بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 114

ضرّاء صبر فكان خيرا له‌[1].»

رسول اكرم6فرمود: «كار مؤمن تعجب آميز است، زيرا تمام امورش براى او خير است كه براى احدى جز مؤمن چنين نيست. اگر راحتى و خوشى به او برسد و شكر نمايد برايش خير است و اگر سختى و ناراحتى به او رسد و صبر كند نيز براى او خير است.» 22-

و عنه6:«الا اعجبكم انّ المؤمن اذا اصاب خيرا حمد اللَّه و شكروا اذا اصابته مصيبة حمد اللَّه و صبر فالمؤمن يوجر في كلّ شى‌ء حتّى الّلقمة يرفعها الى فيه. و في حديث آخر حتّى الّلقمة يرفعها الى فم امراته‌[2].»

پيغمبر اكرم6فرمود: « [آيا روش پسنديده‌] مؤمن شما را شگفت زده نمى‌كند، از اين كه مؤمن هر گاه خير و نعمتى به او برسد خدا را ستايش و شكر مى‌كند و هر گاه مصيبتى به او برسد در مقابل مصيبت هم خدا را ستايش مى‌كند و صبر و شكيبايى پيشه مى‌كند مؤمن در تمام كارهايش اجر و ثواب مى‌برد حتى لقمه‌اى كه به طرف دهانش مى‌برد (در حديث ديگر آمده است حتى لقمه‌اى كه به طرف دهان زنش مى‌برد).» 23-

و عنه6:«الصّبر خير مركب ما رزق اللَّه عبدا خيرا له و لا اوسع من الصّبر[3].»

[1]- صحيح مسلم، ج 8، ص 227. كنز العمال، ج 1، ص 145

[2]- السنن الكبرى، ج 3، ص 376

[3]- مضمون در مستدرك حاكم، ج 2، ص 414


صفحه 115

پيامبر خدا6فرمود: «صبر بهترين مركب است خداوند چيزى نصيب بنده‌اش نكرد كه از صبر بهتر و وسيع‌تر باشد.» 24- «

و سئل6:هل من رجل يدخل الجنّة بغير حساب؟ قال: نعم كلّ رحيم صبور.»

از پيامبر6«سؤال كردند كه آيا هيچ مردى بدون حساب داخل بهشت مى‌شود؟ حضرت فرمود: بلى هر كس مهربان و صبور باشد بدون حساب داخل بهشت مى‌گردد.» 25-

و عن ابى بصير قال: «سمعت7يقول:انّ الحرّ حرّ على جميع احواله، ان نابته نائبة صبر لها و ان تراكمت [تداكّت‌] عليها المصائب لم يكره [لم تكسره‌] و ان اسر و قهر و استبدل باليسر عسرا، كما كان يوسف الصّدّيق الأمين7لم يغيّر حرّيّته ان استعبد و قهر و اسر و لم تضرره ظلمة الجبّ و وحشته و ما ناله، ان منّ اللَّه عليه فجعل الجبّار العالى (العاتي) له عبدا بعد ان «اذ» كان «له» ملكا فارسله و رحم به امّة و كذلك الصّبر يعقّب خيرا، فاصبروا و وطّنوا انفسكم على الصّبر توجروا[1].»

ابو بصير مى‌گويد: «از امام صادق7شنيدم كه فرمود: آزاد مرد در همه احوال آزاد مرد است اگر گرفتارى برايش پيش آيد صبر مى‌كند و اگر مصيبت‌ها بر سرش فرو ريزد ناراحت نمى‌شود، اگر چه اسير شود و مغلوب گردد و آسايشش تبديل به سختى شود، چنان كه يوسف صديق‌

[1]- الكافى، ج 2، ص 89


صفحه 116

امين7را، بردگى و مغلوبيت و اسارت زيان نبخشيد، و او را تغيير نداد و تاريكى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد ضررى بر او وارد نساخت تا اين كه خدا بر او منت گذارد و ستمگر سركش را برده او كرد بعد از آن كه مالك او بود و او را رسول قرار داد و به سبب او به امّتى رحم كرد و صبر اين چنين است كه اين همه خير و بركت به دنبال دارد، پس شكيبا باشيد و دل به شكيبايى دهيد تا اجر و پاداش نصيبتان گردد.» 26-

«و عن الباقر7قال:الجنّة محفوفة بالمكاره و الصّبر، فمن صبر على المكاره في الدّنيا دخل الجنّة. و جهنّم محفوفة باللّذّات و الشّهوات فمن اعطى نفسه لذّتها و شهوتها دخل النّار[1].»

امام باقر7فرمود: «بهشت در ميان ناگوارى‌ها و شكيبايى است. پس هر كه در دنيا بر ناگوارى‌ها صبر كند به بهشت رود، و جهنم در ميان لذت‌ها و شهوت‌ها است، پس هر كس هر لذت و شهوتى را كه دلش خواهد به خود رساند به جهنم رود.» 27-

عن على7قال: قال رسول اللَّه6:«الصّبر ثلاثة: صبر عند المصيبة و صبر على الطّاعة و صبر عن المعصية. فمن صبر على المصيبة حتّى يردّها بحسن عزائها كتب اللَّه له ثلاثمائة درجة ما بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين السّماء الى الأرض و من صبر على الطّاعة كتب اللَّه له ستّمائة درجة ما

[1]- الكافى، ج 2، ص 89


صفحه 117

بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين تخوم الأرض الى العرش و من صبر عن المعصية كتب اللَّه له تسعمائة درجة ما بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين تخوم الأرض الى منتهى العرش‌[1]».

پيامبر خدا6فرمود: «صبر بر سه قسم است: صبر در مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از معصيت، پس هر كه بر مصيبت صبر كند تا آن را به بهترين وجه آرامش و تسلى بگذارند خداوند سيصد درجه برايش مى‌نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين باشد و هر كه بر طاعت صبر كند خداوند برايش ششصد درجه مى‌نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان قعر زمين تا عرش باشد و هر كه از معصيت خوددارى و در برابر گناه صبر كند خداوند نهصد درجه از براى او مى‌نويسد كه فاصله ميان هر درجه به قدر فاصله ميان قعر زمين تا انتهاى عرش الهى باشد.»[2]28-

عن ابى حمزة الثمالى قال: قال ابو عبد اللّه7:«من ابتلى من المؤمنين ببلاء فصبر عليه، كان له مثل اجر الف شهيد[3].»

[1]- الكافى، ج 2، ص 91. كنز العمال، ج 3، ص 272

[2]- همان گونه كه از حديث فوق استفاده مى‌شود بالاترين درجات صبر، صبر از معصيت است، چون بالاترين اعمال گناه نكردن است و بعد از آن صبر بر طاعت. شايد سر اين كه درجات صبر از معصيت و صبر بر طاعت از صبر در معصيت بالاتر است اين است كه صبر از معصيت و طاعت از روى اختيار مى‌باشد يعنى مى‌تواند گناه كند ولى به خاطر خدا نمى‌كند و نيز مى‌تواند اطاعت و عبادت نكند ولى براى خدا انجام مى‌دهد ولى صبر در مصيبت و بلا اختيارى نيست و چاره‌اى جز صبر ندارد.

[3]- الكافى، ج 2، ص 92


صفحه 118

امام صادق7فرمود: «هر كس از مؤمنين به بلايى گرفتار شود و صبر كند، برايش مثل اجر هزار شهيد خواهد بود.» 29-

«عن عبد اللَّه بن سنان، عن ابى عبد اللَّه7قال: قال رسول اللَّه6:قال اللَّه عزّ و جلّ: انّى جعلت الدّنيا بين عبادى قرضا، فمن اقرضنى منها قرضا اعطيته بكلّ درهم واحد عشرا الى سبعمائة ضعف و ما شئت من ذلك، و من لم يقرضني منها قرضا فاخذت منه شيئا قسرا فصبر اعطيته ثلاث خصال؛ لو اعطيت واحدة منهنّ ملائكتى لرضوا بها منّى، قال: ثمّ تلا ابو عبد اللَّه7قول اللَّه عزّ و جلّ: «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ‌» فهذه واحدة من ثلاث خصال و «رحمة» اثنان و «أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ‌» ثلاث ثمّ قال ابو عبد اللّه7: هذا لمن اخذ اللَّه منه شيئا قسرا[1].»

رسول خدا6مى‌گويد: خداوند عزّ و جلّ فرموده است: من دنيا را ميان بندگانم به عنوان قرض قرار داده‌ام كسى كه قرضى از آن به من دهد (يعنى چيزى در راه من به اختيار خود انفاق كند) در مقابل هر درهمى ده تا هفتصد برابر به او مى‌دهم و كسى كه به من قرض ندهد و اجبارا چيزى از او بگيرم- به وسيله مصيبت‌ها و حوادث گوناگون- در مقابل آن سه چيز به او مى‌دهم كه اگر يكى از آنها را به فرشتگانم دهم از من راضى خواهند شد

[1]- الخصال، ص 130


صفحه 119

سپس امام صادق7اين آيه را تلاوت كرد:

الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌[1]أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ‌«كسانى كه هنگام مصيبت مى‌گويند: ما از آن خداييم و به سوى او بازگشت مى‌كنيم صلوات خدا بر آنها باد. امام فرمود: اين صلوات يكى از سه خصلت است دومى‌اش رحمت و سومى آن هدايت كه در آيه ذكر شده است.»

[1]- بديهى است كه منظور تنها گفتن جمله‌إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌نيست، همچنان كه منظور تنها عبور دادن معنى آن از خواطر نمى‌باشد بلكه مقصود متلبس شدن به حقيقت معنى آن است، يعنى انسان خود را مملوك واقعى حق بداند و معتقد باشد كه بازگشت او به سوى خداست، البته كسى كه واقعا به اين دو حقيقت( يعنى خود را مملوك واقعى حق دانستن و اعتقاد به بازگشت به سوى او) ايمان دارد عاليترين درجات صبر را در برابر حوادث بدست خواهد آورد و جزع و بى‌تابى و غفلت بكلى از كانون دل او ريشه كن مى‌شود.( ترجمه الميزان ج 2 ص 217)


صفحه 120

ملحقات باب دوم‌

فصل‌

ضربت زدن بر ران هنگام مصيبت باعث نابودى اجر است‌

«و عنه7:الضّرب على الفخد عند المصيبة يحبط الاجر و الصّبر عند الصّدمة الاولى اعظم و عظم الأجر على قدر المصيبة و من استرجع بعد المصيبة جدّد اللَّه له اجرها كيوم اصيب بها»[1]

«امام صادق7فرمود: ضربت زدن بر ران و زانو در هنگام مصيبت اجر و پاداش را از بين مى‌برد و صبر كردن هنگام مصيبت نخستين بسيار عظيم است و عظمت اجر و پاداش به مقدار مصيبت است (يعنى هر چه مصيبت بزرگ‌تر باشد اجرش نيز بزرگ‌تر است) و هر كس بعد از مصيبت بگويد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌» خداوند اجرش را

[1]- الكافى، ج 3، ص 224


صفحه 121

مانند روزى كه مصيبت به او رسيد تجديد مى‌نمايد (يعنى هر مرتبه اين جمله را بگويد خداوند اجر تازه‌اى به او عنايت مى‌فرمايد).

بر پشت دست زدن به هنگام مصيبت اجر را از بين مى‌برد

«و سئل رجل النّبيّ6ما يحبط الأجر في المصيبة؟ فقال:

تصفيق الرّجل بيمينه على شماله و الصّبر عند الصّدمة الأولى فمن رضي فله الرّضا و من سخط فعليه السّخط.»

«مردى از پيامبر6سؤال كرد چه چيز اجر و پاداش مصيبت را از بين مى‌برد؟ فرمود: دست راست را بر پشت دست چپ زدن (كه به هنگام مصيبت بعضى اين عمل را انجام مى‌دهند) اجر را از بين مى‌برد و نابود مى‌سازد. و صبر حقيقى در صدمه نخستين [يا اول صدمه‌] است پس هر كه راضى شود، خدا از او راضى است و هر كه ناراضى شود، خدا از او ناراضى است.» ام سلمه، زوجه پيامبر6مى‌گويد: من از رسول خدا6شنيدم كه مى‌فرمود: هر كس گرفتار مصيبتى شود بگويد:

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌اللّهمّ اجرنى على مصيبتي و اخلف لي خيرا منها

» خداوند متعال اجر او را مى‌دهد و آنچه از او گرفته بهترش را به او عطا مى‌فرمايد.

ام سلمه مى‌افزايد: وقتى شوهر سابقم (ابو سلمه) وفات كرد، من مطابق دستور پيامبر6جملات مذكور را گفتم و خداوند بهتر از