتمالاً مستلزم اخراج کارگران اعتصابی و متمردین می باشد. سولیوان
خلاصه وضعیت ایران
سند شماره 338
خیلی محرمانه
شماره گزارش: 78 0592 684619 دسامبر 1978 28 آذر 1357
از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهرانبه: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی
عنوان: خلاصه وضعیت ایران
16 خلاصه (بدون طبقه بندی) این گزارش شامل اطلاعاتی در رابطه با اوضاع ایران از ساعت 12 به وقت محلی 18 دسامبر تا ساعت 12 به وقت محلی 19 دسامبر 78 می باشد.
17 تا 21 حذف شده است.
22 جزییات: (خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان)
الف عمومی:
نتایج دعوت به اعتصاب دیروز مبهم و نامشخص است. در اکثر مناطق سنتی مغازه های کوچک تقریباً به طور کامل بسته بودند و در مناطقی که بیشتر تحت تأثیر فرهنگ غرب هستند حدود 50 درصد از مغازه ها باز بودند. به هرحال کرکره های بسیاری از مغازه ها تا نیمه پایین کشیده شده بود. خرید و فروش یا در پیاده روها انجام می گرفت و یا مشتریان مجبور بودند خم گردند و وارد مغازه ها شوند. هر چند گزارش شده که کارکنان کمتری مشغول کار بوده اند، تولید نفت افزایش یافته است. تعدادی از بانکها مدت کمی از صبح باز بودند. شرکت هواپیمایی ایران (به دنبال وقفه کوتاهی) به فعالیتهای خود ادامه داد. کارکنان دولت در ادارات حاضر شدند ولی کارایی آنها در سطح پایینی باقی ماند. یک منبع خبر (صاحبخانه وابسته نظامی در نیروی زمینی) به مأمور گزارشگر گفت که مهندسان و مدیرعامل در دفتر وی در شرکت ملی نفت ایران حال و حوصله کار کردن نداشتند. وی اظهار داشت که همه بیش از حد نگران اوضاع سیاسی موجود، وخامت اوضاع مالی خویش و حتی سلامت خود می باشند به طوری که توجهی به کار کردن ندارند. اکثریت کارکنان نه به دلایل سیاسی، بلکه صرفاً به خاطر اوضاع موجود، دست از کار کشیده اند. منبع همچنین اظهار داشت که هر چند به تمام کارکنان گفته شده بود که به سر کار برگردند، ولی به علت عدم نظارت هیچ کس کار نمی کرد. امروز به نظر می رسد که شهر بار دیگر در حالت عادی به سر می برد. ترافیک سنگین است. مدارس باز هستند. مغازه ها باز و کسب و کار رونق دارد. شرکت هواپیمایی ملی ایران انجام وظیفه می کند و فعالیتها در فرودگاه مهرآباد روال عادی دارد به جز در مورد سهمیه بندی سوخت و امور گمرکی.
مرکز اطلاعاتی هیأت نظامی گزارش می دهد که حدود 40% از بازار اصلی تهران باز است.
ب فعالیتهای ضدآمریکایی و ضدبیگانه:
در طی این دوره یک مورد عملیات و سه مورد تهدید گزارش شده است. تمام این سه مورد تهدید تلفنی بوده و به آمریکاییان گفته شده که ایران را تا 1 ژانویه 79 ترک نمایند. تنها