الصّبر.[1]»
گفتهاند كه خداوند متعال به حضرت داود7وحى فرمود:
اى داود به اخلاق من آراسته شو و از جمله اخلاق من صبر است.» 6-
«و عن ابن عبّاس رضى اللَّه عنهلمّا دخل رسول اللَّه6على الأنصار فقال: أ مؤمنون انتم؟ فسكتوا فقال رجل نعم يا رسول اللَّه فقال: و ما علامة ايمانكم قالوا نشكر على الرّخا و نصبر على البلاء و نرضى بالقضاء فقال: مؤمنون و ربّ الكعبة.[2]»
ابن عباس رضى اللَّه عنه مىگويد: وقتى رسول خدا6بر انصار وارد شد فرمود: آيا شما مؤمن هستيد؟ همه ساكت شدند. مردى از آنها گفت: بلى اى رسول خدا! حضرت فرمود: علامت ايمانتان چيست؟ انصار گفتند: در برابر نعمت و راحتى خدا را شكر مىكنيم، بر بلا صبر مىكنيم و به قضا و قدر الهى راضى هستيم حضرت فرمود: به خداى كعبه قسم كه شما مؤمن هستيد.» 7-
«قال المسيح7انّكم لا تدركون ما تحبّون الّا بصبركم على ما تكرهون.[3]»
«حضرت مسيح7به حواريون فرمود: به آنچه دوست داريد نمىرسيد مگر اين كه در برابر ناراحتىها صبر كنيد
[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 425
[2]- مجمع الزوائد، ج 1، ص 54
[3]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 425
(تا ناخوشيها را تحمل نكنيد به خوشيها نخواهيد رسيد.
نابرده رنج گنج ميسر نمىشود).» 8-
قال6«لو كان الصّبر رجلا لكان كريما.[1]»
رسول اكرم6فرمود: «اگر صبر به صورت مردى باشد آن مرد كريم و بزرگوار است.» 9-
قال علىّ7«بنى الإسلام على اربع دعائم: اليقين: و الصّبر، و الجهاد، و العدل.[2]»
حضرت على7فرمود: «اسلام بر چهار پايه بنا شده است و آن چهار پايه عبارت است از يقين، صبر، جهاد و عدل.» 10-
و قال ايضا:«الصّبر من الأيمان بمنزلة الرّأس من الجسد و لا جسد لمن لا رأس له، و لا ايمان لمن لا صبر له.[3][4]»
على7هم چنين فرمود: «صبر نسبت به ايمان همچون سر است در مقابل تن همان طور كه بدن بدون سر بدن نيست ايمان بدون صبر نيز ايمان نيست (صبر ملازم ايمان است همان گونه كه سر ملازم بدن است).» 11-
قال علىّ7:«عليكم بالصّبر فانّه به يأخذ الحازم و به يعود الجازع[5].»
حضرت على7فرمود: «بر شما باد به صبر، زيرا شخص حازم و قاطع آن را اتخاذ مىكند و آدم بيتاب بعد از جزع و
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 271
[2]- نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 31
[3]- در نهج البلاغه چنين آمده است:
ُ و لا خير في جسد لا رأس معه و لا في ايمان لا صبر معه
يعنى تن بىسر فايده ندارد و صبر بىايمان نيز بىنتيجه است.
[4]- خصال صدوق، ص 315
[5]- شرح ابى الحديد، ج 18، ص 342
فزع ناچار به او رجوع مىكند (پس چه بهتر از همان اول بدون جزع و بيتابى صبر را پيشه خود سازد).» 12-
قال علىّ7:«ان صبرت جرت عليك المقادير و انت مأجور و ان جزعت جرت عليك المقادير و انت مأزور[1].»
حضرت على7فرمود: اگر صبر كنى مقدّرات بر تو جارى مىشود و تو پاداش خواهى داشت و اگر ناشكيبايى و بىتابى كنى باز هم مقدرات مسير خود را طى مىكند و وزر و گناه بر تو خواهد بود (يعنى ناشكيبايى جز گناه براى تو فايده ديگرى ندارد چون بيتابى تو ذرّهاى در مقدّرات تأثيرى نخواهد گذاشت).
(در نهج البلاغه لفظ «قدر» به صورت مفرد آمده:
«ان صبرت جرى عليك القدر»).
13-
و عن الحسن بن علىّ عن النّبىّ6: «قال:انّ في الجنّة شجرة يقال لها شجرة البلوى و تؤتى لأهل البلاء يوم القيامة فلا يرفع لهم ديوان و لا ينصب لهم ميزان يصيب عليهم الاجر صبّا و قرأ7:إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ.[2]»
امام حسن مجتبى7از پيامبر خدا6روايت مىكند كه آن حضرت فرمود: «در بهشت درختى است كه به آن درخت ابتلاء مىگويند و آن در روز قيامت به اهل بلا و مصيبت داده مىشود و هيچ گونه محكمه و ميزانى جهت بررسى
[1]- نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 291
[2]- مجمع الزوائد، ج 2، ص 305، كنز العمال، ج 3، ص 334. الدر المنثور، ج 5، ص 324
اعمال آنها تشكيل نمىشود و مانند باران بر آنها ثواب و پاداش فرو مىريزند (همان گونه كه در دنيا مانند باران بر ايشان بلا ريخته مىشد).» آن گاه امام حسن مجتبى7اين آيه را خواند.إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ[1].
يعنى خدا صابران را به حد كامل و بدون حساب پاداش خواهد داد.
14-
و عنه7عن النّبىّ6:«ما من جرعة احبّ الى اللَّه تعالى من جرعة غيظ كظمها رجل او جرعة صبر على مصيبة و ما من قطرة احبّ الى اللَّه تعالى من قطرة دمع من خشية اللَّه او قطرة دم اهرقت في سبيل اللَّه[2].»
و نيز امام حسن مجتبى7از پيامبر6روايت مىكند كه آن حضرت فرمود: «هيچ جرعهاى از جرعه خشمى كه انسان آن را فرو نشاند يا جرعه صبر بر مصيبتى در نزد خداوند متعال محبوبتر نيست. و نيز هيچ قطرهاى در نزد خداوند متعال از قطره اشكى كه از خشيت خدا جارى شود، و يا قطره خونى كه در راه خدا ريخته شود محبوبتر نيست.» 15-
و عنه7:«المصائب مفاتيح الأجر.»
امام حسن مجتبى7فرمود: «مصيبتها كليدها و راهگشاى اجر و پاداشند.»
[1]- زمر: 10
[2]- كنز العمال، ج 15، ص 872
16-
و عن زين العابدين7:«اذا جمع الأوّلين و الآخرين ينادي مناد اين الصّابرون ليدخلوا الجنّة بغير حساب قال: فيقوم عنق من النّاس فتلقّاهم الملائكة الى اين يا بنى آدم؟ فيقولون: الى الجنّة: فيقولون قبل الحساب؟ فقالوا: نعم قالوا: و من انتم؟
قالوا: الصّابرون قالوا: و ما صبركم؟ قالوا: صبرنا على طاعة اللَّه و صبرنا عن معصية اللَّه حتى توفّانا اللَّه عزّ و جلّ قالوا: انتم كما قلتم ادخلوا الجنّة فنعم اجر العاملين[1].»
از امام زين العابدين7روايت شده است كه فرمود: «وقتى خداوند اولين و آخرين را در صحراى محشر جمع كند، منادى ندا مىكند كه صابران كجايند؟ تا بدون حساب داخل بهشت گردند، جماعتى از مردم بر مىخيزند و به طرف بهشت روانه مىشوند، فرشتگان به آنها برخورد مىكنند و مىگويند: كجا مىرويد؟ مىگويند: به سوى بهشت مىرويم.
فرشتگان مىگويند: بدون حساب به سوى بهشت مىرويد؟
در جواب مىگويند بلى، سپس ملائكه سؤال مىكنند كه شما از چه صنف مردميد؟ مىگويند: ما از صنف صابران هستيم. ملائكه گويند: صبر شما در چه بود؟ مىگويند: صبر ما بر طاعت خدا و از معصيت خدا بوده است و اين روش را تا زنده بوديم ادامه داديم تا اين كه خداوند عز و جل ما را قبض روح نمود. ملائكه مىگويند: همان گونه كه گفتيد هستيد و بدون حساب به سوى بهشت رويد كه چه نيكو
[1]- همين مضمون در الكافى، ج 2، ص 75
است پاداش اهل عمل.» روايت پيش گفته را مرحوم كلينى در اصول كافى كتاب ايمان و كفر باب «الحبّ في اللَّه و البغض في اللَّه» روايت هشت نقل كرده است با اين تفاوت كه آنجا در مورد محبان خداست.
17-
عن انس قال: «قال رسول اللَّه6:قال اللَّه عزّ و جلّ اذا وجّهت الى عبد من عبيدي في بدنه أو ماله او ولده ثمّ استقبل ذلك بصبر جميل استحييت منه يوم القيامة ان انصب له ميزانا او انشر له ديوانا[1].»
انس مىگويد: رسول خدا6فرمود: «كه خداوند عز و جل مىفرمايد: هر گاه مصيبت و بلايى را متوجه بدن يا مال يا فرزند بندهام سازم سپس او با صبر جميل[2]از آن بلا استقبال نمايد من از او شرم مىكنم كه در روز قيامت ترازويى جهت بررسى حساب او نصب كنم يا نامه عمل او را بگشايم.» 18-
عن ابن مسعود رضي اللَّه عنه عن النّبىّ6:«ثلاث من رزقهنّ فانّه رزق خير الدّارين الرّضا بالقضاء و الصّبر على البلاء و الدّعاء في الرّخاء.»
پيامبر6فرمود: «سه چيز است كه نصيب هر كس شود
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 282
[2]- از امام باقر7پرسيدند صبر جميل چيست؟ فرمود:
ُ ذلك الصّبر ليس فيه شكوى الى النّاسالكافى، ج 2، ص 93
. يعنى صبرى كه در آن شكايت به مردم نباشد( يعنى از بلاهائى كه برش وارد مىشود نزد مردم شكوه نكند).
خير دنيا و آخرت نصيبش شده است و آن سه عبارتند از:
1- خشنودى از قضا و قدر خدا.
2- صبر و بردبارى در برابر بلاها.
3- دعا كردن در حال خوشى.» (بيشتر مردم كه فقط هنگام ناخوشى و گرفتارى دعا مىكنند) 19-
عن ابن عبّاس رضى اللَّه عنه قال: «كنت عند رسول اللَّه6فقال:يا غلام او غليم الا اعلّمك كلمات ينفعك اللَّه بهنّ؟ فقلت:
بلى فقال: احفظ اللَّه يحفظك احفظ اللَّه تجده امامك تعرف اليه في الرّخاء يعرّفك في الشدّة اذا سئلت فاسأل اللَّه و اذا استعنت فاستعن باللَّه. و اعلم انّ في الصّبر على ما تكره خيرا كثيرا و انّ النّصر مع الصّبر و انّ الفرح مع الكرب و انّ مع العسر يسرا[1].»
ابن عباس رضى اللَّه عنه مىگويد: «نزد پيامبر6بودم كه آن حضرت فرمود: اى جوان! آيا مىخواهى كلماتى تعليمت دهم كه خداوند به وسيله آن به تو فايده رساند؟ گفتم بلى، حضرت فرمود: خدا را حفظ كن تا او نيز تو را حفظ كند.
(يعنى از حدود الهى محافظت نما و آنها را مراعات كن و از حد و مرز الهى خارج نشو) مراقب خدا باش تا همواره او را در جلوى خود بيابى. در حال خوشى با خدا آشنايى داشته تا او نيز در حال شدت و سختى با تو آشنا باشد. هر گاه چيزى مىخواهى از خدا در خواست كن و هر گاه كمك مىخواهى از او مدد و يارى جوى.
[1]- مسند احمد، ج 1، ص 307
بدان صبر و استقامت در برابر ناگواريها خير و بركت زيادى به همراه دارد نصرت و يارى الهى با صبر است، شادى و فرح با اندوه مىباشد، و همراه سختى آسايش است.» 20-
و عنه6:«يؤتى الرجل في قبره بالعذاب فاذا أوتي من قبل رأسه دفعه تلاوة القرآن و اذا اوتي من بين يديه دفعته الصّدقة و اذا اوتي من قبل رجليه دفع مشيه الى المسجد و الصّبر حجزه يقول: امّا لو رايت خللا لكنت صاحبه.» «و في لفظ آخر اذا دخل الرّجل القبر قامت الصّلوة عن يمينه و الزّكاة عن شماله و البرّ يظلّ عليه و الصّبر بناحية يقول: دونكم صاحبي فانّي من ورائه يعني ان استطعتم ان تدفعوا عنه العذاب و الّا فأنا اكفيكم ذلك و ارفع عنه العذاب».
پيامبر6هم چنين فرمود: «چون مرد را در قبرش مىگذارند عذاب داخل قبر او مىشود وقتى مىخواهد از طرف سر آن مرد وارد شود تلاوت قرآن جلوى عذاب را مىگيرد، وقتى مىخواهد از طرف صورتش وارد شود صدقه جلوى عذاب را مىگيرد و آن را بر مىگرداند. وقتى مىخواهد از طرف پاهاى آن مرد وارد شود راه رفتن او به سوى مسجد جلويش را مىگيرد و صبر نيز جلوى عذاب را مىگيرد و مىگويد: اگر ببينم كه شما نتوانيد از صاحبم حمايت كنيد خودم به تنهايى از او حمايت و دفاع مىكنم.» «و در حديث ديگر آمده است كه چون مرد داخل قبر