گريه پيامبر6بر سعد بن معاذ
وقتى سعد بن معاذ وفات كرد رسول خدا6برايش گريه كرد.
روزى مادر سعد را ديد و فرمود: نبايد صداى گريهات بلند شود و حزن و اندوهت از بين برود. فرزند تو كسى بود كه عرش خدا براى او به لرزه در آمد. گفتهاند كه رسول خدا اشكش جارى شد و به صورت مباركش ريخت اما صداى حضرت شنيده نمىشد (يعنى گريه مىكرد اما بدون سر و صدا).
گريه پيامبر6كنار قبر يكى از مسلمانان
از «براء بن عازب» نقل شده است كه گفت: روزى در خدمت رسول خدا بوديم، ناگهان عدهاى را از دور ديديم كه مشغول كارى هستند حضرت فرمود: آن جمعيت در آنجا چه كار مىكنند؟ عرض كردند: مشغول قبر كندن مىباشند. حضرت با اصحاب شتابان به نزد آنها رفتند؛ حضرت كنار قبر نشست. راوى مىگويد: من جلوى حضرت رفتم تا ببينم چه كار مىكند؟ ديدم حضرت به قدرى گريه كرد كه خاك قبر از اشك چشمان مباركش خيس گرديد. سپس رو كرد به ما و فرمود: اى برادران من! خودتان را براى مثل اين جا (يعنى قبر) آماده كنيد.
نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: انسان به هنگام مرگ برادرش نمىتواند جلوى گريهاش را بگيرد و بىاختيار گريهاش
سرازير مىشود.
گريه پيامبر6بر شهداى احد
زمانى كه رسول خدا6از جنگ احد به طرف مدينه بر مىگشت «جهينه» دختر «جحش» به ملاقات حضرت آمده بود. مردم خبر شهادت عبد اللّه بن جحش، برادر جهينه را به او دادند، جهينه استرجاع كرد (يعنى:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَگفت) و براى برادرش طلب مغفرت نمود سپس خبر شهادت دائيش را نيز به او دادند باز استرجاع و طلب مغفرت براى او نمود ولى وقتى خبر شهادت شوهرش را شنيد بسيار ناراحت شد، ضجه كشيد و آه و ناله كرد.
رسول خدا6وقتى صبر و استقامت جهينه را در مرگ برادر و دايى و صداى صيحه او را در مرگ شوهر ديد فرمود: شوهر از براى زن خيلى عظمت دارد و فراق او برايش سخت است. لذا جهينه با آن همه صبر و بردبارىاش وقتى خبر شهادت شوهرش را شنيد فرياد برآورد.
سپس حضرت از كنار خانههاى انصار از طايفه «بنى عبد الاشهل» عبور كرد و صداى گريه و ناله آنها را كه بر كشتهشدگان خود مىنمودند شنيد؛ اشك از ديدگان مباركش جارى شد و فرمود:
«لكن حمزة لا بواكى له»
؛ «عمويم حمزه گريهكننده ندارد.» وقتى سعد بن معاذ و اسيد بن حصين اين سخن را از حضرت شنيدند به زنان انصار گفتند: ديگر بر كشتههاى خود نگرييد، اول
برويد نزد حضرت فاطمه عليها السّلام و او را در گريستن بر حمزه همراهى كنيد و بعد بر كشتههاى خود بگرييد. زنان رفتند نزد حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام گريستند. وقتى پيامبر6صداى گريه آنها را شنيد فرمود:
برگرديد خدا شما را رحمت كند كه اين گونه مواسات كرديد (از آن تاريخ به بعد هر مصيبتى كه بر اهل مدينه وارد مىشد اول براى حمزه گريه مىكردند بعد براى كسان خود).
درخواست حضرت ابراهيم7از خدا
شيخ طوسى در كتاب تهذيب از امام صادق7روايت كرده است كه: ابراهيم خليل الرحمن از پروردگارش درخواست كرده است كه دخترى به او عنايت كند كه بعد از مرگش آن دختر برايش گريه كند.
[متعلقات باب چهارم]
فصل در اين فصل چند حديث و روايت در مذمت صورت خراشيدن و گريبان پاره كردن و داد و فرياد به واى و ثبور بلند كردن به هنگام مصيبت ذكر مىگردد.
1-
عن ابن مسعود قال: «قال رسول اللَّه6:ليس منّا من ضرب الخدود و شقّ الجيوب[1].»
رسول خدا6فرمود: از ما نيست كسى كه به هنگام مصيبت سيلى به صورت خود زند و گريبان خود را پاره كند.
2-
و عن ابي امامة انّ رسول اللَّه6قال:«لعن اللَّه الخامشة وجهها و الشّاقّة جيبها و الدّاعية بالويل و الثّبور.[2]»
پيامبر6فرمود: «خدا لعنت كند آن زنى را كه در مصيبت صورت خود را بخراشد، و گريبان خويش را پاره كند، و فرياد واى و ثبور سر دهد (ثبور يعنى هلاكت).» 3- «
و عنه6انّه نهى ان تتبع جنازة معها رنّة.»
«پيامبر6از داد و فرياد كردن به دنبال جنازه نهى فرمود.» 4- از عمر بن شعيب نقل شده است كه پنج چيز است كه باعث
[1]- سنن نسائى، ج 4، ص 19. مسند احمد، ج 1، ص 386
[2]- سنن ابن ماجه، ج 1، ص 505. كنز العمال، ج 15، ص 610
خشم و غضب خدا است:
الف: غذا خوردن در غير گرسنگى ب: خوابيدن در غير موقع خستگى ج: خنديدن در غير وقت تعجب از چيزى د: داد و فرياد به هنگام مصيبت ه: ساز و برگ نواختن به هنگام نعمت 5- يحيى بن خالد گفت: مردى به خدمت رسول خدا6آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! آن چيزى كه اجر و پاداش مصيبت را از بين مىبرد چيست؟ حضرت فرمود: دست راست را به هنگام مصيبت به عنوان ناراحتى به دست چپ زدن اجر مصيبت را نابود مىكند. بعد فرمود: صبر حقيقى در صدمه و مصيبت اول است، هر كس صبر كند و به مصيبت راضى شود خدا از او راضى مىگردد و هر كسى از مصيبت ناراحت شود و به كار خدا اعتراض كند خدا نيز از او ناراحت مىشود.
6- امّ سلمه مىگويد: وقتى شوهرم «ابو سلمه» وفات كرد، گفتم غريب شدم و در سرزمين غربت گريه زيادى خواهم كرد، همين كه آماده گريه كردن شدم زنى آمد و خواست با من گريه كند، پيامبر خدا6جلوى آن زن را گرفت و فرمود: آيا مىخواهى شيطان را در خانهاى داخل كنى كه خداوند او را از آن خانه بيرون كرد. امّ سلمه گفت: وقتى پيغمبر6اين را فرمود، من از گريه كردن خوددارى كردم.
7- امام صادق7فرمود: بدترين جزع و بيتابى اين است كه انسان به هنگام فرياد؛ ويل و عويل برآورد (يعنى بگويد اى واى اى داد) و لطمه به صورت و سينهاش بزند و موى سرش را بكند.
هر كس در مصيبت آه و ناله برپا كند صبر را رها كرده است و هر كس صبر كند و استرجاع نمايد يعنى بگويد:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» و خداوند عز و جل را حمد و ثنا گويد چنين شخصى از كار خدا راضى است و اجرش با خدا است.[1]8- امام صادق7از پيامبر6روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: ضربت زدن مرد با دست خود بر ران خويش باعث از بين بردن اجر و پاداش است.[2]
[1]- اصول كافى، ج 3، ص 222
[2]- مجموعه ورام، ج 2، ص 78
فصل اين فصل در مورد فضيلت و استحباب استرجاع است.
در اين زمينه چند نمونه از آيات و احاديث ذكر مىگردد.
1- مستحب است كه مصيبت زده به هنگام مصيبت استرجاع نمايد يعنى بگويد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.».
«ما از آن خداييم و به سوى او مراجعت خواهيم كرد.» خداوند متعال در قرآن كريم فرمود:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.[1]«صابران، كسانى هستند كه وقتى مصيبتى به آنها برسد مىگويند: ما به فرمان خدا آمدهايم و به سوى او رجوع خواهيم كرد اينان كسانى هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حال آنان شده و آنها هدايت يافتگانند.» 2- پيامبر6فرمود: چهار خصلت است كه در هر كس باشد او در بزرگترين نور الهى است. آن چهار خصلت عبارتند از:
1- كسى كه عصمت و نگهدارى كارش، شهادت به يگانگى خدا و رسالت من باشد. يعنى گواهى به يگانگى خدا و رسالت من او
[1]- بقره: 156 و 157
را محافظت مىكند.
2- كسى كه مصيبتى به او برسد و بگويد:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.»
3- كسى كه خيرى به او رسد و بگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.»
4- كسى كه گناه و خطايى از او سر بزند و بگويد:
«استغفر اللَّه ربّى و اتوب اليه.»
3- امام باقر7فرمود: هيچ مؤمنى در جهان به مصيبتى گرفتار نشود كه هنگام ورود آن مصيبت «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» گويد جز اين كه پروردگار گناهان گذشته او را خواهد بخشيد.[1]«البته» گناهان صغيره نه آن گناهان كبيرهاى كه خداوند وعده آتش بر آنها داده است و دخول بر دوزخ را بر مرتكبين آنها اگر بدون توبه بميرند حتمى ساخته، و نيز حضرت فرمود: تا آخر عمر خويش هر گاه ياد آن مصيبت افتد و اين كلام را بر زبان جارى سازد و خدا را بدان سپاس گويد، ايزد متعال گناهانى كه در ميان اين دو استرجاع از او سر زده همه را عفو مىفرمايد به جز گناهان كبيره.
اين دو روايت را مرحوم صدوق در كتاب خصال و ثواب الأعمال ذكر كرده است ولى روايت دوم را شيخ كلينى به استناد، از معروف بن خربوذ كه يكى روات مىباشد از امام باقر7نقل كرده ولى در آن روايت گناهان كبيره را استثنا نكرده است.
[1]- الكافى، ج 3، ص 224