بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 127

خروش به ويل و عويل گفتن و لطمه به صورت و سينه زدن و كندن موى سر است. هر كس در مصيبت داد و فرياد و جزع و فزع به راه اندازد علامت بى‌صبرى و ناشكيبايى او است و هر كس صبر و بردبارى پيشه كند و استرجاع نمايد يعنى بگويدإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌. و خدا را حمد و ثنا گويد علامت رضايت او از كار خدا است و اجر او بر خداى عز و جل مى‌باشد و كسى كه به جاى استرجاع و حمد و ثناى خدا جزع بى‌تابى كند قضا و قدر الهى نيز بر او جارى مى‌گردد در حالتى كه نزد خدا مذموم است و خداوند عز و جل اجر او را از بين مى‌برد.»

و عن الصّادق7قال:«انّ الصّبر و البلاء يستبقان الى المؤمن يأتيه البلاء و هو صبور و انّ الجزع و البلاء يستبقان الى الكافر يأتيه البلاء و هو جزوع‌[1].»

امام صادق7فرمود: صبر و بلا با يك ديگر مسابقه مى‌گذارند و به طرف مؤمن مى‌روند بلا به مؤمن مى‌رسد در حالى كه او صبور است. جزع و بلا نيز بر يك ديگر سبقت مى‌گيرند و بلا به كافر مى‌رسد در حالى كه او جزوع و بيتاب است.»

و عنه7قال: قال رسول اللَّه6:«ضرب المسلم على فخذه عند المصيبة احباط لأجره‌[2].»

پيامبر خدا6فرمود: «ضربت زدن بر ران و زانو به هنگام‌

[1]- الكافى، ج 3، ص 223

[2]- الكافى، ج 3، ص 224


صفحه 128

مصيبت باعث نابودى اجر است.»

و عن موسى بن بكير عن الكاظم7قال:«ضرب المسلم على فخذه عند المصيبة احباط اجره‌[1].»

امام كاظم7فرمود: «ضربت زدن بر ران بهنگام مصيبت باعث از بين بردن اجر است.»

و عن اسحق بن عمّار عن الصّادق7:يا اسحق لا تعدّنّ مصيبة اعطيت عليها الصّبر و استوجبت عليها من اللَّه عزّ و جلّ الثّواب، انّما المصيبة الّتى يحرم صاحبها اجرها و ثوابها اذا لم يصبر عند نزولها.[2]»

امام صادق7به اسحاق بن عمار فرمود: «اى اسحاق آن مصيبتى را كه تو در برابر آن صبر نمودى و مستوجب ثواب الهى گرديدى مصيبت مشمار، بلكه مصيبت آن است كه صاحب آن بر اثر بى‌صبرى و بى‌تابى از اجر و ثواب آن محروم گردد.»

و عن ابى ميسرة قال:«كنّا عند ابى عبد اللَّه7فجائه رجل و شكا اليه مصيبته فقال: امّا انّك ان تصبر توجر و ان لم تصبر يمضي عليك قدر اللَّه عزّ و جلّ الّذى قدر عليك و انت مذموم‌[3].»

ابو ميسره مى‌گويد: «ما نزد امام صادق7بوديم كه مردى خدمت آن حضرت آمد و از مصيبت و گرفتارى خود شكايت مى‌كرد حضرت به او فرمود: اگر صبر كنى خداوند

[1]- الكافى، ج 3، ص 224

[2]- الكافى، ج 3، ص 225

[3]- الكافى، ج 3، ص 225


صفحه 129

به تو اجر مى‌دهد و اگر صبر نكنى آن قضا و قدرى كه از طرف خداوند عز و جل برايت مقدر و معين شده است بر تو جارى مى‌گردد در حالى كه تو نزد خدا مذموم هستى. (يعنى چه صبر كنى و چه صبر نكنى مقدرات الهى بر تو جارى مى‌گردد ولى در صورت اول ماجور و در صورت دوم مذموم هستى)»


صفحه 130

فصل‌

«قال الصّادق7:البلاء زين المؤمن و كرامة لمن عقل، لأنّ في مباشرته و الصّبر عليه و الثّبات عنده تصحيح نسبة الأيمان.

قال النّبىّ6: نحن معاشر الأنبياء اشدّ النّاس بلاء، و المؤمن المؤمنون الأمثل فالأمثل. و من ذاق طعم البلاء تحت سرّ حفظه اللَّه له تلذّذ به اكثر من تلذّذه بالنّعمة، و يشتاق اليه اذا فقده، لأنّ تحت يد نيران البلاء و المحنة انوار النّعمة، و تحت انوار النعمة نيران البلاء و المحنة، و قد ينجوا منه كثير و يهلك في النعمة كثير. و ما اثنى اللَّه تعالى على عبد من عباده من لدن آدم7الى محمّد6الّا بعد ابتلائه و وفاء حقّ العبودية فيه.

فكرامات اللَّه تعالى في الحقيقة نهايات بداياتها البلاء، و بدايات نهاياتها البلاء و من خرج من شبكة البلوى جعل سراج المؤمنين و مونس المقرّبين و دليل القاصدين، و لا خير في عبد شكى من محنه تقدّمها آلاف نعمة و تتبعها آلاف راحة، و من لا يقضى حقّ الصّبر في البلاء حرم جزاء [قضاء] الشّكر في النّعماء، كذلك من لا يؤدّى حقّ الشّكر في النّعماء يحرم عن قضاء «جزاء» الصّبر في البلاء، و من حرمهما فهو من‌


صفحه 131

المطرودين. و قال ايّوب7في دعائه: اللّهمّ انّه قد اتى علىّ سبعون في الرّخاء فامهلنى حتّى يأتى علىّ سبعون في البلاء. و قال وهب: البلاء للمؤمن كالشّكال للدّابّة و العقال للإبل، و هذا الفصل كلّه من كلام الصّادق7.[1]»

چون اين روايت مفصل است و شامل مطالب متعددى مى‌باشد لذا قطعه‌هايى از روايت را با عناوين و ذكر متن ترجمه مى‌نماييم.

بلا زينت مؤمن است‌

امام صادق7فرمود:

«البلاء زين المؤمن و كرامة لمن عقل، لأنّ في مباشرته و الصّبر عليه و الثّبات عنده تصحيح نسبة الأيمان.»

«بلا زينت مؤمن و كرامت عاقل است، براى اين كه برخورد نمودن با بلا و صبر كردن و پايدار بودن به هنگام آن دليل قوّت ايمان است.»

در زير آتش‌هاى بلا انوار نعمت است‌

قال النّبىّ6:«نحن معاشر الأنبياء اشدّ النّاس بلاء، و المؤمن المؤمنون الأمثل فالأمثل. و من ذاق طعم البلاء تحت سرّ حفظه اللَّه له تلذّذه به اكثر من تلذّذه بالنّعمة، و يشتاق اليه اذا فقده، لأنّ تحت يد نيران البلاء و المحنة انوار النّعمة، و تحت انوار

[1]- مصباح الشريعة، ص 183


صفحه 132

النّعمة نيران البلاء المحنة، و قد ينجوا منه كثير و يهلك في النعمة كثير.»

رسول خدا6فرمود: «ما گروه پيغمبران ابتلاء و گرفتارى‌مان از همه مردم سخت‌تر است و بعد از ما مؤمنين به ترتيب درجه ايمانشان، مبتلاى به گرفتارى مى‌شوند يعنى هر چه منزلت و مقامشان نزد پروردگار بلندتر باشد به همان نسبت بلايشان نيز بيشتر است. و هر كس مزه بلا را در پنهانى (يعنى بدون اين كه به مردم ابراز كند) بچشد يا اين كه تحت مراقبت و حفظ پروردگار متعال مزه بلا را بچشد هر آينه لذت و خوشى او از آن بلا بيش از لذتش از نعمت مى‌باشد و هر گاه آن بلا از او دور شود آرزوى آمدنش را مى‌نمايد و همواره مشتاق آن است، زيرا در تحت آتشهاى بلا و محنت، انوار نعمت است، و در تحت انوار نعمت آتشهاى بلا و محنت است، و گاه عده زيادى از بلا نجات مى‌يابند و گاه عده زيادى در نعمت به هلاكت مى‌رسند.»

خداوند هيچ كس را قبل از ابتلاء ستايش نكرد

«و ما اثنى اللَّه تعالى على عبد من عباده من لدن آدم7الى محمّد6الّا بعد ابتلائه و وفاء حقّ العبودية فيه. فكرامات اللَّه في الحقيقة نهايات بداياتها البلاء، و بدايات نهاياتها البلاء.»

«خداوند متعال هيچ بنده‌اى را از زمان آدم7تا زمان پيغمبر خاتم حضرت محمد6مورد ستايش و تعريف‌


صفحه 133

قرار نداد مگر بعد از ابتلاء و آزمايش و اداى وظيفه و حق بندگى او در هنگام بلا و گرفتارى. پس در واقع كرامت‌هاى خداوند، نتايج و آثار ابتلائات اوليه است.»

صبر براى مؤمن مانند زانوبند براى شتر است‌

«و من خرج من شبكة البلوى جعل سراج المؤمنين و مونسى المقرّبين و دليل القاصدين، و لا خير في عبد شكى من محنه تقدّمها آلاف نعمة و تبعها آلاف راحة، و من لا يقضى حقّ الصّبر في البلاء حرم قضاء الشّكر في النّعماء، كذلك من لا يؤدّي حقّ الشّكر في النّعماء يحرم عن قضاء الصّبر في البلاء، و من حرمهما فهو من المطرودين. و قال ايّوب7في دعائه: اللّهمّ انّه قد اتى علىّ سبعون في الرّخا فامهلنى حتّى يأتى علىّ سبعون في البلاء. و قال وهب: البلاء للمؤمن كالشّكال للدّابّة و العقل للإبل، و هذا الفصل كلّه من كلام الصّادق7.»

«و كسى كه از شبكه بلا و آزمايش به خوبى بيرون آيد (يعنى هنگام بلا جزع و فزع و بى‌تابى نكند) چراغ مؤمنين و مونس مقربين و راهنماى حاجتمندان مى‌گردد.

كسى كه از محنت شكايت كند هيچ گونه خيرى در او نيست و حال اين كه قبل از آن محنت هزاران نعمت به او رسيده و بعد از آن نيز هزاران نعمت به او مى‌رسد.

و كسى كه در بلا و محنت حق صبر را ادا نكند از به جا آوردن حق شكر در برابر نعمت محروم مى‌گردد و كسى كه‌


صفحه 134

حق شكر نعمت به جا نياورد حق صبر را نيز در مورد بلا ادا نخواهد كرد و هر كس از اين دو وظيفه مهم (اداى حق صبر و اداى حق شكر) محروم شود از جمله مطرودين و رانده‌شدگان از رحمت خدا مى‌باشد.

حضرت ايوب7در مناجات خود به پروردگارش مى‌گويد:

خدايا! هفتاد سال نعمت تو به من رو آورده است پس به من مهلت بده تا هفتاد سال نيز مبتلاى به بلا شوم.

وهب گفت: بلا براى مؤمن مانند زانو بند استر و شتر است (همان گونه كه كلافه و زانوبند، استر و شتر را از حركتهاى ناملايم و جست‌وخيزهاى نامناسب باز مى‌دارد بلاها هم مؤمن را از كارهاى نامناسب باز مى‌دارد).

اين فصل از فرمايش امام صادق7بوده است.» اين روايت در كتاب مصباح الشريعه باب بلا آمده است ولى در پايان روايت چنين آمده است:

و قال امير المؤمنين7:«الصّبر من الأيمان كالرّأس من الجسد، و رأس الصّبر البلاء و ما يعقلها الّا العالمون»

امير المؤمنين7فرموده: «صبر از براى ايمان مانند سر است از براى جسد، چنانچه جسد بى‌سر حيات ندارد هم‌چنين ايمانى كه صبر با او نباشد قدر و اعتبار ندارد، و رأس صبر بلاست يعنى معنى صبر و وجود او به وجود بلا معلوم مى‌شود و فقط صاحبان علم هستند كه اين مطلب را درك و تعقل مى‌كنند.»