بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 70

فقالوا يا رسول اللَّه مات ابنه فلمّا راه قال: عليه الصّلوة و السّلام اما ترضى (او لا ترضى) ان لا تأتى يوم القيامة بابا من ابواب الجنّة الّا جاء حتّى يفتحه لك فقال رجل يا رسول اللَّه اله وجده ام لكلّنا؟ قال: بل لكلّكم.[1]»

«قرّة بن اياس مى‌گويد: مردى از انصار هميشه با كودكش خدمت رسول خدا6رفت و آمد مى‌كرد روزى پيامبر6به او فرمود: اى فلان! آيا فرزندت را دوست مى‌دارى آن مرد عرض كرد: بلى يا رسول اللَّه او را همانند خودت دوست مى‌دارم. پس از چندى كه حضرت آن مرد را نديد حال او را از اصحاب جويا شد؟ اصحاب عرض كردند: اى رسول خدا! فرزند مورد علاقه‌اش وفات كرده است.

سپس وقتى كه پيامبر6آن مرد را ديد به او فرمود: آيا راضى و خشنود نمى‌شوى به اين كه روز قيامت به هيچ درى از درهاى بهشت نروى مگر آنكه فرزندت بيايد تا اين كه آن در را برايت بگشايد.

آنگاه مردى از اصحاب گفت: اى رسول خدا! آيا اين مطلب كه فرموديد تنها مخصوص اوست يا براى همه ما است؟

حضرت فرمود: براى همه شما است.»

طفل در قيامت در بهشت را به سوى پدر و مادر مى‌گشايد

27-

«روى البيهقى‌ان النبى6كان اذا جلس يحلق اليه نفر من اصحابه به و كان فيهم رجل له بنىّ صغير ياتيه من خلف ظهره‌

[1]- مسند احمد، ج 3، ص 436


صفحه 71

فيقعده بين يديه إلى ان هلك ذلك الصّبى فامتنع الرّجل من الحلقة ان يحضرها تذكرا له و حزنا قال: ففقده النبى6قال: ما لى لا أرى فلانا فقيل ابنه الّذى رايته هلك فمنعه الحزن اسفا عليه و تذكرا له ان يحضر الحلقه فلقيه النبى6فسأله عن ابنه فاخبره بهلاكه فعزّاه و قال: يا فلان ايّما كان احبّ اليك ان تمتع به عمرك او لا تأتي غدا بابا من ابواب الجنّة الّا وجدته قد سبقك اليه يفتحه لك قال يا نبى اللَّه لا بل يسبقنى الى باب الجنّة احبّ الىّ قال: فذاك لك فقام رجل من الانصار فقال: يا نبى اللَّه أ هذا لهذا خاصة ام من هلك له طفل من المسلمين كان له ذلك قال بل من هلك له طفل من المسلمين كان له ذلك.[1]»

«از بيهقى (كه يكى از فقهاى بزرگ سنت است) روايت شده است كه هر گاه پيامبر خدا6مى‌نشست گروهى از اصحاب دائره وار به نزد آن حضرت مى‌نشستند و در ميان آنها مردى بود كه فرزند كوچكش از عقب سرش مى‌آمد و پدرش او را در آن حلقه جمعيت جلوى خود مى‌نشاند تا اين كه آن بچه از دنيا رفت و پدر او از حضور در آن حلقه جمعيت خوددارى مى‌كرد چون اگر مى‌آمد در آن حلقه مى‌نشست به ياد صحنه‌اى كه بچه‌اش در آن جمع حضور داشت مى‌افتاد و متأثر و محزون مى‌شد لذا از اين جهت در آن جلسه شركت نمى‌كرد.

بيهقى مى‌گويد: پس از چندى كه پيامبر6آن مرد را در آن‌

[1]- سنن الكبرى، ج 4، ص 60


صفحه 72

جمع نيافت فرمود: فلان مرد كجاست و چرا من او را نمى‌بينم؟ اصحاب عرض كردند آن فرزندى كه به همراهش مى‌آمد و جلوى او مى‌نشست از دنيا رفت و از شدت ناراحتى و اين كه اگر در اين جمع شركت كند به ياد فرزندش مى‌افتد لذا از آمدن در اين جمع خوددارى مى‌كند.

رسول خدا6به ديدار او رفت و در مورد فرزندش از او پرسيد؟ عرض كرد: فرزندم دار دنيا را وداع كرد، حضرت پس از تسليت به او فرمود: اى فلان! كدام يك از اين دو چيز نزد تو بهتر است:

1- اين كه در مدت عمرت از فرزندت بهره‌مند مى‌شدى 2- اين كه فرداى قيامت به طرف هر درى از درهاى بهشت بروى فرزندت را پيش روى خود بيابى كه به طرف درب مى‌رود تا آن را برايت بگشايد؟ عرض كرد: اى رسول خدا! دوست دارم كه در قيامت فرزندم در بهشت را به سويم بگشايد. حضرت فرمود: آن فرزند براى تو چنين است.

در اين هنگام يكى از انصار حركت كرد و گفت: اى رسول خدا! اين خصيصه‌اى كه فرموديد مخصوص همين مرد است يا براى هر مسلمانى كه فرزندش وفات كند اين چنين است حضرت فرمود: هر كس از مسلمانان فرزندش بميرد آن فرزند در بهشت را به سويش مى‌گشايد.»

استقبال كودك از پدر در قيامت با جامى از شراب‌

28-

«عن زرارة بن اوفى انّ رسول اللَّه6عزّى رجلا على ابنه‌


صفحه 73

فقال:اجرك اللَّه و اعظم لك الأجر فقال الرّجل: يا رسول اللَّه انا شيخ كبير و كان ابنى قد أجزأ عنّى فقال له النّبىّ6أ يسرّك ان يشير لك او يتلقّاك من ابواب الجنّة بالكاس قال: من لى بذلك فقال: اللَّه لك به و لكلّ مسلم مات ولده في الإسلام.»

«از اوفى نقل شده كه رسول خدا6به مردى كه فرزندش از دنيا رفته بود تسليت گفت و به او فرمود:

آجرك اللَّه و اعظم لك الاجر

يعنى خداوند اجر بزرگ به تو عطا كن. آن مرد عرض كرد: اى رسول خدا من پير مرد سالخورده‌اى هستم و فرزندم كفايت امور مرا مى‌نمود حضرت به او فرمود: آيا خوشحال و مسرور نمى‌كند تو را كه فرزندت در قيامت به تو اشاره كند يا كنار درهاى بهشت با جامى از شراب بهشتى به استقبال تو بيايد؟ آن مرد عرض كرد چه كسى اين عنايت را به من مى‌كند حضرت فرمود: خداوند به تو و هر مسلمانى كه فرزندش بميرد عطا مى‌فرمايد.»

خانه حمد در بهشت‌

29-

«عن عبد اللَّه بن قيس عن رسول اللَّه6‌اذا مات ولدا لعبد قال اللَّه تعالى: لملائكته اقبضتم ولد عبدى؟ فيقولون نعم فيقول: قبضتم ثمرة فؤاده؟ فيقولون: نعم فيقول: ما ذا قال عبدى فيقولون: حمدك و استرجع فيقول اللَّه تعالى: ابنوا لعبدي بيتا في الجنّة و سمّوه بيت الحمد.[1]»

[1]- مسند احمد، ج 4، ص 415، سنن ترمذى، ج 2، ص 243، المغنى، ج 2، ص 413


صفحه 74

«از عبد اللَّه بن قيس روايت شده است كه پيامبر6فرمود:

هر گاه فرزند بنده بميرد خداوند به ملائكه‌اش مى‌فرمايد: آيا فرزند بنده‌ام را قبض نموديد و گرفتيد؟ ملائكه مى‌گويند بلى. سپس خداوند مى‌فرمايد: در آن هنگام بنده‌ام چه مى‌گفت: ملائكه عرض مى‌كنند. حمد و ستايش تو را مى‌نمود و كلمه استرجاع (يعنى‌إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌) بر زبان جارى مى‌كرد. آنگاه خداوند مى‌فرمايد: خانه‌اى در بهشت براى بنده‌ام بنا كنيد و آن را خانه حمد نام نهيد.»

كودكان پيش فرستاده سپر محكم براى پدر و مادر

30-

«روى‌انّ امرأة اتت النّبىّ6و معها ابن لها مريض فقالت:

يا رسول اللَّه ادع اللَّه تعالى ان يشفى لى ابنى هذا فقال لها رسول اللَّه6هل لك فرط؟ قالت: نعم يا رسول اللَّه قال: في الجاهليّة قالت: بل في الإسلام فقال رسول اللَّه:

جنّة حصينة.[1]»

«در روايت است كه زنى به خدمت رسول خدا6آمد و فرزند مريضش نيز به همراهش بود به پيامبر عرض كرد:

اى رسول خدا6به درگاه خدا دعا فرماييد تا فرزندم را شفا دهد. حضرت به آن زن فرمود: آيا فرزند از پيش فرستاده دارى (يعنى تا به حال فرزندى از تو فوت شده است يا نه) زن عرض كرد: بلى يا رسول اللَّه، پيامبر6فرمود: در زمان جاهليت يا در اسلام؟ زن گفت: در اسلام،

[1]- مجمع الزوائد، ج 3، ص 10


صفحه 75

رسول اكرم6فرمود: آن فرزند سپر محكم است (يعنى نگهدارنده تو است از آتش جهنم يا از جميع ترس و وحشتهاى قيامت).»

هر كس در مرگ فرزند صبر كند بهشت بر او واجب مى‌گردد

31-

«عن جابر بن سمرة قال: قال رسول اللَّه67‌من دفن ثلاثة و صبر عليهم و احتسب وجب له الجنّة فقالت: امّ ايمن و اثنين؟

فقال: من دفن اثنين و صبر عليهما و احتسبهما وجبت له الجنّة فقالت: امّ ايمن و واحد؟ فسكت و امسك فقال: يا امّ ايمن من دفن واحدا و صبر عليه و احتسب وجبت له الجنّة.[1]»

«جابر بن سمره مى‌گويد: رسول خدا6فرمود: كسى كه سه فرزندش بميرند و او بر مرگ آنها صبر پيشه سازد و به حساب خدا بگذارد (يعنى براى رضاى خدا صبر كند) بهشت بر او واجب مى‌شود. ام ايمن عرض كرد: اگر دو فرزند از او فوت شود چگونه است؟ حضرت فرمود: هر كس دو فرزند از او بميرد و او براى رضاى خدا صبر كند بهشت بر او واجب مى‌گردد. ام ايمن نيز عرض كرد: اگر يك فرزند از كسى فوت شود چطور است؟ حضرت ساكت شد و قدرى مكث كرد بعد فرمود: اى ام ايمن! هر كس يك فرزند از او فوت گردد و او براى خدا صبر پيشه كند بهشت بر او واجب مى‌شود.»

[1]- مجمع الزوائد، ج 3، ص؟؟؟ 10


صفحه 76

كودكان پيش فرستاده پدر و مادر را از آتش جهنم حفظ مى‌كنند

32-

«عن عبد اللَّه بن مسعود رضى اللَّه عنه قال: قال رسول اللَّه6‌من قدّم ثلاثة لم يبلغوا الحنث كان له حصنا حصينا فقال: ابو ذر قدّمت اثنين فقال6و اثنين ثمّ قال: ابىّ بن كعب قدّمت واحدا فقال:6و واحدا و لكن انّما كان ذلك عند الصّدمة الاولى.»

«عبد اللَّه بن مسعود رضى اللَّه عنه مى‌گويد: رسول خدا6فرمود: هر كس سه فرزندى كه هنوز به حد بلوغ نرسيده‌اند از پيش بفرستد (يعنى سه فرزندش بميرند) براى او در قيامت يك قلعه و پناهگاه محكمى است (كه او را از خطرات قيامت مصون مى‌دارد) ابو ذر گفت: من دو فرزند از پيش فرستادم (يعنى آيا اين حكم شامل من هم مى‌شود) حضرت رسول6بلى شامل كسانى كه دو فرزند از پيش فرستاده‌اند هم نيز مى‌شود سپس ابى بن كعب گفت: من يك پيش فرستاده دارم (يعنى آيا براى من نيز دژ و پناهگاهى در قيامت وجود دارد) حضرت فرمود: بلى. (يعنى كسى كه يك فرزند هم از پيش بفرستد مشمول اين قانون مى‌گردد) و اين دژ و پناهگاه پاداش اولين صدمه و مصيبت است.»

گفتار رسول اكرم6در مورد زنهاى فرزند مرده‌

33-

«عن ابو سعيد الخدرى‌انّ النّساء قلن للنّبىّ6اجعل لنا يوما تعظنا فيه فوعظهن و قال: ايّما امرأة مات لها ثلاثة من الولد


صفحه 77

كانوا لها حجابا من النّار قالت: امرأة و اثنان قال: و اثنان.[1]»

«از ابو سعيد خدرى روايت شده است كه زنها به پيامبر6عرض كردند: يك روز را براى موعظه ما قرار ده. حضرت آنها را موعظه نمود و فرمود: هر زنى سه فرزند از او فوت گردد آنها براى او حجابى و مانعى از آتش جهنم مى‌شود.

يكى از زنها گفت: اگر از كسى دو فرزند فوت شود چگونه است؟ فرمود: دو فرزند هم از كسى فوت شود براى او حجابى مى‌شوند كه او را از آتش جهنم حفظ مى‌كنند.»

گفتگوى پيامبر6با بانويى كه در مرگ فرزندش بيتابى مى‌كرد

34-

«عن بريدة قال:كان رسول اللَّه6يتعاهد الأنصار و يعودهم و يسئل عنهم فبلغه انّ امرأة مات ابن لها فجزعت عليه فاتاها فامرها بتقوى اللَّه عزّ و جلّ و الصّبر فقالت: يا رسول اللَّه انّى امرأة رقوب لا الد و لم يكن لى ولد غيره فقال رسول اللَّه6:

(الرّقوب الّتى لا يبقى لها ولدها) ما من امرء مسلم او امرأة مسلمة يموت لها ثلاثة من الولد الّا ادخلها اللَّه الجنّة.

و في حديث آخر، انّه6قال:لها اما تحبّين ان ترينه على باب الجنّة و هو يدعوك الينا قالت: بلى قال: فانّه كذلك.[2]»

«يكى از اصحاب رسول خدا به نام بريده مى‌گويد: رسول خدا6هميشه به ديدار و احوالپرسى انصار مى‌رفت و از وضع آنها جويا مى‌شد، روزى به حضرت خبر رسيد زنى‌

[1]- مسند احمد، ج 3، ص 34

[2]- كنز العمال، ج 3، ص 761