بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين تخوم الأرض الى العرش و من صبر عن المعصية كتب اللَّه له تسعمائة درجة ما بين الدّرجة الى الدّرجة كما بين تخوم الأرض الى منتهى العرش[1]».
پيامبر خدا6فرمود: «صبر بر سه قسم است: صبر در مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از معصيت، پس هر كه بر مصيبت صبر كند تا آن را به بهترين وجه آرامش و تسلى بگذارند خداوند سيصد درجه برايش مىنويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين باشد و هر كه بر طاعت صبر كند خداوند برايش ششصد درجه مىنويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان قعر زمين تا عرش باشد و هر كه از معصيت خوددارى و در برابر گناه صبر كند خداوند نهصد درجه از براى او مىنويسد كه فاصله ميان هر درجه به قدر فاصله ميان قعر زمين تا انتهاى عرش الهى باشد.»[2]28-
عن ابى حمزة الثمالى قال: قال ابو عبد اللّه7:«من ابتلى من المؤمنين ببلاء فصبر عليه، كان له مثل اجر الف شهيد[3].»
[1]- الكافى، ج 2، ص 91. كنز العمال، ج 3، ص 272
[2]- همان گونه كه از حديث فوق استفاده مىشود بالاترين درجات صبر، صبر از معصيت است، چون بالاترين اعمال گناه نكردن است و بعد از آن صبر بر طاعت. شايد سر اين كه درجات صبر از معصيت و صبر بر طاعت از صبر در معصيت بالاتر است اين است كه صبر از معصيت و طاعت از روى اختيار مىباشد يعنى مىتواند گناه كند ولى به خاطر خدا نمىكند و نيز مىتواند اطاعت و عبادت نكند ولى براى خدا انجام مىدهد ولى صبر در مصيبت و بلا اختيارى نيست و چارهاى جز صبر ندارد.
[3]- الكافى، ج 2، ص 92
امام صادق7فرمود: «هر كس از مؤمنين به بلايى گرفتار شود و صبر كند، برايش مثل اجر هزار شهيد خواهد بود.» 29-
«عن عبد اللَّه بن سنان، عن ابى عبد اللَّه7قال: قال رسول اللَّه6:قال اللَّه عزّ و جلّ: انّى جعلت الدّنيا بين عبادى قرضا، فمن اقرضنى منها قرضا اعطيته بكلّ درهم واحد عشرا الى سبعمائة ضعف و ما شئت من ذلك، و من لم يقرضني منها قرضا فاخذت منه شيئا قسرا فصبر اعطيته ثلاث خصال؛ لو اعطيت واحدة منهنّ ملائكتى لرضوا بها منّى، قال: ثمّ تلا ابو عبد اللَّه7قول اللَّه عزّ و جلّ: «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» فهذه واحدة من ثلاث خصال و «رحمة» اثنان و «أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» ثلاث ثمّ قال ابو عبد اللّه7: هذا لمن اخذ اللَّه منه شيئا قسرا[1].»
رسول خدا6مىگويد: خداوند عزّ و جلّ فرموده است: من دنيا را ميان بندگانم به عنوان قرض قرار دادهام كسى كه قرضى از آن به من دهد (يعنى چيزى در راه من به اختيار خود انفاق كند) در مقابل هر درهمى ده تا هفتصد برابر به او مىدهم و كسى كه به من قرض ندهد و اجبارا چيزى از او بگيرم- به وسيله مصيبتها و حوادث گوناگون- در مقابل آن سه چيز به او مىدهم كه اگر يكى از آنها را به فرشتگانم دهم از من راضى خواهند شد
[1]- الخصال، ص 130
سپس امام صادق7اين آيه را تلاوت كرد:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ[1]أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ«كسانى كه هنگام مصيبت مىگويند: ما از آن خداييم و به سوى او بازگشت مىكنيم صلوات خدا بر آنها باد. امام فرمود: اين صلوات يكى از سه خصلت است دومىاش رحمت و سومى آن هدايت كه در آيه ذكر شده است.»
[1]- بديهى است كه منظور تنها گفتن جملهإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَنيست، همچنان كه منظور تنها عبور دادن معنى آن از خواطر نمىباشد بلكه مقصود متلبس شدن به حقيقت معنى آن است، يعنى انسان خود را مملوك واقعى حق بداند و معتقد باشد كه بازگشت او به سوى خداست، البته كسى كه واقعا به اين دو حقيقت( يعنى خود را مملوك واقعى حق دانستن و اعتقاد به بازگشت به سوى او) ايمان دارد عاليترين درجات صبر را در برابر حوادث بدست خواهد آورد و جزع و بىتابى و غفلت بكلى از كانون دل او ريشه كن مىشود.( ترجمه الميزان ج 2 ص 217)
ملحقات باب دوم
فصل
ضربت زدن بر ران هنگام مصيبت باعث نابودى اجر است
«و عنه7:الضّرب على الفخد عند المصيبة يحبط الاجر و الصّبر عند الصّدمة الاولى اعظم و عظم الأجر على قدر المصيبة و من استرجع بعد المصيبة جدّد اللَّه له اجرها كيوم اصيب بها»[1]
«امام صادق7فرمود: ضربت زدن بر ران و زانو در هنگام مصيبت اجر و پاداش را از بين مىبرد و صبر كردن هنگام مصيبت نخستين بسيار عظيم است و عظمت اجر و پاداش به مقدار مصيبت است (يعنى هر چه مصيبت بزرگتر باشد اجرش نيز بزرگتر است) و هر كس بعد از مصيبت بگويد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» خداوند اجرش را
[1]- الكافى، ج 3، ص 224
مانند روزى كه مصيبت به او رسيد تجديد مىنمايد (يعنى هر مرتبه اين جمله را بگويد خداوند اجر تازهاى به او عنايت مىفرمايد).
بر پشت دست زدن به هنگام مصيبت اجر را از بين مىبرد
«و سئل رجل النّبيّ6ما يحبط الأجر في المصيبة؟ فقال:
تصفيق الرّجل بيمينه على شماله و الصّبر عند الصّدمة الأولى فمن رضي فله الرّضا و من سخط فعليه السّخط.»
«مردى از پيامبر6سؤال كرد چه چيز اجر و پاداش مصيبت را از بين مىبرد؟ فرمود: دست راست را بر پشت دست چپ زدن (كه به هنگام مصيبت بعضى اين عمل را انجام مىدهند) اجر را از بين مىبرد و نابود مىسازد. و صبر حقيقى در صدمه نخستين [يا اول صدمه] است پس هر كه راضى شود، خدا از او راضى است و هر كه ناراضى شود، خدا از او ناراضى است.» ام سلمه، زوجه پيامبر6مىگويد: من از رسول خدا6شنيدم كه مىفرمود: هر كس گرفتار مصيبتى شود بگويد:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَاللّهمّ اجرنى على مصيبتي و اخلف لي خيرا منها
» خداوند متعال اجر او را مىدهد و آنچه از او گرفته بهترش را به او عطا مىفرمايد.
ام سلمه مىافزايد: وقتى شوهر سابقم (ابو سلمه) وفات كرد، من مطابق دستور پيامبر6جملات مذكور را گفتم و خداوند بهتر از
شوهر سابقم به من عطا فرمود و آن رسول خدا6است.
در حديث ديگر آمده است كه ام سلمه گفت: وقتى اين دستور را از پيامبر6شنيدم با خود گفتم از كجا شوهرى بهتر از ابو سلمه براى من پيدا مىشود؟ زمانى كه عده وفات شوهرم به پايان رسيد پيامبر جلوى منزلم آمد و اجازه ورود خواست و من در آن موقع مشغول دباغى پوستى بودم، بلافاصله دستم را كه به برگ سلم ماليده بود شستم (برگ سلم دارويى است كه به پوست مىزنند تا بوى آن را برطرف نمايد) سپس به حضرت اجازه ورود دادم حضرت وارد شدند و من پوستى كه داخل آن از ليف خرما بود براى ايشان پهن نمودم حضرت بر آن نشست و خطبه خواند و مرا به عقد خود درآورد. پس از اين كه حضرت از خطبه عقد فارغ شدند من به ايشان عرض كردم: اى پيامبر! من لياقت زوجيت شما را ندارم مگر اين كه خود شما مرا قبول نماييد چون من مىترسم خطايى از من ببينى و خداوند به خاطر آن مرا عذاب كند، ديگر اين كه من پير شدم و عائلهمندم.
حضرت فرمود: در مورد پيرى كه گفتى من مثل تو پير شدهام و در مورد عائلهات كه گفتى عيالوار هستى، عائله تو عائله من است (يعنى من متكفل ايشان مىشوم) ام سلمه مىگويد: پس من خودم را تسليم پيامبر نمودم و آن حضرت مرا تزويج نمود و گفتم: خداوند بهتر از ابو سلمه، پيغمبر خدا6را به من عنايت فرمود[1].
[1]- صحيح مسلم، ج 3، ص 38 و مسند احمد، ج 4، ص 27
پيامبر خدا6فرمود: مرگ داراى فزع مىباشد و هر گاه مرگ يكى از برادرانتان فرا رسيد بگوييد:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَاللّهمّ اكتبه عندك من المحسنين و اجعل كتابه في علّيّين و اخلف على عقبه في الآخرين اللّهم لا تحرّمنا اجره و لا تفتنّا بعده[1].»
«ما مملوك خداييم و به سوى او بازگشت مىنماييم و به طرف پروردگار خويش مراجعت مىكنيم. خدايا! اين ميت را در نزد خودت در زمره محسنين بنويس و كتاب و نامه عمل او را در عليين قرار ده و جانشينان صالحى از او به يادگار گذار و نسل او را قطع مفرما. خدايا! ما را از اجر او محروم منما و بعد از او ما را مورد فتنه و آزمايش قرار مده.»
و عن الحسين بن علىّ بن ابى طالب7انّ النّبىّ6قال:«من اصابته مصيبة فقال اذا ذكرها:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَجدّد اللَّه عزّ و جلّ له اجرها مثل ما كان له يوم اصابته».[2]
پيامبر6فرمود: «هر كس مصيبتى به او رسيده است و هر گاه آن مصيبت به يادش مىآيد بگويد «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» خداوند عز و جل اجر و پاداش او را مانند روزى كه مصيبت بر او وارد شد تجديد مىفرمايد.
[1]- كنز العمال، ج 15، ص 571
[2]- مسند احمد، ج 1، ص 201 و الدر المنثور، ج 1، ص 156
فصل
هر گاه بر اهل بيت7بلايى مىرسيد پيامبر آنها را به نماز سفارش مىكرد
يوسف بن عبد اللّه بن سلام مىگويد: هر گاه بر اهل بيت و خاندان پيامبر6گرفتارى و بلايى نازل مىشد، پيامبر آنان را به نماز خواندن امر مىفرمود، سپس اين آيه را تلاوت مىكرد:وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها؛ «اى پيامبر خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نيز بر انجام آن شكيبا و پر استقامت باش»[1].
از صبر و نماز يارى و كمك بجوييد
ابن عباس مىگويد: وقتى كه در مسير مسافرت به پيامبر6خبر وفات برادرش را دادند ايشان استرجاع نمودند؛ يعنى گفتند:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.
سپس از جاده خارج شدند و در كنار جاده شتر خويش را روى زانو خواباند، آن گاه دو ركعت نماز بجا آورد و مدتى نشست سپس
[1]- طه: 132