بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 63

قيامت لحظه‌اى قلبشان از جهاد در راه خدا آرام نگيرد.»

برترى يك سقط جنين پيش فرستاده از صد فرزند مجاهد بعد از خود

19-

«عن الحسن قال: قال رسول اللَّه6:لئن اقدم سقطا احب الىّ من ان اخلف مائة فارس كلّهم يقاتل في سبيل اللَّه.[1]»

«حسن از رسول خدا6نقل مى‌كند كه آن حضرت فرمود:

اگر يك فرزند سقط شده از پيش بفرستم برايم بهتر است از اين كه صد فرزند جنگنده از خود باقى بگذارم كه همه آنها در راه خدا جهاد كنند.»

سخنان رسول اكرم6به زبير در اهميت فرزند از پيش فرستاده‌

20-

«عن ايّوب بن موسى انّ النّبىّ6قال للزّبير:يا زبير انّك ان تقدم سقطا اخير من ان تدع بعدك من ولدك مائة كلّهم منهم على فرس يجاهدون في سبيل اللَّه.»

«ايوب بن موسى از پيامبر6نقل مى‌كند كه آن حضرت به زبير گفت: اى زبير! اگر يك فرزند سقط شده از پيش بفرستى بهتر است از اين كه صد فرزند از خود به يادگار گذارى كه همه آنها سوار بر اسب شوند و در راه خدا جهاد كنند.»

تحصن اطفال در قيامت و خطاب پروردگار به آنها

21-

«عن النّبىّ6انّه قال:يقال: للولدان يوم القيامة ادخلوا الجنّة فيقولون يا ربّ حتّى يدخل آباؤنا و امّهاتنا قال:

[1]- مجموعه ورام، ج 1، ص 287


صفحه 64

فيأبون فيقول اللَّه عزّ و جلّ: مالى اراهم محبنطئين ادخلوا الجنّة. فيقولون: يا ربّ آباءنا فيقول تعالى: ادخلوا الجنّة انتم و آباؤكم.[1]»

«از رسول اكرم6نقل شده است كه فرمود: در روز قيامت به كودكان گفته مى‌شود برويد داخل بهشت كودكان مى‌گويند: پروردگارا! تا پدر و مادرمان داخل بهشت نشوند ما نمى‌رويم حضرت فرمود: كودكان از رفتن به بهشت امتناع مى‌ورزند سپس خداوند عز و جل مى‌فرمايد: چرا اين كودكان ناراحتند خطاب مى‌كنند اى كودكان! برويد به داخل بهشت، كودكان عرض مى‌كنند پروردگارا! پدر و مادر ما داخل شوند تا ما نيز داخل شويم (آنگاه خداوند مهربان شفاعت اطفال را قبول مى‌كند) و از درگاه رحمت الهى خطاب مى‌رسد اى كودكان! شما با پدرانتان وارد بهشت شويد.»

استقبال كودكان با جام‌هاى شراب از پدر و مادر در قيامت‌

22-

«عن عبيدة بن عمير اللّيثي قال:اذا كان يوم القيامة خرج ولدان المسلمين من الجنّة بايديهم الشّراب قال:

فيقول النّاس لهم اسقونا اسقونا فيقولون: ابوينا ابوينا قال:

حتّى انّ السّقط محبنطئا بباب الجنّة فيقول: لا ادخل حتّى يدخل ابواى.»

[1]- مسند احمد، ج 4، ص 105


صفحه 65

«از عبيد بن عمير ليثى روايت شده است كه مى‌گويد: وقتى روز قيامت مى‌شود اطفال مسلمين از بهشت بيرون مى‌آيند در حالى كه در دست خود جامهايى پر از شراب بهشتى دارند آنگاه مردم محشر از شدت تشنگى به آنها مى‌گويند:

اسقونا، اسقونا، يعنى به ما آب به ما آب دهيد. اطفال مى‌گويند: ابوينا، ابوينا، يعنى اين شرابهاى بهشتى مخصوص پدران ما است.

حتى اين كه فرزند سقط شده با حالت غضب و ناراحتى كنار در بهشت تحصن مى‌كند و مى‌گويد: تا پدر و مادرم به بهشت نروند من هرگز نخواهم رفت.»

منظره ديگر از تحصن اطفال در قيامت و خطاب پروردگار به آنها

23-

«عن انس بن مالك قال: قال رسول اللَّه6:اذا كان يوم القيامة نودى في اطفال المؤمنين ان اخرجوا من قبوركم فيخرجون من قبورهم ثم ينادى فيهم ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون: ربّنا و والدينا معنا ثمّ ينادى فيهم ثانية ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون: ربّنا و والدينا ثمّ ينادى فيهم ثالثة ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون: ربّنا و والدينا فيقول: في الرّابعة و والديكم معكم فيثب كلّ طفل الى ابويه فيأخذون بايديهم فيدخلون بهم الجنّة فهم اعرف بآبائهم و امّهاتهم يومئذ من اولادكم الّذين في بيوتكم.»

«انس بن مالك از رسول خدا6نقل كرد كه آن حضرت فرمود:


صفحه 66

وقتى روز قيامت شود در ميان اطفال مؤمنين ندا مى‌شود كه از قبرهايتان خارج شويد آنها بلافاصله از قبرهايشان خارج مى‌شوند، سپس در بين آنها ندا مى‌شود كه فوج فوج به بهشت وارد شويد.

كودكان عرض مى‌كنند: پروردگارا! پدر و مادر ما هم با ما بيايند؟ مرتبه دوم به آنها ندا مى‌شود كه فوج فوج به بهشت رويد، اطفال مى‌گويند: پروردگارا! پدر و مادر ما هم بيايند؟ مرتبه سوم به ايشان ندا مى‌شود كه گروه گروه وارد بهشت گرديد. كودكان عرض مى‌كنند: خدايا! پدر و مادر ما هم با ما وارد شوند؟ خداوند در مرتبه چهارم خطاب مى‌فرمايد: شما با پدر و مادرتان وارد بهشت شويد آنگاه هر طفلى شتابان و به سرعت به طرف پدر و مادر خويش مى‌رود و دست آنها را مى‌گيرند و به اتفاق هم داخل بهشت مى‌گردند و آن اطفال در آن روز به پدر و مادرشان آشناترند از فرزندانى كه امروز در خانه‌هاى شما هستند.» «زمر» دستجات و گروههاى مختلفى هستند كه به ترتيب يكى پس از ديگرى مى‌روند.

و بعضى گفته‌اند زمر طبقات مختلفى از شهيدان و زاهدان و عالمان و قاريان و محدثان و غيرهم مى‌باشند.

سخنان پيامبر6هنگام تسليت به يكى از اصحاب‌

24-

«عن انس بن مالك‌انّ رجلا كان يجي‌ء بصبىّ معه الى رسول‌


صفحه 67

اللَّه6و انّه مات فاحتبس والده عن رسول اللَّه6فسأل عنه فقالوا مات صبيّه الّذى رايته معه فقال6:

هلا اذّنتمونى؟ فقوموا الى اخينا نعزّيه فلمّا دخل عليه اذا الرّجل حزينا و به كابة فعزّاه فقال: يا رسول اللَّه كنت ارجوه لكبر سنّى و ضعفى فقال: يا رسول اللَّه6: اما يسرك ان يكون يوم القيامة بإزائك فيقال له ادخل الجنّة فيقول: يا ربّ و ابواى فلا يزال يشفع حتّى يشفعه اللَّه عزّ و جلّ فيكم و يدخلكم الجنّة جميعا.»

«از انس بن مالك روايت شده است كه مردى هميشه با كودكش به نزد پيامبر اسلام6مى‌آمد و پس از چندى فرزندش فوت كرد و آن مرد از آمدن به خدمت پيغمبر6خوددارى كرد تا اين كه پيامبر6از حال آن مرد جويا شد اصحاب عرض كردند آن فرزندى كه شما ديديد كه به همراه او مى‌آمد وفات كرد حضرت فرمود: چرا مرا از اين قضيه با خبر نكرديد؟ فرمود: حركت كنيد تا برويم به نزد برادرمان و او را در مرگ فرزندش تسليت دهيم چون حضرت رسول6بر آن مرد وارد شد، ديد كه خيلى اندوهگين است و قيافه‌اش از شدت ناراحتى تغيير كرده است. حضرت به او تسليت گفت. مرد عرض كرد: اى رسول خدا6فرزندم اميد پيرى و دوران ضعف و ناتوانيم بوده است. حضرت رسول6فرمود: آيا تو را مسرور و دلشاد نمى‌كند به اين كه در روز قيامت به دنبالت بيايد و به او گفته مى‌شود برو به بهشت مى‌گويد: پروردگارا! پدر و مادر من هم به بهشت روند تا من بروم و آنقدر شفاعت و وساطت‌


صفحه 68

مى‌كند تا اين كه خداوند عز و جل شفاعتش را مى‌پذيرد و همه شما را به بهشت مى‌برد.» «احتبس» يعنى از آمدن به نزد رسول خدا6خوددارى كرد.

«هلا آذنتموني» يعنى چرا مرا خبر نكرديد.

«كآبه» يعنى تغيير و انكسار نفس از شدت اندوه و ناراحتى.

ايضا سخنان پيامبر6هنگام تسليت به عثمان بن مظعون‌

25-

«و عن انس ايضا قال:توفّي لعثمان بن مظعون رضى اللَّه عنه ولد فاشّتد حزنه عليه حتّى اتّخذ في داره مسجدا يتعبّد فيه فبلغ ذلك النّبى6فقال: يا عثمان انّ اللَّه عزّ و جلّ لم يكتب علينا رهبانيّه انّما رهبانيّة امّتى الجهاد في سبيل اللَّه يا عثمان بن مظعون انّ للجنّة ثمانية ابواب و للنّار سبعة ابواب أ فلا يسرّك الّا تأتى بابا منها الّا وجدت ابنك بجنبه اخذا بحجزتك ليشفع لك الى ربّه عزّ و جلّ قال: فقيل يا رسول اللَّه و لنا في افراطنا ما لعثمان قال نعم لمن صبر منكم و احتسب.[1]»

«و نيز انس بن مالك مى‌گويد: پسرى از عثمان بن مظعون وفات يافت و او شديدا از مرگ فرزند خويش محزون و اندوهناك گرديد حتى اين كه (از شدت ناراحتى) در خانه خود مسجدى اتخاذ كرد كه در آن مشغول عبادت بود (و از خانه بيرون نمى‌رفت) رسول خدا6از اين جريان با خبر شد (و به نزد او رفت) و گفت: اى عثمان! خداوند عز و جل‌

[1]- كنز العمال، ج 3، ص 758


صفحه 69

رهبانيت و گوشه‌نشينى را بر ما ننوشت و جايز نمى‌داند همانا رهبانيت امت من جهاد در راه خداست.

اى عثمان بن مظعون! بهشت هشت در دارد و جهنم هفت در آيا تو را خوشحال و مسرور نمى‌كند به اين كه از هيچ درى وارد نمى‌شوى مگر آنكه فرزندت را كنار آن در مى‌يابى در حالى كه به دامنت چنگ مى‌زند تا شفاعت تو را نزد پروردگار خويش بنمايد.

انس بن مالك گويد: بعضى از اصحاب گفتند: اى رسول خدا6آيا آنچه را كه براى پيش فرستاده عثمان گفتيد براى پيش فرستاده‌هاى ما هم هست؟ (يعنى همان طور كه فرموديد:

طفل فوت شده عثمان بن مظعون در قيامت از او شفاعت مى‌كند اطفال فوت شده ما هم در قيامت از ما شفاعت مى‌كنند) فرمود: بلى هر كس از شما در مرگ فرزند خويش براى خدا صبر كند آن فرزند در قيامت از او شفاعت مى‌كند.»[1]

گفتگوى رسول اكرم6با مرد فرزند مرده‌

26-

«عن قرّة بن اياس‌انّ النّبىّ6كان يختلف اليه رجل من الأنصار مع ابنه له فقال له النّبىّ6: ذات يوم يا فلان تحبّه؟

قال: نعم يا رسول اللَّه احبّه كحبّك ففقده النّبىّ6فسأل عنه‌

[1]- در مورد اين كه چرا در روايات براى بهشت هشت در و براى جهنم هفت در ذكر شده است دانشمندان اسلام نظرات گوناگونى ابراز داشته‌اند يكى از نظرات اين است كه اين مطلب اشاره به وسعت دائره رحمت الهى است و رحمت خدا بر غضبش غالب است همان طور كه در دعا كميل مى‌خوانيم:« يا من سبقت رحمته غضبه» اى خدايى كه رحمتت بر غضبت پيشى گرفته است.


صفحه 70

فقالوا يا رسول اللَّه مات ابنه فلمّا راه قال: عليه الصّلوة و السّلام اما ترضى (او لا ترضى) ان لا تأتى يوم القيامة بابا من ابواب الجنّة الّا جاء حتّى يفتحه لك فقال رجل يا رسول اللَّه اله وجده ام لكلّنا؟ قال: بل لكلّكم.[1]»

«قرّة بن اياس مى‌گويد: مردى از انصار هميشه با كودكش خدمت رسول خدا6رفت و آمد مى‌كرد روزى پيامبر6به او فرمود: اى فلان! آيا فرزندت را دوست مى‌دارى آن مرد عرض كرد: بلى يا رسول اللَّه او را همانند خودت دوست مى‌دارم. پس از چندى كه حضرت آن مرد را نديد حال او را از اصحاب جويا شد؟ اصحاب عرض كردند: اى رسول خدا! فرزند مورد علاقه‌اش وفات كرده است.

سپس وقتى كه پيامبر6آن مرد را ديد به او فرمود: آيا راضى و خشنود نمى‌شوى به اين كه روز قيامت به هيچ درى از درهاى بهشت نروى مگر آنكه فرزندت بيايد تا اين كه آن در را برايت بگشايد.

آنگاه مردى از اصحاب گفت: اى رسول خدا! آيا اين مطلب كه فرموديد تنها مخصوص اوست يا براى همه ما است؟

حضرت فرمود: براى همه شما است.»

طفل در قيامت در بهشت را به سوى پدر و مادر مى‌گشايد

27-

«روى البيهقى‌ان النبى6كان اذا جلس يحلق اليه نفر من اصحابه به و كان فيهم رجل له بنىّ صغير ياتيه من خلف ظهره‌

[1]- مسند احمد، ج 3، ص 436