فصل
هر گاه بر اهل بيت7بلايى مىرسيد پيامبر آنها را به نماز سفارش مىكرد
يوسف بن عبد اللّه بن سلام مىگويد: هر گاه بر اهل بيت و خاندان پيامبر6گرفتارى و بلايى نازل مىشد، پيامبر آنان را به نماز خواندن امر مىفرمود، سپس اين آيه را تلاوت مىكرد:وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها؛ «اى پيامبر خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نيز بر انجام آن شكيبا و پر استقامت باش»[1].
از صبر و نماز يارى و كمك بجوييد
ابن عباس مىگويد: وقتى كه در مسير مسافرت به پيامبر6خبر وفات برادرش را دادند ايشان استرجاع نمودند؛ يعنى گفتند:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.
سپس از جاده خارج شدند و در كنار جاده شتر خويش را روى زانو خواباند، آن گاه دو ركعت نماز بجا آورد و مدتى نشست سپس
[1]- طه: 132
به سوى راحله خويش حركت كرد و فرمود:
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ.
«از صبر و نماز يارى جوييد كه نماز با حضور قلب امرى بسيار بزرگ و دشوار است مگر بر خاشعان كه آنها مشتاق نمازند.» نيز از ابن عباس نقل شده كه هر گاه به پيامبر6مصيبتى مىرسيد برمىخاست، وضو مىگرفت، دو ركعت نماز مىخواند و مىگفت:
«اللّهم قد فعلت ما امرتنا فأنجز لنا ما وعدتنا».
«خدايا! آنچه را كه به ما دستور دادى انجام دادهام پس تو نيز وعدهاى كه به ما دادهاى براى ما منجز فرما.» عباده بن محمد مىگويد:
وقتى عباده رضى اللَّه عنه در حال احتضار به سر مىبرد گفت:
بستر خواب مرا از خانه بيرون ببريد و در صحن حياط پهن نماييد.
بستگان او مطابق دستور او رفتار كردند و رختخواب او را در صحن حياط پهن نمودند و او را در آنجا خواباندند. سپس عباده گفت: تمام دوستان و خدمه و همسايگان مرا و هر كس كه به عيادت من مىآمد همه را جمع كنيد و آنها را نزد من حاضر نماييد. حسب الأمر او تمام آنان را جمع كردند و به نزدش در صحن حياط حاضر نمودند. عباده به آن جمعيت گفت: امروز آخرين روز دنياى من و امشب اولين شب آخرتم مىباشد و من نمىدانم شايد در سابق از دست و زبان من چيز ناگوارى به شما رسيده باشد، قسم به آن خدايى كه جان عباده در
دست او است، در قيامت قصاص در كار است و به هر كس از شماها صدمهاى زبانى يا بدنى وارد كردهام برخيزد و قبل از اين كه روح من از بدنم جدا شود از من قصاص كند (قصاص دنيا بهتر از قصاص آخرت است كه آنجا آدمى در حضور ملائكه و انبيا قصاص شود) آن جمعيت گفتند: اى عباده! تو براى ما پدرى مهربان و مردى مؤدّب و بزرگوار بودى و هرگز به زيردست خود سخن ناروا نمىگفتى. عباده گفت: آيا از اين جهت مرا مىبخشيد؟ همگى گفتند: بلى، عباده گفت: خدايا! شاهد باش كه اينها مرا عفو كردند سپس گفت: وصيت من بر شما اين است كه وقتى روح از بدن من جدا شد وضو نيكو بسازيد و برويد مسجد نماز بخوانيد و بعد از آن براى من و خودتان طلب مغفرت نماييد زيرا خداوند متعال فرمود:وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ.
سپس مرا با عجله سوى قبر ببريد و به دنبالم آتش نياوريد و چوب ارجوان را زير من نگذاريد (مرسوم بود دنبال جنازه آتش مىكردند و چوب ارجوان را نيز زير ميت مىنهادند. ارجوان اسم درختى است).
و عن جابر عن الباقر7قال:«اشدّ الجزع الصّراخ بالويل و العويل و لطم الوجه و الصّدر و جزّ الشّعر و من اقام النّواحة فقد ترك الصّبر و من صبر و استرجع و حمد اللَّه تعالى فقد رضى بما صنع اللَّه و وقع اجره على اللَّه عزّ و جلّ و من لم يفعل ذلك جرى عليه القضاء و هو ذميم و احبط اللَّه عزّ و جلّ اجره[1].»
امام باقر7فرمود: «بدترين جزع و بىتابى فرياد و
[1]- الكافى، ج 3، ص 222
خروش به ويل و عويل گفتن و لطمه به صورت و سينه زدن و كندن موى سر است. هر كس در مصيبت داد و فرياد و جزع و فزع به راه اندازد علامت بىصبرى و ناشكيبايى او است و هر كس صبر و بردبارى پيشه كند و استرجاع نمايد يعنى بگويدإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. و خدا را حمد و ثنا گويد علامت رضايت او از كار خدا است و اجر او بر خداى عز و جل مىباشد و كسى كه به جاى استرجاع و حمد و ثناى خدا جزع بىتابى كند قضا و قدر الهى نيز بر او جارى مىگردد در حالتى كه نزد خدا مذموم است و خداوند عز و جل اجر او را از بين مىبرد.»
و عن الصّادق7قال:«انّ الصّبر و البلاء يستبقان الى المؤمن يأتيه البلاء و هو صبور و انّ الجزع و البلاء يستبقان الى الكافر يأتيه البلاء و هو جزوع[1].»
امام صادق7فرمود: صبر و بلا با يك ديگر مسابقه مىگذارند و به طرف مؤمن مىروند بلا به مؤمن مىرسد در حالى كه او صبور است. جزع و بلا نيز بر يك ديگر سبقت مىگيرند و بلا به كافر مىرسد در حالى كه او جزوع و بيتاب است.»
و عنه7قال: قال رسول اللَّه6:«ضرب المسلم على فخذه عند المصيبة احباط لأجره[2].»
پيامبر خدا6فرمود: «ضربت زدن بر ران و زانو به هنگام
[1]- الكافى، ج 3، ص 223
[2]- الكافى، ج 3، ص 224
مصيبت باعث نابودى اجر است.»
و عن موسى بن بكير عن الكاظم7قال:«ضرب المسلم على فخذه عند المصيبة احباط اجره[1].»
امام كاظم7فرمود: «ضربت زدن بر ران بهنگام مصيبت باعث از بين بردن اجر است.»
و عن اسحق بن عمّار عن الصّادق7:يا اسحق لا تعدّنّ مصيبة اعطيت عليها الصّبر و استوجبت عليها من اللَّه عزّ و جلّ الثّواب، انّما المصيبة الّتى يحرم صاحبها اجرها و ثوابها اذا لم يصبر عند نزولها.[2]»
امام صادق7به اسحاق بن عمار فرمود: «اى اسحاق آن مصيبتى را كه تو در برابر آن صبر نمودى و مستوجب ثواب الهى گرديدى مصيبت مشمار، بلكه مصيبت آن است كه صاحب آن بر اثر بىصبرى و بىتابى از اجر و ثواب آن محروم گردد.»
و عن ابى ميسرة قال:«كنّا عند ابى عبد اللَّه7فجائه رجل و شكا اليه مصيبته فقال: امّا انّك ان تصبر توجر و ان لم تصبر يمضي عليك قدر اللَّه عزّ و جلّ الّذى قدر عليك و انت مذموم[3].»
ابو ميسره مىگويد: «ما نزد امام صادق7بوديم كه مردى خدمت آن حضرت آمد و از مصيبت و گرفتارى خود شكايت مىكرد حضرت به او فرمود: اگر صبر كنى خداوند
[1]- الكافى، ج 3، ص 224
[2]- الكافى، ج 3، ص 225
[3]- الكافى، ج 3، ص 225
به تو اجر مىدهد و اگر صبر نكنى آن قضا و قدرى كه از طرف خداوند عز و جل برايت مقدر و معين شده است بر تو جارى مىگردد در حالى كه تو نزد خدا مذموم هستى. (يعنى چه صبر كنى و چه صبر نكنى مقدرات الهى بر تو جارى مىگردد ولى در صورت اول ماجور و در صورت دوم مذموم هستى)»
فصل
«قال الصّادق7:البلاء زين المؤمن و كرامة لمن عقل، لأنّ في مباشرته و الصّبر عليه و الثّبات عنده تصحيح نسبة الأيمان.
قال النّبىّ6: نحن معاشر الأنبياء اشدّ النّاس بلاء، و المؤمن المؤمنون الأمثل فالأمثل. و من ذاق طعم البلاء تحت سرّ حفظه اللَّه له تلذّذ به اكثر من تلذّذه بالنّعمة، و يشتاق اليه اذا فقده، لأنّ تحت يد نيران البلاء و المحنة انوار النّعمة، و تحت انوار النعمة نيران البلاء و المحنة، و قد ينجوا منه كثير و يهلك في النعمة كثير. و ما اثنى اللَّه تعالى على عبد من عباده من لدن آدم7الى محمّد6الّا بعد ابتلائه و وفاء حقّ العبودية فيه.
فكرامات اللَّه تعالى في الحقيقة نهايات بداياتها البلاء، و بدايات نهاياتها البلاء و من خرج من شبكة البلوى جعل سراج المؤمنين و مونس المقرّبين و دليل القاصدين، و لا خير في عبد شكى من محنه تقدّمها آلاف نعمة و تتبعها آلاف راحة، و من لا يقضى حقّ الصّبر في البلاء حرم جزاء [قضاء] الشّكر في النّعماء، كذلك من لا يؤدّى حقّ الشّكر في النّعماء يحرم عن قضاء «جزاء» الصّبر في البلاء، و من حرمهما فهو من
المطرودين. و قال ايّوب7في دعائه: اللّهمّ انّه قد اتى علىّ سبعون في الرّخاء فامهلنى حتّى يأتى علىّ سبعون في البلاء. و قال وهب: البلاء للمؤمن كالشّكال للدّابّة و العقال للإبل، و هذا الفصل كلّه من كلام الصّادق7.[1]»
چون اين روايت مفصل است و شامل مطالب متعددى مىباشد لذا قطعههايى از روايت را با عناوين و ذكر متن ترجمه مىنماييم.
بلا زينت مؤمن است
امام صادق7فرمود:
«البلاء زين المؤمن و كرامة لمن عقل، لأنّ في مباشرته و الصّبر عليه و الثّبات عنده تصحيح نسبة الأيمان.»
«بلا زينت مؤمن و كرامت عاقل است، براى اين كه برخورد نمودن با بلا و صبر كردن و پايدار بودن به هنگام آن دليل قوّت ايمان است.»
در زير آتشهاى بلا انوار نعمت است
قال النّبىّ6:«نحن معاشر الأنبياء اشدّ النّاس بلاء، و المؤمن المؤمنون الأمثل فالأمثل. و من ذاق طعم البلاء تحت سرّ حفظه اللَّه له تلذّذه به اكثر من تلذّذه بالنّعمة، و يشتاق اليه اذا فقده، لأنّ تحت يد نيران البلاء و المحنة انوار النّعمة، و تحت انوار
[1]- مصباح الشريعة، ص 183