الْقِيامَةِ[1]خداوند هر مصيبتى به كسى وارد كند در برابر آن تسليت و دلدارى به مصيبت زده مىدهد، (يعنى اگر چه مصيبت فراغ پيغمبر6براى شما از اعظم مصيبتها است ولى خدا به شما آن چنان صبر و تحمل عطا مىكند كه بتوانيد اين مصيبت عظمى را تحمل كنيد) و هر چه از دست انسان برود خداوند تدارك و جبران مىنمايد.
پس فقط به خداوند عزّ و جلّ اعتماد كيند و به او اميدوار باشيد، زيرا مصيبت ديده حقيقى كسى است كه بر اثر جزع و فزع و بىتابى از ثواب و پاداش مصيبت محروم گردد.»
تسليت ملائكه به اهل بيت7
4-
و عن جابر بن عبد اللَّه رضى اللَّه عنه قال:«لمّا توفّي رسول اللَّه6عزّتهم الملائكة يسمعون الحسّ و لا يرون الشّخص فقالوا: السّلام عليكم اهل البيت و رحمة اللَّه و بركاته.
انّ في اللَّه عزّ و جلّ عزاء من كلّ مصيبة و خلفا من كلّ هالك فباللَّه فثقوا فايّاه فارجوا فانّما المحروم من حرم الثّواب و السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.[2]»
جابر بن عبد اللّه رضى اللَّه عنه گفت:
«وقتى كه رسول خدا6وفات نمود ملائكه به اهل بيت
[1]- آل عمران: 185،« هر كسى مزه مرگ را خواهد چشيد و شما پاداش خود را به طور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت.»
[2]- الكافى، ج 3، ص 221
پيغمبر6تسليت گفتند. اهل بيت صداى ملائكه را مىشنيدند ولى كسى را نمىديدند. ملائكه چنين مىگفتند:
«السّلام عليكم يا اهل البيت و رحمة اللَّه و بركاته».
همانا از جانب خداوند هر مصيبتى را تسليتى است و از هر هلاكت نجاتى است (يا براى هر فوتشدهاى جانشين و عوضى است) پس فقط به خداوند عز و جل اعتماد كنيد و به او اميدوار باشيد، زيرا مصيبت ديده آن كسى است كه بر اثر جزع و فزع از ثواب محروم گردد.
«و السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.»
تسليت حضرت خضر7به اصحاب پيامبر6
5- «
و روى البيهقى في الدّلائل قال:لمّا قبض رسول اللَّه6احدق به اصحابه فبكوا حوله فاجتمعوا فدخل رجل اشهب اللّحية صبيح الوجه فتخطى رقابهم فبكى ثمّ التفت الى اصحاب رسول اللَّه6فقال انّ في اللَّه عزاء من مصيبة و عوضا من كلّ فائت و خلفا من كلّ هالك فالى اللَّه فأنيبوا و الى اللَّه فارغبوا و نظره اليكم في البلاء فانظروه فانّ المصاب من لم يوجر و انصرف فقال بعضهم أ تعرفون الرّجل؟ فقال علىّ7نعم هذا اخو رسول اللَّه6الخضر7.»
«بيهقى در كتاب دلائل روايت كرده؛ مىنويسد:
وقتى كه روح مقدّس رسول خدا6قبض شد و از اين جهان فانى به جهان ابدى رحلت فرمود اصحاب دور آن حضرت
حلقه زده و گريه مىكردند. ناگهان ديدند مردى ريش سفيد با سيماى زيبا و نورانى وارد شد و با آنها مشغول گريه شد. سپس رو به اصحاب رسول خدا6كرد و گفت:
هر مصيبتى را از جانب خدا تسليتى است و از هر فوتشدهاى عوضى است و از هر هلاكتى نجاتى است.
پس به سوى خدا انابه كنيد و به طرف او ميل و رغبت پيدا كنيد و همان گونه كه او در بلا به شما توجه و عنايت دارد شما نيز به او توجه نماييد زيرا مصيبت ديده آن كسى است كه پاداش نداشته باشد (ولى چيزى كه پاداش دارد مصيبت محسوب نمىشود و شخص پاداشگيرنده در واقع مصيبت زده نيست بلكه مصيبت زده حقيقى كسى است كه بر اثر جزع و فزع پاداش خود را نابود كند) اين كلمات را آن پيرمرد خوش سيما گفت و رفت. يكى از اصحاب گفت آيا پيرمرد را شناختيد؟» حضرت على7فرمود: بلى اين مرد برادر رسول خدا6حضرت خضر7بود.»[1]
[1]- بيهقى از علماى اهل سنت است او مردى زاهد و به كم دنيا قانع بود، وقتى از او سؤال كردند آيا معاويه به خاطر جنگ با على از ايمان بيرون رفته است يا نه؟ در جواب گفت:
معاويه وارد ايمان نشده بود تا از آن بيرون رفته باشد، بلكه در زمان رسول خدا از كفر به نفاق وارد شد و سپس به همان كفر اصلى برگشت. بيهقى صاحب تأليفاتى است مانند سنن كبير و سنن صغير و دلائل النّبوه و شعب الايمان، او در سال 458 در نيشابور مرد و او را به بيهق بردند. بيهق مكانى است نزديك سبزوار( مشاهير دانشمندان اسلام، ج، 3، ص 107).
فصل در اين فصل نيز احاديث و قضايايى در مورد مصيبتها ذكر مىگردد.
1-
عن ابن عبّاس رضى اللَّه عنه قال: «قال رسول اللَّه6اذا اصاب احدكم مصيبة فليذكر مصيبة لى فانّها اعظم المصائب.[1]»
ابن عبّاس از رسول خدا6روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «هر گاه براى يكى از شما مصيبتى پيش آمد، مصيبت مرا به ياد آورد (تا مصيبت خود را فراموش كند) زيرا مصيبت من از بزرگترين مصيبتها است (فقدان آن حضرت از همه مصيبتها بزرگتر است).»
هنگام مصيبت، مصيبت پيامبر را به ياد آوريد:
2- «
و عنه6:من عظمت مصيبته فليذكر مصيبته بى فانّها ستهوّن عليه.»
«و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: هر كسى مصيبتش بزرگ شد به ياد آورد مصيبتى را كه بر او در فقدان من وارد آمده تا آن مصيبت براى او سهل و آسان گردد.»
[1]- دعائم الاسلام، ج 1، ص 324. قرب الاسناد، ص 45
مصيبت فقدان پيامبر6از اعظم مصيبتها است:
3-
و عنه6انّه قال:«في مرض موته ايّها النّاس ايّما عبد من امّتى اصيب بمصيبة بعدى فليتعزّ بمصيبته بى عن المصيبة الّتى تصيبه بغيرى فانّ احدا من امّتى لن يصاب بمصيبته بعدى اشدّ عليه من مصيبتى.»
و هم چنين از رسول خدا6به هنگام مرگ روايت شده است كه فرمود: اى مردم! بر هر يك از امتان من بعد از من مصيبتى رسيد خودش را به مصيبت فقدان من دلدارى دهد زيرا انسان هر گاه مصيبت بزرگ برايش رخ دهد مصيبتهاى كوچك را فراموش مىكند و هر وقت مصيبت فقدان و فراق پيغمبر6را به ياد آورد تمام مصيبتها ديگر را فراموش مىكند زيرا فقدان پيغمبر از بزرگترين مصيبتها است لذا پيغمبر اسلام فرمود: بر هيچ يك از امّتان من بعد از من مصيبتى وارد نمىآيد كه از مصيبت فقدان من بزرگتر باشد.»
تسليت نامه امام حسن7به امام حسين7در شهادت پدر
4- «
و عن عبد اللّه بن الوليد باسنادهلمّا اصيب علىّ7بعثنى الحسن الى الحسين7و هو بالمدائن فلمّا قرأ الكتاب قال: يا لها من مصيبة ما اعظمها مع انّ رسول اللَّه6قال: من اصيب منكم بمصيبة فليذكر مصابى فانّه لن يصاب
بمصيبة اعظم منها.[1]»
عبد اللّه بن وليد مىگويد: وقتى كه حضرت على7به شهادت رسيد امام حسن7نامهاى نوشت و به من داد تا در مدائن به امام حسين7بدهم. من نامه حضرت را در مدائن خدمت امام حسين7دادم وقتى كه امام حسين نامه برادرش را خواند و از شهادت پدرش مطلع شد گفت: چه مصيبت بزرگى بر من وارد شده با اين كه رسول خدا6فرمود: هر كس كه مصيبتى بر او وارد مىشود مصيبت مرا به ياد آورد زيرا هيچ مصيبتى از مصيبت فقدان پيغمبر6بزرگتر نيست (يعنى بعد از فقدان جدم پيغمبر6فقدان پدرم از بزرگترين مصيبتها است).
مصيبت حقيقى آن است كه مصيبت ديده از اجرش محروم گردد
5-
و روى اسحق بن عمّار عن الصّادق7انّه قال:«يا اسحق لا تعدّنّ مصيبة الّتي اعطيت عليها الصّبر و استوجبت من اللَّه عزّ و جلّ الثّواب انّما المصيبة الّتى يحرم صاحبها اجرها و ثوابها اذا لم يصبر عند نزولها.[2]»
اسحق بن عمار از امام صادق7روايت كرده است آن حضرت فرمود: «اى اسحق آن مصيبتى را كه در برابر آن صبر نمودى و سزاوار ثواب از طرف خدا شدى مصيبت مشمار بلكه مصيبت آن است كه صاحب آن از اجر و ثواب
[1]- الكافى، ج 3، ص 220
[2]- الكافى، ج 3، ص 225
آن محروم گردد و آن وقتى است كه در برابر آن مصيبت صبر نكند و بر اثر جزع و فزع اجر خودش را نابود كند.»
فرمايش امام صادق7به كسى كه از مصيبتش شكايت مىكرد
6-
«و عن ابى ميسرة قال:كنّا عند ابى عبد اللَّه7فجاء رجل و اشتكى اليه مصيبته فقال له اما انّك ان تصبر تؤجر و الّا تصبر يمضى عليك قدر اللَّه عزّ و جلّ الّذى قدر عليك و انت مذموم.[1]»
«از ابو ميسره روايت شده است كه مىگويد:
ما در خدمت امام صادق7بوديم كه مردى آمد و از مصيبت خود نزد آن حضرت شكايت كرد حضرت به آن مرد فرمود:
مگر نمىدانى كه اگر صبر كنى در نزد خدا مأجورى و اگر صبر نكنى آن مقدراتى كه خداوند عز و جل برايت معين كرده است بر تو جارى مىشود در حالى كه تو در نزد خدا مذمومى (يعنى چه صبر كنى و چه نكنى در هر دو صورت آن مقدرات بر تو جارى مىشود ولى اگر صبر كنى در نزد خدا اجر دارد ولى اگر صبر نكنى نه تنها اجر ندارى بلكه منفور درگاه خداوند مىشوى).»
انسان عمل خود را در قيامت مشاهده مىكند
7-
و عن جابر رضى اللَّه عنه قال: «قال رسول اللَّه6:قال لى
[1]- الكافى، ج 3، ص 225
جبرئيل7يا محمّد عش ما شئت فانّك ميّت و احبب من شئت فانّك مفارقه و اعمل ما شئت فانّك ملاقيه.[1]»
جابر بن عبد اللّه از رسول خدا6نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
«جبرئيل امين به من گفت: اى محمّد6هر طور كه ميل دارى زندگى كن، اما سرانجام بايد بميرى، هر كه را ميل دارى دوست داشته باش، ولى عاقبت بايد از وى جدا شوى.
هر عملى را كه مايلى در دنيا انجام بده، اما آنچه مىكنى در قيامت مشاهده خواهى كرد.»
داستان فقيه بنى اسرائيل و مرگ همسرش
8- در روايت است كه در قوم بنى اسرائيل فقيه عابد، عالم و مجتهدى بود؛ وى زنى داشت كه بسيار مورد علاقهاش بود. آن زن وفات كرد، مرد فقيه از وفات همسرش بسيار اندوهناك شد و از شدت ناراحتى خانه خلوتى اختيار كرد و درب خانه را به روى خودش بست؛ از مردم كنارهگيرى كرد و با كسى تماس نمىگرفت.
اين خبر به گوش يكى از زنان بنى اسرائيل رسيد. آن زن براى دلدارى به آن مرد فقيه به طرف خانه او روانه شد، وقتى به منزل رسيد به ملازمان خانه آن فقيه گفت:
من سؤالى دارم كه بايد خصوصى و شفاهى از فقيه بپرسم لذا
[1]- مجمع الزوائد، ج 10، ص 219