بدان صبر و استقامت در برابر ناگواريها خير و بركت زيادى به همراه دارد نصرت و يارى الهى با صبر است، شادى و فرح با اندوه مىباشد، و همراه سختى آسايش است.» 20-
و عنه6:«يؤتى الرجل في قبره بالعذاب فاذا أوتي من قبل رأسه دفعه تلاوة القرآن و اذا اوتي من بين يديه دفعته الصّدقة و اذا اوتي من قبل رجليه دفع مشيه الى المسجد و الصّبر حجزه يقول: امّا لو رايت خللا لكنت صاحبه.» «و في لفظ آخر اذا دخل الرّجل القبر قامت الصّلوة عن يمينه و الزّكاة عن شماله و البرّ يظلّ عليه و الصّبر بناحية يقول: دونكم صاحبي فانّي من ورائه يعني ان استطعتم ان تدفعوا عنه العذاب و الّا فأنا اكفيكم ذلك و ارفع عنه العذاب».
پيامبر6هم چنين فرمود: «چون مرد را در قبرش مىگذارند عذاب داخل قبر او مىشود وقتى مىخواهد از طرف سر آن مرد وارد شود تلاوت قرآن جلوى عذاب را مىگيرد، وقتى مىخواهد از طرف صورتش وارد شود صدقه جلوى عذاب را مىگيرد و آن را بر مىگرداند. وقتى مىخواهد از طرف پاهاى آن مرد وارد شود راه رفتن او به سوى مسجد جلويش را مىگيرد و صبر نيز جلوى عذاب را مىگيرد و مىگويد: اگر ببينم كه شما نتوانيد از صاحبم حمايت كنيد خودم به تنهايى از او حمايت و دفاع مىكنم.» «و در حديث ديگر آمده است كه چون مرد داخل قبر
مىشود، نماز طرف راست و زكات طرف چپش مىايستند و احسان بر سرش سايه مىافكند و صبر در طرفى دورتر از آنها است (چون دو فرشتهاى كه متصدى سؤال از آن مرد هستند وارد مىشوند) صبر به نماز و زكات و احسان مىگويد: مواظب رفيق خود باشيد و اگر نتوانستيد عذاب را از او دور كنيد من به تنهايى از او دفاع مىكنم و عذاب را از او بر طرف مىسازم[1].» 21-
و عنه6:«عجبا لأمر المؤمن انّ امره كلّه له خير و ليس ذلك لأحد الّا للمؤمن ان اصابته سرّاء شكر فكان خيرا له، و ان اصابته
[1]- حديث فوق از جمله احاديثى است كه بر تجسم اعمال دلالت دارد و آن همان طور كه از آيات و روايات استفاده مىشود اين است كه اعمال خوب درستكاران و كارهاى بد نادرستان به گونهاى در عالم برزخ و قيامت تجسم مىگردند و همه انسانها اعمال روا و ناروايى را كه در دنيا انجام دادهاند در مقابل خويش حاضر مىيابند نه تنها كارهاى بدنى و اعمال خوب و بدى كه در ظاهر انجام مىدهيم مجسم مىگردند، بلكه نيتهاى خوب و بد مردم كه عمل روحى آنان است همانند اعمال بدنشان تجسم مىيابند.
مارها و عقربها بلكه آتشى كه در قيامت است همان زشتكاريها و خلقيات مذموم و عقائد باطل آدمى است كه در نشئه آخرت به آن شكلها ظاهر مىگردند.
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)
ضرّاء صبر فكان خيرا له[1].»
رسول اكرم6فرمود: «كار مؤمن تعجب آميز است، زيرا تمام امورش براى او خير است كه براى احدى جز مؤمن چنين نيست. اگر راحتى و خوشى به او برسد و شكر نمايد برايش خير است و اگر سختى و ناراحتى به او رسد و صبر كند نيز براى او خير است.» 22-
و عنه6:«الا اعجبكم انّ المؤمن اذا اصاب خيرا حمد اللَّه و شكروا اذا اصابته مصيبة حمد اللَّه و صبر فالمؤمن يوجر في كلّ شىء حتّى الّلقمة يرفعها الى فيه. و في حديث آخر حتّى الّلقمة يرفعها الى فم امراته[2].»
پيغمبر اكرم6فرمود: « [آيا روش پسنديده] مؤمن شما را شگفت زده نمىكند، از اين كه مؤمن هر گاه خير و نعمتى به او برسد خدا را ستايش و شكر مىكند و هر گاه مصيبتى به او برسد در مقابل مصيبت هم خدا را ستايش مىكند و صبر و شكيبايى پيشه مىكند مؤمن در تمام كارهايش اجر و ثواب مىبرد حتى لقمهاى كه به طرف دهانش مىبرد (در حديث ديگر آمده است حتى لقمهاى كه به طرف دهان زنش مىبرد).» 23-
و عنه6:«الصّبر خير مركب ما رزق اللَّه عبدا خيرا له و لا اوسع من الصّبر[3].»
[1]- صحيح مسلم، ج 8، ص 227. كنز العمال، ج 1، ص 145
[2]- السنن الكبرى، ج 3، ص 376
[3]- مضمون در مستدرك حاكم، ج 2، ص 414
پيامبر خدا6فرمود: «صبر بهترين مركب است خداوند چيزى نصيب بندهاش نكرد كه از صبر بهتر و وسيعتر باشد.» 24- «
و سئل6:هل من رجل يدخل الجنّة بغير حساب؟ قال: نعم كلّ رحيم صبور.»
از پيامبر6«سؤال كردند كه آيا هيچ مردى بدون حساب داخل بهشت مىشود؟ حضرت فرمود: بلى هر كس مهربان و صبور باشد بدون حساب داخل بهشت مىگردد.» 25-
و عن ابى بصير قال: «سمعت7يقول:انّ الحرّ حرّ على جميع احواله، ان نابته نائبة صبر لها و ان تراكمت [تداكّت] عليها المصائب لم يكره [لم تكسره] و ان اسر و قهر و استبدل باليسر عسرا، كما كان يوسف الصّدّيق الأمين7لم يغيّر حرّيّته ان استعبد و قهر و اسر و لم تضرره ظلمة الجبّ و وحشته و ما ناله، ان منّ اللَّه عليه فجعل الجبّار العالى (العاتي) له عبدا بعد ان «اذ» كان «له» ملكا فارسله و رحم به امّة و كذلك الصّبر يعقّب خيرا، فاصبروا و وطّنوا انفسكم على الصّبر توجروا[1].»
ابو بصير مىگويد: «از امام صادق7شنيدم كه فرمود: آزاد مرد در همه احوال آزاد مرد است اگر گرفتارى برايش پيش آيد صبر مىكند و اگر مصيبتها بر سرش فرو ريزد ناراحت نمىشود، اگر چه اسير شود و مغلوب گردد و آسايشش تبديل به سختى شود، چنان كه يوسف صديق
[1]- الكافى، ج 2، ص 89
امين7را، بردگى و مغلوبيت و اسارت زيان نبخشيد، و او را تغيير نداد و تاريكى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد ضررى بر او وارد نساخت تا اين كه خدا بر او منت گذارد و ستمگر سركش را برده او كرد بعد از آن كه مالك او بود و او را رسول قرار داد و به سبب او به امّتى رحم كرد و صبر اين چنين است كه اين همه خير و بركت به دنبال دارد، پس شكيبا باشيد و دل به شكيبايى دهيد تا اجر و پاداش نصيبتان گردد.» 26-
«و عن الباقر7قال:الجنّة محفوفة بالمكاره و الصّبر، فمن صبر على المكاره في الدّنيا دخل الجنّة. و جهنّم محفوفة باللّذّات و الشّهوات فمن اعطى نفسه لذّتها و شهوتها دخل النّار[1].»
امام باقر7فرمود: «بهشت در ميان ناگوارىها و شكيبايى است. پس هر كه در دنيا بر ناگوارىها صبر كند به بهشت رود، و جهنم در ميان لذتها و شهوتها است، پس هر كس هر لذت و شهوتى را كه دلش خواهد به خود رساند به جهنم رود.» 27-
عن على7قال: قال رسول اللَّه6:«الصّبر ثلاثة: صبر عند المصيبة و صبر على الطّاعة و صبر عن المعصية. فمن صبر على المصيبة حتّى يردّها بحسن عزائها كتب اللَّه له ثلاثمائة درجة ما بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين السّماء الى الأرض و من صبر على الطّاعة كتب اللَّه له ستّمائة درجة ما
[1]- الكافى، ج 2، ص 89
بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين تخوم الأرض الى العرش و من صبر عن المعصية كتب اللَّه له تسعمائة درجة ما بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين تخوم الأرض الى منتهى العرش[1]».
پيامبر خدا6فرمود: «صبر بر سه قسم است: صبر در مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از معصيت، پس هر كه بر مصيبت صبر كند تا آن را به بهترين وجه آرامش و تسلى بگذارند خداوند سيصد درجه برايش مىنويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين باشد و هر كه بر طاعت صبر كند خداوند برايش ششصد درجه مىنويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان قعر زمين تا عرش باشد و هر كه از معصيت خوددارى و در برابر گناه صبر كند خداوند نهصد درجه از براى او مىنويسد كه فاصله ميان هر درجه به قدر فاصله ميان قعر زمين تا انتهاى عرش الهى باشد.»[2]28-
عن ابى حمزة الثمالى قال: قال ابو عبد اللّه7:«من ابتلى من المؤمنين ببلاء فصبر عليه، كان له مثل اجر الف شهيد[3].»
[1]- الكافى، ج 2، ص 91. كنز العمال، ج 3، ص 272
[2]- همان گونه كه از حديث فوق استفاده مىشود بالاترين درجات صبر، صبر از معصيت است، چون بالاترين اعمال گناه نكردن است و بعد از آن صبر بر طاعت. شايد سر اين كه درجات صبر از معصيت و صبر بر طاعت از صبر در معصيت بالاتر است اين است كه صبر از معصيت و طاعت از روى اختيار مىباشد يعنى مىتواند گناه كند ولى به خاطر خدا نمىكند و نيز مىتواند اطاعت و عبادت نكند ولى براى خدا انجام مىدهد ولى صبر در مصيبت و بلا اختيارى نيست و چارهاى جز صبر ندارد.
[3]- الكافى، ج 2، ص 92
امام صادق7فرمود: «هر كس از مؤمنين به بلايى گرفتار شود و صبر كند، برايش مثل اجر هزار شهيد خواهد بود.» 29-
«عن عبد اللَّه بن سنان، عن ابى عبد اللَّه7قال: قال رسول اللَّه6:قال اللَّه عزّ و جلّ: انّى جعلت الدّنيا بين عبادى قرضا، فمن اقرضنى منها قرضا اعطيته بكلّ درهم واحد عشرا الى سبعمائة ضعف و ما شئت من ذلك، و من لم يقرضني منها قرضا فاخذت منه شيئا قسرا فصبر اعطيته ثلاث خصال؛ لو اعطيت واحدة منهنّ ملائكتى لرضوا بها منّى، قال: ثمّ تلا ابو عبد اللَّه7قول اللَّه عزّ و جلّ: «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» فهذه واحدة من ثلاث خصال و «رحمة» اثنان و «أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» ثلاث ثمّ قال ابو عبد اللّه7: هذا لمن اخذ اللَّه منه شيئا قسرا[1].»
رسول خدا6مىگويد: خداوند عزّ و جلّ فرموده است: من دنيا را ميان بندگانم به عنوان قرض قرار دادهام كسى كه قرضى از آن به من دهد (يعنى چيزى در راه من به اختيار خود انفاق كند) در مقابل هر درهمى ده تا هفتصد برابر به او مىدهم و كسى كه به من قرض ندهد و اجبارا چيزى از او بگيرم- به وسيله مصيبتها و حوادث گوناگون- در مقابل آن سه چيز به او مىدهم كه اگر يكى از آنها را به فرشتگانم دهم از من راضى خواهند شد
[1]- الخصال، ص 130
سپس امام صادق7اين آيه را تلاوت كرد:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ[1]أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ«كسانى كه هنگام مصيبت مىگويند: ما از آن خداييم و به سوى او بازگشت مىكنيم صلوات خدا بر آنها باد. امام فرمود: اين صلوات يكى از سه خصلت است دومىاش رحمت و سومى آن هدايت كه در آيه ذكر شده است.»
[1]- بديهى است كه منظور تنها گفتن جملهإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَنيست، همچنان كه منظور تنها عبور دادن معنى آن از خواطر نمىباشد بلكه مقصود متلبس شدن به حقيقت معنى آن است، يعنى انسان خود را مملوك واقعى حق بداند و معتقد باشد كه بازگشت او به سوى خداست، البته كسى كه واقعا به اين دو حقيقت( يعنى خود را مملوك واقعى حق دانستن و اعتقاد به بازگشت به سوى او) ايمان دارد عاليترين درجات صبر را در برابر حوادث بدست خواهد آورد و جزع و بىتابى و غفلت بكلى از كانون دل او ريشه كن مىشود.( ترجمه الميزان ج 2 ص 217)