فقال:اجرك اللَّه و اعظم لك الأجر فقال الرّجل: يا رسول اللَّه انا شيخ كبير و كان ابنى قد أجزأ عنّى فقال له النّبىّ6أ يسرّك ان يشير لك او يتلقّاك من ابواب الجنّة بالكاس قال: من لى بذلك فقال: اللَّه لك به و لكلّ مسلم مات ولده في الإسلام.»
«از اوفى نقل شده كه رسول خدا6به مردى كه فرزندش از دنيا رفته بود تسليت گفت و به او فرمود:
آجرك اللَّه و اعظم لك الاجر
يعنى خداوند اجر بزرگ به تو عطا كن. آن مرد عرض كرد: اى رسول خدا من پير مرد سالخوردهاى هستم و فرزندم كفايت امور مرا مىنمود حضرت به او فرمود: آيا خوشحال و مسرور نمىكند تو را كه فرزندت در قيامت به تو اشاره كند يا كنار درهاى بهشت با جامى از شراب بهشتى به استقبال تو بيايد؟ آن مرد عرض كرد چه كسى اين عنايت را به من مىكند حضرت فرمود: خداوند به تو و هر مسلمانى كه فرزندش بميرد عطا مىفرمايد.»
خانه حمد در بهشت
29-
«عن عبد اللَّه بن قيس عن رسول اللَّه6اذا مات ولدا لعبد قال اللَّه تعالى: لملائكته اقبضتم ولد عبدى؟ فيقولون نعم فيقول: قبضتم ثمرة فؤاده؟ فيقولون: نعم فيقول: ما ذا قال عبدى فيقولون: حمدك و استرجع فيقول اللَّه تعالى: ابنوا لعبدي بيتا في الجنّة و سمّوه بيت الحمد.[1]»
[1]- مسند احمد، ج 4، ص 415، سنن ترمذى، ج 2، ص 243، المغنى، ج 2، ص 413
«از عبد اللَّه بن قيس روايت شده است كه پيامبر6فرمود:
هر گاه فرزند بنده بميرد خداوند به ملائكهاش مىفرمايد: آيا فرزند بندهام را قبض نموديد و گرفتيد؟ ملائكه مىگويند بلى. سپس خداوند مىفرمايد: در آن هنگام بندهام چه مىگفت: ملائكه عرض مىكنند. حمد و ستايش تو را مىنمود و كلمه استرجاع (يعنىإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) بر زبان جارى مىكرد. آنگاه خداوند مىفرمايد: خانهاى در بهشت براى بندهام بنا كنيد و آن را خانه حمد نام نهيد.»
كودكان پيش فرستاده سپر محكم براى پدر و مادر
30-
«روىانّ امرأة اتت النّبىّ6و معها ابن لها مريض فقالت:
يا رسول اللَّه ادع اللَّه تعالى ان يشفى لى ابنى هذا فقال لها رسول اللَّه6هل لك فرط؟ قالت: نعم يا رسول اللَّه قال: في الجاهليّة قالت: بل في الإسلام فقال رسول اللَّه:
جنّة حصينة.[1]»
«در روايت است كه زنى به خدمت رسول خدا6آمد و فرزند مريضش نيز به همراهش بود به پيامبر عرض كرد:
اى رسول خدا6به درگاه خدا دعا فرماييد تا فرزندم را شفا دهد. حضرت به آن زن فرمود: آيا فرزند از پيش فرستاده دارى (يعنى تا به حال فرزندى از تو فوت شده است يا نه) زن عرض كرد: بلى يا رسول اللَّه، پيامبر6فرمود: در زمان جاهليت يا در اسلام؟ زن گفت: در اسلام،
[1]- مجمع الزوائد، ج 3، ص 10
رسول اكرم6فرمود: آن فرزند سپر محكم است (يعنى نگهدارنده تو است از آتش جهنم يا از جميع ترس و وحشتهاى قيامت).»
هر كس در مرگ فرزند صبر كند بهشت بر او واجب مىگردد
31-
«عن جابر بن سمرة قال: قال رسول اللَّه67من دفن ثلاثة و صبر عليهم و احتسب وجب له الجنّة فقالت: امّ ايمن و اثنين؟
فقال: من دفن اثنين و صبر عليهما و احتسبهما وجبت له الجنّة فقالت: امّ ايمن و واحد؟ فسكت و امسك فقال: يا امّ ايمن من دفن واحدا و صبر عليه و احتسب وجبت له الجنّة.[1]»
«جابر بن سمره مىگويد: رسول خدا6فرمود: كسى كه سه فرزندش بميرند و او بر مرگ آنها صبر پيشه سازد و به حساب خدا بگذارد (يعنى براى رضاى خدا صبر كند) بهشت بر او واجب مىشود. ام ايمن عرض كرد: اگر دو فرزند از او فوت شود چگونه است؟ حضرت فرمود: هر كس دو فرزند از او بميرد و او براى رضاى خدا صبر كند بهشت بر او واجب مىگردد. ام ايمن نيز عرض كرد: اگر يك فرزند از كسى فوت شود چطور است؟ حضرت ساكت شد و قدرى مكث كرد بعد فرمود: اى ام ايمن! هر كس يك فرزند از او فوت گردد و او براى خدا صبر پيشه كند بهشت بر او واجب مىشود.»
[1]- مجمع الزوائد، ج 3، ص؟؟؟ 10
كودكان پيش فرستاده پدر و مادر را از آتش جهنم حفظ مىكنند
32-
«عن عبد اللَّه بن مسعود رضى اللَّه عنه قال: قال رسول اللَّه6من قدّم ثلاثة لم يبلغوا الحنث كان له حصنا حصينا فقال: ابو ذر قدّمت اثنين فقال6و اثنين ثمّ قال: ابىّ بن كعب قدّمت واحدا فقال:6و واحدا و لكن انّما كان ذلك عند الصّدمة الاولى.»
«عبد اللَّه بن مسعود رضى اللَّه عنه مىگويد: رسول خدا6فرمود: هر كس سه فرزندى كه هنوز به حد بلوغ نرسيدهاند از پيش بفرستد (يعنى سه فرزندش بميرند) براى او در قيامت يك قلعه و پناهگاه محكمى است (كه او را از خطرات قيامت مصون مىدارد) ابو ذر گفت: من دو فرزند از پيش فرستادم (يعنى آيا اين حكم شامل من هم مىشود) حضرت رسول6بلى شامل كسانى كه دو فرزند از پيش فرستادهاند هم نيز مىشود سپس ابى بن كعب گفت: من يك پيش فرستاده دارم (يعنى آيا براى من نيز دژ و پناهگاهى در قيامت وجود دارد) حضرت فرمود: بلى. (يعنى كسى كه يك فرزند هم از پيش بفرستد مشمول اين قانون مىگردد) و اين دژ و پناهگاه پاداش اولين صدمه و مصيبت است.»
گفتار رسول اكرم6در مورد زنهاى فرزند مرده
33-
«عن ابو سعيد الخدرىانّ النّساء قلن للنّبىّ6اجعل لنا يوما تعظنا فيه فوعظهن و قال: ايّما امرأة مات لها ثلاثة من الولد
كانوا لها حجابا من النّار قالت: امرأة و اثنان قال: و اثنان.[1]»
«از ابو سعيد خدرى روايت شده است كه زنها به پيامبر6عرض كردند: يك روز را براى موعظه ما قرار ده. حضرت آنها را موعظه نمود و فرمود: هر زنى سه فرزند از او فوت گردد آنها براى او حجابى و مانعى از آتش جهنم مىشود.
يكى از زنها گفت: اگر از كسى دو فرزند فوت شود چگونه است؟ فرمود: دو فرزند هم از كسى فوت شود براى او حجابى مىشوند كه او را از آتش جهنم حفظ مىكنند.»
گفتگوى پيامبر6با بانويى كه در مرگ فرزندش بيتابى مىكرد
34-
«عن بريدة قال:كان رسول اللَّه6يتعاهد الأنصار و يعودهم و يسئل عنهم فبلغه انّ امرأة مات ابن لها فجزعت عليه فاتاها فامرها بتقوى اللَّه عزّ و جلّ و الصّبر فقالت: يا رسول اللَّه انّى امرأة رقوب لا الد و لم يكن لى ولد غيره فقال رسول اللَّه6:
(الرّقوب الّتى لا يبقى لها ولدها) ما من امرء مسلم او امرأة مسلمة يموت لها ثلاثة من الولد الّا ادخلها اللَّه الجنّة.
و في حديث آخر، انّه6قال:لها اما تحبّين ان ترينه على باب الجنّة و هو يدعوك الينا قالت: بلى قال: فانّه كذلك.[2]»
«يكى از اصحاب رسول خدا به نام بريده مىگويد: رسول خدا6هميشه به ديدار و احوالپرسى انصار مىرفت و از وضع آنها جويا مىشد، روزى به حضرت خبر رسيد زنى
[1]- مسند احمد، ج 3، ص 34
[2]- كنز العمال، ج 3، ص 761
كه فرزندش مرده است ناراحتى و بىتابى مىكند. حضرت بلافاصله جهت تسليت و دلدارى آن زن به نزد او رفت و او را به تقوا و صبر امر فرمود. زن عرض كرد اى رسول خدا! من زنى «رقوب» و نازا هستم و فرزندى به غير از همين كه فوت شده نداشتم. (رقوب زنى است كه فرزندانش باقى نمىمانند و مىميرند) رسول خدا6فرمود: هيچ زن و مرد مسلمانى نيست كه سه فرزند از ايشان فوت گردد مگر آنكه خدا آنها را در بهشت داخل نمايد.
در حديث ديگر آمده است كه حضرت به آن زن فرمود: آيا دوست ندارى كه فرزندت را بر در بهشت ببينى در حالى كه تو را به سوى ما دعوت كند؟ زن گفت: بلى دوست دارم حضرت فرمود: اين چنين است كه فرزندت در قيامت تو را به سوى ما دعوت مىكند.» «رقوب» در لغت به معنى زن نازا يا زنى كه فرزندانش باقى نمانند آمده است در اين حديث به معنى دوم به كار رفته است يعنى زنى كه فرزندانش مىميرند و باقى نمىمانند.
ايضا گفتار پيامبر6در پاداش صبر در مرگ فرزند
35-
«عن النّصر السلمى انّ رسول اللَّه6قال:لا يموت لأحد من المسلمين ثلاثة من الولد فيحتسبهم الّا كانوا له حصنا من النّار فقالت: امرأة و اثنان فقال: و اثنان.[1]»
[1]- مضمون در كنز العمال، ج 3، ص 294، مسند احمد، ج 3، ص 34
«از نصر سلمى روايت شده است كه رسول خدا6فرمود:
هيچ مسلمانى نيست كه سه فرزندش فوت شود و آنها را به حساب خدا بگذارد (يعنى براى خدا صبر كند) مگر اين كه آنها پناهگاه محكمى براى او مىشود كه او را از آتش جهنم حفظ مىكنند. زنى عرض كرد: اى پيامبر! اگر كسى دو فرزندش هم بميرد چنين است حضرت فرمود: بلى.»
صبر در مرگ فرزند باعث نجات از آتش جهنم است
36-
«و عنه6من قدّم من ولده ثلثا صابرا محتسبا كان محجوبا من النّار باذن اللَّه عزّ و جلّ.[1]و في لفظ آخر من قدّم شيئا من ولده صابرا محتسبا حجزه باذن اللَّه من النّار.»
«رسول خدا6فرمود: كسى كه سه فرزند از پيش بفرستد و براى رضاى خدا صبر كند از آتش جهنم به اذن خدا محفوظ مىشود. و در حديث ديگر است كه فرمود: هر كس فرزندى از پيش بفرستد و براى خدا صبر كند، آن فرزند او را به اذن خدا از آتش جهنم حفظ مىكند.»
گفتگوى پيامبر6با ام ميسر در مورد فرزندان از پيش فرستاده
37-
«عن امّ ميسر الأنصاريّة عن رسول6انّه دخل عليها و هى تطبخ حبّا فقال:من مات له ثلاثة لم يبلغوا الحنث كانوا له حجابا من النّار فقالت: يا رسول اللَّه و اثنان فقال لها و اثنان يا امّ ميسر
[1]- كنز العمال، ج 16، ص 407
و في لفظ آخر فقالت: او فرطان؟ قال: او فرطان.[1]»
«رسول خدا6بر ام ميسر انصارى وارد شد و او مشغول طباخى بود حضرت به او فرمود: اى ام ميسر! هر كس سه فرزند او قبل از بلوغ بميرند آن فرزندان براى او حجاب و مانع از آتش جهنم مىشوند ام ميسر عرض كرد اى پيامبر خدا! اگر دو فرزند از كسى بميرند چگونه است؟ حضرت فرمود: اگر دو فرزند هم از او بميرند آن دو او را از آتش جهنم حفظ مىكنند.
و در حديث ديگر آمده است كه ام ميسر عرض كرد: اى پيامبر خدا! اگر كسى دو پيش فرستاده داشته باشد چگونه است؟ حضرت فرمود: اگر دو پيش فرستاده هم داشته آن دو او را از آتش جهنم حفظ خواهند كرد.»
ايضا گفتگوى پيامبر6با بانويى كه سه فرزندش مرده بود
38-
«عن قبيصة بن برهة قال:كنت عند رسول اللَّه6. جالسا اذ اتته امرأة فقالت: يا رسول اللَّه ادع اللَّه لى فانّه ليس يعيش لى ولد قال: و كم مات لك؟ قالت ثلثة قال: لقد احظرت منّ النّار بحظار شديد.[2]»
«يكى از اصحاب به نام قبيصه بن برهه مىگويد: من نزد پيامبر خدا6نشسته بودم كه زنى به خدمت حضرت آمد و گفت: يا رسول اللَّه به درگاه خدا براى من دعا بفرماييد زيرا فرزندانم مىميرند؟ حضرت فرمود: تا كنون چند
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 294
[2]- مجمع الزوائد، ج 3، ص 10