ذلك ما كان اعدائه يقتلون اوليائه و يحيفونهم و يمنعونهم و اعدائه آمنون مطمئنون غالون ظاهرون.
و لو لا ذلك لما قتل زكريّا و يحيى بن زكريّا ظلما و عدوانا في بغىّ من البغاياء و لولا ذلك لما قتل جدّك علىّ بن ابى طالب7لمّا قام بامر اللَّه ظلما و عمّك الحسين بن فاطمة6اضطهادا و عدوانا و لو لا ذلك لما قال اللَّه عزّ و جلّ في كتابه:
«وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ. وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً.[1]و لو لا ذلك لما جاء في الحديث لو لا ان يحزن المؤمن لجعلت للكافر عصابة من حديد فلا يتصدّع رأسه ابدا و لو لا ذلك لما جاء في الحديث انّه اذا احبّ اللَّه قوما او احبّ عبدا صبّ عليه البلاء صبّا فلا يخرج من غمّ. و لو لا ذلك لما جاء في الحديث ما من جرعتين احبّ الى اللَّه تعالى ان يجرعهما عبده المؤمن في الدّنيا من جرعة غيظ كظم عليها و جرعة حزن عند مصيبة صبر عليها بحسن عزا و احتساب و لو لا ذلك لما كان اصحاب رسول اللَّه6يدعون على من ظلمهم بطول العمر و صحّة البدن و كثرة المال و الولد.
و لولا ذلك ما بلغنا انّ رسول6كان اذا خصّ رجلا بالترحم عليه و الاستغفار استشهد فعليكم يا عم و ابن عم و بنى عمومتى
[1]- زخرف: 33 و 32
و اخوانى بالصّبر و الرّضا و التّسليم و التّفويض الى اللَّه عزّ و جلّ و الرّضا و الصّبر على قضائه و التّمسّك بطاعته و النّزول عند امره افرغ اللَّه علينا و عليكم الصّبر و ختم لنا و لكم السّعادة و انقذنا و ايّاكم من كلّ هلكة بحوله و قوّته انّه سميع قريب و صلّى اللَّه على صفوته من خلقه محمّد النّبى و اهل بيته صلوات اللَّه و سلامه و بركاته و رحماته عليهم اجمعين.[1]»
به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد، اى عموزاده! اگر از طرف دشمنان به تو و اهل بيتت مصيبت وارد شده است و به شما ظلم روا داشتهاند بدان كه تو تنها نيستى كه محزون و افسرده دل گشتهاى، بلكه بر من نيز ناراحتى و مصيبت جانسوز مانند تو وارد شده است ولى مراجعه نمودم به آنچه كه خداوند دستور داده است و بدين وسيله متقين را دلدارى داده و به صبر و استقامت در برابر مصيبتها و مشكلات امر نموده است آنجا كه خداوند به پيغمبرش مىگويد:
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ.[2]«اى پيغمبر ما! تو بر انكار و آزارشان براى حكم خداى خود صبر كن و مانند يونس مباش كه از خشم در عذاب امت تعجيل كرد.» و نيز هنگامى كه پيغمبر6بدن مثله شده عمويش حمزه را در جنگ احد مشاهده كرد بسيار متأثّر شد و گريست و از
[1]- الامثال، ص 579
[2]- قلم: 48
شدت ناراحتى گفت: اگر خداوند مرا به قريش غالب كند هفتاد نفر از آنها را به عوض حمزه مثله خواهم كرد؛ در آن وقت جبرئيل از طرف خدا براى پيغمبر6اين آيه را آورد:وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ.[1]«اگر مىخواهيد عقاب كنيد مثل آنچه را كه عقاب شديد عقاب كنيد (نه بيشتر) و اگر صبر پيشه كنيد البته كه صبر براى صابران بهتر است.» و پيغمبر6صبر كرده است و عقاب نكرده (وقتى كه در فتح مكه پيروز و مسلط شد فرمان عمومى صادر كرد، و از انتقام چشمپوشى كرد. در بعضى روايات آمده است كه جمله «اگر بر قريش غالب شوم هفتاد نفر از آنها را مثله خواهم كرد» را پيغمبر6نگفته است بلكه گروهى از مسلمانان گفتند).
نيز هنگامى كه به پيغمبرش فرمود:
وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى.[2]و خانواده خود را به نماز دستور داده و خود نيز بر انجام آن شكيبا و پر استقامت باش؛ ما از تو روزى نمىخواهيم بلكه ما به تو روزى مىدهيم و عاقبت نيك براى تقوا است.
[1]- نحل: 126
[2]- طه: 132
و هنگامى كه فرمود:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.[1]آنهايى كه وقتى مصيبتى به آنها برسد مىگويند: ما از آن خدا هستيم و به سوى او بازمىگرديم. اينها همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حال آنان شده و آنها هستند هدايت يافتگان.
نيز خداوند متعال فرمود:
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ.[2]» همانا خداوند صابران را به حد كمال و بدون حساب پاداش خواهد داد.
و هنگامى كه خداوند متعال از قول لقمان به فرزندش فرمود:
وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ[3]فرزندم در مصيبتها صبر كن كه اين از عزم ثابت و استوارترين امور است.
و هنگامى كه خداوند از قول حضرت موسى7گفته است:
قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.[4]موسى7به قوم خود گفت: از خدا يارى جوييد و صبر كنيد كه زمين ملك خدا است و او به هر كس از بندگان
[1]- بقره: 156 و 157
[2]- زمر: 10
[3]- لقمان: 17
[4]- اعراف: 128
بخواهد وامىگذارد و حسن عاقبت و پيروزى مخصوص اهل تقوى است.
و هنگامى كه خداوند متعال فرمود:
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ.[1]قسم به عصر كه تمام انسانها در خسارت و زيانند مگر آنان كه ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند و به يك ديگر سفارش به حق و سفارش به صبر كردهاند.
و هنگامى كه خداوند متعال فرمود:
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ.[2]«حتما شما را با اندكى از ترس، گرسنگى و آفت در مالها و جانها و ميوهها مىآزماييم، و مردان صبور با استقامت را مژده بده. (يعنى بلاها و گرفتاريها براى كسانى كه مقاومت مىكنند و ايستادگى نشان مىدهند، سودمند است و اثرات نيكى در آنان به وجود مىآورد، لذا در چنين وضعى بايد به آنان مژده داد.)» و نيز خداوند متعال فرمود:
وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ ...[3]خداوند مغفرت و پاداش بزرگى براى مردان و زنان صبر
[1]- عصر: 3
[2]- بقره: 155
[3]- احزاب: 35
كننده مهيا ساخته است.» و نيز فرمود:
وَ اصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ.[1]پيغمبرم صبر پيشه كن تا وقتى كه خدا (ميان تو و مخالفانت) حكم كند كه او بهترين حاكم است.
امثال اين آيات در مورد صبر و استقامت در برابر مصيبتها و مشكلات در قرآن كريم بسيار است.
بدان اى عمو و عموزاده! خداوند عز و جل هرگز لحظهاى بلا و سختى دنيا را از دوستش جدا نمىكند و هيچ چيز نزد خدا از صبر و مقاومت در برابر مصايب محبوبتر نيست.
نيز خداوند متعال هيچ گاه دشمنش را لحظهاى از نعمت مادى محروم نمىكند (يعنى خداوند همواره به دوستانش در دنيا سختى و بلا مىدهد و به دشمنانش راحتى و نعمت).
و اگر اين چنين نبود دشمنان خدا هرگز دوستانش را نمىكشتند و ظلم و ستم بر آنها روا نمىداشتند و از حق خودشان منعشان نمىكردند و بر دوستانش غالب و چيره نمىشدند.
اگر اين چنين نبود هرگز حضرت زكريا و حضرت يحيى بر اثر توطئه ناپاكان بنى اسرائيل كشته نمىشدند (و سر حضرت يحيى7براى يكى از زنهاى نابكار بنى اسرائيل به هديه برده نمىشد).
اگر چنين نبود هرگز جدّت على بن ابى طالب7به خاطر قيام به امر خدا مظلومانه كشته نمىشد.
[1]- يونس: 109
و نيز عمويت حسين پسر فاطمه عليها السّلام مغلوب نمىشد و به وضع دلخراشى مظلوم وار كشته نمىشد و اگر چنين نبود خداوند عز و جل در قرآن كريم نمىفرمود:
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ.[1]«و اگر نه اين بود كه مردم همه يك نوع امتند ما (از پستى و بىقدرى دنيا) آنان كه كافر به خدا مىشوند (به مال فراوان) سقف خانههايشان را از نقره خام قرار مىداديم و چندين طبقه كه بر سقف با نردبان بالا روند و نيز بر منزلهايشان (از بزرگى و وسعت) درهاى بسيار و تختهاى «زرنگار» كه بر آن تكيه زنند قرار مىداديم (و عمارتشان را به زر و زيور مىآراستيم و اينها همه متاع دنياست و آخرت ابدى نزد خدا مخصوص اهل تقواست).» و اگر نه اين بود هرگز در حديث وارد نمىشد:
«لو لا ان يحزن المؤمن لجعلت للكافر عصابة من حديد فلا يتصدّع رأسه ابدا.»
اگر مؤمن محزون نمىشد كاسه سر كافران را از آهن قرار مىداديم تا هرگز دردسر نبيند.
و اگر چنين نبود در حديث وارد نمىشد كه:
«اذا احبّ اللَّه قوما او احبّ عبدا صبّ عليه البلاء صبّا فلا يخرج
[1]- زخرف: 33 و 34
من غمّ»
؛ «هر گاه خداوند گروهى يا بندهاى را دوست بدارد مانند باران بر او بلا فرو مىريزد و هيچ گاه او از غم و محنت بيرون نمىرود.» و اگر نه اين بود هرگز در حديث نمىآمد كه:
«ما من جرعتين احبّ الى اللَّه تعالى ان يجرعهما عبده المؤمن في الدّنيا من جرعة غيظ كظم عليها و جرعة حزن عند مصيبة صبر عليها بحسن عزاء و احتساب.»
«هيچ جرعهاى نزد خدا محبوبتر از دو جرعه نيست؛ يكى جرعه خشمى كه مؤمن آن را فرو برد و ديگر شربت مصيبتى كه با شكيبايى بنوشد و براى خدا صبر كند.» و اگر چنين نبود اصحاب رسول خدا6براى كسى كه به آنها ظلم و ستم روا مىداشت دعا نمىكردند كه عمرش طولانى گردد و بدنش سلامت باشد و مال و فرزندش زياد شود (يعنى اگر عمر طولانى و سلامت بدن و كثرت مال و فرزند خوب بود اصحاب رسول اللَّه6براى دشمن خويش طلب نمىكردند) و اگر اين چنين نبود به ما نمىرسيد كه هر گاه پيامبر6مردى را مخصوصا ترحم مىنمود و طلب مغفرت براى او مىكرد شهيد مىشد.
پس اى عمو و پسر عمو و عموزادهها و برادرانم! بر شما باد به صبر و رضا و تسليم و به شما توصيه مىكنم كه امر مشكلات را به خداوند عز و جل واگذار نماييد و از قضا و قدر او راضى و خرسند شويد و صبر و بردبارى پيشه كنيد و به دستورهايى كه به هنگام مصيبت و بلا داده است تمسك جوييد و امر او را اطاعت كنيد (و در