فصل اين فصل در مورد نوحه سرايى براى مردگان است و اين كه نوحه سرايى اگر با سخن نيكو و راست باشد جايز است.
نوحه سرايى اولا؛ بايد با داد و فرياد و جزع و فزع نباشد و ثانيا؛ آنچه در مورد فضايل و مناقب آن مرده گفته مىشود راست باشد يا اين كه اعتماد داشته باشد كه راست است و گر نه اگر نوحه سرايى با داد و فرياد و جزع باشد يا آنچه در مورد فضايل آن ميت گفته مىشود دروغ باشد مسلم جايز نيست بلكه حرام است و باعث از بين رفتن اجر مىگردد. در اين زمينه نيز شواهد مختصرى از رفتار معصومين عليهم السّلام ذكر مىگردد.
از انس بن مالك روايت است كه گفت: چون از دفن پيغمبر6فارغ شديم حضرت فاطمه عليها السّلام نزد من آمد و گفت: اى انس! چگونه نفس شما را همراهى كرد كه خاك به صورت پيغمبر خدا6بريزيد؟
سپس گريست و فرمود:
«يا ابتاه اجاب ربّا دعاه يا ابتاه من ربّه ما ادناه.»
«اى پدر كه دعوت پروردگارت را اجابت كردى، چقدر به پروردگارت نزديكى»
اى دو جهان زير زمين از چه
خاك و نه خاكنشين از چه
در روايت معتبر آمده است كه آن مخدره مشتى از خاك پاك آن قبر مطهر گرفت و بر ديدگان خود گذاشت و گفت:
«ما ذا على من شمّ تربة احمد
ان لا يشمّ مدى الزّمان غواليا
صبّت علىّ مصائب لو انّها
صبّت على الأيّام صرن لياليا.
[1]»
«سزاوار است كسى كه تربت احمد را بوييد در طول روزگار عطرى نبويد. ناگواريها و مصيبتهاى كه بر من اصابت كرده اگر بر روزهاى روشن وارد شده بود شب تار مىگرديد.» 2 دليل ديگر بر تجويز نوحه سرايى اين است كه چنان كه قبلا گفته شد، پيغمبر6به عدهاى از انصار كه براى شهداى خود در جنگ احد گريه مىكردند فرمود: عمويم حمزه گريهكننده ندارد و خود حضرت نيز گريست. حضرت با اين عمل هم گريه و نوحه خانواده شهدا را تأييد كرد و هم تلويحا دستور داد كه بر عمويش حمزه نيز گريه كنند.
3 سومين دليل بر تجويز نوحهسرايى اين است كه وقتى مغيره وفات كرد ام سلمه از پيغمبر6اجازه خواست كه براى مغيره نوحه سرايى كند پيغمبر6به او اجازه داد كه او در وفات پسر عمويش مرثيهخوانى كند. ام سلمه چند بيت شعر به عنوان مرثيه در مرگ
[1]- روضة الواعظين، ص 75. المناقب، ج 1، ص 242
مغيره گفت. پيامبر تا پايان نوحه سرايىاش ناظر بود و ايرادى به ام سلمه نگرفت و سخنى نفرمود و بدين وسيله كار ام سلمه را تأييد و تقرير كرد.
وصيت امام باقر7در مورد عزادارى و ماتم خود
4 چهارمين دليل بر تجويز نوحه سرايى براى ميت اين است كه:
ابن بابويه از امام باقر7روايت كرده است كه آن حضرت وصيت كرد ده سال در موسم حج در منى براى او گريه و نوحه سرايى كنند، و رسم ماتم را تجديد نمايند و بر مظلوميت آن حضرت بگريند.
5 دليل پنجم بر جايز بودن نوحه سرايى براى اموات اين است كه يونس بن يعقوب از امام صادق7روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: پدرم امام باقر7به من وصيت كرد و فرمود: اى جعفر! مقدارى از مال مرا وقف كن براى ندبهكنندگان كه مدت ده سال در منى موسم حج بر من ندبه و گريه كنند.
علما گفتهاند: مقصود امام از وصيت اين بود كه مردم بدين وسيله از فضايل و مناقب و مصيبتها و مشكلاتى كه از طرف حكام وقت بر آنها وارد مىشد آگاه گردند. تا از آنها پيروى كنند، زيرا بعد از مرگ تقيهاى در كار نيست (يعنى در زمان حيات امام7بازگو كردن فضايل و مظلوميت او ممنوع بود ولى حالا كه از دنيا رفت آن ممنوعيت برداشته شده است).
تا اينجا چند نمونه در تجويز نوحه سرايى براى اموات ذكر
گرديد و معلوم شد كه نوحه سرايى و مرثيهخوانى و گريه بر اموات مادامى كه متضمن داد و فرياد و فزع و اكاذيب نباشد مانعى ندارد بلكه اگر در ميت صفات نيكويى باشد و ذكر آنها باعث تشويق و ترغيب ديگران بر آن صفات نيكو مىشود ممدوح است.
نوحه سرايى باطل و حرام
نوحه سرايى باطل و حرام اين است كه براى ميت صفاتى ذكر كند كه در او نبوده است مثلا به مرد «بخيل» گفته شود «كريم» يا به مرد «ترسو» گفته شود «شجاع» و يا اين كه زنها در نوحهخوانى طورى صدايشان را بلند كنند كه مردم نامحرم بشنود و يا لطمه و خراش به صورت وارد كنند و يا موى سر را بكنند و از مواردى است كه در شرع مقدس اسلام ممنوع شده و حرام مىباشد و باعث از بين رفتن اجر مصيبت است. احاديثى كه از پيغمبر6در مذمت و نهى از نوحه سرايى وارد شده ناظر به اين قسم از نوحه سرايى است. چند نمونه از آن احاديث در اينجا ذكر مىگردد.
1-
قال النبىّ6:«انا برى ممّن حلق و صلق.»
پيامبر6فرمود: «من بيزارم از كسى كه در مصيبت موى سرش را بكند و صداى گريه و نالهاش را بلند كند.» 2- پيامبر6به هنگام شهادت جعفر بن ابى طالب به حضرت فاطمه عليها السّلام فرمودند: دخترم در شهادت جعفر طيار «ويل و نكل و حرب» كه به هنگام مصيبت مىگويند مگو و آن چه كه
تو گفتى راست و درست بود (يعنى پيغمبر6خواست بدين وسيله به زنها توجه دهد تا همانند دخترش فاطمه نوحه سرايى كنند).
3- ابو مالك اشعر از پيامبر6نقل كرد كه آن حضرت فرمود:
زنى كه در مصيبت نوحه سرايى كند (البته منظور نوحه سرايى باطل مىباشد) اگر بدون توبه بميرد در روز قيامت با لباس قطران محشور مىشود.
قطران مادهاى است سياه رنگ مانند قير، بدبو و قابل اشتعال و در قيامت لباس مجرمين است. خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد:
«سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ»، يعنى لباس مجرمين از قطران است.[1]4-
«عن ابى سعيد الخدريلعن رسول اللَّه6النّائحة و المستمعة.»
پيامبر6زن نوحهكننده و زنى را كه صدايش به هنگام نوحه سرايى بگوش مرد نامحرم برسد لعنت كرده است.» 5-
«و عنه6ليس منّا من ضرب الخدود و شقّ الجيوب.[2]»
پيغمبر6فرمود: از ما نيست كسى كه در مصيبت به صورت خود بزند و موى سر خويش را بكند.» همان طورى كه قبلا گفته شد مقصود حضرت نهى مطلق از نوحه
[1]- ابراهيم: 50
[2]- سنن نسايى، ج 4، ص 19. مسند احمد، ج 1، ص 386
سرايى نيست بلكه منظور حضرت نوحه سرايى باطل است زيرا قبلا احاديثى از آن حضرت در تجويز نوحه سرايى ذكر گرديد.
خلاصه اين كه اخبار و احاديثى كه نوحه سرايى را جايز مىداند منظور نوحه سرايى قسم اول است و اخبار و احاديثى كه از آن نهى كرده است منظور نوحه سرايى قسم دوم يعنى نوحه سرايى باطل است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خاتمه