بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 643

آینده 29 نفر از بازداشت شدگان در دادگاه مدنی محاکمه خواهند شد. متهم جهت گرفتن وکیل و تهیه دفاعیات 20 روز فرصت خواهد داشت.

8 موضوع آخر: گزارش منابع مطبوعاتی از اغتشاشات امروز بازار تهران با آنچه که اتفاق افتاده تفاوت دارد. آسوشیتدپرس گزارش می کند که یک گروه 50 نفره از طرفداران شاه در بازار به راه افتاده و به چند تاجر بد و بیراه گفتند. یکی از تظاهرکنندگان هنگام دعوا، هفت تیر خود را کشیده و قبل از اینکه خودش مورد هدف قرار گیرد تاجر را به گلوله بست. آژانس فرانس پرس گزارش می کند که یک گروه 50 نفره (دانشجویان) تظاهرکننده طرفدار خمینی یک «پلیس» ساواکی را با چماق تا سرحد مرگ زدند. با امید کسب اخبار موثق تر تا فردا.

سولیوان

گزارش سیاسی امنیتی، 21 دسامبر

سند شماره 345

خیلی محرمانه21 دسامبر 1978 30 آذر 1357

از: سفارت آمریکا، تهران 12511به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.

موضوع: گزارش سیاسی امنیتی، 21 دسامبر

خلاصه: بازار تهران در بیستم دسامبر صحنه زد و خورد بود. دو نفر کشته، حدود چهارصد نفر زخمی و دوازده تن دستگیر شدند. آرامش در اصفهان و شیراز. تظاهرات کوچکی در تبریز در 20 دسامبر. پخش بیانیه وزیر دادگستری از رادیو مبنی بر اینکه پرونده افرادی که ارز از کشور خارج نموده اند برای تشخیص اینکه آیا این مبالغ با اموال و دارایی قانونی آنها مطابقت می کند یا نه، بررسی خواهد شد. نزدیک صد تن از استادان دانشگاه تهران اکنون در دانشگاه تحصن کرده و خواهان بازگشایی دانشگاهها هستند. دبیران دبیرستانها از 23 دسامبر به سر کارهایشان باز خواهند گشت. انتظام به عنوان رئیس شرکت ملی نفت ایران معرفی شد. وزارت بهداری در شرف فروپاشی است. دولت ایران از پاسخ به انتقادات شدید مجلس طفره می رود. پایان خلاصه.

1 تنها اتفاق مهم بیست دسامبر حادثه بازار تهران بود. رادیو تعداد کشته ها را دو نفر و زخمی ها را چهار تن اعلام نمود. منبع، پلیس رسمی، که خود ناظر وقایع بوده به طور خصوصی (محفوظ بماند) گزارشات زیر را ارائه داد: بازار سر ساعت هشت صبح باز شد و نزدیک ساعت نه و نیم صبح جمعیت سی، چهل نفره ای از طرفداران خمینی در تلاش برای به تعطیل کشانیدن بازار (به همانگونه که دیروز عمل کردند) وارد آنجا شدند. شش تن مسلح بودند. این حادثه با تیراندازی پلیس دنبال شد که در اثر آن یک سرجوخه و یک تظاهرکننده کشته شد و چندین نفر زخمی شدند. پلیس 12 تظاهرکننده را دستگیر کرد، ولی بازار کماکان بسته باقی ماند. منبعی از بازار به ما اطلاع می دهد که چون اکثریت قاطع بازاریان خواهان بازگشایی مغازه ها هستند، لذا از دولت خواسته اند که در این امور از آنها حمایت کند.


صفحه 644

2 بر اساس گزارشات واصله در روز بیستم دسامبر اصفهان و شیراز در آرامش بسر می برند. در تبریز جمعیت اندکی شیشه پنجره های کنسولگری ترکیه و دو بانک نزدیک کنسولگری آمریکا را طی جنگ و گریزی شکستند ولی اغتشاشات بیشتری وجود نداشت. کنسول آمریکا قادر نبوده است که اطلاعات موثق دیگری در مورد شورش مزبور به دست آورد. در تبریز شایعه ای بر سر زبانهاست که خمینی گفته است افراد پلیس و سربازان طرفدار شاه مسلمان نیستند و از این رو روحانیون شیعه نمی توانند مراسم به خاکسپاری را انجام دهند. کنسول تأیید می کند که چندین مورد خودداری از اجرای مراسم تدفین وجود داشته و این امر موجب افزایش خشم و ناراحتی خانواده های مقامات نظامی شده است. مشکل کسب اطلاعات موثق از طریق دو منبع کنسول که در همان بیمارستان کار می کنند توضیح داده می شود. یکی از آنها می گوید تعداد زیادی زخمی در روز شورش مذکور به آنجا برده شده ولی وی در آن روز مریض بوده است؛ و دیگری می گوید که زخمی ها تنها دو تن بودند که فقط یکی از آنها نیاز به جراحی داشت. اطلاعات اضافی در مورد شورش مذکور در تلگرام جداگانه ای در پیوست ارسال خواهد شد. حوادث مشهد در تلگرام جداگانه ای در پیوست گزارش می شود.

3 عصر بیستم دسامبر رادیو تهران دستور وزیر دادگستری را در مورد رسیدگی کامل به وضع افرادی که اسامی آنها در لیست تجدیدنظر شده انتقال دهندگان ارز می باشد، اعلام کرد. این بیانیه تأکید می کند که این افراد قبل از اینکه مقررات جدید راجع به ارز به مورد اجرا گذاشته شود اقدام به خروج دارایی شان کرده اند، وزیر دادگستری افزود رسیدگی بیشتر در مورد این مسئله است که آیا این مبالغ منتقل شده با درآمدهای قانونی و دارایی های موجود آنها مطابقت دارد یا نه. بعضی گزارشات خروج ارز را «قاچاق ارز» توصیف کرده اند.

4 طبق گزارش رادیو صد تن از استادان در دانشگاه تهران دست به تحصن زده و خواهان بازگشایی هر چه سریعتر تمام دانشگاهها شدند. بازگشایی دبیرستانهای تهران هنوز همان 23 دسامبر تعیین شده است و رئیس اتحادیه معلمان به رایزن سیاسی ما گفت که به معلمین گفته شده که به سر کلاسها بروند ولی تدریس نکنند بلکه برای ملاقات با محصلین به سر کارشان برگردند. هنوز مشخص نیست که آیا محصلین به کلاسهایشان برخواهند گشت یا نه.

5 صبح 21 دسامبر رادیو اعلام نمود که عبدالله انتظام رسماً به عنوان رئیس شرکت ملی نفت ایران معرفی شده است.

6 این رادیو در اخبار صبح 21 دسامبر همچنین گفت که سه تن از مقامات عالیرتبه وزارت بهداری (محمد نقابت معاون وزیر، یوسف کلیاتی رئیس بخش بیمه های اجتماعی و معاونش حسین پارسا کجوری) اخراج و دستگیر شده اند. بهروز شاهنده به طور خصوصی به مأمور سفارت ما اطلاع داد که وی در 16 دسامبر به خاطر اعمال فشار از جانب مرشد، وزیر جدید، از مقام ریاست اداره مبارزه با مواد مخدر کناره گیری کرده است. شاهنده و دیگر منابع ما در این وزارت تأیید می کنند که وزیر جدید می خواهد از دست «افراد جوان زیرک» خلاص


صفحه 645

شده و دوباره وزارتخانه را با افراد مسن تر و آنهایی که حرکت لاک پشت واری دارند پر کند. گزارش جداگانه ای در مورد برخورد شدید (که اساساً خیلی نامطلوبند) اداره مبارزه با مواد مخدر ایران بعداً ارسال خواهد شد.

7 جلسه مجلس که با انتقادات شدید مخالفان از دولت ایران روبرو بوده، با صدور بیانیه ای مبنی بر اینکه دولت برای پاسخگویی به انتقادی که چندین هفته پیش اقامه شده باید در اولین جلسه بعد از تعطیلات زمستانی (که مصادف با 14 ژانویه است) حضور یابد، به کار خود پایان داد. دو تن از وکلای مجلس به خبرنگار سفارت اطلاع دادند که دولت موقت حاضر به پاسخگویی به انتقادات می باشد اما نمی خواسته که الزاماً تن به حضور بدهد، چون که در این صورت هر کسی فکر می کرد که تغییر دولت در ظرف سه هفته آینده ممکن است صورت گیرد. سولیوان

خلاصه وضعیت ایران 21 20 دسامبر 78

سند شماره 346

خیلی محرمانه

شماره گزارش: 78 0598 846 621 دسامبر 1978 30 آذر 1357

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهرانبه: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

عنوان: خلاصه وضعیت ایران 21 20 دسامبر 78

16 خلاصه: (بدون طبقه بندی) این گزارش حاوی اخبار مربوط به اوضاع ایران از ساعت 12 ظهر روز 20 دسامبر الی 12 ظهر روز 21 دسامبر به وقت محلی است.

17 تا 21 حذف شده است.

22 جزییات: (خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان)

الف عمومی:

در ظرف این مدت تهران و به طور کلی سراسر ایران آرام بود. ظاهر اوضاع همچنان عادی است. به هر حال، وضعیت بحرانی اقتصاد کمی بهتر شده است. با توجه به پارامترهای موجود تشکیل یک دولت غیرنظامی ظاهراً امر بسیار مشکلی است.

ب فعالیتهای ضدبیگانه و ضدآمریکایی:

در ظرف این مدت 2 تهدید تلفنی دیگر به منزل آمریکاییها و یک تلفن به یک تاجر آمریکایی شده است. در همه موارد به آمریکاییها گفته شده که از ایران خارج شوند وگرنه باید عواقب آن را متحمل شوند. هیچ اقدام خشونت باری گزارش نشده است. هیچ تعقیب و مراقبتی گزارش نشده است.

ج فعالیتهایی علیه طرفداران شاه:

شب گذشته از ساعت هشت و پانزده دقیقه الی یازده شب مجدداً برق قطع شد. گزارش شده است که مخالفین حکومت، از طریق مساجد به مردم گفته اند که باید صبور بوده و نگران


صفحه 646

نباشند؛ چون قطع برق تاکتیک لازمی است. اگر چه مقدار تولید نفت مجدداً تا اندازه ای افزایش یافته، وضعیت پالایشگاه همچنان بدون تغییر مانده است. جریان گاز طبیعی به برخی از صنایع داخلی ادامه دارد، اگر چه خط لوله گاز به شوروی همچنان بسته است. (برای اطلاع بیشتر رجوع شود به بخش گزارش اقتصادی تهران 12468). کارگران گمرک همچنان در اعتصاب به سر می برند. لیکن لوازم خانگی، کالاهای فاسدشدنی و حیوانات در حال ترخیص هستند. از آنجایی که اکنون آخر هفته است و فعالیتهای حکومت به حداقل رسیده، لذا برای ارزیابی بیشتر کارایی کارگران باید تا شنبه منتظر بود.

بر اساس گزارش تأیید نشده ای در حوالی ساعت پنج و سی دقیقه بعد از ظهر روز 20 دسامبر به وقت محلی، در بازار تهران و یا حوالی آن، تبادل آتشی بین مردم و سربازان رخ داده که در نتیجه 2 سرباز کشته و 3 نفر زخمی گردیده و از مردم نیز 4 نفر کشته و 7 زخمی به جای مانده است.

د مشکلات و اقدامات امنیتی:

مأمور اطلاعاتی دفتر وابسته نظامی گزارش می کند که امروز صبح بین ساعات 5 الی 5:20 نیروهای مسلح در حال بازگشت به مرکز شهر بودند. بعضی از افراد پلیس علاوه بر کلت هایشان، به سلاح ژ 3 نیز مسلح شده اند. افراد پلیس ماسک ضدگاز ندارند.

ه فعالیتهای خارج از تهران:

به نظر می رسد که بقیه شهرهای ایران از تهران پیروی کرده و ظاهراً آرام هستند. مرکز اکثر بازارها همچنان بسته هستند. در شرایط حاضر حالت صبر و انتظار حکمفرماست.

نظریات تهیه کننده: (خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان)

در ظرف 24 ساعت گذشته هیچ تغییری در اوضاع کلی رخ نداده است. چنین به نظر می رسد که هر دو طرف حکومت و مخالفین مشغول ارزیابی موقعیت های مربوط به خودشان باشند و ما نیز از وقفه کوتاه حاصل شده استفاده خواهیم کرد.

حمله به بیمارستان رضاشاه و تأثیرات آن بر مشهد

سند شماره 347

خیلی محرمانه21 دسامبر 1978 30 آذر 1357

از: سفارت آمریکا، تهران الف 159به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: حمله به بیمارستان رضاشاه و تأثیرات آن بر مشهد

خلاصه: حمله خشونت بار ارتش ایران به بیمارستان رضاشاه دانشگاه مشهد قدرت مخالفین در مشهد را افزایش داده و این پتانسیل را دارد که در بین جامعه دانشگاهیان، روشنفکران و دانشجویان ایران به یک قضیه حقوقی جالب توجه همگانی تبدیل گردد. تبعات این رویداد که چهار کشته و 14 مجروح به جای گذاشت به رویارویی جالبی بین مخالفین متشکل و مطمئن از یک سو و تلاشهای بی ثمر و نسبتاً خام دولت ایران که سعی دارد اوضاع را به نحوی سر و


صفحه 647

سامان دهد از سوی دیگر منجر شده است. اوضاع در مشهد کاملاً انفجارآمیز خواهد ماند، حوادث ناچیز دیگری روی داده اند و بروز حوادث بیشتر نیز امکان دارد. پایان خلاصه.

1 کارمند سفارت در 17 و 18 دسامبر از مشهد دیدن کرد که هدف اصلی وی تماس با رهبران مسلمان این شهر مقدس بود و متوجه شد که جامعه دانشگاهی و مسلمان از حمله 15 دسامبر که توسط واحدهای ارتش علیه بیمارستان رضاشاه در دانشگاه مشهد صورت گرفت شدیداً خشمگین هستند. اطلاعات زیر از طریق مشاهدات شخصی و گفتگو با پرویز آموزگار رئیس دانشگاه مشهد، عبدالحسین آموزگار برادر وی و سردبیر سابق روزنامه و دانشجویان مختلف و همچنین حامیان آیت الله قمی جمع آوری گردیده است. این اطلاعات منعکس کننده تفسیر دولت از قضایا نمی باشد اما کارمند سفارت آموزگار را تقریباً بی طرف ترین فردی می داند که می توان در حال حاضر در مشهد پیدا نمود.

2 حمله به بیمارستان به حمله چند هفته گذشته به تجمع رهبران مخالف محلی در مسجد کرمان ربط دارد. به دنبال آن رویداد و حمله بعدی به تجمع مشابهی در صحن امام رضا در مشهد (مقدس ترین مکان مسلمانان در ایران که برای اولین بار حرمت آن در زمان حکومت شاه فعلی به این صورت نقض شده است) رهبران مسلمان ایران اعلام کردند که از این به بعد مساجد را نباید به عنوان محل های امن تصور کرد و گردهماییهای بعدی بایستی در منازل رهبران مذهبی یا بیمارستانها صورت پذیرد. به عنوان سندی در مورد اینکه مخالفین در مشهد چنین ارتباطی را حس می کنند کارمند سفارت شاهد گردهمایی حدود 80 تظاهر کننده در 18 دسامبر در محوطه مرکز پزشکی شاهزاده شهناز (که هم اکنون در محل به عنوان مرکز پزشکی محمد مصدق نام برده می شود) بود که تظاهرکنندگان شعار زیر را سر داده بودند: «کتاب ما قرآن است؛ مسجد ما کرمان است؛ شاه اینها را به آتش کشید، مرگ بر شاه.» (البته در زبان فارسی لحن آهنگ داری دارد.)

3 در پی حمله به صحن امام رضا دکترهای مشهد به منظور اعلام حمایت خود از مخالفین و تحت رهبری 187 تن از دکترهای وابسته به دانشگاه مشهد تصمیم گرفتند به کارتهای بیمه درمانی که توسط ارتش در اختیار نظامیان ایرانی و خانواده هایشان گذاشته می شود اعتنا نکنند. ظاهراً دکترها افراد ارتش را با دریافت پول و در صورت لزوم به طور مجانی مداوا می کردند اما ارتش این مسئله را درک نکرده و ظاهراً تصور نمود که از ارائه خدمات پزشکی در مورد آنها مضایقه می شود. حمله ها (که شرح مفصل آن در اختیار کارمند سفارت گذاشته نشده) با حمله به کلینیک های شخصی و اقامتگاه بعضی پزشکان ادامه یافت. در 14 دسامبر نمایندگان پزشکان محلی در بیمارستان 6 بهمن (که یک بیمارستان دولتی است) شورایی تشکیل داده و به عنوان اعتراض به تغییر نام آن بیمارستان به بیمارستان 17 شهریور (روز حادثه تیراندازی شدید در میدان ژاله تهران) رأی دادند.

علامت جدیدی (بر سر در بیمارستان م) نصب گردید که نظر سربازان را به خود جلب


صفحه 648

کرد و تقاضا شد که علامت برداشته شود یا ارتش با توسل به زور آن را خواهد برداشت. این تقاضا رد شد اما رئیس بیمارستان یعنی دکتر طوسیوند (نام اول نامشخص) درخواست نمود که ارتش به خاطر مریضهای بیمارستان خویشتن داری کند. از قرار معلوم جعفری (نام اول نامشخص) فرماندار نظامی مشهد با تخلیه اجباری بیمارستان به کمک گاز اشک آور پاسخ داده بود.

4 در همان شب حدوداً 70 پزشک در دانشگاه و سایر جاها در بیمارستان رضاشاه گردهم آمدند و تصمیم گرفتند برای تلافی کار آنها همچنان از اعتنا به کارتهای بیمه درمانی ارتش خودداری ورزند؛ تمام کلینیکهای خصوصی مشهد را تعطیل کنند؛ اتاقهای اورژانس جدید در بیمارستانهای بزرگتر ایجاد کنند تا مریضهای کلینیکهای خصوصی سابق را معاینه کنند؛ 3/2 دراگ استورهای مشهد را تعطیل کنند (داروفروشها از دکترها حمایت می کنند)؛ و در بیمارستان شاهرضا اعتصاب نشسته نمایند.

5 در ذیل قول آموزگار رئیس دانشگاه درباره حمله به بیمارستان شاهرضا نقل می شود هر چند که با وصف جداگانه ماجرا از زبان دکتر منوچهر رادپور از دانشگاه مشهد و از زبان یک دانشجو که ادعا می کرد شاهد عینی ماجرا بوده دنبال می شود. در حدود ساعت 10:00 پیش از ظهر 15 دسامبر، 5 تا 10 سرباز و یک تانک کوچک تحت فرمان یک ستوان سوم و همراه یک جمعیت چماقدار که حدوداً 40 نفر می شدند از در جنبی وارد محوطه بیمارستان رضاشاه شدند و شروع به شکستن شیشه های اتومبیلها نمودند. رگبار مسلسل و حداقل یک تیر توپ تانک به سمت نزدیک ترین ساختمان که متأسفانه بخش کودکان بود و همچنین مردم در حال فرار از ساختمان شلیک شد. یک طفل تحت ضربات چماق کشته شد و یک مرد، پدری که به عیادت فرزند بستری خود آمده بود هدف قرار گرفت و کشته شد. پنج تن دیگر مجروح شدند. پس از آنکه ارتش بیرون رفت مردم جمع شدند اما در حدود ساعت 1:15 بعد از ظهر 30 تا 40 سرباز بازگشتند و دوباره شلیک گلوله شروع شد. این بار اکثر شلیکها هوایی بودند هر چند که نه نفر دیگر مجروح شدند و دو کودک دیگر با قطع شدن درمان خود مردند. طی هیچ یک از دو حمله، سربازان وارد ساختمانهای بیمارستان نشدند.

پس از آنکه سربازان دوباره بیرون رفتند جمعیت خشمگین که بنا به تخمین سی تا چهل هزار نفر بودند در بیمارستان تجمع کردند و شروع به متوقف نمودن اتومبیلها و بازرسی کارتهای شناسایی کردند و از رانندگان و مسافران به عنوان قیمت عبور می خواستند فریاد بزنند «مرگ بر شاه». یک سرهنگ نیروی زمینی به نام افشین (نام اول مشخص نیست) که ملبس به لباس غیرنظامی اما حامل کارت شناسایی و رولور خود بود و از حمله خبر نداشت، سعی نمود برای درمان پزشکی وارد بیمارستان شود.

سرهنگ بیچاره، همین که شناسایی شد از اتومبیل بیرون کشیده شد و آن قدر چاقو خورد تا مرد. گزارشهای دیگری مبنی بر حمله به پلیسها و سربازان تنها که همگی تأیید نشده اند


صفحه 649

تا 17 دسامبر ادامه داشتند. در میان شایعات تشکیل یک جوخه ضربت ضد آیت الله توسط سه پلیس (AWOL) (که بدون اجازه غایب شدند)، یکی از افرادی که از قدیم الایام در محضر آیت الله شیرازی بود در 17 دسامبر هدف واقع شد و مجروح گردید. البته مخالفین تصور می کنند که تیراندازی به این فرد انتقامی بود که به دستور دولت صورت گرفته است.

6 کارمند سفارت 38 اتومبیل در محوطه بیمارستان شاهرضا با پنجره های شکسته و بدنه های فرورفته شماره کرد. پنجره های ساختمانها شکسته و تعداد قابل ملاحظه ای اثر اصابت گلوله بر داخل و خارج دیوارهای ساختمان و یک سوراخ کالیبر بزرگ در دیوار وجود دارند. بر همه جا شعار نوشته شده است. زیر یک ردیف دراز سورخ گلوله نوشته شده «جاده به سمت تمدن بزرگ». روی چندین درب سفید مستراحها نوشته شده «درب کاخ سفید». شعارهای دیگر ضدامریکایی ضد کارتری که کمتر استهزاء می کنند نیز یافت می شود.

7 چیزی از حمله نگذشته بود که رئیس ساواک محل با آموزگار رئیس دانشگاه تماس گرفت تا خود را فاقد مسئولیت اعلام کند و تقصیر را به عهده ارتش بگذارد. پس از آن فرماندار نظامی (که بنا به گزارشها فردی بنام تیمسار عظیمی «نام اول مشخص نیست» جای او را می گیرد) تماس گرفت تا بگوید که ساواک مقصر است. یک بیانیه رسمی بعداً صادر شد که در آن بابت رویداد اظهار تأسف و ادعا شده بود که افسر مسئول بدون داشتن دستور اقدام کرده بود. خصوصاً از آنجایی که حمله اولیه تکرار گردید و چون سربازان همراه شخصی ها بودند، هیچ کس این توضیح را باور نمی کند (نظریه: با در نظر داشتن جو فعلی مشهد هیچ بیانیه دولتی مورد قبول قرار نخواهد گرفت. پایان نظریه).

8 در تلاشی که برای کاستن از حرارت ماجرا صورت گرفت، دولت ایران یک هیأت چهار نفره به ریاست تیمسار کاتوزیان وزیر کار و امور اجتماعی و عضویت دکتر شمس الدین مفیدی وزیر علوم و آموزش عالی، دکتر سیدمحمد طباطبایی معاون اول وزارت بهداری و دکتر محمدعلی حفیظی دبیرکل شورای پزشکی کشور اعزام کرد تا عذرخواهی کنند. دو نفر اخیر به مرکز طبی شهناز رفتند. در آنجا جلسه شورای استادان پزشکی دانشگاه مشغول اتخاذ تصمیم برای تغییر نام به مرکز طبی محمد مصدق بود (علامت جدید به تاریخ 18 دسامبر بالا برده شد). حفیظی و طباطبایی واداشته شدند برای ورود به جلسه فریاد بکشند «مرگ بر شاه» و هنگامی که سعی کردند برای معذرت خواهی سخن بگویند بر سرشان فریاد کشیده شد تا سکوت کنند و اخراج شدند. این دو که کاملاً متوحش شده بودند در منزل استاندار پناه جستند. این دو وزیر همراه با آموزگار رئیس دانشگاه به جلسه جامعه اسلامی بیمارستان رضاشاه (که اینک به طور غیررسمی بیمارستان شهدا شناخته می شود) رفتند. در آنجا به وزرا توهین شد و نصیحت شدند به اینکه استعفا نمایند، سپس تمامی سران اسلامی اتاق را ترک کردند به استثنای آیت الله مرعشی که روابط دوستانه قدیمی با مفیدی داشت و حتی او لازم دید که برای عذرخواهی از آیت الله ها به خاطر صحبت نمودن با وزراء دو نوبت از اتاق خارج


صفحه 650

شود.

9 18 دسامبر از طرف آیت الله خمینی از پاریس به عنوان روز عزاداری برای کسانی که در سرتاسر ایران در اعتراض علیه شاه به قتل رسیده اند معین گردید. رهبران اسلامی طرح ریختند که مراسم تشییع جنازه برای کشته شدگان در بیمارستان رضاشاه را با روز مراسم عزاداری یکی کنند. به هر حال ارتش از ترس اینکه حضور تابوتها در جلوی راهپیمایی موجب تهییج جمعیت گردد از اول روز 18 دسامبر بیمارستان شاهرضا را مسدود کرد و از دادن اجازه برای حرکت دادن اجساد امتناع ورزید. به هر حال در آخر امر نوعی توافق حاصل شد چون در نهایت بالغ بر 100000 نفر در محوطه شاهرضا تجمع کردند (بعضی تخمین ها تا رقم 500000 نفر را عرضه کردند ولی آشکار بود که این رقم خیلی زیاد است) تا به یک پیام 45 دقیقه ای خمینی به کارتر گوش فرا دهند.

نکات برجسته این بیانیه عبارت بودند از: سرزنش نسبت به حمله به بیمارستان و درخواست دانستن اینکه چگونه این رویداد با سیاستهای حقوق بشری رئیس جمهور وفق می یابد و اینکه آیا با توجه به این اعمال، رئیس جمهور حمایت خود را از شاه ادامه خواهد داد (استادان دانشگاه مشهد مشغول تهیه نامه خود به رئیس جمهور بودند اما با توجه به نامه خمینی آن را حذف نمودند)؛ بیان اینکه تولید نفت داخلی ایران برای مصارف داخلی تکافو می کند و کمبودهای حاصل به سبب فروش نفت به اسرائیل به وجود آمده بود؛ توصیف تظاهرکنندگان چماقدار طرفدار شاه به عنوان مزدورانی که خائن به اسلام و مستحق مرگ به دست مؤمنین هستند.

10 نظریه: گزارش رویداد (بیمارستان) رضاشاه به این دلیل با این تفصیل ارائه شده که آن حائز تمام مشخصات حوادثی که در تاریخ مخالفین سیاسی ایران اهمیت سمبلیکی بزرگتر از خود آن حادثه حاصل می کنند دارد. ایرانیان خصوصاً دانشجویان و روشنفکران علاقه وافری به این نوع چیزها دارند. به علاوه دانشگاه مشهد همچنان تنها دانشگاه باز در ایران است به این معنا که هیچ گونه کلاسی برگزار نمی شود. اما دانشجویان و استادان می توانند آزادانه به محوطه رفت و آمد کنند. دولت از اینگونه آزادیها منافع سیاسی حاصل می کند اما در رابطه با فعالیت سیاسی در محوطه دانشگاه خساراتی نیز عاید می شود. بدین قرار، این امر احتمالاً به عنوان ضربه ای بر جامعه دانشگاهی سراسر کشور تلقی خواهد شد و محتمل است که پیامدهای مشفقانه دربر داشته باشد. این حمله بیزاری دانشگاه و جوامع اسلامی مشهد را که از جمله مهم ترین عوامل در یکی از بزرگ ترین شهرهای ایران هستند تکمیل کرد. فهمیدن این که شاه و دولت فعلی برای ترمیم اوضاع مشهد برای آینده قابل پیش بینی می توانند انجام دهند مشکل است. دکتر رادپور پیشنهاد می کند که با یک عذرخواهی از طرف استاندار همراه با تنبیه افسری که فرمان حمله داد می توان تا حدی جماعت دانشگاهی را تسکین داد. با این وجود، تاکنون دولت ایران بدون کسب موفقیت سعی نموده عذرخواهی در سطح بالاتری به عمل آورد و یک