(كه ظاهرا زنى زيبا ولى عاقر و نازا بود) ازدواج بنمايم؟
حضرت فرمود: نه. آن مرد رفت و دو مرتبه خدمت حضرت آمد و گفت: اى رسول خدا! آيا با فلان زن ازدواج بكنم؟
حضرت فرمود: نه.
آن مرد رفت و مرتبه سوم آمد پيامبر6فرمود: زن سياه زاينده نزد من بهتر است از زن زيباى نازا سپس فرمود:
مگر نمىدانى كه من به كثرت شما بر ساير امتها مباهات مىكنم؟ حتى اين كه فرزند سقط شده با حالت غضب و ناراحتى بر در بهشت مىماند به او مىگويند برو به بهشت مىگويد: تا پدر و مادرم نروند من پا در بهشت نمىگذارم و در مورد پدر و مادر شفاعت و وساطت مىكند و شفاعتش مورد قبول درگاه خداوند واقع مىشود و پدر و مادرش نيز به بهشت مىروند.» 16- «عن سهل بن الحنظلة و كان لا يولد له و هو ممّن بايع تحت الشّجرة قال: لئن يولد لى في الإسلام ولد و يموت سقطا فاحتسبه احبّ الىّ من ان يكون لى الدّنيا و ما فيها.» «سهل حنظله يكى از اصحاب پيغمبر6بود و صاحب فرزند نمىشد و از جمله كسانى است كه زير درخت با پيامبر6بيعت كرده است او مىگفت: اگر خداوند در اسلام به من فرزندى عنايت كند و آن فرزند در حال سقط از دنيا برود و من آن را به حساب خدا بگذارم نزد من از دنيا و آنچه در آن است بهتر مىباشد.»[1]
[1]- اين بيعت معروف است به بيعت رضوان كه در حديبيه ياران پيغمبر6با آن حضرت تجديد پيمان كردند و در زير سايه درختى دست آن بزرگوار را به عنوان بيعت و پيمان وفادارى فشردند.لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِيعنى خداوند از مؤمنانى كه زير درخت با تو پيمان مىبستند، خشنود شد« سوره فتح آيه 18»
فرزند تازه زاييده مادر خود را به سوى بهشت مىكشد
17-
«عن عبادة بن الصّامت انّ رسول اللَّه6قال:النّفساء يجرّها ولدها يوم القيامة بسررها الى الجنّة.[1]»
«عباده بن صامت از رسول خدا6نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: زن تازه زاييده را فرزند خود در قيامت به سررش به طرف بهشت مىكشد.» «نفساء» به ضم نون و فتح فاء زنى كه تازه زاييده باشد «سرر» به كسر و فتح سين آن چيزى است كه قابله آن را از ناف نوزاد قطع مىكند، يعنى فرزندى كه هنوز سرّهاش قطع نشده باشد.
برترى يك كودك پيش فرستاده از صد فرزند مجاهد
18-
«عن عمر بن شعيب عن ابيه عن جدّه قال: قال رسول اللَّه:من قدّم من صلبه ولدا لم يبلغ الحنث كان أفضل من ان يخلف من بعده مائة كلّهم يجاهدون في سبيل اللَّه لا تسكن روعتهم الى يوم القيامة.[2]»
«عمر بن شعيب از پدر و جدش روايت مىكند كه رسول گرامى6فرمود: كسى كه يك فرزند به حد بلوغ نرسيده از صلب خويش قبل از خود بفرستد (يعنى فرزندش قبل از بلوغ بميرد) بهتر است از اين كه صد فرزند بعد از خود به جاى بگذارد كه همه آنها در راه خدا جهاد كنند و تا روز
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 287
[2]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 392
قيامت لحظهاى قلبشان از جهاد در راه خدا آرام نگيرد.»
برترى يك سقط جنين پيش فرستاده از صد فرزند مجاهد بعد از خود
19-
«عن الحسن قال: قال رسول اللَّه6:لئن اقدم سقطا احب الىّ من ان اخلف مائة فارس كلّهم يقاتل في سبيل اللَّه.[1]»
«حسن از رسول خدا6نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
اگر يك فرزند سقط شده از پيش بفرستم برايم بهتر است از اين كه صد فرزند جنگنده از خود باقى بگذارم كه همه آنها در راه خدا جهاد كنند.»
سخنان رسول اكرم6به زبير در اهميت فرزند از پيش فرستاده
20-
«عن ايّوب بن موسى انّ النّبىّ6قال للزّبير:يا زبير انّك ان تقدم سقطا اخير من ان تدع بعدك من ولدك مائة كلّهم منهم على فرس يجاهدون في سبيل اللَّه.»
«ايوب بن موسى از پيامبر6نقل مىكند كه آن حضرت به زبير گفت: اى زبير! اگر يك فرزند سقط شده از پيش بفرستى بهتر است از اين كه صد فرزند از خود به يادگار گذارى كه همه آنها سوار بر اسب شوند و در راه خدا جهاد كنند.»
تحصن اطفال در قيامت و خطاب پروردگار به آنها
21-
«عن النّبىّ6انّه قال:يقال: للولدان يوم القيامة ادخلوا الجنّة فيقولون يا ربّ حتّى يدخل آباؤنا و امّهاتنا قال:
[1]- مجموعه ورام، ج 1، ص 287
فيأبون فيقول اللَّه عزّ و جلّ: مالى اراهم محبنطئين ادخلوا الجنّة. فيقولون: يا ربّ آباءنا فيقول تعالى: ادخلوا الجنّة انتم و آباؤكم.[1]»
«از رسول اكرم6نقل شده است كه فرمود: در روز قيامت به كودكان گفته مىشود برويد داخل بهشت كودكان مىگويند: پروردگارا! تا پدر و مادرمان داخل بهشت نشوند ما نمىرويم حضرت فرمود: كودكان از رفتن به بهشت امتناع مىورزند سپس خداوند عز و جل مىفرمايد: چرا اين كودكان ناراحتند خطاب مىكنند اى كودكان! برويد به داخل بهشت، كودكان عرض مىكنند پروردگارا! پدر و مادر ما داخل شوند تا ما نيز داخل شويم (آنگاه خداوند مهربان شفاعت اطفال را قبول مىكند) و از درگاه رحمت الهى خطاب مىرسد اى كودكان! شما با پدرانتان وارد بهشت شويد.»
استقبال كودكان با جامهاى شراب از پدر و مادر در قيامت
22-
«عن عبيدة بن عمير اللّيثي قال:اذا كان يوم القيامة خرج ولدان المسلمين من الجنّة بايديهم الشّراب قال:
فيقول النّاس لهم اسقونا اسقونا فيقولون: ابوينا ابوينا قال:
حتّى انّ السّقط محبنطئا بباب الجنّة فيقول: لا ادخل حتّى يدخل ابواى.»
[1]- مسند احمد، ج 4، ص 105
«از عبيد بن عمير ليثى روايت شده است كه مىگويد: وقتى روز قيامت مىشود اطفال مسلمين از بهشت بيرون مىآيند در حالى كه در دست خود جامهايى پر از شراب بهشتى دارند آنگاه مردم محشر از شدت تشنگى به آنها مىگويند:
اسقونا، اسقونا، يعنى به ما آب به ما آب دهيد. اطفال مىگويند: ابوينا، ابوينا، يعنى اين شرابهاى بهشتى مخصوص پدران ما است.
حتى اين كه فرزند سقط شده با حالت غضب و ناراحتى كنار در بهشت تحصن مىكند و مىگويد: تا پدر و مادرم به بهشت نروند من هرگز نخواهم رفت.»
منظره ديگر از تحصن اطفال در قيامت و خطاب پروردگار به آنها
23-
«عن انس بن مالك قال: قال رسول اللَّه6:اذا كان يوم القيامة نودى في اطفال المؤمنين ان اخرجوا من قبوركم فيخرجون من قبورهم ثم ينادى فيهم ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون: ربّنا و والدينا معنا ثمّ ينادى فيهم ثانية ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون: ربّنا و والدينا ثمّ ينادى فيهم ثالثة ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون: ربّنا و والدينا فيقول: في الرّابعة و والديكم معكم فيثب كلّ طفل الى ابويه فيأخذون بايديهم فيدخلون بهم الجنّة فهم اعرف بآبائهم و امّهاتهم يومئذ من اولادكم الّذين في بيوتكم.»
«انس بن مالك از رسول خدا6نقل كرد كه آن حضرت فرمود:
وقتى روز قيامت شود در ميان اطفال مؤمنين ندا مىشود كه از قبرهايتان خارج شويد آنها بلافاصله از قبرهايشان خارج مىشوند، سپس در بين آنها ندا مىشود كه فوج فوج به بهشت وارد شويد.
كودكان عرض مىكنند: پروردگارا! پدر و مادر ما هم با ما بيايند؟ مرتبه دوم به آنها ندا مىشود كه فوج فوج به بهشت رويد، اطفال مىگويند: پروردگارا! پدر و مادر ما هم بيايند؟ مرتبه سوم به ايشان ندا مىشود كه گروه گروه وارد بهشت گرديد. كودكان عرض مىكنند: خدايا! پدر و مادر ما هم با ما وارد شوند؟ خداوند در مرتبه چهارم خطاب مىفرمايد: شما با پدر و مادرتان وارد بهشت شويد آنگاه هر طفلى شتابان و به سرعت به طرف پدر و مادر خويش مىرود و دست آنها را مىگيرند و به اتفاق هم داخل بهشت مىگردند و آن اطفال در آن روز به پدر و مادرشان آشناترند از فرزندانى كه امروز در خانههاى شما هستند.» «زمر» دستجات و گروههاى مختلفى هستند كه به ترتيب يكى پس از ديگرى مىروند.
و بعضى گفتهاند زمر طبقات مختلفى از شهيدان و زاهدان و عالمان و قاريان و محدثان و غيرهم مىباشند.
سخنان پيامبر6هنگام تسليت به يكى از اصحاب
24-
«عن انس بن مالكانّ رجلا كان يجيء بصبىّ معه الى رسول
اللَّه6و انّه مات فاحتبس والده عن رسول اللَّه6فسأل عنه فقالوا مات صبيّه الّذى رايته معه فقال6:
هلا اذّنتمونى؟ فقوموا الى اخينا نعزّيه فلمّا دخل عليه اذا الرّجل حزينا و به كابة فعزّاه فقال: يا رسول اللَّه كنت ارجوه لكبر سنّى و ضعفى فقال: يا رسول اللَّه6: اما يسرك ان يكون يوم القيامة بإزائك فيقال له ادخل الجنّة فيقول: يا ربّ و ابواى فلا يزال يشفع حتّى يشفعه اللَّه عزّ و جلّ فيكم و يدخلكم الجنّة جميعا.»
«از انس بن مالك روايت شده است كه مردى هميشه با كودكش به نزد پيامبر اسلام6مىآمد و پس از چندى فرزندش فوت كرد و آن مرد از آمدن به خدمت پيغمبر6خوددارى كرد تا اين كه پيامبر6از حال آن مرد جويا شد اصحاب عرض كردند آن فرزندى كه شما ديديد كه به همراه او مىآمد وفات كرد حضرت فرمود: چرا مرا از اين قضيه با خبر نكرديد؟ فرمود: حركت كنيد تا برويم به نزد برادرمان و او را در مرگ فرزندش تسليت دهيم چون حضرت رسول6بر آن مرد وارد شد، ديد كه خيلى اندوهگين است و قيافهاش از شدت ناراحتى تغيير كرده است. حضرت به او تسليت گفت. مرد عرض كرد: اى رسول خدا6فرزندم اميد پيرى و دوران ضعف و ناتوانيم بوده است. حضرت رسول6فرمود: آيا تو را مسرور و دلشاد نمىكند به اين كه در روز قيامت به دنبالت بيايد و به او گفته مىشود برو به بهشت مىگويد: پروردگارا! پدر و مادر من هم به بهشت روند تا من بروم و آنقدر شفاعت و وساطت
مىكند تا اين كه خداوند عز و جل شفاعتش را مىپذيرد و همه شما را به بهشت مىبرد.» «احتبس» يعنى از آمدن به نزد رسول خدا6خوددارى كرد.
«هلا آذنتموني» يعنى چرا مرا خبر نكرديد.
«كآبه» يعنى تغيير و انكسار نفس از شدت اندوه و ناراحتى.
ايضا سخنان پيامبر6هنگام تسليت به عثمان بن مظعون
25-
«و عن انس ايضا قال:توفّي لعثمان بن مظعون رضى اللَّه عنه ولد فاشّتد حزنه عليه حتّى اتّخذ في داره مسجدا يتعبّد فيه فبلغ ذلك النّبى6فقال: يا عثمان انّ اللَّه عزّ و جلّ لم يكتب علينا رهبانيّه انّما رهبانيّة امّتى الجهاد في سبيل اللَّه يا عثمان بن مظعون انّ للجنّة ثمانية ابواب و للنّار سبعة ابواب أ فلا يسرّك الّا تأتى بابا منها الّا وجدت ابنك بجنبه اخذا بحجزتك ليشفع لك الى ربّه عزّ و جلّ قال: فقيل يا رسول اللَّه و لنا في افراطنا ما لعثمان قال نعم لمن صبر منكم و احتسب.[1]»
«و نيز انس بن مالك مىگويد: پسرى از عثمان بن مظعون وفات يافت و او شديدا از مرگ فرزند خويش محزون و اندوهناك گرديد حتى اين كه (از شدت ناراحتى) در خانه خود مسجدى اتخاذ كرد كه در آن مشغول عبادت بود (و از خانه بيرون نمىرفت) رسول خدا6از اين جريان با خبر شد (و به نزد او رفت) و گفت: اى عثمان! خداوند عز و جل
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 758