7- امام صادق7فرمود: بدترين جزع و بيتابى اين است كه انسان به هنگام فرياد؛ ويل و عويل برآورد (يعنى بگويد اى واى اى داد) و لطمه به صورت و سينهاش بزند و موى سرش را بكند.
هر كس در مصيبت آه و ناله برپا كند صبر را رها كرده است و هر كس صبر كند و استرجاع نمايد يعنى بگويد:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» و خداوند عز و جل را حمد و ثنا گويد چنين شخصى از كار خدا راضى است و اجرش با خدا است.[1]8- امام صادق7از پيامبر6روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: ضربت زدن مرد با دست خود بر ران خويش باعث از بين بردن اجر و پاداش است.[2]
[1]- اصول كافى، ج 3، ص 222
[2]- مجموعه ورام، ج 2، ص 78
فصل اين فصل در مورد فضيلت و استحباب استرجاع است.
در اين زمينه چند نمونه از آيات و احاديث ذكر مىگردد.
1- مستحب است كه مصيبت زده به هنگام مصيبت استرجاع نمايد يعنى بگويد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.».
«ما از آن خداييم و به سوى او مراجعت خواهيم كرد.» خداوند متعال در قرآن كريم فرمود:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.[1]«صابران، كسانى هستند كه وقتى مصيبتى به آنها برسد مىگويند: ما به فرمان خدا آمدهايم و به سوى او رجوع خواهيم كرد اينان كسانى هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حال آنان شده و آنها هدايت يافتگانند.» 2- پيامبر6فرمود: چهار خصلت است كه در هر كس باشد او در بزرگترين نور الهى است. آن چهار خصلت عبارتند از:
1- كسى كه عصمت و نگهدارى كارش، شهادت به يگانگى خدا و رسالت من باشد. يعنى گواهى به يگانگى خدا و رسالت من او
[1]- بقره: 156 و 157
را محافظت مىكند.
2- كسى كه مصيبتى به او برسد و بگويد:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.»
3- كسى كه خيرى به او رسد و بگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.»
4- كسى كه گناه و خطايى از او سر بزند و بگويد:
«استغفر اللَّه ربّى و اتوب اليه.»
3- امام باقر7فرمود: هيچ مؤمنى در جهان به مصيبتى گرفتار نشود كه هنگام ورود آن مصيبت «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» گويد جز اين كه پروردگار گناهان گذشته او را خواهد بخشيد.[1]«البته» گناهان صغيره نه آن گناهان كبيرهاى كه خداوند وعده آتش بر آنها داده است و دخول بر دوزخ را بر مرتكبين آنها اگر بدون توبه بميرند حتمى ساخته، و نيز حضرت فرمود: تا آخر عمر خويش هر گاه ياد آن مصيبت افتد و اين كلام را بر زبان جارى سازد و خدا را بدان سپاس گويد، ايزد متعال گناهانى كه در ميان اين دو استرجاع از او سر زده همه را عفو مىفرمايد به جز گناهان كبيره.
اين دو روايت را مرحوم صدوق در كتاب خصال و ثواب الأعمال ذكر كرده است ولى روايت دوم را شيخ كلينى به استناد، از معروف بن خربوذ كه يكى روات مىباشد از امام باقر7نقل كرده ولى در آن روايت گناهان كبيره را استثنا نكرده است.
[1]- الكافى، ج 3، ص 224
ولى در كتاب ثواب الاعمال روايت با سند مذكور آمده و گناهان كبيره را استثنا كرده است.[1]4- شيخ كلينى از امام صادق7روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: هر كس ياد مصيبتى افتد اگر چه از آن مصيبت گذشته باشد و اين كلمات را بر زبان جارى كند:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَاللّهمّ اجرنى على مصيبتي و اخلف علىّ افضل منها.[2]»
پاداش او ماند پاداش اول مصيبت خواهد بود.
5- پيامبر خدا6فرمود: هر مسلمانى به هنگام مصيبت اين كلمات را بر زبان جارى سازد خداوند بهتر از آن چه از او گرفته به او عطا مىكند. آن كلمات اين است:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَاللّهمّ اجرني في مصيبتي و اخلف لى خيرا منها.»
ام سلمه گفت: وقتى ابو سلمه شوهرم وفات كرد من اين دستور العمل پيامبر6را بر زبان جارى ساختم و با خود گفتم: كدام يك از مسلمين از شوهرم بهتر است كه خدا عوض او را به من عطا كند زيرا اولين كسى است كه به سوى رسول خدا هجرت كرد (يعنى در ميان مسلمانان از او بهتر يافت نمىشود) ولى وعده خدا محقق گرديد
[1]- ثواب الاعمال، ص 197
[2]- الكافى، ج 3، ص 224
و خداوند عوض شوهر سابقم پيامبر6را به من عطا فرمود: (كه اشرف مخلوقات است.) 6- پيامبر6فرمود: هر گاه فرزند بنده خدا بميرد خداوند متعال به ملائكه مىفرمايد: آيا فرزند بندهام را از او گرفتيد؟ مىگويند بلى. مىفرمايد: هنگامى كه فرزندش را گرفتيد بندهام چه مىگفت؟
ملائكه گويند: حمد و سپاس تو را مىنمود و استرجاع مىكرد.
خداوند به ملائكه خطاب مىفرمايد: خانهاى در بهشت براى اين بندهام بنا كنيد و آن را خانه حمد نام نهيد.
اين روايت و امثال آن را مرحوم كلينى از امام صادق7و او از پيامبر6روايت كرده است.
فصل اين فصل در مورد نوحه سرايى براى مردگان است و اين كه نوحه سرايى اگر با سخن نيكو و راست باشد جايز است.
نوحه سرايى اولا؛ بايد با داد و فرياد و جزع و فزع نباشد و ثانيا؛ آنچه در مورد فضايل و مناقب آن مرده گفته مىشود راست باشد يا اين كه اعتماد داشته باشد كه راست است و گر نه اگر نوحه سرايى با داد و فرياد و جزع باشد يا آنچه در مورد فضايل آن ميت گفته مىشود دروغ باشد مسلم جايز نيست بلكه حرام است و باعث از بين رفتن اجر مىگردد. در اين زمينه نيز شواهد مختصرى از رفتار معصومين عليهم السّلام ذكر مىگردد.
از انس بن مالك روايت است كه گفت: چون از دفن پيغمبر6فارغ شديم حضرت فاطمه عليها السّلام نزد من آمد و گفت: اى انس! چگونه نفس شما را همراهى كرد كه خاك به صورت پيغمبر خدا6بريزيد؟
سپس گريست و فرمود:
«يا ابتاه اجاب ربّا دعاه يا ابتاه من ربّه ما ادناه.»
«اى پدر كه دعوت پروردگارت را اجابت كردى، چقدر به پروردگارت نزديكى»
اى دو جهان زير زمين از چه
خاك و نه خاكنشين از چه
در روايت معتبر آمده است كه آن مخدره مشتى از خاك پاك آن قبر مطهر گرفت و بر ديدگان خود گذاشت و گفت:
«ما ذا على من شمّ تربة احمد
ان لا يشمّ مدى الزّمان غواليا
صبّت علىّ مصائب لو انّها
صبّت على الأيّام صرن لياليا.
[1]»
«سزاوار است كسى كه تربت احمد را بوييد در طول روزگار عطرى نبويد. ناگواريها و مصيبتهاى كه بر من اصابت كرده اگر بر روزهاى روشن وارد شده بود شب تار مىگرديد.» 2 دليل ديگر بر تجويز نوحه سرايى اين است كه چنان كه قبلا گفته شد، پيغمبر6به عدهاى از انصار كه براى شهداى خود در جنگ احد گريه مىكردند فرمود: عمويم حمزه گريهكننده ندارد و خود حضرت نيز گريست. حضرت با اين عمل هم گريه و نوحه خانواده شهدا را تأييد كرد و هم تلويحا دستور داد كه بر عمويش حمزه نيز گريه كنند.
3 سومين دليل بر تجويز نوحهسرايى اين است كه وقتى مغيره وفات كرد ام سلمه از پيغمبر6اجازه خواست كه براى مغيره نوحه سرايى كند پيغمبر6به او اجازه داد كه او در وفات پسر عمويش مرثيهخوانى كند. ام سلمه چند بيت شعر به عنوان مرثيه در مرگ
[1]- روضة الواعظين، ص 75. المناقب، ج 1، ص 242
مغيره گفت. پيامبر تا پايان نوحه سرايىاش ناظر بود و ايرادى به ام سلمه نگرفت و سخنى نفرمود و بدين وسيله كار ام سلمه را تأييد و تقرير كرد.
وصيت امام باقر7در مورد عزادارى و ماتم خود
4 چهارمين دليل بر تجويز نوحه سرايى براى ميت اين است كه:
ابن بابويه از امام باقر7روايت كرده است كه آن حضرت وصيت كرد ده سال در موسم حج در منى براى او گريه و نوحه سرايى كنند، و رسم ماتم را تجديد نمايند و بر مظلوميت آن حضرت بگريند.
5 دليل پنجم بر جايز بودن نوحه سرايى براى اموات اين است كه يونس بن يعقوب از امام صادق7روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: پدرم امام باقر7به من وصيت كرد و فرمود: اى جعفر! مقدارى از مال مرا وقف كن براى ندبهكنندگان كه مدت ده سال در منى موسم حج بر من ندبه و گريه كنند.
علما گفتهاند: مقصود امام از وصيت اين بود كه مردم بدين وسيله از فضايل و مناقب و مصيبتها و مشكلاتى كه از طرف حكام وقت بر آنها وارد مىشد آگاه گردند. تا از آنها پيروى كنند، زيرا بعد از مرگ تقيهاى در كار نيست (يعنى در زمان حيات امام7بازگو كردن فضايل و مظلوميت او ممنوع بود ولى حالا كه از دنيا رفت آن ممنوعيت برداشته شده است).
تا اينجا چند نمونه در تجويز نوحه سرايى براى اموات ذكر